موضوعات دیگر را جستجو کنید…

موضوعات دیگر را جستجو کنید…

فهمیدن اینکه شما یا یکی از عزیزانتان تومور مغزی دارید می‌تواند بسیار طاقت‌فرسا باشد. انواع بسیار گوناگونی وجود دارد و هر کدام تا حدی به شکل متفاوتی عمل می‌کنند.

این راهنما برای توضیح انواع رایج تومورهای مغزی در اینجا آمده است. دانستن اینکه تومور از چه نوعی است می‌تواند واقعاً به همه کمک کند تا بهتر بفهمند چه چیزی ممکن است در ادامه رخ دهد و چه گزینه‌های درمانی در دسترس است.

پزشکان چگونه انواع خاصی از تومورهای مغزی را طبقه‌بندی و تشخیص می‌دهند؟

پس از تشخیص اولیه تومور مغزی چه اتفاقی می‌افتد تا نوع سلول شناسایی شود؟

هنگامی که یک تومور مغزی شناسایی می‌شود، مرحله مهم بعدی شامل طبقه‌بندی دقیق این اختلال مغزی است. این روند معمولاً با اسکن‌های تصویربرداری، مانند ام‌آر‌آی (MRI) شروع می‌شود که اندازه و محل تومور را نشان می‌دهند.

با این حال، برای شناخت واقعی تومور، اغلب به یک نمونه نیاز است. این نمونه که معمولاً از طریق نمونه‌برداری (بیوپسی) تهیه می‌شود، توسط یک آسیب‌شناس (پاتولوژیست) زیر میکروسکوپ بررسی می‌شود.

آن‌ها به ظاهر سلول‌ها نگاه می‌کنند؛ آیا آن‌ها سریع رشد می‌کنند یا کند؟ آیا با سلول‌های معمولی مغز تفاوت زیادی دارند؟ این بررسی میکروسکوپی به تعیین نوع سلول تومور و درجه آن کمک می‌کند.

درجه تومور تصوری از میزان تهاجمی بودن احتمالی تومور به دست می‌دهد. به عنوان مثال، تومورهای درجه پایین‌تر معمولاً کندتر رشد می‌کنند و ممکن است بیشتر شبیه سلول‌های معمولی به نظر برسند، در حالی که تومورهای درجه بالاتر اغلب سریع‌تر رشد می‌کنند و غیرعادی‌تر به نظر می‌رسند.

چرا طبقه‌بندی دقیق تومور، اولین قدم ضروری در درمان است؟

انواع مختلف تومورهای سر به درمان‌های گوناگون مانند جراحی، پرتودرمانی و شیمی‌درمانی پاسخ‌های متفاوتی می‌دهند.

به عنوان مثال، برخی از تومورها را می‌توان به بهترین شکل تنها با جراحی مدیریت کرد، در حالی که برخی دیگر ممکن است به ترکیبی از درمان‌ها نیاز داشته باشند. محل و اندازه تومور نیز نقش بسزایی دارد.

طبقه‌بندی دقیق به تیم پزشکی کمک می‌کند تا یک برنامه درمانی شخصی‌سازی‌شده با هدف موثرترین نتیجه ایجاد کند.

علاوه بر این، برخی از تومورها دارای نشانگرهای ژنتیکی خاص یا ویژگی‌های مولکولی هستند که می‌توانند بینش (insight) بیشتری در مورد رفتار آن‌ها ارائه دهند و راهنمای انتخاب‌های درمانی باشند. این شناخت دقیق به پزشکان اجازه می‌دهد درمان‌هایی را انتخاب کنند که بیشترین شانس را برای کنترل تومور و بهبود سلامت مغز بیمار دارند.

تومورهای مغزی اولیه چه هستند و انواع اصلی گلیوما کدامند؟

تومورهای مغزی اولیه توده‌هایی هستند که از خود بافت مغز شروع می‌شوند. برخلاف تومورهایی که از سایر نقاط بدن پخش می‌شوند، این تومورها در مغز یا نواحی اطراف آن مانند غشاهایی که مغز را می‌پوشانند (مننژ) یا اعصاب خاصی منشأ می‌گیرند.

