ضربه نرمی روی مچ دست، سیگنال الکتریکی را با سرعت به سمت مغز میفرستد. در عرض بیست میلیثانیه، یک انحراف کوچک اما بسیار تکرارپذیر روی الکتروانسفالوگرام پوست سر ظاهر میشود.
این موج کوچک به عنوان موج N20 شناخته میشود و یک پتانسیل برانگیخته حسی-پیکری (SEP) است، یعنی یک پاسخ قشری همزمانشده با زمان به تحریک عصب محیطی، و به یکی از شاخصهایی تبدیل شده است که از نظر بالینی بیشترین بررسی را برای ارزیابی سلامت سیستم عصبی حسی دارد.
پتانسیل برانگیخته حسی-پیکری (SSEP) چیست؟
یک پتانسیل برانگیخته حسی-پیکری، پاسخ الکتریکی قابل اندازهگیری است که توسط سیستم عصبی پس از تحریک یک مسیر حسی ایجاد میشود.
در یک مطالعه بالینی، پالسهای الکتریکی کوتاهی معمولاً به یک عصب محیطی وارد میشوند، در حالی که الکترودها فعالیت حاصل را در نقاط انتخابی در طول مسیر و روی پوست سر ثبت میکنند. در این موارد، این آزمایش میتواند به بررسی اینکه آیا تکانهها از طریق اعصاب محیطی، نخاع و مسیرهای مغزی به روشی پیشبینیشده حرکت میکنند یا خیر، کمک کند.
آزمایش پتانسیل برانگیخته حسی-پیکری چگونه کار میکند؟
آزمایش SSEP با تحریک یک عصب محیطی مشخص، معمولاً در بازو یا پا آغاز میشود. الکترودهای ثبتکننده که روی پوست سر و گاهی در موقعیتهای آناتومیکی اضافی قرار میگیرند، تغییرات ولتاژ را با حرکت تکانه در سیستم حسی تشخیص میدهند. کامپیوتر تلاشهای زیادی را با محرک همتراز کرده و آنها را میانگین میگیرد که این امر فعالیتهای پسزمینه غیرمرتبط را کاهش داده و یک شکل موج تکرارپذیر را آشکار میسازد. ارزیاب سپس زمانبندی، اندازه، تکرارپذیری و توزیع پاسخ را بررسی میکند.
دو ویژگی به ویژه در آزمایش SSEP مفید هستند. نهفتگی (Latency) فاصله زمانی بین تحریک و یک جزء شکل موج را توصیف میکند، در حالی که دامنه (Amplitude) اندازه آن جزء را نشان میدهد.
یک پاسخ با تأخیر، کاهشیافته یا غایب ممکن است نشاندهنده هدایت تغییریافته باشد، اما همچنین میتواند منعکسکننده عوامل فنی، دمای بدن، داروها، بیهوشی یا تغییرات در وضعیت فیزیولوژیکی باشد.
انواع آزمایش SSEP
نام یک مطالعه SSEP عموماً عصب تحریکشده و مسیر مورد بررسی را مشخص میکند. مطالعات اندام فوقانی اغلب از عصب مدین یا اولنار استفاده میکنند، در حالی که مطالعات اندام تحتانی معمولاً از عصب تیبیال خلفی بهره میبرند.
عصب انتخابشده به سوال بالینی و بخشی از سیستم عصبی تحت ارزیابی بستگی دارد. ثبت ممکن است شامل سایتهای محیطی، گردنی، زیرقشری و قشری برای کمک به بومیسازی یک قطع یا تغییر باشد.
نوع مطالعه | محل تحریک معمول | مسیر اصلی مورد بررسی | پاسخ پربحث متداول |
|---|---|---|---|
SSEP عصب مدین | مچ دست یا ساعد | عصب محیطی اندام فوقانی، طناب گردنی و مسیر قشری | N20 و اجزای مرتبط |
SSEP عصب اولنار | مچ دست یا ساعد | مسیر حسی اولنار و هدایت مرکزی | پاسخهای قشری اندام فوقانی |
SSEP عصب تیبیال خلفی | مچ پا یا ساق پا | عصب محیطی اندام تحتانی، نخاع و مسیر قشری | پاسخهای قشری اندام تحتانی |
SSEP عصب پرونئال | ساق پا یا مچ پا | مسیر حسی جایگزین اندام تحتانی | پاسخهای محیطی و مرکزی |
یک آزمایشگاه ممکن است از آرایشهای الکترودی (مونتاژهای) متفاوت یا کنوانسیونهای نامگذاری اجزای مختلف استفاده کند و مقادیر نرمال با سن، قد، دما، تجهیزات و روش فنی تغییر میکنند. بنابراین، مقایسه یک پاسخ با دادههای مرجع مناسب، در تفسیر مسئولانه نقش محوری دارد.
