نورومارکتینگ: استفاده از تکنولوژی EEG قابل حمل EMOTIV در تحقیقات بازار
مهول نیات
۲۶ بهمن ۱۴۰۱
به اشتراک گذاری:


به لطف پیشرفتها در فناوری عصبی در سالهای اخیر، کاربرد علوم اعصاب در بازاریابی با سرعت فزایندهای رشد کرده است. این رشد به دلیل دسترسی به دستگاههای EEG (الکتروآنسفالوگرافی) قابل حمل است که به پژوهشگران بازار این امکان را میدهد تا Insightهایی از مغز انسان و رفتار انسانی که قبلاً غیرممکن بود بدست آورند.
دستگاههای EEG قابل حمل بسیار ارزانتر و راحتتر از دستگاههای تصویربرداری مغزی سنتی هستند و به تیمهای بازاریابی دسترسی بیشتری فراهم میکنند. تحقیقات سنتی بازار به پرسشنامهها و گروههای متمرکز برای تحلیل و پیشبینی فرآیندهای تصمیمگیری مصرفکنندگان متکی است. با این حال، این روشها اغلب میتوانند نتایج نادرستی ارائه دهند. نورومارکتینگ از دادههای EEG مغز انسان برای درک تعامل کاربر در زمان واقعی استفاده میکند.
اما، نورومارکتینگ دقیقاً چیست و چگونه توسط بازاریابان تجاری مورد استفاده قرار میگیرد؟ در این پست ما به کاربرد علوم اعصاب در تحقیقات بازاریابی و نحوهٔ پیشروی فناوری EEG شرکت EMOTIV در کمک به بازاریابان برای درک واقعی ترجیحات مخاطبانشان میپردازیم.
نورومارکتینگ چیست؟
نورومارکتینگ (که به عنوان علوم عصبی مصرفکننده نیز شناخته میشود) به معنای کاربرد علوم اعصاب و علوم شناختی در بازاریابی است. این شامل ارائه محرکها (اغلب در رابطه با تصمیمات خرید، قیمتگذاری یا توسعه محصول) به گروههای متمرکز یا اعضای هدف بازار شما است در حالی که آنها یک هدست EEG را میپوشند. حسگرهای روی هدست EEG فعالیت الکتریکی مغز را تشخیص میدهند.
نورومارکتینگ واکنشهای شناختی و احساسی بیاننشدهٔ مصرفکنندگان به محرکها را ثبت میکند و میتواند به پیشبینی تصمیمات خرید آنها کمک کند. این واکنشها Insightهایی را ارائه میدهند که آیا مصرفکننده یک جنبه از محصول شما را دوست دارد یا نه، که به بازاریابان کمک میکند تعیین کنند که کدام رویکردهای بازاریابی به احتمال بیشتری بهرهبرداری مشتری یا اجتناب از آن را بهچالش میکشد.
چگونه نورومارکتینگ مورد استفاده قرار میگیرد؟
در حالی که EEG به طور تاریخی با کمک به تشخیص بیماریهای مغزی مانند صرع یا آسیبهای مغزی مرتبط بوده است، EEG بهعنوان ابزاری ارزشمند برای تحقیقات مصرفکننده به رسمیت شناخته میشود.
یکی از روشهای استفاده از نورومارکتینگ در تحقیقات تبلیغات ویدئویی است. در بررسی خود، پیشرفتهای تکنولوژیکی و فرصتها در نورومارکتینگ: یک مقاله بازنگری سیستماتیک، فردوسی صابر راوناگ و همکاران دریافتند که برای تحقیقات نورومارکتینگ مبتنی بر تبلیغات ویدیویی، دستگاههای EEG از محبوبترین دستگاهها در بین پژوهشگران هستند. طبق گفته نویسندگان، این امر عمدتاً به دلیل هزینه کم و وضوح زمانی بالای هدستهای EEG قابل حمل است - زمانبندی فرایندهای شناختی با EEG در حد میلی ثانیه است. این دقت به بازاریابان امکان میدهد که بفهمند چگونه مصرفکنندگان به جنبههای خاصی از کمپین تبلیغاتی واکنش نشان میدهند.
نورومارکتینگ به بهبود کمپینهای بازاریابی کمک میکند
نورومارکتینگ به پژوهشگران امکان میدهد که هر دو فرآیند شناختی خودآگاه و زیرسطحیتر را مشاهده کنند. تحقیقات سنتی بازار بهطور کامل بر فرآیندهای تصمیمگیری آگاهانه مصرفکنندگان و گزارشدهی با استفاده از پرسشنامهها متکی است. این روش، قابلیت اطمینان دادهها را به چالش میکشد زیرا مصرفکنندگان به دادن پاسخهای متعصبانه و نادرست یا پاسخهایی که بهطور کامل بازتاب دهندهٔ احساسات آنها نیست، شناخته شدهاند. با این حال، با افزودن EEG، نورومارکترها میتوانند تصویر کاملتری از احساس یک فرد نسبت به یک محصول داشته باشند.
مطالعات اغلب واکنشهای مصرفکننده را قضاوت میکنند با اجازه دادن به شرکتکنندگان برای تجربه فیزیکی یک محصول (در حالی که سیگنالهای EEG ثبت میشوند) یا با درخواست شرکتکنندگان برای تصور یک محصول یا خدمات (همچنین در حالی که سیگنالهای EEG ثبت میشوند). با پرسش از شرکتکنندگان درباره قیمتگذاری، علاقه یا تجربه، بازاریابان درک بهتری از نحوهٔ احتمالی دریافت یک محصول، خدمات یا کمپین بازاریابی دارند.
یکی از مثالها از کاربرد نورومارکتینگ مطالعه پوزهارلییو و همکاران است که به واکنشهای احساسی به دیدن محصولات برند لوکس در مقایسه با محصولات برند عادی پرداخته است. در این آزمایش، به 40 دانشجوی دختر کارشناسی 60 قلم محصول لوکس و 60 محصول برند عادی نمایش داده شد تا پاسخ مغزی به دیدن محصولات با ارزش احساسی بالا (لوکس) در محیط اجتماعی در مقابل تنها بودن را شناسایی کنند. پژوهشگران دریافتند که خوانش ارزش احساسی در پاسخ به محصول لوکس در محیط اجتماعی بسیار بالاتر بود.
