علائم ADHD در بزرگسالان و کودکان میتواند بسیار متفاوت به نظر برسد، حتی اگر شرایط اصلی یکسان باشد. آنچه به عنوان انرژی معمولی دوران کودکی دیده میشود، در واقع میتواند نشانهای از ADHD باشد و آنچه به عنوان استرس یا ناامیدی بزرگسالان به نظر میرسد نیز ممکن است به این اختلال اشاره کند. درک این تفاوتها کلید دریافت حمایت مناسب در هر سنی است.
چگونه علائم ADHD بر مدرسه در دوران کودکی در مقایسه با کار در بزرگسالی تأثیر میگذارد؟
زندگی با ADHD بسته به سن و شرایط زندگی تغییرات زیادی میکند. شیوههای بروز آن در مدرسه میتواند کاملاً با نحوه تأثیرگذاری آن بر عملکرد شغلی متفاوت باشد، عمدتاً به این دلیل که با رشد شما، معلمان، محیطها و انتظارات همگی تغییر میکنند. در اینجا نگاه دقیقتری به چگونگی برجسته شدن این علائم در کلاسهای درس و محیطهای کاری میاندازیم.
ADHD معمولاً در یک محیط کلاس درس ساختاریافته چگونه به نظر میرسد؟
دهه اول زندگی و مدرسه برای کودکان جایی است که اولین نشانههای ADHD در آنجا نمایان میشود. کلاسهای درس مکانهایی بسیار سازمانیافته هستند. در اینجا، برنامههای روزمره و دستورالعملها رایج هستند و یک ذهن جوان مبتلا به ADHD میتواند با موانعی مانند موارد زیر برخورد کند:
فراموش کردن تکالیف یا لوازم مدرسه
مشکل در آرام نشستن برای یادگیری دروس
حواسپرتی یا خیالبافی در حین انجام کارها
پراندن پاسخها بدون نوبت یا صحبت کردن خارج از نوبت
گم کردن رشته دستورالعملهای چندمرحلهای
ADHD در بزرگسالان زمانی که کار به خودساختاردهی نیاز دارد، چگونه بروز پیدا میکند؟
در بزرگسالی با از بین رفتن ساختار مدرسه، اوضاع تغییر میکند. در عوض، بزرگسالان شاغل مبتلا به ADHD ممکن است مجبور شوند برنامههای روتین خود را ایجاد کنند؛ بدون زنگ مدرسه و بدون زمانهای استراحت سختگیرانه.
برخی از مشکلات معمول عبارتند از:
مدیریت زمان ضعیف و از دست دادن مهلتهای انجام کار
بینظمی در فایلها، ایمیلها یا جلسات
دشواری در به پایان رساندن پروژههای بلندمدت
مشکلات در برنامهریزی یا اولویتبندی کارها
بیقراری در طول جلسات طولانی یا کارهای تکراری
نشانهها همیشه واضح نیستند. بیشفعالی ممکن است بیشتر به شکل بیقراری درونی یا کمطاقتی ظاهر شود تا تکان خوردنهای فیزیکی مداوم.
در همین حال، بیتوجهی اغلب به اهمالکاری یا خطاهای کاری تبدیل میشود. از آنجا که همکاران ممکن است از چالشهای سلامت مغز فرد آگاه نباشند، این رفتارها اغلب به حساب بیعلاقگی یا عدم انگیزه گذاشته میشود.
از بازخورد معلم تا ارزیابی عملکرد شغلی
بازخورد در دوران کودکی مستقیم و مکرر است. معلمان به والدین اطلاع میدهند، کارنامهها را پر میکنند و کمکهای اضافی تعیین میکنند.
به عنوان یک بزرگسال، چرخه بازخورد معمولاً به ارزیابیهای رسمی عملکرد یا نشانههای ظریف از سوی مدیران تغییر میکند. حساسیت شرایط میتواند بیشتر احساس شود و حمایتها کمتر به چشم بیایند.
بازخوردهای منفی مکرر، چه نمره ضعیف باشد و چه یک ارزیابی کاری نامطلوب، میتواند بر اعتماد به نفس و انگیزه تأثیر بگذارد و استرسی را تقویت کند که توجه را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهد. مطالعات علوم اعصاب نشان میدهد که استرس در واقع میتواند علائم را برای افراد مبتلا به ADHD بدتر کند و مراقبتهای روتین از خود را در بزرگسالی حتی مهمتر سازد.