تفسیر نتایج پتانسیل برانگیخته حسی-پیکری N20 تفسیر نتایج SSEP
N20 یک جزء شکل موج نامگذاری شده است که معمولاً در مطالعات SSEP عصب مدین ارزیابی میشود. این برچسب به قطبیت و زمان تقریبی آن تحت کنوانسیونهای ثبت خاص اشاره دارد، نه یک مقدار ثابت جهانی برای هر فرد یا آزمایشگاه.
ارزیاب بررسی میکند که آیا جزء وجود دارد، تکرارپذیر است، زمانبندی مناسبی دارد و زمانی که مقایسه دو طرفه معنادار باشد، تا حد معقولی متقارن است یا خیر. شکل موج اطراف و سایر سایتهای ثبت، زمینه مهمی را فراهم میکنند.
یک نهفتگی طولانیمدت میتواند نشاندهنده کندی هدایت در جایی در طول مسیر مورد آزمایش باشد، اما به طور خودکار ضایعه را شناسایی نمیکند. دامنه میتواند تحت تأثیر آناتومی، قرارگیری الکترود، نویز، میانگینگیری و قدرت پاسخ محیطی قرار گیرد.
از سوی دیگر، عدم پاسخ ممکن است منعکسکننده اختلال عملکرد عصبی باشد، اگرچه نقص فنی و شرایط فیزیولوژیکی باید ابتدا در نظر گرفته شوند. بنابراین دامنههای مرجع و روشهای آزمایشگاهی بخشی از نتیجه هستند، نه یک موضوع فرعی.
تفسیر حین عمل اغلب بر تغییر نسبت به خط پایه خاص بیمار تأکید دارد تا مقایسه با یک دامنه مرجع گسترده سرپایی. یک تغییر اساسی ممکن است منجر به بررسی فنی و ارزیابی موقعیت قرارگیری، دما، فشار خون، شرایط بیهوشی یا رویدادهای جراحی شود.
اهمیت سیگنال توسط الگو، پایداری، زمانبندی و شرایط بالینی تعیین میشود. گزارشهای SSEP باید در کنار معاینه و سایر آزمایشها خوانده شوند، نه اینکه به عنوان یک پیشبینی مستقل در نظر گرفته شوند.
چگونه پتانسیلهای برانگیخته حسی-پیکری پردازش لمس قشری را ردیابی میکنند
یک پتانسیل برانگیخته حسی-پیکری یک پالس الکتریکی کوچک است که پتانسیلهای عمل را به عصب مدین، اولنار یا تیبیال شلیک میکند. این توالی سریع ورودی از تکانههای عصبی از ستون خلفی نخاع بالا میرود، در بصلالنخاع به ساقه مغز وارد میشود، در تالاموس سیناپس میکند و در نهایت به قشر حسی-پیکری اولیه در شکنج پسمرکزی میرسد.
هر رله یک تاخیر پردازش بسیار کوچک اضافه میکند، اما مطالعهشدهترین و بالینیترین پاسخ قشری مفید تقریباً 20 میلیثانیه پس از محرک میرسد. آن انحراف منفی، یعنی N20، با یک اوج مثبت در حدود 25 میلیثانیه، یعنی P25، دنبال میشود.
این اجزای اولیه SSEP قشری با هم به عنوان زیستنشانگرهای قوی برای عملکرد تالاموکورتیکال عمل میکنند. آنها به پزشکان نشان میدهند که سیگنال حسی صعودی مسیر کامل را از محیط تا قشر بدون مانع بزرگی طی کرده است.
این اجزای اولیه N20/P25 از پتانسیلهای مرتبط با رویداد شناختی بعدی مانند P300 که خارج از محدوده آنالیز SSEP قرار دارند، متمایز هستند. N20 از اولین موج دپلاریزاسیون در لایه IV قشر حسی-پیکری ناشی میشود و نشاندهنده ثبت خام و پیشتوجهی محرک است.
از عصب محیطی تا N20/P25: مسیر صعودی
پس از اینکه محرک الکتریکی یک عصب محیطی را تحریک کرد، سیگنال آوران وارد نخاع میشود و به صورت همسو در ستونهای خلفی بالا میرود. در سطح بصلالنخاع، این فیبرها در هسته کونئاتوس (برای ورودیهای اندام فوقانی) یا هسته گراسیلیس (برای اندامهای تحتانی) سیناپس میکنند. فیبرهای ثانویه تقاطع میکنند (تصالب مییابند) و به عنوان لمینسکوس داخلی به سمت بالا به هسته شکمی-پشتی جانبی تالاموس میروند.
