موضوعات دیگر را جستجو کنید…

موضوعات دیگر را جستجو کنید…

احساس غرق شدن در نگرانی و اضطراب چیزی است که بسیاری از افراد تجربه می‌کنند. وقتی این احساسات ادامه پیدا می‌کنند و شروع به اختلال در زندگی روزمره می‌کنند، شاید زمان آن رسیده باشد که به درمان اضطراب فکر کنید. این راهنما شما را با برخی از رویکردهای رایج درمان اضطراب آشنا می‌کند و به شما کمک می‌کند بفهمید چه چیزی ممکن است برایتان بهترین کارایی را داشته باشد.

چرا برای درمان اضطراب، رویکرد «یک نسخه برای همه» وجود ندارد؟


چرا لازم است درمان برای اضطرابِ خاصِ هر فرد، متناسب‌سازی شود؟

درک اینکه در مواجهه با اضطراب به دنبال یک پاسخ واحد و قطعی باشید، قابل فهم است. با این حال، واقعیتِ درمانِ سلامت روان این است که بسیار فردمحور است.

خودِ اضطراب یک اختلال مغزی واحد نیست؛ بلکه طیفی از تجربه‌ها با علت‌های گوناگون و نمودهای متفاوت است. چیزی که برای یک نفر مؤثر است، ممکن است برای دیگری کارآمد نباشد.

این به این دلیل است که اضطراب می‌تواند از منابع گوناگونی سرچشمه بگیرد، از جمله استعدادهای زیستی، رفتارهای آموخته‌شده، عوامل استرس‌زای محیطی و تجربه‌های گذشته. بنابراین، اغلب برای درمان مؤثر، یک رویکرد متناسب‌سازی‌شده ضروری است.

شیوه‌های درمانی مختلف برای پرداختن به این جنبه‌های گوناگون اضطراب طراحی شده‌اند. برخی بر تغییر الگوهای فوریِ فکر و رفتار تمرکز دارند، در حالی که برخی دیگر می‌کوشند مسائل عمیق‌تر و زیربنایی را آشکار کنند یا به تجلیات جسمی اضطراب بپردازند.

اثربخشی هر درمانی همچنین به تمایل فرد برای مشارکت، علائم خاص او و مهارت درمانگر بستگی دارد.


رایج‌ترین رویکردهای خط اول در درمان اضطراب کدام‌اند؟

وقتی برای اضطراب به دنبال کمک هستید، چندین رویکرد مبتنی بر شواهد، اغلب به‌عنوان نقطه شروع توصیه می‌شوند.

این درمان‌ها سابقه‌ای قوی دارند و اغلب نخستین گزینه‌های مورد مراجعه برای بسیاری از متخصصان سلامت روان هستند. آن‌ها برای ارائه ابزارها و راهبردهای عملی جهت مدیریت مؤثر علائم اضطراب طراحی شده‌اند.

در ادامه نگاهی به برخی از رایج‌ترین شیوه‌ها داریم:

  • درمان شناختی-رفتاری (CBT): این رویکرد بر شناسایی و اصلاح الگوهای فکری و رفتاریِ ناکارآمدی تمرکز دارد که به اضطراب دامن می‌زنند. این یک درمان ساختارمند است که اغلب شامل یادگیری مهارت‌های مشخص می‌شود.

  • درمان پذیرش و تعهد (ACT): ACT به بیماران کمک می‌کند افکار و احساسات دشوار را بدون قضاوت بپذیرند و در عین حال به اقداماتی متعهد شوند که با ارزش‌های شخصی‌شان همسو است. این روش بر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی تأکید دارد.

  • درمان مواجهه‌ای: این روش که اغلب بخشی از CBT است، شامل روبه‌رو شدن تدریجی با موقعیت‌ها یا اشیای ترس‌آور در محیطی امن و کنترل‌شده است تا اجتناب و واکنش‌های ترس کاهش یابد.

