احساس غرق شدن در نگرانی و اضطراب چیزی است که بسیاری از افراد تجربه میکنند. وقتی این احساسات ادامه پیدا میکنند و شروع به اختلال در زندگی روزمره میکنند، شاید زمان آن رسیده باشد که به درمان اضطراب فکر کنید. این راهنما شما را با برخی از رویکردهای رایج درمان اضطراب آشنا میکند و به شما کمک میکند بفهمید چه چیزی ممکن است برایتان بهترین کارایی را داشته باشد.
چرا یک رویکرد «یکسان برای همه» در درمان اضطراب وجود ندارد؟
چرا لازم است درمان را با اضطراب خاص هر فرد هماهنگ کرد؟
طبیعی است که در مواجهه با اضطراب به دنبال یک پاسخ واحد و قطعی باشیم. با این حال، واقعیت درمان سلامت روان این است که برای هر فرد بسیار اختصاصی است.
خود اضطراب یک بیماری مغزی واحد نیست؛ بلکه طیفی از تجربهها با علل متنوع و تظاهرات گوناگون است. آنچه برای یک نفر کارآمد است، ممکن است برای دیگری موثر نباشد.
دلیل این امر آن است که اضطراب میتواند ریشه در منابع متفاوتی داشته باشد، از جمله آمادگیهای ژنتیکی، رفتارهای آموختهشده، عوامل استرسزای محیطی و تجربیات گذشته. بنابراین، یک رویکرد شخصیسازیشده اغلب برای درمان موثر ضروری است.
روشهای درمانی مختلفی برای پرداختن به این جنبههای گوناگون اضطراب طراحی شدهاند. برخی بر تغییر الگوهای فکری و رفتاری فوری تمرکز دارند، در حالی که برخی دیگر هدفشان کشف مسائل عمیقتر و زیربنایی یا پرداختن به تظاهرات جسمانی اضطراب است.
اثربخشی هر درمان همچنین به تمایل فرد برای مشارکت، علائم خاص او و مهارت درمانگر بستگی دارد.
رایجترین رویکردهای خط اول درمان اضطراب کدامند؟
هنگام درخواست کمک برای اضطراب، چندین رویکرد مبتنی بر شواهد به ترتیب به عنوان نقاط شروع توصیه میشوند.
این درمانها سابقه درخشانی دارند و اغلب گزینه اولیه برای بسیاری از متخصصان سلامت روان هستند. آنها برای ارائه ابزارها و استراتژیهای عملی جهت مدیریت موثر علائم اضطراب طراحی شدهاند.
در اینجا نگاهی به برخی از رایجترین روشها میاندازیم:
درمان شناختی رفتاری (CBT): این رویکرد بر شناسایی و اصلاح الگوهای فکری و رفتاری غیرمفید که به اضطراب دامن میزنند، تمرکز دارد. این یک درمان ساختاریافته است که اغلب شامل یادگیری مهارتهای خاص میشود.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT): این درمان به بیماران کمک میکند تا افکار و احساسات دشوار را بدون قضاوت بپذیرند، در حالی که خود را متعهد به انجام کارهایی همسو با ارزشهای فردیشان میکنند. این درمان بر انعطافپذیری روانشناختی تأکید دارد.
مواجههدرمانی: این روش که اغلب جزئی از CBT است، شامل مواجهه تدریجی با موقعیتها یا اشیاء ترسناک به شیوهای ایمن و کنترلشده برای کاهش واکنشهای اجتنابی و ترس است.
درمان میانفردی (IPT): این درمان بر بهبود روابط و عملکرد اجتماعی متمرکز است و این واقعیت را به رسمیت میشناسد که مسائل بینفردی میتوانند به طور چشمگیری بر سطوح اضطراب تأثیر بگذارند.
این رویکردها به خوبی پژوهش شدهاند و اثربخشی خود را در درمان طیفی از اختلالات اضطرابی نشان دادهاند.
درمانهای عملمحور چگونه به تغییر افکار و رفتارهای اضطرابی کمک میکنند؟
گاهی اوقات، اضطراب مانند یک قطار فراری به نظر میرسد و شما فقط میخواهید از آن پیاده شوید. درمانهای عملمحور بر روی این موضوع تمرکز دارند که با تغییر نحوه تفکر و رفتارتان، به شما کمک کنند دقیقاً همین کار را انجام دهید. این رویکردها اغلب بسیار کاربردی هستند و هدفشان تجهیز شما به ابزارهایی برای مدیریت اضطراب در زمان حال است.
