موضوعات دیگر را جستجو کنید…

جستجوی موضوعات…

چه چیزی یک تومور مغزی را بدخیم می‌کند؟

تومورهای بدخیم مغز، که اغلب تومورهای سرطانی مغز نامیده می‌شوند، یک نگرانی جدی برای سلامتی هستند. آن‌ها به‌سرعت رشد می‌کنند و می‌توانند به بافت‌های مجاور مغز نفوذ کنند و درمان آن‌ها را دشوار سازند. درک این‌که چه چیزی یک تومور مغزی را بدخیم می‌کند، برای تشخیص و یافتن بهترین راه‌های مدیریت آن کلیدی است.

این مقاله بررسی می‌کند که چه چیزی یک تومور بدخیم را تعریف می‌کند و پزشکان چگونه تشخیص می‌دهند که آیا یک تومور سرطانی و تهاجمی است.

چه چیزی بدخیمی را در تومورهای مغزی تعریف می‌کند؟

آیا یک تومور مغزی بدخیم با یک رشد سرطانی ساده متفاوت است؟

وقتی در مورد تومورهای مغزی صحبت می‌کنیم، اصطلاح "بدخیم" کلیدی است زیرا اطلاعات زیادی درباره نحوه رفتار تومور به ما می‌دهد.

تومورهای مغزی بدخیم، سرطانی هستند، به این معنی که پتانسیل رشد تهاجمی و انتشار دارند. این متفاوت از تومورهای خوش‌خیم است که غیرسرطانی هستند و معمولاً به بافت‌های اطراف تهاجم نمی‌کنند.

اگرچه "نئوپلاسم" یک اصطلاح رسمی برای هر توموری است، اما "بدخیم" به طور خاص نشان می‌دهد که سلول‌های تومور غیرطبیعی هستند و می‌توانند آسیب برسانند.

نقش تقسیم سلولی سریع و کنترل‌نشده در بدخیمی چیست؟

یکی از نشانه‌های بدخیمی، سرعت تکثیر سلول‌ها است. در یک تومور بدخیم، سلول‌ها با سرعتی شتابان و بسیار فراتر از حد معمول تقسیم می‌شوند. این رشد سریع و کنترل‌نشده همان چیزی است که به تومور اجازه می‌دهد تا در محیط محدود جمجمه منبسط شده و فضا را اشغال کند.

این فرآیند می‌تواند عملکرد نرمال مغز را مختل کند و بسته به مکان و اندازه تومور، به علائم مختلفی منجر شود. سرعت بسیار زیاد این تقسیم، ویژگی اصلی است که متخصصان پزشکی هنگام ارزیابی ماهیت تومور به دنبال آن هستند.

چگونه نکروز و رشد غیرطبیعی رگ‌های خونی نشان‌دهنده پتانسیل بدخیمی است؟

تومورهای بدخیم اغلب ویژگی‌های فیزیکی خاصی را نشان می‌دهند که زیر میکروسکوپ یا از طریق تصویربرداری قابل مشاهده است. یکی از این ویژگی‌ها نکروز است که به نواحی سلول‌های مرده در داخل تومور اشاره دارد.

این امر اغلب به این دلیل اتفاق می‌افتد که تومور آن‌قدر سریع رشد می‌کند که از خون‌رسانی خود پیشی می‌گیرد. تومورهای بدخیم برای تامین سوخت این رشد سریع، تمایل دارند رگ‌های خونی غیرطبیعی ایجاد کنند.

این رگ‌ها می‌توانند نشت‌کننده و نامنظم باشند و به رفتار تهاجمی تومور کمک کنند و گاهی اوقات باعث تورم در بافت مغز اطراف شوند. این ویژگی‌ها نشانگرهای قوی پتانسیل بدخیمی یک تومور هستند.

سیستم درجه‌بندی تومور مغزی WHO چگونه سرطان‌های تهاجمی را دسته‌بندی می‌کند؟

وقتی پزشکان در مورد تومورهای مغزی صحبت می‌کنند، اغلب از یک سیستم درجه‌بندی استفاده می‌کنند. این سیستم به آن‌ها کمک می‌کند تا درک کنند که یک تومور احتمالاً چقدر تهاجمی خواهد بود و چگونه ممکن است رفتار کند.

