موضوعات دیگر را جستجو کنید…

موضوعات دیگر را جستجو کنید…

کشف کنید که چگونه خطوط پایه تمرکز و آرامش شخصی خود را اندازه‌گیری کنید تا خودتنظیمی ذهنی خود را بهبود بخشید.

حالا که اینجا هستید، شاید مایل باشید بدانید که چگونه Brainwear توجه و تمرکز شما را افزایش می‌دهد.

اعتیاد یک مسئله پیچیده است که بسیاری از افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و علم نشان می‌دهد که تا چه اندازه به نحوه کارکرد مغز ما گره خورده است. این مقاله به علم پشت اعتیاد، چرایی وقوع آن، و کارهایی که می‌توان درباره آن انجام داد می‌پردازد.

کشف کنید که چگونه خطوط پایه تمرکز و آرامش شخصی خود را اندازه‌گیری کنید تا خودتنظیمی ذهنی خود را بهبود بخشید.

حالا که اینجا هستید، شاید مایل باشید بدانید که چگونه Brainwear توجه و تمرکز شما را افزایش می‌دهد.

اعتیاد چیست

اعتیاد یک شرایط پیچیده است که مغز و رفتار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این وضعیت با نیاز مبرم و وسواس‌گونه به جستجو و مصرف یک ماده یا انجام یک رفتار، حتی زمانی که باعث آسیب می‌شود، مشخص می‌گردد.

این امر شامل تغییرات قابل‌توجهی در مدارهای مغزی است که پاداش، انگیزه، حافظه و کنترل تکانه را تنظیم می‌کنند. با گذشت زمان، مغز خود را با حضور مکرر عامل اعتیادآور سازگار می‌کند و به وضعیتی منجر می‌شود که در آن عملکرد طبیعی مختل می‌گردد.

در گذشته، اعتیاد اغلب به عنوان یک ضعف اخلاقی دیده می‌شد. با این حال، درک علمی مدرن که توسط تحقیقات گسترده مبتنی بر علوم اعصاب پشتیبانی می‌شود، نشان می‌دهد که اعتیاد یک اختلال مغزی مزمن و عودکننده است.

این تغییر دیدگاه بسیار حیاتی است زیرا تمرکز را از سرزنش برداشته و به سمت استراتژی‌های درمانی موثر هدایت می‌کند. چرخه اعتیاد به طور معمول شامل سه مرحله اصلی است:

  • افرط/مستی (نشئگی): این زمانی است که فرد اثرات فوری ماده یا رفتار را تجربه می‌کند. در این مرحله، افزایش ناگهانی دوپامین رخ می‌دهد؛ یک پیام‌رسان عصبی مرتبط با لذت و پاداش که رفتار را تقویت می‌کند.

  • محرومیت (خماری)/عاطفه منفی: هنگامی که ماده از بدن خارج می‌شود یا رفتار متوقف می‌گردد، فرد علائم فیزیکی و احساسی ناخوشایندی را تجربه می‌کند. این علائم می‌تواند شامل اضطراب، تحریک‌پذیری، افسردگی و ناراحتی جسمی باشد. انگیزه برای استفاده مجدد اغلب از تمایل به فرار از این احساسات منفی ناشی می‌شود.

  • اشتغال ذهنی/پیش‌بینی: در این مرحله، فرد ولع شدید و افکار وسواسی درباره ماده یا رفتار را تجربه می‌کند. توانایی مغز برای کنترل تکانه‌ها و تصمیم‌گیری درست مختل می‌شود و مقاومت در برابر تمایل به مصرف را دشوار می‌سازد.

این مراحل همیشه به ترتیب سختگیرانه‌ای اتفاق نمی‌افتند و شدت و مدت زمان آن‌ها می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. با این حال، آنچه سازگار و همیشگی است این است که این چرخه با گذشت زمان بدتر می‌شود و منجر به آسیب فزاینده به سلامت، روابط و زندگی کلی فرد می‌گردد.

نشانه‌های شخصیت اعتیادآور

در حالی که اعتیاد یک شرایط پیچیده است که سیستم پاداش مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد، برخی افراد ممکن است ویژگی‌های خاصی را نشان دهند که به نظر می‌رسد آن‌ها را آسیب‌پذیرتر می‌کند. درک این نکته مهم است که این ویژگی‌ها پیش‌بینی‌کننده‌های قطعی نیستند، بلکه الگوهایی هستند که در تحقیقات مشاهده شده‌اند. این نشانه‌ها اغلب به چگونگی مدیریت احساسات، تکانه‌ها و استرس توسط فرد مربوط می‌شوند.