درحالی که گزارشدهی شخصی ممکن است به دلیل خودآگاهی در میان شرکتکنندگان در پژوهش دچار سوگیری شود، انگیزههای عصبی به این الگو ایمن هستند. حتی در شرایطی که فشار اجتماعی باعث تضعیف واقعیت احساس افراد نسبت به احساس آنها میشود.
شرکتها میتوانند با استفاده از تکنیکهای نورومارکتینگ برای دریافت واکنشهای دقیقتر و پیچیدهتر، کمپینهای بازاریابی مؤثرتری را توسعه دهند. با پیگیری واکنشهای عصبی، بازاریابان هماکنون میتوانند عناصر عمیقتر در فرآیند تصمیمگیری را ثبت و شروع به رمزگشایی نمایند.
چه شواهدی وجود دارد که نشان میدهد نورومارکتینگ کار میکند؟
وقتی نورومارکتینگ ظاهر شد، دنیای بازاریابی نسبت به آن مشکوک بود. چه پیشرفتهای دقیق در تحقیقات علوم اعصاب بازاریابان را به پذیرش EEG ترغیب کرد؟
علاقه به نورومارکتینگ نزدیک به دو دهه پیش اوج گرفت، وقتی محققان مدرسه کسبوکار شروع به اندازهگیری دادههای مغزی به عنوان یک متغیر وابسته در زمینهی تبلیغات کردند و دریافتند که تاکتیکهای بازاریابی تاثیرات قابلاندازهگیری بر مغز دارند.
یکی از این مطالعات اولیه شامل واکنشهای مصرفکننده به کوکاکولا و پپسی بود. زمانی که به شرکتکنندگان برندهای قبل از آزمون گفته نشد، اسکنهای مغزی آنها ثابت به نظر میرسید. اما وقتی پژوهشگران برندها را به شرکتکنندگان نشان دادند، فعالیتهای مغزی افزایش یافت ثابت کرد که شبکههای عصبی میتوانند برای اندازهگیری تاثیر درک برند و آشنایی آن بر تجربه مصرفکننده با محصول استفاده شوند.
در آن روزهای اولیه، بازاریابان در این حوزه چنان تحت تأثیر قرار نگرفتند، زیرا Insightهای اولیه عمدتاً چیزی را که آنها از پیش میدانستند آشکار کرد. اما اکنون، درک ما از علوم اعصاب تکامل یافته و تواناییهای ما برای بهرهبرداری از حجم عظیم دادهها در زمان واقعی با استفاده از هوش مصنوعی (AI) و قابلیتهای دادههای بزرگ پیشرفت کرده است.
امروزه، شرکتها بهطور مکرر از توسعههای سختافزاری و نرمافزاری در فناوری تصویربرداری مغزی بهرهبرداری میکنند. به عنوان مثال، آیکیا از هدستهای EEG استفاده کرد تا بهتر بفهمند که مشتریانشان چگونه به مدلهای کسبوکار جدید واکنش نشان میدهند. به همین ترتیب، پپسیکو برای تعیین این که چیپسهای Lays بهتر فروخته میشوند با زنان اگر به عنوان بدون احساس گناه تبلیغ شوند از نورومارکتینگ استفاده کرد.
اینجا در EMOTIV، ما با شرکت بازاریابی Aki همکاری کردیم تا دادههای مغزی از داوطلبان را در حین تماشای سوپر بول جمعآوری کنیم تا شناسایی کنیم که آیا بازیهای تاثیرگذار منجر به افزایش تمایل مصرفکننده میشود. به همین ترتیب، ما یک الگوریتم سفارشی با همکاری L’Oréal توسعه دادیم که از واکنشهای مغزی به بویها برای پیشبینی این که کدام رایحه YSL مشتری به احتمال زیاد میخواهد خریداری کند استفاده میکند.
دستهبندی واکنشهای احساسی پیچیده
یکی دیگر از مزایای نورومارکتینگ این است که پژوهشگران میتوانند واکنشهای احساسی پیچیدهتر را رمزگشایی و دستهبندی کنند. به این معنی که آنها میتوانند به درستی ترکیبات پویا از شاخصهای عصبیشناختی (خوشحالی، تعجب، توجه و غیره) و شاخصهای رفتاری (نرخ حافظه، ترجیح و غیره) را شناسایی کنند، به لطف پیشرفتهای الگوریتمهای هوش مصنوعی که برای پردازش دادههای مغزی استفاده میشود.
هنوز هم چالشهایی برای غلبه بر آنها در نورومارکتینگ وجود دارد، حتی در این "مرحله مقدماتی". با این حال، هیچ سوالی نیست که نورومارکتینگ میتواند به شرکتها کمک کند رقابت خود را بهبود بخشند و با رقابت رو به رشد هماهنگ شوند.
نورومارکترها چگونه میتوانند از فناوری EEG شرکت EMOTIV برای درک بهتر محصولات و بازارهایشان استفاده کنند؟
یکی از موانع حیاتی برای ورود برای بازاریابان عصبی امیدوار، این است که در حالی که شرکتها ممکن است به ارزش تحقیقات نورومارکتینگ پی ببرند، آنها هیچ ایدهای در مورد چگونگی شروع ادغام علوم اعصاب در بخشهای بازاریابیشان ندارند. تصور این است که باید یا "بزرگ برو یا خانه برو" وقتی که به نورومارکتینگ میرسد.
در این زمینه، EMOTIV خود را بهطور خارقالعادهای تحولآفرین اثبات کرده است با امکان جمعآوری دادههای EEG از راه دور و مقیاسپذیر با ارائه فناوری EEG قابل حمل، مؤثر و کمهزینه. علاوه بر این، ما یک اکوسیستم از پلتفرمهای تحلیل ایجاد کردهایم که محاسبات ابری دادههای مغزی را در زمان واقعی فعال میکنند.
تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV
برای شرکتهایی که مطمئن نیستند چگونه بهترین بهره را از قدرت علوم اعصاب ببرند، تیم تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV میتواند برای مشاوره درگیر شود.
از طریق مشاوره با تیم تحقیقات بهعنوان یک خدمت، مشتریان ما توصیهها و کمکهای دقیقاً متناسب در شناسایی عناصر حیاتی تحقیقاتی دریافت میکنند مانند:
سوالات تحقیقاتی کلیدی،
طراحی آزمایش،
استخدام سوژه،
جمعآوری و پردازش دادههای مغزی، و
تحلیل نهایی و یافتنهای گزارش سفارشی.
اثر Mentimeter: EEG دنیای واقعی با استفاده از EMOTIVLabs
اثر "Mentimeter" نمونهای از یک شرکت است که از تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV برای درک بهتر محصولات و تجربیات کاربر خود استفاده میکند.
Mentimeter، یک پلتفرم نرمافزاری ارائه چندرسانهای، به ما مراجعه کرد و از حرفهایهای بازاریابی عصبی ما خواست تا درجهٔ تعامل از نرمافزارشان را اندازهگیری کنند. بهویژه، آنها میخواستند بدانند آیا تفاوتی بین نحوهٔ تعامل مصرفکنندگان با نرمافزار آنها در مقایسه با نرمافزار رقیب ارشدشان - مایکروسافت پاورپوینت - وجود دارد.
تیم تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV با Mentimeter همکاری کرد و مجموعهای از سوالات تحقیقاتی کلیدی حول آنچه Mentimeter بهعنوان "تکنیک ویژهاش" میدید، توسعه داد. با کمک ما، شرکتکنندگان در تحقیق از بیش از 15 کشور استخدام شدند و با دقت برای فراهم کردن یک جمعیتشناسی متنوع از نظر سن، سطح تحصیلات، شغل و سایر زمینههای مرتبط با مطالعه انتخاب شدند.
یافتههای ما نشان داد که نرمافزار Mentimeter بهطور آماری بهبود معناداری در کاهش خستگی و افزایش تعامل، توجه و بار شناختی نشان داده است. با اجرای تحلیل تحقیقاتی که منافع نرمافزارشان را کمیسازی کرد، Mentimeter ارتباطات بازاریابی جذابتری را توسعه داد، که به آنها اجازه داد بهتر با بینایی برند شرکتی بهخوبی تثبیت شده مانند مایکروسافت رقابت کنند.
چرا از EMOTIV برای پردازش دادههای EEG مصرفکننده و درک آن استفاده کنیم؟
مجموعه پیشرفته برنامههای کاربردی علوم اعصاب EMOTIV به کاربران اجازه میدهد تا از دادههای EEG استفاده کنند از طریق ادغام الگوریتمهای یادگیری ماشین پیشرفته و یادگیری عمیق. محبوبترین برنامههای ما برای پژوهش EmotivPRO و EMOTIV LABS هستند.
EmotivPRO برای سهولت استفاده بهینهسازی شده است. رابط گرافیکی آن بسیار شهودی است، به کاربران اجازه میدهد تا آزمایشهای EEG را طراحی کرده، دادههای جمعآوریشده را پردازش و تحلیل کنند.
EMOTIV LABS به کاربران اجازه میدهد تا آزمایشهای تحقیقاتی طراحیشده در EmotivPRO را به راحتی انتشار داده و دادههای مغزی را از راه دور و با مقیاس جمعآوری کنند. EMOTIV Labs دارای مجموعهای از شرکتکنندگان از بیش از 80 کشور هستند و به شرکتها و پژوهشگران دسترسی به مشارکت موضوعات گروهی فراهم میکند.
EMOTIV به تحقیق نورومارکتینگ با فناوری EEG قابل حمل، برنامههای کاربردی علوم اعصاب، و تحقیقات بهعنوان یک خدمت تحول میبخشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اینکه چگونه فناوری EEG EMOTIV میتواند به شما در درک بهتر ترجیحات مصرفکنندگان خود کمک کند از وبسایت ما بازدید کنید یا امروز یک نوبت مشاهده بگذارید.
به لطف پیشرفتها در فناوری عصبی در سالهای اخیر، کاربرد علوم اعصاب در بازاریابی با سرعت فزایندهای رشد کرده است. این رشد به دلیل دسترسی به دستگاههای EEG (الکتروآنسفالوگرافی) قابل حمل است که به پژوهشگران بازار این امکان را میدهد تا Insightهایی از مغز انسان و رفتار انسانی که قبلاً غیرممکن بود بدست آورند.
دستگاههای EEG قابل حمل بسیار ارزانتر و راحتتر از دستگاههای تصویربرداری مغزی سنتی هستند و به تیمهای بازاریابی دسترسی بیشتری فراهم میکنند. تحقیقات سنتی بازار به پرسشنامهها و گروههای متمرکز برای تحلیل و پیشبینی فرآیندهای تصمیمگیری مصرفکنندگان متکی است. با این حال، این روشها اغلب میتوانند نتایج نادرستی ارائه دهند. نورومارکتینگ از دادههای EEG مغز انسان برای درک تعامل کاربر در زمان واقعی استفاده میکند.
اما، نورومارکتینگ دقیقاً چیست و چگونه توسط بازاریابان تجاری مورد استفاده قرار میگیرد؟ در این پست ما به کاربرد علوم اعصاب در تحقیقات بازاریابی و نحوهٔ پیشروی فناوری EEG شرکت EMOTIV در کمک به بازاریابان برای درک واقعی ترجیحات مخاطبانشان میپردازیم.
نورومارکتینگ چیست؟
نورومارکتینگ (که به عنوان علوم عصبی مصرفکننده نیز شناخته میشود) به معنای کاربرد علوم اعصاب و علوم شناختی در بازاریابی است. این شامل ارائه محرکها (اغلب در رابطه با تصمیمات خرید، قیمتگذاری یا توسعه محصول) به گروههای متمرکز یا اعضای هدف بازار شما است در حالی که آنها یک هدست EEG را میپوشند. حسگرهای روی هدست EEG فعالیت الکتریکی مغز را تشخیص میدهند.
