

چگونه نورومارکتینگ قابل اعتمادترین ابزار برای تحقیقات بازار است
اچ. بی. دوران
بهروزرسانی در
۲۰ اسفند ۱۴۰۱

چگونه نورومارکتینگ قابل اعتمادترین ابزار برای تحقیقات بازار است
اچ. بی. دوران
بهروزرسانی در
۲۰ اسفند ۱۴۰۱

چگونه نورومارکتینگ قابل اعتمادترین ابزار برای تحقیقات بازار است
اچ. بی. دوران
بهروزرسانی در
۲۰ اسفند ۱۴۰۱
بازاریابی عصبی (نورومارکتینگ)، علوم اعصاب، روانشناسی اجتماعی و تحقیقات بازار را برای اطلاعرسانی در زمینههای تبلیغات، طراحی محصول، قیمتگذاری و سایر تصمیمات مهم ترکیب میکند. اعتماد به بازاریابی عصبی هم برای B2C و هم برای B2B در حال افزایش است و استفاده از آن شتاب گرفته است.
آیا در یک بازار شلوغ و پرجمعیت متمایز هستید؟ بازاریابی برای درک ترجیحات مصرفکننده ضروری است. با این حال، بازاریابی سنتی به تنهایی بینش و Insight لازم از مصرفکننده را برای بقای کسبوکارهای امروزی ارائه نمیدهد.
درک انگیزههای مشتریان
بازاریابی عصبی چیست؟ بازاریابی عصبی یک استراتژی بازاریابی تجاری است که بر اساس سیگنالهای فیزیولوژیکی و عصبی مصرفکنندگان در پاسخ به محرکهای محصول شکل گرفته است. این دادهها واکنشهای آنی و بیدرنگ به هر چیزی، از مشاهده یا استفاده از محصول گرفته تا انتخاب ویژگیها یا بستهبندی ترجیحی را ارائه میدهند. با مطالعه احساسات انسان و الگوهای رفتاری، به شرکتها این مزیت داده میشود که بدانند مشتری واقعاً چه میخواهد. با ترکیب این روش با سایر ابزارها مانند ردیابهای چشمی و نظرسنجیها، برندها میتوانند بینشهای (Insights) منحصربهفردی را در مورد ترجیحات خرید آگاهانه و ناخودآگاه مخاطبان هدف شما به دست آورند.
مطالعه بازاریابی عصبی اکنون یکی از قابلاعتمادترین روشهای تحقیقات بازار برای بازاریابان است. به لطف پیشرفتهای فناوری، این روش به طرز شگفتآوری قابل حمل و مقرونبهصرفه نیز هست. نیازی به آزمایشگاه نیست.

بالا: Mentimeter از بازاریابی عصبی Emotiv برای مقایسه پلتفرم ارائه خود با بزرگترین رقیبش استفاده کرد.
ابزارهای بازاریابی عصبی
بازاریابی عصبی یک تکنیک پیشرفته تحقیقات مصرفکننده است که پاسخهای فیزیولوژیکی را اندازهگیری میکند. ابزارهای رایج عبارتند از:
الکتروانسفالوگرافی (EEG)
EEG فعالیت الکتریکی را در قشر مغز، که لایه بیرونی مغز است، اندازهگیری میکند. سنسورهای EEG روی سر شرکتکننده قرار میگیرند، سپس الکترودها به صورت غیرتهاجمی امواج مغزی سوژه را شناسایی میکنند.
سنسورهای EEG میتوانند تا چند هزار تصویر لحظهای (Snapshot) از فعالیت الکتریکی تولید شده در مغز را در یک ثانیه ثبت کنند. امواج مغزی ثبتشده به تقویتکنندهها و سپس به کامپیوتر یا ابر (Cloud) ارسال میشوند تا دادهها پردازش شوند. سیگنالهای تقویتشده که شبیه به خطوط موجدار هستند، میتوانند روی کامپیوتر، دستگاه تلفن همراه یا در یک پایگاه داده ابری ثبت شوند.
علاوه بر سنسورهای سنتی EEG «کلاه شنا» که در محیط آزمایشگاهی استفاده میشود، Emotiv با اختراع هدستهای بیسیم، سبکوزن و مقرونبهصرفه EEG که راهاندازی آنها تنها چند دقیقه زمان میبرد، تحقیقات مغز را دموکراتیک و در دسترس همگان قرار داده است.
تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI)
fMRI جریان خون را به مناطق کلیدی مغز برای اندازهگیری فعالیت آن میسنجد. هزینه این دستگاهها میتواند بیش از نیم میلیون دلار باشد که این امر دسترسی به آن را برای تحقیقات مصرفکننده کمتر میکند.
کدگذاری چهره (Facial encoding)
این تکنیک تحقیقات مصرفکننده از یک دوربین برای ثبت حالات چهره شرکتکننده استفاده میکند.
ردیابی چشمی (Eye Tracking)
ردیابی چشمی از دوربین برای ردیابی حرکات چشم شرکتکننده و توجه بصری او استفاده میکند، مانند اینکه چه مدت به چیزی نگاه میکند. این ابزار به ویژه برای ارزیابی تجربه کاربری (UX) و رسانههای بصری مفید است.
פעילות الکترودرمال (EDA)
EDA از سنسورهای روی دست برای اندازهگیری فعالیت عصب سمپاتیک در غدد عرق استفاده میکند.
تبدیل دادهها به عمل