یک حوزه کلیدی مشاهده در نحوه واکنش افراد به پاداش‌ها و چیزهای نوظهور است. به نظر می‌رسد برخی افراد به سمت تجربیات شدید کشیده می‌شوند و ممکن است بیشتر به دنبال موقعیت‌های جدید یا تحریک‌کننده باشند. این امر گاهی اوقات می‌تواند به عنوان تمایل به تکانشگری ظاهر شود، جایی که تصمیمات به سرعت و بدون فکر زیاد به عواقب آن‌ها گرفته می‌شوند. این تکانشگری می‌تواند به جنبه‌های مختلف زندگی، و نه فقط مصرف مواد، تعمیم یابد.

مشاهده رایج دیگر مربوط به تنظیم هیجانی است. فردی که در مدیریت احساسات شدید مشکل دارد یا به طور مکرر احساس پوچی یا بی‌حوصلگی می‌کند، ممکن است بیشتر مستعد جستجوی منابع بیرونی برای آرامش یا هیجان باشد. این منابع بیرونی می‌تواند شامل مواد مخدر باشد، اما رفتارهایی مانند قمار مفرط، پرخوری یا حتی استفاده مداوم از شبکه‌های اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد.

مکانیسم عصبی پشت ولع و وابستگی چیست؟

هنگامی که فردی به رفتاری دست می‌زند یا از ماده‌ای استفاده می‌کند که سیستم پاداش مغز را تحریک می‌کند، یک پیام‌رسان شیمیایی به نام دوپامین آزاد می‌شود. این افزایش ناگهانی دوپامین احساس لذت ایجاد می‌کند، رفتار را تقویت می‌نماید و احتمال تکرار آن را افزایش می‌دهد.

برخی مواد و فعالیت‌ها می‌توانند باعث آزادسازی غیرطبیعی، بزرگ و سریع دوپامین شوند. این امر مرکز پاداش مغز را که به عنوان هسته اکومبنس شناخته می‌شود، اشباع می‌کند و یک حس سرخوشی قدرتمند، اگرچه موقتی، ایجاد می‌نماید.

با گذشت زمان، مغز تلاش می‌کند تا با کاهش حساسیت خود به دوپامین، با این افزایش‌های شدید سازگار شود. به این پدیده تحمل (تحمل دارویی) می‌گویند. با ایجاد تحمل، فرد برای دستیابی به همان سطح از لذت، به مقدار بیشتری از ماده یا رفتار بیشتری نیاز دارد. آنچه به عنوان یک جستجوی داوطلبانه برای لذت شروع شده بود، سپس می‌تواند به یک نیاز وسواسی برای اجتناب از احساسات ناخوشایندی که در غیاب ماده یا رفتار ایجاد می‌شوند، تبدیل شود.

این تغییر، از ویژگی‌های بارز اعتیاد است. توانایی مغز برای تنظیم خود به خطر می‌افتد. به طور خاص، قشر پیش‌پیشانی که مسئول تصمیم‌گیری، قضاوت و کنترل تکانه است، فعالیت تغییر یافته‌ای را نشان می‌دهد.

این تغییر می‌تواند متوقف کردن استفاده از یک ماده یا خودداری از یک رفتار را برای افراد بسیار دشوار کند، حتی زمانی که عواقب منفی آن را تشخیص می‌دهند. مغز اساساً طوری سیم‌کشی می‌شود که اولویت را به جستجوی ماده یا رفتار بدهد، اغلب به قیمت از دست رفتن سایر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های زندگی.

انواع اعتیاد

اعتیاد می‌تواند به اشکال مختلف ظاهر شود و جنبه‌های مختلف زندگی و شیمی مغز فرد را تحت تاثیر قرار دهد. درک این انواع مختلف به شناخت نشانه‌ها و جستجوی کمک مناسب کمک می‌کند.

اعتیاد به مواد مخدر

این شاید شناخته‌شده‌ترین شکل اعتیاد باشد. این نوع شامل استفاده وسواسی از موادی مانند الکل، اوپیوئیدها (مسکن‌های افیونی)، محرک‌ها یا آرام‌بخش‌ها، علیرغم عواقب مضر آن‌هاست.

