
نورومارکتینگ
به اشتراک گذاری:
نورومارکتینگ
نورومارکتینگ به کارگیری علوم اعصاب در تحقیقات بازاریابی تجاری است تا واکنشهای شناختی و حسیحرکتی مصرفکنندگان به محرکهای خاص را بررسی کند که اغلب با احتمال خرید محصول یا خدمات مربوط به پیام بازاریابی مرتبط است.

سوالات متداول نورومارکتینگ
نورومارکتینگ چیست؟
هدف نورومارکتینگ — که گاهی به عنوان علوم اعصاب مصرفکننده نیز شناخته میشود — جمعآوری دادههای تجربی با استفاده از تکنیکهای علوم اعصاب برای درک بهتر رفتار مصرفکننده و توسعه کمپینهای بازاریابی و محصولات موثرتر است. محققان نورومارکتینگ از بیومتریکها در گروههای تمرکز سنتی استفاده میکنند، از طریق فناوریهایی مانند الکتروانسفالوگرافی (EEG)، واکنشهای عصبی شرکتکنندگان به عناصر یک برند خاص را دنبال میکنند. از روشهای متنوعی برای دستیابی و رمزگشایی دادههای مغز استفاده میشود تا فرآیندهای تصمیمگیری ناخودآگاه مصرفکننده را فاش کند.
مزایای نورومارکتینگ چیست؟
نورومارکتینگ در تحقیقات بازار، عمق و دقت بیشتری را نسبت به تحقیقات کیفی تنها ارائه میدهد. تحقیقات نشان دادهاند که دادههای جمعآوری شده از آزمایشهای عصبی روندهای آینده را با دقت بیشتری نسبت به تحقیقات سنتی بازار پیشبینی میکنند. ارزیابی شاخصهای فیزیولوژیکی برای فعالیت مغزی، از نقصهایی مانند به یادآوری نادرست و نادرستی در شرکتکنندگان جلوگیری میکند. چه به دلیل فشار برای جلب رضایت یا خجالت، پاسخهای مصرفکننده لزوماً نشاندهنده صحیحی از چگونگی واکنش واقعی مغز نیستند. یکی از بزرگترین مزایای نورومارکتینگ توانایی درک بهتر فرآیند تصمیمگیری مصرفکنندگان با نفوذ کمتر بر این تصمیمات از پیشداوریهای آنها درباره یک برند، سبک، محصول، بازار، ژانر، و غیره است.
مزایا و معایب نورومارکتینگ توسط محققان بازاریابی و دانشمندان علوم اعصاب مورد بررسی قرار گرفته است و منجر به بحثهایی درباره اخلاقیات فناوریهایی که برخی ممکن است به عنوان فناوری بالقوه تهاجمی تلقی کنند، شده است. این نگرانیها به تأسیس بهترین شیوهها توسط انجمن علم و تجارت نورومارکتینگ (NMSBA) منجر شده است. این دستورالعمل عمومی شامل اصولی مانند: "شرکتکنندگان در هر پروژه تحقیقاتی نورومارکتینگ باید تضمین کنند که دادههای شخصی آنها در اختیار دیگران قرار نگیرد"؛ "محققان نورومارکتینگ نباید شرکتکنندگان را فریب دهند یا از عدم آگاهی آنها از علوم اعصاب سوء استفاده کنند"؛ "محققانی که در تصویربرداری عملکردی مغز مشغولاند باید پروتکل برخورد با یافتههای اتفاقی را افشا کنند"؛ "محققان نورومارکتینگ باید به مشتریان خود امکان بررسی روند جمعآوری و پردازش بینشهای نورومارکتینگ را بدهند." به وبسایت NMSBA برای مشاهده کامل کد اخلاقیات مراجعه کنید.
کاربردهای نورومارکتینگ
نورومارکتینگ میتواند برای مجموعهای از فرصتهای تحقیقات مصرفکننده مورد استفاده قرار گیرد، از جمله اندازهگیری پاسخهای عصبی به تبلیغات محصول، بستهبندی، قیمت و سهولت استفاده. هدستهای EEG افزایش فعالیتهای الکتریکی در سراسر مغز را رصد و مشخص میکنند و نتایج در لحظه ارائه میدهند که میتواند شاخصی برای ارزیابی حالتهای احساسی تحت تأثیر عناصر مختلف بازاریابی باشد. محققان میتوانند سطوح هیجان یا آرامش را در واکنش به رنگهای مختلف ارزیابی کنند، مسیر نگاه چشمها را حین استفاده از تبلیغات و وبسایتها دنبال کنند، با نمایشهای مختلف محصول برای کاهش فلج تصمیم آزمایش کنند، فعالیت در مرکز لذت مغز را در واکنش به قیمتگذاری محصول اندازهگیری کنند و نقاط آژیتاسیون در طول آزمایش محصول را تعیین کنند، در میان سایر کاربردها.