  • درمان بین‌فردی (IPT): این درمان بر بهبود روابط و عملکرد اجتماعی تمرکز دارد و این نکته را در نظر می‌گیرد که مسائل بین‌فردی می‌توانند به‌طور قابل‌توجهی بر سطح اضطراب تأثیر بگذارند.

این رویکردها به‌خوبی پژوهش شده‌اند و اثربخشی آن‌ها در درمان طیفی از اختلالات اضطرابی نشان داده شده است.


درمان‌های عمل‌محور چگونه به تغییر افکار و رفتارهای مضطربانه کمک می‌کنند؟

گاهی اضطراب مثل یک قطارِ از ریل خارج‌شده به نظر می‌رسد و فقط می‌خواهید از آن پیاده شوید. درمان‌های عمل‌محور بر کمک به شما برای انجام همین کار تمرکز دارند؛ یعنی تغییر دادن شیوه فکر کردن و کارهایی که انجام می‌دهید. این رویکردها اغلب بسیار کاربردی هستند و هدفشان این است که ابزارهایی برای مدیریت اضطراب در اینجا و اکنون در اختیارتان بگذارند.


درمان شناختی-رفتاری (CBT) چگونه برای مدیریت اضطراب عمل می‌کند؟

درمان شناختی-رفتاری یا CBT، یکی از پرمطالعه‌ترین و پرکاربردترین درمان‌ها برای اضطراب است. ایده اصلی CBT این است که افکار، احساسات و رفتارهای شما همگی به هم مرتبط‌اند.

اگر افکار مضطربانه داشته باشید، این افکار می‌توانند به احساسات و رفتارهای مضطربانه منجر شوند و این چرخه به نوبه خود آن افکار را تقویت می‌کند. CBT به شما کمک می‌کند الگوهای فکری و رفتاریِ ناکارآمد را شناسایی کنید و سپس یاد می‌دهد چگونه آن‌ها را تغییر دهید.

برای مثال، اگر درباره موقعیت‌های اجتماعی بیش از حد نگران می‌شوید، CBT ممکن است به شما کمک کند این فکر را که همه در حال قضاوت شما هستند به چالش بکشید و تمرین کنید در آن موقعیت‌ها با آرامش بیشتری وارد تعامل شوید.

اجزای کلیدی معمولاً شامل موارد زیر است:

  • شناسایی افکار خودکار منفی: تشخیص آن افکار سریع و اغلب انتقادی که ناگهان به ذهنتان می‌آیند.

  • بازسازمان‌دهی شناختی: یاد گرفتن اینکه این افکار ناکارآمد را زیر سؤال ببرید و به افکار متعادل‌تر و واقع‌بینانه‌تر تبدیل کنید.

  • آزمایش‌های رفتاری: امتحان کردن رفتارهای جدید در موقعیت‌های واقعی برای آزمودن پیش‌بینی‌های مضطربانه‌تان.

CBT اغلب درمانی کوتاه‌مدت است که معمولاً چند ماه طول می‌کشد و بسیار هدف‌محور است.


درمان پذیرش و تعهد (ACT) برای نگرانی مزمن چیست؟

درمان پذیرش و تعهد یا ACT، مسیر کمی متفاوتی را دنبال می‌کند.

به‌جای تلاش برای حذف افکار و احساسات مضطربانه، ACT پیشنهاد می‌کند که جنگیدن با آن‌ها گاهی می‌تواند اوضاع را بدتر کند. هدف در ACT این است که یاد بگیرید افکار و احساسات دشوار را بپذیرید، بدون اینکه اجازه دهید آن‌ها اعمال شما را تعیین کنند.

موضوع، جا باز کردن برای اضطراب است، در حالی که همچنان به شکلی پیش می‌روید که با ارزش‌های شخصی‌تان همسو باشد.

ACT شامل چندین تمرین اصلی است:

  • پذیرش: تمایل به تجربه کردن افکار و احساسات ناخوشایند بدون کشمکش.

  • گسلش شناختی: یاد گرفتن اینکه افکار را فقط به‌عنوان فکر ببینید، نه حقیقتی مطلق.