سیستم پاداش مغز به شدت درگیر می‌شود و در صورت عدم حضور ماده مخدر، منجر به ولع شدید و علائم محرومیت (خماری) می‌گردد. درمان اغلب شامل ترکیبی از سم‌زدایی، رفتاردرمانی و گاهی اوقات دارو برای مدیریت علائم محرومیت و ولع است.

اعتیاد جنسی

این وضعیت که به عنوان رفتار جنسی وسواسی نیز شناخته می‌شود، شامل افکار، اصرارها و رفتارهای جنسی مداوم و شدید است که کنترل آن‌ها دشوار است. اگرچه این نوع همیشه شامل مواد مخدر نیست، اما می‌تواند زندگی، روابط و مسئولیت‌های فرد را به طور قابل‌توجهی مختل کند.

درمان، به ویژه درمان شناختی رفتاری (CBT)، یک رویکرد رایج است که بر درک محرک‌ها و توسعه مکانیسم‌های مقابله‌ای سالم‌تر تمرکز دارد.

اعتیاد به قمار

این یک اعتیاد رفتاری است که با تمایل غیرقابل کنترل به قمار مشخص می‌شود، حتی زمانی که منجر به مشکلات شدید مالی، اجتماعی یا قانونی شود. مشابه اعتیاد به مواد، قمار نیز می‌تواند مسیرهای پاداش مغز را فعال کند و چرخه‌ای از جستجوی هیجان شرط‌بندی را ایجاد نماید.

گروه‌های حمایتی مانند انجمن قماربازان گمنام و اشکال مختلف درمان اغلب در بهبود این وضعیت استفاده می‌شوند.

اعتیاد به دوپامین

این اصطلاح اغلب به اعتیاد به فعالیت‌ها یا موادی اشاره دارد که باعث ترشح قابل‌توجه دوپامین می‌شوند.

در حالی که دوپامین بخش طبیعی از سیستم پاداش مغز است، رفتارها یا مواد خاصی می‌توانند این سیستم را به گروگان بگیرند و منجر به نیاز مبرم و وسواسی برای تجربه بیشتر شوند. این می‌تواند شامل هر چیزی از غذاهای خاص گرفته تا بازی‌های ویدئویی یا شبکه‌های اجتماعی باشد.

درمان بر متعادل‌سازی مجدد مسیرهای پاداش مغز از طریق تغییرات رفتاری و درمان تمرکز دارد.

اعتیاد به غذا

این شامل ولع وسواسی برای مصرف برخی غذاها، به ویژه غذاهای سرشار از شکر، چربی یا نمک است که اغلب منجر به مشکلات سلامتی مانند چاقی می‌شود. این اعتیاد با از دست دادن کنترل بر عادات غذایی مشخص می‌شود، شبیه به اینکه چگونه ممکن است فرد کنترل خود بر مصرف مواد را از دست بدهد.

استراتژی‌های درمانی می‌تواند شامل مشاوره تغذیه، رفتاردرمانی و گروه‌های حمایتی باشد.

اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی

در عصر دیجیتال امروز، استفاده مفرط و وسواسی از پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به یک نگرانی فزاینده تبدیل شده است. این امر می‌تواند منجر به نادیده گرفتن مسئولیت‌ها، انزوای اجتماعی و تاثیرات منفی بر سلامت روان شود.

جریان مداوم اعلان‌ها و تاییدهای اجتماعی می‌تواند ترشح دوپامین را تحریک کرده و این رفتار را تقویت کند. درمان و تعیین محدودیت‌های سختگیرانه برای استفاده، از اجزای کلیدی مقابله با این نوع اعتیاد هستند.

کدام عوامل اولیه و شرایط خطر در ایجاد اعتیاد نقش دارند؟

اعتیاد تحت تاثیر مجموعه‌ای از عوامل است که می‌تواند برخی افراد را نسبت به دیگران آسیب‌پذیرتر کند. آن را مانند یک طوفان سهمگین تصور کنید که در آن ژنتیک، محیط و تجربیات شخصی همه با هم ترکیب می‌شوند.

