اکتبر زمان خاصی از سال است که با مشاهده ماه آگاهی از دیسلکسی مشخص میشود. این دوره به روشن کردن دیسلکسی، یک تفاوت یادگیری رایج که بر نحوه خواندن و نوشتن افراد تأثیر میگذارد، اختصاص دارد. این زمان برای آموزش، به اشتراک گذاری داستانها و کار کردن برای درک بهتر آنچه دیسلکسی برای افراد و جوامع به معنای آن است، است.
هدف و زمانبندی ماه آگاهی از خوانشپریشی (Dyslexia) چیست؟
خوانشپریشی (Dyslexia) یا دیسلکسیا، که هر ساله در ماه اکتبر به آن پرداخته میشود، دورهای اختصاصی برای افزایش درک عمومی از خوانشپریشی و تفاوتهای یادگیری مرتبط است. در حالی که تاریخ دقیق شروع میتواند در مناطق مختلف متفاوت باشد، جنبش جهانی در سالهای اخیر، به ویژه با کمپین "قرمز شدن برای خوانشپریشی" شتاب زیادی به خود گرفته است.
این ابتکار که از حوالی سال ۲۰۱۹ آغاز شد، مردم و سازمانها را در سراسر جهان تشویق میکند تا لباس قرمز بپوشند و در فعالیتهایی شرکت کنند که نقاط قوت و چالشهای مرتبط با خوانشپریشی را برجسته میکنند. هدف این است که گفتگو را از دشواریهایی که اغلب به این وضعیت نسبت داده میشوند، به دیدگاه مثبتتر و حمایتکنندهتری سوق داد و تأکید کرد که خوانشپریشی شیوهای متفاوت از تفکر است، نه یک کاستی یا نقص.
کدام سازمانها در حمایت از خوانشپریشی پیشگام بودهاند؟
گروههایی مانند انجمن بینالمللی خوانشپریشی (IDA) دهههاست در صف اول این مبارزه قرار دارند و منابع ارائه میدهند، برای تغییر سیاستها لابی میکنند و از پژوهشها حمایت به عمل میآورند.
در همین حال، سازمانهایی مانند "موفقیت با خوانشپریشی" و "ساخته شده توسط خوانشپریشی" نقش مهمی در رواج دادن کمپینهای جهانی مانند "قرمز شدن برای خوانشپریشی" ایفا کردهاند. این تلاشها اغلب شامل مربیان، پژوهشگران، افراد مبتلا به خوانشپریشی و خانوادههای آنها میشود که داستانهای شخصی خود را بازگو کرده و خواستار شناسایی بهتر و سیستمهای حمایتی قویتر هستند.
تلاشهای دستهجمعی آنها در راستای ایجاد دنیایی است که در آن افراد مبتلا به خوانشپریشی درک شوند و ابزارهایی را که برای موفقیت نیاز دارند در اختیار داشته باشند.
چرا افزایش درک عمومی از خوانشپریشی حیاتی است؟
افزایش آگاهی درباره خوانشپریشی به این معناست که ما به طور فعال برای تغییر دیدگاهها و بهبود شرایط برای میلیونها نفر تلاش میکنیم. بدون درک درست، افراد مبتلا به خوانشپریشی اغلب با موانع بیموردی در تحصیل، کار و زندگی روزمره روبرو میشوند.
افزایش آگاهی به از بین بردن کلیشههای مضر کمک میکند و محیط حمایتیتری را ترویج میدهد.
چگونه آگاهی به از بین رفتن باورهای نادرست و لکههای ننگ کمک میکند؟
یکی از بزرگترین چالشهایی که یک فرد مبتلا به خوانشپریشی با آن روبرو است، انگزنیهای مداوم و اطلاعات نادرست در اطراف آن است. بسیاری از مردم به اشتباه دشواری در هجی کردن یا خواندنِ بدون نقص را به کمبود هوش ربط میدهند. این سوءتفاهم میتواند به قضاوتهای ناعادلانه منجر شود و باعث شود افراد احساس ناتوانی کنند.
به چالش کشیدن باور نادرست «کمهوشی»: درک این نکته حیاتی است که خوانشپریشی بازتابی از میزان هوش افراد نیست. بسیاری از افراد بسیار باهوش و موفق، از جمله دانشمندان، هنرمندان و کارآفرینان، به خوانشپریشی مبتلا هستند. این باور که املای بینقص معادل با هوش بالا است، یک افسانه مخرب است که باید از بین برود.
