اختلال اسکیزوافکتیو، نوع دوقطبی، وضعیتی است که میتواند درک آن دشوار باشد. این اختلال علائم اسکیزوفرنی را با نوسانات خلقی مانند آنچه در اختلال دوقطبی دیده میشود، ترکیب میکند. این موضوع میتواند زندگی روزمره را به چالش بکشد و بر نحوهٔ فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن شما تأثیر بگذارد.
بیایید بررسی کنیم که اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی شامل چه چیزهایی است، چگونه شناسایی میشود و چه راههایی برای کنار آمدن با آن وجود دارد.
اختلال اسکیزوافکتیو چیست؟
اختلال اسکیزوافکتیو یک شرایط سلامت روان است که بر نحوه تفکر، احساس و رفتار فرد تأثیر میگذارد. این اختلال با ترکیبی از علائم مشخص میشود که به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: علائم اسکیزوفرنی و علائم یک اختلال خلقی.
این بدان معناست که افراد ممکن است چیزهایی مانند توهم یا هذیان را در کنار نوسانات خلقی شدید تجربه کنند که میتواند شامل دورههای مانیا (خلق بالا، انرژی و فعالیت زیاد) یا افسردگی باشد.
این وضعیتی است که شناسایی آن میتواند پیچیده باشد و اغلب در ابتدا به عنوان اسکیزوفرنی یا به تنهایی به عنوان اختلال دوقطبی تشخیص اشتباه داده میشود. علل دقیق آن به طور کامل شناخته نشده است، اما تحقیقات علوم اعصاب ترکیبی از عوامل ژنتیکی، شیمی مغز و تأثیرات محیطی مانند استرس شدید یا مصرف مواد را در این امر دخیل میدانند.
این اختلال نسبتاً غیرمعمول است و حدود ۰.۵ تا ۰.۸ درصد از جمعیت را تحت تأثیر قرار میدهد. اگرچه این اختلال میتواند چالشبرانگیز باشد، اما استراتژیهای مدیریت مؤثری برای آن وجود دارد.
تعریف نوع دوقطبی
وقتی اختلال اسکیزوافکتیو همراه با علائم اختلال دوقطبی بروز میکند، به طور خاص به عنوان اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی شناخته میشود. این بدان معناست که در کنار علائم سایکوتیک (توهم، هذیان، تفکر پریشان)، افراد دورههای متمایزی از مانیا و اغلب افسردگی را تجربه میکنند. این دورههای خلقی بخش عمدهای از طول مدت کلی بیماری را تشکیل میدهند.
برای تشخیص این نوع، فرد باید علائم یک دوره خلقی عمده (مانیا یا افسردگی) را همزمان با علائم سایکوتیک نشان دهد.
علاوه بر این، باید دورهای حداقل دو هفتهای وجود داشته باشد که در آن هذیان یا توهم وجود داشته باشد، حتی زمانی که یک دوره خلقی عمده وجود ندارد. این الگوی خاص به تمایز آن از سایر شرایط کمک کرده و رویکردهای درمانی را هدایت میکند.
شایعترین علائم اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی چیست؟
علائم به چند دسته تقسیم میشوند و بر درک فرد از واقعیت، ثبات عاطفی و عملکرد شناختی تأثیر میگذارند.
چه علائم سایکوتیک و تحریفهای واقعیتی وجود دارد؟
اینها علائمی هستند که بیشتر با اسکیزوفرنی مرتبط هستند. آنها میتوانند درک فرد از واقعیت را به شدت تحت تأثیر قرار دهند.
توهمات: تجربه ادراکهای حسی که واقعی نیستند، مانند شنیدن صداها، دیدن چیزهایی که وجود ندارند، یا احساس حسهایی روی پوست. توهمات شنیداری به ویژه شایع هستند.
هذیانها: داشتن باورهای قوی که بر پایه واقعیت نیستند و در برابر استدلال مقاوماند، حتی زمانی که شواهدی بر خلاف آنها ارائه شود. این باورها میتوانند از افکار پارانوئید تا ایدههای خودبزرگبینی متغیر باشند.
تفکر و گفتار پریشان: دشواری در سازماندهی افکار، که منجر به گفتاری آشفته، غیرمنطقی یا نامفهوم میشود. این امر میتواند به صورت پرش بین موضوعات غیرمرتبط یا استفاده از کلمات ساختگی ظاهر شود.