پیش‌زمینه‌های ژنتیکی و بیولوژیکی چقدر اهمیت دارند؟

تخمین زده می‌شود که ژنتیک می‌تواند بین ۴۰٪ تا ۶۰٪ از خطر ابتلا به اعتیاد در یک فرد را تشکیل دهد. این بدان معناست که برخی ویژگی‌های ارثی می‌توانند فرد را مستعدتر کنند. این عوامل ژنتیکی اغلب با نحوه عملکرد مسیرهای پاداش مغز، به ویژه در رابطه با پیام‌رسان‌های عصبی مانند دوپامین، مرتبط هستند.

به عنوان مثال، تغییرات در ژن‌هایی که گیرنده‌های دوپامین را تنظیم می‌کنند، می‌توانند بر شدت تجربه اثرات لذت‌بخش مواد یا رفتارها در یک فرد تاثیر بگذارند و به طور بالقوه خطر ابتلا را افزایش دهند. علاوه بر این، نحوه متابولیسم برخی مواد در بدن می‌تواند تحت تاثیر ژنتیک باشد که بر تحمل و آسیب‌پذیری اثر می‌گذارد.

استرس‌های محیطی و تاثیرات اجتماعی چه نقشی دارند؟

فراتر از بیولوژی، دنیای اطراف ما نقش مهمی ایفا می‌کند. قرار گرفتن زودهنگام در معرض مصرف مواد در خانواده، یا بزرگ شدن در محیط‌هایی که استرس و تروما (ضربه روحی) در آن‌ها رایج است، می‌تواند خطر را افزایش دهد.

عوامل اجتماعی مانند فشار همسالان یا در دسترس بودن مواد اعتیادآور یا رفتارهای اعتیادآور نیز نقش دارند. زندگی در شرایط پراسترس یا تجربه اختلالات شدید در زندگی می‌تواند افراد را بیشتر به سمت استفاده از مواد یا رفتارها به عنوان یک مکانیسم مقابله‌ای سوق دهد.

تروما و شرایط سلامت روان همزمان چگونه آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهند؟

شرایط سلامت روان ارتباط نزدیکی با اعتیاد دارند. مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و سایر اختلالات خلقی یا شخصیتی می‌توانند آسیب‌پذیری فرد را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهند.

اغلب، افراد ممکن است برای خوددرمانی یا کاهش دردهای عاطفی مرتبط با این شرایط به مواد مخدر روی آورند یا به رفتارهای اعتیادآور دست بزنند. وجود تروما، به ویژه در سال‌های رشد، می‌تواند رشد مغز و تنظیم هیجانی را تغییر دهد و افراد را در مراحل بعدی زندگی، در حالی که به دنبال تسکین خاطرات یا احساسات ناراحت‌کننده هستند، بیشتر مستعد ابتلا به الگوهای اعتیادآور کند.

کدام رویکردها برای درمان و بهبودی اعتیاد موثرترین هستند؟

درمان اعتیاد شامل یک رویکرد چندبعدی است و این واقعیت را به رسمیت می‌شناسد که اعتیاد یک شرایط پیچیده است که مغز و رفتار را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

هدف از درمان، کمک به بیماران برای متوقف کردن جستجو و مصرف وسواسی مواد، مدیریت علائم محرومیت و توسعه استراتژی‌هایی برای جلوگیری از عود مجدد است. این امر اغلب نیاز به ترکیبی از حمایت‌های پزشکی، روانشناختی و اجتماعی دارد.

بیماران در طول یک سم‌زدایی تحت نظارت پزشکی باید چه انتظاری داشته باشند؟

سم‌زدایی به طور معمول اولین قدم در درمان اعتیاد است. این یک فرآیند تحت نظارت پزشکی است که برای کمک به افراد در جهت ترک ایمن یک ماده طراحی شده است.

در طول سم‌زدایی، متخصصان مراقبت‌های بهداشتی علائم فیزیکی محرومیت را مدیریت می‌کنند، که این علائم بسته به نوع ماده و میزان وابستگی فرد می‌تواند از ناخوشایند تا تهدیدکننده زندگی متغیر باشد. ممکن است از داروها برای کاهش علائم ترک و کاهش ولع مصرف استفاده شود.

مدت زمان و شدت سم‌زدایی بسته به نوع اعتیاد و عوامل فردی بسیار متفاوت است.

چه زمانی یک برنامه توانبخشی ساختاریافته بستری یا سرپایی توصیه می‌شود؟

توانبخشی اغلب برای افرادی توصیه می‌شود که به حمایتی شدیدتر از آنچه مراقبت‌های سرپایی می‌توانند ارائه دهند، نیاز دارند.

