زازن، تمرین مدیتیشن نشسته که در هسته ذن بودیسم قرار دارد، یک رژیم تمرین شناختی منضبط است که در صورت تمرین مداوم، به نظر میرسد مغز را بازسازماندهی میکند. در حالی که بیشتر تمرینهای مدیتیشن از تمرینکنندگان میخواهند که توجه خود را به یک موضوع واحد معطوف کنند، زازن در شکل تکاملیافته خود چیزی چالشبرانگیزتر را میطلبد: آگاهی کامل و غیرواکنشی از تجربه حال حاضر بدون ترجیح دادن هیچ بخشی از آن.
درک زازن
زازن، اصطلاحی که ریشه در متون بودایی چینی باستان دارد، مستقیماً به «مدیتیشن نشسته» ترجمه میشود. این تمرین سنگ بنای سنت بودیسم ذن را تشکیل میدهد.
در حالی که کلمه عمومی ژاپنی برای مدیتیشن «میسو» (meisō) است، زازن به طور خاص به مدیتیشن نشسته اشاره دارد و قلب تمرین ذن تلقی میشود. هدف آن دستیابی به یک حالت خاص یا خالی کردن ذهن نیست، بلکه هدف حضور داشتن، و مشاهده افکار و احساسات بدون قضاوت در حین پدید آمدن و گذشتن آنهاست.
آن را به عنوان راهی برای تعامل مستقیم با زندگی همانگونه که هست، لحظه به لحظه، تصور کنید. هدف این تمرین تعلیق تفکر قضاوتی است و به افکار، تصاویر و ایدهها اجازه میدهد تا بدون دلبستگی، به سادگی از پهنه آگاهی عبور کنند.
همانطور که استاد ذن، دوگن، بیان کرده است: "با ثبات بنشینید، به فکر نکردن فکر کنید. چگونه به فکر نکردن فکر میکنید؟ نا-اندیشی." این به هنر زازن به عنوان تمرینی برای انجام ندادن کار و صرفاً اجازه دادن به چیزها برای بودن اشاره دارد.
مکاتب مختلف در ذن ممکن است بر رویکردهای کمی متفاوت در زازن تأکید کنند:
سوتو ذن: اغلب بر «شیکانتازا» یا «فقط نشستن» تأکید دارد، جایی که تمرکز روی آگاهی باز و بدون یک شیء خاص برای مدیتیشن است.
رینزای ذن: غالباً بررسی کوآنها را شامل میشود که معماها یا سوالات متناقضی هستند که برای به چالش کشیدن عقل و ایجاد Insight استفاده میشوند.
بودیسم چان (با منشأ چینی): ممکن است شامل تکرار یک «هواتو» (یک عبارت کوتاه مراقبهای) یا «نیانفو» (تلاوت خاموش نام بودا آمیتابها) باشد.
تمرین زازن چگونه ساختار مغز و انعطافپذیری عصبی را تغییر میدهد؟
انعطافپذیری عصبی (نوروپلاستی)، توانایی مغز برای بازسازی فیزیکی خود در پاسخ به تجربیات مکرر، یک استعاره نیست. نورونهایی که با هم فعال میشوند، به هم متصل میشوند، و این اصل تا تغییراتی قابل مشاهده و اندازهگیری در حجم قشر مغز گسترش مییابد.
تحقیقات روی تمرینکنندگان طولانیمدت ذن به طور مداوم تفاوتهای ساختاری را در مقایسه با افراد همسنی که مدیتیشن نمیکنند، شناسایی کرده است. یک مطالعه برجسته توسط لازار و همکارانش نشان داد که مدیتیشنکنندگان باسابقه، ضخامت قشری بیشتری را در جزیره قدامی راست (anterior insula)، قشر حسی-پیکری و قشر پیشپیشانی نشان دادند.
