اضطراب یک تجربهٔ انسانی رایج است، اما برای برخی، به چالشی مداوم تبدیل میشود که بر زندگی روزمره تأثیر میگذارد. درک اینکه چه چیزی در مغز و بدن شما باعث اضطراب میشود، نخستین گام برای مدیریت آن است. این پدیده حاصلِ برهمکنشی پیچیده میان عوامل زیستی، فعالیت مغز و حتی ژنهای ماست. بیایید این ارتباطها را بررسی کنیم.
پایههای بیولوژیکی اضطراب چیست؟
آیا علت اضطراب چیزی فراتر از صرفاً احساس عصبی بودن است؟
اضطراب یک تجربه پیچیده است که فراتر از تنها احساس عصبی بودن است. این یک شرایط مغزی با ریشههای عمیق بیولوژیکی است که هم بر مغز و هم بر بدن تأثیر میگذارد.
اگرچه علتهای دقیق آن هنوز در حال بررسی است، اما تحقیقات علوم اعصاب به ترکیبی از عوامل اشاره دارند. این عوامل میتوانند شامل نحوه سیمکشی مغز ما، پیامرسانهای شیمیایی درون آنها و حتی ساختار ژنتیکی ما باشند.
چگونه ارتباط بین ذهن و بدن بر اضطراب تأثیر میگذارد؟
ارتباط بین سلامت روان و سلامت جسمانی غیرقابل انکار است و اضطراب نمونه بارز این پیوند است. هنگامی که ما اضطرار را تجربه میکنیم، این فقط یک حالت روانی نیست؛ بلکه زنجیرهای از پاسخهای فیزیکی را فعال میکند.
این به این دلیل است که مغز و بدن در ارتباط مداوم هستند. عوامل استرسزا، چه رویدادهای بیرونی باشند و چه نگرانیهای درونی، سیستم پاسخ به استرس بدن را فعال میکنند. این سیستم میتواند به مجموعهای از علائم فیزیکی، از تپش قلب گرفته تا مشکلات گوارشی منجر شود.
روشی که مغز ما تهدیدها را پردازش میکند و واکنش بعدی بدن به طور پیچیدهای در تجربه اضطراب در هم تنیده شدهاند. این رابطه دوطرفه به این معنی است که احساسات فیزیکی میتوانند بر وضعیت روانی ما تأثیر بگذارند و بالعکس، چرخهای را ایجاد کنند که شکستن آن میتواند چالشبرانگیز باشد.
کدام بخشهای مغز بیشتر در ایجاد اضطراب نقش دارند؟
وقتی در مورد اضطراب صحبت میکنیم، به راحتی میتوان آن را فقط به عنوان یک احساس تصور کرد، اما در واقع این یک فرآیند پیچیده است که در درون مغز ما اتفاق میافتد. نواحی خاصی به طور ویژه درگیر هستند که مانند یک سیستم با تنظیم دقیق، یا گاهی اوقات بیش از حد تنظیم شده، عمل میکنند.
آمیگدال چگونه به عنوان سیستم هشدار مغز عمل میکند؟
آمیگدال یک ساختار کوچک و بادامشکل در اعماق مغز است. آن را به عنوان سیستم هشدار اولیه مغز در نظر بگیرید. این بخش به طور مداوم در حال بررسی تهدیدهای بالقوه، چه واقعی و چه خیالی است.
وقتی آمیگدال چیزی را که خطرناک میپندارد شناسایی میکند، به سرعت فعال میشود و پاسخ استرس بدن را تحریک میکند. این میتواند منجر به احساس ناگهانی ترس یا وحشت شود.
در افراد مستعد اضطراب، آمیگدال ممکن است بیش از حد حساس باشد و به محرکهایی که شاید دیگران آنها را تهدیدآمیز ندانند، با شدت بیشتر یا به دفعات بیشتر واکنش نشان دهد. این فعالیت افزایشیافته میتواند آرام شدن پس از به صدا درآمدن آژیر خطر را دشوار کند.
چرا قشر پیشپیشانی اغلب در مغزهای مضطرب مانند یک پدال ترمز کماثر عمل میکند؟
در مقابل عملکرد هشداردهنده آمیگدال، قشر پیشپیشانی قرار دارد که در جلوی مغز واقع شده است. این ناحیه مسئول تفکر سطح بالاتر، تصمیمگیری و کنترل تکانه است.