برنامه‌های توانبخشی می‌توانند به صورت بستری (مقیم در مرکز) یا سرپایی باشند. توانبخشی بستری یک محیط ساختاریافته و همه‌جانبه را ارائه می‌دهد که در آن افراد در مرکز زندگی می‌کنند و حمایت ۲۴ ساعته در تمام روزهای هفته دریافت می‌کنند و از محرک‌های زندگی روزمره خود دور می‌شوند. توانبخشی سرپایی به افراد اجازه می‌دهد در خانه زندگی کنند در حالی که به طور منظم در جلسات درمانی شرکت می‌نمایند.

تصمیم‌گیری برای نوع توانبخشی بر اساس شدت اعتیاد، وجود شرایط سلامت روان همزمان و سیستم حمایتی بیمار گرفته می‌شود.

چرا گروه‌های حمایتی همتایان مانند AA و NA برای پاک ماندن حیاتی هستند؟

گروه‌های حمایتی مانند الکلی‌های گمنام (AA) و معتادان گمنام (NA) نقش مهمی در بهبودی از اعتیاد برای بسیاری از افراد ایفا می‌کنند. این گروه‌ها بر اساس یک مدل ۱۲ قدمی عمل می‌کنند و جامعه‌ای از افراد با تجربیات مشابه را فراهم می‌آورند.

آن‌ها از طریق جلسات منظم و تشویق‌های دوجانبه، حمایت همتایان، مسئولیت‌پذیری و چارچوبی برای حفظ پاکی ارائه می‌دهند. این گروه‌ها اغلب همراه با سایر اشکال درمان استفاده می‌شوند.

چگونه درک علوم مغز می‌تواند نتایج بهبودی را بهبود بخشد؟

بنابراین، دیده‌ایم که اعتیاد چگونه واقعاً با سلامت مغز فرد بازی می‌کند. این موضوع فقط به نیروی اراده مربوط نمی‌شود؛ بلکه به نحوه تغییر شیمی و مسیرهای مغز توسط مواد، به ویژه در سیستم پاداش، مربوط است. این تغییر می‌تواند متوقف کردن مصرف را بسیار سخت کند، حتی زمانی که فرد خودش بخواهد.

اما خبر خوب این است که علم تصویر بهتری از آنچه در حال رخ دادن است به ما می‌دهد و این به ما کمک می‌کند تا راه‌های بهتری برای درمان آن پیدا کنیم. درک علوم مغز به این معنی است که می‌توانیم درمان‌هایی ایجاد کنیم که در واقع با ساختار سیم‌کشی مغز کار کنند، نه علیه آن.

منابع

  1. قماربازان گمنام. (دسترسی در ۱۳ آوریل ۲۰۲۶). https://gamblersanonymous.org/

  2. پوپسکو، ا.، ماریان، م.، دراگوی، ا. م.، و کوستیا، ر. و. (۲۰۲۱). درک ژنتیک و مسیرهای نوروبیولوژیکی پشت اعتیاد (مرور علمی). طب تجربی و درمانی، ۲۱(۵)، ۵۴۴. https://doi.org/10.3892/etm.2021.9976

  3. خدمات جهانی الکلی‌های گمنام. الکلی‌های گمنام. https://www.aa.org/

  4. خدمات جهانی معتادان گمنام. معتادان گمنام. https://na.org/

سوالات متداول

اعتیاد دقیقاً چیست؟

اعتیاد یک مشکل پیچیده مغزی است که باعث می‌شود فرد به مصرف یا انجام کاری مانند مواد مخدر یا قمار ادامه دهد، حتی زمانی که این کار باعث آسیب می‌شود. اعتیاد نحوه کارکرد مغز را تغییر می‌دهد، شبیه به اینکه چگونه سایر مشکلات سلامتی طولانی‌مدت بر بدن تاثیر می‌گذارند.

اعتیاد چگونه مغز را تغییر می‌دهد؟

اعتیاد بر سیستم پاداش مغز تاثیر می‌گذارد؛ سیستمی که طوری طراحی شده است تا وقتی کارهای لازم برای بقا مانند غذا خوردن را انجام می‌دهیم، حس خوبی به ما بدهد. مواد یا رفتارهای اعتیادآور باعث ترشح عظیمی از مواد شیمیایی لذت‌بخش مانند دوپامین می‌شوند. با گذشت زمان، مغز خود را سازگار می‌کند و برای اینکه احساس عادی داشته باشد به مقدار بیشتری از آن ماده یا رفتار نیاز پیدا می‌کند و توانایی لذت بردن از پاداش‌های طبیعی را از دست می‌دهد.