اینها نواحی تصادفی نیستند. به عنوان مثال، یک جزیره قدامی ضخیمتر به معنای توانایی دقیقتر برای احساس آنچه در درون شما میگذرد، لحظه به لحظه است. این امر دقیقاً با تأکید زازن بر توجه به احساس بدنی، وضعیت بدن و تنفس بدون مفهومسازی تجربه همخوانی دارد.
یک مطالعه مجزا توسط پاگنونی و چکیک، که به طور خاص تمرینکنندگان ذن را هدف قرار داده بود، نشان داد که در حالی که حجم ماده خاکستری در کل مغز معمولاً با افزایش سن کاهش مییابد، در مدیتیشنکنندگان ذن چنین کاهشی مرتبط با سن در ماده خاکستری مشاهده نشد. نکته مهم این است که این حفظ ماده خاکستری با تجربه مداوم مدیتیشن همبستگی داشت، نه صرفاً با سن یا تحصیلات.
این تغییرات ساختاری با آنچه درباره سلامدگی مغز در طول عمر درک میشود، سازگار است: مغز نسبت به تقاضاهایی که از آن میشود حساس باقی میماند و زازن تقاضاهای بسیار خاص و بسیار مداومی را بر روی مدارهای حاکم بر توجه، آگاهی از بدن و تنظیم شناختی ایجاد میکند.
در طول زازن چه اتفاقی برای شبکه حالت پیشفرض رخ میدهد؟
شبکه حالت پیشفرض (DMN)، مجموعهای از نواحی به هم پیوسته مغز است که وقتی شخص درگیر کارهای هدفمند نیست، به طور قابل اعتمادی فعال میشود. وقتی ذهن شما به سمت یک خاطره میرود، برای برنامه فردا برنامهریزی میکند، یا گفتگویی را که هنوز اتفاق نیفتاده تمرین میکند، DMN در حال هدایت کردن است.
این شبکه بستر عصبی تفکر خود-ارجاعی است و سطح فعالیت پایه آن مستقیماً با میزان زمانی که ذهن صرف روایت داستانی درباره "من" میکند، همبستگی دارد.
زازن، به ویژه در شکل پیشرفته خود، مستقیماً این عملکرد روایی را هدف قرار میدهد. تمرینکنندگان هدف را سرکوب فکر نمیدانند، بلکه آن را متوقف کردن دنبال کردن فکر توصیف میکنند؛ اجازه دادن به رویدادهای ذهنی برای پدید آمدن و گذشتن بدون همذاتپنداری. از منظر عصبی، این امر با گسست بین فعالیت DMN و تسلط معمول آن بر شبکههای توجه مطابقت دارد.
مطالعات EEG روی مدیتیشنکنندگان ذن کاهش ارتباط عملکردی را در شبکه DMN در طول مدیتیشن، به ویژه بین قشر کمربندی پشتی (posterior cingulate cortex) و جزیره (insula) نشان میدهد. قشر کمربندی پشتی به عنوان قطب یکپارچهساز DMN در نظر گرفته میشود و غیرفعال شدن آن در طول زازن یکی از یافتههایی است که بیشترین تکرار را در علوم اعصاب تجربی داشته است.
زازن چگونه بر تنظیم سیستم عصبی خودمختار تأثیر میگذارد؟
سیستم عصبی خودمختار در زیر سطح آگاهی هوشیار کار میکند تا ضربان قلب، تنفس، گوارش و پاسخ به استرس را تنظیم کند. این سیستم به دو شاخه تقسیم میشود:
سیستم سمپاتیک که بدن را برای پاسخ به تهدید بسیج میکند
سیستم پاراسمپاتیک که بازیابی، گوارش و استراحت را ارتقا میدهد.
استرس روانی مزمن سیستم را به سمت تسلط سمپاتیک سوق میدهد که به مرور زمان به بیماریهای قلبی عروقی، سرکوب سیستم ایمنی و التهابات عصبی کمک میکند.