راهحلها و تکنیکهای علوم اعصاب مصرفکننده همچنین دارای کاربردهای جامع در بخش عمومی و دولتی هستند، از بازداشت سوءمصرف مواد سمی از طریق تاکتیکهای بستهبندی تا بازاندیشی در استراتژیهای آموزش چاقی در تبلیغات. برای اطلاعات بیشتر درباره نورومارکتینگ در بخش عمومی، «بهبود پیشگیری از سلامت عمومی با رفتار، شناخت و علوم اعصاب» منتشر شده توسط مرکز آنالیز استراتژیک (فرانسه) را ببینید.
چگونه علوم اعصاب در حال بازسازی بازاریابی هستند
مصاحبه با اولیویه اولیه، دکتری (عصبشناس و رئیس ایموتیو) درباره آینده رفتار مصرفکننده در لابراتوار لوکس لورئال.
اولیویه به روشی نوآورانه در نورومارکتینگ معتقد است که بر اساس علوم اعصاب، روانشناسی، انسانشناسی، علوم اجتماعی و شناختی برای سنجش فاصله بین آنچه مردم میگویند و آنچه انجام میدهند استوار است. او از تصویربرداری عملکردی مغز (fMRI، EEG)، ردیابی چشم، ضبط حرکت، تشخیص احساسات براز شده و تحلیل صدا برای کشف بینشهای مصرفکننده شگفتآور استفاده میکند.

مطالعات موردی نورومارکتینگ
بسیاری از مثالهای نورومارکتینگ وجود دارند که جامعه نوآوریهای فناوری همچنان تحقیقات پویا خود را در کاربردهای علوم اعصاب ادامه میدهد. یک مطالعه در سال ۲۰۱۲ در دانشگاه اموری یافت که فعالیت مغزی در شرکتکنندگان با موفقیت آینده برخی از آهنگها، به عنوان اندازهگیری نسبت به فروش سه سال بعد، به طور قابل توجهی همبستگی داشتند؛ اما زمانی که از آنها پرسیده شد که چگونه درباره همان آهنگها فکر میکنند، پاسخهایشان با فعالیت مغزی مطابقت نداشت و فروش را پیشبینی نکرد. فعالیت الکتریکی اندازهگیری شده توسط fMRI به عنوان نشاندهنده دقیقتری از احساسات واقعی برای موفقیت آینده آهنگها تعیین شد.
به همین ترتیب، یک مطالعه تحقیقاتی منتشر شده در سال ۲۰۱۷ توسط ساموئل بی. برنت و موران سرف از دانشگاه نورثوسترن نشان داد که قرائتهای EEG جمعآوریشده از شرکتکنندگان که تریلرهای فیلم را تماشا میکنند با ۲۰ درصد دقت بیشتر موفقیت آینده آن فیلمها را نسبت به روشهای تحقیق سنتی پیشبینی میکند.
یک مطالعه در دپارتمان روانشناسی تجربی کالج دانشگاهی لندن بررسی کرد که آیا محتوای صوتی یا ویدئویی تعامل بیشتری ایجاد میکند و نهایتاً به این نتیجه رسید که صوت واکنشهای قویتری ایجاد کرد. شرکتکنندگانی که با هر دو بخش کتاب صوتی و ویدئو از صحنههای شدید مواجه شده بودند، بخشهای ویدئویی را به عنوان «جذابتر» ارزیابی کردند، در حالی که واکنشهای فیزیولوژیکی آنها نشان داد که بخشهای صوتی بیشتر جلبکننده بودند بر اساس خوانشهای افزایش ضربان قلب، دما و رسانایی پوست.