نورومارکتینگ واکنشهای شناختی و احساسی بیاننشدهٔ مصرفکنندگان به محرکها را ثبت میکند و میتواند به پیشبینی تصمیمات خرید آنها کمک کند. این واکنشها Insightهایی را ارائه میدهند که آیا مصرفکننده یک جنبه از محصول شما را دوست دارد یا نه، که به بازاریابان کمک میکند تعیین کنند که کدام رویکردهای بازاریابی به احتمال بیشتری بهرهبرداری مشتری یا اجتناب از آن را بهچالش میکشد.
چگونه نورومارکتینگ مورد استفاده قرار میگیرد؟
در حالی که EEG به طور تاریخی با کمک به تشخیص بیماریهای مغزی مانند صرع یا آسیبهای مغزی مرتبط بوده است، EEG بهعنوان ابزاری ارزشمند برای تحقیقات مصرفکننده به رسمیت شناخته میشود.
یکی از روشهای استفاده از نورومارکتینگ در تحقیقات تبلیغات ویدئویی است. در بررسی خود، پیشرفتهای تکنولوژیکی و فرصتها در نورومارکتینگ: یک مقاله بازنگری سیستماتیک، فردوسی صابر راوناگ و همکاران دریافتند که برای تحقیقات نورومارکتینگ مبتنی بر تبلیغات ویدیویی، دستگاههای EEG از محبوبترین دستگاهها در بین پژوهشگران هستند. طبق گفته نویسندگان، این امر عمدتاً به دلیل هزینه کم و وضوح زمانی بالای هدستهای EEG قابل حمل است - زمانبندی فرایندهای شناختی با EEG در حد میلی ثانیه است. این دقت به بازاریابان امکان میدهد که بفهمند چگونه مصرفکنندگان به جنبههای خاصی از کمپین تبلیغاتی واکنش نشان میدهند.
نورومارکتینگ به بهبود کمپینهای بازاریابی کمک میکند
نورومارکتینگ به پژوهشگران امکان میدهد که هر دو فرآیند شناختی خودآگاه و زیرسطحیتر را مشاهده کنند. تحقیقات سنتی بازار بهطور کامل بر فرآیندهای تصمیمگیری آگاهانه مصرفکنندگان و گزارشدهی با استفاده از پرسشنامهها متکی است. این روش، قابلیت اطمینان دادهها را به چالش میکشد زیرا مصرفکنندگان به دادن پاسخهای متعصبانه و نادرست یا پاسخهایی که بهطور کامل بازتاب دهندهٔ احساسات آنها نیست، شناخته شدهاند. با این حال، با افزودن EEG، نورومارکترها میتوانند تصویر کاملتری از احساس یک فرد نسبت به یک محصول داشته باشند.
مطالعات اغلب واکنشهای مصرفکننده را قضاوت میکنند با اجازه دادن به شرکتکنندگان برای تجربه فیزیکی یک محصول (در حالی که سیگنالهای EEG ثبت میشوند) یا با درخواست شرکتکنندگان برای تصور یک محصول یا خدمات (همچنین در حالی که سیگنالهای EEG ثبت میشوند). با پرسش از شرکتکنندگان درباره قیمتگذاری، علاقه یا تجربه، بازاریابان درک بهتری از نحوهٔ احتمالی دریافت یک محصول، خدمات یا کمپین بازاریابی دارند.
یکی از مثالها از کاربرد نورومارکتینگ مطالعه پوزهارلییو و همکاران است که به واکنشهای احساسی به دیدن محصولات برند لوکس در مقایسه با محصولات برند عادی پرداخته است. در این آزمایش، به 40 دانشجوی دختر کارشناسی 60 قلم محصول لوکس و 60 محصول برند عادی نمایش داده شد تا پاسخ مغزی به دیدن محصولات با ارزش احساسی بالا (لوکس) در محیط اجتماعی در مقابل تنها بودن را شناسایی کنند. پژوهشگران دریافتند که خوانش ارزش احساسی در پاسخ به محصول لوکس در محیط اجتماعی بسیار بالاتر بود.
درحالی که گزارشدهی شخصی ممکن است به دلیل خودآگاهی در میان شرکتکنندگان در پژوهش دچار سوگیری شود، انگیزههای عصبی به این الگو ایمن هستند. حتی در شرایطی که فشار اجتماعی باعث تضعیف واقعیت احساس افراد نسبت به احساس آنها میشود.
شرکتها میتوانند با استفاده از تکنیکهای نورومارکتینگ برای دریافت واکنشهای دقیقتر و پیچیدهتر، کمپینهای بازاریابی مؤثرتری را توسعه دهند. با پیگیری واکنشهای عصبی، بازاریابان هماکنون میتوانند عناصر عمیقتر در فرآیند تصمیمگیری را ثبت و شروع به رمزگشایی نمایند.
چه شواهدی وجود دارد که نشان میدهد نورومارکتینگ کار میکند؟
وقتی نورومارکتینگ ظاهر شد، دنیای بازاریابی نسبت به آن مشکوک بود. چه پیشرفتهای دقیق در تحقیقات علوم اعصاب بازاریابان را به پذیرش EEG ترغیب کرد؟
علاقه به نورومارکتینگ نزدیک به دو دهه پیش اوج گرفت، وقتی محققان مدرسه کسبوکار شروع به اندازهگیری دادههای مغزی به عنوان یک متغیر وابسته در زمینهی تبلیغات کردند و دریافتند که تاکتیکهای بازاریابی تاثیرات قابلاندازهگیری بر مغز دارند.
یکی از این مطالعات اولیه شامل واکنشهای مصرفکننده به کوکاکولا و پپسی بود. زمانی که به شرکتکنندگان برندهای قبل از آزمون گفته نشد، اسکنهای مغزی آنها ثابت به نظر میرسید. اما وقتی پژوهشگران برندها را به شرکتکنندگان نشان دادند، فعالیتهای مغزی افزایش یافت ثابت کرد که شبکههای عصبی میتوانند برای اندازهگیری تاثیر درک برند و آشنایی آن بر تجربه مصرفکننده با محصول استفاده شوند.
