بسیاری از والدین تعجب میکنند که آیا دیسلکسی در خانواده وجود دارد. این یک سوال رایج است، به ویژه زمانی که یک کودک تشخیص داده میشود و سایر اعضای خانواده مشکلات مشابهی را متوجه میشوند. پاسخ کوتاه بله است، دیسلکسی اغلب یک مؤلفه ژنتیکی دارد. اما مانند بسیاری از چیزها در ژنتیک، این موضوع به سادگی یک ژن تنها نیست.
این مقاله به بررسی آنچه ما درباره جنبه ژنتیکی دیسلکسی میدانیم، چگونگی مطالعه آن توسط دانشمندان و معنای آن برای درک تفاوتهای خواندن میپردازد.
درک وراثتپذیری و ژنتیک نارساخوانی (دیسلکسیا)
«وراثتپذیر» بودن یک اختلال به چه معناست؟
وقتی دانشمندان درباره «وراثتپذیر» بودن یک اختلال صحبت میکنند، اساساً به این معنی است که عوامل ژنتیکی در بروز آن در افراد نقش دارند. این بدان معنا نیست که یک ژن واحد همه چیز را دیکته میکند یا اینکه این موضوع از پیش تعیین شده است. آن را بیشتر مانند یک استعداد یا زمینه قبلی در نظر بگیرید.
برای نارساخوانی، این تجمع خانوادگی از مدتها قبل مورد توجه قرار گرفته است. اگر یکی از بستگان نزدیک شما، مانند والدین یا خواهر و برادر، مبتلا به نارساخوانی باشد، خطر ابتلای خود شما نسبت به فردی که چنین سابقه خانوادگی ندارد، بیشتر است.
مطالعات روی دوقلوها، بهویژه دوقلوهای همسان که تقریباً تمام ژنهایشان با هم مشترک است، در این زمینه بسیار مفید بودهاند. این مطالعات نشان میدهند که بخش قابل توجهی از تفاوتها در تواناییهای خواندن و چالشهای مرتبط با نارساخوانی را میتوان به تأثیرات ژنتیکی نسبت داد. تخمینها اغلب این وراثتپذیری را بسته به نحوه سنجش نارساخوانی، بین ۵۰٪ تا ۷۰٪ قرار میدهند.
دانشمندان چگونه پیوندهای ژنتیکی با نارساخوانی را مطالعه میکنند؟
دانشمندان از چند روش اصلی برای پی بردن به جنبه ژنتیکی نارساخوانی استفاده میکنند. یکی از روشهای رایج، مطالعات خانوادگی است که در آن تواناییهای خواندن را در چندین نسل در خانوادهها دنبال میکنند. این کار به شناسایی الگوهای وراثت کمک میکند.
روش کلیدی دیگر شامل مطالعات دوقلوها است که دوقلوهای همسان (تکتخمکی) را با دوقلوهای ناهمسان (دوتخمکی) مقایسه میکند. اگر دوقلوهای همسان در مهارتهای خواندن خود بسیار شبیهتر از دوقلوهای ناهمسان باشند، این امر به شدت به عوامل ژنتیکی اشاره دارد.
اخیراً، مطالعات ژنتیک مولکولی بسیار قدرتمند شدهاند. این مطالعات به بررسی DNA واقعی افراد، اغلب در گروههای بزرگی از خانوادههای تحت تأثیر نارساخوانی میپردازند. آنها ژنوم را اسکن میکنند تا مناطق یا ژنهای خاصی را پیدا کنند که به نظر میرسد با مشکلات خواندن مرتبط هستند. این یک فرآیند پیچیده است، زیرا نارساخوانی تنها توسط یک ژن ایجاد نمیشود.
کدام ژنهای خاص با نارساخوانی و مشکلات خواندن مرتبط هستند؟
پژوهشگران چندین ژن را شناسایی کردهاند که به نظر میرسد با نارساخوانی مرتبط باشند. از میان این ژنها، DCDC2، KIAA0319 و DYX1C1 بارها مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
این ژنها به این معنی که تغییر در آنها نارساخوانی را تضمین کند، «ژنهای نارساخوانی» نیستند. بلکه، تغییرات در این ژنها با افزایش خطر یا احتمال بیشتر مواجهه با چالشهای خواندن و املا همراه است.
