اعتیاد به مواد مخدر مسئلهای پیچیده است، و درک آن یعنی نگاه کردن به انواع مختلف موادی که مردم مصرف میکنند. همهٔ مواد به یک شکل بر بدن و ذهن تأثیر نمیگذارند، و به همین دلیل دانستن دستهٔ مشخص ماده هنگام صحبت دربارهٔ اعتیاد مهم است.
این مقاله دستههای اصلی مواد را بررسی میکند و توضیح میدهد که چگونه عمل میکنند و چه خطراتی در میان است. این یعنی تشخیص دهیم که خودِ ماده نقش بزرگی در فرایند اعتیاد دارد.
چرا کلاسهای دارویی مختلف و خطرات آنها انقدر متنوع و متفاوت هستند؟
وقتی درباره اعتیاد به مواد مخدر صحبت میکنیم، آسان است که آن را به عنوان یک مشکل واحد و یکپارچه تصور کنیم. اما واقعیت بسیار پیچیدهتر است.
مواد مختلف با روشهای متمایزی بر بدن و مغز اثر میگذارند که منجر به الگوهای مصرف، خطرات و چالشهای متفاوتی در بهبود و درمان میشود.
این موضوع را اینگونه تصور کنید: یک محرک که به شما احساس هیجان و انرژی مضاعف میدهد، تأثیری کاملاً متفاوت با یک داروی سرکوبکننده دارد که سیستم عصبی شما را کند میکند. حتی در دستهبندیهای کلی، ترکیب شیمیایی خاص و نحوه تعامل یک ماده با شیمی مغز شما میتواند منجر به اثرات منحصر به فردی شود. این بدان معناست که مسیر اعتیاد، علائم ترک اعتیاد و عواقب سلامتی طولانیمدت میتواند از یک کلاس دارویی به کلاس دیگر به شدت متفاوت باشد.
به عنوان مثال، برخی مواد ممکن است منجر به هوسهای روانی شدید شوند، در حالی که برخی دیگر برای علائم شدید ترک فیزیکی بدنام هستند. بعضی از آنها به دلیل سرکوب سیستم تنفسی خطر بالایی برای اوردوز دارند، در حالی که برخی دیگر ممکن است منجر به مشکلات سلامت روان طولانیمدت مانند روانپریشی (سایکوز) شوند.
شناخت این تمایزات به ما کمک میکند تا ماهیت چندوجهی اختلالات مصرف مواد و رویکردهای متناسب مورد نیاز برای پیشگیری و درمان را درک کنیم.
خطرات خاص مرتبط با شبهافیونها (اپیوئیدها) چیست؟
شبهافیونها دستهای از داروها هستند که شامل مواد غیرقانونی مانند هروئین و همچنین مسکنهای تجویزی مانند اکسیکودون، هیدروکودون و فنتانیل میشوند. این داروها با اتصال به گیرندههای اپیوئیدی در مغز، نخاع و سایر بخشهای بدن کار میکنند.
آنها احساس درد را کاهش میدهند و میتوانند احساس سلامت روان، بهزیستی یا سرخوشی ایجاد کنند. این اثر همان چیزی است که آنها را بسیار جذاب میکند، اما در عین حال ریشه پتانسیل اعتیادآوری آنها نیز هست.
شبهافیونها چگونه سیستم اندورفین مغز را به کنترل خود درمیآورند؟
به طور معمول، مغز شما مواد شیمیایی طبیعی به نام اندورفین را تولید میکند. این مواد مانند تسکیندهندههای درد و بهبوددهندههای خلقوخوی طبیعی درون بدن شما هستند. هنگامی که درد یا استرس را تجربه میکنید، اندورفینها برای کمک به مدیریت آن احساسات ترشح میشوند.
با این حال، شبهافیونها از این مواد شیمیایی طبیعی تقلید میکنند اما بسیار قویتر هستند. آنها مسیرهای پاداش مغز را لبریز میکنند و باعث موجی از لذت میشوند که بسیار شدیدتر از آن چیزی است که اندورفینها میتوانند تولید کنند. این هجوم طاقتفرسای لذت میتواند به سرعت مغز را به این باور برساند که برای داشتن احساس خوب به این ماده نیاز دارد و سیگنالهای پاداش طبیعی را نادیده بگیرد.