به عنوان یک پیشرو در حوزه فناوری EEG برای بیش از یک دهه، Emotiv شش سیستم مختلف EEG را معرفی کرده است که بین ۲ تا ۳۲ کانال را شامل میشوند. معیارهای عملکرد ما (Performance Metrics)، حالتهای عصبیفیزیولوژیکی شناختی و اثربخشی را در زمینههای مشارکت، توجه، علاقه و استرس شناختی اندازهگیری و ترجمه میکنند.

چرا بازاریابی عصبی در حال افزایش است
مطالعات بازاریابی عصبی از دهه ۱۹۹۰ وجود داشته است، اما استفاده از آن با در دسترستر و مقرونبهصرفهتر شدن این فناوری برای تیمهای بازاریابی، به طور تصاعدی رشد کرده است. در بازاریابی سنتی، پاسخهای شرکتکنندگان میتواند ذهنی یا سوگیرانه باشد، در حالی که علوم اعصاب میتواند هرگونه عدم قطعیت و حدس و گمان را کاهش دهد. بازاریابی عصبی شکافهای باقیمانده از روشهای بازاریابی سنتی را به نفع تولیدکنندگان و مصرفکنندگان پر میکند. به مرور زمان، بازاریابی سنتی توسط بازاریابی عصبی تکمیل خواهد شد.
نشریه Harvard Business Review میگوید: «آنچه باید به ویژه برای بازاریابان هیجانانگیز باشد، این احتمال است که تنها تعداد کمی از افراد ممکن است بتوانند پیشبینی کنند که پایگاه مشتریان بزرگ چگونه پاسخ خواهند داد.»
چه کسانی از علوم اعصاب مصرفکننده استفاده میکنند؟
تعدادی از سازمانهای موفق مانند مایکروسافت و گوگل از بازاریابی عصبی برای افزایش فروش خود استفاده کردهاند. به عنوان مثال، کوکاکولا، تارگت و نتفلیکس از رنگ قرمز به عنوان یک جزء اصلی در هویت برند خود برای نشان دادن قدرت، هیجان، انرژی و اشتیاق استفاده میکنند. هیوندای نیز به استفاده از EEG به عنوان ابزار آزمایشی برای خودروهای جدید خود شناخته شده است.
دین ماکو، مدیر استراتژی برند در شرکت هیوندای موتور آمریکا، به فوربز توضیح داد: «ما میخواهیم بدانیم که مصرفکنندگان درباره یک خودرو چه فکر میکنند، قبل از اینکه شروع به تولید هزاران دستگاه از آن کنیم.»
با ادامه تحقیقات پویا در زمینه کاربردهای علوم اعصاب توسط جامعه نوآوریهای فناورانه، نمونههای فراوانی از بازاریابی عصبی وجود دارد. دستیابی به نتایج بدون سوگیری از فعالیتهای عصبی به روشی جذاب و قابل اعتماد برای برنامهریزی استراتژیهای بازاریابی تبدیل شده است.
نمودار نمونه

