تست پتانسیل برانگیخته دریچهای به سوی سیستم سیمکشی حسی بدن میگشاید، دریچهای که نیازی به هیچ برش یا پروب تهاجمی ندارد. این تست با ثبت سیگنالهای الکتریکی بسیار کوچکی کار میکند که سیستم عصبی در پاسخ به یک فلاش نور، یک صدای کلیک، یک پالس الکتریکی کوتاه روی پوست یا یک محرک کنترلشده دیگر تولید میکند. این سیگنالها که در میان هیاهوی پسزمینه مداوم مغز پنهان شدهاند، از طریق یک ترفند پردازش سیگنال که در اواسط قرن بیستم توسعه یافت، نمایان و قابل مشاهده میشوند.
این مقاله به تفصیل توضیح میدهد که چگونه این تست آن سیگنالها را استخراج میکند، پژوهشگران بر این باورند که شکل موجهای حاصل چه چیزهایی را آشکار میسازند، و بر اساس شواهد موجود، این تست برای اطلاعرسانی در چه سناریوهایی در نظر گرفته شده است.
چگونه میانگینگیری سیگنال، پاسخهای حسی را از فعالیت پسزمینه مغز استخراج میکند
پاسخ الکتریکی ناشی از یک محرک واحد اغلب کوچکتر از ریتمهای مداوم و خودبهخودی EEG است. در یک raw recording (ثبت خام)، ممکن است یک موج ناشی از کلیک کاملاً نامرئی باشد و در میان دریایی از فعالیتهای نامرتبط مغز، muscle artifacts (آرتیفکتهای عضلانی) و نویز ثبت، پنهان شده باشد. پیشرفت بزرگی که در سال ۱۹۴۷ به داوسون نسبت داده شد، به کارگیری میانگینگیری سیگنال برای جداسازی پاسخ وابسته به محرک از سایر موارد بود.
این مفهوم شامل استفاده از محرکی است (به عنوان مثال، یک الگوی شطرنجی، یک صدا، یا یک پالس الکتریکی ملایم) که به طور مکرر، معمولاً صدها بار ارائه میشود. از آنجا که پاسخ مغز به آن محرک در زمان مشخصی پس از هر بار ارائه رخ میدهد، در حالی که EEG پسزمینه به طور تصادفی نوسان میکند، جمع کردن تمام بخشهای زمانی همگام با محرک، پاسخ ثابت را تقویت میکند در حالی که نویز تصادفی به تدریج خود را خنثی میسازد.
نتیجه، یک شکل موج تمیز با پیکها و درههای مشخص است که هر کدام با قطبیت خود (مثبت یا منفی) و زمان تقریبی بر حسب میلیثانیه پس از محرک برچسبگذاری شدهاند.
الکترودهای سطحی electrodes placed at standardized positions (قرار داده شده در موقعیتهای استاندارد) روی پوست سر، ستون فقرات یا سایر نقاط در مسیر حسی مربوطه، این تغییرات ولتاژ را دریافت میکنند. electrode montage (مونتاژ دقیق الکترودها) و پارامترهای تحریک—تعداد محرکها، با چه نرخی، و با چه شدتی—از پروتکلهای مرسوم و خاص هر مدالیته پیروی میکنند که بخشی از آموزشهای بالینی استاندارد هستند.
این فرآیند کاملاً غیرتهاجمی است. هیچ سوزنی وارد پوست نمیشود، ماده حاجب تزریق نمیشود و بیمار معمولاً بیحرکت مینشیند یا دراز میکشد. recorded waveforms (شکل موجهای ثبتشده) با بررسی میزان سرعت پاسخ سیستم عصبی و میزان قوی بودن این پاسخ تفسیر میشوند.
چرا تست پتانسیل برانگیخته انجام میشود؟
تست پتانسیل برانگیخته زمانی انجام میشود که اطلاعات عینی درباره هدایت مسیر حسی بتواند به ارزیابی عصبی کمک کند. این مطالعه میتواند تفاوت زمانی یا ناهنجاری شکل موجی را که صرفاً از روی علائم مشهود نیست شناسایی کند، اما یک ابزار تشخیصی مستقل نیست. ارزش آن ناشی از ترکیب یک اندازهگیری عملکردی با تاریخچه، معاینه عصبی، تصویربرداری، یافتههای آزمایشگاهی و سایر مطالعات مرتبط است.