آیا اعتیاد یک بیماری است؟

بله، اعتیاد به طور گسترده به عنوان یک بیماری مزمن مغزی شناخته می‌شود. مانند سایر بیماری‌های مزمن مانند دیابت یا بیماری‌های قلبی، اعتیاد نیز شامل تغییراتی در مغز است که می‌تواند تا پایان عمر باقی بماند و نیاز به مدیریت و درمان مداوم دارد.

نقش دوپامین در اعتیاد چیست؟

دوپامین یک پیام‌رسان شیمیایی در مغز است که نقش کلیدی در سیستم پاداش بازی می‌کند. این ماده زمانی آزاد می‌شود که ما چیزی لذت‌بخش را تجربه می‌کنیم. مواد و رفتارهای اعتیادآور باعث ترشح غیرطبیعی و بسیار زیاد دوپامین می‌شوند که این رفتار را به شدت تقویت کرده و به چرخه اعتیاد کمک می‌کند.

آیا برخی افراد بیشتر از دیگران احتمال دارد معتاد شوند؟

بله، عوامل خاصی می‌توانند خطر ابتلا در یک فرد را افزایش دهند. این عوامل شامل ژنتیک (سابقه خانوادگی)، تاثیرات محیطی (مانند استرس یا فشار همسالان) و وجود سایر مشکلات سلامت روان مانند اضطراب یا افسردگی است. قرار گرفتن در معرض مواد اعتیادآور در سنین پایین نیز می‌تواند آسیب‌پذیری را افزایش دهد.

نشانه‌های یک شخصیت اعتیادآور چیست؟

اگرچه چیزی به نام یک «شخصیت اعتیادآور» واحد وجود ندارد، اما برخی ویژگی‌ها اغلب در افرادی که بیشتر مستعد اعتیاد هستند دیده می‌شود. این ویژگی‌ها ممکن است شامل تکانشگری، تمایل به ریسک‌پذیری، دشواری در مدیریت استرس و سابقه‌ی جستجوی تجربیات شدید باشد.

انواع مختلف اعتیاد، مانند قمار یا شبکه‌های اجتماعی، چگونه بر مغز تاثیر می‌گذارند؟

رفتارهایی مانند قمار، استفاده مفرط از شبکه‌های اجتماعی یا پرخوری نیز می‌توانند سیستم پاداش مغز را تحریک کرده و منجر به الگوهای ناسالم شوند. آن‌ها درست مانند مواد مخدر باعث افزایش ناگهانی دوپامین می‌شوند که منجر به اشتغال ذهنی وسواسی و دشواری در متوقف ساختن آن، حتی با وجود عواقب منفی می‌گردد.

آیا مشکلات سلامت روان می‌توانند منجر به اعتیاد شوند؟

قطعاً. بسیاری از افراد مبتلا به اعتیاد با شرایط سلامت روان مانند افسردگی یا اضطراب نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. آن‌ها ممکن است برای مقابله با علائم خود به مصرف مواد روی آورند یا به رفتارهای اعتیادآور بپردازند که متاسفانه می‌تواند منجر به اعتیاد یا بدتر شدن آن شود. درمان همزمان هر دو مشکل اغلب ضروری است.

تفاوت پاداش‌های طبیعی و محرک‌های مصنوعی در مغز چیست؟

پاداش‌های طبیعی مانند غذا یا ارتباطات اجتماعی، سیستم لذت مغز را به روشی متعادل فعال می‌کنند. محرک‌های مصنوعی مانند مواد مخدر یا رفتارهای اعتیادآور، باعث هجوم بیش از حد مواد شیمیایی لذت‌بخش می‌شوند. این تحریک بیش از حد مکرر می‌تواند مغز را غیرحساس کند، پاداش‌های طبیعی را کم‌لذت‌تر جلوه دهد و وابستگی به محرک مصنوعی را افزایش دهد.

کشف کنید که چگونه خطوط پایه تمرکز و آرامش شخصی خود را اندازه‌گیری کنید تا خودتنظیمی ذهنی خود را بهبود بخشید.

حالا که اینجا هستید، شاید مایل باشید بدانید که چگونه Brainwear توجه و تمرکز شما را افزایش می‌دهد.

Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و داده‌های مغزی به پیشبرد پژوهش‌های علوم اعصاب کمک می‌کند.

کریستین بورگوس

جدیدترین اخبار از ما

مرجع میانگین مشترک در الکتروانسفالوگرافی (EEG)

یکی از رایج‌ترین گزینه‌های مرجع در تحقیقات EEG، مرجع میانگین مشترک یا CAR است که مقدار هر کانال را نسبت به میانگین تمام کانال‌های روی پوست سر مجدداً محاسبه می‌کند.

CAR به عنوان یک پیش‌فرض برای پاک‌سازی نویز شهرت دارد. این روش تقریباً به طور خودکار در خطوط لوله BCI، مقالات منتشر شده و جعبه‌ابزارهای متن‌باز ظاهر می‌شود. اما نگاهی دقیق‌تر به تحقیقات موجود، تصویری را نشان می‌دهد که پیچیده‌تر از آن چیزی است که شهرت آن نشان می‌دهد.

این مطلب ریاضیات پشت CAR، فرض‌هایی که به آن‌ها وابسته است و شرایطی که در آن این فرض‌ها با شکست مواجه می‌شوند را بررسی می‌کند.

مطالب را بخوانید

مونتاژ دوقطبی طولی در EEG

وقتی یک نوروفیزیولوژیست به یک نوار ثبت‌شده EEG در حال حرکت نگاه می‌کند، به سیگنال‌های الکتریکی خام از نقاط منفرد روی پوست سر نگاه نمی‌کند. آن‌ها به تفاوت‌های بین جفت الکترودها نگاه می‌کنند که بر اساس یک طرح خاص به نام مونتاژ (montage) آرایش یافته‌اند.

یکی از قدیمی‌ترین و رایج‌ترین طرح‌های آموزشی، مونتاژ دوقطبی طولی است که الکترودها را در زنجیره‌هایی از جلو به عقب سر به هم متصل می‌کند. این آرایش به نسل‌های مختلف پزشکان آموزش داده است که چگونه به دنبال تشنج‌ها و امواج کند بگردند، اما عملکرد تشخیصی واقعی آن به ندرت به طور مستقیم مورد آزمایش قرار گرفته است.

مطالب را بخوانید

مونتاژ دو قطبی عرضی

مونتاژ دوقطبی عرضی بر اساس یک ایده ساده ساخته شده است: به جای اندازه‌گیری فعالیت مغز از جلو به عقب، فعالیت را از این سو به آن سو (راست به چپ) ردیابی می‌کند. این زنجیره الکترودی کرونال یا چپ به راست، الکترودهایی را که در امتداد یک صفحه افقی سر قرار دارند و به جای امتداد لوب‌های گیجگاهی، از عرض آن‌ها عبور می‌کنند، به هم متصل می‌سازد.

این مقاله به نحوه ساخت مونتاژ دوقطبی عرضی، دلیل ارزشمند بودن آن در ثبت‌های لوب گیجگاهی و آنچه شواهد داوری‌شده علمی در مورد توانایی تشخیص آن (بر اساس تنها مطالعه‌ای که مستقیماً آن را اندازه‌گیری کرده است) می‌گویند، می‌پردازد.

مطالب را بخوانید

سیستم ۱۰-۲۰ در ای‌ای‌جی (EEG)

سیستم ۱۰-۲۰ یک روش مبتنی بر اندازه‌گیری است که نسبت‌های منحصربه‌فرد جمجمه هر فرد را به یک شبکه مختصات مشترک تبدیل می‌کند. تکنسین‌ها به جای حدس زدن موقعیت قرارگیری لوب پیشانی یا مراکز پردازش بینایی در پشت مغز، درصدهای مشخصی از فاصله بین نقاط آناتومیک ثابت روی سر را اندازه‌گیری می‌کنند.

این امر موقعیت‌هایی را برای الکترودها ایجاد می‌کند که به روشی کلی و تکرارپذیر، با نواحی قشر مغز در زیر پوست سر مطابقت دارند. از آنجا که این روش با اندازه سر مقیاس‌بندی می‌شود و به فاصله‌های ثابت سانتی‌متری تکیه ندارد، به طور یکنواخت در میان بزرگسالان، کودکان و حتی بین افراد با شکل‌های سر کاملاً متفاوت کار می‌کند.

مطالب را بخوانید