با گذشت زمان، مغز خود را با حضور مداوم این اپیوئیدهای خارجی وفق میدهد، تولید اندورفین خود را کاهش میدهد و برای رسیدن به هرگونه احساس طبیعی بودن یا لذت، به این ماده وابسته میشود.
چرا ترک شبهافیونها به طور منحصربهفردی شدید و دشوار تلقی میشود؟
وقتی فردی که از نظر فیزیکی به شبهافیونها وابسته است مصرف آنها را متوقف میکند، علائم ترک را تجربه میکند. این میتواند فرآیندی بسیار دشوار و ناخوشایند باشد.
علائم میتواند شامل دردهای عضلانی، تهوع، استفراغ، اسهال، لرز همراه با مورمور شدن پوست و حرکات غیرارادی پا باشد. فراتر از ناراحتی جسمی، رنج روانی عمیقی نیز وجود دارد، از جمله اضطراب، بیخوابی و هوس شدید به مواد.
شدت و مدت زمان ترک میتواند بسته به نوع اپیوئید، دوز مصرفی و مدت زمان استفاده متفاوت باشد، اما اغلب به عنوان یک بیماری شبیه به آنفولانزا توصیف میشود که میتواند روزها یا حتی هفتهها طول بکشد. این تجربه شدید مانع بزرگی برای ترک است و اغلب افراد را برای فرار از این علائم دوباره به سمت مصرف مواد سوق میدهد.
خطرات طولانیمدت مصرف مزمن شبهافیونها چیست؟
خطرات مصرف طولانیمدت شبهافیونها فراتر از اعتیاد است. یکی از فوریترین و تهدیدکنندهترین خطرات، سرکوب تنفسی است که در آن تنفس کند شده یا به طور کامل متوقف میشود. این علت اصلی مرگومیر ناشی از اوردوز است.
مصرف مزمن همچنین میتواند منجر به طیف وسیعی از مشکلات سلامتی دیگر شود. این مشکلات شامل موارد زیر است:
مشکلات گوارشی: یبوست مزمن بسیار شایع است.
عدم تعادل هورمونی: این امر میتواند بر خلقوخو، سطح انرژی و سلامت باروری تأثیر بگذارد.
افزایش حساسیت به درد: به طور پارادوکسیکال، مصرف طولانیمدت شبهافیونها گاهی میتواند درد را بدتر کند.
اختلال شناختی: مشکلات در حافظه، تصمیمگیری و توجه ممکن است رخ دهد.
آسیب به اعضای بدن: در برخی موارد، به ویژه به دلیل ناخالصیهای موجود در مواد مخدر خیابانی، آسیب به اندامهایی مانند کبد و کلیه ممکن است رخ دهد.
علاوه بر این، تغییراتی که شبهافیونها در شیمی مغز ایجاد میکنند میتواند طولانیمدت باشد، بر تنظیم خلقوخو تأثیر بگذارد و خطر ابتلا به سایر بیماریهای سلامت روان را افزایش دهد. خطر اوردوز همیشه وجود دارد، به ویژه با افزایش شیوع شبهافیونهای مصنوعی قوی مانند فنتانیل که با مواد دیگر مخلوط میشوند.
محرکها چگونه بر سیستم پاداش مغز تأثیر میگذارند؟
محرکها، گروهی از داروها که شامل کوکائین، متآمفتامین و داروهای تجویزی مانند آدرال میشوند، با افزایش چشمگیر سطح برخی از انتقالدهندههای عصبی در مغز، به ویژه دوپامین، کار میکنند.
محرکها به چه روشهایی سیستم پاداش مغز را به کنترل خود درمیآورند؟
دوپامین نقش کلیدی در مسیر پاداش مغز دارد و پیام لذت را منتقل کرده و رفتارهایی را که برای بقا مهم هستند، مانند غذا خوردن و تعاملات اجتماعی، تقویت میکند. هنگامی که از محرکها استفاده میشود، آنها باعث افزایش ناگهانی دوپامین میشوند که بسیار بزرگتر و سریعتر از آن چیزی است که به طور طبیعی رخ میدهد.