درمان شناختی رفتاری (CBT) چگونه برای مدیریت اضطراب عمل میکند؟
درمان شناختی رفتاری یا CBT، یکی از گستردهترین درمانهای مورد مطالعه و استفاده قرار گرفته برای اضطراب است. ایده اصلی پشت CBT این است که افکار، احساسات و رفتارهای شما همگی به هم متصل هستند.
اگر افکار اضطرابی داشته باشید، آنها میتوانند منجر به احساسات و رفتارهای اضطرابی شوند که به نوبه خود این افکار را تقویت میکنند. CBT به شما کمک میکند الگوهای فکری و رفتاری غیرمفید را شناسایی کرده و سپس به شما میآموزد چگونه آنها را تغییر دهید.
به عنوان مثال، اگر بیش از حد نگران موقعیتهای اجتماعی هستید، CBT ممکن است به شما کمک کند این فکر را که همه در حال قضاوت شما هستند به چالش بکشید و حضور راحتتر در آن موقعیتها را تمرین کنید.
اجزای کلیدی اغلب شامل موارد زیر است:
شناسایی افکار خودکار منفی: تشخیص آن افکار سریع و اغلب عیبجویانهای که ناگهان به ذهن شما خطور میکنند.
بازسازی شناختی: یادگیری به چالش کشیدن و تغییر آن افکار غیرمفید به افکاری متعادلتر و واقعبینانهتر.
آزمایشهای رفتاری: امتحان کردن رفتارهای جدید در موقعیتهای واقعی زندگی برای آزمایش پیشبینیهای اضطرابی خود.
CBT اغلب یک درمان کوتاهمدت است که معمولاً چند ماه طول میکشد و کاملاً هدفمحور است.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) برای نگرانی مزمن چیست؟
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، یا ACT، مسیر کمی متفاوتی را در پیش میگیرد.
ACT پیشنهاد میکند که به جای تلاش برای حذف افکار و احساسات اضطرابی، جنگیدن با آنها گاهی اوقات اوضاع را بدتر میکند. هدف در ACT این است که یاد بگیرید افکار و احساسات دشوار را بپذیرید بدون اینکه اجازه دهید آنها اقدامات شما را دیکته کنند.
موضوع داشتن ظرفیت پذیرش اضطراب همراه با حرکت رو به جلو در مسیری است که با ارزشهای فردی شما همخوانی دارد.
درمان ACT شامل چند تمرین هستهای است:
پذیرش: تمایل به تجربه افکار و احساسات ناخوشایند بدون کشمکش با آنها.
گسلش شناختی: یادگیری دیدن افکار صرفاً به عنوان افکار، نه به عنوان واقعیتهای مطلق.
حضور در لحظه: تمرکز توجه بر زمان حال و اینجا.
شفافسازی ارزشها: شناسایی آنچه واقعاً در زندگی برای شما مهم است.
اقدام متعهدانه: برداشته گامهایی در جهت ارزشهای خود، حتی زمانی که اضطراب وجود دارد.
درمان ACT میتواند برای افرادی که نگرانی مزمن را تجربه میکنند یا به دلیل اضطراب خود را در حال اجتناب از بسیاری از موقعیتها میبینند، مفید باشد.
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) چگونه به احساسات شدید و اضطراب کمک میکند؟
رفتاردرمانی دیالکتیکی، یا DBT، در اصل برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی توسعه یافته بود، اما مهارتهای آن برای مدیریت احساسات شدید، از جمله احساسات همراه با اضطراب بسیار مؤثر ثابت شده است.
درمان DBT اصول CBT را با ذهنآگاهی و راهبردهای تنظیم هیجان ترکیب میکند. این درمان بر ایجاد تعادل میان پذیرش و تغییر تأکید دارد.
آموزش مهارتهای DBT معمولاً چهار حوزه اصلی را پوشش میدهد:
ذهنآگاهی: توجه به لحظه حال بدون قضاوت.
تحمل پریشانی: یادگیری کنار آمدن با احساسات و موقعیتهای دشوار بدون بدتر کردن آنها.
تنظیم هیجان: درک و مدیریت واکنشهای احساسی خود.