روشهای نورومارکتینگ
روشهای نورومارکتینگ با استفاده از تکنیکهای متنوعی مانند ردیابی چشم، پاسخ پوستی گالوانیک (GSR)، اندازهگیریهای ضمنی، کدگذاری چهره، fMRI و EEG همراه هستند. fMRI و EEG دو ابزار اصلی مورد استفاده برای اسکن مغز هستند — fMRI (تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی) تغییرات در جریان خون اکسیژنه را در واکنش به وظایف شناختی تشخیص میدهد که به فعالیت عصبی مرتبط است، در حالی که EEG فعالیت مغزی را با تشخیص و تقویت سیگنالهای الکتریکی که ضبط و تحلیل میشوند تا پاسخ سوژه به محرکها تعیین شود، اندازهگیری میکند.
EEG برای نورومارکتینگ
یک روش محبوب الکتروانسفالوگرافی (EEG) نورومارکتینگ است که تنها تکنیکی است که قادر به ضبط فعالیتهای مغزی با سرعت شناختی است. تحقیقات EEG نورومارکتینگ شامل هدستهای EEG سبک، بیسیم و ساده است که فعالیت امواج مغزی را در طی آزمون گروههای تمرکز اندازهگیری میکند و در این مرحله محققان میتوانند همزمانی بینسوژهای دادههای مغزی را بررسی کنند و برای کمپینها پیشبینیها را انجام دهند. EMOTIV مجموعهای از راهحلهای نرمافزاری قوی ارائه میدهد که مجموعهای از الگوریتمها را فراهم میکند که میتواند احساسات انسانی را تشخیص دهد. محققان میتوانند بیوانفورماتیک لحظهای را تحلیل کنند یا دادهسِتها را برای تحلیل بیشتر دانلود کنند. آنها همچنین میتوانند سنسورهای بیومتریک مانند تحلیلهای چهره و ردیابی چشم را با اندازهگیریهای EEG برای یک پلتفرم کامل نورومارکتینگ یکپارچه کنند.
آیا EMOTIV راهحلهای نورومارکتینگ ارائه میدهد؟
علوم اعصاب به ابزاری قدرتمند در تحقیقات بازار بینش مصرفکننده تبدیل شده است که دسترسی بیسابقهای به ذهن ناخودآگاه ارائه میدهد. EMOTIV مجموعه کاملی از راهحلهای سختافزاری و نرمافزاری برای تحقیقات نورومارکتینگ EEG ارائه میدهد. هدست EPOC X EEG شرکت Emotiv شامل ۱۴ سنسور در یک پیکربندی ثابت برای راهاندازی سریع و ساده است. کاربران میتوانند با قابلیت ضبط بیسیم و انتقال دادههای حرفهای در ۱۲۸ یا ۲۵۶ هرتز، با کسری از هزینه دستگاههای تحقیقاتی سنتی، تحقیقاتی در حال حرکت انجام دهند. با نرمافزار EmotivPRO ترکیب کنید تا نمایش زندهای از استریمهای داده هدست Emotiv شامل EEG کاب، سنجه عملکرد، دادههای حرکت، کسب دادهها، از دست رفتگی و کیفیت تماس را مشاهده کنید.
نورومارکتینگ
نورومارکتینگ به کارگیری علوم اعصاب در تحقیقات بازاریابی تجاری است تا واکنشهای شناختی و حسیحرکتی مصرفکنندگان به محرکهای خاص را بررسی کند که اغلب با احتمال خرید محصول یا خدمات مربوط به پیام بازاریابی مرتبط است.

سوالات متداول نورومارکتینگ
نورومارکتینگ چیست؟
هدف نورومارکتینگ — که گاهی به عنوان علوم اعصاب مصرفکننده نیز شناخته میشود — جمعآوری دادههای تجربی با استفاده از تکنیکهای علوم اعصاب برای درک بهتر رفتار مصرفکننده و توسعه کمپینهای بازاریابی و محصولات موثرتر است. محققان نورومارکتینگ از بیومتریکها در گروههای تمرکز سنتی استفاده میکنند، از طریق فناوریهایی مانند الکتروانسفالوگرافی (EEG)، واکنشهای عصبی شرکتکنندگان به عناصر یک برند خاص را دنبال میکنند. از روشهای متنوعی برای دستیابی و رمزگشایی دادههای مغز استفاده میشود تا فرآیندهای تصمیمگیری ناخودآگاه مصرفکننده را فاش کند.
