موضوعات دیگر را جستجو کنید…

لو گهریگ، نامی که مترادف با عظمت در بیسبال است، به چهره‌ای غیرمنتظره برای یک بیماری ویرانگر تبدیل شد. گهریگ که به دلیل استقامت و فداکاری باورنکردنی‌اش به «اسب آهنی» معروف بود، زندگی‌اش با تشخیص بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) دچار تغییری تراژیک شد. این بیماری که اکنون معمولاً بیماری لو گهریگ نامیده می‌شود، این قهرمان ورزشی را برای همیشه به نبرد علیه یک اختلال عصبی بی‌رحم پیوند داد.

این مقاله سفر او را از یک نماد بیسبال به نمادی از امید و آگاهی برای مبتلایان به ALS بررسی می‌کند.

علائم اولیه بیماری لو گهریگ چه بود؟

حتی بازیکنی به شهرت و قدرت بدنی لو گهریگ نیز نتوانست از نشانه‌های نامحسوس و سپس آشکار بروز یک مشکل فرار کند. اگرچه تشخیص رسمی اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) تا سال ۱۹۳۹ انجام نشد، اما بذر این بیماری احتمالاً بسیار زودتر کاشته شده بود.

تا اواسط فصل ۱۹۳۸، خود گهریگ متوجه تغییراتی شد. او از احساس خستگی صحبت کرد، وضعیتی که با عملکرد خستگی‌ناپذیر همیشگی او کاملاً تفاوت داشت.

اگرچه آمار او در آن سال ممکن است برای یک فرد خارج از گود قوی به نظر برسد، اما این آمار نسبت به سال‌های اوج او کاهش یافته بود. این دوره آغازگر افت محسوسی در توانایی‌های بدنی او بود.

پزشکان در دهه ۱۹۳۰ چگونه علائم ALS را تشخیص می‌دادند؟

در دهه ۱۹۳۰، درک بیماری‌های عصبی مانند ALS بسیار کمتر از امروز پیشرفته بود. هنگامی که ورزشکاران برجسته دچار افت جسمانی غیرقابل توضیحی می‌شدند، گمانه‌زنی‌ها بالا می‌گرفت.

درباره گهریگ، مطبوعات و طرفداران متوجه مشکلات او شدند. خبرنگاران مشاهده کردند که او به توپ ضربه می‌زند اما نمی‌تواند قدرت همیشگی خود را اعمال کند. ناتوانی در اجرای بازی‌های روتین، مانند یک دفاع ساده در بیس اول، به یک نگرانی جدی تبدیل شد.

خود گهریگ نیز این دشواری‌ها را تشخیص داد و اعتراف کرد که یک بازی ساده برایش غیرقابل مدیریت به نظر می‌رسد؛ موضوعی که به او هشدار می‌داد مشکلی جدی در کار است. جامعه پزشکی در آن زمان فاقد ابزارهای تشخیصی و دانش کافی برای شناسایی سریع علت دقیق چنین ضعف عضلانی پیشرونده و مشکلات هماهنگی حرکتی بود.

تشخیص سال ۱۹۳۹ که نام این بیماری را تغییر داد

چرا لو گهریگ در سال ۱۹۳۹ از کلینیک مایو بازدید کرد؟

در سال ۱۹۳۹، با شروع فصل بیسبال، لو گهریگ شروع به تجربه علائمی کرد که نادیده گرفتن آن‌ها به طرز فزاینده‌ای دشوار بود. هماهنگی و قدرت همیشگی او رو به کاهش بود و بر عملکرد او در زمین بازی تأثیر می‌گذاشت.

گهریگ که نگران شده بود، به دنبال توصیه‌های پزشکی رفت و این امر او را به کلینیک معروف مایو در روچستر، مینه‌سوتا کشاند. در آنجا بود که پس از یک سری آزمایش‌ها، او تشخیصی را دریافت کرد که نام او را برای همیشه به یک بیماری عصبی ویرانگر پیوند داد.

در سال ۱۹۳۹ درباره اسکلروز جانبی آمیوتروفیک چه می‌دانستند؟

تشخیصی که به گهریگ داده شد، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک یا ALS بود. در آن زمان، ALS بیماری نسبتاً ناشناخته‌ای بود.