این سیل شدید دوپامین همان چیزی است که احساس سرخوشی مشخصی را ایجاد میکند که اغلب به عنوان «نشئگی» یا High توصیف میشود. این تقویت قدرتمند باعث میشود که مغز به سرعت مصرف ماده را با لذت شدید مرتبط کند و کاربر را به جستجوی مجدد آن سوق دهد.
علم عصبشناختی پشت پرواز و سقوط ناشی از محرکها چیست؟
محرکها علاوه بر دوپامین، بر سایر انتقالدهندههای عصبی مانند نوراپینفرین و سروتونین نیز تأثیر میگذارند. نوراپینفرین به افزایش هوشیاری، انرژی و تمرکز کمک میکند، در حالی که سروتونین در تنظیم خلقوخو نقش دارد.
ترکیب این اثرات منجر به افزایش انرژی، بیداری و اعتماد به نفسی میشود که مصرفکنندگان تجربه میکنند. با این حال، این تحریک بیش از حد و مصنوعی مغز پایدار نیست.
پس از از بین رفتن اثر ماده، سطح انتقالدهندههای عصبی به شدت سقوط میکند و منجر به یک «سقوط» (Crash) میشود. این سقوط با خستگی، افسردگی، تحریکپذیری و هوس شدید به مواد مشخص میشود.
مغز که به سطوح بسیار بالای انتقالدهندههای عصبی عادت کرده است، برای بازگشت به عملکرد طبیعی خود تلاش میکند و این دوره افت را بسیار ناخوشایند میسازد و اغلب برای فرار از این احساسات منفی، مصرف مجدد مواد را تحریک میکند.
چرا هوسهای روانی برای محرکها تا این حد قدرتمند و شدید هستند؟
لذت شدیدی که در طول مصرف محرکها تجربه میشود، همراه با دیسفوریا (اندوه شدید) در زمان سقوط، چرخه قدرتمندی از هوس را ایجاد میکند. مغز یاد میگیرد که نشانههای خاص (افراد، مکانها یا حتی احساسات) را به شدت با اثرات ماده مرتبط کند.
این تداعیها میتوانند هوسهای روانی شدیدی را حتی پس از دورههای طولانی پرهیز از مصرف، ایجاد کنند. این رفتار جستجوی وسواسی نشانه بارز اعتیاد است، جایی که تلاش برای به دست آوردن ماده بر سایر اولویتها و مسئولیتهای زندگی ارجحیت مییابد. مسیرهای پاداش مغز دوباره سیمکشی میشوند و تجربه لذت از پاداشهای طبیعی را دشوار میسازند.
نهفتهترین خطرات مصرف مزمن محرکها چیست؟
مصرف طولانیمدت و سنگین محرکها میتواند منجر به طیف وسیعی از مشکلات جدی سلامتی شود. یکی از خطرات قابل توجه، روانپریشی ناشی از محرک است که میتواند شامل توهم و هذیان باشد و اغلب علائم اسکیزوفرنی را تقلید میکند.
سیستم قلبی عروقی نیز به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد؛ مصرف مزمن میتواند منجر به فشار خون بالا، ضربان قلب نامنظم، حملات قلبی و سکته مغزی، حتی در افراد جوان شود.
علاوه بر این، محرکها میتوانند اشتها را سرکوب کنند و منجر به کاهش وزن شدید و سوءتغذیه شوند. مصرفکنندگان ممکن است به بهداشت فردی و خواب خود بیتوجهی کنند و این امر باعث تضعیف بیشتر سلامت جسمی و روانی آنها میشود. ترکیب این اثرات جسمی و روانی، اعتیاد مزمن به محرکها را به وضعیتی ویرانگر تبدیل میکند.
سرکوبکنندهها چگونه در مغز انسان عمل میکنند؟
سرکوبکنندهها دستهای از داروها هستند که فعالیت سیستم عصبی مرکزی را کند میکنند. این بدان معناست که آنها برانگیختگی و تحریک را در بخشهای مختلف مغز کاهش میدهند.