بالا: «نحوه کارکرد بازاریابی عصبی» اثر نیک لی
آیا بازاریابی عصبی اخلاقی است؟
Emotiv به بهترین شیوههای اخلاق عصبی (neuroethics) پایبند است و محصولات سختافزاری و نرمافزاری خود را با رعایت اصول حریم خصوصی و امنیت طراحی میکند. امواج مغزی به صورت دیجیتالی توسط هدستهای ما ثبت، رمزگذاری و به صورت بیسیم به نرمافزار ما منتقل میشوند که حالتهای شناختی و عاطفی را رمزگشایی میکند. دادهها همیشه به صورت رمزگذاری شده منتقل و ذخیره میشوند و در بک سرور ابری ما در یک مرکز ذخیرهسازی داده موازی و ناشناس ذخیره میگردند.
این فناوری نمیتواند افکار فردی یا محتوای آنها را رمزگشایی کند. Emotiv کاملاً با قوانین GDPR مطابقت دارد و دادهها را بدون رضایت صریح به هیچ شخص ثالثی نمیفروشد یا ارائه نمیدهد. اگر به Emotiv اجازه جمعآوری یا اشتراکگذاری دادههای EEG خود را بدهید، دادهها از هرگونه اطلاعات هویتی شخصی پاک میشوند تا حریم خصوصی کاربر تضمین شود. Emotiv به طور فعال در حال تلاش برای پیشبرد فناوری علوم اعصاب برای پاسخگویی به بالاترین استانداردهای جهانی در اخلاق عصبی است. سیاست حفظ حریم خصوصی ما را مشاهده کنید.
Emotiv را به عنوان شریک بازاریابی عصبی خود انتخاب کنید
علوم اعصاب به ابزاری قدرتمند در تحقیقات بازار برای شناخت مصرفکننده (insight) تبدیل شده است که قادر به ثبت فعالیتهای مغزی با سرعت پردازش شناخت است. Emotiv مجموعه کاملی از راهحلهای سختافزاری و نرمافزاری را برای تحقیقات بازاریابی عصبی EEG ارائه میدهد. ما حتی میتوانیم آزمایشهایی را طراحی کرده و شرکتکنندگانی را برای کمپین شما جذب کنیم.
Emotiv راهحلهای نرمافزاری قدرتمندی را با مجموعهای از الگوریتمها ارائه میدهد که میتوانند احساسات انسانی را شناسایی کنند. با استفاده از این ابزارها، محققان بازار میتوانند بیوانفورماتیک آنی را تجزیه و تحلیل کنند یا مجموعههای داده را برای تحلیلهای بیشتر دانلود نمایند. آنها همچنین میتوانند حسگرهای بیومتریک مانند تحلیل حالات چهره و ردیابی چشم را با اندازهگیریهای EEG برای یک پلتفرم بازاریابی عصبی جامع ادغام کنند. میخواهید کار سخت را به ما بسپارید؟ از خدمات تحقیقات به عنوان سرویس (RaaS) بهرهمند شوید.
بازاریابی عصبی (نورومارکتینگ)، علوم اعصاب، روانشناسی اجتماعی و تحقیقات بازار را برای اطلاعرسانی در زمینههای تبلیغات، طراحی محصول، قیمتگذاری و سایر تصمیمات مهم ترکیب میکند. اعتماد به بازاریابی عصبی هم برای B2C و هم برای B2B در حال افزایش است و استفاده از آن شتاب گرفته است.
آیا در یک بازار شلوغ و پرجمعیت متمایز هستید؟ بازاریابی برای درک ترجیحات مصرفکننده ضروری است. با این حال، بازاریابی سنتی به تنهایی بینش و Insight لازم از مصرفکننده را برای بقای کسبوکارهای امروزی ارائه نمیدهد.
درک انگیزههای مشتریان
بازاریابی عصبی چیست؟ بازاریابی عصبی یک استراتژی بازاریابی تجاری است که بر اساس سیگنالهای فیزیولوژیکی و عصبی مصرفکنندگان در پاسخ به محرکهای محصول شکل گرفته است. این دادهها واکنشهای آنی و بیدرنگ به هر چیزی، از مشاهده یا استفاده از محصول گرفته تا انتخاب ویژگیها یا بستهبندی ترجیحی را ارائه میدهند. با مطالعه احساسات انسان و الگوهای رفتاری، به شرکتها این مزیت داده میشود که بدانند مشتری واقعاً چه میخواهد. با ترکیب این روش با سایر ابزارها مانند ردیابهای چشمی و نظرسنجیها، برندها میتوانند بینشهای (Insights) منحصربهفردی را در مورد ترجیحات خرید آگاهانه و ناخودآگاه مخاطبان هدف شما به دست آورند.
مطالعه بازاریابی عصبی اکنون یکی از قابلاعتمادترین روشهای تحقیقات بازار برای بازاریابان است. به لطف پیشرفتهای فناوری، این روش به طرز شگفتآوری قابل حمل و مقرونبهصرفه نیز هست. نیازی به آزمایشگاه نیست.

