این میتواند نگرانکننده باشد هنگامی که مشکلات حافظه ظاهر میشوند، بهویژه اگر شما در حال حاضر با یک مشکل سلامتی بلندمدت دست و پنجه نرم میکنید. گاهی اوقات، این شرایط میتوانند بهطور مستقیم بر روی نحوه کارکرد مغز شما تأثیر بگذارند، که منجر به بیماریهای فراموشی یا فقط عدم وضوح عمومی میشود. همیشه واضح نیست که چه چیزی باعث چه چیزی میشود، اما درک ارتباطات میتواند به شما و پزشکانتان کمک کند تا مسائل را شفاف کرده و سلامت خود را بهتر مدیریت کنید.
چگونه بیماری مزمن میتواند باعث از دست دادن حافظه شود
ممکن است واضح به نظر برسد که آسیب مغزی میتواند منجر به مشکلات حافظه شود. اما آیا میدانستید شرایطی که بر سایر بخشهای بدن شما تأثیر میگذارد نیز میتواند بر تفکر و حافظه شما تأثیرگذار باشد؟
این اتفاق بیشتر از آنچه فکر کنید رخ میدهد. هنگامی که یک بیماری مزمن رخنه میکند، میتواند زنجیرهای از اثرات ایجاد کند که به مغز میرسد و منجر به چیزی میشود که گاهی اوقات «اختلال شناختی ثانویه» نامیده میشود. در این حالت موضوع این نیست که خود مغز مشکل اصلی باشد، بلکه این امر پیامد مسئله سلامت دیگری است.
تعریف «اختلال شناختی ثانویه»
اختلال شناختی ثانویه به تغییراتی در تفکر، حافظه و سایر عملکردهای ذهنی اشاره دارد که به دلیل یک شرایط سلامت جسمانی بروز پیدا میکند و ارتباطی با بیماریهای تخریبکننده عصبی اولیه مانند آلزایمر ندارد. دامنه این تغییرات میتواند از فراموشی خفیف تا مشکلات جدیتر در حل مسئله، توجه و زبان متغیر باشد.
سه مسیر اصلی: التهاب، جریان خون ضعیف و تجمع سموم
یک بیماری فراگیر در بدن دقیقاً چگونه ذهن ما را مختل میکند؟ چند راه اصلی برای بروز این اتفاق وجود دارد:
التهاب: بسیاری از بیماریهای مزمن شامل التهاب مداوم در سراسر بدن هستند. شرایطی مانند آرتریت روماتوئید یا لوپوس را تصور کنید. این التهاب گسترده میتواند بر مغز نیز تأثیر بگذارد. مواد شیمیایی التهابی که سیتوکین نامیده میشوند، میتوانند از سد خونی-مغزی عبور کرده یا به سلولهای مغزی سیگنال بفرستند و عملکرد طبیعی را مختل کنند.
این امر میتواند در ارتباط بین سلولهای عصبی تداخل ایجاد کند، بر خلقوخو تأثیر بگذارد و شکلگیری و بازیابی حافظه را مختل کند.
جریان خون ضعیف: مغز به جریان مداوم اکسیژن و مواد مغذی که توسط خون انتقال مییابند، نیاز دارد. شرایط مزمن مؤثر بر قلب و رگهای خونی، مانند بیماری قلبی یا دیابت، میتواند جریان خون به مغز را کاهش دهد.
این اتفاق میتواند از طریق تنگی شریانها، لختههای خونی یا حتی سکتههای مغزی کوچک و بدون علامت (که گاهی اوقات سکتههای خاموش نامیده میشوند) رخ دهد. وقتی سلولهای مغزی اکسیژن کافی دریافت نمیکنند، نمیتوانند به درستی کار کنند و این امر منجر به نقصهای شناختی میشود. به همین دلیل است که مدیریت شرایط مؤثر بر گردش خون برای سلامت مغز بسیار مهم است.
تجمع سموم: گاهی اوقات، بیماریهای مزمن مانع از آن میشوند که بدن به طور مؤثر مواد زائد را دفع کند. به عنوان مثال، هنگامی که کلیهها یا کبد به خوبی کار نمیکنند (مانند بیماری مزمن کلیوی یا بیماری کبدی)، سموم میتوانند در جریان خون تجمع یابند.