اثربخشی بینفردی: بهبود روابط و مهارتهای ارتباطی.
درمان DBT به ویژه برای افرادی مفید است که در کنار اضطراب خود، نوسانات احساسی شدیدی را تجربه میکنند یا زمانی که اضطراب منجر به رفتارهای تکانشی میشود.
درمانهای بینشمحور چگونه ریشههای اضطراب شما را آشکار میکنند؟
گاهی اوقات، اضطراب میتواند ناشی از الگوهای عمیقتر، معمولاً ناخودآگاه و تجربیات گذشته باشد. درمانهای بینشمحور با هدف کشف این علتهای زمینهای، به افراد کمک میکنند تا به درک بهتری از چرایی احساس و رفتار خود دست یابند.
این رویکرد بر آوردن مطالب ناخودآگاه به آگاهی هوشیارانه تمرکز دارد که اجازه پردازش و حل و فصل آنها را میدهد.
رواندرمانی روانپویشی چگونه تاثیرات ناخودآگاه بر اضطراب را بررسی میکند؟
رواندرمانی روانپویشی شکلی از گفتاردرمانی است که بررسی میکند چگونه تجربیات گذشته، به ویژه تجربیات دوران کودکی، و افکار و احساسات ناخودآگاه ممکن است بر رفتار فعلی و حالات عاطفی تأثیر بگذارند.
ایده این است که تعارضها یا الگوهای حلنشده گذشته میتوانند خود را به عنوان اضطراب در زمان حال نشان دهند. درمانگران این حوزه به بیماران کمک میکنند این ارتباطات را، اغلب از طریق بحث درباره رویاها، خاطرات اولیه و الگوهای روابط، بررسی کنند.
هدف کسب Insight در مورد این پویاییهای ناخودآگاه و کار روی آنهاست. این امر میتواند با برطرف شدن ریشهها به کاهش علائم اضطراب منجر شود.
چه زمانی یک رویکرد روانشناختی عمیقتر بهتر از یک درمان اضطراب مهارتمحور است؟
در حالی که درمانهای عملمحور مانند CBT برای مدیریت علائم فوری و توسعه استراتژیهای مقابلهای عالی هستند، درمانهای بینشمحور میتوانند زمانی سودمندتر باشند که اضطراب عمیقاً ریشهدار به نظر میرسد یا به تاریخچه شخصی پیچیدهای پیوند خورده باشد.
اگر اضطراب فراگیر به نظر میرسد، اگر به رویدادهای مهم زندگی یا الگوهای رابطه گره خورده است، یا اگر رویکردهای مهارتمحور تسکین پایداری ارائه نکردهاند، بررسی ریشههای زمینهای ممکن است موثرتر باشد. این رویکرد اغلب برای افرادی مناسب است که در مورد دنیای درونی خود کنجکاو بوده و برای درک منشأ پریشانی خود انگیزه دارند.
درمان میانفردی (IPT) چگونه به اضطراب ناشی از روابط میپردازد؟
درمان میانفردی (IPT) یک رویکرد محدود به زمان است که بر ارتباط میان خلقوخو و روابط بینفردی تمرکز دارد. این درمان پیشنهاد میکند که دشواریها در روابط یا تغییرات مهم زندگی میتوانند اضطراب را تحریک یا بدتر کنند.
درمان IPT معمولاً بر یک یا چند مورد از چهار حوزه مشکل اصلی تمرکز دارد:
اختلافات نقشهای بینفردی: تعارض با افراد مهم در زندگی فرد.
انتقال نقشها: سازگاری با تغییرات عمده زندگی، مانند شروع یک کار جدید، ازدواج یا والد شدن.
سوگ یا فقدان: کنار آمدن با مرگ یکی از عزیزان.
نقصهای بینفردی: دشواریها در ایجاد یا حفظ روابط سالم.
درمانگران به بیماران کمک میکنند تشخیص دهند چگونه این مسائل بر خلقوخو و اضطراب آنها تأثیر میگذارد و سپس برای بهبود روابط و عملکرد اجتماعی خود با یکدیگر همکاری میکنند. تمرکز بر بهبود ارتباطات و حل تعارضها در این زمینههای بینفردی است.