آن‌ها را می‌توان به چند روش طبقه‌بندی کرد، اما یک روش رایج بر اساس نوع سلولی است که از آن منشأ می‌گیرند و ظاهر آن‌ها زیر میکروسکوپ، که اغلب با استفاده از سیستم درجه‌بندی از I تا IV انجام می‌شود. این درجه‌بندی به پزشکان کمک می‌کند تا درک کنند که تومور با چه سرعتی ممکن است رشد کرده و پخش شود.

گلیوما چیست و چگونه بر بافت پشتیبان مغز تأثیر می‌گذارد؟

گلیوما دسته‌بندی وسیعی از تومورها است که از سلول‌های گلیال منشأ می‌گیرند. این سلول‌ها بافت پشتیبان مغز هستند و با محافظت، تغذیه و عایق‌بندی سلول‌های عصبی، مانند «چسب» مغز عمل می‌کنند.

گلیوما دارای چندین زیرشاخه است که نام هر کدام از آن‌ها بر اساس نوع خاصی از سلول گلیال که از آن منشأ گرفته‌اند، انتخاب شده است.

آستروسیتوما چیست و چرا گلیوبلاستوم درجه ۴ بسیار تهاجمی است؟

آستروسیتوماها از آستروسیت‌ها که نوعی سلول گلیال هستند، ایجاد می‌شوند. آن‌ها می‌توانند در هر نقطه‌ای از مغز رخ دهند و رفتار آنها بسیار متفاوت است.

آستروسیتوماهای درجه پایین‌تر (درجه I و II) معمولاً کند رشد می‌کنند و ممکن است شبیه سلول‌های معمولی باشند. آستروسیتوماهای درجه بالاتر (درجه III و IV) تهاجمی‌تر هستند.

گلیوبلاستوم (GBM)، که یک آستروسیتومای درجه IV است، شایع‌ترین و تهاجمی‌ترین نوع تومور مغزی اولیه در بزرگسالان است. مشخصه آن رشد سریع و تمایل به حمله به بافت‌های اطراف مغز است.

درمان آستروسیتوما اغلب شامل ترکیبی از جراحی، پرتودرمانی و شیمی‌درمانی است که رویکرد خاص آن به شدت به درجه و محل تومور بستگی دارد.

الیگودندروگلیوما چیست و چگونه از نشانگرهای مولکولی در تشخیص استفاده می‌شود؟

الیگودندروگلیوماها از الیگودندرسیت‌ها منشأ می‌گیرند؛ نوع دیگری از سلول‌های گلیال که مسئول تولید میلین (ماده چربی که فیبرهای عصبی را عایق‌بندی می‌کند) هستند. این تومورها معمولاً در مخ یافت می‌شوند.

اگرچه این تومورها از نظر تاریخی بر اساس ظاهر طبقه‌بندی می‌شدند، اما تشخیص مدرن به طور فزاینده‌ای به نشانگرهای مولکولی متکی است. شناسایی تغییرات ژنتیکی خاص، مانند حذف همزمان 1p/19q، بسیار مهم است زیرا می‌تواند بر تصمیمات درمانی تأثیر بگذارد و پیش‌بینی کند که تومور چگونه به درمان پاسخ می‌دهد.

درمان معمولاً شامل جراحی و به دنبال آن پرتو‌درمانی و شیمی‌درمانی است، به ویژه اگر نشانگرهای مولکولی نشان‌دهنده تومور پاسخ‌گوتر به درمان باشند.

اپاندیموما چیست و چگونه محل و درجه آن بر درمان تأثیر می‌گذارد؟

اپاندیموماها از سلول‌های اپاندیمال منشأ می‌گیرند که حفره‌های درون مغز (بطن‌ها) و مجرای مرکزی نخاع را می‌پوشانند. محل آن‌ها به طور قابل توجهی بر علائم و درمان تأثیر می‌گذارد.