درک طیف خوانشپریشی: خوانشپریشی روی یک طیف قرار دارد، به این معنی که بر هر فرد به شکل متفاوتی تأثیر میگذارد. برخی ممکن است به شدت با خواندن و نوشتن مشکل داشته باشند، در حالی که برخی دیگر چالشهای ملایمتری را تجربه میکنند. این تفاوتها اغلب توسط افرادی که خود به خوانشپریشی مبتلا نیستند، درک نمیشود.
تأثیر عدم بردباری گری: هنگامی که افراد مبتلا به خوانشپریشی در ارتباطات مکتوب خود دچار اشتباه میشوند، ممکن است با عدم مدارا و کمتحملی از سوی دیگران مواجه شوند که ممکن است آنها را کمتوانتر تلقی کنند. این موضوع میتواند به احساس شرمساری و عزت نفس پایین منجر شود و بر اعتماد به نفس و تمایل آنها برای مشارکت تأثیر منفی بگذارد.
چرا حمایت از شناسایی زودهنگام و عادلانه ضروری است؟
شناسایی زودهنگام خوانشپریشی کلید ارائه حمایتهای مناسب است. وقتی خوانشپریشی تشخیص داده نشود، فرد ممکن است سالها بدون دانستن علت آن سختی بکشد که این امر منجر به مشکلات تحصیلی و آسیبهای عاطفی میشود. کمپینهای آگاهیبخشی برای غربالگری بهتر و فرآیندهای شناسایی دقیقتر تلاش میکنند.
نیاز به غربالگری زودهنگام: مدارس و ارائهدهندگان خدمات بهداشتی نقش مهمی در شناسایی خوانشپریشی دارند. اجرای اقدامات غربالگری همگانی میتواند به شناسایی زودهنگام مشکلات احتمالی کمک کند.
دسترسی عادلانه به ارزیابی: حصول اطمینان از اینکه همه افراد، صرف نظر از پیشینه یا وضعیت اجتماعیاقتصادی خود، به ارزیابیهای دقیق و به موقع خوانشپریشی دسترسی دارند، یک هدف بزرگ است. این امر شامل رسیدگی به نابرابریهایی است که ممکن است در جوامع محروم وجود داشته باشد.
بررسی و درک علائم: آگاهی به والدین، مربیان و خود افراد کمک میکند تا علائم رایج خوانشپریشی را که میتواند شامل مشکلاتی در پردازش واجشناختی، نامگذاری سریع و حافظه فعال و موارد دیگر باشد، بشناسند.
مدافعان چگونه آموزش مبتنی بر شواهد علمی را در مدارس ترویج میکنند؟
پس از شناسایی، فرد مبتلا به خوانشپریشی برای موفقیت به رویکردهای آموزشی خاصی نیاز دارد. تلاشهای آگاهیبخشی درباره خوانشپریشی از مدارس میخواهد تا روشهای تدریسی را به کار گیرند که اثربخشی آنها برای اختلالات یادگیری مبتنی بر زبان ثابت شده است.
رویکردهای سوادآموزی ساختاریافته: این روشها که اغلب سوادآموزی ساختاریافته نامیده میشوند، شامل آموزش صریح، سیستماتیک و متوالی در زمینههایی مانند واجشناسی، ارتباط صدا-نشانه، بخش کردن کلمات، برنامهریزی ساختار کلمه (مورفولوژی)، نحو و معناشناسی است.
آموزش معلمان: یک بخش حیاتی، اطمینان از این است که مربیان آموزشهای کافی در مورد خوانشپریشی و نحوه اجرای شیوههای مبتنی بر شواهد را در کلاسهای خود دریافت کنند.
تسهیلات و پشتیبانی: آگاهی منجر به درک بهتر نیاز به تسهیلات مناسب، مانند زمان اضافی برای آزمونها، فناوریهای کمکی و تکالیف اصلاحشده میشود تا دانشآموزان مبتلا به خوانشپریشی بتوانند دانش خود را به طور مؤثری نشان دهند.