خود این نام جنبه‌های کلیدی این بیماری را توصیف می‌کند: «آمیوتروفیک» به تحلیل رفتن عضلات اشاره دارد، «جانبی» به محل آسیب عصبی در نخاع اشاره می‌کند و «اسکلروز» نشان‌دهنده سفت شدن یا زخم شدن این نواحی آسیب‌دیده است.

به طور اساسی، ALS یک بیماری عصبی پیشرونده است که سلول‌های عصبی مغز و نخاع را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این سلول‌های عصبی که به عنوان نورون‌های حرکتی شناخته می‌شوند، مسئول کنترل حرکت اختیاری ماهیچه‌ها هستند.

با تخریب این نورون‌ها، توانایی مغز برای ارسال سیگنال به ماهیچه‌ها مختل می‌شود که این امر منجر به افزایش ضعف، فلج و در نهایت نارسایی تنفسی می‌گردد. علت دقیق ALS در سال ۱۹۳۹ ناشناخته باقی مانده بود و درمان‌های مؤثر عملاً وجود نداشتند.

چرا سخنرانی خداحافظی لو گهریگ برای جامعه ALS بسیار بااهمیت است؟

با وجود پیش‌آگهی تلخ بیماری، لو گهریگ تصمیم گرفت با شجاعت و وقاری ستودنی با بیماری خود روبرو شود. در ۴ جولای ۱۹۳۹، در جریان یکی از بازی‌های خانگی تیم نیویورک یانکیز، این تیم مراسم ویژه‌ای را برای بزرگداشت او برگزار کرد.

در این روز بود که گهریگ سخنرانی‌ای ایراد کرد که اکنون یکی از تاثیرگذارترین سخنرانی‌ها در تاریخ ورزش به شمار می‌رود. او در حضور هزاران تماشاگر، قدردانی عمیق خود را از دوران حرفه‌ای خود و حمایت‌هایی که دریافت کرده بود ابراز کرد و این جمله معروف را گفت: «من خودم را خوش‌شانس‌ترین مرد روی زمین می‌دانم.»

این سخنرانی که در مواجهه با سختی‌های عظیم شخصی با وقار تمام ایراد شد، جایگاه گهریگ را نه تنها به عنوان یک اسطوره بیسبال، بلکه به عنوان نمادی از تاب‌آوری تثبیت کرد. تمایل او برای پذیرش علنی بیماری‌اش، حتی با پیشرفت آن، توجه بی‌سابقه‌ای را به ALS جلب کرد.

داستان لو گهریگ چه تأثیری بر آگاهی عمومی از ALS گذاشت؟

چگونه یک ورزشکار توجه جهانی را به یک بیماری عصبی نادر جلب کرد؟

تشخیص بیماری لو گهریگ در سال ۱۹۳۹ یک بیماری عصبی ناشناخته را به آگاهی جامعه سوق داد.

پیش از داستان او، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک بیماری‌ای بود که افراد را در سکوت و اغلب بدون شناخت گسترده در میان مردم درگیر می‌کرد. محبوبیت بی‌نظیر گهریگ به عنوان یک قهرمان بیسبال باعث شد که مبارزه او با این بیماری بلافاصله توجه مردم آمریکا را به خود جلب کند.

رویکرد باوقار و شجاعانه او در مواجهه با بیماری، به ویژه در طول سخنرانی معروف خداحافظی‌اش، او را به شخصیتی ملموس و همدلی‌برانگیز تبدیل کرد. این افزایش آگاهی عمومی، یک چرخش بزرگ از ناشناخته بودن قبلی این بیماری بود.

چرا مردم نام این بیماری را «بیماری لو گهریگ» گذاشتند؟

پس از بازنشستگی گهریگ و متعاقباً مرگ او بر اثر ALS در سال ۱۹۴۱، این بیماری در ایالات متحده به طور گسترده به عنوان «بیماری لو گهریگ» شناخته شد.

این نام‌گذاری غیررسمی نتیجه مستقیم شخصیت عمومی او و ارتباط عاطفی بود که مردم با داستان زندگی او برقرار کرده بودند. این روشی بود برای مردم تا یاد او را گرامی بدارند و اصطلاح ملموس‌تری برای یک بیماری پیچیده پزشکی داشته باشند.