اپاندیموم‌ها می‌توانند در کودکان و بزرگسالان رخ دهند، اگرچه در افراد جوان‌تر شایع‌تر هستند. آن‌ها بر اساس ظاهر میکروسکوپی خود درجه‌بندی می‌شوند که درجه‌های بالاتر نشان‌دهنده رفتار تهاجمی‌تر است.

خارج کردن با جراحی درمان اصلی است که اغلب با پرتودرمانی دنبال می‌شود، به ویژه برای تومورهای با درجه بالاتر یا تومورهایی که امکان خارج کردن کامل آنها وجود نداشته است.

شایع‌ترین تومورهای مغزی اولیه غیرگلیال چه هستند؟

به جز گلیوما، چندین نوع دیگر از تومورهای مغزی اولیه نیز وجود دارند که به طور مکرر با آن‌ها مواجه می‌شویم. درک این دسته‌بندی‌های متمایز بسیار مهم است زیرا منشأ، الگوهای رشد و محل‌های معمول آن‌ها بر نحوه تشخیص و درمان آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

مننژیوم چیست و چرا شایع‌ترین تومور اولیه است؟

مننژیوم‌ها تومورهایی هستند که از مننژ، غشاهای محافظی که مغز و نخاع را احاطه کرده‌اند، منشأ می‌گیرند. این‌ها شایع‌ترین نوع تومور مغزی اولیه هستند که درصد قابل توجهی از کل موارد را به خود اختصاص می‌دهند.

اگرچه آنها خارج از خود بافت مغز منشأ می‌گیرند، اما می‌توانند به اندازه‌ای بزرگ شوند که به مغز فشار آورده و علائمی ایجاد کنند. بیشتر مننژیوم‌ها خوش‌خیم (غیر سرطانی) هستند و به آرامی رشد می‌کنند، اغلب بدون اینکه برای سال‌ها مشکلات محسوسی ایجاد کنند. با این حال، برخی از آن‌ها می‌توانند غیرمعمول یا بدخیم باشند و رشد سریع‌تر و تمایل بیشتری به حمله به بافت‌های اطراف نشان دهند.

تشخیص معمولاً شامل تست‌های تصویربرداری مانند ام‌آر‌آی یا سی‌تی اسکن است. درمان به اندازه تومور، محل آن و اینکه آیا علائمی ایجاد می‌کند یا خیر بستگی دارد.

مننژیوم‌های کوچک و بدون علامت ممکن است فقط نیاز به نظارت منظم داشته باشند. تومورهای بزرگتر یا علامت‌دار اغلب با جراحی درمان می‌شوند تا سهم بیشتری از توده تا حد امکان برداشته شود. پرتودرمانی ممکن است برای تومورهایی که به طور کامل برداشته نمی‌شوند یا برای انواع بدخیم در نظر گرفته شود.

مدولوبلاستوم چیست و چگونه بر بیماران اطفال تأثیر می‌گذارد؟

مدولوبلاستوم‌ها نوعی تومور مغزی بدخیم هستند که به طور معمول در مخچه، بخشی در پشت مغز که مسئول هماهنگی و تعادل است، ایجاد می‌شوند. این تومور شایع‌ترین تومور تشخیص داده شده در کودکان است، هرچند ممکن است در بزرگسالان نیز رخ دهد.

مدولوبلاستوم‌ها تمایل دارند به سرعت رشد کنند و می‌توانند به سایر بخش‌های سیستم عصبی مرکزی از جمله نخاع پخش شوند. علائم می‌تواند شامل سردرد، حالت تهوع، استفراغ و مشکلات هماهنگی یا تعادل باشد.

تشخیص معمولاً شامل اسکن ام‌آر‌آی است. درمان اغلب شامل ترکیبی از جراحی برای برداشتن هر چه بیشتر تومور و به دنبال آن پرتودرمانی و شیمی‌درمانی است. پیشرفت‌ها در درمان، نتایج را برای بسیاری از بیماران جوان بهبود بخشیده است.