به نظر میرسد زازن تغییرات قابل اندازهگیری و مداومی را به سمت تسلط پاراسمپاتیک در طول تمرین و پس از آن ایجاد میکند. وضعیت خاص زازن، با تأکید بر همترازی عمودی ستون فقرات و تنفس دیافراگمی، میتواند عصب واگ را که مسیر حرکتی اصلی سیستم پاراسمپاتیک است، تحریک کند.
الگوهای تنفس آهسته و ریتمیک مورد استفاده در زازن، تون واگ (قدرت عملکردی سیگنالدهی پاراسمپاتیک) را به روشهایی افزایش میدهند که با ابزارهای قلبی عروقی قابل اندازهگیری است.
تأثیر بر تغییرپذیری ضربان قلب چیست؟
تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) به تغییرات طبیعی ضربان به ضربان در فاصله بین ضربانهای قلب اشاره دارد. علیرغم این نام، تغییرپذیری بالاتر حالت سالم است. ضربان قلب سفت و سخت و شبیه به مترونوم نشانهای از انعطافپذیری ضعیف خودمختار است، در حالی که قلبی که بتواند به سرعت زمانبندی خود را در پاسخ به تقاضاهای فیزیولوژیکی تغییر دهد، یک قلب سالم است.
HRV به عنوان یکی از بهترین شاخصهای غیرتهاجمی برای سلامت سیستم عصبی خودمختار، ظرفیت تنظیم هیجانی و حتی عملکرد شناختی در نظر گرفته میشود.
مطالعات مقایسهای بین تمرینکنندگان ذن و افراد کنترل نشان داده است که HRV در حالت استراحت به طور قابل توجهی بالاتر در مدیتیشنکنندگان وجود دارد. در طول خود زازن، برخی مطالعات افزایش حاد در HRV با فرکانس بالا را گزارش میدهند که به طور خاص منعکسکننده فعالیت پاراسمپاتیک است.
اهمیت بالینی این یافته قابل توجه است. HRV پایین در حالت استراحت یک پیشبینیکننده مستقل برای رویدادهای قلبی عروقی، افسردگی، اضطراب و اختلال در تنظیم هیجانی است. یافتههای مداوم مبنی بر اینکه زازن میتواند HRV را افزایش دهد، نشان میدهد که این تمرین صرفاً به معنای ذهنی آرامشبخش نیست، بلکه بهبودهای قابل اندازهگیری در یک زیستنشانگر با ارتباطات بهداشتی کاملاً اثباتشده ایجاد میکند.
آیا زازن بر سطح کورتیزول و محور HPA تأثیر میگذارد؟
کورتیزول هورمون گلوکوکورتیکوئیدی اصلی است که توسط غدد فوق کلیوی در پاسخ به سیگنالهای استرس از محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) ترشح میشود؛ یک آبشار غدد درونریز سه سطحی که پاسخ به استرس بدن را کنترل میکند.
هنگامی که تهدیدی احساس میشود، هیپوتالاموس به غده هیپوفیز سیگنال میدهد، که آن هم به نوبه خود به غدد فوق کلیوی سیگنال میدهد تا کورتیزول ترشح کنند. این امر در شرایط حاد سازگارانه است اما در صورت فعال شدن مزمن، آسیبزا میشود.
شواهد نشان میدهد که تمرین منظم زازن این محور را به دو روش متمایز تعدیل میکند.
اول اینکه، تمرینکنندگان پاسخ کورتیزول کاهشیافتهای به عوامل استرسزای حاد نشان میدهند، به این معنی که محور HPA در پاسخ به چالشهایی که باعث افزایش شدید کورتیزول در افراد غیر مدیتیشنکننده میشود، با شدت کمتری فعال میشود.
دوم، پروفایل کورتیزول روزانه (افزایش طبیعی کورتیزول پس از بیدار شدن و کاهش آن در طول روز) الگوهای منظمتری را در تمرینکنندگان طولانیمدت نشان میدهد.