علائم ADHD چگونه روابط اجتماعی را از دوران کودکی تا بزرگسالی تغییر میدهد؟
زندگی اجتماعی اغلب زمانی که فرد با ADHD زندگی میکند، به شدت تغییر میکند، به ویژه زمانی که از دوران کودکی به بزرگسالی قدم میگذارد. چالشهای مربوط به تکانشگری، بیتوجهی و تنظیم هیجانی میتواند محیطهای اجتماعی را غیرقابل پیشبینی جلوه دهد.
علائم ممکن است با افزایش سن ناپدید نشوند، بلکه فقط تمایل دارند به روشهای جدیدی ظاهر شوند. در ادامه، به بررسی این تغییرات در سنین مختلف میپردازیم.
تکانشگری چگونه بر دوستیها و تضاد با همسالان در کودکان مبتلا به ADHD تأثیر میگذارد؟
برای بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD، دوستیابی لزوماً سختتر از همسالانشان نیست، اما حفظ آن دوستیها میتواند دشوار باشد. الگوهای رایج در کودکان شامل موارد زیر است:
پراندن نظرات یا قطع کردن صحبت در طول بازیها و گفتگوها
تغییر سریع فعالیتها، به طوری که گاهی دوستان خود را جا میگذارند
مشکل در رعایت نوبت و پیروی از قوانین اجتماعی
واکنشهای احساسی شدید که ممکن است به بحث یا درگیری منجر شود
این رفتارها ممکن است باعث شود که کودکان از سوی همکلاسیهای خود به عنوان افراد مخل یا دردسرساز شناخته شوند. غیرمعمول نیست که کودک مبتلا به ADHD بخواهد به جمع بپیوندد، اما به دلیل تکانشگری یا فعالیت بیش از حد، از فعالیتهای گروهی کنار گذاشته شود.
بیتوجهی چگونه میتواند بر دوستیهای بزرگسالان و روابط عاطفی فشار وارد کند؟
با بزرگ شدن فرد مبتلا به ADHD، مشکلات اجتماعی کمتر به فعالیت بیش از حد و بیشتر به بیتوجهی مربوط میشود. بزرگسالان اغلب با موارد زیر مواجه هستند:
از دست دادن نشانههای اجتماعی یا حواسپرت به نظر رسیدن در طول گفتگوها
فراموش کردن برنامهها یا عدم پیگیری ارتباط با دوستان
مشکل در هماهنگی وقت با دیگران به دلیل مدیریت زمان ضعیف
مشکل در گوش دادن، که ممکن است به عنوان بیامکان بودن تعبیر شود
روابط عاطفی نیز میتوانند تحت تأثیر قرار گیرند. شریک زندگی ممکن است فرد را غیرقابل اعتماد یا بیتوجه بپندارد، در حالی که او واقعاً با از دست دادن تمرکز یا گم کردن وسایل مهم دستوپنجه نرم میکند. با گذشت زمان، این مسئله میتواند به روابط نزدیک آسیب بزند و حتی احساس انزوا را تقویت کند.
مدیریت کارهای خانه و برنامههای روزمره
مدیریت برنامههای روزمره و کارهای خانه میتواند برای افراد مبتلا به ADHD، چه کودک و چه بزرگسال، بسیار متفاوت باشد. این تفاوت اغلب به تغییر مسئولیتها و شیوهای که علائم ADHD با افزایش سن ظاهر میشوند برمیگردد. ADHD یکی از چندین اختلال مغزی است که مستقیماً بر توجه، خودتنظیمی و سازماندهی تأثیر میگذارد و زندگی روزمره در خانه را بسیار چالشبرانگیزتر میکند.
حوزه کودک: اتاق به هم ریخته و کارهای فراموششده خانه
بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD برای مرتب نگه داشتن فضاهای خود دوران سختی را میگذرانند. این فقط به خاطر لجبازی در تمیز نکردن نیست؛ مغز آنها در سازماندهی مراحل لازم برای مرتب کردن وسایل با مشکل مواجه است. در اینجا مواردی آورده شده که والدین و مربیان اغلب متوجه آنها میشوند:
لباسها و اسباببازیها حتی پس از یادآوری، پراکنده میمانند.
کارهایی مانند غذا دادن به حیوان خانگی یا چیدن میز غذا ممکن است با وجود مکتوب شدن در لیست، فراموش شوند.