تومورهای غده هیپوفیز چگونه بر تولید هورمون‌های بدن تأثیر می‌گذارند؟

تومورهای هیپوفیز در غده هیپوفیز ایجاد می‌شوند؛ غده کوچکی که در پایه مغز قرار دارد و بسیاری از عملکردهای مهم بدن را از طریق تولید هورمون کنترل می‌کند. اکثر تومورهای هیپوفیز، آدنوم‌های خوش‌خیم هستند.

آن‌ها می‌توانند به دو روش اصلی مشکل ایجاد کنند: با فشار آوردن به ساختارهای مجاور، مانند اعصاب بینایی (که منجر به مشکلات بینایی می‌شود)، یا با تولید بیش از حد یا خیلی کم هورمون‌های خاص.

علائم بسته به هورمون‌های تحت تأثیر، بسیار متفاوت است و می‌تواند شامل تغییرات در بینایی، سردرد، خستگی، تغییرات وزن و مشکلات مربوط به تولیدمثل یا خلق‌وخو باشد. تشخیص شامل تصویربرداری (ام‌آر‌آی) و آزمایش خون برای بررسی سطح هورمون‌ها است. گزینه‌های درمانی شامل دارو برای مدیریت عدم تعادل هورمونی، جراحی برای برداشتن تومور (اغلب از طریق بینی) و گاهی پرتودرمانی است.

شوانوما چیست و چگونه منجر به از دست رفتن شنوایی و تعادل می‌شود؟

شوانوماها تومورهایی هستند که از سلول‌های شوان که غلاف میلینِ عایق‌کننده اعصاب را می‌سازند، منشأ می‌گیرند. هنگامی که این تومورها روی عصب دهلیزی-حلزونی (عصب مسئول شنوایی و تعادل) ایجاد می‌شوند، نوروم آکوستیک یا شوانوم دهلیزی نامیده می‌شوند.

این تومورها معمولاً خوش‌خیم هستند و بسیار کند رشد می‌کنند. شایع‌ترین علامت اولیه، کاهش تدریجی شنوایی در یک گوش است که اغلب با وزوز گوش (صدا در گوش) و سرگیجه یا مشکلات تعادل همراه است.

با رشد تومور، این تومور می‌تواند به عصب صورت فشار بیاورد و به طور بالقوه باعث ضعف یا بی‌حسی صورت شود. تشخیص معمولاً با اسکن ام‌آر‌آی انجام می‌شود. رویکردهای درمانی شامل تحت نظر گرفتن تومورهای بسیار کوچک، جراحی برای برداشتن توده، یا جراحی رادیویی استریوتاکتیک جهت متوقف کردن رشد تومور است.

تومورهای مغزی ثانویه یا متاستاتیک چه هستند؟

کدام سرطان‌های شایع بیشتر احتمال دارد به مغز سرایت کنند؟

وقتی سرطان در بخش دیگری از بدن شروع می‌شود و سپس به مغز سرایت می‌کند، این تومورها را تومورهای مغزی ثانویه یا متاستاتیک می‌نامند. این تومورها در واقع شایع‌تر از تومورهایی هستند که از خود مغز شروع می‌شوند.

مهم است بدانید که نام یک تومور مغزی متاستاتیک بر اساس محل اولیه سرطان گذاشته می‌شود. به عنوان مثال، اگر سرطان سینه به مغز سرایت کند، همچنان سرطان سینه‌ای نامیده می‌شود که به مغز متاستاز داده است، نه یک تومور مغزی اولیه.