مزایای نورومارکتینگ چیست؟
نورومارکتینگ در تحقیقات بازار، عمق و دقت بیشتری را نسبت به تحقیقات کیفی تنها ارائه میدهد. تحقیقات نشان دادهاند که دادههای جمعآوری شده از آزمایشهای عصبی روندهای آینده را با دقت بیشتری نسبت به تحقیقات سنتی بازار پیشبینی میکنند. ارزیابی شاخصهای فیزیولوژیکی برای فعالیت مغزی، از نقصهایی مانند به یادآوری نادرست و نادرستی در شرکتکنندگان جلوگیری میکند. چه به دلیل فشار برای جلب رضایت یا خجالت، پاسخهای مصرفکننده لزوماً نشاندهنده صحیحی از چگونگی واکنش واقعی مغز نیستند. یکی از بزرگترین مزایای نورومارکتینگ توانایی درک بهتر فرآیند تصمیمگیری مصرفکنندگان با نفوذ کمتر بر این تصمیمات از پیشداوریهای آنها درباره یک برند، سبک، محصول، بازار، ژانر، و غیره است.
مزایا و معایب نورومارکتینگ توسط محققان بازاریابی و دانشمندان علوم اعصاب مورد بررسی قرار گرفته است و منجر به بحثهایی درباره اخلاقیات فناوریهایی که برخی ممکن است به عنوان فناوری بالقوه تهاجمی تلقی کنند، شده است. این نگرانیها به تأسیس بهترین شیوهها توسط انجمن علم و تجارت نورومارکتینگ (NMSBA) منجر شده است. این دستورالعمل عمومی شامل اصولی مانند: "شرکتکنندگان در هر پروژه تحقیقاتی نورومارکتینگ باید تضمین کنند که دادههای شخصی آنها در اختیار دیگران قرار نگیرد"؛ "محققان نورومارکتینگ نباید شرکتکنندگان را فریب دهند یا از عدم آگاهی آنها از علوم اعصاب سوء استفاده کنند"؛ "محققانی که در تصویربرداری عملکردی مغز مشغولاند باید پروتکل برخورد با یافتههای اتفاقی را افشا کنند"؛ "محققان نورومارکتینگ باید به مشتریان خود امکان بررسی روند جمعآوری و پردازش بینشهای نورومارکتینگ را بدهند." به وبسایت NMSBA برای مشاهده کامل کد اخلاقیات مراجعه کنید.
کاربردهای نورومارکتینگ
نورومارکتینگ میتواند برای مجموعهای از فرصتهای تحقیقات مصرفکننده مورد استفاده قرار گیرد، از جمله اندازهگیری پاسخهای عصبی به تبلیغات محصول، بستهبندی، قیمت و سهولت استفاده. هدستهای EEG افزایش فعالیتهای الکتریکی در سراسر مغز را رصد و مشخص میکنند و نتایج در لحظه ارائه میدهند که میتواند شاخصی برای ارزیابی حالتهای احساسی تحت تأثیر عناصر مختلف بازاریابی باشد. محققان میتوانند سطوح هیجان یا آرامش را در واکنش به رنگهای مختلف ارزیابی کنند، مسیر نگاه چشمها را حین استفاده از تبلیغات و وبسایتها دنبال کنند، با نمایشهای مختلف محصول برای کاهش فلج تصمیم آزمایش کنند، فعالیت در مرکز لذت مغز را در واکنش به قیمتگذاری محصول اندازهگیری کنند و نقاط آژیتاسیون در طول آزمایش محصول را تعیین کنند، در میان سایر کاربردها.
راهحلها و تکنیکهای علوم اعصاب مصرفکننده همچنین دارای کاربردهای جامع در بخش عمومی و دولتی هستند، از بازداشت سوءمصرف مواد سمی از طریق تاکتیکهای بستهبندی تا بازاندیشی در استراتژیهای آموزش چاقی در تبلیغات. برای اطلاعات بیشتر درباره نورومارکتینگ در بخش عمومی، «بهبود پیشگیری از سلامت عمومی با رفتار، شناخت و علوم اعصاب» منتشر شده توسط مرکز آنالیز استراتژیک (فرانسه) را ببینید.
چگونه علوم اعصاب در حال بازسازی بازاریابی هستند
مصاحبه با اولیویه اولیه، دکتری (عصبشناس و رئیس ایموتیو) درباره آینده رفتار مصرفکننده در لابراتوار لوکس لورئال.