در آن روزهای اولیه، بازاریابان در این حوزه چنان تحت تأثیر قرار نگرفتند، زیرا Insightهای اولیه عمدتاً چیزی را که آنها از پیش میدانستند آشکار کرد. اما اکنون، درک ما از علوم اعصاب تکامل یافته و تواناییهای ما برای بهرهبرداری از حجم عظیم دادهها در زمان واقعی با استفاده از هوش مصنوعی (AI) و قابلیتهای دادههای بزرگ پیشرفت کرده است.
امروزه، شرکتها بهطور مکرر از توسعههای سختافزاری و نرمافزاری در فناوری تصویربرداری مغزی بهرهبرداری میکنند. به عنوان مثال، آیکیا از هدستهای EEG استفاده کرد تا بهتر بفهمند که مشتریانشان چگونه به مدلهای کسبوکار جدید واکنش نشان میدهند. به همین ترتیب، پپسیکو برای تعیین این که چیپسهای Lays بهتر فروخته میشوند با زنان اگر به عنوان بدون احساس گناه تبلیغ شوند از نورومارکتینگ استفاده کرد.
اینجا در EMOTIV، ما با شرکت بازاریابی Aki همکاری کردیم تا دادههای مغزی از داوطلبان را در حین تماشای سوپر بول جمعآوری کنیم تا شناسایی کنیم که آیا بازیهای تاثیرگذار منجر به افزایش تمایل مصرفکننده میشود. به همین ترتیب، ما یک الگوریتم سفارشی با همکاری L’Oréal توسعه دادیم که از واکنشهای مغزی به بویها برای پیشبینی این که کدام رایحه YSL مشتری به احتمال زیاد میخواهد خریداری کند استفاده میکند.
دستهبندی واکنشهای احساسی پیچیده
یکی دیگر از مزایای نورومارکتینگ این است که پژوهشگران میتوانند واکنشهای احساسی پیچیدهتر را رمزگشایی و دستهبندی کنند. به این معنی که آنها میتوانند به درستی ترکیبات پویا از شاخصهای عصبیشناختی (خوشحالی، تعجب، توجه و غیره) و شاخصهای رفتاری (نرخ حافظه، ترجیح و غیره) را شناسایی کنند، به لطف پیشرفتهای الگوریتمهای هوش مصنوعی که برای پردازش دادههای مغزی استفاده میشود.
هنوز هم چالشهایی برای غلبه بر آنها در نورومارکتینگ وجود دارد، حتی در این "مرحله مقدماتی". با این حال، هیچ سوالی نیست که نورومارکتینگ میتواند به شرکتها کمک کند رقابت خود را بهبود بخشند و با رقابت رو به رشد هماهنگ شوند.
نورومارکترها چگونه میتوانند از فناوری EEG شرکت EMOTIV برای درک بهتر محصولات و بازارهایشان استفاده کنند؟
یکی از موانع حیاتی برای ورود برای بازاریابان عصبی امیدوار، این است که در حالی که شرکتها ممکن است به ارزش تحقیقات نورومارکتینگ پی ببرند، آنها هیچ ایدهای در مورد چگونگی شروع ادغام علوم اعصاب در بخشهای بازاریابیشان ندارند. تصور این است که باید یا "بزرگ برو یا خانه برو" وقتی که به نورومارکتینگ میرسد.
در این زمینه، EMOTIV خود را بهطور خارقالعادهای تحولآفرین اثبات کرده است با امکان جمعآوری دادههای EEG از راه دور و مقیاسپذیر با ارائه فناوری EEG قابل حمل، مؤثر و کمهزینه. علاوه بر این، ما یک اکوسیستم از پلتفرمهای تحلیل ایجاد کردهایم که محاسبات ابری دادههای مغزی را در زمان واقعی فعال میکنند.
تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV
برای شرکتهایی که مطمئن نیستند چگونه بهترین بهره را از قدرت علوم اعصاب ببرند، تیم تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV میتواند برای مشاوره درگیر شود.
از طریق مشاوره با تیم تحقیقات بهعنوان یک خدمت، مشتریان ما توصیهها و کمکهای دقیقاً متناسب در شناسایی عناصر حیاتی تحقیقاتی دریافت میکنند مانند:
سوالات تحقیقاتی کلیدی،
طراحی آزمایش،
استخدام سوژه،
جمعآوری و پردازش دادههای مغزی، و
تحلیل نهایی و یافتنهای گزارش سفارشی.
اثر Mentimeter: EEG دنیای واقعی با استفاده از EMOTIVLabs
اثر "Mentimeter" نمونهای از یک شرکت است که از تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV برای درک بهتر محصولات و تجربیات کاربر خود استفاده میکند.
Mentimeter، یک پلتفرم نرمافزاری ارائه چندرسانهای، به ما مراجعه کرد و از حرفهایهای بازاریابی عصبی ما خواست تا درجهٔ تعامل از نرمافزارشان را اندازهگیری کنند. بهویژه، آنها میخواستند بدانند آیا تفاوتی بین نحوهٔ تعامل مصرفکنندگان با نرمافزار آنها در مقایسه با نرمافزار رقیب ارشدشان - مایکروسافت پاورپوینت - وجود دارد.
تیم تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV با Mentimeter همکاری کرد و مجموعهای از سوالات تحقیقاتی کلیدی حول آنچه Mentimeter بهعنوان "تکنیک ویژهاش" میدید، توسعه داد. با کمک ما، شرکتکنندگان در تحقیق از بیش از 15 کشور استخدام شدند و با دقت برای فراهم کردن یک جمعیتشناسی متنوع از نظر سن، سطح تحصیلات، شغل و سایر زمینههای مرتبط با مطالعه انتخاب شدند.