قرار است این بخش به عنوان نوعی پدال ترمز عمل کند و به تنظیم پاسخهای آمیگدال و ارزیابی منطقیتر شرایط کمک کند. با این حال، در اضطراب، این سیستم ممکن است کارایی کمتری داشته باشد.
<22">قشر پیشپیشانی ممکن است برای غلبه بر سیگنالهای هشدار آمیگدال دچار مشکل شود، که این امر منجر به نگرانی مداوم و دشواری در آرام کردن افکار مضطرب میگردد. گویی پدال ترمز آنطور که باید کار نمیکند و اجازه میدهد صدای آژیر همچنان بلند بماند.
تحقیقات EEG درباره فعالیت امواج مغزی در اضطراب چه چیزی را نشان میدهند؟
برای درک دقیق نحوه بروز عدم تعادل عملکردی بین آمیگدال و قشر پیشپیشانی در زمان واقعی، محققان اغلب به الکتروانسفالوگرافی (EEG) روی میآورند.
برخلاف تصویربرداری ساختاری که آناتومی مغز را نقشهبرداری میکند، EEG فعالیت الکتریکی مداوم را در سراسر پوست سر اندازهگیری میکند و به دانشمندان اجازه میدهد پاسخ میلیثانیه به میلیثانیه مغز را به محرکها مشاهده کنند. در تحقیقات بالینی، این ابزار برای شناسایی الگوهای عصبشناختی خاص - یا بیومارکرهای عملکردی - که ویژگی حالت مغزی مضطرب هستند، بسیار ارزشمند است و شواهد عینی و قابل اندازهگیری برای این پویاییهای شناختی پیچیده ارائه میدهد.
یکی از قویترین یافتهها در تحقیقات اضطراب، پدیدهای است که به نام عدم تقارن آلفای پیشانی شناخته میشود.
ثبتهای EEG اغلب یک عدم تعادل الکتریکی متمایز را بین لوبهای پیشانی چپ و راست در افراد مضطرب نشان میدهند که دانشمندان آن را با کاهش توانایی تنظیم هیجانی و حساسیت بالا به اطلاعات منفی یا تهدیدآمیز مرتبط میدانند. این عدم تقارن قابل اندازهگیری به طور موثری کشمکش قشر پیشپیشانی برای اعمال "ترمز" تنظیمی خود را به تصویر میکشد.
علاوه بر این، هنگامی که محققان آزمودنیها را در معرض نشانههای تهدیدآمیز یا مبهم قرار میدهند، EEG تغییرات پتانسیل شدیدی را در پتانسیلهای وابسته به رویداد (ERPs) ثبت میکند. این جهشهای الکتریکی آنی و تقویتشده، یک پاسخ جهتگیری بیشفعال را نشان میدهند و دقیقاً به تصویر میکشند که چگونه یک آمیگدال بیشفعال به سرعت تشخیص تهدید را در اولویت قرار میدهد و شبکههای توجه مغز را قبل از اینکه پردازش آگاهانه و منطقی بتواند مداخله کند، به کنترل خود درمیآورد.
اگرچه این نشانههای الکتریکی Insights (بینشهای) حیاتی در مورد عصبزیستشناسی اضطراب ارائه میدهند، اما قرار دادن کاربرد بالینی آنها در بستر مناسب اهمیت دارد. EEG در درجه اول یک روش تحقیقاتی پابرجا باقی میماند که برای درک الگوهای گسترده عملکرد مغز در سطح گروهی و مطالعه مکانیسمهای فیزیولوژیکی زمینهای شرایط روانپزشکی استفاده میشود.
این روش در حال حاضر به عنوان یک تست تشخیصی روتین و مستقل برای تایید اختلال اضطراب در طول یک ارزیابی بالینی فردی استفاده نمیشود.
هیپوکامپ و حافظه چگونه در ترس مداوم نقش دارند؟
هیپوکامپ، یکی دیگر از ساختارهای کلیدی، به شدت در شکلگیری و بازیابی حافظه درگیر است. این بخش نقش مهمی در زمینهسازی ترس ایفا میکند.
به عنوان مثال، به ما کمک میکند به یاد آوریم که یک رویداد تهدیدآمیز کجا و چه زمانی رخ داده است، که میتواند برای دوری از خطرات احتمالی آینده مفید باشد. با این حال، در اضطراب، هیپوکامپ نیز میتواند به تداوم ترس کمک کند.