اولیویه به روشی نوآورانه در نورومارکتینگ معتقد است که بر اساس علوم اعصاب، روانشناسی، انسانشناسی، علوم اجتماعی و شناختی برای سنجش فاصله بین آنچه مردم میگویند و آنچه انجام میدهند استوار است. او از تصویربرداری عملکردی مغز (fMRI، EEG)، ردیابی چشم، ضبط حرکت، تشخیص احساسات براز شده و تحلیل صدا برای کشف بینشهای مصرفکننده شگفتآور استفاده میکند.

مطالعات موردی نورومارکتینگ
بسیاری از مثالهای نورومارکتینگ وجود دارند که جامعه نوآوریهای فناوری همچنان تحقیقات پویا خود را در کاربردهای علوم اعصاب ادامه میدهد. یک مطالعه در سال ۲۰۱۲ در دانشگاه اموری یافت که فعالیت مغزی در شرکتکنندگان با موفقیت آینده برخی از آهنگها، به عنوان اندازهگیری نسبت به فروش سه سال بعد، به طور قابل توجهی همبستگی داشتند؛ اما زمانی که از آنها پرسیده شد که چگونه درباره همان آهنگها فکر میکنند، پاسخهایشان با فعالیت مغزی مطابقت نداشت و فروش را پیشبینی نکرد. فعالیت الکتریکی اندازهگیری شده توسط fMRI به عنوان نشاندهنده دقیقتری از احساسات واقعی برای موفقیت آینده آهنگها تعیین شد.
به همین ترتیب، یک مطالعه تحقیقاتی منتشر شده در سال ۲۰۱۷ توسط ساموئل بی. برنت و موران سرف از دانشگاه نورثوسترن نشان داد که قرائتهای EEG جمعآوریشده از شرکتکنندگان که تریلرهای فیلم را تماشا میکنند با ۲۰ درصد دقت بیشتر موفقیت آینده آن فیلمها را نسبت به روشهای تحقیق سنتی پیشبینی میکند.
یک مطالعه در دپارتمان روانشناسی تجربی کالج دانشگاهی لندن بررسی کرد که آیا محتوای صوتی یا ویدئویی تعامل بیشتری ایجاد میکند و نهایتاً به این نتیجه رسید که صوت واکنشهای قویتری ایجاد کرد. شرکتکنندگانی که با هر دو بخش کتاب صوتی و ویدئو از صحنههای شدید مواجه شده بودند، بخشهای ویدئویی را به عنوان «جذابتر» ارزیابی کردند، در حالی که واکنشهای فیزیولوژیکی آنها نشان داد که بخشهای صوتی بیشتر جلبکننده بودند بر اساس خوانشهای افزایش ضربان قلب، دما و رسانایی پوست.
روشهای نورومارکتینگ
روشهای نورومارکتینگ با استفاده از تکنیکهای متنوعی مانند ردیابی چشم، پاسخ پوستی گالوانیک (GSR)، اندازهگیریهای ضمنی، کدگذاری چهره، fMRI و EEG همراه هستند. fMRI و EEG دو ابزار اصلی مورد استفاده برای اسکن مغز هستند — fMRI (تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی) تغییرات در جریان خون اکسیژنه را در واکنش به وظایف شناختی تشخیص میدهد که به فعالیت عصبی مرتبط است، در حالی که EEG فعالیت مغزی را با تشخیص و تقویت سیگنالهای الکتریکی که ضبط و تحلیل میشوند تا پاسخ سوژه به محرکها تعیین شود، اندازهگیری میکند.
EEG برای نورومارکتینگ
یک روش محبوب الکتروانسفالوگرافی (EEG) نورومارکتینگ است که تنها تکنیکی است که قادر به ضبط فعالیتهای مغزی با سرعت شناختی است. تحقیقات EEG نورومارکتینگ شامل هدستهای EEG سبک، بیسیم و ساده است که فعالیت امواج مغزی را در طی آزمون گروههای تمرکز اندازهگیری میکند و در این مرحله محققان میتوانند همزمانی بینسوژهای دادههای مغزی را بررسی کنند و برای کمپینها پیشبینیها را انجام دهند. EMOTIV مجموعهای از راهحلهای نرمافزاری قوی ارائه میدهد که مجموعهای از الگوریتمها را فراهم میکند که میتواند احساسات انسانی را تشخیص دهد. محققان میتوانند بیوانفورماتیک لحظهای را تحلیل کنند یا دادهسِتها را برای تحلیل بیشتر دانلود کنند. آنها همچنین میتوانند سنسورهای بیومتریک مانند تحلیلهای چهره و ردیابی چشم را با اندازهگیریهای EEG برای یک پلتفرم کامل نورومارکتینگ یکپارچه کنند.