کودکان ممکن است احساس کلافگی کنند اما نتوانند بفهمند کار را از کجا شروع کنند یا چگونه به پایان برسانند.
حوزه بزرگسالان: سر و سامان دادن به قبوض، کارهای بیرون و امور اداری زندگی
وقتی فرد مبتلا به ADHD بزرگ میشود، آشفتگی به مجموعه وسیعتری از کارها سرایت میکند. به جای اسباببازیها، این بینظمی ممکن است شامل قبوض پرداختنشده، میزهای شلوغ یا قرارهای ملاقات فراموششده باشد. علائم ADHD بزرگسالان در زندگی خانگی اغلب شامل موارد زیر است:
مشکل در پیگیری قبوض و مدارک مالی
از دست دادن مکرر مهلتهای بیمه، مالیات یا اجارهبها
دشواری در پایبندی به برنامههای روتین منظم مانند خرید مایحتاج خانه یا نظافت
بسیاری از بزرگسالان از یادآورها، اپلیکیشنها یا لیستها استفاده میکنند، اما حتی این راهبردها نیز همیشه به طور مطمئن کارساز نیستند. فقدان ساختار در مقایسه با دوران مدرسه میتواند کارها را بیش از حد توان و بیپایان جلوه دهد.
ADHD چگونه خودپنداره فرد را در طول زندگی شکل میدهد؟
ADHD اغلب به عنوان یک مشکل بیرونی در نظر گرفته میشود، اما بخش زیادی از این چالش درونی است. افراد مبتلا به ADHD ممکن است در هر سنی با افکار خود و شیوهای که خود را میبینند دستوپنجه نرم کنند. با حرکت فرد از دوران کودکی به بزرگسالی، این تجربه تغییر میکند و پیامدهای عاطفی ماندگاری به همراه دارد.
در دوران کودکی: درونی کردن برچسبهای «بد» یا «تنبل» بودن
برای بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD، بازخوردها معمولاً به شکل اصلاح یا انتقاد بروز پیدا میکنند؛ میزهای به هم ریخته، تکالیف انجامنشده، آرام ننشستن یا پراندن پاسخها. این کودکان ممکن است این پیامهای بیرونی را به خودپنداره خود پیوند بزنند که منجر به احساس مداوم «بد بودن»، «دردسرساز بودن» یا صرفاً «تنبل بودن» میشود.
این تصویر ذهنی اولیه، خودپنداره کودک را شکل میدهد و گاهی اوقات حتی قبل از اینکه کودکان متوجه شوند ADHD چیست، اعتماد به نفس آنها را کاهش میدهد.
پیامدها عبارتند از:
احساس درک نشدن از سوی معلمان و همکلاسیها
نگرانی از ناامید کردن والدین یا سایر بزرگسالان
ایجاد اضطراب نسبت به مدرسه یا موقعیتهای اجتماعی
کودکان اغلب واژگان کافی برای توضیح کلافگی خود یا علت سخت بودن کارها را ندارند، بنابراین این باورهای منفی معمولاً بدون اصلاح باقی میمانند.
در بزرگسالی: مبارزه با سندرم خودویرانگری (ایمپاستر) و شرم مزمن
بزرگسالان مبتلا به ADHD این باورهای اولیه را با خود به مراحل بعدی زندگی میبرند، اما سطح حساسیت موضوع تغییر میکند. آنها به جای قوانین ساده کلاس درس، با کار، قبوض و روابط اجتماعی سر و کار دارند.
اشتباهات یا فراموشکاریها ممکن است منجر به مشکلات کاری یا از دست دادن مهلتهای انجام کار شوند. بسیاری از بزرگسالان در خفا باور دارند که نسبت به همسالان خود کارایی کمتری دارند، حتی اگر شواهد خلاف آن را بگوید. این احساس میتواند به «سندرم ایمپاستر» دامن بزند؛ همان شک و تردید آزاردهنده نسبت به شایستگی خود برای موفقیت.
الگوهای عاطفی رایج عبارتند از:
احساس مداوم کوتاهی کردن با وجود تلاش سخت
احساس مزمن گناه و شرم پس از اشتباهات
ترس از اینکه دیگران متوجه مشکلات و ناتوانیهای آنها شوند
تمایل نداشتن به درخواست کمک با این طرز تفکر که «همه افراد دیگر از پس این کار برمیآیند»
برای برخی، این احساسات منجر به اضطراب، افسردگی یا حتی سوءمصرف مواد میشود. بار عاطفی احساس «عقب ماندن از دیگران» بار سنگینی است.