یکی از مکانیسمهای پیشنهادی شامل تأثیر مهارکننده قشر پیشپیشانی بر آمیگدال است. آمیگدال ارگان اصلی تشخیص تهدید در مغز و محرک اصلی فعالسازی محور HPA است.
به نظر میرسد تمرین مکرر زازن پتانسیل تقویت کنترل مهارکننده پیشپیشانی بر واکنشپذیری آمیگدال را دارد، که این بدان معناست آستانه تحریک پاسخ کامل به استرس افزایش مییابد. مغز از نظر عملکردی، کمتر دچار وحشت و آلارم میشود.
پژوهشگران چگونه زازن را از مدیتیشن توجه متمرکز تمایز میدهند؟
همه مدیتیشنها از نظر عصبی یکسان نیستند. این یکی از مهمترین و غالباً نادیدهگرفتهشدهترین نکات در علوم اعصاب تجربی است. دستهبندی وسیع مدیتیشن شامل استراتژیهای توجهی کاملاً متفاوتی است و این استراتژیها شبکههای مغزی متمایزی را به کار میگیرند.
تمرینهای توجه متمرکز، مانند تمرکز روی تنفس یا تکرار مانترا، از تمرینکننده میخواهد که یک لنگر توجهی ارادی را حفظ کرده و در صورت سرگردانی ذهن، متوجه آن شده و آن را هدایت کند. امضای عصبی این تمرین شامل فعالسازی مداوم قشر پیشپیشانی پشتی-جانبی و قشر کمربندی قدامی است، نواحی مرتبط با کنترل اجرایی و نظارت بر خطا. این تمرینها جهتدهی ارادی توجه را آموزش میدهند.
زازن، در شکل کامل خود، به عنوان یک تمرین نظارت باز طبقهبندی میشود. به جای هدایت توجه به یک شیء واحد، آگاهی وسیع و بدون هدایتی را پرورش میدهد که تمام تجربیات را به طور مساوی و بدون گره خوردن به هیچیک از آنها ثبت میکند. تفاوتهای عصبی قابل اندازهگیری هستند.
تمرینهای نظارت باز معمولاً فعالسازی قویتری را در جزیره و قشرهای حسی-پیکری ایجاد میکنند؛ نواحی مغزی مرتبط با آگاهی درونافکنی و نظارت حسی گسترده. آنها همچنین در مقایسه با تمرینهای توجه متمرکز، غیرفعالسازی بیشتری در قشر کمربندی قدامی ایجاد میکنند که منطقی است زیرا شما یک هدف توجهی را مدیریت نمیکنید، بنابراین به نظارت فعال کمتری بر خطا نیاز دارید.
تحقیقات EEG درباره دینامیکهای بیدرنگ مغز در زازن چه میگویند؟
چگونه قدرت آلفا و تتا در طول زازن تغییر میکند؟
مطالعات EEG که نورودینامیکهای بیدرنگ مدیتیشن زازن را اندازهگیری میکنند، به طور مداوم تغییرات برجستهای را در باندهای با فرکانس پایینتر، به ویژه نوسانات آلفا (۸–۱۲ هرتز) و تتا (۴–۸ هرتز) نشان میدهند.
در زمینه زازن، این تغییرات همزمان در قدرت طیفی نشاندهنده حالتی از آگاهی متمرکز اما باز است، اگرچه محققان به دلیل حجم نسبتاً کوچک نمونهها و تغییرات فردی بالا که ویژگی ادبیات اولیه الکتروفیزیولوژی مدیتیشن است، احتیاط علمی مناسب را حفظ میکنند.
آیا امضاهای متمایز باند گاما در تمرینکنندگان طولانیمدت وجود دارد؟
بررسی فعالیت قشری با فرکانس بالا نشان میدهد که تمرینکنندگان طولانیمدت ذن اغلب امضاهای الکتروفیزیولوژیکی متمایزی را در باند گاما (بیش از ۳۰ هرتز) نشان میدهند؛ الگوهایی که به ندرت با همان شدت یا توزیع فضایی در مدیتیشنکنندگان مبتدی مشاهده میشود.