  • در لحظه بودن: متمرکز کردن توجه بر اینجا و اکنون.

  • شفاف‌سازی ارزش‌ها: شناسایی اینکه در زندگی واقعاً چه چیزهایی برای شما مهم‌اند.

  • اقدام متعهدانه: برداشتن گام‌هایی در جهت ارزش‌هایتان، حتی وقتی اضطراب حضور دارد.

ACT می‌تواند برای افرادی که نگرانی مزمن دارند یا به دلیل اضطراب از موقعیت‌های زیادی اجتناب می‌کنند، مفید باشد.


درمان رفتار دیالکتیکی (DBT) چگونه به هیجان‌های شدید و اضطراب کمک می‌کند؟

درمان رفتار دیالکتیکی یا DBT، در اصل برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی توسعه داده شد، اما مهارت‌های آن برای مدیریت هیجان‌های شدید، از جمله هیجان‌های مرتبط با اضطراب، بسیار مؤثر بوده‌اند.

DBT اصول CBT را با ذهن‌آگاهی و راهبردهای تنظیم هیجان ترکیب می‌کند. این رویکرد بر ایجاد تعادل میان پذیرش و تغییر تأکید دارد.

آموزش مهارت‌های DBT معمولاً چهار حوزه اصلی را پوشش می‌دهد:

  • ذهن‌آگاهی: توجه کردن به لحظه حال بدون قضاوت.

  • تحمل پریشانی: یاد گرفتن اینکه چگونه با احساسات و موقعیت‌های دشوار کنار بیایید، بدون اینکه آن‌ها را بدتر کنید.

  • تنظیم هیجان: درک و مدیریت پاسخ‌های هیجانی خود.

  • اثربخشی بین‌فردی: بهبود روابط و مهارت‌های ارتباطی.

DBT به‌ویژه برای افرادی مفید است که همراه با اضطراب، نوسانات هیجانی قابل‌توجهی را تجربه می‌کنند یا وقتی اضطراب به رفتارهای تکانشی منجر می‌شود.


درمان‌های بینش‌محور چگونه ریشه‌های اضطراب شما را آشکار می‌کنند؟

گاهی اضطراب می‌تواند از الگوهای عمیق‌تر و اغلب ناهشیار و تجربه‌های گذشته سرچشمه بگیرد. درمان‌های بینش‌محور می‌کوشند این علت‌های زیربنایی را بررسی کنند و به افراد کمک کنند درک بهتری از این پیدا کنند که چرا به شیوه‌ای که دارند احساس و واکنش نشان می‌دهند.

این رویکرد بر آوردنِ محتوای ناهشیار به آگاهی هشیار تمرکز دارد و امکان پردازش و حل‌وفصل را فراهم می‌کند.


درمان روان‌پویشی چگونه تأثیرهای ناهشیار بر اضطراب را بررسی می‌کند؟

درمان روان‌پویشی نوعی گفت‌وگودرمانی است که بررسی می‌کند چگونه تجربه‌های گذشته، به‌ویژه آن‌هایی که از دوران کودکی آمده‌اند، و افکار و احساسات ناهشیار ممکن است بر رفتار و وضعیت‌های هیجانی کنونی اثر بگذارند.

ایده این است که تعارض‌ها یا الگوهای حل‌نشده از گذشته می‌توانند در زمان حال به صورت اضطراب بروز کنند. درمانگران در این شیوه به بیماران کمک می‌کنند این پیوندها را بررسی کنند، اغلب از طریق گفت‌وگو درباره رؤیاها، خاطرات اولیه و الگوهای موجود در روابط.

هدف این است که نسبت به این پویایی‌های ناهشیار بینش پیدا کنید و آن‌ها را پردازش کنید. این کار می‌تواند به کاهش علائم اضطراب منجر شود، زیرا علت‌های ریشه‌ای مورد رسیدگی قرار می‌گیرند.