سپس این سموم میتوانند به مغز رسیده و در عملکردهای سلولهای عصبی تداخل ایجاد کنند و باعث گیجی، مشکلات حافظه و تغییر در سطح هوشیاری شوند. این وضعیت مانند زمانی است که سیستم فیلتراسیون طبیعی بدن از کار افتاده و به مواد مضر اجازه میدهد تا گردش کنند و بر اندامهای حساسی مانند مغز تأثیر بگذارند.
شرایط عصبی که علائم شناختی بخشی از این بیماریها هستند
بیماری پارکینسون: چرا توجه و برنامهریزی اغلب در ابتدا تغییر میکنند
بیماری پارکینسون عمدتاً با علائم حرکتی آن مانند لرزش و سفتی شناخته میشود. با این حال، این بیماری همچنین یک شرایط مغزی است که مکرراً عملکردهای شناختی را آسیب میزند.
این تغییرات معمولاً اولین چیزی نیستند که افراد متوجه آن میشوند، اما با پیشرفت بیماری میتوانند بسیار چشمگیر شوند. بخشهایی از مغز که تحت تأثیر پارکینسون قرار میگیرند، فراتر از کنترل حرکتی فعالیت دارند؛ آنها همچنین در تفکر، توجه و برنامهریزی نقش ایفا میکنند.
به همین دلیل است که مشکلات در عملکردهای اجرایی—فرآیندهای ذهنی که به ما در برنامهریزی، تمرکز توجه، بهخاطر سپردن دستورالعملها و انجام همزمان چند کار کمک میکنند—اغلب در مراحل اولیه ظاهر میشوند، گاهی حتی قبل از اینکه علائم حرکتی واضحتر، شدید شوند.
ممکن است افراد با مواردی از این دست دچار مشکل شوند:
سازماندهی وظایف یا افکار
جابجایی بین فعالیتهای مختلف
حفظ تمرکز روی یک گفتگو یا کار
بهخاطر سپردن توالیها یا مراحل
با پیشرفت پارکینسون، این تغییرات شناختی ممکن است فراتر روند. برخی افراد ممکن است کندی تفکر، مشکل در مهارتهای بصری-فضایی و مسائلی در بازیابی حافظه را تجربه کنند. در برخی موارد، نوعی از دمانس، که به عنوان دمانس بیماری پارکینسون شناخته میشود، میتواند بروز پیدا کند.
اماس (مولتیپل اسکلروزیس): چگونه میلینزدایی باعث کندی پردازش و بازیابی حافظه میشود
اماس (MS) یک بیماری خودایمنی است که در آن سیستم ایمنی بدن به اشتباه به غلاف محافظتی به نام میلین که فیبرهای عصبی مغز و نخاع را میپوشاند، حمله میکند. این آسیب که به عنوان میلینزدایی شناخته میشود، مسیرهای ارتباطی بین مغز و بقیه بدن را مختل میسازد. هنگامی که این سیگنالها کند یا مسدود شوند، میتواند منجر به طیف وسیعی از علائم، از جمله تغییرات شناختی قابلتوجه شود.
مشکلات شناختی در اماس اغلب به صورتهای زیر ظاهر میشوند:
کاهش سرعت پردازش اطلاعات: این یکی از شایعترین علائم شناختی است. به این معنی که برای مغز زمان بیشتری طول میکشد تا اطلاعات را دریافت، پردازش و به آنها پاسخ دهد.
مشکلات حافظه، به ویژه در بازیابی: در حالی که افراد مبتلا به اماس ممکن است بتوانند اطلاعات جدید را یاد بگیرند، اما اغلب در به یاد آوردن بعدی آنها با مشکل مواجه میشوند.
مشکلات در توجه و تمرکز: حفظ تمرکز میتواند چالشبرانگیز شود.
مشکلات با عملکردهای اجرایی، مانند برنامهریزی و حل مسئله.