یافتههای ما نشان داد که نرمافزار Mentimeter بهطور آماری بهبود معناداری در کاهش خستگی و افزایش تعامل، توجه و بار شناختی نشان داده است. با اجرای تحلیل تحقیقاتی که منافع نرمافزارشان را کمیسازی کرد، Mentimeter ارتباطات بازاریابی جذابتری را توسعه داد، که به آنها اجازه داد بهتر با بینایی برند شرکتی بهخوبی تثبیت شده مانند مایکروسافت رقابت کنند.
چرا از EMOTIV برای پردازش دادههای EEG مصرفکننده و درک آن استفاده کنیم؟
مجموعه پیشرفته برنامههای کاربردی علوم اعصاب EMOTIV به کاربران اجازه میدهد تا از دادههای EEG استفاده کنند از طریق ادغام الگوریتمهای یادگیری ماشین پیشرفته و یادگیری عمیق. محبوبترین برنامههای ما برای پژوهش EmotivPRO و EMOTIV LABS هستند.
EmotivPRO برای سهولت استفاده بهینهسازی شده است. رابط گرافیکی آن بسیار شهودی است، به کاربران اجازه میدهد تا آزمایشهای EEG را طراحی کرده، دادههای جمعآوریشده را پردازش و تحلیل کنند.
EMOTIV LABS به کاربران اجازه میدهد تا آزمایشهای تحقیقاتی طراحیشده در EmotivPRO را به راحتی انتشار داده و دادههای مغزی را از راه دور و با مقیاس جمعآوری کنند. EMOTIV Labs دارای مجموعهای از شرکتکنندگان از بیش از 80 کشور هستند و به شرکتها و پژوهشگران دسترسی به مشارکت موضوعات گروهی فراهم میکند.
EMOTIV به تحقیق نورومارکتینگ با فناوری EEG قابل حمل، برنامههای کاربردی علوم اعصاب، و تحقیقات بهعنوان یک خدمت تحول میبخشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اینکه چگونه فناوری EEG EMOTIV میتواند به شما در درک بهتر ترجیحات مصرفکنندگان خود کمک کند از وبسایت ما بازدید کنید یا امروز یک نوبت مشاهده بگذارید.
به لطف پیشرفتها در فناوری عصبی در سالهای اخیر، کاربرد علوم اعصاب در بازاریابی با سرعت فزایندهای رشد کرده است. این رشد به دلیل دسترسی به دستگاههای EEG (الکتروآنسفالوگرافی) قابل حمل است که به پژوهشگران بازار این امکان را میدهد تا Insightهایی از مغز انسان و رفتار انسانی که قبلاً غیرممکن بود بدست آورند.
دستگاههای EEG قابل حمل بسیار ارزانتر و راحتتر از دستگاههای تصویربرداری مغزی سنتی هستند و به تیمهای بازاریابی دسترسی بیشتری فراهم میکنند. تحقیقات سنتی بازار به پرسشنامهها و گروههای متمرکز برای تحلیل و پیشبینی فرآیندهای تصمیمگیری مصرفکنندگان متکی است. با این حال، این روشها اغلب میتوانند نتایج نادرستی ارائه دهند. نورومارکتینگ از دادههای EEG مغز انسان برای درک تعامل کاربر در زمان واقعی استفاده میکند.
اما، نورومارکتینگ دقیقاً چیست و چگونه توسط بازاریابان تجاری مورد استفاده قرار میگیرد؟ در این پست ما به کاربرد علوم اعصاب در تحقیقات بازاریابی و نحوهٔ پیشروی فناوری EEG شرکت EMOTIV در کمک به بازاریابان برای درک واقعی ترجیحات مخاطبانشان میپردازیم.
نورومارکتینگ چیست؟
نورومارکتینگ (که به عنوان علوم عصبی مصرفکننده نیز شناخته میشود) به معنای کاربرد علوم اعصاب و علوم شناختی در بازاریابی است. این شامل ارائه محرکها (اغلب در رابطه با تصمیمات خرید، قیمتگذاری یا توسعه محصول) به گروههای متمرکز یا اعضای هدف بازار شما است در حالی که آنها یک هدست EEG را میپوشند. حسگرهای روی هدست EEG فعالیت الکتریکی مغز را تشخیص میدهند.
نورومارکتینگ واکنشهای شناختی و احساسی بیاننشدهٔ مصرفکنندگان به محرکها را ثبت میکند و میتواند به پیشبینی تصمیمات خرید آنها کمک کند. این واکنشها Insightهایی را ارائه میدهند که آیا مصرفکننده یک جنبه از محصول شما را دوست دارد یا نه، که به بازاریابان کمک میکند تعیین کنند که کدام رویکردهای بازاریابی به احتمال بیشتری بهرهبرداری مشتری یا اجتناب از آن را بهچالش میکشد.
چگونه نورومارکتینگ مورد استفاده قرار میگیرد؟
در حالی که EEG به طور تاریخی با کمک به تشخیص بیماریهای مغزی مانند صرع یا آسیبهای مغزی مرتبط بوده است، EEG بهعنوان ابزاری ارزشمند برای تحقیقات مصرفکننده به رسمیت شناخته میشود.
یکی از روشهای استفاده از نورومارکتینگ در تحقیقات تبلیغات ویدئویی است. در بررسی خود، پیشرفتهای تکنولوژیکی و فرصتها در نورومارکتینگ: یک مقاله بازنگری سیستماتیک، فردوسی صابر راوناگ و همکاران دریافتند که برای تحقیقات نورومارکتینگ مبتنی بر تبلیغات ویدیویی، دستگاههای EEG از محبوبترین دستگاهها در بین پژوهشگران هستند. طبق گفته نویسندگان، این امر عمدتاً به دلیل هزینه کم و وضوح زمانی بالای هدستهای EEG قابل حمل است - زمانبندی فرایندهای شناختی با EEG در حد میلی ثانیه است. این دقت به بازاریابان امکان میدهد که بفهمند چگونه مصرفکنندگان به جنبههای خاصی از کمپین تبلیغاتی واکنش نشان میدهند.