چه زمانی یک رویکرد روان‌شناختیِ عمیق‌تر از درمان اضطرابِ مبتنی بر مهارت بهتر است؟

در حالی که درمان‌های عمل‌محور مانند CBT برای مدیریت علائم فوری و توسعه راهبردهای مقابله‌ای عالی هستند، درمان‌های بینش‌محور می‌توانند زمانی سودمندتر باشند که اضطراب بسیار ریشه‌دار به نظر می‌رسد یا با تاریخچه شخصی پیچیده‌ای پیوند دارد.

اگر اضطراب گسترده و فراگیر است، اگر به رویدادهای مهم زندگی یا الگوهای رابطه‌ای پیوند دارد، یا اگر رویکردهای مبتنی بر مهارت آرامش پایدار فراهم نکرده‌اند، بررسی ریشه‌های زیربنایی ممکن است مؤثرتر باشد. این رویکرد اغلب برای افرادی مناسب است که درباره دنیای درونی خود کنجکاوند و انگیزه دارند منشأ پریشانی‌شان را بفهمند.


درمان بین‌فردی (IPT) چگونه به اضطرابِ مرتبط با روابط می‌پردازد؟

درمان بین‌فردی (IPT) رویکردی زمان‌محدود است که بر پیوند میان خلق‌وخو و روابط بین‌فردی تمرکز دارد. این روش پیشنهاد می‌کند که دشواری‌های رابطه‌ای یا تغییرات مهم زندگی می‌توانند اضطراب را برانگیزند یا آن را تشدید کنند.

IPT معمولاً بر یک یا چند مورد از چهار حوزه اصلی مشکل تمرکز می‌کند:

  • اختلافات نقش بین‌فردی: تعارض با افراد مهم زندگی فرد.

  • گذارهای نقشی: سازگار شدن با تغییرات مهم زندگی، مانند شروع شغل جدید، ازدواج یا والد شدن.

  • سوگ یا فقدان: کنار آمدن با مرگ یک عزیز.

  • کمبودهای بین‌فردی: دشواری در شکل دادن یا حفظ روابط سالم.

درمانگران به بیماران کمک می‌کنند تشخیص دهند این مسائل چگونه بر خلق‌وخو و اضطراب آن‌ها اثر می‌گذارند و سپس به‌صورت مشارکتی روی بهبود روابط و عملکرد اجتماعی کار می‌کنند. تمرکز بر بهبود ارتباط و حل تعارض‌ها در این بسترهای بین‌فردی است.


کدام درمان‌های متمرکز بر بدن و آگاه از تروما برای اضطراب استفاده می‌شوند؟

گاهی اضطراب فقط در ذهن شما نیست؛ در بدن شما هم ظاهر می‌شود. این مسئله به‌ویژه وقتی صادق است که تجربه‌های گذشته، مانند تروما، در میان باشند.

درمان‌های این دسته بر این تمرکز دارند که بدن چگونه استرس را نگه می‌دارد و چگونه می‌توان آن را آزاد کرد، اغلب از طریق کار کردن بر خاطرات دشوار.


درمان EMDR چگونه به پردازش خاطرات اضطراب‌زای ناشی از تروما کمک می‌کند؟

EMDR نوع خاصی از درمان است که برای کمک به افراد در پردازش خاطرات آزاردهنده‌ای طراحی شده که ممکن است در اضطراب نقش داشته باشند. ایده اصلی این است که وقتی چیزی آسیب‌زا را تجربه می‌کنیم، مغز ما ممکن است در پردازش آن گیر کند.

EMDR از یک رویکرد ساختارمند استفاده می‌کند که شامل به‌یادآوردن خاطره آسیب‌زا در حالی است که هم‌زمان تحریک دوطرفه را تجربه می‌کنید، اغلب از طریق حرکت چشم‌ها، ضربه‌زدن یا صداها. گمان می‌رود این فرایند به مغز کمک می‌کند خاطره را دوباره پردازش کند و آن را کم‌آزارتر سازد.

موضوع فراموش کردن رویداد نیست، بلکه کاهش بار هیجانیِ مرتبط با آن است. این روش می‌تواند به‌ویژه برای اضطرابی که از رویدادهایی مانند تصادف‌ها، تعرض‌ها یا بلایای طبیعی ناشی می‌شود، مفید باشد.