نمادگرایی پشت کمپین جهانی «قرمز شو» چیست؟
چرا رنگ قرمز بازتعریف و برای آگاهی از خوانشپریشی انتخاب شد؟
رنگ قرمز از دیرباز با تصحیح، اشتباهات و عدم تأیید همراه بوده و اغلب به عنوان علامت خطا روی تکالیف مدرسه ظاهر میشود. کمپین "قرمز شدن برای خوانشپریشی" که در سال ۲۰۱۹ راهاندازی شد، عمداً این نماد را بازتعریف کرده است. این جنبش با پذیرش رنگ قرمز، با هدف تبدیل مفاهیم منفی آن به نمادی از قدرت، انعطافپذیری و غرور برای افراد مبتلا به خوانشپریشی فعالیت میکند.
این یک راه قدرتمند برای به چالش کشیدن شرم و عزت نفس پایینی است که میتواند با تفاوتهای یادگیری همراه باشد و روایت را از یک ناتوانی به یک توانایی منحصر به فرد تغییر دهد.
کمپین «قرمز شو» چگونه یک جامعه جهانی را متحد میکند؟
کمپین "قرمز شدن برای خوانشپریشی" بر پایه یک فرض ساده اما مؤثر عمل میکند: تشویق مردم به گنجاندن رنگ قرمز در فعالیتهای خود در طول ماه آگاهی از خوانشپریشی. این اتحاد بصری یک بیانیه جهانی قدرتمند ایجاد میکند.
در اینجا نحوه تشویق کمپین به مشارکت آمده است:
اقدامات نمایان: از مردم دعوت میشود تا لباس قرمز بپوشند، ناخنهای خود را قرمز کنند یا حتی خانه و محل کار خود را با تزئینات قرمز رنگ بیارایند.
مشارکت جامعه: کسبوکارها و موسسات میتوانند با روشن کردن چراغ قرمز ساختمانها یا سازماندهی رویدادهایی با تم قرمز مشارکت کنند.
حمایت دیجیتال: به اشتراک گذاری عکسها و داستانها در رسانههای اجتماعی با استفاده از هشتگ GoRedForDyslexia# پیام را تقویت کرده و شرکتکنندگان را در سراسر جهان به هم متصل میکند.
این پذیرش گسترده از یک رنگ واحد به عنوان یک یادآور مداوم و قابل مشاهده از نیاز همیشگی به آگاهی و حمایت از خوانشپریشی عمل میکند. این کار حس همبستگی را در میان افراد مبتلا به خوانشپریشی، خانوادههای آنها، مربیان و مدافعان تقویت میکند و نشان میدهد که آنها بخشی از یک جامعه جهانی بزرگتر و به هم پیوسته هستند که متعهد به درک و پذیرش است.
نتایج ملموسِ افزایش آگاهی
چگونه آگاهی به تغییرات معنادار در سیاستگذاریها منجر شده است؟
افزایش آگاهی در مورد خوانشپریشی مستقیماً بر تغییرات سیاستگذاری در سطوح مختلف، از مناطق آموزشی گرفته تا قوانین ملی تأثیر گذاشته است.
وقتی مردم بیشتری متوجه میشوند که خوانشپریشی یک اختلال یادگیری خاص است و نه موضوع هوش یا عدم تلاش، احتمال بیشتری دارد که از سیاستهای ارائه تسهیلات و مداخلههای درمانی لازم حمایت کنند.
به عنوان مثال، شناسایی خوانشپریشی به عنوان یک اختلال مداوم که بر اساس تعاریف بهروزرسانی شده نیاز به محافظتهای خاصی دارد، بسیاری از نهادهای آموزشی را بر آن داشته تا دستورالعملهای خود را بازبینی کنند. این تغییر به معنای حرکت از یک رویکرد واکنشی (که در آن دانشآموزان قبل از کمک گرفتن سالها با سختی روبرو بودند) به یک رویکرد فعالانه است که شامل غربالگری و مداخله زودهنگام میشود.
هدف این است که اطمینان حاصل شود دسترسی به یادگیری، که یک حق شهروندی است، واقعاً در هر کلاس درسی محقق شود.
چگونه افزایش آگاهی در حال متحول کردن فرهنگ مدارس است؟
کمپینهای آگاهیبخشی در تغییر شیوهی کارکرد مدارس نقش بسزایی داشتهاند.