سازمان جهانی بهداشت (WHO) دارای یک سیستم درجه‌بندی بسیار پرکاربرد برای تومورهای مغزی است که آن‌ها را از درجه I (کمترین حد تهاجمی) تا درجه IV (بیشترین حد تهاجمی) دسته‌بندی می‌کند. این درجه‌بندی بر اساس شکل ظاهری سلول‌های تومور در زیر میکروسکوپ و سایر عوامل است.

ویژگی‌های بیولوژیکی خاص تومورهای بدخیم درجه III چیست؟

تومورهای درجه III که اغلب تومورهای آناپلاستیک نامیده می‌شوند، بدخیم در نظر گرفته می‌شوند. این بدان معنی است که سلول‌ها به طور محسوسی غیرطبیعی به نظر می‌رسند و به طور فعال در حال تقسیم هستند. آن‌ها توانایی رشد در بافت مغز سالم مجاور را دارند.

تومورهای درجه III به دلیل اینکه تهاجمی‌تر از تومورهای درجه پایین‌تر هستند، شانس بیشتری برای عود پس از درمان دارند. گاهی اوقات، یک تومور درجه II می‌تواند به مرور زمان به یک تومور درجه III تبدیل شود.

درمان تومورهای درجه III معمولاً شامل ترکیبی از جراحی، پرتو درمانی و شیمی‌درمانی است.

ویژگی‌های تعیین‌کننده تومورهای بدخیم درجه IV چیست؟

تومورهای درجه IV تهاجمی‌ترین شکل تومور مغزی را نشان می‌دهند. سلول‌های این تومورها بسیار غیرطبیعی به نظر می‌رسند و خیلی سریع تکثیر می‌شوند.

یکی از ویژگی‌های کلیدی تومورهای درجه IV وجود نکروز (بافت مرده) است که اغلب در مرکز تومور یافت می‌شود. این تومورها همچنین برای حمایت از رشد سریع خود تمایل به تشکیل رگ‌های خونی جدید و غیرطبیعی دارند.

تومورهای درجه IV بسیار تهاجمی هستند و می‌توانند به راحتی در بافت‌های نرمال مغز اطراف پخش شوند و درمان آن‌ها را بسیار چالش‌برانگیز کند. گلیوبلاستوما یک نمونه شایع از تومور درجه IV است. درمان معمولاً شامل جراحی برای برداشتن هر چه بیشتر تومور و به دنبال آن پرتو درمانی و شیمی‌درمانی است.

فرآیند تغییر شکل بدخیم در تومورهای مغزی چگونه رخ می‌دهد؟

تغییر شکل بدخیم فرآیندی است که طی آن یک تومور غیرسرطانی یا با تهاجم کمتر، به یک تومور تهاجمی‌تر و سرطانی تبدیل می‌شود. این امر اغلب به تدریج اتفاق می‌افتد.

یک تومور ممکن است به عنوان درجه II شروع شود و برخی از رشدهای سلولی غیرطبیعی را نشان دهد. با گذشت زمان و از طریق انباشته شدن تغییرات ژنتیکی، می‌تواند به تومور درجه III یا حتی درجه IV پیشرفت کند.

این تغییر شکل دلیلی است بر اینکه چرا نظارت منظم و مراقبت‌های بعدی برای بیماران مبتلا به تومورهای مغزی بسیار مهم است. تغییر در درجه تومور می‌تواند برنامه درمانی و پیش‌آگهی را به طور قابل توجهی تغییر دهد.

درک این درجه‌ها به پزشکان و بیماران کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه‌ای در مورد بهترین مسیر اقدام اتخاذ کنند.

چگونه تومورهای بدخیم در داخل مغز پخش می‌شوند

تومورهای مغزی بدخیم توانایی نگران‌کننده‌ای برای انتشار دارند، اما رفتار آن‌ها کاملاً متفاوت از سرطان‌هایی است که از جاهای دیگر بدن شروع می‌شوند.

برخلاف بسیاری از سرطان‌های دیگر که می‌توانند از طریق جریان خون به اندام‌های دوردست سفر کنند، تومورهای سرطان مغز در وهله اول در محدوده سیستم عصبی مرکزی پخش می‌شوند. این انتشار موضعی یک فاکتور کلیدی در نحوه درمان آن‌ها و دلیل متفاوت بودن نتایج است.