Somatic Experiencing چیست و چگونه اضطرابِ ذخیره‌شده را آزاد می‌کند؟

Somatic Experiencing (SE) رویکردی دیگر با محوریت بدن است که بررسی می‌کند تروما و استرس چگونه در بدن نگه داشته می‌شوند. این روش که توسط دکتر پیتر لوین توسعه یافت، پیشنهاد می‌کند که وقتی با تهدیدی روبه‌رو می‌شویم، بدن ما راه‌های طبیعی‌ای برای تخلیه آن انرژی دارد (مثل لرزش یا رعشه).

گاهی این تخلیه به‌طور کامل رخ نمی‌دهد و تنش جسمیِ باقی‌مانده می‌تواند به اضطراب مداوم، بیش‌هوشیاری یا احساس به‌سادگی از جا پریدن کمک کند. درمانگران SE افراد را راهنمایی می‌کنند تا این تنش جسمیِ ذخیره‌شده را به‌آرامی متوجه شوند و آن را آزاد کنند.

تمرکز بر حس‌های بدنیِ حال حاضر است و به دستگاه عصبی کمک می‌کند خود را تنظیم کند و از وضعیت هشدار خارج شود. هدف، کمک به بدن برای کامل کردن چرخه طبیعی پاسخ به استرس است.


درمان‌های مبتنی بر بدن دقیقاً چگونه علائم جسمی اضطراب را هدف قرار می‌دهند؟

اضطراب اغلب با علائم جسمی همراه است: تپش قلب، گرفتگی عضلات، تنفس سطحی یا مشکلات معده. درمان‌های مبتنی بر بدن تشخیص می‌دهند که این احساسات جسمی فقط عوارض جانبی نیستند، بلکه بخشی از خودِ تجربه اضطراب‌اند. این روش‌ها مستقیماً با بدن کار می‌کنند تا:

  • آگاهی از تنش جسمی را افزایش دهند: یاد گرفتن اینکه متوجه شوید استرس را کجای بدن نگه می‌دارید، مثل شانه‌ها یا فک.

  • تخلیه انرژی ذخیره‌شده را تسهیل کنند: استفاده از حرکت‌های ملایم یا آگاهی هدایت‌شده برای کمک به بدن در رها کردن پاسخ‌های جسمی به استرس یا تروماهای گذشته.

  • تنظیم دستگاه عصبی را بهبود دهند: کمک به بدن برای گذار از وضعیتِ آماده‌باشِ بالا (جنگ، گریز یا انجماد) به حالتی متعادل‌تر.

  • ذهن و بدن را به هم پیوند دهند: درک اینکه افکار، هیجان‌ها و حس‌های جسمی چگونه بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند.

این روش‌ها می‌توانند برای افرادی که اضطرابشان به‌شدت با احساسات جسمی پیوند دارد یا تجربه تروما داشته‌اند و این تروما همچنان به شکل‌های بدنی بروز می‌کند، بسیار مؤثر باشند.


چگونه می‌توانم برای نوع خاص اضطراب خودم، رویکرد درمانی مناسب را انتخاب کنم؟

پیدا کردن نوع مناسب درمان برای اضطراب می‌تواند کار بزرگی به نظر برسد، و این کاملاً قابل درک است.

رویکردهای مختلف برای افراد مختلف و انواع متفاوت اضطراب بهتر عمل می‌کنند. این‌طور به آن نگاه کنید: اگر سردرد داشته باشید، شاید یک مسکنِ بدون نسخه بخورید. اما اگر استخوانی شکسته باشد، به چیزی جدی‌تر، مثل گچ، نیاز دارید. درمان هم همین‌طور است.


چگونه می‌توانم یک شیوه درمان را با علائم منحصربه‌فرد اضطرابم تطبیق دهم؟

وقتی به انواع مختلف درمان نگاه می‌کنید، کمک می‌کند ببینید واقعاً چه چیزی در مورد اضطرابتان در جریان است.