بالا: Mentimeter از بازاریابی عصبی Emotiv برای مقایسه پلتفرم ارائه خود با بزرگترین رقیبش استفاده کرد.
ابزارهای بازاریابی عصبی
بازاریابی عصبی یک تکنیک پیشرفته تحقیقات مصرفکننده است که پاسخهای فیزیولوژیکی را اندازهگیری میکند. ابزارهای رایج عبارتند از:
الکتروانسفالوگرافی (EEG)
EEG فعالیت الکتریکی را در قشر مغز، که لایه بیرونی مغز است، اندازهگیری میکند. سنسورهای EEG روی سر شرکتکننده قرار میگیرند، سپس الکترودها به صورت غیرتهاجمی امواج مغزی سوژه را شناسایی میکنند.
سنسورهای EEG میتوانند تا چند هزار تصویر لحظهای (Snapshot) از فعالیت الکتریکی تولید شده در مغز را در یک ثانیه ثبت کنند. امواج مغزی ثبتشده به تقویتکنندهها و سپس به کامپیوتر یا ابر (Cloud) ارسال میشوند تا دادهها پردازش شوند. سیگنالهای تقویتشده که شبیه به خطوط موجدار هستند، میتوانند روی کامپیوتر، دستگاه تلفن همراه یا در یک پایگاه داده ابری ثبت شوند.
علاوه بر سنسورهای سنتی EEG «کلاه شنا» که در محیط آزمایشگاهی استفاده میشود، Emotiv با اختراع هدستهای بیسیم، سبکوزن و مقرونبهصرفه EEG که راهاندازی آنها تنها چند دقیقه زمان میبرد، تحقیقات مغز را دموکراتیک و در دسترس همگان قرار داده است.
تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI)
fMRI جریان خون را به مناطق کلیدی مغز برای اندازهگیری فعالیت آن میسنجد. هزینه این دستگاهها میتواند بیش از نیم میلیون دلار باشد که این امر دسترسی به آن را برای تحقیقات مصرفکننده کمتر میکند.
کدگذاری چهره (Facial encoding)
این تکنیک تحقیقات مصرفکننده از یک دوربین برای ثبت حالات چهره شرکتکننده استفاده میکند.
ردیابی چشمی (Eye Tracking)
ردیابی چشمی از دوربین برای ردیابی حرکات چشم شرکتکننده و توجه بصری او استفاده میکند، مانند اینکه چه مدت به چیزی نگاه میکند. این ابزار به ویژه برای ارزیابی تجربه کاربری (UX) و رسانههای بصری مفید است.
פעילות الکترودرمال (EDA)
EDA از سنسورهای روی دست برای اندازهگیری فعالیت عصب سمپاتیک در غدد عرق استفاده میکند.
تبدیل دادهها به عمل

به عنوان یک پیشرو در حوزه فناوری EEG برای بیش از یک دهه، Emotiv شش سیستم مختلف EEG را معرفی کرده است که بین ۲ تا ۳۲ کانال را شامل میشوند. معیارهای عملکرد ما (Performance Metrics)، حالتهای عصبیفیزیولوژیکی شناختی و اثربخشی را در زمینههای مشارکت، توجه، علاقه و استرس شناختی اندازهگیری و ترجمه میکنند.