چرا نفوذ منتشر (دیفیوز) چنین چالش درمانی بزرگی است؟

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در مواجهه با تومورهای مغزی بدخیم، به ویژه گلیوم‌های درجه بالا مانند گلیوبلاستوما، تمایل آن‌ها به نفوذ در بافت مغز سالم اطراف است. این امر مانند یک توده مجزا نیست که چیزها را به کناری رانده کند؛ در عوض، سلول‌های تومور منفرد یا خوشه‌های کوچکی از سلول‌ها به سمت بیرون در مغز نرمال امتداد می‌یابند.

این نفوذ منتشر، برداشتن کل تومور را از طریق جراحی به شدت دشوار می‌کند. حتی زمانی که جراحان می‌توانند بخش عمده و قابل مشاهده تومور را بردارند، سلول‌های میکروسکوپی می‌توانند باقی بمانند و منجر به عود شوند. الگوی نفوذ می‌تواند متفاوت باشد، اما اغلب از مسیرهای ماده سفید مغز پیروی می‌کند که مانند بزرگراه‌هایی برای فیبرهای عصبی هستند.

آیا سلول‌های سرطان مغز بدخیم می‌توانند از طریق مایع مغزی-نخاعی پخش شوند؟

مسیر دیگر برای انتشار تومور مغزی بدخیم، از طریق مایع مغزی‌نخاعی (CSF) است.

مایع مغزی‌نخاعی مایع شفافی است که در اطراف مغز و نخاع گردش می‌کند و به عنوان ضربه‌گیر و منبع مواد مغذی عمل می‌کند. برخی از انواع تومورهای مغزی، مانند مدولوبلاستوما و اپاندیموما، می‌توانند سلول‌هایی را به داخل مایع مغزی‌نخاعی بریزند.

این سلول‌ها سپس می‌توانند به سایر مناطق مغز یا به سمت پایین نخاع سفر کرده و رسوبات تومور جدیدی را تشکیل دهند. به همین دلیل است که پزشکان اغلب مایع مغزی‌نخاعی را برای وجود سلول‌های سرطانی، به ویژه هنگامی که انواع خاصی از تومور تشخیص داده می‌شوند، بررسی می‌کنند.

چرا سرطان مغز به ندرت به خارج از مغز پخش می‌شود

دلیل اصلی، مانع فیزیکی سد خونی-مغزی (BBB) است. سد خونی-مغزی یک سیستم بسیار انتخابی است که از مغز در برابر مواد مضر موجود در خون محافظت می‌کند.

اگرچه برخی از سرطان‌ها می‌توانند این سد را بشکنند، اما این امر برای سلول‌های تومور مغزی کمتر رایج است که با موفقیت از طریق جریان خون به اندام‌های دوردست سفر کنند و تومورهای جدیدی ایجاد کنند. وقتی سرطان از جای دیگری به مغز سرایت می‌کند (تومورهای متاستاتیک مغز)، سناریو متفاوت است و از یک سرطان اولیه در بخش دیگری از بدن منشا می‌گیرد.

با این حال، تومورهای اولیه مغز خود تمایل دارند در سیستم عصبی مرکزی باقی بمانند، که مدیریت آن‌ها را به یک چالش منحصر به فرد با تمرکز بر محیط مغز و نخاع تبدیل می‌کند.

مارکرهای مولکولی کلیدی بدخیمی

اهمیت جهش‌های IDH در تشخیص گلیوم چیست؟

وقتی پزشکان به برخی تومورهای مغزی، به خصوص گلیوم‌ها نگاه می‌کنند، اغلب تغییرات خاصی را در DNA تومور بررسی می‌کنند. یکی از مهم‌ترین تغییراتی که آن‌ها به دنبال آن هستند، جهش در ژنی به نام IDH است که مخفف ایزوسیترات دهیدروژناز است.

دو نوع اصلی وجود دارد، IDH1 و IDH2. یافتن جهش در این ژن‌ها می‌تواند اطلاعات زیادی در مورد تومور به پزشکان بدهد.

به طور کلی، گلیوم‌های دارای جهش‌های IDH تمایل دارند که کمتر تهاجمی باشند و در مقایسه با گلیوم‌های بدون این جهش‌ها، پیش‌آگهی بهتری دارند. این موضوع بسیار مهمی است زیرا به هدایت تصمیمات درمانی کمک می‌کند.