آیا این یک نگرانی دائمی است که به‌سختی از بین می‌رود؟ یا شاید بیشتر به موقعیت‌های خاصی مربوط می‌شود که ترس شدید را برمی‌انگیزند، مانند سخنرانی در جمع یا بودن در میان جمعیت؟

برخی درمان‌ها واقعاً در پرداختن به آن ترس‌های فوری و مشخص خوب‌اند، در حالی که برخی دیگر کمی عمیق‌تر می‌روند تا بفهمند این ترس‌ها اساساً از کجا می‌آیند.


آیا مهارت درمانگر از نوع درمان مهم‌تر است؟

همچنین مهم است به یاد داشته باشید که هرچند نوع درمان اهمیت دارد، درمانگر هم مهم است. یک درمانگر ماهر اغلب می‌تواند رویکرد خود را متناسب کند یا از تکنیک‌های شیوه‌های مختلف استفاده کند تا بهترین پاسخ را به نیازهای شما بدهد.

گاهی ارتباطی که با درمانگر احساس می‌کنید و توانایی او برای ایجاد فضایی امن، به اندازه تکنیک‌های خاصی که به کار می‌برد مهم است. غیرمعمول نیست که پیش از پیدا کردن کسی که واقعاً با او احساس هماهنگی می‌کنید، با چند درمانگر دیدار داشته باشید.

از پرسیدن درباره تجربه درمانگران بالقوه در زمینه اضطراب، رویکردشان و اینکه یک جلسه معمولی چه شکلی ممکن است داشته باشد، تردید نکنید. این گفت‌وگو می‌تواند به شما حس خوبی بدهد که آیا آن‌ها ممکن است برای شما مناسب باشند یا نه.


نخستین گام‌ها برای پیدا کردن مسیر پیش رو در درمان اضطراب چیست؟

پیمودن چشم‌انداز درمان‌های اضطراب می‌تواند طاقت‌فرسا به نظر برسد، اما به یاد داشته باشید که گزینه‌های مؤثر در دسترس هستند. هر یک از رویکردهای درمانی مطرح‌شده، مسیری منحصربه‌فرد برای مدیریت اضطراب ارائه می‌دهند و مناسب‌ترین انتخاب اغلب به نیازها و شرایط فردی بستگی دارد.

درمان شناختی-رفتاری (CBT)، درمان پذیرش و تعهد (ACT)، درمان روان‌پویشی و درمان بین‌فردی (IPT) تنها چند نمونه از شیوه‌های مبتنی بر شواهدی هستند که امیدبخشی قابل‌توجهی نشان داده‌اند.

مهم است به این نکته توجه کنید که پیدا کردن درمانگر مناسب و تناسب درمانی ممکن است مستلزم کمی جست‌وجو باشد. در مشاوره‌های اولیه، از مطرح کردن صادقانه نگرانی‌ها و ترجیحات خود با ارائه‌دهندگان بالقوه تردید نکنید. در نهایت، جست‌وجوی راهنمایی حرفه‌ای گامی پیش‌دستانه برای درک آن، حتی در سطح علوم اعصاب، است.


پرسش‌های متداول


دقیقاً درمان اضطراب چیست؟

درمان اضطراب شامل صحبت کردن با یک متخصص آموزش‌دیده، مانند درمانگر یا مشاور، است. هدف این است که به شما کمک کند افکار، احساسات و اقداماتی را که باعث می‌شوند مضطرب شوید، درک و مدیریت کنید. این راهی برای یاد گرفتن مهارت‌های جدید برای کنار آمدن با نگرانی و استرس است.


چرا همه نمی‌توانند از یک نوع درمان یکسان برای اضطراب استفاده کنند؟

اضطراب در هر فرد می‌تواند به شکل متفاوتی ظاهر شود. برخی افراد ممکن است زیاد نگران شوند، در حالی که برخی دیگر دچار حملات پانیک ناگهانی شوند یا در کنار دیگران واقعاً عصبی باشند. چون اضطراب برای هر شخص منحصربه‌فرد است، روش‌های درمانی مختلف برای افراد مختلف و چالش‌های خاص آن‌ها بهتر جواب می‌دهند.