این تغییرات شناختی میتوانند بر زندگی روزمره تأثیر بگذارند و کار، تعاملات اجتماعی و توانایی مدیریت کارهای روزمره را تحتالشعاع قرار دهند. شدت و نوع علائم شناختی میتواند از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت باشد و به محل و میزان میلینزدایی بستگی دارد.
بیماری هانتینگتون: اختلال عملکرد اجرایی اولیه، تغییرات خلقی و زوال شناختی
بیماری هانتینگتون (HD) یک اختلال ژنتیکی است که باعث از بین رفتن تدریجی سلولهای عصبی در مغز میشود. این بیماری معمولاً به مرور زمان بر خلقوخو، تواناییهای شناختی و حرکت فرد تأثیر میگذارد. در حالی که علائم حرکتی مانند حرکات غیرارادی (کره) به خوبی شناخته شدهاند، تغییرات شناختی و روانپزشکی نیز از ویژگیهای اصلی بیماری هستند و اغلب در اوایل دوره آن ظاهر میشوند.
علائم اولیه زوال شناختی در بیماری هانتینگتون به طور مکرر شامل مشکلاتی در عملکردهای اجرایی است. این مشکلات میتواند شامل موارد زیر باشد:
مشکل در برنامهریزی و سازماندهی
مشکل در تفکر انعطافپذیر و سازگاری با شرایط جدید
اختلال در قضاوت و تصمیمگیری
در کنار این تغییرات شناختی، بیماران مبتلا به هانتینگتون اغلب اختلالات خلقی شدیدی مانند افسردگی، تحریکپذیری، اضطراب یا بیتفاوتی را تجربه میکنند. با پیشرفت بیماری، اختلال شناختی گستردهتر میشود و حافظه، توجه و توانایی یادگیری اطلاعات جدید را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، افراد ممکن است دچار دمانس شدید شوند.
بیماریهای ارگانیک و متابولیک که میتوانند عملکرد مغز را مختل کنند
گاهی اوقات، مشکلات مربوط به نحوه کارکرد اندامهای بدن یا نحوه پردازش مواد در بدن شما میتواند منجر به از دست دادن حافظه و سایر مشکلات فکری شود. این شرایط میتواند تعادل ظریف مغز را مختل کرده و بر همه چیز از بازیابی حافظه گرفته تا تصمیمگیری تأثیر بگذارد.
بیماری مزمن کلیه: چگونه اورمی میتواند باعث گیجی و مشکلات حافظه شود
وقتی کلیهها مواد زائد را به طور مؤثر از خون فیلتر نمیکنند، این سموم میتوانند تجمع یابند. این وضعیت به عنوان اورمی شناخته میشود. این مواد زائد میتوانند به مغز سفر کرده و در فعالیت طبیعی سلولهای مغزی اختلال ایجاد کنند و منجر به طیف وسیعی از مشکلات شناختی شوند.
ممکن است افراد دچار گیجی، مشکل در تمرکز و مشکلات محسوس حافظه شوند. در موارد شدیدتر، حتی میتواند بر هوشیاری و عملکرد کلی ذهنی تأثیر بگذارد.
بیماری کبدی: چگونه انسفالوپاتی کبدی تفکر و هوشیاری را مختل میکند
مشابه بیماری کلیوی، بیماری کبدی نیز میتواند منجر به تجمع سموم در جریان خون شود. کبد به طور طبیعی این مواد مضر را فیلتر میکند، اما زمانی که آسیب دیده باشد، سموم میتوانند به مغز برسند. این امر میتواند باعث ایجاد وضعیتی به نام انسفالوپاتی کبدی شود.
علائم میتواند به طور گستردهای متفاوت باشد، از تغییرات ظریف در شخصیت و خلقوخو گرفته تا گیجی شدید، سردرگمی و حتی دورههایی از عدم پاسخدهی. این وضعیت واقعاً توانایی شما برای تفکر و هشیار ماندن نسبت به آنچه در اطرافتان میگذرد را مختل میکند.