به عنوان مثال، گلیوم‌هایی که دارای این جهش‌های IDH هستند اغلب در ابتدا در درجه پایین‌تری قرار می‌گیرند، اما همچنان می‌توانند به مرور زمان به تومورهای تهاجمی‌تر تبدیل شوند. این مانند مارکری است که سرنخ‌هایی درباره رفتار بالقوه تومور ارائه می‌دهد.

چگونه متیلاسیون پروموتر MGMT بر پاسخ به درمان تومور مغزی تأثیر می‌گذارد؟

عامل مهم دیگری که پزشکان بررسی می‌کنند، وضعیت متیلاسیون پروموتر ژن MGMT است.

ژن MGMT یا O-6-متیل‌گوانین-DNA متیل‌ترانسفراز، ژنی است که به ترمیم DNA کمک می‌کند. هنگامی که ناحیه پروموتر این ژن متیله می‌شود، به این معنی است که ژن اساساً خاموش شده است.

این امر مهم است زیرا بر میزان اثربخشی برخی داروهای شیمی‌درمانی، به ویژه تموزولوماید که معمولاً برای گلیوم استفاده می‌شود، تأثیر می‌گذارد. اگر پروموتر MGMT متیله باشد، داروی شیمی‌درمانی اغلب مؤثرتر است زیرا سلول‌های تومور نمی‌توانند آسیب‌های DNA ناشی از دارو را به این آسانی ترمیم کنند.

این یافته می‌تواند بر برنامه درمانی تأثیر بگذارد و گاهی اوقات امکان رویکردی هدفمندتر را فراهم کند.

کدام نشانه‌های ژنتیکی دیگر برای شناسایی میزان تهاجمی بودن تومور مغزی استفاده می‌شود؟

علاوه بر جهش‌های IDH و متیلاسیون پروموتر MGMT، تغییرات ژنتیکی و مولکولی متعدد دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند سیگنالی باشد مبنی بر اینکه یک تومور مغزی احتمالاً بدخیم و تهاجمی است.

دانشمندان علوم اعصاب دائماً در حال شناسایی بیومارکرهای جدیدی هستند که Insight عمیق‌تری از رفتار تومور ارائه می‌دهند. برخی از نمونه‌های رایج عبارتند از:

  • حذف همزمان 1p/19q: این یک تغییر ژنتیکی خاص است که اغلب در انواع خاصی از گلیوم‌های درجه پایین دیده می‌شود. هنگامی که این حذف همزمان وجود دارد، با پاسخ بهتر به شیمی‌درمانی و پرتو درمانی همراه است و اغلب نشان‌دهنده توموری با تهاجم کمتر است.

  • جهش‌های پروموتر TERT: جهش در ژن پروموتر TERT به طور مکرر در گلیوم‌های تهاجمی مانند گلیوبلاستوما یافت می‌شود. وجود آن‌ها می‌تواند نشان‌دهنده توموری باشد که درمان آن چالش‌برانگیزتر است.

  • از دست دادن هتروزیگوسیتی (LOH) در کروموزوم 10: این تغییر ژنتیکی نیز معمولاً در گلیوبلاستوماها مشاهده می‌شود و با پیش‌آگهی ضعیف‌تری مرتبط است.

این جزئیات مولکولی، زمانی که از طریق آزمایش‌هایی مانند توالی‌یابی ژنتیکی یا سنجش‌های مولکولی خاص شناسایی می‌شوند، به پزشکان کمک می‌کنند تا تومورها را با دقت بیشتری طبقه‌بندی کنند و پیش‌بینی کنند که چگونه ممکن است رفتار کنند.

چگونه تشخیص‌های پیشرفته ویژگی‌های بدخیم را شناسایی می‌کنند

تشخیص این که آیا تومور مغزی بدخیم است یا خیر، شامل چند مرحله کلیدی است و فناوری نقش مهمی در آن ایفا می‌کند. پزشکان ابتدا از تست‌های تصویربرداری برای بررسی داخل سر استفاده می‌کنند.

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی یا MRI یک ابزار رایج است. این روش از آهنرباها و امواج رادیویی برای ایجاد تصاویر دقیق از مغز استفاده می‌کند و به شناسایی تومورها و بررسی شکل و اندازه آن‌ها کمک می‌کند.

سی‌تی اسکن نیز به خصوص در شرایط اورژانسی استفاده می‌شود. سی‌تی اسکن از اشعه ایکس برای ایجاد نماهای مقطعی استفاده می‌کند که می‌تواند به سرعت ناهنجاری‌ها را نشان دهد.