دادههای الکتروفیزیولوژیک گزارش میدهند که افراد باسابقه، همزمانی گامای بلندمدت تقویتشده و افزایش قدرت طیفی را در شبکههای پیشانی-آهیانهای به طور گسترده توزیعشده در طول تمرین رسمی نشان میدهند. نظریهپردازی شده است که این همزمانی با فرکانس بالا نشاندهنده یکپارچگی عصبی در مقیاس بزرگ و پیوند جریانهای اطلاعات حسی، هیجانی و شناختی در یک تجربه آگاهی یکپارچه است.
با این حال، از آنجایی که دادههای EEG با گرید تحقیقاتی و تراکم بالا برای جداسازی گامای قشری واقعی از مصنوعات عضلانی محیطی مورد نیاز است، این یافتهها همچنان یک حوزه فعال از تحقیقات اکتشافی باقی ماندهاند تا یک زیستنشانگر تشخیصی قطعی برای مهارت مدیتیشن.
مراحل اساسی برای تمرین زازن
سفر به درون زازن معمولاً با ایجاد شرایط مناسب و اتخاذ یک وضعیت بدنی مناسب آغاز میشود.
ایجاد محیط مناسب
یافتن یک فضای مناسب اولین قدم است. در حالت ایدهآل، این یک مکان آرام است که احتمال مزاحمت در آن کم است. بسیاری از تمرینکنندگان از یک بالشتک مخصوص مدیتیشن، معروف به zafu استفاده میکنند که اغلب روی تشکی به نام zabuton قرار میگیرد. این وسایل پشتیبانی لازم را فراهم کرده و به حفظ وضعیت بدنی صحیح کمک میکنند.
در محیطهای سنتی، زازن در تالار مدیتیشن یا zendo تمرین میشود، اما یک گوشه دنج و آرام در خانه نیز میتواند برای این منظور مناسب باشد. محیط باید برای سکون و تمرکز درونی مساعد باشد.
وضعیت بدنی صحیح و تنفس
وضعیت بدن کلید نشستن طولانیمدت است. ستون فقرات باید صاف نگه داشته شود تا تنفس طبیعی امکانپذیر باشد.
موقعیتهای رایج پا عبارتند از:
آمادهباش لوتوس کامل (kekkafuza)
نیمه لوتوس (hankafuza)
سبک برمهای
دو زانو نشستن با استفاده از نیمکت یا بالشتک (seiza)
برای کسانی که این موقعیتها را چالشبرانگیز میدانند، نشستن روی صندلی نیز یک سازگاری مدرن پذیرفته شده است، گاهی اوقات همراه با یک بالشتک برای متمایل کردن لگن به جلو یا حمایت از کمر.
دستها اغلب در یک مودرای خاص قرار میگیرند، معمولاً مودرای کیهانی که در آن شستها به آرامی یکدیگر را لمس میکنند و در سطح ناف قرار میگیرند. چشمها معمولاً نیمه باز نگه داشته میشوند، با نگاهی نرم و رو به پایین، نه کاملاً بسته و نه کاملاً باز، تا آگاهی حفظ شود بدون اینکه محیط اطراف بیش از حد حواس را پرت کند.
تنفس به طور کلی طبیعی و عمیق است و از شکم منشأ میگیرد که اغلب به عنوان hara یا tanden به آن اشاره میشود. هدف، نشستن با حضوری پایدار و استوار است.
زازن در زندگی مدرن
در دنیای پرشتاب امروز، یافتن لحظاتی برای سکون میتواند مانند یک چالش به نظر برسد. با این حال، تمرین زازن یا مدیتیشن نشسته، راهی برای ارتباط با خودمان در میان تقاضاهای همیشگی زندگی مدرن ارائه میدهد. بسیاری از مردم متوجه میشوند که گنجاندن زازن در برنامه روزانه خود میتواند به مدیریت استرس و بهبود تمرکز کمک کند، حتی با وجود برنامههای شلوغ.