بیماری قلبی: چگونه کاهش برونده قلبی و سکتههای کوچک بر شناخت تأثیر میگذارد
بیماری قلبی، به ویژه شرایطی که توانایی قلب برای پمپاژ مؤثر خون را کاهش میدهد (برونده قلبی پایین)، میتواند به این معنی باشد که مغز خون کافی دریافت نمیکند. این کمبود جریان خون میتواند منجر به کندی عمومی شناختی و مشکلات حافظه شود.
علاوه بر این، بیماری قلبی اغلب با شرایطی مانند فشار خون بالا و فیبریلاسیون دهلیزی مرتبط است که میتواند خطر سکتههای مغزی کوچک (که گاهی اوقات سکتههای خاموش نامیده میشوند) را افزایش دهد. این رویدادهای کوچک، حتی اگر فوراً محسوس نباشند، میتوانند به مرور زمان باعث آسیبهای انباشته شوند و بر حافظه، سرعت پردازش و عملکردهای اجرایی مانند برنامهریزی تأثیر بگذارند.
دیابت: آسیب عروقی و اختلال در تنظیم گلوکز که بر مغز تأثیر میگذارد
دیابت به دو روش کلیدی بر مغز تأثیر میگذارد. اول اینکه سطوح بالای قند خون به مرور زمان میتواند به رگهای خونی در سراسر بدن از جمله رگهای مغز آسیب برساند. این آسیب عروقی میتواند منجر به کاهش جریان خون شده و خطر سکته مغزی را، مشابه بیماری قلبی، افزایش دهد.
دوم، توانایی بدن برای تنظیم قند خون میتواند مختل شود. هم سطوح بسیار بالا و هم بسیار پایین قند خون میتواند مستقیماً بر عملکرد مغز تأثیر بگذارد و باعث گیجی موقت، لغزشهای حافظه و مشکل در تمرکز شود.
بیماریهای خودایمنی و التهابی مرتبط با «مه مغزی»
لوپوس: زمانی که فعالیت ایمنی بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر میگذارد
لوپوس، یا لوپوس اریتماتوی سیستمیک (SLE)، یک بیماری خودایمنی مزمن است که در آن سیستم ایمنی بدن به اشتباه به بافتها و اندامهای خود حمله میکند. در حالی که این بیماری اغلب با درد مفاصل، بثورات پوستی و خستگی همراه است، لوپوس میتواند بر مغز نیز تأثیر بگذارد و منجر به وضعیتی شود که به لوپوس عصبی-روانی معروف است.
این امر میتواند به صورت طیف وسیعی از مشکلات شناختی ظاهر شود که اغلب به عنوان «مه مغزی» توصیف میشود. این علائم شناختی میتواند شامل مشکلات در حافظه، توجه، تمرکز و سرعت پردازش باشد.
وقتی لوپوس سیستم عصبی مرکزی را تحت تأثیر قرار میدهد، میتواند باعث التهاب در مغز و بافتهای اطراف آن شود. این التهاب میتواند عملکرد طبیعی مغز را مختل کرده و بر نحوه ارتباط سلولهای عصبی تأثیر بگذارد.
مکانیسمهای دقیق این پدیده هنوز در حال تحقیق است، اما تصور میشود که اتوآنتیبادیها، که پروتئینهایی هستند که سیستم ایمنی برای مبارزه با مهاجمان خارجی میسازد، میتوانند به مغز وارد شده و باعث آسیب یا تداخل در فعالیت سلولهای مغزی شوند. این امر میتواند منجر به مشکلاتی در عملکردهای اجرایی مانند برنامهریزی و تصمیمگیری شود و همچنین بر خلقوخو و تنظیم هیجانی تأثیر بگذارد.
تشخیص لوپوس عصبی-روانی شامل بررسی دقیق علائم، معاینات عصبی و گاهی اوقات تستهای تصویربرداری مانند امآرآی (MRI) برای جستجوی نشانههای التهاب یا آسیب در مغز است. آزمایش خون نیز میتواند به شناسایی اتوآنتیبادیهای خاص مرتبط با لوپوس کمک کند.