تشخیص قطعی اغلب از طریق بیوپسی حاصل می‌شود. این مرحله‌ای است که در آن نمونه کوچکی از تومور، معمولاً در حین جراحی، برداشته می‌شود.

سپس یک پاتولوژیست این بافت را زیر میکروسکوپ بررسی می‌کند. آن‌ها به دنبال ویژگی‌های خاصی هستند که نشان‌دهنده بدخیمی است، مانند سرعت تقسیم سلول‌ها و میزان غیرطبیعی بودن ظاهر آن‌ها. این بررسی میکروسکوپی برای درجه‌بندی تومور بسیار مهم است، که به پزشکان می‌گوید تومور ممکن است چقدر تهاجمی باشد.

پزشکان فراتر از نگاه کردن به سلول‌ها، آزمایش‌های تخصصی را نیز روی نمونه بیوپسی انجام می‌دهند. این آزمایش‌ها می‌توانند تغییرات ژنتیکی یا مارکرهای مولکولی را در سلول‌های تومور شناسایی کنند.

به عنوان مثال، جستجوی جهش‌های ژنی خاص، مانند جهش‌های IDH در گلیوم‌ها، یا بررسی وضعیت متیلاسیون پروموتر ژن MGMT، می‌تواند اطلاعات زیادی به پزشکان بدهد.

چشم‌انداز در حال تحول برای درمان تومورهای مغزی بدخیم چیست؟

درک اینکه چه چیزی یک تومور مغزی را بدخیم می‌کند، یک حوزه پیچیده اما حیاتی در تحقیقات پزشکی است. این رشدهای تهاجمی، برخلاف همتایان خوش‌خیم خود، ظرفیت نفوذ به بافت مغز اطراف را دارند که درمان را به یک چالش بزرگ تبدیل می‌کند.

در حالی که علت‌های دقیق همچنان تحت بررسی هستند، تصور می‌شود عواملی مانند جهش‌های ژنتیکی و تأثیرات محیطی در بروز این اختلال مغزی نقش دارند.

طبقه‌بندی تومورها، به ویژه درجه آن‌ها، کلید تعیین پیش‌آگهی و استراتژی درمانی است، به طوری که تومورهای درجه III و IV نشان‌دهنده بدخیمی و ماهیت تهاجمی‌تر هستند.

پیشرفت‌های مداوم در تکنیک‌های جراحی، پرتو درمانی و شیمی‌درمانی، در کنار توسعه داروهای هدفمند، همچنان به ارائه امید و بهبود نتایج برای بیماران ادامه می‌دهند. تحقیقات مستمر و کارآزمایی‌های بالینی برای باز کردن بیشتر گره‌های پیچیده تومورهای مغزی بدخیم و توسعه راه‌های موثرتر برای مبارزه با این بیماری ضروری هستند.

منابع

  1. لوئیس، دی. ان.، پری، ای.، وسلینگ، پی.، برت، دی. جی.، کری، آی. ای.، فیگارلا-برانگر، دی.، هاوکینز، سی.، ان‌جی، اچ. کی.، فیستر، اس. ام.، رایفنبرگر، جی.، سوفیتی، آر.، فون دایملینگ، ای.، و الیسون، دی. دبلیو. (2021). طبقه‌بندی تومورهای سیستم عصبی مرکزی توسط WHO در سال 2021: یک خلاصه. نورو-آنکولوژی، 23(8)، 1231–1251. https://doi.org/10.1093/neuonc/noab106

  2. یینی، ای.، اوفک، پی.، آلبک، ان.، رودریگز آخامیل، دی.، نیوفلد، ال.، الدار-بوک، ای.، ... و ساچی-فاینارو، آر. (2021). هدف‌گیری گلیوبلاستوما: پیشرفت‌ها در دارورسانی و رویکردهای درمانی نوین. درمان‌های پیشرفته، 4(1)، 2000124. https://doi.org/10.1002/adtp.202000124

  3. ده، ای.، بلیگالا، دی. اچ.، شارما، وی. پی.، بورگوس، سی. ای.، لی، ای. ام.، و گیس، ام. ای. (2020). تولید سلول‌های بنیادی سرطانی در طول انتقال اپیتلیال-مزانشیمی به طور موقت توسط ساعت‌های شبانه‌روزی ذاتی کنترل می‌شود. متاستاز بالینی و تجربی، 37(5)، 617-635. https://doi.org/10.1007/s10585-020-10051-1

پرسش‌های متداول

تفاوت اصلی بین تومور مغزی بدخیم و خوش‌خیم چیست؟

یک تومور مغزی بدخیم سرطانی است، به این معنی که سلول‌های آن خیلی سریع رشد می‌کنند و می‌توانند به بافت مغز سالم مجاور سرایت کنند. یک تومور خوش‌خیم سرطانی نیست، معمولاً کندتر رشد می‌کند و به طور معمول به مناطق دیگر سرایت نمی‌کند.