سرکوبکنندهها چگونه اثر آرامبخشی در مغز ایجاد میکنند؟
آنها را به عنوان نقطه مقابل محرکها تصور کنید. وقتی فردی یک داروی سرکوبکننده مصرف میکند، این میتواند منجر به احساس آرامش، راحتی و حتی خوابآلودگی شود. آنها این کار را با افزایش فعالیت یک انتقالدهنده عصبی به نام GABA (گاما آمینوبوتیریک اسید) انجام میدهند.
GABA انتقالدهنده عصبی بازدارنده اصلی در مغز است، به این معنی که اساساً ترمز فعالیت عصبی را میکشد. با تقویت اثرات GABA، سرکوبکنندهها ارسال سیگنالها به یکدیگر را برای سلولهای مغزی دشوارتر میکنند.
این کند شدن گسترده، همان چیزی است که باعث ایجاد اثرات مشخصه سرکوبکنندهها، از کاهش اضطراب گرفته تا اختلال در هماهنگی حرکتی میشود.
چرا علائم ترک سرکوبکنندهها میتواند تهدیدکننده زندگی باشد؟
اگرچه به نظر میرسد سرکوبکنندهها باعث تسکین میشوند، اما قطع ناگهانی آنها پس از مصرف منظم میتواند بسیار خطرناک باشد. این به این دلیل است که مغز خود را با حضور مداوم این ماده سازگار کرده است.
با حذف داروی سرکوبکننده، سیستم عصبی مرکزی میتواند بیش از حد فعال شود. این وضعیت به عنوان سندرم ترک شناخته میشود و برای سرکوبکنندهها، میتواند شدید و حتی تهدیدکننده زندگی باشد. علائم میتواند شامل موارد زیر باشد:
اضطراب و بیقراری شدید
بیخوابی و کابوسهای شبانه
لرزش و سفتی عضلات
تهوع و استفراغ
افزایش ضربان قلب و فشار خون
تشنج
توهمات
به دلیل وجود این خطرات، نظارت پزشکی اغلب هنگام قطع مصرف مواد سرکوبکننده، به ویژه موادی مانند بنزودیازپینها و باربیتوراتها، ضروری است. درمان اغلب شامل کاهش تدریجی دوز دارو تحت نظر پزشک متخصص برای به حداقل رساندن شدت علائم ترک است.
چرا مخلوط کردن سرکوبکنندههای مختلف بسیار مرگبار تلقی میشود؟
یکی از مهمترین خطرات مرتبط با سرکوبکنندهها، خطر مصرف همزمان چند دارو، به ویژه مخلوط کردن مواد سرکوبکننده مختلف با یکدیگر است.
ترکیب موادی مانند الکل، بنزودیازپینها و باربیتوراتها اثرات آنها را تشدید میکند. این بدان دلیل است که همه آنها روی سیستمهای مشابهی در مغز کار میکنند، به ویژه با تقویت GABA.
هنگامی که چندین داروی سرکوبکننده با هم مصرف میشوند، اثر ترکیبی آنها میتواند منجر به سرکوب شدید سیستم عصبی مرکزی شود. این امر میتواند منجر به عواقب زیر شود:
کند شدن شدید تنفس (سرکوب تنفسی)
خوابآلودگی شدید و از دست دادن هوشیاری (کما)
افت شدید ضربان قلب و فشار خون
افزایش خطر اوردوز و مرگ
این یک سناریوی رایج است که منجر به نتایج فاجعهباری میشود، زیرا افراد ممکن است خطر مضاعف ترکیب این مواد را کاملاً درک نکنند. حتی سرکوبکنندههایی که به ظاهر خفیف به نظر میرسند، وقتی با هم ترکیب شوند، میتوانند شرایط مرگباری را ایجاد کنند.
خطرات روانی توهمزاها و مواد تجزیهکننده (گسستگی) چیست؟
توهمزاها و مواد تجزیهکننده، مانند LSD، سیلوسایبین (موجود در قارچهای جادویی) و کتامین، متفاوت از بسیاری از مواد دیگر عمل میکنند.