به جای اینکه حمایت از سوادآموزی صرفاً در بخشهای آموزش استثنایی محدود شود، جنبشی رو به رشد برای ایجاد یک رویکرد جامع در سطح کل مدرسه ایجاد شده است. این امر شامل تشکیل تیمهایی (که گاهی اوقات حلقههای عدالت سوادآموزی نامیده میشوند) با حضور مدیران، کتابداران و مدیران فناوری میشود.
وقتی کل مجموعه مدرسه مسئولیت سوادآموزی را به اشتراک میگذارد، حمایتها ملموستر و پایدارتر میشوند. معلمان که اغلب اولین خط پشتیبانی هستند، به جای اینکه با سیستمهای پیچیده جدید سردرگم شوند، به ابزارهای کاربردی متناسب با جریان کاری روزمرهشان مجهز میشوند.
این تمرکز بر توانمندسازی معلمان به معنای ارائه منابعی مانند قالبهای آماده IEP (برنامه آموزش انفرادی) یا مواد سوادآموزی ساختاریافته است که میتوانند بدون تغییر اساسی در برنامههای موجود ادغام شوند.
چگونه آگاهی از خوانشپریشی محیطهای کاری فراگیرتری ایجاد میکند؟
تأثیر آگاهی از خوانشپریشی فراتر از کلاس درس و به دنیای حرفهای کشیده میشود.
با رشد این درک، محیطهای کاری شروع به شناخت استعدادهای منحصربهفردی کردهاند که افراد مبتلا به خوانشپریشی با خود به همراه میآورند. این ویژگیها شامل خلاقیت تقویتشده، مهارتهای حل مسئله قوی و تواناییهای فضایی-دیداری برجسته است.
تلاشهای آگاهیبخشی مشوق تغییر دیدگاه از نگاه کردن به خوانشپریشی به عنوان یک چالش، به سمت قدردانی از استعدادهای متنوعی است که میتواند پرورش دهد. این امر منجر به شیوههای استخدام فراگیرتر و اعمال شرایط تطبیقی در محل کار، مانند فناوریهای کمکی یا ترتیبات کاری منعطف میشود.
با ایجاد محیطهایی که در آن افراد مبتلا به خوانشپریشی میتوانند شکوفا شوند، کسبوکارها از طیف وسیعتری از دیدگاهها و نیروی کار نوآورتر بهرهمند میشوند.
چگونه در تمام طول سال از آگاهی درباره خوانشپریشی حمایت کنیم؟
اگرچه ماه آگاهی از خوانشپریشی در اکتبر توجه ویژهای را به این موضوع معطوف میکند، اما نیاز به درک و حمایت در سراسر سال وجود دارد.
تبدیل شدن به یک حامی آگاه و کمک به ایجاد محیطی سازگار با خوانشپریشی، تلاشهای مستمری هستند که تغییرات واقعی ایجاد میکنند. این امر شامل یادگیری مداوم، مشارکت فعال و حمایت مستمر است.
چرا خودآموزی پایه و اساس یک حمایت مؤثر است؟
یکی از مؤثرترین راهها برای حمایت از افزایش آگاهی خوانشپریشی، عمیقتر کردن دانش خودتان و سپس به اشتراک گذاشتن آن اطلاعات است. تصورات غلط درباره این اختلال مغزی رایج است و آموزش، ابزار اصلی مبارزه با آنهاست.
این به معنای فراتر رفتن از درک سطحی برای درک پیچیدگیهای نحوه تأثیر خوانشپریشی بر سلامت مغز افراد است.
بهترین راهها برای حمایت از موقعیت بهتر خوانشپریشی چیست؟
فراتر از آموزش شخصی، حمایت فعال نقش حیاتی در ایجاد تغییرات سیستماتیک ایفا میکند. این کار میتواند از حمایت از طرحهای سیاستگذاری گرفته تا ترویج روشهای فراگیر در مدارس محلی و محیطهای کاری متغیر باشد.
حمایت از شناسایی زودهنگام: برای غربالگری همگانی خوانشپریشی در سنین اولیه آموزش (پیشدبستانی تا کلاس دوم) تلاش کنید. شناسایی زودهنگام امکان مداخله به موقع را فراهم میکند که برای موفقیت تحصیلی و ایجاد اعتماد به نفس بسیار مهم است.