دورههای خلقی مانیا و افسردگی چگونه بروز میکنند؟
این علائم مشخصه اختلال دوقطبی و جزء اصلی اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی هستند. آنها شامل تغییرات قابل توجهی در خلق، انرژی و سطوح فعالیت میشوند.
دورههای مانیا: دورهای از خلق غیرطبیعی بالا یا تحریکپذیر، افزایش انرژی و فعالیت. علائم میتواند شامل موارد زیر باشد:
احساس سرخوشی یا نشاط غیرعادی.
کاهش نیاز به خواب.
افکار سریع و تند صحبت کردن.
افزایش فعالیتهای هدفمند یا بیقراری روانی-حرکتی.
عزت نفس کاذب یا خودبزرگبینی.
حواسپرتی شدید.
شرکت در رفتارهای پرخطر، مانند هزینههای بیش از حد یا تصمیمگیریهای تکانهای.
دورههای افسردگی: دورهای از خلق افسرده یا از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیتها. علائم میتواند شامل موارد زیر باشد:
غمگینی مداوم، احساس پوچی یا ناامیدی.
تغییرات قابل توجه در اشتها یا وزن.
بیخوابی یا پرخوابی (خوابیدن بیش از حد).
خستگی یا از دست دادن انرژی.
احساس بیپناهی، بیارزشی یا گناه شدید.
مشکل در تمرکز یا تصمیمگیری.
افکار مکرر درباره مرگ یا خودکشی.
علائم شناختی و منفی این بیماری چیست؟
فراتر از علائم بارز سایکوتیک و خلقی، افراد ممکن است مشکلاتی را در فرآیندهای فکری و کاهش ابراز احساسات و رفتارهای طبیعی تجربه کنند.
علائم شناختی: این علائم بر حافظه، عصبشناختی و عملکردهای اجرایی تأثیر میگذارند. نمونههایی از این موارد عبارتند از:
حافظه فعال (نگهداری اطلاعات در ذهن)
مهارتهای بینایی-فضایی
سرعت پردازش اطلاعات
توجه و تمرکز
علائم منفی: این علائم شامل کاهش یا عدم وجود عملکردهای عاطفی و رفتاری طبیعی است. آنها ممکن است با علائم افسردگی یا صرفاً فقدان انگیزه اشتباه گرفته شوند، اما ویژگیهای متمایز این اختلال هستند. نمونههایی از این موارد عبارتند از:
آلوژی (فقر گفتار)
تسطیح عاطفی (کاهش ابراز احساسات)
بیانگیزگی (فقدان انگیزه یا اراده)
آنهدونیا (ناتوانی در تجربه لذت)
انزوای اجتماعی
تشخیص اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی چگونه انجام میشود؟
تشخیص اغلب پیچیده است زیرا علائم همپوشانی زیادی با اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی دارند.
ملزومات یک تشخیص افتراقی چیست؟
برای تشخیص اختلال اسکیزوافکتیو، فرد باید علائم یک دوره خلقی عمده (مانند مانیا یا افسردگی) را همزمان با علائم اسکیزوفرنی (مانند توهم یا هذیان) تجربه کند.
علاوه بر این، باید دورهای حداقل دو هفتهای وجود داشته باشد که در آن علائم سایکوتیک حضور دارند، حتی زمانی که یک دوره خلقی عمده وجود ندارد. این امر به تمایز آن از اختلال دوقطبی با ویژگیهای سایکوتیک کمک میکند، که در آن روانپریشی فقط در طول دورههای خلقی رخ میدهد.
همچنین رد کردن سایر علل برای این علائم مهم است. این به معنای بررسی این است که آیا علائم ناشی از موارد زیر هستند یا خیر:
مصرف مواد (مانند مواد مخدر یا الکل)
یک بیماری پزشکی دیگر
عوارض جانبی دارو
گاهی اوقات، عوامل فرهنگی میتوانند در نحوه درک و تشخیص علائم نقش داشته باشند. تحقیقات نشان داده است که گروههای خاصی، مانند افراد سیاهپوست و لاتینتبار، ممکن است بیشتر در معرض تشخیص نادرست قرار گیرند.