این تست ممکن است برای بررسی علائم حسی یا بینایی غیرقابل توجیه، ارزیابی اختلال مسیر مشکوک یا تعیین یک خط پایه عملکردی درخواست شود. همچنین میتواند به نظارت بر یک وضعیت عصبی شناخته شده در طول زمان کمک کند. معنای یک پاسخ غیرطبیعی به مسیر خاص، پروتکل آزمایش و قابل تکرار بودن یافته بستگی دارد.
کاربردهای بالینی تستهای پتانسیل برانگیخته
ارزش بالینی evoked potentials (پتانسیلهای برانگیخته) اغلب بر چهار قابلیت کلی استوار است:
نشان دادن هدایت حسی غیرطبیعی زمانی که تاریخچه یا معاینه عصبی مبهم است
آشکار ساختن درگیری تحتبالینی یک سیستم حسی، از جمله ضایعات «خاموش»
کمک به تعریف توزیع آناتومیک یک بیماری و ارائه Insight (بینش) به پاتوفیزیولوژی آن
نظارت بر تغییرات وضعیت عصبی بیمار در طول زمان
اول، هدف این تست کمک به نشان دادن هدایت غیرطبیعی سیستم حسی در شرایطی است که تاریخچه یا معاینه عصبی مبهم است. بیمار ممکن است بیحسی مبهم یا تغییرات بینایی را گزارش کند، اما معاینه معمولی چیز قطعی پیدا نکند. در چنین شرایطی، یک پتانسیل برانگیخته که تاخیر واضحی در هدایت در امتداد یک مسیر حسی نشان میدهد، میتواند شواهد عینی از اختلال عملکرد ارائه دهد و ترازوی تشخیص را به سمت یک علت عصبی سنگین کند.
دوم، هدف پتانسیلهای برانگیخته کمک به نشان دادن درگیری تحتبالینی یک سیستم حسی است. اینها اختلالاتی در مسیر هستند که هنوز علائم محسوسی ایجاد نکردهاند. یک review by Walsh et al. (مرور توسط والش و همکاران) به طور ویژه مواردی را برجسته میکند که در آنها میلینزدایی از قبل با نشانهها یا علائم در یک ناحیه از سیستم عصبی مرکزی مطرح شده است؛ سپس این تست میتواند با هدف کشف ضایعات غیرمنتظره در یک سیستم حسی متفاوت انجام شود. این توانایی برای تشخیص آسیبهای بالینی خاموش، یک دلیل مفهومی مهم برای استفاده از این تست در بیماریهای چندکانونی است.
سوم، گفته میشود که این تست به تعریف توزیع آناتومیک یک فرآیند بیماری کمک کرده و Insight (بینش) خاصی از پاتوفیزیولوژی آن ارائه میدهد. اگر یک visual evoked potential (پتانسیل برانگیخته بینایی) با تأخیر همراه باشد اما یک somatosensory response (پاسخ پیکری-حسی) نرمال باقی بماند، اختلال عملکرد به صورت آناتومیک انتخابی بوده و به جای یک فرآیند منتشر، به مسیرهای بینایی اشاره دارد. الگوی ناهنجاریها در چندین سیستم حسی میتواند به پزشک کمک کند تا محل فعال بودن بیماری را نقشهبرداری کرده و به عنوان مثال، استنباط کند که آیا مشکل اصلی میلینزدایی است، از دست رفتن آکسون است یا هر دو.
چهارم، هدف این تست کمک به نظارت بر تغییرات وضعیت عصبی بیمار در طول زمان است. با تکرار همان پتانسیل برانگیخته در فواصل زمانی، یک پزشک میتواند به طور بالقوه پیگیری کند که آیا هدایت در حال بدتر شدن، تثبیت یا بهبود است. این استفاده طولی به ویژه در بیماریهایی که نوسان دارند یا در ارزیابی اثرات درمان مرتبط است.
قابلیت | هدف |
|---|---|
نشان دادن هدایت غیرطبیعی | پشتیبانی از معاینات عصبی مبهم |
آشکار کردن ضایعات خاموش | تشخیص میلینزدایی تحتبالینی |
نقشهبرداری توزیع بیماری | ارائه Insight (بینش) پاتوفیزیولوژیک |
نظارت بر وضعیت بالینی | پیگیری تغییرات در طول زمان |
تفسیر شکل موج: تاخیر و دامنه
هنگامی که کامپیوتر میانگینگیری یک شکل موج تمیز را ارائه میدهد، دو معیار اصلی تفسیر را هدایت میکنند: تاخیر (latency) و دامنه (amplitude).