کدام درمانهای تنمحور و مبتنی بر تروما برای اضطراب استفاده میشوند؟
گاهی اوقات، اضطراب فقط در سر شما نیست؛ بلکه خود را در بدن شما هم نشان میدهد. این امر به ویژه زمانی صادق است که تجربیات گذشته، مانند تروما، دخیل باشند.
درمانها در این دسته بر نحوه ذخیره استرس در بدن و روشهای تخلیه آن، اغلب با کار روی خاطرات دشوار، تمرکز دارند.
درمان EMDR چگونه به پردازش خاطرات اضطرابی ناشی از تروما کمک میکند؟
کاهش حساسیت و پردازش مجدد با حرکات چشم (EMDR) نوع خاصی از درمان است که برای کمک به پردازش خاطرات پریشانکنندهای که ممکن است به اضطراب دامن بزنند، طراحی شده است. ایده اصلی این است که وقتی با یک رویداد آسیبزا مواجه میشویم، مغز ما ممکن است برای پردازش آن گیر کند.
روش EMDR از یک رویکرد ساختاریافته استفاده میکند که شامل یادآوری خاطره آسیبزا در حین تجربه همزمان تحریک دوطرفه، غالباً از طریق حرکات چشم، ضربه زدن یا صداها است. تصور میشود این فرآیند به مغز کمک میکند خاطره را مجدداً پردازش کرده و از آزاردهندگی آن بکاهد.
مسئله فراموش کردن رویداد نیست، بلکه کاهش بار عاطفی مرتبط با آن است. این روش میتواند به ویژه برای اضطراب ناشی از رویدادهایی مانند تصادفات، حملات یا بلایای طبیعی مفید باشد.
تجربه جسمانی چیست و چگونه اضطراب ذخیرهشده را آزاد میکند؟
تجربه جسمانی (SE) یکی دیگر از رویکردهای بدنمحور است که به نحوه ماندگاری تروما و استرس در بدن نگاه میکند. این روش که توسط دکتر پیتر لوین توسعه یافته، نشان میدهد زمان مواجهه با یک تهدید، بدن ما راههای طبیعی برای تخلیه آن انرژی دارد (مثل تکان خوردن یا لرزیدن).
گاهی اوقات این تخلیه به طور کامل رخ نمیدهد و تنش فیزیکی باقیمانده میتواند به اضطراب مداوم، گوشبهزنگی بیش از حد یا احساس زود غافلگیر شدن کمک کند. درمانگران SE به افراد کمک میکنند تا به آرامی این تنش فیزیکی ذخیرهشده را متوجه شده و آزاد کنند.
تمرکز بر روی احساسات بدنی حال حاضر است، که به سیستم عصبی کمک میکند تا خود را تنظیم کرده و از حالت هشدار خارج شود. این روش درباره کمک به بدن برای تکمیل چرخه طبیعی پاسخ به استرس است.
درمانهای بدنمحور چگونه به طور خاص به علائم فیزیکی اضطراب میپردازند؟
اضطراب اغلب با علائم فیزیکی همراه است: ضربان قلب تند، ماهیچههای منقبض، تنفس سطحی یا مشکلات معده. درمانهای بدنمحور متوجه هستند که این احساسات فیزیکی تنها عوارض جانبی نیستند بلکه بخشی از خود خود تجربه اضطراب هستند. آنها مستقیماً با بدن کار میکنند تا:
افزایش آگاهی از تنش فیزیکی: یادگیری تشخیص جاهایی از بدن که استرس را در آن ذخیره میکنید، مانند شانهها یا فک.
تسهیل رهایی انرژی ذخیرهشده: استفاده از حرکات ملایم یا آگاهی هدایتشده برای کمک به بدن در رها کردن پاسخهای فیزیکی به استرس یا ترومای گذشته.
بهبود تنظیم سیستم عصبی: کمک به بدن برای تغییر حالت از هشدار بالا (جنگ، گریز، یا یخزدگی) به حالتی متعادلتر.
اتصال ذهن و بدن: درک اینکه چگونه افکار، احساسات و احساسات فیزیکی بر یکدیگر تأثیر میگذارند.
این روشها میتوانند برای افرادی که اضطرابشان به شدت با احساسات فیزیکی مرتبط است یا تروماهایی را تجربه کردهاند که به تظاهرات بدنی ادامه میدهند، بسیار مؤثر باشند.