چندین نوع سرطان تمایل دارند به مغز سرایت کنند. شایع‌ترین عوامل عبارتند از:

  • سرطان ریه

  • سرطان سینه

  • ملانوما (نوعی سرطان پوست)

  • سرطان کلیه (رنال)

  • سرطان روده بزرگ

تشخیص این تومورها اغلب شامل تست‌های تصویربرداری مانند ام‌آر‌آی یا سی‌تی اسکن است، گاهی اوقات با ماده حاجب تا تومورها به وضوح مشخص شوند. در صورت مشکوک بودن به تومور ثانویه، پزشکان احتمالاً از سایر بخش‌های بدن نیز تصویربرداری می‌کنند تا محل اصلی سرطان را پیدا کنند.

در برخی موارد، ممکن است برای تأیید تشخیص و شناسایی نوع سرطان، نمونه‌برداری انجام شود.

رویکرد پزشکی به تومورهای مغزی متاستاتیک چه تفاوتی دارد؟

استراتژی درمان تومورهای مغزی متاستاتیک با تومورهای مغزی اولیه کاملاً متفاوت است. اهداف اصلی معمولاً کنترل رشد تومور، مدیریت علائم و بهبود کیفیت زندگی است.

رویکرد خاص به شدت به نوع و میزان گسترش سرطان اولیه، تعداد و محل متاستازهای مغزی و سلامت کلی بیمار بستگی دارد.

گزینه‌های درمانی رایج عبارتند از:

  • جراحی: اگر یک تومور منفرد یا چند تومور با حدود مشخص وجود داشته باشد، ممکن است جراحی گزینه‌ای برای برداشتن هر چه بیشتر تومور باشد. این کار می‌تواند به تسکین علائم ناشی از فشار روی مغز کمک کند.

  • پرتودرمانی: این درمان را می‌توان به روش‌های مختلفی ارائه داد. پرتودرمانی کل مغز (WBRT) کل مغز را درمان می‌کند، در حالی که جراحی رادیو استریوتاکتیک از پرتوهای متمرکز تابش برای هدف قرار دادن بخش‌های خاص تومور با دقت بالا استفاده می‌کند و اغلب به بافت‌های سالم اطراف آسیبی نمی‌رساند.

  • درمان سیستمیک: این روش به درمان‌هایی اشاره دارد که از طریق جریان خون حرکت می‌کنند تا به سلول‌های سرطانی در سراسر بدن، از جمله سلول‌هایی که ممکن است به مغز سرایت کرده باشند، دسترسی پیدا کنند. این درمان بسته به نوع سرطان اصلی می‌تواند شامل شیمی‌درمانی، درمان هدفمند یا ایمونوتراپی باشد.

اغلب ترکیبی از این درمان‌ها استفاده می‌شود. به عنوان مثال، جراحی ممکن است با پرتودرمانی یا درمان سیستمیک دنبال شود. اگر بیمار ابتلای شناخته‌شده به سرطان داشته باشد، مدیریت سرطان اولیه بخش کلیدی برنامه کلی درمان باقی می‌ماند.

پیشروی با دانش تومور مغزی

خب، ما انواع مختلف تومورهای مغزی را بررسی کردیم. این یک موضوع بسیار پیچیده است و دانستن جزئیات آن در یافتن بهترین راه برای درمان فرد مبتلا به کانسر مغز واقعاً اهمیت دارد.

خواه تومور اولیه باشد که در مغز شروع شده است یا توموری که از جای دیگری سرایت کرده، هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارند. درک این تفاوت‌ها، مانند اینکه آیا یک تومور سریع‌رشد است یا کند‌رشد، به پزشکان کمک می‌کند تا برنامه‌های بهتری بنویسند.

درک همه این موضوعات آسان نیست، اما داشتن این اطلاعات می‌تواند تفاوت بزرگی برای بیماران و خانواده‌های آن‌ها در مواجهه با این چالش‌ها ایجاد کند. حوزه علوم اعصاب همیشه در حال یادگیری اقدامات بیشتری است و این خبر خوبی برای همه افراد درگیر است.