آرتریت روماتوئید: چگونگی ارتباط التهاب مزمن و خطرات بیماریهای همراه با شناخت
آرتریت روماتوئید (RA) یکی دیگر از بیماریهای خودایمنی التهابی مزمن است که عمدتاً مفاصل را تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، التهاب سیستمیک مشخصه آرتریت روماتوئید میتواند فراتر از مفاصل گسترش یابد و بر سلامت مغز تأثیر بگذارد. افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید ممکن است مشکلات شناختی را تجربه کنند که میتواند زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
اعتقاد بر این است که این «مه مغزی» در آرتریت روماتوئید ناشی از چندین عامل است. اولاً، التهاب مداوم و گسترده مرتبط با این بیماری میتواند مستقیماً بر مغز تأثیر بگذارد. مولکولهای التهابی (سیتوکینها) که در جریان خون گردش میکنند، میتوانند از سد خونی-مغزی عبور کرده و التهاب عصبی را ترویج دهند که به پتانسیل عملکرد و ارتباطات عصبی آسیب میزند. ثانیاً، آرتریت روماتوئید اغلب با شرایط همزمانی همراه است که آنها نیز بر شناخت تأثیر میگذارند. این موارد میتواند شامل موارد زیر باشد:
بیماری قلبی عروقی: آرتریت روماتوئید خطر مشکلات قلبی را افزایش میدهد که میتواند منجر به کاهش جریان خون به مغز شود.
اختلالات خواب: درد و التهاب مزمن اغلب خواب را مختل میکنند و کیفیت بد خواب به شدت با اختلال شناختی مرتبط است.
افسردگی و اضطراب: این شرایط سلامت روان در افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید شایع است و میتواند به طور قابلتوجهی بر حافظه و تمرکز تأثیر بگذارد.
تشخیص مشکلات شناختی در آرتریت روماتوئید شامل ارزیابی علائم از طریق پرسشنامهها و تستهای شناختی، همراه با ارزیابی فعالیت کلی بیماری و حضور بیماریهای همراه است.
اقداماتی که باید هنگام بروز مشکلات حافظه در کنار یک بیماری مزمن انجام داد
هنگامی که تغییرات در حافظه یا تفکر در کنار یک شرایط مزمن شناخته شده رخ میدهد، میتواند نگرانکننده باشد. پرداختن به این تغییرات به صورت سیستماتیک اهمیت دارد. این کار شامل هماهنگ کردن مراقبتها، اولویتبندی مدیریت بیماری زمینهای و حمایت از سلامت کلی مغز است.
هماهنگی مراقبت در میان متخصصان، مراقبتهای اولیه و مراقبان
مدیریت تغییرات شناختی در چارچوب یک بیماری مزمن اغلب نیازمند یک رویکرد تیمی است. این تیم معمولاً شامل پزشک مراقبتهای اولیه بیمار، متخصصان مدیریتکننده شرایط مزمن (مانند متخصصان مغز و اعصاب، قلب یا غدد درونریز) و به طور بالقوه مراقبان یا اعضای خانواده درگیر در زندگی روزمره بیمار است.
ارتباط باز و شفاف: ارتباط منظم بین همه طرفها کلیدی است. این امر تضمین میکند که همه از وضعیت شناختی بیمار، هرگونه علائم جدید و برنامه درمانی مطلع هستند. به اشتراک گذاشتن مشاهدات درباره حافظه، توجه یا عملکرد اجرایی میتواند تصویر کاملتری نسبت به آنچه یک فرد به تنهایی میبیند، ارائه دهد.
برنامه درمانی یکپارچه: پزشک مراقبتهای اولیه اغلب به عنوان نقطه تماس مرکزی عمل میکند و به ادغام توصیههای متخصصان کمک مینماید تا اطمینان حاصل شود که درمانهای بیماری مزمن تأثیر منفی بر عملکرد شناختی ندارند و برعکس.
مشارکت مراقب: برای بیمارانی که در مدیریت نوبتهای ملاقات یا به یاد آوردن دستورالعملها مشکل دارند، مشارکت مراقبان قابل اعتماد حیاتی است. آنها میتوانند در یادداشتبرداری در طول نوبتها، مدیریت دارو و مشاهده تغییرات ظریفی که ممکن است بیمار گزارش نکند، کمک کنند.