آیا EMOTIV راهحلهای نورومارکتینگ ارائه میدهد؟
علوم اعصاب به ابزاری قدرتمند در تحقیقات بازار بینش مصرفکننده تبدیل شده است که دسترسی بیسابقهای به ذهن ناخودآگاه ارائه میدهد. EMOTIV مجموعه کاملی از راهحلهای سختافزاری و نرمافزاری برای تحقیقات نورومارکتینگ EEG ارائه میدهد. هدست EPOC X EEG شرکت Emotiv شامل ۱۴ سنسور در یک پیکربندی ثابت برای راهاندازی سریع و ساده است. کاربران میتوانند با قابلیت ضبط بیسیم و انتقال دادههای حرفهای در ۱۲۸ یا ۲۵۶ هرتز، با کسری از هزینه دستگاههای تحقیقاتی سنتی، تحقیقاتی در حال حرکت انجام دهند. با نرمافزار EmotivPRO ترکیب کنید تا نمایش زندهای از استریمهای داده هدست Emotiv شامل EEG کاب، سنجه عملکرد، دادههای حرکت، کسب دادهها، از دست رفتگی و کیفیت تماس را مشاهده کنید.
نورومارکتینگ
نورومارکتینگ به کارگیری علوم اعصاب در تحقیقات بازاریابی تجاری است تا واکنشهای شناختی و حسیحرکتی مصرفکنندگان به محرکهای خاص را بررسی کند که اغلب با احتمال خرید محصول یا خدمات مربوط به پیام بازاریابی مرتبط است.

سوالات متداول نورومارکتینگ
نورومارکتینگ چیست؟
هدف نورومارکتینگ — که گاهی به عنوان علوم اعصاب مصرفکننده نیز شناخته میشود — جمعآوری دادههای تجربی با استفاده از تکنیکهای علوم اعصاب برای درک بهتر رفتار مصرفکننده و توسعه کمپینهای بازاریابی و محصولات موثرتر است. محققان نورومارکتینگ از بیومتریکها در گروههای تمرکز سنتی استفاده میکنند، از طریق فناوریهایی مانند الکتروانسفالوگرافی (EEG)، واکنشهای عصبی شرکتکنندگان به عناصر یک برند خاص را دنبال میکنند. از روشهای متنوعی برای دستیابی و رمزگشایی دادههای مغز استفاده میشود تا فرآیندهای تصمیمگیری ناخودآگاه مصرفکننده را فاش کند.
مزایای نورومارکتینگ چیست؟
نورومارکتینگ در تحقیقات بازار، عمق و دقت بیشتری را نسبت به تحقیقات کیفی تنها ارائه میدهد. تحقیقات نشان دادهاند که دادههای جمعآوری شده از آزمایشهای عصبی روندهای آینده را با دقت بیشتری نسبت به تحقیقات سنتی بازار پیشبینی میکنند. ارزیابی شاخصهای فیزیولوژیکی برای فعالیت مغزی، از نقصهایی مانند به یادآوری نادرست و نادرستی در شرکتکنندگان جلوگیری میکند. چه به دلیل فشار برای جلب رضایت یا خجالت، پاسخهای مصرفکننده لزوماً نشاندهنده صحیحی از چگونگی واکنش واقعی مغز نیستند. یکی از بزرگترین مزایای نورومارکتینگ توانایی درک بهتر فرآیند تصمیمگیری مصرفکنندگان با نفوذ کمتر بر این تصمیمات از پیشداوریهای آنها درباره یک برند، سبک، محصول، بازار، ژانر، و غیره است.