درمان شناختی-رفتاری (CBT) چیست و چگونه به اضطراب کمک می‌کند؟

CBT یک نوع بسیار رایج درمان است. این روش به شما کمک می‌کند الگوهای منفی یا ناکارآمدِ فکر کردن و رفتار کردن را که اضطراب را بدتر می‌کنند، شناسایی کنید. سپس یاد می‌دهد چگونه آن افکار و رفتارها را به نمونه‌های مثبت‌تر و مفیدتر تبدیل کنید. این‌طور است که انگار دارید مغزتان را دوباره آموزش می‌دهید.


درمان پذیرش و تعهد (ACT) چگونه به اضطراب کمک می‌کند؟

ACT به شما یاد می‌دهد افکار و احساسات دشواری را که با اضطراب همراه‌اند بپذیرید، به‌جای اینکه با آن‌ها بجنگید. این روش کمک می‌کند بفهمید که این احساسات طبیعی‌اند و لازم نیست شما را کنترل کنند. همچنین یاد می‌گیرید روی چیزهایی که برایتان مهم هستند تمرکز کنید و به‌سوی آن هدف‌ها گام بردارید، حتی وقتی احساس اضطراب می‌کنید.


درمان رفتار دیالکتیکی (DBT) برای چه مواردی استفاده می‌شود؟

DBT اغلب برای افرادی مفید است که همراه با اضطراب، هیجان‌های بسیار شدید را تجربه می‌کنند. این روش مهارت‌هایی را از CBT با ذهن‌آگاهی ترکیب می‌کند و به شما یاد می‌دهد چگونه احساسات شدید را مدیریت کنید، بهتر با دیگران کنار بیایید و موقعیت‌های پراسترس را بدون از هم پاشیدن تحمل کنید.


درمان روان‌پویشی چیست و چه ارتباطی با اضطراب دارد؟

این نوع درمان بررسی می‌کند که چگونه تجربه‌های گذشته و احساسات ناهشیار شما ممکن است بر اضطراب کنونی‌تان اثر بگذارند. با کاوش در این ریشه‌های عمیق‌تر، می‌توانید درک بهتری از علت اضطراب خود پیدا کنید و الگوهای قدیمی‌ای را که ممکن است باعث پریشانی شده باشند، پردازش کنید.


چه زمانی درمانی که گذشته را بررسی می‌کند، از درمانی که بر مهارت‌ها تمرکز دارد بهتر است؟

اگر اضطراب شما به‌طور عمیقی با رویدادهای گذشته، روابط دشوار یا الگوهای پایدار احساس‌کردن پیوند دارد، کاوش در «چرایی» آن با درمان‌هایی مانند درمان روان‌پویشی ممکن است مؤثرتر از صرفاً یاد گرفتن مهارت‌های مقابله‌ای باشد.


درمان بین‌فردی (IPT) چیست و چگونه می‌تواند به اضطراب کمک کند؟

IPT بر این تمرکز دارد که روابط شما با دیگران چگونه بر احساساتتان اثر می‌گذارد. اگر اضطراب شما اغلب با مشکلات دوستان، خانواده یا شریک عاطفی برانگیخته می‌شود، یا اگر در حال گذر از یک تغییر بزرگ زندگی هستید، IPT می‌تواند به شما کمک کند ارتباطاتتان را بهبود دهید و استرس را کاهش دهید.


درمان EMDR چیست و برای چه کسانی است؟

EMDR مخفف «حساسیت‌زدایی و پردازش از طریق حرکت چشم» است. این درمان اغلب برای اضطرابی استفاده می‌شود که از تجربه‌های آسیب‌زا ناشی می‌شود. این روش به مغز شما کمک می‌کند خاطرات آزاردهنده را پردازش کند تا به همان اندازه اضطراب را برنینگیزند.