این بخش ممکن است نشانهها یا موقعیتهای خنثی را به تجربههای منفی گذشته پیوند بزند و باعث شود که اضطراب دوباره ظاهر شود، حتی زمانی که تهدید اصلی مدتهاست از بین رفته است. این امر میتواند تشخیص بین یک تهدید واقعی و یک احساس خطر ناشی از حافظه را چالشبرانگیز کند.
شیمی مغز و تعادل انتقالدهندههای عصبی چگونه بر اضطراب تأثیر میگذارد؟
عملکرد پیچیده مغز شامل سیستم پیچیدهای از پیامرسانهای شیمیایی به نام انتقالدهندههای عصبی است که به تنظیم خلقوخو، احساسات و رفتار کمک میکنند. وقتی این سیگنالهای شیمیایی نامتعادل میشوند، میتوانند به شکل قابل توجهی در تجربه اضطراب نقش داشته باشند.
انتقالدهنده عصبی GABA چگونه به آرام کردن مغز مضطرب کمک میکند؟
گاما آمینوبوتیریک اسید، یا GABA، یک انتقالدهنده عصبی مهارکننده اصلی در سیستم عصبی مرکزی است. نقش اصلی آن کاهش تحریکپذیری عصبی در سراسر سیستم عصبی است.
آن را به عنوان "پدال ترمز" طبیعی مغز در نظر بگیرید. وقتی GABA به طور موثر عمل میکند، به آرام کردن فعالیت عصبی، ارتقای آرامش و کاهش احساس استرس و اضطراب کمک میکند.
در افرادی که اضطراب را تجربه میکنند، ممکن است اختلال در تنظیم یا کاهش اثربخشی عملکرد GABA وجود داشته باشد که منجر به افزایش شلیکهای عصبی و احساس تشدیدیافته ناآرامی میشود.
تأثیر نوراپینفرین بر پاسخ جنگ یا گریز چیست؟
نوراپینفرین که به عنوان نورآدرنالین نیز شناخته میشود، یک انتقالدهنده عصبی و هورمون است که نقش کلیدی در پاسخ "جنگ یا گریز" بدن ایفا میکند. این ماده در پاسخ به تهدیدها یا استرسهای درکشده ترشح میشود.
نوراپینفرین ضربان قلب، فشار خون و هوشیاری را افزایش میدهد و بدن را برای مقابله با خطر یا فرار از آن آماده میکند. در حالی که این پاسخ برای بقا حیاتی است، اما فعالسازی مزمن یا یک سیستم بیش از حد حساس میتواند منجر به احساس مداوم اضطراب، بیقراری و گوشبهزنگی بیش از حد شود.
تاثیر متقابل بین GABA و نوراپینفرین به ویژه در مدیریت اضطراب اهمیت دارد. وقتی سطح GABA پایین یا اثربخشی آن کمتر باشد، اثرات تحریکی نوراپینفرین میتواند بارزتر شود و به علائم فیزیکی و ذهنی مرتبط با اضطراب دامن بزند.
داروهایی که این سیستمهای انتقالدهنده عصبی را هدف قرار میدهند اغلب بخشی از درمان اضطراب هستند. به عنوان مثال، برخی داروها با افزایش دسترسی یا اثربخشی GABA کار میکنند، در حالی که دیگر داروها ممکن است بر مسیرهای نوراپینفرین تأثیر بگذارند.
این رویکردهای دارویی با هدف بازگرداندن یک محیط شیمیایی متعادلتر در مغز، و در نتیجه کاهش علائم اضطراب انجام میشوند.
آیا اضطراب در DNA شماست؟
آیا فرد میتواند استعداد ژنتیکی به اضطراب را به ارث ببرد؟
این یک سوال رایج است: آیا اضطراب چیزی است که با آن متولد میشویم، یا نتیجه تجربیات زندگی ماست؟ حقیقت این است که اغلب ترکیبی از هر دو است.
اگرچه نمیتوانید ژنهای خود را تغییر دهید، اما درک اینکه چگونه ممکن است بر استعداد شما نسبت به اضطراب تأثیر بگذارند میتواند گامی مفید در مدیریت آن باشد. آن را کمتر شبیه به یک سرنوشت از پیش تعیینشده و بیشتر شبیه به مجموعهای از تمایلات بالقوه بدانید که میتوانند توسط محیط و انتخابهای شما شکل بگیرند.