به عنوان مثال، مطالعات پیوندهایی را بین تغییرات در KIAA0319 و عملکرد ضعیفتر در آزمونهای خواندن و املا پیدا کردهاند. به طور مشابه، DCDC2 در مطالعاتی که به بررسی پیوندهای ژنتیکی با نارساخوانی میپردازند، نقش داشته است. یادآوری این نکته مهم است که اینها تنها چند مورد از ژنهایی هستند که ممکن است دخیل باشند و نقش دقیق آنها هنوز در حال بررسی است.
این ژنها چگونه بر رشد و عملکرد مغز تأثیر میگذارند؟
ژنهای مرتبط با نارساخوانی اغلب در رشد اولیه مغز، به ویژه در نحوه مهاجرت سلولهای مغزی و شکلگیری ارتباطات نقش دارند. در طول رشد جنین، نورونها باید به مکانهای صحیح خود در مغز سفر کرده و شبکههایی را ایجاد کنند.
تغییرات در ژنهایی مانند DCDC2 و DYX1C1 میتواند بر این فرآیند تأثیر بگذارد و به طور بالقوه منجر به تفاوتهایی در ساختار و عملکرد مغز در نواحی حیاتی برای خواندن شود. این تفاوتها ممکن است بر نحوه پردازش زبان، صداها (واجشناسی) و اطلاعات بینایی مرتبط با حروف و کلمات توسط مغز تأثیر بگذارد.
تصور میشود که این تغییرات ظریف در مسیرهای عصبی میتواند زمینهساز مشکلات خواندنی باشد که یک فرد مبتلا به نارساخوانی تجربه میکند.
چگونه از EEG برای شناسایی نشانههای مغزی خطر ژنتیکی استفاده میشود؟
برای درک اینکه چگونه عوامل خطر ژنتیکی به تفاوتهای عملکردی در مغز ترجمه میشوند، پژوهشگران به طور مکرر از الکتروانسفالوگرافی (EEG) استفاده میکنند.
این ابزارهای غیرتهاجمی به پژوهشگران مغز اجازه میدهند تا پاسخهای الکتریکی بلادرنگ مغز را به محرکهای شنیداری و دیداری خاص، مانند کلمات گفتاری و کلمات چاپی، اندازهگیری کنند. پژوهشگران با تجزیه و تحلیل این واکنشها در سطح میکروثانیه، میتوانند تغییرات ظریفی را در مسیرهای پردازش عصبی شناسایی کنند که واسطه پیوند بین پروفایل ژنتیکی یک فرد و رشد خواندن او است.
این متدولوژی نگاهی ملموس به اندوفنوتیپها — ویژگیهای درونی و قابل اندازهگیری — ارائه میدهد که پل ارتباطی بین کدهای ژنتیکی انتزاعی و رفتارهای شناختی قابل مشاهده است.
به طور حیاتی، مطالعات EEG نشانههای عصبی متمایزی را در نوزادان و نوپایانی نشان دادهاند که دارای خطر خانوادگی و ژنتیکی بالایی برای نارساخوانی هستند، اغلب مدتها قبل از اینکه آموزش رسمی خواندن را دریافت کنند یا مشکلات رفتاری در خواندن نشان دهند. این نشانگرهای الکتروفیزیولوژیک اولیه، شواهدی از نحوه شکلدهی ساختار بنیادی شبکههای زبانی و شنیداری مغز توسط عوامل ژنتیکی موروثی از سنین بسیار پایین ارائه میدهند.
با این حال، تأکید بر این نکته ضروری است که اگرچه EEG ابزار قدرتمندی برای مطالعه این روندهای نوروبیولوژیکی در جمعیتهای پرخطر است، اما آنها در این زمینه به عنوان روشهای پژوهشی تجربی باقی میمانند.
نقش اپیژنتیک در نارساخوانی و تعامل ژن و محیط چیست؟
اپیژنتیک حوزه جذابی است که بررسی میکند چگونه عوامل محیطی میتوانند بر فعالیت ژنها بدون تغییر در خود توالی DNA زیرین تأثیر بگذارند. برای نارساخوانی، این بدان معناست که مواردی مانند کیفیت آموزش اولیه خواندن، قرار گرفتن در معرض زبان و حتی تغذیه میتوانند با استعداد ژنتیکی فرد تعامل داشته باشند.
محیطی که از آموزش خواندن قوی و مبتنی بر شواهد پشتیبانی میکند، ممکن است به کاهش برخی از چالشهای مرتبط با عوامل خطر ژنتیکی کمک کند. برعکس، یک محیط با حمایت کمتر ممکن است آن زمینههای ژنتیکی را آشکارتر سازد. این موضوع نشان میدهد که ژنها و محیط نیروهای جداگانهای نیستند، بلکه به روشهای پیچیدهای با هم کار میکنند.