تاخیر به زمان سپری شده از محرک تا یک پیک خاص در پاسخ اشاره دارد و معمولاً بر حسب میلیثانیه اندازهگیری میشود. در آموزشهای neuroscience (علوم اعصاب)، تاخیر طولانیمدت به عنوان نشانهای از کاهش سرعت هدایت عصبی در نظر گرفته میشود که اغلب به دلیل آسیب دیدن عایق میلین در اطراف آکسونهاست. فیبرهای سالم و دارای میلین خوب، تکانهها را به سرعت هدایت میکنند. با این حال، هنگامی که میلین توسط یک فرآیند میلینزدا از بین میرود، سیگنال آهستهتر حرکت میکند و پیک دیرتر ظاهر میشود.
از سوی دیگر، دامنه نشاندهنده قدرت پاسخ است، که معمولاً به صورت اختلاف ولتاژ بین یک پیک و دره ماقبل آن تعریف میشود. کاهش دامنه نشان میدهد که فیبرهای عصبی کمتری به طور همزمان پیام میفرستند، یا اینکه سیگنالها به خوبی همگامسازی نشدهاند. از دست رفتن آکسون، بلوک هدایتی یا ناهمگامی شدید همگی میتوانند دامنه را کاهش دهند.
شرایط عصبی که معمولاً توسط پتانسیلهای برانگیخته ارزیابی میشوند
برخی سناریوهای بالینی در نورولوژی روزمره به طور نزدیک با تست پتانسیل برانگیخته مرتبط هستند:
بیماریهای میلینزدا
آسیب نخاعی
مانیتورینگ حین عمل
بیماریهای میلینزدا
در عمل بالینی، پتانسیلهای برانگیخته با نشان دادن ضایعات منتشر در فضا، با هدف پشتیبانی از تشخیص یک اختلال میلینزدای چندکانونی عمل میکنند و یافتههای MRI را تکمیل مینمایند.
آسیب نخاعی
ارزیابی یکپارچگی مسیرهای حسی پس از تروما به نخاع، یکی از کاربردهای پرارجاع تست پتانسیل برانگیخته است. پتانسیلهای برانگیخته پیکری-حسی، به ویژه برای ارزیابی اینکه آیا سیگنالهای اندامها میتوانند از طریق نخاع به مغز برسند، استفاده میشوند.
مانیتورینگ حین عمل
جراحان و نوروفیزیولوژیستها اغلب از پتانسیلهای برانگیخته در اتاق عمل برای ردیابی عملکرد مسیر حسی در حین جراحیهایی که نخاع یا مغز را در معرض خطر قرار میدهند استفاده میکنند، با این هدف که نشانههای اولیه آسیب را پیش از وقوع آسیب دائمی شناسایی کنند.
انواع رایج تستهای پتانسیل برانگیخته
تستهای پتانسیل برانگیخته بر اساس سیستم حسی که تحریک و ثبت میشود، گروهبندی میشوند. هر روش از همان اصل کلی پیروی میکند: ارائه یک ورودی تکرارپذیر، ثبت پاسخ الکتریکی حاصل، و تحلیل زمانبندی و شکل آن. اما تجهیزات و تفسیر آنها متفاوت است. سه شکل بالینی که معمولاً مورد بحث قرار میگیرند عبارتند از پتانسیل برانگیخته بینایی، پاسخ برانگیخته شنوایی ساقه مغز و پتانسیل برانگیخته پیکری-حسی.
انتخاب تست به سوال نورولوژیکی که مورد ارزیابی قرار میگیرد بستگی دارد. یک مطالعه بینایی سیگنالها را از چشم به سمت قشر بینایی دنبال میکند، یک مطالعه شنوایی فعالیتهای مرتبط با صدا را از طریق سیستم شنوایی و ساقه مغز پیگیری میکند و یک مطالعه پیکری-حسی تکانهها را از یک عصب محیطی به سمت نخاع و مغز دنبال مینماید. این تستها ممکن است به طور جداگانه یا به عنوان بخشهای مکمل یک ارزیابی نوروفیزیولوژیک گستردهتر استفاده شوند.
پتانسیل برانگیخته بینایی (VEP)
یک پتانسیل برانگیخته بینایی، پاسخ الکتریکی مغز به تحریک بینایی را ثبت میکند. بیمار ممکن است یک صفحه نمایش با الگوی متغیر یا یک هدف بینایی استاندارد دیگر را مشاهده کند در حالی که الکترودهای پوست سر پاسخ را ثبت میکنند. شکل موج حاصل، فعالیت را در طول مسیر بینایی از چشم به سمت مغز منعکس میکند و پزشکان ویژگیهایی مانند تاخیر و دامنه را بررسی میکنند.