سپس نورونهای تالاموس به قشر حسی-پیکری اولیه پیام میفرستند. این مجرای کامل، سیستم حسی-پیکری پشتی است؛ مسیری که لمس تمایزی و حس عمقی آگاهانه را کنترل میکند اما هیچ همپوشانی مستقیمی با مسیرهای حرکتی نزولی که در سیستمهای قدامی-جانبی و کورتیکواسپینال حرکت میکنند، ندارد.
از آنجا که N20/P25 منعکسکننده رسیدن سیگنال به قشر پس از عبور از این ایستگاههای رله زیرقشری است، عدم وجود N20 دلالت بر یک انسداد ساختاری یا عملکردی در جایی از آن زنجیره دارد. برعکس، حفظ N20 نشان میدهد که مدار ستون خلفی-لمینسکوس داخلی-تالاموکورتیکال، حداقل در لحظه ثبت، سالم است.
این ویژگی آناتومیک هم یک نقطه قوت و هم یک نقطه ضعف است. این ویژگی به نظارت SEP اجازه میدهد تا یک مسیر حسی دقیق را هدف قرار دهد اما آن را نسبت به آسیبهایی که سیستم حرکتی را تحت تأثیر قرار میدهند کور میکند.
چگونه سیگنالهای SEP از نویز پسزمینه EEG استخراج میشوند
فعالیت مداوم و خودبهخودی EEG، آرتیفکت عضلانی و نویز الکتریکی اتاق عمل به راحتی میتوانند یک پتانسیل برانگیخته در سطح میکروولت را پنهان کنند. برای نمایان ساختن سیگنال، تیمها اغلب به دو استراتژی تکیه میکنند: تحریک مکرر و میانگینگیری سیگنال.
پالسهای الکتریکی با سرعتهای حدود 2 تا 5 هرتز تحویل داده میشوند و بخشهای EEG همزمانشده با هر محرک، تراز و میانگینگیری میشوند. نویز پسزمینه تصادفی که با محرک ارتباطی ندارد، به عنوان ریشه دوم تعداد دفعات آزمایش کاهش مییابد، در حالی که شکل موج سازگار SSEP با هر بار تکرار واضحتر میشود.
دستورالعملهای عملی منتشر شده توسط انجمن بینالمللی نوروفیزیولوژی حین عمل تأکید میکنند که بهینهسازی نسبت سیگنال به نویز (SNR) اساسی است. این به معنای انتخاب اشتقاقهای الکترود محیطی و قشری است که بزرگترین و پایدارترین پاسخها را ایجاد میکنند، در حالی که کانالهای با SNR پایین را که فقط نویز ایجاد میکنند، کنار میگذارند.
الکترودهای کنترل محیطی که روی تنه عصب قرار میگیرند (مثلاً در نقطه ارب برای تحریک عصب مدین) تأیید میکنند که محرک واقعاً به بدن رسیده است، در حالی که کنترلهای سیستمیک قشری به جداسازی علل جراحی از علل غیرجراحی کاهش دامنه کمک میکنند. بدون چنین کنترلهایی، کاهش در SEP قشری میتواند به اشتباه به آسیب جراحی نسبت داده شود، در حالی که در واقع ناشی از یک نقص فنی، افت دمای اندام یا عمیقتر شدن بیهوشی است.
جایگزینهای SSEP
آزمایش SSEP یکی از اجزای ارزیابی نوروفیزیولوژیک است و آزمایشهای دیگر ممکن است به سوالات متفاوتی پاسخ دهند. یک معاینه استاندارد عصبی، حس، قدرت، رفلکسها، هماهنگی و سایر عملکردها را مستقیماً ارزیابی میکند. روشهای تصویربرداری میتوانند تغییرات ساختاری را نشان دهند، در حالی که مطالعات اعصاب محیطی میتوانند ویژگیهای هدایت را در تکتک اعصاب مشخص کنند. انتخاب به سطح آناتومیکی مشکوک و سوال بالینی بستگی دارد.
سایر پتانسیلهای برانگیخته سیستمهای حسی متفاوتی را بررسی میکنند. پتانسیلهای برانگیخته بینایی پاسخها به تحریک بینایی را ارزیابی میکنند و پتانسیلهای برانگیخته شنوایی ساقه مغز جنبههای مسیر شنوایی را بررسی میکنند. این روشها در برخی شرایط جایگزین هستند اما با SSEP قابل تعویض نیستند.