این موضوع میتواند به دلیل سوگیری ارائهدهنده خدمات یا عدم وجود مراقبتهای حساس به فرهنگ باشد. همکاری با یک متخصص که پیشینه شما را درک میکند میتواند به تضمین تشخیص دقیقتر کمک کند.
در حال حاضر، هیچ آزمایش بیولوژیکی خاصی مانند آزمایش خون یا اسکن مغزی وجود ندارد که بتواند اختلال اسکیزوافکتیو را به طور قطعی تشخیص دهد. تشخیص به شدت بر ارزیابی بالینی کامل، از جمله تاریخچه دقیق شخصی و خانوادگی و مشاهده دقیق علائم در طول زمان استوار است.
مؤثرترین استراتژیهای درمان و مدیریت چیست؟
مدیریت موفق معمولاً شامل ترکیبی از مداخلات پزشکی، درمانهای تخصصی و یک سیستم حمایتی قوی است.
گزینههای دارویی
دارو درمانی رویکرد اصلی برای مدیریت اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی است. داروهای خاص تجویز شده با هدف بهبود علائم سایکوتیک و خلقی انجام میشود.
داروهای ضدروانپریشی معمولاً برای کمک به کاهش توهمات و هذیانها استفاده میشوند. برای افرادی که دورههای خلقی را تجربه میکنند، ممکن است تثبیتکنندههای خلق برای کمک به تنظیم نوسانات بالا و پایین مرتبط با اختلال دوقطبی تجویز شود. داروهای ضد افسردگی نیز میتوانند بخشی از هرم درمانی باشند، به ویژه زمانی که علائم افسردگی برجسته است.
اگرچه داروهای زیادی برای درمان این وضعیت استفاده میشوند، اما گزینههای اصلی تایید شده توسط FDA که مشخصاً برای اختلال اسکیزوافکتیو اندیکاسیون دارند، پالیپریدون (Invega) و داروی جدیداً تایید شده پالیپریدون پالمیتات (Erzofri) هستند.
بسیار مهم است که تمام داروها دقیقاً طبق دستور پزشک مصرف شوند تا ثبات علائم حفظ شده و از عود بیماری جلوگیری شود.
درمان و سیستمهای حمایتی چگونه به بهبود عملکرد روزانه کمک میکنند؟
فراتر از دارو، اشکال مختلف درمان و حمایت نقش مهمی در زندگی خوب با اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی دارند.
درمان شناختی رفتاری (CBT)، و به طور خاص CBT برای روانپریشی (CBTp)، میتواند به بیماران کمک کند تا استراتژیهایی را برای مقابله با علائم سایکوتیک مداوم که ممکن است به طور کامل به دارو پاسخ ندهند، توسعه دهند. رواندرمانی همچنین میتواند به شناسایی و تغییر الگوهای فکری غیرمفید که به پریشانی و مشکلات رفتاری دامن میزنند، کمک کند.
سایر جنبههای مهم مدیریت شامل موارد زیر است:
ایجاد یک روتین مشخص: برنامههای روزانه منظم، از جمله چرخههای منظم خواب و بیداری و ورزش، میتوانند به تنظیم سطوح خلق و انرژی کمک کنند.
پرهیز از مصرف مواد: الکل و داروهای تفریحی میتوانند در ثبات خلق اختلال ایجاد کرده و با داروها تداخل داشته باشند و اغلب علائم را بدتر کنند.
برقراری ارتباطات سالم: ارتباطات حمایتی با دوستان، خانواده یا گروههای حمایتی میتواند ثبات عاطفی ایجاد کرده و احساس انزوا را کاهش دهد.
گروههای پشتیبانی همتایان، مانند آنهایی که توسط NAMI ارائه میشوند، فضایی را برای افراد فراهم میکنند تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و استراتژیهای مقابله را از دیگرانی که با چالشهای مشابه روبرو هستند، بیاموزند. برنامههای اشتغال حمایتی نیز میتوانند به افراد در یافتن و حفظ کارهایی که با نقاط قوت و علایق آنها همخوانی دارد کمک کنند و به ایجاد احساس هدفمندی و نظم روزانه کمک نمایند.
پیشروی با اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی
زندگی با اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی چالشهای منحصربهفردی را به همراه دارد، اما کل زندگی یک فرد را تعریف نمیکند. درک پیچیدگیهای علائم آن، جستجوی تشخیص دقیق و تعهد به درمان مداوم، قدمهای حیاتی به سمت مدیریت این وضعیت هستند.