ترویج آموزش مبتنی بر شواهد: مدارس را به اتخاذ و اجرای روشهای آموزش خواندن مبتنی بر علوم اعصاب (که اغلب علم خواندن نامیده میشود) تشویق کنید. این شامل رویکردهای سوادآموزی ساختاریافته است که به طور صریح آگاهی واجشناختی، صداها و حروف، روانخوانی، واژگان و درک مطلب را آموزش میدهند.
دفاع از تسهیلات تطبیقی: از عادیسازیِ تسهیلاتی که به شکوفایی افراد مبتلا به خوانشپریشی کمک میکنند حمایت کنید. این کار میتواند شامل ترویج استفاده از فناوریهای کمکی مانند نرمافزارهای تبدیل متن به گفتار، کتابهای صوتی یا سازماندهندههای گرافیکی در هر دو محیط آموزشی و حرفهای باشد.
تعامل با نهادهای محلی: با هیئت مدیره مدرسه محلی، کتابخانهها یا مراکز اجتماعی خود ارتباط برقرار کنید. در مورد خدمات و منابع حمایتی آنها برای خوانشپریشی جویا شوید. برای سازماندهی رویدادهای آگاهیبخشی یا ارائه مطالب آموزشی اعلام آمادگی کنید.
چشمانداز آینده برای جنبش خوانشپریشی چیست؟
مسیر به سوی درک و حمایت کامل از افراد مبتلا به خوانشپریشی یک فرآیند مداوم است. با نگاهی به آینده، این جنبش قصد دارد با تمرکز بر چندین زمینه کلیدی، تأثیر خود را عمیقتر کند.
تحقیقات مستمر به ویژه در درک پایههای عصبی خوانشپریشی و نحوه بروز آنها در گروههای سنی و زبانهای مختلف حیاتی است. این تحقیقات به توسعه ابزارهای تشخیصی دقیقتر و استراتژیهای مداخله شخصیسازیشده کمک خواهد کرد.
علاوه بر این، احتمالاً این جنبش شاهد تاکید بیشتر بر ابعاد تنوع عصبی (neurodiversity) در خوانشپریشی خواهد بود. این دیدگاه به تجلیل از نقاط قوت منحصربهفرد و سبکهای شناختی مرتبط با خوانشپریشی، مانند استدلال فضایی-دیداری قوی و حل خلاقانه مسئله میپردازد.
چگونه میتوان پویایی آگاهی از خوانشپریشی را حفظ کرد؟
با پایان یافتن ماه آگاهی از خوانشپریشی، گفتگوها و بینشهای مشترک بر یک حقیقت حیاتی تأکید میکنند: درک خوانشپریشی یک فرآیند مداوم است، نه یک رویداد یکباره.
ابتکاراتی مانند «قرمز شدن برای خوانشپریشی» قدرت اقدامات گروهی را در تغییر دیدگاهها و کاهش بدنامی نشان میدهند. در حرکت به جلو، تمرکز باید بر مداخلات مبتنی بر شواهد، ساختن جوامع حمایتی و تجهیز مربیان به ابزارهای کاربردی باقی بماند.
با در آغوش کشیدن درک علمی، پرورش سیستمهای حمایتی همهجانبه و سنجش تأثیرات ملموس، میتوانیم از آگاهی صرف فراتر رفته و تغییر پایدار ایجاد کنیم؛ تا مطمئن شویم که افراد مبتلا به خوانشپریشی نه تنها درک میشوند، بلکه منابع و فرصتهای لازم برای شکوفایی نیز در اختیار آنها قرار میگیرد.
پرسشهای متداول
ماه آگاهی از خوانشپریشی چیست؟
ماه آگاهی از خوانشپریشی زمان ویژهای است، معمولاً در ماه اکتبر، که به روشن کردن زوایای مختلف خوانشپریشی اختصاص دارد. این دورهای است که مردم، مدارس و سازمانها برای آموزش همگانی در مورد چیستی خوانشپریشی، چگونگی تأثیر آن بر افراد و چرایی اهمیت درک و حمایت از مبتلایان به آن، با یکدیگر همکاری میکنند.