چگونه تغییر دادن واقعیت، نوع متفاوتی از خطر دارویی را ایجاد میکند؟
آنها به جای اینکه فقط مواد شیمیایی خاص مغز را تقویت یا سرکوب کنند، پردازش اطلاعات در مغز و نحوه درک واقعیت را مختل میسازند. این میتواند منجر به تجربههای حسی شدید، تغییر در الگوهای فکری و احساس جدا شدن از خود یا محیط شود.
خطرات مرتبط با این مواد اغلب بیشتر از وابستگی فیزیکی که در شبهافیونها یا محرکها دیده میشود، به اثرات روانی آنها مربوط است.
اختلال ادراک پایدار توهمزا (HPPD) چیست؟
یکی از خطراتی که بیشتر درباره آن صحبت میشود، اختلال ادراک پایدار توهمزا یا HPPD است. این وضعیتی است که در آن فرد مدتها پس از از بین رفتن اثر دارو، همچنان اختلالات بصری را تجربه میکند، مانند دیدن هاله به دنبال اشیاء متحرک یا تجربه جرقههای رنگی.
هنوز به طور کامل مشخص نیست که چرا برخی افراد به HPPD مبتلا میشوند و برخی دیگر نه، اما این وضعیت میتواند برای زندگی روزمره بسیار ناراحتکننده و مختلکننده باشد. درمان اغلب شامل مدیریت علائم و گاهی اوقات تراپی برای کمک به سازگاری با تغییرات مداوم در ادراک است.
خطرات موادی که کمتر اعتیادآور تلقی میشوند چیست؟
درست است که توهمزاها و مواد گسستگی به طور کلی در مقایسه با موادی مانند شبهافیونها یا محرکها، کمتر احتمال دارد که باعث اعتیاد جسمی شوند. شما معمولاً همان سطح از علائم شدید ترک فیزیکی را در آنها مشاهده نمیکنید.
با این حال، این بدان معنا نیست که آنها بدون خطر هستند. وابستگی روانی همچنان میتواند رخ دهد، جایی که فرد احساس میکند برای فرار یا داشتن یک احساس خاص به این ماده نیاز دارد. خطرات فوریتر عبارتند از:
اختلال در قضاوت: در طول مسمومیت و نشئگی، توانایی فرد برای تصمیمگیری درست به شدت آسیب میبیند و منجر به رفتارهای پرخطر میشود.
اضطراب و رنج روانی: اضطراب شدید، پارانویا یا حتی دورههای روانپریشی ممکن است رخ دهد، به ویژه در افرادی که مستعد ابتلا به مشکلات سلامت روان هستند.
آسیبهای تصادفی: به دلیل تغییر در درک واقعیت و اختلال در هماهنگی حرکتی، خطر حوادث و جراحات وجود دارد.
برای افرادی که با مصرف مشکلساز دستوپنجه نرم میکنند یا عوارض پایداری را تجربه میکنند، جستجوی کمک حرفهای بسیار مهم است.
فناوری EEG چگونه تأثیر کلاسهای مختلف دارویی را به تصویر میکشد؟
کند کردن در مقابل سرعت بخشیدن: الگوهای ثبت شده EEG از سرکوبکنندهها و محرکها
در حالی که تغییرات شیمیایی اعصاب توضیح میدهند که داروها چگونه در سراسر سیناپسها ارتباط برقرار میکنند، الکتروانسفالوگرافی (EEG) به متخصصان علوم اعصاب اجازه میدهد تا مستقیماً تغییرات حاصل در عملکرد کلی مغز را مشاهده کنند. با اندازهگیری فعالیت الکتریکی در امتداد پوست سر، دانشمندان میتوانند تضاد شدیدی را در نحوه تغییر ریتمهای بنیادی مغز توسط کلاسهای مختلف مواد مشاهده کنند.
سرکوبکنندههای سیستم عصبی مرکزی، مانند الکل یا بنزودیازپینها، مشخصاً موج گستردهای از امواج مغزی کندتر را ایجاد میکنند. این کاهش سرعت الکتریکی به طور فیزیکی منعکسکننده اثرات بالینی تسکین، شل شدن عضلات و کاهش هوشیاری است.