مقایسه تجربه درونی: دوران کودکی در مقابل بزرگسالی
در اینجا مقایسهای کوتاه از چگونگی تکامل تجربه درونی از دوران کودکی به بزرگسالی آورده شده است:
مرحله | افکار/احساسات رایج | محرکهای معمول |
|---|---|---|
کودکی | «من در این کار ضعیف هستم.» | بازخورد منفی در مدرسه |
«چرا نمیتوانم مثل بقیه مسائل را به یاد بیاورم؟» | طرد شدن از سوی همسالان، نمرات ضعیف | |
بزرگسالی | «من مثل همسالانم توانمند نیستم.» | از دست دادن مهلتها، وظایف بزرگسالی |
«مردم خواهند فهمید که من بینظم هستم.» | ارزیابیهای کاری، استرس روابط عاطفی |
انگ اجتماعی و سوءتفاهمها اغلب ثابت باقی میمانند، اما با افزایش مسئولیتها، تأثیر آنها بر خودپنداره و عزت نفس میتواند بیشتر شود.
درک علت اصلی این تغییرات
نقش مغزهای در حال تکامل و محیطهای متغیر
وقتی مردم به این موضوع توجه میکنند که چرا به نظر میرسد علائم ADHD از دوران کودکی به بزرگسالی تغییر میکند، چند توضیح مکرر مطرح میشود. یک دلیل بزرگ این است که مغز تا اوایل بزرگسالی به توسعه و بلوغ خود ادامه میدهد، به ویژه مناطقی که برنامهریزی، تمرکز و خودکنترلی را مدیریت میکنند.
اما این تنها بخشی از داستان است. دنیای پیرامون فرد نیز تغییر میکند؛ آنچه در مدرسه از او خواسته میشد با انتظارات دانشگاه یا محیط کار بسیار متفاوت است.
بیایید این دلایل را بررسی کنیم:
رشد مغز: مغز کودکان، به ویژه بخشهای مرتبط با تصمیمگیری و توجه (مانند قشر پیشپیشانی)، به طور کامل رشد نکرده است. با افزایش سن، برخی علائم ممکن است کمرنگ شوند، در حالی که بیتوجهی ممکن است شدیدتر شود.
تغییرات محیطی: با بزرگ شدن افراد، قوانین و برنامههای خارج از مدرسه انعطافپذیری بیشتری پیدا میکنند. بزرگسالان مسئولیت برنامهریزیها، قبوض و مشاغل خود را بدون یادآوری دیگران بر عهده دارند. آنچه در دوران کودکی یک مشکل جزئی در سازماندهی به نظر میرسید، در بزرگسالی میتواند بسیار طاقتفرسا شود.
انتظارات اجتماعی: معلمان و والدین ممکن است نسبت به کودکی که تکالیفش را فراموش میکند بخشندهتر باشند، اما محیط کار همیشه پذیرای مهلتهای از دست رفته نیست.
نکات دیگری که باید در نظر گرفت:
عوامل ژنتیکی و بیولوژیکی از بین نمیروند، اما سن و مسئولیتهای جدید میتوانند چگونگی بروز علائم را تغییر دهند.
دیدگاههای فرهنگی بر اینکه آیا، چه زمانی و چگونه یک فرد ممکن است تحت تشخیص، درمان یا درک قرار گیرد، تأثیر میگذارد.
انگ اجتماعی و سطح آگاهی جامعه اغلب شکلدهنده این هستند که کدام علائم توسط خانوادهها، معلمان یا کارفرمایان مورد توجه قرار گرفته یا نادیده گرفته میشوند.
یافتن استراتژیهای متناسب با مراحل زندگی
ADHD در طول زندگی شکل متفاوتی دارد، بنابراین رویکردهای مدیریت آن نیز باید تغییر کنند. تشخیص با یک ارزیابی دقیق آغاز میشود که علائم را در طول زمان و در محیطهای مختلف بررسی میکند. این بررسی معمولاً بسته به سن فرد شامل مصاحبهها، چکلیستها و گاهی اطلاعات دریافتی از معلمان یا شریک زندگی است.