تحقیقات علمی درباره ژنهای خاص اضطراب چه میگویند؟
تحقیقات نشان دادهاند که ژنتیک در اختلالات اضطرابی نقش دارد. با این حال، به این سادگی نیست که یک تک ژن "اضطراب" را به ارث ببرید.
در عوض، احتمالاً این یک تعامل پیچیده از ژنهای متعدد (پلیژنیک) است که هر کدام سهم کوچکی در حساسیت کلی شما دارند. این بدان معناست که داشتن سابقه خانوادگی اضطراب، تضمینکننده ابتلای شما به آن نیست، اما ممکن است به این معنی باشد که در مقایسه با فردی بدون آن پیشینه ژنتیکی، شانس بیشتری دارید.
ژنهای مختلف همچنین ممکن است بر احتمال بروز انواع خاصی از اضطراب، مانند اختلال اضطراب فراگیر یا اختلال پانیک تأثیر بگذارند.
تجربیات زندگی و اپیژنتیک چگونه خطر ژنتیکی شما را برای اضطراب تغییر میدهند؟
اپیژنتیک مطالعه این موضوع است که چگونه رفتارها و محیط شما میتوانند تغییراتی ایجاد کنند که بر نحوه کارکرد ژنهای شما تأثیر بگذارد. این تغییرات توالی واقعی DNA را تغییر نمیدهند، اما میتوانند ژنها را روشن یا خاموش کنند.
به عنوان مثال، رویدادهای مهم زندگی، به ویژه رویدادهای استرسزا یا آسیبزا، میتوانند منجر به تغییرات اپیژنتیکی شوند. این تغییرات به نوبه خود میتوانند بر نحوه پاسخ مغز و بدن شما به استرس تأثیر بگذارند و بالقوه خطر ابتلا به اضطراب را افزایش دهند.
خبر خوب در اینجا این است که اگرچه ژنتیک ممکن است سلاح را پر کند، اما تجربیات زندگی شما میتوانند به طور قابل توجهی بر چکاندن ماشه تأثیر بگذارند. این همچنین بدان معنی است که تغییرات مثبت در سبک زندگی و مداخلات درمانی میتوانند به طور بالقوه این نشانگرهای اپیژنتیکی را در طول زمان تحت تأثیر قرار دهند.
محور HPA چگونه پاسخ استرس بدن را تنظیم میکند؟
وقتی با موقعیت استرسزایی مواجه میشوید، بدن شما وارد حالت آمادهباش کامل میشود. این یک فرآیند بیولوژیکی پیچیده است که یک شبکه ارتباطی معروف به محور HPA را درگیر میکند.
HPA مخفف هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال است. آن را به عنوان سیستم مرکزی پاسخ به استرس بدن خود در نظر بگیرید.
تأثیر بیولوژیکی هورمون استرس، کورتیزول چیست؟
محور HPA در مغز و با هیپوتالاموس آغاز میشود. وقتی هیپوتالاموس یک تهدید بالقوه را شناسایی میکند، به غده هیپوفیز سیگنال میدهد، که آن هم به نوبه خود به غدد فوق کلیوی (واقع در بالای کلیهها) دستور ترشح هورمونها را میدهد.
شناختهشدهترین این هورمونها کورتیزول است. کورتیزول به دلیل نقش محوریاش در پاسخ جنگ یا گریز بدن، اغلب "هورمون استرس" نامیده میشود.
در بازههای کوتاه، کورتیزول فوقالعاده مفید است. این هورمون به عنوان مکانیسم بقای درونی بدن شما عمل میکند: جریان خون شما را با گلوکز پر میکند تا به عضلات شما انرژی فوری بدهد، تمرکز مغز شما را تیزتر کند و دسترسی به موادی که بافتها را ترمیم میکنند افزایش دهد.
به طور همزمان، عملکردهایی را که در یک موقعیت مرگ و زندگی غیرضروری هستند مهار میکند - و به طور موقت سیستم گوارشی، سیستم تولید مثل و پاسخهای ایمنی شما را متوقف میسازد.