درمان‌های متمرکز بر بدن چگونه به علائم جسمی اضطراب کمک می‌کنند؟

برخی درمان‌ها، مانند Somatic Experiencing، بر این تمرکز دارند که اضطراب چگونه بر بدن شما اثر می‌گذارد. آن‌ها به شما کمک می‌کنند تنش جسمی و استرسی را که در بدنتان ذخیره می‌شود آزاد کنید، و این می‌تواند علائم جسمی مانند تپش قلب، گرفتگی عضلات یا مشکلات معده را کاهش دهد.

Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و داده‌های مغزی به پیشبرد پژوهش‌های علوم اعصاب کمک می‌کند.

کریستیان بورگوس

جدیدترین اخبار از ما

یوگای سوماتیک

بسیاری از تمرین‌کنندگان یوگا، بدن خود را از دریچه شکل درک می‌کنند: چقدر خم عمیق است، چقدر پا صاف است، چقدر قفسه سینه باز است. یوگای سومااتیک این دیدگاه را کاملاً دگرگون می‌کند. این نوع یوگا نمی‌پرسد که وضعیت بدن شما در یک ژست چگونه به نظر می‌رسد، بلکه می‌پرسد سیستم عصبی شما در درون آن وضعیت واقعاً چه کاری انجام می‌دهد.

این تمایز نشان‌دهنده یک تئوری اساساً متفاوت در مورد علت سفت، محدود یا دردناک شدن مزمن بدن‌ها است و به همین ترتیب، رویکرد متفاوتی را برای حل این مشکلات ارائه می‌دهد.

مطالب را بخوانید

کندالینی یوگا

کوندالینی یوگا در یک نقطه تلاقی غیرمعمول قرار دارد. از یک سو، این یک سنت چند صد ساله ریشه در فلسفه تانتریک دارد، با سیستمی مدون از وضعیت‌های بدنی، تکنیک‌های تنفس، ذکرگویی و مدیتیشن.
از سوی دیگر، این ورزش به یک موضوعِ به طور فزاینده رسمی برای تحقیقات علمی تبدیل شده است که در مجلات همتا-لیست شده به بررسی اختلالات اضطرابی، پیری شناختی، تنظیم هورمون استرس و حتی بیان ژن می‌پردازد.

سوالی که محققان واقعاً در تلاش برای پاسخ به آن هستند این نیست که آیا این سنت معنادار است یا خیر، بلکه این است که آیا تمرین‌های خاص آن اثرات بیولوژیکی و روان‌شناختی قابل اندازه‌گیری و تکرارپذیر ایجاد می‌کنند یا خیر.
خلاصه کلام

مطالب را بخوانید

یین یوگا

بسیاری از مردم با این انتظار به سراغ یین یوگا می‌روند که با یک کلاس کششی ملایم روبه‌رو شوند. اما آنچه در عمل می‌یابند بسیار دشوارتر است: چهار دقیقه ماندن در وضعیت خم شدن از باسن، در حالی که ذهن در میان لیست خریدهای روزانه، مشاجرات حل‌نشده و تمایل مداوم به بلند شدن و ترک کلاس چرخ می‌زند. آن تجربه، که به یک اندازه ناخوشایند و افشاگر است، دقیقاً همان هدف اصلی این ورزش است.

یین یوگا تمرینی است مبتنی بر نگه‌داشتن‌های طولانی و غیرفعال وضعیت‌ها، که معمولاً بین سه تا هفت دقیقه برای هر حرکت به طول می‌انجامد و بافت‌های همبند عمیق بدن را به جای عضلات سطحی آن هدف قرار می‌دهد.

مطالب را بخوانید

وینیاسا یوگا

وینیاسا یوگا اساساً یک روش تمرینی است. ویژگی بارز آن، یعنی پیوند مداوم حرکت با تنفس در طول توالی‌های وضعیت‌های بدنی، نیازهای فیزیولوژیکی ایجاد می‌کند که با تمرینات هوازی، تمرینات مقاومتی و هماهنگی عصبی‌عضلانی همپوشانی دارد.

مطالب را بخوانید