ترکیبی از دارو، رواندرمانی و سیستمهای حمایتی قوی، از جمله خانواده، دوستان و متخصصان سلامت روان، میتواند نتایج سلامت مغز را به طور قابل توجهی بهبود بخشد. با مشارکت فعال در مراقبتهای خود، توسعه استراتژیهای مقابله و جستجوی منابع اجتماعی، افراد میتوانند در جهت ثبات و یک زندگی رضایتبخش تلاش کنند.
منابع
Malhi, G. S., Green, M., Fagiolini, A., Peselow, E. D., & Kumari, V. (2008). Schizoaffective disorder: diagnostic issues and future recommendations. Bipolar disorders, 10(1p2), 215-230. https://doi.org/10.1111/j.1399-5618.2007.00564.x
Bazargan-Hejazi, S., Shirazi, A., Hampton, D., Pan, D., Askharinam, D., Shaheen, M., Ebrahim, G., & Shervington, D. (2023). Examining racial disparity in psychotic disorders related ambulatory care visits: an observational study using national ambulatory medical care survey 2010-2015. BMC psychiatry, 23(1), 601. https://doi.org/10.1186/s12888-023-05095-y
پرسشهای متداول
اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی چیست؟
اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی، یک شرایط سلامت روان است که در آن فرد علائم اسکیزوفرنی مانند دیدن یا شنیدن چیزهایی که وجود ندارند، و اختلال دوقطبی شامل نوسانات خلقی شدید مانند دورههای انرژی بالا (مانیا) و غم عمیق (افسردگی) را همزمان تجربه میکند. این مانند داشتن دو شرایط متفاوت به طور همزمان است.
اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی چگونه تشخیص داده میشود؟
پزشکان این وضعیت را با بررسی علائم فرد تشخیص میدهند. آنها باید نشانههای روانپریشی (مانند توهم یا هذیان) را ببینند که همزمان با دورههای خلقی (مانیا یا افسردگی) رخ میدهد. مهم است که این علائم ناشی از داروها یا یک مشکل پزشکی دیگر نباشد. گاهی اوقات، تشخیص آن از سایر شرایط مانند اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی به تنهایی دشوار است.
علائم اصلی که باید مراقب آنها بود چیست؟
علائم اصلی شامل تجربه چیزهایی است که واقعی نیستند (توهم) یا داشتن باورهای نادرست قوی (هذیان). همچنین ممکن است تغییرات بزرگی در خلق مشاهده کنید، از احساس انرژی فوقالعاده و شاید رفتارهای بیپروا، تا احساس افت شدید انرژی و ناامیدی. گاهی اوقات افراد در تمرکز یا به یاد آوردن چیزها نیز دچار مشکل میشوند.
آیا این شرایط قابل درمان است؟
بله، راههایی برای مدیریت اختلال اسکیزوافکتیو نوع دوقطبی وجود دارد. درمان معمولاً شامل ترکیبی از داروها برای کمک به کنترل علائم سایکوتیک و تثبیت خلق، همراه با رواندرمانی برای یادگیری مهارتهای مقابله و درک بهتر این وضعیت است.
چه نوع داروهایی استفاده میشود؟
پزشکان اغلب داروهای ضدروانپریشی را برای کمک به توهمات و هذیانها تجویز میکنند. ممکن است از تثبیتکنندههای خلق برای مدیریت نوسانات بالا و پایین دوقطبی استفاده شود و داروهای ضد افسردگی میتوانند به درمان احساس غم و ناامیدی کمک کنند. از نظر داروهایی با تاییدیه خاص FDA برای این شرایط، گزینهها شامل اینوگا (پالیپریدون) و ارزوفری (پالیپریدون پالمیتات) که اخیراً تایید شده است، میباشند.
رواندرمانی چگونه کمک میکند؟
درمان، مانند گفتاردرمانی، میتواند بسیار مفید باشد. این روش به افراد آموزش میدهد که چگونه با موقعیتهای استرسزا کنار بیایند، احساسات خود را مدیریت کنند و روابط خود را بهبود بخشند. همچنین میتواند به افراد کمک کند تا الگوهای فکری خود را درک کرده و راههایی برای به چالش کشیدن افکار غیرمفید بیابند.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستین بورگوس