معیارهای تشخیص کودک به رفتارهایی متکی است که هم در مدرسه و هم در خانه ظاهر میشوند، در حالی که تشخیص بزرگسالان تمایل دارد بیشتر بر مشکلات محیط کار و چالشهای روابط متمرکز شود؛ اما هر دو به دنبال الگوهایی هستند که از دوران کودکی تداوم داشتهاند.
درمان برای همه یکسان نیست. چندین استراتژی معمولاً به کار میروند که گاهی با هم ترکیب میشوند:
دارودرمانی: داروهای محرک همچنان گزینهای هستند که بیشترین تحقیقات علمی روی آنها انجام شده است، اما گزینههای غیرمحرک و حتی برخی داروها از دسته ضدافسردگیها را میتوان به ویژه در موارد همراه با وضعیتهای همزمان در نظر گرفت.
رفتاردرمانی: کودکان اغلب از برنامههای رفتاری و مربیگری سازماندهی در مدرسه و خانه بهره میبرند. برای بزرگسالان، مشاوره ممکن است بر مهارتهای مدیریت تقاضای کاری و برنامههای روتین روزانه متمرکز باشد.
آموزش روانی و حمایت: درک اینکه ADHD چیست و چه چیزهایی نیست در هر سنی نقش بزرگی ایفا میکند. گروههای حمایتی، مطالب آموزشی و گاهی مشاوره خانواده به کاهش انگ اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی کمک میکنند.
در جدول زیر مقایسه کوتاهی از برخی حمایتهای رایج در مراحل مختلف زندگی ارائه شده است:
نوع مداخله | کودکان و نوجوانان | بزرگسالان |
|---|---|---|
دارودرمانی | محرکها، غیرمحرکها | محرکها، غیرمحرکها |
استراتژیهای رفتاری | مداخلات والدین/معلمان | آموزش مهارتهای سازماندهی |
آموزش روانی | برای کودک و خانواده | برای فرد و شریک زندگی |
حمایتهای مدرسه/محیط کار | برنامههای آموزشی خاص (طرحهای ۵۰۴، IEP) | تسهیلات محیط کار |
درک ADHD در طول دورههای مختلف زندگی
ADHD در کودکان و بزرگسالان به اشکال متفاوتی ظاهر میشود، اگرچه چالشهای اصلی بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری همچنان پابرجا هستند. در حالی که علائم کودکان به دلیل مراحل رشد اغلب بیشتر بیرونی و مشهود است، بزرگسالان ممکن است مبارزات درونی بیشتری مانند مدیریت ضعیف زمان، مشکلات تنظیم هیجانی و بیقراری را تجربه کنند.
شناخت این شیوههای مختلف بروز بسیار مهم است، زیرا بسیاری از بزرگسالان مبتلا به ADHD ممکن است در دوران کودکی تشخیص داده نشده باشند. پیگیری ارزیابی تخصصی برای هر دو گروه سنی مهم است تا اطمینان حاصل شود که استراتژیهای حمایتی و مدیریتی مناسب به کار گرفته میشوند و کیفیت کلی زندگی بهبود مییابد.
سوالات متداول
ADHD چیست و چگونه بر افراد تأثیر میگذارد؟
ADHD یا اختلال نقص توجه/بیشفعالی، شرایطی است که تمرکز کردن، کنترل رفتارها و مدیریت سطوح انرژی را برای افراد سخت میکند. این اختلال میتواند در کودکان و بزرگسالان به اشکال مختلف ظاهر شود و مدرسه، کار و روابط را تحت تأثیر قرار دهد.
علائم ADHD در کودکان در مقایسه با بزرگسالان چه تفاوتی دارد؟
در کودکان، ADHD اغلب شبیه به حرکت مداوم، سختی در یکجا نشستن و پراندن پاسخها به نظر میرسد. بزرگسالان ممکن است بیشتر بیقرار به نظر برسند یا در سازماندهی امور و مدیریت زمان خود با مشکل مواجه باشند. نشانههای بیرونی میتوانند با افزایش سن افراد و مواجهه با مسئولیتهای مختلف تغییر کنند.
آیا ممکن است ADHD در کودکان نادیده گرفته شده یا با چیز دیگری اشتباه گرفته شود؟
بله، گاهی اوقات علائم ADHD در کودکان نادیده گرفته میشود. کودکان به طور طبیعی پرانرژی هستند، بنابراین تشخیص اینکه رفتارهای آنها طبیعی است یا نشانهای از ADHD، میتواند چالشبرانگیز باشد. اگر مشکلات مربوط به تمرکز و رفتار زیاد تکرار شده و باعث بروز مشکل شود، ارزش بررسی دارد.