خطرات استرس مزمن برای سلامت جسمی و روانی چیست؟
محور HPA یک سیستم عالی برای بحرانهای کوتاهمدت است. مشکل زمانی ایجاد میشود که این سیستم به دلیل استرس مزمن و بیوقفه زندگی مدرن، دائماً فعال بماند.
وقتی سیستم هشدار بدن شما روشن میماند و سطح کورتیزول به طور مداوم بالا است، آسیب و فرسایش شدیدی به سیستم شما وارد میشود. این قرارگیری طولانیمدت در معرض استرس میتواند منجر به زنجیرهای از مشکلات سلامتی شود، از جمله:
اختلالات شناختی و خلقی: افزایش اضطراب، افسردگی و دشواری در حافظه، تمرکز و تنظیم هیجانی.
خطرات سلامت جسمانی: افزایش وزن (به ویژه در اطراف شکم)، فشار خون بالا و افزایش خطر بیماریهای قلبی.
سرکوب سیستمها: تضعیف سیستم ایمنی بدن که شما را در برابر عفونتها آسیبپذیرتر کرده و بهبودی فیزیکی را کندتر میکند.
اختلال در خواب: دشواری در به خواب رفتن و بیدار ماندن که بدن را از استراحت مورد نیاز محروم ساخته و چرخه استرس را بیشتر تشدید میکند.
در نهایت، اگرچه کورتیزول یک ابزار ضروری برای بقا است، اما قرار است موقتی باشد. اجازه دادن به محور HPA برای "آرام شدن" و بازگشت به حالت اولیه برای محافظت از سلامت جسمی و سلامت روان بلندمدت شما حیاتی است.
نکات کلیدی در مورد ریشههای اضطراب چیست؟
بنابراین، ما بررسی کردیم که اضطراب واقعاً چگونه در مغز و بدن کار میکند. این فقط یک چیز ساده نیست، بلکه ترکیبی از مواردی مانند ژنهای ما، اتفاقاتی که برای ما میافتد و نحوه تعادل مواد شیمیایی مغز ماست.
پاسخ جنگ یا گریز، آن واکنش سریع به خطر، بخش بزرگی از آن است، اما برای افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی، این پاسخ میتواند فعال باقی بماند. ما همچنین به این موضوع پرداختیم که چگونه سلامت روده ما ممکن است نقش داشته باشد، و چگونه استرس، حتی استرس طولانیمدت، میتواند واقعاً همه چیز را به هم بریزد.
واضح است که اضطراب شایع است و درک این بخشهای مختلف به ما کمک میکند بفهمیم چرا این اتفاق میافتد و چگونه میتوانیم مدیریت بهتر آن را شروع کنیم. دانستن علم پشت آن اولین قدم برای داشتن حس کنترل بیشتر است.
منابع
استین، ام. بی.، سیمونز، ای. ان.، فاینستین، جی. اس.، و پاولوس، ام. پی. (۲۰۰۷). افزایش فعالسازی آمیگدال و اینسولا در طول پردازش احساسات در افراد مستعد اضطراب. مجله روانپزشکی آمریکا، ۱۶۴(۲)، ۳۱۸-۳۲۷. https://doi.org/10.1176/ajp.2007.164.2.318
دیویدسون، آر. جی. (۲۰۰۲). اضطراب و سبک عاطفی: نقش قشر پیشپیشانی و آمیگدال. روانپزشکی بیولوژیک، ۵۱(۱)، ۶۸-۸۰. https://doi.org/10.1016/S0006-3223(01)01328-2
ال-عزی، ا.، کامل، ن.، فایه، آی.، و گوناسلی، ای. (۲۰۲۰). بررسی تخمینگرهای اتصال مغزی، ERP و EEG به عنوان بیومارکرهای پیشبینیکننده اختلال اضطراب اجتماعی. مرزها در روانشناسی، ۱۱، ۷۳۰. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2020.00730
ناس، پی. (۲۰۱۵). اختلالات اضطرابی و انتقال عصبی گابا: اختلالی در تعدیل. بیماری و درمان عصبی روانپزشکی، ۱۶۵-۱۷۵. https://doi.org/10.2147/NDT.S58841
مایر، اس. ام.، و دکرت، جی. (۲۰۱۹). ژنتیک اختلالات اضطرابی. گزارشهای روانپزشکی فعلی، ۲۱(۳)، ۱۶. https://doi.org/10.1007/s11920-019-1002-7
پرسشهای متداول
اضطراب چگونه بر مغز تأثیر میگذارد؟
اضطراب میتواند باعث شود بخشهای خاصی از مغز شما، مانند آمیگدال (که مانند یک سیستم هشدار عمل میکند)، بیش از حد کار کنند. همچنین میتواند بر قشر پیشپیشانی که قرار است به کنترل آن هشدارها کمک کند، تأثیر بگذارد. وقتی این بخشها به نرمی با هم کار نمیکنند، ممکن است احساس نگرانی یا بیقراری بیشتری داشته باشید.