مزایا و معایب نورومارکتینگ توسط محققان بازاریابی و دانشمندان علوم اعصاب مورد بررسی قرار گرفته است و منجر به بحثهایی درباره اخلاقیات فناوریهایی که برخی ممکن است به عنوان فناوری بالقوه تهاجمی تلقی کنند، شده است. این نگرانیها به تأسیس بهترین شیوهها توسط انجمن علم و تجارت نورومارکتینگ (NMSBA) منجر شده است. این دستورالعمل عمومی شامل اصولی مانند: "شرکتکنندگان در هر پروژه تحقیقاتی نورومارکتینگ باید تضمین کنند که دادههای شخصی آنها در اختیار دیگران قرار نگیرد"؛ "محققان نورومارکتینگ نباید شرکتکنندگان را فریب دهند یا از عدم آگاهی آنها از علوم اعصاب سوء استفاده کنند"؛ "محققانی که در تصویربرداری عملکردی مغز مشغولاند باید پروتکل برخورد با یافتههای اتفاقی را افشا کنند"؛ "محققان نورومارکتینگ باید به مشتریان خود امکان بررسی روند جمعآوری و پردازش بینشهای نورومارکتینگ را بدهند." به وبسایت NMSBA برای مشاهده کامل کد اخلاقیات مراجعه کنید.
کاربردهای نورومارکتینگ
نورومارکتینگ میتواند برای مجموعهای از فرصتهای تحقیقات مصرفکننده مورد استفاده قرار گیرد، از جمله اندازهگیری پاسخهای عصبی به تبلیغات محصول، بستهبندی، قیمت و سهولت استفاده. هدستهای EEG افزایش فعالیتهای الکتریکی در سراسر مغز را رصد و مشخص میکنند و نتایج در لحظه ارائه میدهند که میتواند شاخصی برای ارزیابی حالتهای احساسی تحت تأثیر عناصر مختلف بازاریابی باشد. محققان میتوانند سطوح هیجان یا آرامش را در واکنش به رنگهای مختلف ارزیابی کنند، مسیر نگاه چشمها را حین استفاده از تبلیغات و وبسایتها دنبال کنند، با نمایشهای مختلف محصول برای کاهش فلج تصمیم آزمایش کنند، فعالیت در مرکز لذت مغز را در واکنش به قیمتگذاری محصول اندازهگیری کنند و نقاط آژیتاسیون در طول آزمایش محصول را تعیین کنند، در میان سایر کاربردها.
راهحلها و تکنیکهای علوم اعصاب مصرفکننده همچنین دارای کاربردهای جامع در بخش عمومی و دولتی هستند، از بازداشت سوءمصرف مواد سمی از طریق تاکتیکهای بستهبندی تا بازاندیشی در استراتژیهای آموزش چاقی در تبلیغات. برای اطلاعات بیشتر درباره نورومارکتینگ در بخش عمومی، «بهبود پیشگیری از سلامت عمومی با رفتار، شناخت و علوم اعصاب» منتشر شده توسط مرکز آنالیز استراتژیک (فرانسه) را ببینید.
چگونه علوم اعصاب در حال بازسازی بازاریابی هستند
مصاحبه با اولیویه اولیه، دکتری (عصبشناس و رئیس ایموتیو) درباره آینده رفتار مصرفکننده در لابراتوار لوکس لورئال.
اولیویه به روشی نوآورانه در نورومارکتینگ معتقد است که بر اساس علوم اعصاب، روانشناسی، انسانشناسی، علوم اجتماعی و شناختی برای سنجش فاصله بین آنچه مردم میگویند و آنچه انجام میدهند استوار است. او از تصویربرداری عملکردی مغز (fMRI، EEG)، ردیابی چشم، ضبط حرکت، تشخیص احساسات براز شده و تحلیل صدا برای کشف بینشهای مصرفکننده شگفتآور استفاده میکند.

مطالعات موردی نورومارکتینگ
بسیاری از مثالهای نورومارکتینگ وجود دارند که جامعه نوآوریهای فناوری همچنان تحقیقات پویا خود را در کاربردهای علوم اعصاب ادامه میدهد. یک مطالعه در سال ۲۰۱۲ در دانشگاه اموری یافت که فعالیت مغزی در شرکتکنندگان با موفقیت آینده برخی از آهنگها، به عنوان اندازهگیری نسبت به فروش سه سال بعد، به طور قابل توجهی همبستگی داشتند؛ اما زمانی که از آنها پرسیده شد که چگونه درباره همان آهنگها فکر میکنند، پاسخهایشان با فعالیت مغزی مطابقت نداشت و فروش را پیشبینی نکرد. فعالیت الکتریکی اندازهگیری شده توسط fMRI به عنوان نشاندهنده دقیقتری از احساسات واقعی برای موفقیت آینده آهنگها تعیین شد.