منابع

  1. دی، اِی.، بلیگالا، دی. اچ.، شارما، وی. پی.، بورگوس، سی. اِی.، لی، اِی. ام.، و گئوز، ام. ای. (۲۰۲۰). فرآیند تولید سلول‌های بنیادی سرطانی طی گذار اپیتلیال-مزانشیمی به طور موقت توسط ساعت‌های شبانه‌روزی درونی کنترل می‌شود. متاستاز بالینی و تجربی، ۳۷(۵)، ۶۱۷-۶۳۵. https://doi.org/10.1007/s10585-020-10051-1

  2. ینی، ای.، اوفک، پی.، آلبک، ان.، رودریگز آخامیل، دی.، نیوفلد، ال.، الدار-بوک، اِی.، ... و ساچی-فاینارو، آر. (۲۰۲۱). هدف قرار دادن گلیوبلاستوم: پیشرفت‌ها در تحویل دارو و رویکردهای درمانی نوین. درمان‌های پیشرفته، ۴(۱)، ۲۰۰۰۱۲۴. https://doi.org/10.1002/adtp.202000124

  3. کورونس، دی. ان. (۲۰۲۳). اپاندیموم‌های اطفال: چیزی قدیمی، چیزی جدید. مجله انکولوژی هماتولوژی کودکان، ۸(۲)، ۱۱۴-۱۲۰. https://doi.org/10.1016/j.phoj.2023.04.002

  4. ماهاپاترا، اس.، و آمسبو، ام. جی. (۲۰۲۳، ۲۶ ژوئن). مدولوبلاستوم. انتشارات استات‌پرلز. https://www.ncbi.nlm.nih.gov/books/NBK431069/

پرسش‌های متداول

تومور مغزی دقیقاً چیست؟

تومور مغزی رشد غیرطبیعی سلول‌ها است که در داخل مغز یا بسیار نزدیک به آن شکل می‌گیرد. این توده‌ها می‌توانند غیرسرطانی (خوش‌خیم) یا سرطانی (بدخیم) باشند. آن‌ها می‌توانند از خود مغز شروع شوند یا از بخش دیگری از بدن سرایت کنند.

تفاوت بین تومور مغزی اولیه و ثانویه چیست؟

تومور مغزی اولیه در داخل بافت مغز یا لایه‌های محافظ آن شروع می‌شود. تومور مغزی ثانویه یا متاستاتیک به عنوان سرطان در جای دیگری از بدن شروع می‌شود و سپس به مغز می‌رسد.

آیا همه تومورهای مغزی سرطانی هستند؟

خیر، همه تومورهای مغزی سرطانی نیستند. برخی از آن‌ها خوش‌خیم هستند، به این معنی که غیرسرطانی می‌باشند. با این حال، حتی تومورهای خوش‌خیم نیز در صورت رشد و فشار بر بخش‌های مهم مغز می‌توانند مشکلات جدی ایجاد کنند.

گلیوما چیست و برخی از انواع آن کدامند؟

گلیوماها تومورهایی هستند که از سلول‌های گلیال (سلول‌های پشتیبان مغز) ایجاد می‌شوند. انواع شایع آن شامل آستروسیتوم‌ها (مانند گلیوبلاستوم)، الیگودندروگلیوم‌ها و اپاندیموم‌ها هستند. آن‌ها بر اساس نوع خاصی از سلول گلیال که از آن منشأ می‌گیرند گروه‌بندی می‌شوند.

گلیوبلاستوم (GBM) چیست؟

گلیوبلاستوم که اغلب واسه اختصار GBM نامیده می‌شود، نوعی آستروسیتوم است و شایع‌ترین و تهاجمی‌ترین نوع تومور مغزی بدخیم اولیه در بزرگسالان به شمار می‌رود. این تومور به سرعت رشد کرده و پخش می‌شود.

مننژیوم چیست؟

مننژیوم‌ها تومورهایی هستند که از مننژ، لایه‌های بافتی که مغز و نخاع را احاطه کرده و از آن‌ها محافظت می‌کنند، منشأ می‌گیرند. آن‌ها شایع‌ترین نوع تومور مغزی اولیه هستند و اغلب خوش‌خیم می‌باشند.