در حالی که جامعه علمی به استفاده از اصطلاح ALS ادامه می‌داد، عموم مردم «بیماری لو گهریگ» را به عنوان یک مرجع رایج پذیرفتند و به این ترتیب به این بیماری چهره‌ای انسانی بخشیدند.

شهرت لو گهریگ چگونه به تحقیقات اولیه و حمایت از بیماران ALS کمک کرد؟

جایگاه مشهور گهریگ بدون شک آگاهی عمومی و به دنبال آن، علاقه به تحقیقات را تسریع کرد. پوشش گسترده رسانه‌ای از بیماری و درگذشت او، توجهات را به نیاز برای درک و درمان ALS جلب نمود.

این دیده شدن افزایش‌یافته به جلب حمایت‌ها برای طرح‌های اولیه تحقیقاتی در حوزه علوم اعصاب کمک کرد، حتی اگر در آن زمان درک علمی و گزینه‌های درمانی محدود بود. تأثیر عاطفی داستان او باعث تشویق کمک‌های مالی و تمایل عمومی برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این بیماری شد.

میراث او پایه‌ای را برای تلاش‌های حمایتی و تحقیقاتی آینده بنا نهاد که تا به امروز نیز ادامه دارد.

میراث ماندگار لو گهریگ و ALS چیست؟

داستان لو گهریگ یادآور قدرتمند این است که چگونه تلاش و مبارزه یک فرد می‌تواند توجه گسترده‌ای را به یک بیماری ویرانگر جلب کند.

حتی دهه‌ها پس از درگذشت او، نام او همچنان با ALS مترادف است؛ پیوندی که انگیزه‌بخش تحقیقات شده و به افراد و خانواده‌های بی‌شماری در مسیر تلاش برای بهبود سلامت مغز خود امید بخشیده است.

پرسش‌های متداول

چگونه نام لو گهریگ با ALS پیوند خورد؟

لو گهریگ در سال ۱۹۳۹ به بیماری ALS مبتلا شد. از آنجا که او ورزشکاری بسیار شناخته‌شده و محبوب بود، این بیماری در ایالات متحده به عنوان «بیماری لو گهریگ» معروف شد.

شهرت لو گهریگ چگونه به افزایش آگاهی در مورد ALS کمک کرد؟

از آنجا که لو گهریگ یک قهرمان ورزشی محبوب بود، داستان او توجهات زیادی را به ALS جلب کرد. این امر به مردم کمک کرد تا درباره این بیماری بدانند و حمایت‌های بیشتری را برای تحقیقات تشویق کرد.

آیا ALS یک بیماری شایع است؟

ALS یک بیماری نادر به شمار می‌رود. در ایالات متحده، در هر زمان مشخص حدود ۳۰,۰۰۰ نفر با بیماری ALS زندگی می‌کنند.

چشم‌انداز افراد مبتلا به ALS چیست؟

ALS یک بیماری جدی و متأسفانه کشنده است. بیشتر افراد حدود ۳ تا ۵ سال پس از تشخیص بیماری زنده می‌مانند، اگرچه برخی از مبتلایان می‌توانند طولانی‌تر زندگی کنند.

Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و داده‌های مغزی به پیشبرد پژوهش‌های علوم اعصاب کمک می‌کند.

سلب مسئولیت پزشکی: اطلاعات ارائه شده در این وب‌سایت صرفاً برای اهداف آموزشی و اطلاع‌رسانی است و به عنوان توصیه پزشکی یا بهداشتی در نظر گرفته نشده است. این محتوا ممکن است حاوی خطا باشد و نباید برای تصمیم‌گیری‌های حیاتی در زمینه سلامت، پزشکی یا سبک زندگی به آن استناد کرد. همیشه برای هرگونه سؤال در رابطه با یک شرایط پزشکی یا درمان، از پزشک خود یا سایر ارائه‌دهندگان واجد شرایط مراقبت‌های بهداشتی راهنمایی بخواهید.

کریستین بورگوس

جدیدترین اخبار از ما

امواج دلتا

موج‌های دلتا، نوسانات الکتروانسفالوگرافی (EEG) آهسته و با دامنه بالا هستند که معمولاً بین ۰.۵ تا ۴ هرتز تعریف می‌شوند.