نورومارکتینگ به بهبود کمپینهای بازاریابی کمک میکند
نورومارکتینگ به پژوهشگران امکان میدهد که هر دو فرآیند شناختی خودآگاه و زیرسطحیتر را مشاهده کنند. تحقیقات سنتی بازار بهطور کامل بر فرآیندهای تصمیمگیری آگاهانه مصرفکنندگان و گزارشدهی با استفاده از پرسشنامهها متکی است. این روش، قابلیت اطمینان دادهها را به چالش میکشد زیرا مصرفکنندگان به دادن پاسخهای متعصبانه و نادرست یا پاسخهایی که بهطور کامل بازتاب دهندهٔ احساسات آنها نیست، شناخته شدهاند. با این حال، با افزودن EEG، نورومارکترها میتوانند تصویر کاملتری از احساس یک فرد نسبت به یک محصول داشته باشند.
مطالعات اغلب واکنشهای مصرفکننده را قضاوت میکنند با اجازه دادن به شرکتکنندگان برای تجربه فیزیکی یک محصول (در حالی که سیگنالهای EEG ثبت میشوند) یا با درخواست شرکتکنندگان برای تصور یک محصول یا خدمات (همچنین در حالی که سیگنالهای EEG ثبت میشوند). با پرسش از شرکتکنندگان درباره قیمتگذاری، علاقه یا تجربه، بازاریابان درک بهتری از نحوهٔ احتمالی دریافت یک محصول، خدمات یا کمپین بازاریابی دارند.
یکی از مثالها از کاربرد نورومارکتینگ مطالعه پوزهارلییو و همکاران است که به واکنشهای احساسی به دیدن محصولات برند لوکس در مقایسه با محصولات برند عادی پرداخته است. در این آزمایش، به 40 دانشجوی دختر کارشناسی 60 قلم محصول لوکس و 60 محصول برند عادی نمایش داده شد تا پاسخ مغزی به دیدن محصولات با ارزش احساسی بالا (لوکس) در محیط اجتماعی در مقابل تنها بودن را شناسایی کنند. پژوهشگران دریافتند که خوانش ارزش احساسی در پاسخ به محصول لوکس در محیط اجتماعی بسیار بالاتر بود.
درحالی که گزارشدهی شخصی ممکن است به دلیل خودآگاهی در میان شرکتکنندگان در پژوهش دچار سوگیری شود، انگیزههای عصبی به این الگو ایمن هستند. حتی در شرایطی که فشار اجتماعی باعث تضعیف واقعیت احساس افراد نسبت به احساس آنها میشود.
شرکتها میتوانند با استفاده از تکنیکهای نورومارکتینگ برای دریافت واکنشهای دقیقتر و پیچیدهتر، کمپینهای بازاریابی مؤثرتری را توسعه دهند. با پیگیری واکنشهای عصبی، بازاریابان هماکنون میتوانند عناصر عمیقتر در فرآیند تصمیمگیری را ثبت و شروع به رمزگشایی نمایند.
چه شواهدی وجود دارد که نشان میدهد نورومارکتینگ کار میکند؟
وقتی نورومارکتینگ ظاهر شد، دنیای بازاریابی نسبت به آن مشکوک بود. چه پیشرفتهای دقیق در تحقیقات علوم اعصاب بازاریابان را به پذیرش EEG ترغیب کرد؟
علاقه به نورومارکتینگ نزدیک به دو دهه پیش اوج گرفت، وقتی محققان مدرسه کسبوکار شروع به اندازهگیری دادههای مغزی به عنوان یک متغیر وابسته در زمینهی تبلیغات کردند و دریافتند که تاکتیکهای بازاریابی تاثیرات قابلاندازهگیری بر مغز دارند.
یکی از این مطالعات اولیه شامل واکنشهای مصرفکننده به کوکاکولا و پپسی بود. زمانی که به شرکتکنندگان برندهای قبل از آزمون گفته نشد، اسکنهای مغزی آنها ثابت به نظر میرسید. اما وقتی پژوهشگران برندها را به شرکتکنندگان نشان دادند، فعالیتهای مغزی افزایش یافت ثابت کرد که شبکههای عصبی میتوانند برای اندازهگیری تاثیر درک برند و آشنایی آن بر تجربه مصرفکننده با محصول استفاده شوند.
در آن روزهای اولیه، بازاریابان در این حوزه چنان تحت تأثیر قرار نگرفتند، زیرا Insightهای اولیه عمدتاً چیزی را که آنها از پیش میدانستند آشکار کرد. اما اکنون، درک ما از علوم اعصاب تکامل یافته و تواناییهای ما برای بهرهبرداری از حجم عظیم دادهها در زمان واقعی با استفاده از هوش مصنوعی (AI) و قابلیتهای دادههای بزرگ پیشرفت کرده است.
امروزه، شرکتها بهطور مکرر از توسعههای سختافزاری و نرمافزاری در فناوری تصویربرداری مغزی بهرهبرداری میکنند. به عنوان مثال، آیکیا از هدستهای EEG استفاده کرد تا بهتر بفهمند که مشتریانشان چگونه به مدلهای کسبوکار جدید واکنش نشان میدهند. به همین ترتیب، پپسیکو برای تعیین این که چیپسهای Lays بهتر فروخته میشوند با زنان اگر به عنوان بدون احساس گناه تبلیغ شوند از نورومارکتینگ استفاده کرد.
اینجا در EMOTIV، ما با شرکت بازاریابی Aki همکاری کردیم تا دادههای مغزی از داوطلبان را در حین تماشای سوپر بول جمعآوری کنیم تا شناسایی کنیم که آیا بازیهای تاثیرگذار منجر به افزایش تمایل مصرفکننده میشود. به همین ترتیب، ما یک الگوریتم سفارشی با همکاری L’Oréal توسعه دادیم که از واکنشهای مغزی به بویها برای پیشبینی این که کدام رایحه YSL مشتری به احتمال زیاد میخواهد خریداری کند استفاده میکند.