آیا ژنتیک هر مورد از تشخیص نارساخوانی را توضیح میدهد؟
خیر، ژنتیک تمام موارد نارساخوانی را توضیح نمیدهد. اگرچه تخمینهای وراثتپذیری قابل توجه هستند، اما ۱۰۰٪ خطر را شامل نمیشوند.
عوامل محیطی، از جمله کیفیت آموزش، قرار گرفتن در معرض زبان، و پسزمینه اقتصادی-اجتماعی، نقش بسزایی دارند. برخی از افراد ممکن است بدون سابقه خانوادگی قوی به نارساخوانی مبتلا شوند که نشان میدهد عوامل دیگری نیز در این امر دخیل هستند.
علاوه بر این، تعامل بین ژنها و محیط پیچیده است. این امکان وجود دارد که فردی دارای استعداد ژنتیکی باشد اما در صورت وجود محیطی بسیار حمایتی، به نارساخوانی مبتلا نشود، یا فردی با خطر ژنتیکی کمتر در صورت نامساعد بودن عوامل محیطی خود با مشکل مواجه گردد.
آینده پژوهشهای ژنتیکی در زمینه نارساخوانی و پیامدهای آن چیست؟
حوزه ژنتیک نارساخوانی در حال حرکت به جلو است و پژوهشگران در حال بررسی چندین حوزه جالب هستند. آنها دیگر فقط به دنبال تکژنها نیستند.
در عوض، آنها در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه چندین ژن ممکن است با هم کار کنند و چگونه عوامل محیطی میتوانند بر نحوه تأثیر این ژنها بر توانایی خواندن تأثیر بگذارند. این یک تغییر بزرگ نسبت به پژوهشهای قبلی است.
حوزههای فعلی بررسی در پژوهشهای ژنتیک نارساخوانی چیست؟
دانشمندان اکنون بر این موضوع تمرکز کردهاند که چگونه ژنهای خاص، مانند KIAA0319، DCDC2 و DYX1C1 بر رشد و عملکرد مغز تأثیر میگذارند. آنها از تکنیکهای پیشرفته استفاده میکنند تا ببینند این ژنها چگونه بر مواردی مانند مهاجرت نورونها و سیگنالدهی تأثیر میگذارند. هدف، درک مسیرهای بیولوژیکی دخیل است.
پژوهشگران همچنین در حال بررسی نقش اپیژنتیک هستند – اینکه چگونه محیط ما میتواند اینسپشن ژن را بدون تغییر در خود توالی DNA تغییر دهد. این موضوع میتواند توضیح دهد که چرا برخی افراد با استعداد ژنتیکی به نارساخوانی مبتلا میشوند در حالی که برخی دیگر مبتلا نمیشوند.
آیا آزمایش ژنتیک میتواند پیشبینی کند که آیا کودک به نارساخوانی مبتلا خواهد شد؟
اگرچه آزمایش ژنتیک برای نارساخوانی در حال حاضر یک ابزار تشخیصی استاندارد نیست، اما احتمالی برای آینده است. پژوهشگران در حال شناسایی انواع ژنتیکی مرتبط با مشکلات خواندن هستند.
احتمالاً ژنهای زیادی در این امر دخیل هستند و عوامل محیطی نقش مهمی ایفا میکنند. بنابراین، یک آزمایش ژنتیک به تنهایی برای تشخیص نارساخوانی کافی نخواهد بود.
با این حال، ممکن است به شناسایی افرادی با خطر بالاتر کمک کند که میتوانند از نظارت زودهنگام و حمایتهای مربوط به سلامت مغز بهرهمند شوند.
بینشهای ژنتیکی چگونه بر آینده مداخلات نارساخوانی تأثیر خواهند گذاشت؟
درک پایههای ژنتیکی نارساخوانی میتواند منجر به مداخلات هدفمندتری شود. اگر بدانیم کدام مسیرهای بیولوژیکی توسط ژنهای خاص تحت تأثیر قرار میگیرند، ممکن است بتوانیم درمانهایی را توسعه دهیم که مستقیماً به آن مسیرها بپردازند.
مداخلات آینده میتوانند بر اساس پروفایل ژنتیکی فرد و روش خاصی که مغز آنها زبان را پردازش میکند، شخصیسازی شوند.