چگونه میتوانم رویکرد درمانی مناسب را برای نوع خاص اضطراب خود انتخاب کنم؟
یافتن نوع درمانی مناسب برای اضطراب میتواند کار بزرگی به نظر برسد و این کاملاً قابل درک است.
رویکردهای مختلف برای افراد مختلف و انواع مختلف اضطراب بهتر کار میکنند. به این موضوع مانند این نگاه کنید: اگر سردرد دارید، ممکن است یک مسکن بدون نسخه مصرف کنید. اما اگر استخوانتان شکسته باشد، به چیزی جدیتر مانند گچ گرفتن نیاز دارید. درمان نیز مشابه است.
چگونه میتوانم یک روش درمانی را با علائم اضطراب منحصربهفرد خود هماهنگ کنم؟
زمانی که به انواع مختلف درمان نگاه میکنید، مفید است در نظر بگیرید که واقعاً با اضطراب شما چه میگذرد.
آیا این یک نگرانی مداوم است که رهایی از آن سخت است؟ یا شاید بیشتر در مورد موقعیتهای خاصی است که ترس شدیدی را تحریک میکند، مانند سخنرانی در جمع یا حضور در شلوغی؟
برخی درمانها در مقابله با آن ترسهای فوری و خاص واقعاً عالی هستند، در حالی که برخی دیگر کمی عمیقتر میشوند تا بفهمند آن ترسها در وهله اول از کجا نشأت گرفتهاند.
آیا مهارت درمانگر مهمتر از نوع و روش درمان است؟
همچنین به یاد داشتن این نکته مهم است که هر چند نوع درمان اهمیت دارد، خود درمانگر نیز مهم است. یک درمانگر ماهر اغلب میتواند رویکرد خود را تطبیق دهد یا از تکنیکهای روشهای مختلف برای برآورده کردن نیازهای شما به بهترین شکل استفاده کند.
گاهی ارتباطی که با درمانگر خود احساس میکنید و توانایی او در ایجاد یک فضای امن، درست به اندازه تکنیکهای خاصی که استفاده میکند اهمیت دارد. غیرعادی نیست که قبل از پیدا کردن کسی که واقعاً احساس صمیمیت و هماهنگی با او داشته باشید، با چند درمانگر ملاقات کنید.
از صحبت با درمانگران بالقوه درباره تجربه آنها با اضطراب، رویکردشان و اینکه یک جلسه معمولی چگونه خواهد بود، دریغ نکنید. این گفتگو میتواند درک خوبی از اینکه آیا آنها ممکن است برای شما مناسب باشند یا خیر به شما بدهد.
اولین قدمها برای یافتن مسیری رو به جلو در درمان اضطراب چیست؟
پیمودن مسیر گزینههای درمانی اضطراب میتواند کلافهکننده به نظر برسد، اما به یاد داشته باشید که گزینههای موثری در دسترس هستند. هر رویکرد درمانی مورد بحث، مسیر منحصربهفردی را برای مدیریت اضطراب ارائه میدهد و مناسبترین انتخاب اغلب به نیازها و شرایط فردی بستگی دارد.
درمان شناختی رفتاری (CBT)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، رواندرمانی روانپویشی و درمان میانفردی (IPT) تنها نمونههای کمی از روشهای مبتنی بر شواهد هستند که نویدبخش بودهاند.
بسیار مهم است که بدانید پیدا کردن درمانگر و هماهنگی درمانی مناسب ممکن است نیاز به کمی کاوش داشته باشد. در جلسات مشاوره اولیه، دغدغهها و ترجیحات خود را به راحتی با ارائهدهندگان بالقوه در میان بگذارید. در نهایت، جستجوی راهنمایی تخصصی، گامی پیشگیرانه برای درک آن حتی در سطح علم عصبشناسی است.
سوالات متداول
درمان اضطراب دقیقاً چیست؟
درمان اضطراب شامل گفتگو با یک متخصص آموزشدیده، مانند یک درمانگر یا مشاور است. هدف این است که به شما در درک و مدیریت افکار، احساسات و کارهایی که باعث احساس اضطراب در شما میشوند، کمک کند. این راهی برای یادگیری مهارتهای جدید جهت مقابله با نگرانی و استرس است.