روشهای حین عمل اضافی ممکن است زمانی انتخاب شوند که جراحی مسیرهای حرکتی، اعصاب جمجمهای یا فعالیت قشری را تهدید کند. الکترومیوگرافی، پتانسیلهای برانگیخته حرکتی، EEG و ارزیابی مستقیم بالینی هر کدام اطلاعات متفاوتی را ارائه میدهند و محدودیتهای تفسیری خاص خود را دارند. هیچ روش واحدی تمام جنبههای عملکرد سیستم عصبی را ثبت نمیکند.
نتیجهگیری
پتانسیل برانگیخته حسی-پیکری همچنان یک سیگنال EEG بسیار استاندارد شده و از نظر بالینی مفید است. اجزای N20 و P25 آن اطلاعاتی آنی از سلامت مسیر حسی-پیکری پشتی ارائه میدهند که از نظر سرعت و ویژگی بینظیر است.
با این حال، این حساسیت بالا به سیگنالهای حسی، نقطه کور آناتومیک اصلی آن را برجسته میکند: از آنجا که مسیرهای حسی و حرکتی از نظر ساختاری متمایز هستند، یک SEP نرمال نمیتواند سلامت عملکرد حرکتی را تضمین کند. تکیه صرف به SEPها در طول فرآیندهای پرخطر، سه چهارم آسیبهای در حال شکلگیری مسیر حرکتی را ناشناخته باقی میگذارد.
برای غلبه بر این محدودیت، عملکرد بالینی باید نظارت چندوجهی را در اولویت قرار دهد، به ویژه مکمل ساختن SEPها با پتانسیلهای برانگیخته حرکتی الکتریکی ترانس کرانیال (tceMEPs). با تفسیر SEPها در محدوده آناتومیک آنها و در کنار سایر روشهای تشخیصی، تیمهای پزشکی میتوانند یک ابزار نظارتی ناقص را به یک محافظ بسیار منظم و قدرتمند برای نتایج بیماران تبدیل کنند.
منابع
MacDonald, D. B., Dong, C., Quatrale, R., Sala, F., Skinner, S., Soto, F., & Szelényi, A. (2019). Recommendations of the International Society of Intraoperative Neurophysiology for intraoperative somatosensory evoked potentials. Clinical neurophysiology, 130(1), 161-179. https://doi.org/10.1016/j.clinph.2018.10.008
پرسشهای متداول
پتانسیل برانگیخته حسی-پیکری (SEP) چیست؟
یک SEP پاسخ الکتریکی همزمانشدهای است که پس از تحریک یک عصب محیطی مانند عصب مدین یا تیبیال، از پوست سر ثبت میشود. این پاسخ نشاندهنده سلامت مسیر حسی پشتی از محیط به واسطه نخاع و تالاموس تا قشر حسی-پیکری اولیه است.
یک SEP چگونه در حین جراحی یا در بخش کما اندازهگیری میشود؟
پالسهای الکتریکی کوچک به یک عصب محیطی فرستاده میشوند در حالی که الکترودهای EEG پاسخهای قشری، معمولاً پیکهای N20 و P25 را ثبت میکنند. برای بهبود سیگنال، بسیاری از محرکهای تکراری میانگینگیری میشوند تا نویز پسزمینه تصادفی خنثی شده و پاسخ برانگیخته منسجم واضحتر شود.
جزء N20/P25 به طور مشخص چه چیزی به پزشکان میگوید؟
وجود و دامنه این اجزای قشری اولیه نشان میدهد که آیا سیگنالهای حسی به طور سالم از عصب محیطی از طریق ستونهای خلفی، ساقه مغز و تالاموس به قشر منتقل شدهاند یا خیر. عدم وجود یا کاهش محسوس آنها نشاندهنده قطع عمیق در آن مسیر حسی خاص است.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
سلب مسئولیت پزشکی: اطلاعات ارائه شده در این وبسایت صرفاً برای اهداف آموزشی و اطلاعرسانی است و به عنوان توصیه پزشکی یا بهداشتی در نظر گرفته نشده است. این محتوا ممکن است حاوی خطا باشد و نباید برای تصمیمگیریهای حیاتی در زمینه سلامت، پزشکی یا سبک زندگی به آن استناد کرد. همیشه برای هرگونه سؤال در رابطه با یک شرایط پزشکی یا درمان، از پزشک خود یا سایر ارائهدهندگان واجد شرایط مراقبتهای بهداشتی راهنمایی بخواهید.
کریستین بورگوس