در اینجا چند روش برای ادغام زازن در زندگی امروزی آورده شده است:
برنامههای سلامتی در محل کار: برخی از شرکتها جلسات مدیتیشن، از جمله زازن، را برای کمک به کارکنان جهت مقابله با فشارهای کاری معرفی میکنند.
حمایت از سلامت روان: درمانگران و مشاوران گاهی اوقات زازن را به عنوان یک تمرین مکمل برای مدیریت اضطراب و افسردگی پیشنهاد میکنند.
توسعه فردی: افراد از زازن برای پرورش خودآگاهی، بهبود تمرکز و توسعه دیدگاهی متعادلتر در فراز و نشیبهای زندگی استفاده میکنند.
اگرچه ریشههای زازن عمیقاً در سنت بودایی نهفته است، اما اصول آن در زمینه ذهنآگاهی و آگاهی از لحظه حال در حال اثبات کاربرد جهانی خود هستند. این تمرینی است که ما را تشویق میکند تا کاملاً حضور داشته باشیم، بدون توجه به اینکه زندگی مدرن چه مشکلاتی را پیش روی ما قرار میدهد.
جمعبندی
زازن یک تمرین ساده اما قدرتمند در قلب بودیسم ذن است. تمرکز آن بر نشستن و حضور داشتن، آن را از انواع دیگر مدیتیشن متمایز میکند. اگرچه ممکن است ساده به نظر برسد، اما زازن نیاز به صبر و تلاش منظم دارد.
هر کسی میتواند آن را شروع کند و برای این کار نیازی به مهارت یا تجهیزات خاصی ندارید. با گذشت زمان، زازن میتواند به ایجاد آرامش و آگاهی بیشتر در زندگی روزمره کمک کند.
منابع
Lazar, S. W., Kerr, C. E., Wasserman, R. H., Gray, J. R., Greve, D. N., Treadway, M. T., McGarvey, M., Quinn, B. T., Dusek, J. A., Benson, H., Rauch, S. L., Moore, C. I., & Fischl, B. (2005). Experience with meditation is associated with increased cortical thickness. Neuroreport, 16(17), 1893–1897. https://doi.org/10.1097/01.wnr.0000186598.66243.19
Pagnoni, G., & Cekic, M. (2007). Age effects on gray matter volume and attentional performance in Zen meditation. Neurobiology of aging, 28(10), 1623–1627. https://doi.org/10.1016/j.neurobiolaging.2007.06.008
Faber, P. L., Lehmann, D., Gianotti, L. R., Milz, P., Pascual-Marqui, R. D., Held, M., & Kochi, K. (2015). Zazen meditation and no-task resting EEG compared with LORETA intracortical source localization. Cognitive processing, 16(1), 87–96. https://doi.org/10.1007/s10339-014-0637-x
Lehrer, P., Sasaki, Y., & Saito, Y. (1999). Zazen and cardiac variability. Psychosomatic medicine, 61(6), 812–821. https://doi.org/10.1097/00006842-199911000-00014
Sudsuang, R., Chentanez, V., & Veluvan, K. (1991). Effect of Buddhist meditation on serum cortisol and total protein levels, blood pressure, pulse rate, lung volume and reaction time. Physiology & behavior, 50(3), 543-548. https://doi.org/10.1016/0031-9384(91)90543-W
Kasamatsu, A., & Hirai, T. (1969). AN ELECTROENCEPHALOGRAPIDC STUDY ON THE ZEN MEDITATION (ZAZEN). Psychologia, 12(3-4), 205-225. https://doi.org/10.1111/j.1440-1819.1966.tb02646.x
Kurek, M., Różycka-Tran, J., Radoń, S., Kania, A., Orlińska, K., Tùng, T. T., & Suffczynski, P. (2025). Electrophysiological correlates of zen meditation: An investigation using in-monastery EEG acquisition. Biological Psychology, 109133. https://doi.org/10.1016/j.biopsycho.2025.109133
پرسشهای متداول
تمرین زازن چگونه ساختار مغز را تغییر میدهد؟
تمرین زازن منجر به افزایش قابل اندازهگیری ضخامت قشر مغز در نواحی مانند جزیره راست (right insula) و قشر پیشپیشانی میشود. جزیره قدامی آگاهی درونافکنی را تقویت میکند، در حالی که قشر پیشپیشانی ضخیمتر از توجه و تنظیم هیجانی حمایت کرده و پتانسیل کاهش نازک شدن قشر مغز مربوط به سن را دارد.