پیوندهای ژنتیکی مشترک بین نارساخوانی و سایر اختلالات چیست؟
نارساخوانی اغلب با سایر اختلالات مغزی، مانند ADHD (بیشفعالی و نقص توجه) و اختلال صدای گفتار همزمان اتفاق میافتد. پژوهشهای ژنتیکی در حال بررسی عوامل ژنتیکی مشترکی هستند که ممکن است در بروز این مشکلات همپوشان نقش داشته باشند.
شناسایی این پیوندهای ژنتیکی مشترک میتواند منجر به درک بهتر مکانیسمهای نوروبیولوژیکی زمینهای شود و بالقوه رویکردهای تشخیصی را برای شرایط مرتبط بهبود بخشد.
پژوهشهای ژنتیکی چگونه به معرفی مجدد نارساخوانی به عنوان یک تفاوت رشد عصبی کمک میکند؟
پژوهشهای ژنتیکی کمک میکنند تا از دیدگاه تلقی نارساخوانی به عنوان یک نقص ساده فاصله گرفته و به سمت درک آن به عنوان یک تفاوت رشد عصبی با پایه بیولوژیکی حرکت کنیم.
این دیدگاه میتواند انگ و بدنامی را کاهش دهد و رویکرد آگاهانهتری را برای آموزش و حمایت ترویج کند. با برجسته کردن تأثیرات ژنتیکی، این پژوهش تأکید میکند که نارساخوانی بازتابی از هوش یا تلاش نیست، بلکه تفاوتی در نحوه یادگیری خواندن توسط مغز است.
محدودیتهای فعلی دانش ژنتیک در رابطه با نارساخوانی چیست؟
با وجود پیشرفتها، درک ما از ژنتیک نارساخوانی هنوز در حال توسعه است. ما میدانیم که ژنهای زیادی در این امر دخیل هستند و اثرات آنها اغلب ناچیز است. تعامل بین این ژنها و محیط پیچیده است و به طور کامل درک نشده است.
علاوه بر این، پژوهشهای ژنتیکی فعلی در درجه اول بر شناسایی عوامل خطر تمرکز دارند، نه ارائه یک توضیح کامل برای هر مورد از نارساخوانی. برای نقشهبرداری کامل از چشمانداز ژنتیکی و تعامل آن با سایر عوامل، به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
پایه ژنتیکی نارساخوانی: خلاصه
بنابراین، آیا نارساخوانی ژنتیکی است؟ شواهد به شدت نشان میدهند که بله، هست.
مطالعات نشان میدهند که نارساخوانی در خانوادهها ارثی است، به طوری که درصد قابل توجهی از خواهر و برادرها و والدین افراد مبتلا به نارساخوانی نیز چالشهای خواندن را تجربه میکنند. اگرچه موضوع به سادگیِ ایجاد نارساخوانی توسط یک ژن نیست، اما پژوهشها به نقش داشتن چندین ژن اشاره دارند.
به نظر میرسد این ژنها بر نحوه شکلگیری ارتباطات مغز تأثیر میگذارند که به نوبه خود بر توانایی خواندن اثر میگذارد. با این حال، مهم است به خاطر داشته باشیم که ژنتیک کل داستان نیست.
عوامل محیطی، به ویژه کیفیت آموزش خواندن نیز تأثیر بسزایی دارند. درک پیوندهای ژنتیکی به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا برخی افراد مستعدتر هستند و بر اهمیت حمایت زودهنگام و مؤثر برای توسعه خواندن تأکید میکند.
منابع
Chapman, N. H., Navas, P. A., Dorschner, M. O., Mehaffey, M., Wigg, K. G., Price, K. M., Naumova, O. Y., Kerr, E. N., Guger, S. L., Lovett, M. W., Grigorenko, E. L., Berninger, V., Barr, C. L., Wijsman, E. M., & Raskind, W. H. (2025). Targeted analysis of dyslexia-associated regions on chromosomes 6, 12 and 15 in large multigenerational cohorts. PloS one, 20(5), e0324006. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0324006
Erbeli, F., Rice, M., & Paracchini, S. (2022). Insights into Dyslexia Genetics Research from the Last Two Decades. Brain Sciences, 12(1), 27. https://doi.org/10.3390/brainsci12010027
Cainelli, E., Vedovelli, L., Carretti, B. et al. EEG correlates of developmental dyslexia: a systematic review. Ann. of Dyslexia 73, 184–213 (2023). https://doi.org/10.1007/s11881-022-00273-1
پرسشهای متداول
آیا نارساخوانی در خانوادهها ارثی است؟
بله، نارساخوانی اغلب در خانوادهها ارثی است. این بدان معناست که اگر یکی از والدین یا خواهر و برادرها مبتلا به نارساخوانی باشد، سایر اعضای خانواده نیز ممکن است شانس بیشتری برای ابتلا به آن داشته باشند.