در مقابل، داروهای محرک مانند کوکائین یا آمفتامینها افزایش قابل توجهی در امواج مغزی با فرکانس بالا و بسیار سریعتر ایجاد میکنند. این الگوی الکتریکی بیشفعال مستقیماً با برانگیختگی شدید، افکار سریع و افزایش هشیاری تجربه شده توسط کاربر مطابقت دارد و تضاد بصری قابل اندازهگیری با اثرات تضعیفکننده داروها ایجاد میکند.
پتانسیلهای وابسته به رویداد چگونه اختلال شناختی را اندازهگیری میکنند؟
علاوه بر اندازهگیری سرعت کلی مغز، محققان از تکنیکهای خاص EEG موسوم به پتانسیلهای وابسته به رویداد (ERPs) استفاده میکنند تا ببینند چگونه داروهای مختلف تفکر سطح بالاتر را مختل میکنند.
ERPها واکنش الکتریکی فوری و موضعی مغز را به یک محرک خاص، مانند یک صدای ناگهانی یا کاری که نیاز به انتخاب سریع دارد، اندازهگیری میکنند. با ردیابی این پاسخهای سریع، دانشمندان میتوانند میزان آسیب شدید مواد مختلف به عملکردهای اجرایی مانند کنترل تکانه، حافظه فعال و ارزیابی ریسک را تعیین کنند.
به عنوان مثال، این آزمایش میتواند نشان دهد که چگونه یک داروی خاص «ترمزهای» الکتریکی طبیعی مغز را هنگامی که فرد برای متوقف کردن یک اقدام تحریک میشود، کند میکند و شواهد بیولوژیکی و عینی ارائه میدهد که چرا مسمومیت و نشئگی با چنین اطمینانی منجر به تصمیمگیریهای ضعیف و رفتارهای بیپروایانه میشود.
چرا یک رویکرد چندوجهی به اعتیاد برای بهبود حیاتی است؟
درک اعتیاد به مواد مخدر فراتر از نگاه کردن به خود ماده است. همانطور که دیدهایم، عواملی مانند وضعیت اجتماعی-اقتصادی، محیط خانواده و روانشناسی فردی همگی نقشهای مهمی ایفا میکنند.
واضح است که اعتیاد یک مسئله ساده با یک علت یا راه حل واحد نیست. استراتژیهای پیشگیری و درمان موثر باید این پیچیدگی را در نظر بگیرند. این به معنای پرداختن به مسائل زمینهای سلامت روان، ارائه حمایت از آموزش و اشتغال و تقویت پیوندهای قوی جامعه است.
در نهایت، مقابله مؤثر با اعتیاد به معنای یک تلاش هماهنگ است که به طور یکسان از افراد، خانوادهها و جوامع حمایت میکند. تحقیقات مستمر به ما کمک خواهد کرد تا بهتر بفهمیم چگونه همه این قطعات در کنار هم قرار میگیرند.
منابع
آبراهائو، ک. پ.، پاوا، م. ج.، و لاوینجر، د. م. (2020). اثرات وابسته به دوز الکل بر الکتروانسفالوگرام: آرامبخشی/بیهوشی از نظر کیفی متمایز از خواب است. نوروفارماکولوژی، 164، 107913. https://doi.org/10.1016/j.neuropharm.2019.107913
بلوکلند، ا.، پریکارتس، ج.، فان دوینن، م.، و سامبت، ا. (2015). استفاده از پارامترهای EEG به عنوان پیشبینیکننده اثرات دارو بر شناخت. مجله اروپایی فارماکولوژی، 759، 163-168. https://doi.org/10.1016/j.ejphar.2015.03.031
پرسشهای متداول
اعتیاد به مواد مخدر دقیقاً چیست؟
اعتیاد به مواد مخدر یک بیماری جدی است که در آن فرد نمیتواند مصرف یک ماده را متوقف کند، حتی زمانی که این کار باعث آسیب میشود. این حالت مانند این است که سیستم پاداش مغز دوباره سیمکشی شده و باعث میشود فرد میل شدیدی به مصرف آن ماده داشته باشد. این اتفاق میتواند برای مواد مخدر غیرقانونی و همچنین داروهای تجویزی و حتی الکل رخ دهد.