در طول زازن چه اتفاقی برای شبکه حالت پیشفرض رخ میدهد؟
شبکه حالت پیشفرض که در طول تفکر خودارجاعی و سرگردانی ذهن فعال است، کاهش ارتباط را در طول زازن نشان میدهد، به ویژه بین قشر کمربندی پشتی و قشر پیشپیشانی داخلی. این سرکوب با تجربه حسی واضحتر با روایتهای زندگینامهای کمتر مطابقت دارد؛ حالتی که اغلب "بیذهنی" نامیده میشود.
زازن چگونه بر سیستم عصبی خودمختار تأثیر میگذارد؟
زازن سیستم عصبی خودمختار را به سمت تسلط پاراسمپاتیک سوق میدهد و استراحت و بهبودی را به پاسخهای استرس ترجیح میدهد. وضعیت ایستاده و تنفس عمیق شکمی عصب واگ را تحریک کرده، تون واگ را افزایش و فعالسازی سمپاتیک را کاهش میدهد.
تأثیر زازن بر تغییرپذیری ضربان قلب چیست؟
زازن تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) را افزایش میدهد، تغییرات سالمی بین ضربانهای قلب که نشاندهنده انعطافپذیری سیستم خودمختار است. HRV بالاتر نشاندهنده تنظیم هیجانی و تابآوری بهتر است و مطالعات افزایش حاد در HRV مرتبط با سیستم پاراسمپاتیک را در طول تمرین نشان میدهند.
آیا زازن بر سطح کورتیزول و پاسخ به استرس تأثیر میگذارد؟
تمرین منظم زازن پاسخ کورتیزول به استرس حاد را کاهش میدهد و ریتمهای روزانه کورتیزول سالمتری را ترویج میکند. این امر احتمالاً ناشی از تقویت کنترل پیشپیشانی بر آمیگدال است که آستانه تحریک واکنش جنگ یا گریز بدن را افزایش میدهد.
پژوهشگران چگونه زازن را از مدیتیشن توجه متمرکز تشخیص میدهند؟
زازن یک تمرین نظارت باز است که آگاهی وسیع و بدون هدایت را پرورش میدهد، در حالی که مدیتیشن توجه متمرکز، توجه را روی یک لنگر واحد متمرکز میکند. از نظر عصبی، زازن جزیره و نواحی حسی-پیکری را بیشتر فعال میکند و باعث کاهش فعالیت بیشتر قشر کمربندی قدامی میشود که با کاهش نظارت فعال همخوانی دارد.
آیا زازن میتواند به حفظ سلامت مغز در طول پیری کمک کند؟
تمرینکنندگان طولانیمدت زازن در مقایسه با کاهش متداول توده مغز ناشی از افزایش سن، حجم ماده خاکستری حفظشدهای را در نواحی مانند قشر پیشپیشانی و جزیره نشان میدهند. این حفظ ساختار نشان میدهد که این تمرین ممکن است به حفظ توجه و عملکرد اجرایی در سنین بالاتر کمک کند.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستین بورگوس