برخی از نشانه‌های شایع یا علائم تومور مغزی چیست؟

علائم می‌توانند بسیار متفاوت باشند اما ممکن است شامل سردردهای جدید یا بدتر شونده، تهوع یا استفراغ بی‌دلیل، مشکلات بینایی، مشکل در تعادل، مشکلات گفتاری، یا تغییرات در شخصیت یا رفتار باشند. تشنج‌های جدید نیز یک نشانه شایع هستند.

تومورهای مغزی چگونه تشخیص داده می‌شوند؟

تشخیص معمولاً شامل معاینه کامل عصبی، تست‌های تصویربرداری مانند ام‌آر‌آی یا سی‌تی اسکن برای دیدن تومور، و اغلب بیوپسی است که در آن نمونه کوچکی از تومور برداشته و زیر میکروسکوپ بررسی می‌شود تا نوع و درجه آن تعیین گردد.

«درجه» تومور مغزی به چه معناست؟

درجه تومور مغزی توصیف می‌کند که سلول‌های تومور زیر میکروسکوپ چقدر غیرطبیعی به نظر می‌رسند و با چه سرعتی احتمال دارد رشد کرده و پخش شوند. درجه‌های پایین‌تر (مانند درجه I) کمتر تهاجمی هستند، در حالی که درجه‌های بالاتر (مانند درجه IV) تهاجمی‌تر می‌باشند.

تومورهای مغزی ثانویه (متاستاتیک) چگونه به طور متفاوت درمان می‌شوند؟

درمان تومورهای ثانویه بر مدیریت سرطانی که به مغز سرایت کرده است، اغلب با پرتودرمی یا جراحی، متمرکز است، در حالی که همزمان به درمان سرطان اولیه در بخش دیگری از بدن نیز می‌پردازند. رویکرد متفاوت است زیرا تومور از مغز شروع نشده است.

گزینه‌های اصلی درمان تومورهای مغزی چیست؟

درمان به شدت به نوع، اندازه و محل تومور بستگی دارد. گزینه‌های متداول شامل جراحی برای برداشتن تومور، پرتودرمانی برای از بین بردن سلول‌های سرطانی و شیمی‌درمانی با استفاده از داروها است. گاهی اوقات، ترکیبی از این روش‌ها استفاده می‌شود یا پزشکان ممکن است در صورتی که تومور کندرشد باشد و علائمی ایجاد نکند، تحت نظر گرفتن تومور را انتخاب کنند.

چرا دانستن نوع خاص تومور مغزی تا این حد مهم است؟

تحت نظر گرفتن نوع دقیق، درجه و هرگونه نشانگر خاص یک تومور مغزی بسیار حیاتی است زیرا پزشکان را در انتخاب موثرترین برنامه درمانی هدایت می‌کند. انواع مختلف تومور به درمان‌هایی مانند جراحی، پرتو‌درمانی و شیمی‌درمانی پاسخ‌های متفاوتی می‌دهند و دانستن نوع آن به پیش‌بینی نحوه رفتار تومور کمک می‌کند.

Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و داده‌های مغزی به پیشبرد پژوهش‌های علوم اعصاب کمک می‌کند.

کریستین بورگوس

جدیدترین اخبار از ما

سیستم ۱۰-۵ ای‌ای‌جی

هر الکتروانسفالوگرام، یا EEG، بر اساس یک فرض اساسی یکسان کار می‌کند: فعالیت الکتریکی تولید شده در داخل مغز به سمت بیرون از طریق بافت، جمجمه و پوست سر حرکت می‌کند، جایی که می‌تواند توسط حسگرهای قرار گرفته روی سطح سر دریافت شود. دقت آن ثبت به شدت به تعداد حسگرهای مورد استفاده و محل قرارگیری آن‌ها بستگی دارد.