به همین ترتیب، یک مطالعه تحقیقاتی منتشر شده در سال ۲۰۱۷ توسط ساموئل بی. برنت و موران سرف از دانشگاه نورثوسترن نشان داد که قرائتهای EEG جمعآوریشده از شرکتکنندگان که تریلرهای فیلم را تماشا میکنند با ۲۰ درصد دقت بیشتر موفقیت آینده آن فیلمها را نسبت به روشهای تحقیق سنتی پیشبینی میکند.
یک مطالعه در دپارتمان روانشناسی تجربی کالج دانشگاهی لندن بررسی کرد که آیا محتوای صوتی یا ویدئویی تعامل بیشتری ایجاد میکند و نهایتاً به این نتیجه رسید که صوت واکنشهای قویتری ایجاد کرد. شرکتکنندگانی که با هر دو بخش کتاب صوتی و ویدئو از صحنههای شدید مواجه شده بودند، بخشهای ویدئویی را به عنوان «جذابتر» ارزیابی کردند، در حالی که واکنشهای فیزیولوژیکی آنها نشان داد که بخشهای صوتی بیشتر جلبکننده بودند بر اساس خوانشهای افزایش ضربان قلب، دما و رسانایی پوست.
روشهای نورومارکتینگ
روشهای نورومارکتینگ با استفاده از تکنیکهای متنوعی مانند ردیابی چشم، پاسخ پوستی گالوانیک (GSR)، اندازهگیریهای ضمنی، کدگذاری چهره، fMRI و EEG همراه هستند. fMRI و EEG دو ابزار اصلی مورد استفاده برای اسکن مغز هستند — fMRI (تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی) تغییرات در جریان خون اکسیژنه را در واکنش به وظایف شناختی تشخیص میدهد که به فعالیت عصبی مرتبط است، در حالی که EEG فعالیت مغزی را با تشخیص و تقویت سیگنالهای الکتریکی که ضبط و تحلیل میشوند تا پاسخ سوژه به محرکها تعیین شود، اندازهگیری میکند.
EEG برای نورومارکتینگ
یک روش محبوب الکتروانسفالوگرافی (EEG) نورومارکتینگ است که تنها تکنیکی است که قادر به ضبط فعالیتهای مغزی با سرعت شناختی است. تحقیقات EEG نورومارکتینگ شامل هدستهای EEG سبک، بیسیم و ساده است که فعالیت امواج مغزی را در طی آزمون گروههای تمرکز اندازهگیری میکند و در این مرحله محققان میتوانند همزمانی بینسوژهای دادههای مغزی را بررسی کنند و برای کمپینها پیشبینیها را انجام دهند. EMOTIV مجموعهای از راهحلهای نرمافزاری قوی ارائه میدهد که مجموعهای از الگوریتمها را فراهم میکند که میتواند احساسات انسانی را تشخیص دهد. محققان میتوانند بیوانفورماتیک لحظهای را تحلیل کنند یا دادهسِتها را برای تحلیل بیشتر دانلود کنند. آنها همچنین میتوانند سنسورهای بیومتریک مانند تحلیلهای چهره و ردیابی چشم را با اندازهگیریهای EEG برای یک پلتفرم کامل نورومارکتینگ یکپارچه کنند.
آیا EMOTIV راهحلهای نورومارکتینگ ارائه میدهد؟
علوم اعصاب به ابزاری قدرتمند در تحقیقات بازار بینش مصرفکننده تبدیل شده است که دسترسی بیسابقهای به ذهن ناخودآگاه ارائه میدهد. EMOTIV مجموعه کاملی از راهحلهای سختافزاری و نرمافزاری برای تحقیقات نورومارکتینگ EEG ارائه میدهد. هدست EPOC X EEG شرکت Emotiv شامل ۱۴ سنسور در یک پیکربندی ثابت برای راهاندازی سریع و ساده است. کاربران میتوانند با قابلیت ضبط بیسیم و انتقال دادههای حرفهای در ۱۲۸ یا ۲۵۶ هرتز، با کسری از هزینه دستگاههای تحقیقاتی سنتی، تحقیقاتی در حال حرکت انجام دهند. با نرمافزار EmotivPRO ترکیب کنید تا نمایش زندهای از استریمهای داده هدست Emotiv شامل EEG کاب، سنجه عملکرد، دادههای حرکت، کسب دادهها، از دست رفتگی و کیفیت تماس را مشاهده کنید.