چرا بازاریابی عصبی در حال افزایش است
مطالعات بازاریابی عصبی از دهه ۱۹۹۰ وجود داشته است، اما استفاده از آن با در دسترستر و مقرونبهصرفهتر شدن این فناوری برای تیمهای بازاریابی، به طور تصاعدی رشد کرده است. در بازاریابی سنتی، پاسخهای شرکتکنندگان میتواند ذهنی یا سوگیرانه باشد، در حالی که علوم اعصاب میتواند هرگونه عدم قطعیت و حدس و گمان را کاهش دهد. بازاریابی عصبی شکافهای باقیمانده از روشهای بازاریابی سنتی را به نفع تولیدکنندگان و مصرفکنندگان پر میکند. به مرور زمان، بازاریابی سنتی توسط بازاریابی عصبی تکمیل خواهد شد.
نشریه Harvard Business Review میگوید: «آنچه باید به ویژه برای بازاریابان هیجانانگیز باشد، این احتمال است که تنها تعداد کمی از افراد ممکن است بتوانند پیشبینی کنند که پایگاه مشتریان بزرگ چگونه پاسخ خواهند داد.»
چه کسانی از علوم اعصاب مصرفکننده استفاده میکنند؟
تعدادی از سازمانهای موفق مانند مایکروسافت و گوگل از بازاریابی عصبی برای افزایش فروش خود استفاده کردهاند. به عنوان مثال، کوکاکولا، تارگت و نتفلیکس از رنگ قرمز به عنوان یک جزء اصلی در هویت برند خود برای نشان دادن قدرت، هیجان، انرژی و اشتیاق استفاده میکنند. هیوندای نیز به استفاده از EEG به عنوان ابزار آزمایشی برای خودروهای جدید خود شناخته شده است.
دین ماکو، مدیر استراتژی برند در شرکت هیوندای موتور آمریکا، به فوربز توضیح داد: «ما میخواهیم بدانیم که مصرفکنندگان درباره یک خودرو چه فکر میکنند، قبل از اینکه شروع به تولید هزاران دستگاه از آن کنیم.»
با ادامه تحقیقات پویا در زمینه کاربردهای علوم اعصاب توسط جامعه نوآوریهای فناورانه، نمونههای فراوانی از بازاریابی عصبی وجود دارد. دستیابی به نتایج بدون سوگیری از فعالیتهای عصبی به روشی جذاب و قابل اعتماد برای برنامهریزی استراتژیهای بازاریابی تبدیل شده است.
نمودار نمونه