سیستم الکترود ۱۰-۵ برای پاسخ به این سوالِ مکان‌یابی با دقت ریاضی وجود دارد و به پژوهشگران و بالینگران نقشه‌ای استاندارد شده با بیش از ۳۰۰ سایت ثبت ممکن ارائه می‌دهد. این یک افزایش چشمگیر نسبت به ۲۱ موقعیت مورد استفاده در سیستم اولیه ۱۰-۲۰ است که از دهه ۱۹۵۰ پایه‌گذار EEG بالینی بوده است.

مطالب را بخوانید

مونتاژ EEG نوزادان

یک مونتاژ EEG به زبان ساده، نقشه‌ای است از محل قرارگیری الکترودها روی پوست سر و نحوه مقایسه سیگنال‌های آن‌ها برای ثبت فعالیت الکتریکی مغز. در بزرگسالان، این نقشه از الگوهای کاملاً شناخته‌شده‌ای پیروی می‌کند که بر اساس جمجمه‌ای کاملاً شکل‌گرفته و به اندازه کافی بزرگ برای قرار دادن ده‌ها حسگر با فضای خالی اضافی، طراحی شده‌اند.

نوزادان مسئله کاملاً متفاوتی را ایجاد می‌کنند. جمجمه آن‌ها هنوز در حال جوش خوردن است، مغزشان دستخوش تغییرات فیزیولوژیکی سریعی است و پوست آن‌ها نمی‌تواند همان رفتاری را که با پوست سر یک بزرگسال می‌شود، تحمل کند. بنابراین، اعمال یک مونتاژ به سبک بزرگسالان روی یک نوزاد، نیازمند مجموعه مجزایی از قوانین طراحی است که بر اساس آناتومی یک جمجمه ناقص شکل‌گرفته و واقعیت‌های عملی مراقبت‌های ویژه تدوین شده باشد.

مطالب را بخوانید

مونتاژ موز دوتایی در ای‌ای‌جی (Double Banana EEG Montage)

هر کسی که به یک برگه چاپ‌شده الکتروانسفالوگرام (EEG) بالینی نگاه کرده باشد، احتمالاً الگوی خاصی از خطوط را دیده است که در دو خط قوسی‌شکل در هر نیمکره، در عرض صفحه منحنی می‌شوند. این نماد بصری متعلق به مونتاژ موز دوتایی (double banana montage) است، یکی از پرکاربردترین چیدمان‌های دوقطبی در تفسیر EEG.

با وجود خطابی بودن نام آن، موز دوتایی بار تشخیصی واقعی دارد و ساختار آن دقیقاً تعیین می‌کند که یک خواننده چه نوع فعالیت‌های مغزی را می‌تواند یا نمی‌تواند به وضوح ببیند. درک چگونگی ساختار آن و نقاط ضعف آن، برای هر کسی که مایل است یک گزارش EEG را با دقت تفسیر کند، بسیار حیاتی است.

مطالب را بخوانید

سیستم ۱۰-۱۰ قرارگیری الکترود در EEG

سیستم ۱۰-۱۰ گسترشی از روش بین‌المللی جایگذاری الکترود ۱۰-۲۰ است که برای ارائه یک شبکه متراکم‌تر و یکنواخت‌تر از الکترودهای پوست سر به پژوهشگران جهت ثبت الکتروانسفالوگرافی (EEG) طراحی شده است. این سیستم فواصل فضایی فضاهای خالی باقی‌مانده از چیدمان قدیمی‌تر ۱۰-۲۰ را پر می‌کند و پوشش را از ۱۹ موقعیت استاندارد به ۷۴ یا تعداد بیشتری از سایت‌های ثبت گسترش می‌دهد.

این تراکمِ افزوده شده از نقشه‌برداری توپوگرافی دقیق‌تر پشتیبانی می‌کند؛ فرآیندی برای ایجاد یک تصویر دقیق از اینکه فعالیت الکتریکی در هر لحظه مشخص در کجای سطح پوست سر متمرکز می‌شود.

مطالب را بخوانید