«ژنتیکی» بودن نارساخوانی به چه معناست؟
وقتی میگوییم نارساخوانی «ژنتیکی» است، یعنی عوامل ارثی نقش مهمی در آن دارند. این بدان معنا نیست که فقط یک «ژن نارساخوانی» وجود دارد که والدین به فرزندان منتقل میکنند. بلکه بیشتر شبیه به ترکیبی از ژنهای متعدد است که هر کدام تفاوتهای کوچکی دارند و میتوانند احتمال ابتلای فرد به نارساخوانی را افزایش دهند.
دانشمندان چگونه ژنهای مرتبط با نارساخوانی را مطالعه میکنند؟
آنها خانوادههایی با سابقه نارساخوانی را مطالعه میکنند تا ببینند کدام ژنها همراه با مشکلات خواندن به نسلهای بعد منتقل میشوند. آنها همچنین دوقلوها را مورد مطالعه قرار میدهند و دوقلوهای همسان (که تقریباً تمام ژنهایشان مشترک است) را با دوقلوهای ناهمسان (که حدود نیمی از ژنهایشان مشترک است) مقایسه میکنند تا بفهمند ژنتیک و محیط چقدر در این امر نقش دارند.
آیا ژنهای خاصی وجود دارند که با نارساخوانی مرتبط باشند؟
پژوهشگران چندین ژن را شناسایی کردهاند که به نظر میرسد با نارساخوانی مرتبط باشند، مانند DCDC2، KIAA0319 و DYX1C1.
این ژنها چگونه ممکن است بر مغز و خواندن تأثیر بگذارند؟
این ژنها میتوانند بر نحوه ارتباط سلولهای مغزی و شکلگیری مسیرها تأثیر بگذارند. در افراد مبتلا به نارساخوانی، این ارتباطات ممکن است به شکل متفاوتی سازماندهی شده باشند، که میتواند بر توانایی مغز برای پردازش کارآمد زبان نوشتاری تأثیر بگذارد.
آیا محیط و تربیت نیز میتوانند باعث نارساخوانی شوند؟
تأثیرات محیطی، مانند کیفیت آموزش خواندنی که کودک دریافت میکند نیز تأثیر بسزایی دارد. برای کودکانی که استعداد ژنتیکی برای نارساخوانی دارند، آموزش خوب و زودهنگام خواندن میتواند تفاوت بزرگی در موفقیت آنها ایجاد کند.
اپیژنتیک چیست و چه ارتباطی با نارساخوانی دارد؟
اپیژنتیک به تغییراتی در نحوه فعالیت ژنها بدون تغییر در خود توالی واقعی DNA اشاره دارد. این کار مانند یک کلید دیمر برای ژنها است. عوامل محیطی، مانند رژیم غذایی یا استرس، میتوانند بر این «کلیدها» تأثیر بگذارند و بالقوه بر نحوه روشن یا خاموش شدن ژنهای مرتبط با نارساخوانی اثر بگذارند. این موضوع نشان میدهد که چگونه تجربیات ما میتوانند با نقشه ژنتیکی ما تعامل داشته باشند.
آیا آزمایش ژنتیک میتواند پیشبینی کند که آیا کودک به نارساخوانی مبتلا میشود؟
در حال حاضر، آزمایش ژنتیک نمیتواند به طور قابل اعتمادی پیشبینی کند که آیا کودک به نارساخوانی مبتلا خواهد شد یا خیر. اگرچه ما برخی از ژنهای مرتبط با نارساخوانی را شناسایی کردهایم، تصویر ژنتیکی بسیار پیچیده است و شامل ژنهای زیادی میشود که با یکدیگر و با محیط تعامل دارند. این روش هنوز برای پیشبینی دقیق به اندازه کافی بی نقص نیست.
آیا شرایط دیگری وجود دارد که پیوندهای ژنتیکی مشترکی با نارساخوانی داشته باشند؟
بله، پژوهشها نشان میدهند که نارساخوانی ممکن است پیوندهای ژنتیکی مشترکی با سایر شرایط مانند ADHD (اختلال بیشفعالی و نقص توجه) و برخی اختلالات زبان یا گفتار داشته باشد. این همپوشانی در عوامل ژنتیکی ممکن است توضیح دهد که چرا برخی افراد چندین مورد از این چالشها را با هم تجربه میکنند.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستین بورگوس