دهه‌ها بود که دلتا با دامنه بالا تقریباً مترادف با بیهوشی، خواب عمیق غیر-REM، بیهوشی عمومی، کما و وضعیت رویشی در نظر گرفته می‌شد. با این حال، حجم فزاینده‌ای از تحقیقات نشان می‌دهد که فعالیت برجسته دلتا می‌تواند در افرادی که کاملاً بیدار، پاسخگو و حتی در حال تجربه حالت‌های روان‌گردان قوی هستند، ظاهر شود.

مطالب را بخوانید

امواج بتا

امواج بتا که به عنوان فعالیت عصبی ریتمیک بین تقریباً ۱۳ تا ۳۰ هرتز تعریف می‌شوند، از امواج کندتر مرتبط با خواب‌آلودگی و استراحت عمیق متمایز هستند. در حالی که ریتم‌های دلتا و تتا نشان‌دهنده کاهش فعالیت مغز هستند، فعالیت بتا با فعال شدن مغز مرتبط است. ثبت‌های الکتروانسفالوگرام (EEG) این الگوها را از طریق الکترودهای روی پوست سر ثبت می‌کنند و باند فرکانسی را نشان می‌دهند که در زمان تمرکز، تلاش شناختی، یا آماده شدن برای حرکت در فرد ظاهر می‌شود.

مطالب را بخوانید

باندهای فرکانسی EEG

الکتروانسفالوگرافی (EEG) به یکی از ارکان علوم اعصاب تبدیل شده است و دریچه‌ای در زمان واقعی رو به فعالیت الکتریکی مغز می‌گشاید. پژوهشگران با قرار دادن الکترودها روی پوست سر، مجموع فعالیت الکتریکی جمعیت‌های بزرگی از نورون‌ها را که در قالب یک مسیر ولتاژ پیوسته و آشفته کدگذاری شده است، ثبت می‌کنند.

دانشمندان برای استخراج امضاهای ریتمیک از این سیگنال، از تجزیه‌های ریاضی استفاده می‌کنند که آن را به فرکانس‌های تشکیل‌دهنده‌اش تجزیه می‌کند. این فرآیند منجر به ایجاد باندهای فرکانسی آشنا (دلتا، تتا، آلفا، بتا، گاما) می‌شود که بر ادبیات علمی EEG تسلط دارند.

درک اینکه این باندها چه چیزی را نشان می‌دهند، چگونه تولید می‌شوند، چه چیزی را درباره حالت‌های مغزی آشکار می‌سازند، و کاربرد بالینی آن‌ها در کجا قرار دارد، مستلزم فراتر رفتن از برچسب‌های ساده و ورود به فیزیک و فیزیولوژی پشتیبان آن‌ها است.

مطالب را بخوانید

امواج گاما

قشر مغز با فعالیت الکتریکی ریتمیک زمزمه می‌کند که روی پوست سر به عنوان الکتروانسفالوگرام (EEG) قابل اندازه‌گیری است. در میان این نوسانات، امواج گاما با سریع‌ترین فرکانس شلیک، یعنی تقریباً 30 تا 100 چرخه در ثانیه، برجسته هستند. ریتم‌های گاما منعکس‌کننده همگام‌سازی گذرا و با زمان‌بندی دقیق در میان هزاران نورون در شبکه‌های توزیع‌شده هستند و سازوکاری را فراهم می‌کنند که مغز از آن برای پیوند دادن جزئیات حسی به ادراک‌های یکپارچه و نگهداری اطلاعات در ذهن استفاده می‌کند.

مجموعه وسیعی از تحقیقات، فعالیت همگام‌سازی‌شده گاما را به عملکردهای شناختی مانند توجه، حافظه و پردازش آگاهانه مرتبط می‌سازد. این مقاله به بررسی مولدهای فیزیولوژیکی نوسانات گاما، نحوه تفسیر قدرت گاما در طیف EEG و چرایی اهمیت فزاینده اختلالات در همگامی باند گاما برای درک شرایط عصبی و روان‌پزشکی می‌پردازد.

مطالب را بخوانید