انتقالدهندههای عصبی چیستند و چه ارتباطی با اضطراب دارند؟
انتقالدهندههای عصبی مانند پیامرسانهای کوچکی در مغز شما هستند که به بخشهای مختلف کمک میکنند با هم ارتباط برقرار کنند. برخی از آنها مانند GABA به آرامش شما کمک میکنند. اگر این پیامرسانها نامتعادل باشند، میتواند آرام شدن مغز را سختتر کند و به طور بالقوه منجر به اضطراب بیشتر شود.
آیا ژنهای من میتوانند باعث ایجاد اضطراب شوند؟
ژنتیک میتواند در اینکه آیا شما بیشتر در معرض تجربه اضطراب هستید یا خیر، نقش داشته باشد. این یک تضمین نیست، اما داشتن اعضای خانواده با سابقه اضطراب میتواند به این معنی باشد که شانس ابتلای شما بالاتر است. با این حال، ژنهای شما تنها عامل نیستند؛ تجربیات شما نیز اهمیت زیادی دارند.
محور HPA چیست و چه ارتباطی با استرس و اضطراب دارد؟
محور HPA سیستم اصلی استرس بدن شماست. وقتی استرس دارید، هورمونهایی مانند کورتیزول را ترشح میکند. اگرچه این برای استرسهای کوتاهمدت مفید است، اما اگر برای مدت طولانی فعال بماند، میتواند به احساس مداوم اضطراب و سایر مشکلات سلامتی دامن بزند.
کورتیزول چیست؟
کورتیزول هورمونی است که بدن شما هنگام استرس آزاد میکند. این هورمون اغلب «هورمون استرس» نامیده میشود. در حالی که به بدن شما کمک میکند تا با تهدیدهای فوری مقابله کند، داشتن مقدار زیادی کورتیزول برای مدت طولانی میتواند مضر باشد و به اضطراب دامن بزند.
آیا اضطراب فقط در ذهن من است یا روی بدنم هم تأثیر میگذارد؟
اضطراب هم بر مغز و هم بر بدن شما تأثیر میگذارد. در مغز، میتواند نحوه فکر و احساس شما را تغییر دهد. در بدن، میتواند علائم فیزیکی مانند تپش قلب، تنفس سریع، تعریق و تنش عضلانی ایجاد کند که همگی بخشی از پاسخ طبیعی بدن شما به استرس هستند.
پاسخ جنگ یا گریز چیست؟
پاسخ جنگ یا گریز، واکنش خودکار بدن شما به احساس تهدید است. این پاسخ شما را آماده میکند تا با خطر مقابله کنید (جنگ) یا از آن فرار کنید (گریز). این فرآیند شامل ترشح هورمونهایی است که ضربان قلب، تنفس و انرژی شما را افزایش میدهند که میتواند حسی شبیه به علائم اضطراب داشته باشد.
آیا تجربیات آسیبزا میتوانند باعث ایجاد اضطراب شوند؟
بله، تجربه رویدادهای بسیار ناراحتکننده یا ترسناک، که به عنوان تروما (آسیب روانی) شناخته میشوند، میتواند به طور قابل توجهی خطر ابتلا به اضطراب را افزایش دهد. این تجربیات میتوانند عمیقاً بر نحوه واکنش مغز و بدن شما به استرس و تهدیدهای درکشده تأثیر بگذارند.
چگونه استرس مزمن منجر به اضطراب میشود؟
وقتی تحت استرس مداوم هستید، سیستم استرس بدن شما میتواند در حالت فعال باقی بماند. این فعالسازی طولانیمدت میتواند مغز شما را نسبت به استرس حساستر کند و توانایی آن برای آرام شدن را کاهش دهد که این امر میتواند منجر به اضطراب مداوم شود.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستین بورگوس