چرا همه نمیتوانند از یک نوع درمان برای اضطراب استفاده کنند؟
اضطراب برای هر کسی میتواند به شکل متفاوتی ظاهر شود. برخی افراد ممکن است خیلی نگران باشند، در حالی که دیگران ممکن است دچار حملات پانیک ناگهانی شوند یا در اطراف مردم احساس عصبی بودن زیادی کنند. به این دلیل که اضطراب برای هر شخص منحصربهفرد است، روشهای درمانی مختلف برای افراد متفاوت و چالشهای خاص آنها بهتر کار میکند.
درمان شناختی رفتاری (CBT) چیست و چگونه به اضطراب کمک میکند؟
درمان CBT یک نوع بسیار رایج درمان است. این درمان به شما کمک میکند روشهای منفی یا غیرمفید تفکر و رفتاری را که اضطراب را بدتر میکنند، شناسایی کنید. سپس به شما میآموزد که چگونه آن افکار و اعمال را به موارد مثبت و مفیدتر تغییر دهید. این کار شبیه به آموزش مجدد مغز شماست.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) چگونه به اضطراب کمک میکند؟
درمان ACT به شما میآموزد که به جای مبارزه با افکار و احساسات دشوار ناشی از اضطراب، آنها را بپذیرید. این درمان به شما کمک میکند درک کنید که این احساسات طبیعی هستند و نباید کنترل شما را به دست بگیرند. همچنین یاد میگیرید که بر روی آنچه برای شما مهم است تمرکز کنید و حتی زمانی که احساس اضطراب میکنید، گامهایی به سمت آن اهداف بردارید.
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) برای چه مواردی استفاده میشود؟
درمان DBT اغلب برای افرادی مفید است که احساسات بسیار شدیدی را همراه با اضطراب خود تجربه میکنند. این شیوه مهارتهای CBT را با ذهنآگاهی ترکیب میکند و به شما میآموزد چگونه احساسات قوی را مدیریت کنید، با دیگران بهتر کنار بیایید و موقعیتهای استرسزا را بدون کلافه شدن مدیریت کنید.
رواندرمانی روانپویشی چیست و چه ارتباطی با اضطراب دارد؟
این نوع درمان بررسی میکند که تجربیات گذشته و احساسات ناخودآگاه شما چگونه ممکن است بر اضطراب فعلیتان تأثیر بگذارد. با کاوش در این ریشههای عمیقتر، میتوانید درک بهتری از علت احساس اضطراب خود پیدا کنید و از الگوهای قدیمی که باعث ناراحتی میشوند عبور کنید.
چه زمانی ممکن است درمانی که گذشته را بررسی میکند بهتر از درمانی متمرکز بر مهارتها باشد؟
اگر اضطراب شما عمیقاً به رویدادهای گذشته، روابط دشوار یا الگوهای احساسی دیرینه مرتبط به نظر میرسد، بررسی «چرا»ی پشت آن با درمانهایی مانند روانپویشی ممکن است از صرفاً یادگیری مهارتهای مقابلهای موثرتر باشد.
درمان میانفردی (IPT) چیست و چگونه میتواند به اضطراب کمک کند؟
درمان IPT بر روی این تمرکز دارد که روابط شما با دیگران چگونه بر احساسات شما تأثیر میگذارد. اگر اضطراب شما اغلب به دلیل مشکلات با دوستان، خانواده یا شریک زندگی تحریک میشود، یا اگر در حال گذر از یک تغییر زندگی بزرگ هستید، IPT میتواند به شما در بهبود ارتباطات و کاهش استرس کمک کند.
درمان EMDR چیست و برای چه کسانی مناسب است؟
درمان EMDR مخفف کاهش حساسیت و پردازش مجدد با حرکات چشم است. این درمانی است که اغلب برای اضطراب ناشی از تجربیات آسیبزا استفاده میشود. این درمان به مغز شما کمک میکند خاطرات پریشانکننده را پردازش کند تا کمتر باعث تحریک اضطراب شوند.
درمانهای بدنمحور چگونه به علائم فیزیکی اضطراب کمک میکنند؟
برخی درمانها مانند تجربه جسمانی بر چگونگی تأثیر اضطراب بر بدن شما متمرکز هستند. آنها به شما کمک میکنند تنش فیزیکی و استرسی را که در بدن ذخیره شدهاند رها کنید، که میتواند علائم فیزیکی مانند ضربان قلب تند، سفت شدن عضلات، یا مشکلات معده را کاهش دهد.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستیان بورگوس