یافتههای VEP زمانی مفید هستند که علائم بینایی یا یافتههای معاینه، سوالاتی را در مورد عملکرد مسیرهای اپتیک ایجاد کنند. این مطالعه تیزبینی بینایی را به همان روش معاینه با چارت چشم اندازهگیری نمیکند و جایگزین ارزیابی چشمپزشکی یا عصبی نمیشود. پروتکلهای آزمایش متفاوت است و تفسیر آن بررسی میکند که آیا پاسخ به طور قابل اعتمادی به دست آمده است و آیا تفاوتی بین دو طرف رخ میدهد یا خیر.
پاسخ برانگیخته شنوایی ساقه مغز (BAER)
پاسخ برانگیخته شنوایی ساقه مغز که در برخی محیطها پاسخ ساقه مغز شنوایی نیز نامیده میشود، فعالیت الکتریکی را پس از ارائه صداهای کوتاه از طریق هدفون ثبت میکند. این پاسخ شامل اجزای شکل موج وابسته به زمان است که با انتقال از طریق عصب شنوایی و مسیرهای ساقه مغز مرتبط است. از آنجا که این پاسخ به طور عینی اندازهگیری میشود، این روش زمانی که به دست آوردن یا تفسیر پاسخهای شنوایی رفتاری دشوار است، میتواند مفید باشد.
تفسیر BAER به شدت بر حضور، زمانبندی و ارتباط پیکهای شکل موج تمرکز دارد. مشکلات شنوایی انتقالی، تنظیمات محرک، کیفیت ثبت و سایر عوامل بالینی میتوانند بر نتیجه تأثیر بگذارند. به همین دلیل، این ترسیم در متن شرایط بیمار در نظر گرفته میشود و نه به عنوان یک اظهار نظر مجزا درباره شنوایی یا سلامت عصبی.
پتانسیل برانگیخته پیکری-حسی (SSEP)
یک پتانسیل برانگیخته پیکری-حسی پس از تحریک یک عصب حسی محیطی، اغلب در دست یا پا، ثبت میشود. الکترودها میتوانند فعالیت را در چندین نقطه از مسیر، از جمله عصب محیطی، ناحیه نخاعی و پوست سر ثبت کنند. این چیدمان به پزشکان کمک میکند ارزیابی کنند که تکانههای حسی چگونه به سمت مغز حرکت میکنند و آیا انتقال آنها با تأخیر یا اختلال همراه است یا خیر.
اندازهگیریهای اصلی معمولاً شامل تاخیر، دامنه، مورفولوژی شکل موج و همسانی پاسخها در طول آزمایشهای مکرر است. مقایسه زیر تاکید بر مسیر در انواع تستهای اصلی را بدون القای این مفهوم که هر مطالعه تک به خودی ارزیابی عصبی کاملی را ارائه میدهد، خلاصه میکند.
نوع تست | محرک معمول | مسیر اصلی مورد ارزیابی | معیارهای پاسخ معمول |
|---|---|---|---|
VEP | الگو یا فلاش نور | مسیر بینایی از چشم به سمت مغز | تاخیر، دامنه، شکل موج |
BAER | تونهای کوتاه یا کلیکها | عصب شنوایی و مسیرهای ساقه مغز | زمانبندی پیک، فواصل بین پیکی، حضور شکل موج |
SSEP | تحریک الکتریکی ملایم یک عصب محیطی | عصب محیطی، نخاع و مسیر پیکری-حسی | تاخیر، دامنه، شکل موج، تقارن |
نتایج SSEP میتوانند تحت تأثیر محل تحریک، عملکرد عصب محیطی، دمای بدن، شرایط فنی و نویز الکتریکی پسزمینه قرار گیرند. بنابراین آنها در کنار بافت بالینی و در صورت لزوم، سایر تستها تفسیر میشوند. یک توصیف متمرکز از پتانسیلهای برانگیخته پیکری-حسی، بافت اضافی را در مورد تحریک عصب محیطی، ثبت مسیر و اهمیت تفسیر همزمان تاخیر و دامنه ارائه میدهد.