کنترل بیماری و حمایتهای روزمره از سلامت مغز را در اولویت قرار دهید
مدیریت مؤثر بیماری مزمن اغلب اولین قدم در پرداختن به مشکلات شناختی مرتبط است. فراتر از آن، تمرکز بر عوامل سبک زندگی که از سلامت مغز حمایت میکنند میتواند مفید باشد.
مدیریت بیماری: پایبندی دقیق به برنامههای درمانی برای شرایط مزمن از اهمیت بالایی برخوردار است. به عنوان مثال، حفظ سطح پایدار قند خون در دیابت، مدیریت فشار خون در بیماری قلبی، یا کنترل التهاب در شرایط خودایمنی میتواند مستقیماً بر عملکرد مغز تأثیر بگذارد و احتمالاً زوال شناختی را کند کند.
عوامل سبک زندگی: چندین عادت روزانه میتواند از عملکرد شناختی حمایت کند:
تغذیه: یک رژیم غذایی متعادل، که اغلب سرشار از میوهها، سبزیجات و چربیهای سالم است، مواد مغذی لازم را برای مغز فراهم میکند.
فعالیت بدنی: ورزش منظم میتواند جریان خون به مغز را بهبود بخشد و ممکن است رشد سلولهای مغزی جدید را تحریک کند.
خواب: خواب کافی و با کیفیت برای تثبیت حافظه و ترمیم کلی مغز ضروری است.
تحریک ذهنی: شرکت در فعالیتهای چالشبرانگیز ذهنی، مانند مطالعه، حل جدول یا یادگیری مهارتهای جدید، میتواند به حفظ ذخیره شناختی کمک کند.
مدیریت استرس: استرس مزمن میتواند بر سلامت جسمی و شناختی تأثیر منفی بگذارد. اجرای تکنیکهای کاهش استرس، مانند ذهنآگاهی یا تمرینات آرامشبخش، میتواند مفید باشد.
چشمانداز بلندمدت برای بیماران مبتلا به اختلال شناختی ثانویه
درک بیماریهای از دست دادن حافظه یک مسیر پیچیده است که نه تنها بر فرد بلکه بر عزیزان و سیستمهای حمایتی آنها نیز تأثیر میگذارد. در حالی که تحقیقات علوم اعصاب همچنان به کشف مکانیسمهای پیچیده پشت این شرایط ادامه میدهد، تمرکز بر مدیریت علائم، بهبود کیفیت زندگی و ارائه مراقبتهای دلسوزانه باقی میماند.
تشخیص زودهنگام، دسترسی به منابع و حمایت مداوم، کلید خانوادههایی است که با چالشهای مرتبط با دمانس دستوپنجه نرم میکنند. با ترویج ارتباطات باز و جستجوی کمک در زمان نیاز، میتوانیم تأثیر این بیماریها را بهتر مدیریت کنیم و در جهت آیندهای با درمانهای مؤثرتر و صمیمیت بیشتر تلاش کنیم.
پرسشهای متداول
آیا یک بیماری طولانیمدت میتواند باعث مشکلات حافظه شود؟
بله، بسیاری از مشکلات سلامتی مداوم میتوانند بر حافظه و تفکر شما تأثیر بگذارند. وقتی بدن شما با یک بیماری مزمن دستوپنجه نرم میکند، این امر گاهی اوقات میتواند بر نحوه عملکرد مغز شما تأثیر بگذارد. این اتفاق میتواند به دلیل مواردی مانند تورم (التهاب) در بدن، عدم جریان خون کافی به مغز یا تجمع مواد مضر رخ دهد.
منظور از «اختلال شناختی ثانویه» چیست؟
این اصطلاح به این معنی است که مشکلات حافظه یا تفکر به دلیل مشکل سلامتی دیگری رخ میدهد. این خود یک بیماری جداگانه نیست، بلکه یک علامت یا اثر ناشی از اتفاق دیگری در بدن است.