دستهبندی واکنشهای احساسی پیچیده
یکی دیگر از مزایای نورومارکتینگ این است که پژوهشگران میتوانند واکنشهای احساسی پیچیدهتر را رمزگشایی و دستهبندی کنند. به این معنی که آنها میتوانند به درستی ترکیبات پویا از شاخصهای عصبیشناختی (خوشحالی، تعجب، توجه و غیره) و شاخصهای رفتاری (نرخ حافظه، ترجیح و غیره) را شناسایی کنند، به لطف پیشرفتهای الگوریتمهای هوش مصنوعی که برای پردازش دادههای مغزی استفاده میشود.
هنوز هم چالشهایی برای غلبه بر آنها در نورومارکتینگ وجود دارد، حتی در این "مرحله مقدماتی". با این حال، هیچ سوالی نیست که نورومارکتینگ میتواند به شرکتها کمک کند رقابت خود را بهبود بخشند و با رقابت رو به رشد هماهنگ شوند.
نورومارکترها چگونه میتوانند از فناوری EEG شرکت EMOTIV برای درک بهتر محصولات و بازارهایشان استفاده کنند؟
یکی از موانع حیاتی برای ورود برای بازاریابان عصبی امیدوار، این است که در حالی که شرکتها ممکن است به ارزش تحقیقات نورومارکتینگ پی ببرند، آنها هیچ ایدهای در مورد چگونگی شروع ادغام علوم اعصاب در بخشهای بازاریابیشان ندارند. تصور این است که باید یا "بزرگ برو یا خانه برو" وقتی که به نورومارکتینگ میرسد.
در این زمینه، EMOTIV خود را بهطور خارقالعادهای تحولآفرین اثبات کرده است با امکان جمعآوری دادههای EEG از راه دور و مقیاسپذیر با ارائه فناوری EEG قابل حمل، مؤثر و کمهزینه. علاوه بر این، ما یک اکوسیستم از پلتفرمهای تحلیل ایجاد کردهایم که محاسبات ابری دادههای مغزی را در زمان واقعی فعال میکنند.
تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV
برای شرکتهایی که مطمئن نیستند چگونه بهترین بهره را از قدرت علوم اعصاب ببرند، تیم تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV میتواند برای مشاوره درگیر شود.
از طریق مشاوره با تیم تحقیقات بهعنوان یک خدمت، مشتریان ما توصیهها و کمکهای دقیقاً متناسب در شناسایی عناصر حیاتی تحقیقاتی دریافت میکنند مانند:
سوالات تحقیقاتی کلیدی،
طراحی آزمایش،
استخدام سوژه،
جمعآوری و پردازش دادههای مغزی، و
تحلیل نهایی و یافتنهای گزارش سفارشی.
اثر Mentimeter: EEG دنیای واقعی با استفاده از EMOTIVLabs
اثر "Mentimeter" نمونهای از یک شرکت است که از تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV برای درک بهتر محصولات و تجربیات کاربر خود استفاده میکند.
Mentimeter، یک پلتفرم نرمافزاری ارائه چندرسانهای، به ما مراجعه کرد و از حرفهایهای بازاریابی عصبی ما خواست تا درجهٔ تعامل از نرمافزارشان را اندازهگیری کنند. بهویژه، آنها میخواستند بدانند آیا تفاوتی بین نحوهٔ تعامل مصرفکنندگان با نرمافزار آنها در مقایسه با نرمافزار رقیب ارشدشان - مایکروسافت پاورپوینت - وجود دارد.
تیم تحقیقات بهعنوان یک خدمت EMOTIV با Mentimeter همکاری کرد و مجموعهای از سوالات تحقیقاتی کلیدی حول آنچه Mentimeter بهعنوان "تکنیک ویژهاش" میدید، توسعه داد. با کمک ما، شرکتکنندگان در تحقیق از بیش از 15 کشور استخدام شدند و با دقت برای فراهم کردن یک جمعیتشناسی متنوع از نظر سن، سطح تحصیلات، شغل و سایر زمینههای مرتبط با مطالعه انتخاب شدند.
یافتههای ما نشان داد که نرمافزار Mentimeter بهطور آماری بهبود معناداری در کاهش خستگی و افزایش تعامل، توجه و بار شناختی نشان داده است. با اجرای تحلیل تحقیقاتی که منافع نرمافزارشان را کمیسازی کرد، Mentimeter ارتباطات بازاریابی جذابتری را توسعه داد، که به آنها اجازه داد بهتر با بینایی برند شرکتی بهخوبی تثبیت شده مانند مایکروسافت رقابت کنند.
چرا از EMOTIV برای پردازش دادههای EEG مصرفکننده و درک آن استفاده کنیم؟
مجموعه پیشرفته برنامههای کاربردی علوم اعصاب EMOTIV به کاربران اجازه میدهد تا از دادههای EEG استفاده کنند از طریق ادغام الگوریتمهای یادگیری ماشین پیشرفته و یادگیری عمیق. محبوبترین برنامههای ما برای پژوهش EmotivPRO و EMOTIV LABS هستند.
EmotivPRO برای سهولت استفاده بهینهسازی شده است. رابط گرافیکی آن بسیار شهودی است، به کاربران اجازه میدهد تا آزمایشهای EEG را طراحی کرده، دادههای جمعآوریشده را پردازش و تحلیل کنند.
EMOTIV LABS به کاربران اجازه میدهد تا آزمایشهای تحقیقاتی طراحیشده در EmotivPRO را به راحتی انتشار داده و دادههای مغزی را از راه دور و با مقیاس جمعآوری کنند. EMOTIV Labs دارای مجموعهای از شرکتکنندگان از بیش از 80 کشور هستند و به شرکتها و پژوهشگران دسترسی به مشارکت موضوعات گروهی فراهم میکند.
EMOTIV به تحقیق نورومارکتینگ با فناوری EEG قابل حمل، برنامههای کاربردی علوم اعصاب، و تحقیقات بهعنوان یک خدمت تحول میبخشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اینکه چگونه فناوری EEG EMOTIV میتواند به شما در درک بهتر ترجیحات مصرفکنندگان خود کمک کند از وبسایت ما بازدید کنید یا امروز یک نوبت مشاهده بگذارید.