بالا: «نحوه کارکرد بازاریابی عصبی» اثر نیک لی
آیا بازاریابی عصبی اخلاقی است؟
Emotiv به بهترین شیوههای اخلاق عصبی (neuroethics) پایبند است و محصولات سختافزاری و نرمافزاری خود را با رعایت اصول حریم خصوصی و امنیت طراحی میکند. امواج مغزی به صورت دیجیتالی توسط هدستهای ما ثبت، رمزگذاری و به صورت بیسیم به نرمافزار ما منتقل میشوند که حالتهای شناختی و عاطفی را رمزگشایی میکند. دادهها همیشه به صورت رمزگذاری شده منتقل و ذخیره میشوند و در بک سرور ابری ما در یک مرکز ذخیرهسازی داده موازی و ناشناس ذخیره میگردند.
این فناوری نمیتواند افکار فردی یا محتوای آنها را رمزگشایی کند. Emotiv کاملاً با قوانین GDPR مطابقت دارد و دادهها را بدون رضایت صریح به هیچ شخص ثالثی نمیفروشد یا ارائه نمیدهد. اگر به Emotiv اجازه جمعآوری یا اشتراکگذاری دادههای EEG خود را بدهید، دادهها از هرگونه اطلاعات هویتی شخصی پاک میشوند تا حریم خصوصی کاربر تضمین شود. Emotiv به طور فعال در حال تلاش برای پیشبرد فناوری علوم اعصاب برای پاسخگویی به بالاترین استانداردهای جهانی در اخلاق عصبی است. سیاست حفظ حریم خصوصی ما را مشاهده کنید.
Emotiv را به عنوان شریک بازاریابی عصبی خود انتخاب کنید
علوم اعصاب به ابزاری قدرتمند در تحقیقات بازار برای شناخت مصرفکننده (insight) تبدیل شده است که قادر به ثبت فعالیتهای مغزی با سرعت پردازش شناخت است. Emotiv مجموعه کاملی از راهحلهای سختافزاری و نرمافزاری را برای تحقیقات بازاریابی عصبی EEG ارائه میدهد. ما حتی میتوانیم آزمایشهایی را طراحی کرده و شرکتکنندگانی را برای کمپین شما جذب کنیم.
Emotiv راهحلهای نرمافزاری قدرتمندی را با مجموعهای از الگوریتمها ارائه میدهد که میتوانند احساسات انسانی را شناسایی کنند. با استفاده از این ابزارها، محققان بازار میتوانند بیوانفورماتیک آنی را تجزیه و تحلیل کنند یا مجموعههای داده را برای تحلیلهای بیشتر دانلود نمایند. آنها همچنین میتوانند حسگرهای بیومتریک مانند تحلیل حالات چهره و ردیابی چشم را با اندازهگیریهای EEG برای یک پلتفرم بازاریابی عصبی جامع ادغام کنند. میخواهید کار سخت را به ما بسپارید؟ از خدمات تحقیقات به عنوان سرویس (RaaS) بهرهمند شوید.
بازاریابی عصبی (نورومارکتینگ)، علوم اعصاب، روانشناسی اجتماعی و تحقیقات بازار را برای اطلاعرسانی در زمینههای تبلیغات، طراحی محصول، قیمتگذاری و سایر تصمیمات مهم ترکیب میکند. اعتماد به بازاریابی عصبی هم برای B2C و هم برای B2B در حال افزایش است و استفاده از آن شتاب گرفته است.
آیا در یک بازار شلوغ و پرجمعیت متمایز هستید؟ بازاریابی برای درک ترجیحات مصرفکننده ضروری است. با این حال، بازاریابی سنتی به تنهایی بینش و Insight لازم از مصرفکننده را برای بقای کسبوکارهای امروزی ارائه نمیدهد.
درک انگیزههای مشتریان
بازاریابی عصبی چیست؟ بازاریابی عصبی یک استراتژی بازاریابی تجاری است که بر اساس سیگنالهای فیزیولوژیکی و عصبی مصرفکنندگان در پاسخ به محرکهای محصول شکل گرفته است. این دادهها واکنشهای آنی و بیدرنگ به هر چیزی، از مشاهده یا استفاده از محصول گرفته تا انتخاب ویژگیها یا بستهبندی ترجیحی را ارائه میدهند. با مطالعه احساسات انسان و الگوهای رفتاری، به شرکتها این مزیت داده میشود که بدانند مشتری واقعاً چه میخواهد. با ترکیب این روش با سایر ابزارها مانند ردیابهای چشمی و نظرسنجیها، برندها میتوانند بینشهای (Insights) منحصربهفردی را در مورد ترجیحات خرید آگاهانه و ناخودآگاه مخاطبان هدف شما به دست آورند.
مطالعه بازاریابی عصبی اکنون یکی از قابلاعتمادترین روشهای تحقیقات بازار برای بازاریابان است. به لطف پیشرفتهای فناوری، این روش به طرز شگفتآوری قابل حمل و مقرونبهصرفه نیز هست. نیازی به آزمایشگاه نیست.