نتیجهگیری
عمیقترین ارزش تست پتانسیل برانگیخته در توانایی آن برای تبدیل neurological dysfunction (اختلال عملکرد عصبی) نامرئی به شواهد قابل اندازهگیری نهفته است. با ارائه مکرر یک محرک کنترلشده و میانگینگیری پاسخهای همگام با زمان، پزشکان میتوانند ببینند که آیا سیگنالهای حسی با سرعت و قدرت مناسب در مسیرهای خود حرکت میکنند یا خیر. این ظرفیت برای تشخیص ضایعات خاموش و تاخیرهای ظریف هدایتی، با هدف شناسایی مشکلات پیش از بروز آنها به عنوان علامت، جایگاه منحصربهفردی را در نورولوژی به این تست میدهد.
چهار قابلیت بالینی توصیف شده—نشان دادن هدایت غیرطبیعی، آشکار کردن آسیب تحتبالینی، نقشهبرداری توزیع بیماری و ردیابی تغییرات در طول زمان—همگی بر یک پایه مفهومی استوار هستند. با این حال پایگاه شواهد اندک است.
نتیجه عملی این است که این تست به عنوان مکمل یک تاریخچه و معاینه دقیق بهترین کارایی را دارد، نه به عنوان یک پاسخ مستقل. قدرت واقعی آن ارائه یک خوانش مکمل و غیرتهاجمی به پزشکان از چگونگی هدایت سیگنالها توسط سیستم عصبی در حال حاضر است.
منابع
والش، پی.، کین، ان.، و باتلر، اس. (۲۰۰۵). نقش بالینی پتانسیلهای برانگیخته. مجله نورولوژی، جراحی مغز و اعصاب و روانپزشکی، ۷۶(ضمیمه ۲)، ii16-ii22. https://doi.org/10.1136/jnnp.2005.068130
پرسشهای متداول
تست پتانسیل برانگیخته چیست؟
تست پتانسیل برانگیخته سیگنالهای الکتریکی کوچکی را که سیستم عصبی در پاسخ به محرکهای کنترلشده مانند فلاشها، کلیکها یا پالسهای ملایم تولید میکند، ثبت مینماید. این تست غیرتهاجمی است و از میانگینگیری سیگنال برای بیرون کشیدن این پاسخهای کوچک از فعالیت پسزمینه مداوم مغز استفاده میکند.
میانگینگیری سیگنال چگونه کار میکند؟
یک محرک بارها ارائه میشود و پاسخ مغز در زمان مشخصی پس از هر بار ارائه رخ میدهد، در حالی که EEG پسزمینه به طور تصادفی نوسان دارد. جمع کردن بخشهای زمانی همگام با محرک، پاسخ ثابت را تقویت کرده و نویز تصادفی را خنثی میکند و یک شکل موج تمیز تولید مینماید.
این تست چه نوع اطلاعاتی میتواند ارائه دهد؟
این تست سفر یک سیگنال حسی را از محیط پیرامونی به سیستم عصبی مرکزی ردیابی میکند. این تست میتواند تاخیرهای هدایتی ظریف و ضایعات خاموشی را که یک معاینه عصبی استاندارد ممکن است نادیده بگیرد، شناسایی کند.
کاربردهای بالینی اصلی تستهای پتانسیل برانگیخته چیست؟
نشان دادن هدایت غیرطبیعی زمانی که تاریخچه یا معاینه مبهم است، آشکار کردن ضایعات خاموش تحتبالینی، کمک به تعریف توزیع آناتومیک و پاتوفیزیولوژی، و نظارت بر وضعیت عصبی در طول زمان.
تاخیر و دامنه به چه معنا هستند؟
تاخیر زمان سپری شده از محرک تا یک پیک مشخص است؛ تاخیر طولانی نشاندهنده کند شدن هدایت عصبی است که اغلب ناشی از آسیب میلین است. دامنه نشاندهنده قدرت پاسخ است و کاهش دامنه نشاندهنده شلیک فیبرهای کمتر یا سیگنالهای ضعیف همگامسازی شده است.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
سلب مسئولیت پزشکی: اطلاعات ارائه شده در این وبسایت صرفاً برای اهداف آموزشی و اطلاعرسانی است و به عنوان توصیه پزشکی یا بهداشتی در نظر گرفته نشده است. این محتوا ممکن است حاوی خطا باشد و نباید برای تصمیمگیریهای حیاتی در زمینه سلامت، پزشکی یا سبک زندگی به آن استناد کرد. همیشه برای هرگونه سؤال در رابطه با یک شرایط پزشکی یا درمان، از پزشک خود یا سایر ارائهدهندگان واجد شرایط مراقبتهای بهداشتی راهنمایی بخواهید.
کریستین بورگوس