نشانههای شایع ADHD در کودکان سنین مدرسه چیست؟
کودکان مبتلا به ADHD ممکن است در توجه به کلاس با مشکل مواجه شوند، مسائل را به راحتی فراموش کنند، زیاد وول بخورند یا به سختی بتوانند در آرامش بازی کنند. آنها همچنین ممکن است کلام دیگران را قطع کنند یا برای رعایت نوبت خود دچار مشکل شوند.
ADHD چگونه ممکن است در زندگی یک نوجوان ظاهر شود؟
نوجوانان مبتلا به ADHD ممکن است بیشتر احساس بیقراری درونی داشته باشند تا بیشفعالی فیزیکی بارز. آنها ممکن است با سازماندهی کارهای مدرسه، مدیریت زمان یا مراقبت از وسایل خود دستوپنجه نرم کنند. این امر میتواند منجر به اختلافات بیشتر با والدین و بروز مشکلات در دوستیها شود.
چه نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد یک بزرگسال ممکن است مبتلا به ADHD باشد؟
بزرگسالان مبتلا به ADHD ممکن است مواردی چون مدیریت زمان ضعیف، دشواری در تکمیل کارها و تحمل کم در برابر کلافگی را تجربه کنند. آنها همچنین ممکن است دچار نوسانات خلقی مکرر، مشکل در مواجهه با استرس یا احساس بیقراری مداوم باشند.
چرا تشخیص ADHD گاهی اوقات در بزرگسالان سختتر است؟
بزرگسالان اغلب یاد میگیرند برخی علائم بیرونی ADHD را مدیریت کنند، یا ممکن است چالشهای آنها مانند مشکلات عادی روزمره به نظر برسد. برخلاف کودکان، بزرگسالان معمولاً در محیطهای ساختاریافته تحت نظارت دائم قرار ندارند که این امر متوجه شدن علائم را برای خودشان یا دیگران سختتر میکند.
آیا علائم ADHD میتواند در طول زندگی یک فرد تغییر کند؟
بله، شیوه بروز ADHD میتواند تغییر کند. به عنوان مثال، کودکی که بسیار بیشفعال است، ممکن است با بزرگتر شدن و بر عهده گرفتن مسئولیتهای بزرگسالان، بیشتر دچار بیقراری شده یا با بیتوجهی دستوپنجه نرم کند.
انواع اصلی تظاهرات ADHD کدامند؟
سه نوع اصلی وجود دارد: نوع عمدتاً بیتوجه، که در آن فرد در تمرکز و سازماندهی مشکل دارد؛ نوع عمدتاً بیشفعال-تکانشی، که در آن فرد بسیار بیقرار است و بدون فکر عمل میکند؛ و نوع ترکیبی که شامل علائم هر دو گروه است.
آیا آزمایش واحدی برای تشخیص ADHD وجود دارد؟
خیر، هیچ آزمایش اختصاصی مجزایی برای تشخیص ADHD وجود ندارد. پزشکان از فرآیندی شامل بررسی علائم، مدت زمان وجود آنها و نحوه تأثیرگذاریشان بر بخشهای مختلف زندگی فرد استفاده میکنند. آنها همچنین سایر شرایطی را که ممکن است مشکلات مشابهی ایجاد کنند، بررسی و رد میکنند.
برخی از روشهای مدیریت ADHD چیست؟
مدیریت ADHD اغلب شامل ترکیبی از رویکردها است. درمان به افراد کمک کند استراتژیهای مقابلهای را یاد بگیرند و گاهی دارودرمانی میتواند به تنظیم فعالیت مغز کمک کند. تجزیه کردن کارها به مراحل کوچکتر نیز میتواند بسیار مفید باشد.
اگر کسی در کودکی مبتلا به ADHD بوده باشد، آیا احتمالاً در بزرگسالی نیز به آن مبتلا خواهد بود؟
بسیار رایج است که علائم ADHD تا دوران بزرگسالی ادامه یابد. بسیاری از بزرگسالانی که در کودکی تشخیص داده شدهاند همچنان با این شرایط سازگار هستند و دیگرانی که در سنین پایین تشخیص نگرفتهاند ممکن است متوجه شوند که در بزرگسالی به کمک نیاز دارند.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستین بورگوس