بالا: Mentimeter از بازاریابی عصبی Emotiv برای مقایسه پلتفرم ارائه خود با بزرگترین رقیبش استفاده کرد.
ابزارهای بازاریابی عصبی
بازاریابی عصبی یک تکنیک پیشرفته تحقیقات مصرفکننده است که پاسخهای فیزیولوژیکی را اندازهگیری میکند. ابزارهای رایج عبارتند از:
الکتروانسفالوگرافی (EEG)
EEG فعالیت الکتریکی را در قشر مغز، که لایه بیرونی مغز است، اندازهگیری میکند. سنسورهای EEG روی سر شرکتکننده قرار میگیرند، سپس الکترودها به صورت غیرتهاجمی امواج مغزی سوژه را شناسایی میکنند.
سنسورهای EEG میتوانند تا چند هزار تصویر لحظهای (Snapshot) از فعالیت الکتریکی تولید شده در مغز را در یک ثانیه ثبت کنند. امواج مغزی ثبتشده به تقویتکنندهها و سپس به کامپیوتر یا ابر (Cloud) ارسال میشوند تا دادهها پردازش شوند. سیگنالهای تقویتشده که شبیه به خطوط موجدار هستند، میتوانند روی کامپیوتر، دستگاه تلفن همراه یا در یک پایگاه داده ابری ثبت شوند.
علاوه بر سنسورهای سنتی EEG «کلاه شنا» که در محیط آزمایشگاهی استفاده میشود، Emotiv با اختراع هدستهای بیسیم، سبکوزن و مقرونبهصرفه EEG که راهاندازی آنها تنها چند دقیقه زمان میبرد، تحقیقات مغز را دموکراتیک و در دسترس همگان قرار داده است.
تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI)
fMRI جریان خون را به مناطق کلیدی مغز برای اندازهگیری فعالیت آن میسنجد. هزینه این دستگاهها میتواند بیش از نیم میلیون دلار باشد که این امر دسترسی به آن را برای تحقیقات مصرفکننده کمتر میکند.
کدگذاری چهره (Facial encoding)
این تکنیک تحقیقات مصرفکننده از یک دوربین برای ثبت حالات چهره شرکتکننده استفاده میکند.
ردیابی چشمی (Eye Tracking)
ردیابی چشمی از دوربین برای ردیابی حرکات چشم شرکتکننده و توجه بصری او استفاده میکند، مانند اینکه چه مدت به چیزی نگاه میکند. این ابزار به ویژه برای ارزیابی تجربه کاربری (UX) و رسانههای بصری مفید است.
פעילות الکترودرمال (EDA)
EDA از سنسورهای روی دست برای اندازهگیری فعالیت عصب سمپاتیک در غدد عرق استفاده میکند.
تبدیل دادهها به عمل

به عنوان یک پیشرو در حوزه فناوری EEG برای بیش از یک دهه، Emotiv شش سیستم مختلف EEG را معرفی کرده است که بین ۲ تا ۳۲ کانال را شامل میشوند. معیارهای عملکرد ما (Performance Metrics)، حالتهای عصبیفیزیولوژیکی شناختی و اثربخشی را در زمینههای مشارکت، توجه، علاقه و استرس شناختی اندازهگیری و ترجمه میکنند.

چرا بازاریابی عصبی در حال افزایش است
مطالعات بازاریابی عصبی از دهه ۱۹۹۰ وجود داشته است، اما استفاده از آن با در دسترستر و مقرونبهصرفهتر شدن این فناوری برای تیمهای بازاریابی، به طور تصاعدی رشد کرده است. در بازاریابی سنتی، پاسخهای شرکتکنندگان میتواند ذهنی یا سوگیرانه باشد، در حالی که علوم اعصاب میتواند هرگونه عدم قطعیت و حدس و گمان را کاهش دهد. بازاریابی عصبی شکافهای باقیمانده از روشهای بازاریابی سنتی را به نفع تولیدکنندگان و مصرفکنندگان پر میکند. به مرور زمان، بازاریابی سنتی توسط بازاریابی عصبی تکمیل خواهد شد.
نشریه Harvard Business Review میگوید: «آنچه باید به ویژه برای بازاریابان هیجانانگیز باشد، این احتمال است که تنها تعداد کمی از افراد ممکن است بتوانند پیشبینی کنند که پایگاه مشتریان بزرگ چگونه پاسخ خواهند داد.»
چه کسانی از علوم اعصاب مصرفکننده استفاده میکنند؟
تعدادی از سازمانهای موفق مانند مایکروسافت و گوگل از بازاریابی عصبی برای افزایش فروش خود استفاده کردهاند. به عنوان مثال، کوکاکولا، تارگت و نتفلیکس از رنگ قرمز به عنوان یک جزء اصلی در هویت برند خود برای نشان دادن قدرت، هیجان، انرژی و اشتیاق استفاده میکنند. هیوندای نیز به استفاده از EEG به عنوان ابزار آزمایشی برای خودروهای جدید خود شناخته شده است.
دین ماکو، مدیر استراتژی برند در شرکت هیوندای موتور آمریکا، به فوربز توضیح داد: «ما میخواهیم بدانیم که مصرفکنندگان درباره یک خودرو چه فکر میکنند، قبل از اینکه شروع به تولید هزاران دستگاه از آن کنیم.»
با ادامه تحقیقات پویا در زمینه کاربردهای علوم اعصاب توسط جامعه نوآوریهای فناورانه، نمونههای فراوانی از بازاریابی عصبی وجود دارد. دستیابی به نتایج بدون سوگیری از فعالیتهای عصبی به روشی جذاب و قابل اعتماد برای برنامهریزی استراتژیهای بازاریابی تبدیل شده است.
نمودار نمونه