ماه آگاهی از خوانشپریشی از چه زمانی آغاز شد؟
ایده اختصاص دادن یک ماه برای تمرکز بر خوانشپریشی در طول زمان شکل گرفت. بسیاری از افراد و گروههای فداکار سالها تلاش کردند تا توجهها را به این موضوع جلب کنند. اگرچه هیچ «تاریخ شروع» واحدی وجود ندارد، اما این جنبش در دهههای اخیر شتاب قابل توجهی گرفت و منجر به شناسایی گسترده ماه اکتبر به عنوان ماه آگاهی از خوانشپریشی شد.
چه افراد یا گروههای کلیدی به ایجاد ماه آگاهی از خوانشپریشی کمک کردند؟
افراد و سازمانهای زیادی نقشی حیاتی داشتهاند. گروههایی مانند انجمن بینالمللی خوانشپریشی (IDA) در صف اول بودهاند و برای درک و حمایت بهتر لابی کردهاند. مربیان، پژوهشگران، والدین و خود افراد مبتلا به خوانشپریشی همگی نقشهای حیاتی در به اشتراک گذاشتن داستانهای خود و تلاش برای تغییر ایفا کردهاند.
چرا افزایش آگاهی درباره خوانشپریشی مهم است؟
افزایش آگاهی بسیار مهم است زیرا به از بین بردن باورهای غلط و ذهنیتهای ناعادلانهای که ممکن است مردم درباره خوانشپریشی داشته باشند کمک میکند. به همه کمک میکند تا متوجه شوند خوانشپریشی شیوهای متفاوت از یادگیری است، نه نشانهای از باهوش نبودن. این درک منجر به حمایت بهتر در مدارس و محلهای کار میشود.
برخی از باورهای غلط رایج درباره خوانشپریشی چیست؟
یک باور اشتباه بزرگ این است که افراد مبتلا به خوانشپریشی فقط باید بیشتر تلاش کنند یا اینکه اصلاً نمیتوانند بخوانند. باور دیگر این است که این مشکل فقط بر پسران تأثیر میگذارد یا نشانهای از هوش پایین است. در واقعیت، خوانشپریشی یک تفاوت یادگیری مبتنی بر زبان است و بسیاری از افراد مبتلا به آن بسیار باهوش و خلاق هستند.
«آموزش مبتنی بر شواهد علمی» برای خوانشپریشی چیست؟
این اصطلاح به روشهای تدریسی اشاره دارد که از طریق پژوهشها ثابت شده برای دانشآموزان مبتلا به خوانشپریشی مؤثر هستند. این روشها اغلب بر نحوه کارکرد صداها و حروف در کنار هم تمرکز دارند و مهارتهای قوی خواندن و املانویسی را به روشی ساختاریافته آموزش میدهند.
کمپین 'Go Red' چیست و چرا رنگ قرمز؟
کمپین «قرمز شدن برای خوانشپریشی» از رنگ قرمز استفاده میکند تا نحوه تفکر ما را در مورد آن تغییر دهد. قرمز اغلب برای مشخص کردن اشتباهات استفاده میشود، اما این کمپین این رنگ را بازتعریف میکند تا افتخار را نشان دهد و آگاهی را افزایش دهد. پوشیدن یا استفاده از رنگ قرمز در ماه اکتبر راهی برای نشان دادن حمایت و شروع گفتگو در مورد خوانشپریشی است.
چگونه مدارس میتوانند با خوانشپریشی سازگارتر شوند؟
مدارس میتوانند با آموزش معلمان در زمینه نحوه شناسایی و حمایت از دانشآموزان مبتلا به خوانشپریشی، استفاده از روشهای تدریس متناسب با سبکهای مختلف یادگیری، ارائه ابزارهای کمکی مانند نرمافزارهای تبدیل متن به گفتار و ایجاد محیطی گرم که در آن همه دانشآموزان احساس درک شدن و ارزشمندی کنند، با این موضوع سازگارتر شوند.
چگونه میتوانم شخصاً از آگاهی درباره خوانشپریشی حمایت کنم؟
شما میتوانید با یادگیری بیشتر درباره این اختلال یادگیری، به اشتراک گذاشتن اطلاعات دقیق با دوستان و خانواده، حمایت از ارائه پشتیبانی بهتر در مدارس و شرکت در رویدادهای مربوطه، از افزایش آگاهی پیرامون خوانشپریشی حمایت کنید. حتی اقدامات کوچک نیز میتوانند تأثیر بزرگی در کمک به درک دیگران داشته باشند.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستین بورگوس