آیا هرکسی که مواد مخدر را امتحان میکند معتاد میشود؟
خیر، همه معتاد نمیشوند. بدن و مغز افراد واکنشهای متفاوتی به مواد نشان میدهند. برخی ممکن است خیلی سریع معتاد شوند، در حالی که برخی دیگر ممکن است هرگز معتاد نشوند. عوامل زیادی مانند ژنتیک، محیط زندگی شما و سن شما در زمان شروع مصرف نقش دارند.
انواع اصلی موادی که مردم به آنها معتاد میشوند چیست؟
انواع اصلی عبارتند از شبهافیونها مانند هروئین و مسکنها؛ محرکها مانند کوکائین و متآمفتامین؛ سرکوبکنندهها مانند الکل و بنزودیازپینها؛ و توهمزاها/مواد گسستگی مانند LSD و کتامین. هر نوع به روشهای متفاوتی بر بدن و مغز تأثیر میگذارد.
چرا شبهافیونها تا این حد خطرناک و اعتیادآور هستند؟
شبهافیونها با تداخل در سیستم تسکین درد طبیعی بدن، مغز شما را فریب میدهند تا فکر کند به آنها نیاز دارد. ترک این مواد اغلب بسیار شدید و دردناک است و فرآیند ترک را دشوار میسازد. آنها همچنین میتوانند تنفس شما را تا سطوح خطرناکی کند کنند.
چه چیزی محرکهایی مانند کوکائین و آدرال را تا این حد اعتیادآور میکند؟
محرکها با افزایش برخی مواد شیمیایی در مغز، انرژی و لذت فوقالعادهای به شما میدهند. هنگامی که اثر دارو از بین میرود، دچار یک «سقوط» یا افت شدید میشوید که باعث میشود احساس بسیار بدی داشته باشید و این منجر به هوس شدید برای مصرف دوباره میشود. مصرف طولانیمدت میتواند باعث مشکلات قلبی جدی و حتی روانپریشی شود.
آیا سرکوبکنندههایی مانند الکل و زاناکس اعتیادآور هستند؟
بله، سرکوبکنندهها میتوانند بسیار اعتیادآور باشند. آنها فعالیت مغز را کند میکنند و اثر آرامبخشی ایجاد میکنند. با این حال، قطع ناگهانی آنها پس از مصرف منظم میتواند باعث علائم خطرناک ترک و حتی گاهی اوقات تهدیدکننده زندگی شود. مخلوط کردن سرکوبکنندهها به شدت خطرناک است.
خطرات مرتبط با توهمزاها مانند LSD یا سیلوسایبین چیست؟
اگرچه توهمزاها به طور کلی نسبت به سایر کلاسهای دارویی کمتر از نظر فیزیکی اعتیادآور در نظر گرفته میشوند، اما همچنان میتوانند خطراتی ایجاد کنند. آنها میتوانند اثرات روانی غیرقابل پیشبینی ایجاد کنند و در برخی موارد، منجر به وضعیتی به نام اختلال ادراک پایدار توهمزا (HPPD) شوند، جایی که افراد مدتها پس از از بین رفتن اثر دارو، اختلالات بصری را تجربه میکنند.
آیا مشکلات مربوط به سلامت روان میتواند خطر اعتیاد را افزایش دهد؟
قطعاً. افرادی که با مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب یا ADHD دستوپنجه نرم میکنند، اغلب بیشتر در معرض خطر ابتلا به اعتیاد هستند. گاهی اوقات آنها از مواد برای مقابله با علائم خود استفاده میکنند که این کار میتواند منجر به چرخه سوء مصرف مواد شود.
آیا شروع مصرف مواد مخدر در سنین جوانی احتمال اعتیاد را بیشتر میکند؟
بله، این کار خطر را به طور قابل توجهی افزایش میدهد. مغز یک فرد جوان هنوز در حال رشد است و مصرف مواد میتواند در این فرآیند اختلال ایجاد کند و آنها را در مراحل بعدی زندگی در برابر اعتیاد آسیبپذیرتر کند و به طور بالقوه بر تحصیل و فرصتهای آینده آنها تأثیر بگذارد.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستین بورگوس