این که یک تومور دارای «نکروز» باشد به چه معناست؟

نکروز یعنی بخش‌هایی از تومور مرده‌اند. این اتفاق اغلب در تومورهای بدخیم با رشد سریع رخ می‌دهد زیرا آن‌ها سریع‌تر از خون‌رسانی خود رشد می‌کنند که این امر منجر به مرگ سلولی در مرکز تومور می‌شود.

تومورهای مغزی بدخیم چگونه در داخل مغز پخش می‌شوند؟

تومورهای بدخیم می‌توانند با فرستادن بازوهای انگشت‌مانند و بسیار ریز به بافت مغز اطراف پخش شوند که این کار برداشتن کامل آن‌ها را سخت می‌کند. آن‌ها همچنین گاهی اوقات می‌توانند از طریق مایعی که اطراف مغز و نخاع را احاطه کرده است، منتشر شوند.

آیا تومورهای مغزی بدخیم به بخش‌های دیگر بدن سرایت می‌کنند؟

بسیار نادر است که تومورهای مغزی بدخیم به خارج از مغز و نخاع سرایت کنند. آن‌ها تمایل دارند در سیستم عصبی مرکزی باقی بمانند.

سیستم درجه‌بندی تومورهای مغزی WHO چیست؟

سازمان جهانی بهداشت (WHO) تومورهای مغزی را از درجه I تا IV درجه‌بندی می‌کند. درجه I کمترین میزان جدی بودن را دارد و درجه IV جدی‌ترین و تهاجمی‌ترین درجه است که نشان‌دهنده یک تومور بدخیم است.

تومورهای مغزی درجه III و درجه IV چیستند؟

تومورهای درجه III دارای سلول‌های غیرطبیعی هستند که به طور فعال در حال رشد بوده و می‌توانند به بافت‌های مجاور تهاجم کنند. تومورهای درجه IV تهاجمی‌ترین نوع تومورها هستند که سلول‌های بسیار غیرطبیعی دارند که خیلی سریع رشد می‌کنند، رگ‌های خونی جدیدی تشکیل می‌دهند و اغلب دارای نواحی مرده هستند.

برخی از انواع شایع تومورهای مغزی بدخیم کدامند؟

برخی از انواع شایع شامل گلیوبلاستوما (GBM) که یک تومور با رشد سریع است، و آستروسیتومای درجه بالا می‌باشند. این تومورها در سلول‌های پشتیبان مغز شروع می‌شوند.

مارکرهای مولکولی چیستند و چرا برای تومورهای مغزی بدخیم اهمیت دارند؟

مارکرهای مولکولی تغییرات خاصی در ژن‌ها یا پروتئین‌های تومور هستند. شناسایی این مارکرها، مانند جهش‌های IDH، به پزشکان کمک می‌کند تا درک کنند تومور چقدر تهاجمی است و چگونه ممکن است به درمان‌های خاص پاسخ دهد.

پزشکان چگونه از آزمایش‌های پیشرفته برای تشخیص بدخیم بودن تومور مغزی استفاده می‌کنند؟

پزشکان از اسکن‌های تصویربرداری مانند ام‌آر‌آی و سی‌تی اسکن برای دیدن اندازه و محل تومور استفاده می‌کنند. آن‌ها همچنین اغلب سلول‌های تومور برداشته‌شده در حین جراحی یا بیوپسی را آنالیز می‌کنند تا تغییرات ژنتیکی خاص و الگوهای رشدی که نشان‌دهنده بدخیمی است را بررسی کنند.