التهاب ناشی از بیماری چگونه بر حافظه تأثیر میگذارد؟
وقتی بدن شما در حال مبارزه با یک بیماری است، میتواند باعث تورم (التهاب) در سراسر بدن از جمله در مغز شود. این التهاب میتواند در نحوه ارتباط سلولهای مغزی تداخل ایجاد کند و منجر به مشکلاتی در حافظه و تفکر شود.
آیا مشکلات قلبی میتواند منجر به از دست دادن حافظه شود؟
کاملاً. اگر قلب شما خون را آنطور که باید پمپاژ نکند، ممکن است مغز شما اکسیژن و مواد مغذی کافی دریافت نکند. همچنین، سکتههای مغزی کوچک که میتوانند با مشکلات قلبی رخ دهند، میتوانند به نواحی از مغز که برای حافظه مهم هستند، آسیب برسانند.
دیابت چگونه بر عملکرد مغز تأثیر میگذارد؟
دیابت میتواند به رگهای خونی در سراسر بدن شما، از جمله رگهای مغز آسیب برساند. این امر میتواند جریان خون را کاهش دهد و کارکرد درست مغز را دشوارتر کند. همچنین، سطوح بالا یا پایین قند خون میتواند مستقیماً بر تفکر و حافظه تأثیر بگذارد.
«مه مغزی» چیست و چگونه با بیماریهای خودایمنی مرتبط است؟
«مه مغزی» اصطلاحی است که افراد زمانی استفاده میکنند که احساس عدم وضوح ذهنی دارند، در تمرکز مشکل دارند یا مشکلات حافظه را تجربه میکنند. برخی از بیماریهای خودایمنی، که در آن سیستم دفاعی بدن به اشتباه به خود حمله میکند، میتوانند با تحت تأثیر قرار دادن مغز باعث این امر شوند.
آیا بیماری کلیوی یا کبدی میتواند باعث گیجی شود؟
بله. وقتی کلیهها یا کبد شما به درستی کار نمیکنند، مواد زائد میتوانند در خون شما تجمع یابند. اگر این مواد بیش از حد تجمع یابند، میتوانند برای مغز سمی شوند و منجر به گیجی، مشکلات حافظه و تغییرات در سطح هوشیاری شوند.
آیا مشکلات حافظه از علائم بیماری پارکینسون است؟
اگرچه پارکینسون عمدتاً با مشکلات حرکتی شناخته میشود، اما میتواند بر تفکر و حافظه نیز تأثیر بگذارد. تکراراً، مشکلات در توجه کردن یا برنامهریزی کارها ممکن است ابتدا و حتی قبل از از دست دادن قابلتوجه حافظه، مورد توجه قرار گیرند.
اماس (MS) چگونه بر حافظه تأثیر میگذارد؟
در اماس، پوشش محافظتی اطراف فیبرهای عصبی در مغز و نخاع آسیب میبیند. این امر سرعت انتقال سیگنالها را کاهش میدهد که میتواند پردازش اطلاعات و به یاد آوردن سریع خاطرات را سختتر کند.
اگر متوجه مشکلات حافظه در کنار یک بیماری مزمن شدم، چه باید بکنم؟
مهم است که فوراً با پزشک خود صحبت کنید. همچنین باید مطمئن شوید که همه پزشکان شما، از جمله متخصصان، با یکدیگر در ارتباط هستند. مدیریت خوب بیماری مزمن شما کلیدی است و عادات روزانهای نیز وجود دارد که میتواند از سلامت مغز شما حمایت کند.
آیا از دست دادن حافظه ناشی از بیماری قابل بازگشت است؟
گاهی اوقات، بله. اگر مشکلات حافظه به دلیل علل قابل درمان مانند کمبود ویتامین، عفونتها یا عوارض جانبی دارو باشد، با برطرف شدن مشکل زمینهای، علائم ممکن است بهبود یافته یا از بین بروند.
راههای اصلی که بیماریهای مزمن میتوانند به حافظه آسیب برسانند چیست؟
عموماً سه راه اصلی وجود دارد: ۱. تورم (التهاب) در بدن و مغز. ۲. عدم جریان خون کافی به مغز. ۳. تجمع مواد مضر در بدن که میتواند بر سلولهای مغزی تأثیر بگذارد.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستین بورگوس