بالا: «نحوه کارکرد بازاریابی عصبی» اثر نیک لی
آیا بازاریابی عصبی اخلاقی است؟
Emotiv به بهترین شیوههای اخلاق عصبی (neuroethics) پایبند است و محصولات سختافزاری و نرمافزاری خود را با رعایت اصول حریم خصوصی و امنیت طراحی میکند. امواج مغزی به صورت دیجیتالی توسط هدستهای ما ثبت، رمزگذاری و به صورت بیسیم به نرمافزار ما منتقل میشوند که حالتهای شناختی و عاطفی را رمزگشایی میکند. دادهها همیشه به صورت رمزگذاری شده منتقل و ذخیره میشوند و در بک سرور ابری ما در یک مرکز ذخیرهسازی داده موازی و ناشناس ذخیره میگردند.
این فناوری نمیتواند افکار فردی یا محتوای آنها را رمزگشایی کند. Emotiv کاملاً با قوانین GDPR مطابقت دارد و دادهها را بدون رضایت صریح به هیچ شخص ثالثی نمیفروشد یا ارائه نمیدهد. اگر به Emotiv اجازه جمعآوری یا اشتراکگذاری دادههای EEG خود را بدهید، دادهها از هرگونه اطلاعات هویتی شخصی پاک میشوند تا حریم خصوصی کاربر تضمین شود. Emotiv به طور فعال در حال تلاش برای پیشبرد فناوری علوم اعصاب برای پاسخگویی به بالاترین استانداردهای جهانی در اخلاق عصبی است. سیاست حفظ حریم خصوصی ما را مشاهده کنید.
Emotiv را به عنوان شریک بازاریابی عصبی خود انتخاب کنید
علوم اعصاب به ابزاری قدرتمند در تحقیقات بازار برای شناخت مصرفکننده (insight) تبدیل شده است که قادر به ثبت فعالیتهای مغزی با سرعت پردازش شناخت است. Emotiv مجموعه کاملی از راهحلهای سختافزاری و نرمافزاری را برای تحقیقات بازاریابی عصبی EEG ارائه میدهد. ما حتی میتوانیم آزمایشهایی را طراحی کرده و شرکتکنندگانی را برای کمپین شما جذب کنیم.
Emotiv راهحلهای نرمافزاری قدرتمندی را با مجموعهای از الگوریتمها ارائه میدهد که میتوانند احساسات انسانی را شناسایی کنند. با استفاده از این ابزارها، محققان بازار میتوانند بیوانفورماتیک آنی را تجزیه و تحلیل کنند یا مجموعههای داده را برای تحلیلهای بیشتر دانلود نمایند. آنها همچنین میتوانند حسگرهای بیومتریک مانند تحلیل حالات چهره و ردیابی چشم را با اندازهگیریهای EEG برای یک پلتفرم بازاریابی عصبی جامع ادغام کنند. میخواهید کار سخت را به ما بسپارید؟ از خدمات تحقیقات به عنوان سرویس (RaaS) بهرهمند شوید.

به خواندن ادامه دهید