درمان‌های اصلی برای تومورهای مغزی بدخیم چیستند؟

درمان معمولاً شامل ترکیبی از جراحی برای برداشتن هر چه بیشتر تومور، پرتو درمانی برای از بین بردن سلول‌های سرطانی باقی‌مانده و داروهای شیمی‌درمانی برای توقف رشد سرطان است. درمان‌های هدفمند که بر تغییرات خاص تومور تمرکز دارند نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و داده‌های مغزی به پیشبرد پژوهش‌های علوم اعصاب کمک می‌کند.

کریستین بورگوس

جدیدترین اخبار از ما

راهنمای تبدیل فوریه کوتاه‌مدت برای EEG

یک تبدیل فوریه پایه، ابزار ریاضی کلاسیک برای تجزیه یک سیگنال به فرکانس‌های تشکیل‌دهنده‌اش، می‌تواند به شما بگوید کدام ریتم‌های مغزی در جایی از کل یک فایل ضبط‌شده وجود داشته‌اند. آنچه نمی‌تواند به شما بگوید این است که آن‌ها چه زمانی رخ داده‌اند. یک انفجار کوتاه از فعالیت آلفا که در لحظه بستن چشم‌ها توسط فرد ظاهر می‌شود، یک رویداد معنادار و قفل‌شده در زمان است.

این انفجار که در یک خلاصه فرکانسی واحد در طول یک ضبط ده دقیقه‌ای میانگین‌گیری شده است، به یک آمار تبدیل می‌شود که از نویز پس‌زمینه غیرقابل تشخیص است. بازیابی زمان‌بندی این رویدادها نقطه شروع هر تحقیق جدی EEG است و این دقیقاً همان مسئله‌ای است که تبدیل فوریه زمان-کوتاه (STFT) برای حل آن ساخته شده است.

مطالب را بخوانید

تبدیل فوریه

تبدیل فوریه روش نمایش اطلاعات موجود را تغییر می‌دهد و سیگنالی را که در طول زمان تغییر می‌کند به توصیفی از مؤلفه‌های موزون (ریتمیک) که درون آن نهفته است، تبدیل می‌کند. درک این تبدیل به عنوان یک لنز، به جای یک دستگاه، اولین قدم ضروری است قبل از اینکه هرگونه گفتگو درباره ریتم‌های مغزی، باندهای فرکانسی یا الگوهای طیفی بتواند معنا پیدا کند.

مطالب را بخوانید

تبدیل لاپلاس در مقابل تبدیل فوریه

هدایت حجمی به این معنی است که ثبت یک ولتاژ قوی در یک الکترود لزوماً به معنای منشأ گرفتن مستقیم فعالیت مغزی زیرین درست از زیر آن الکترود نیست. این فعالیت ممکن است از منبعی در فاصله چند سانتی‌متری آنجا سرچشمه گرفته باشد و سیگنال آن صرفاً به اندازه‌ای گسترش یافته باشد که به طور همزمان در چندین حسگر ثبت شود.

این امر برای هر کسی که مایل به پاسخگویی به دو سؤال علمی بسیار متفاوت است، یک مشکل واقعی ایجاد می‌کند: یک الگوی خاص از فعالیت در کجای پوست سر متمرکز شده است، و مغز در آن لحظه چه ریتم یا فرکانسی را تولید می‌کند؟ این دو سؤال به دو ابزار متفاوت نیاز دارند. یکی، لاپلاسین سطحی، بر روی تیزتر کردن جزئیات فضایی کار می‌کند. دیگری، تبدیل فوریه، بر روی رمزگشایی زمان کار می‌کند.

درک اینکه هر ابزار واقعاً چه کاری انجام می‌دهد و چرا هیچ‌کدام نمی‌توانند جایگزین دیگری شوند، ابهامات زیادی را برای هر کسی که برای اولین بار بخش‌های مربوط به روش‌های EEG را مطالعه می‌کند، برطرف می‌سازد.

مطالب را بخوانید

آنالیز فوریه گسسته

تجزیه و تحلیل فوریه گسسته (DFT) چارچوب قوی را برای تجزیه سیگنال‌های پیچیده به أجزای تناوبی پایه‌ای آنها جهت تفسیر دقیق فراهم می‌کند.

این مقاله به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه DFT یک بلوک محدود از داده‌هآی نمونه‌برداری‌شده قدرت ولتاژ؁ مانند یک ثبت حالت استراحت یا یک بلوک مفرد از یک آزمایش مبتنی بر تکلیف را به مجموعه‌ای از مولفه‌های فرکانسی تبدیل می‌کند.

مطالب را بخوانید