بیماران با شروع بولبار (پیازی) افت عملکردی سریعتر، نارسایی تنفسی زودرس و نرخهای بالاتری از اختلال شناختی را تجربه میکنند. تحلیلهای آماری به طور مداوم نشان میدهند که بیماری ALS با شروع بولبار با پیشرفت شتابان بیماری و کاهش طول عمر همراه است.
مبنای نوروآناتومیک علائم بولبار در ALS چیست؟
روند زمانی بروز علائم بولبار از الگوهای آناتومیک قابل پیشبینی پیروی میکند.
تکلم معمولاً اولین موردی است که مختل میشود و این امر نشاندهنده نیاز شدید به دقت بالا در حرکات هماهنگ زبان، لبها و کام نرم است. مشکلات بلع اغلب پس از آن بروز میکند که با مایعات شروع شده و سپس به غذاهای جامد پیشرفت میکند.
این پیشرفت نشاندهنده هماهنگی پیچیده عصبی عضلانی مورد نیاز برای بلع ایمن است که شامل چندین هسته عصب جمجمهای است که در توالیهای زمانی دقیق کار میکنند.
هسته حرکتی عصب سهقلو (CN V) جویدن را کنترل میکند و درگیری اولیه آن باعث بروز مشکل در آمادهسازی لقمه غذا میشود.
هسته عصب چهرهای (CN VII) به ماهیچههای حالت چهره عصبدهی میکند و بسته ماندن لبها را در حین بلع و تکلم حفظ میکند.
هستههای حلقی-زبانی (CN IX) و واگ (CN X) رفلکسهای بلع را هماهنگ کرده و به بالا رفتن کام نرم و کیفیت صدا کمک میکنند.
هسته عصب زیرزبانی (CN XII) ماهیچههای داخلی و خارجی زبان را هدایت میکند و دژنراسیون آن منجر به آتروفی و فاسیكولاسیونهای قابل مشاهده میشود.
هسته عصب فرعی (CN XI) ماهیچههای جناغی-ترقوهای-پستانی و ذوزنقهای را تغذیه میکند و در ضعف گردن و افتادگی سر نقش دارد.
عصب جمجمهای | عملکرد کلیدی |
|---|---|
V (سهقلو) | ماهیچههای جویدن |
VII (چهرهای) | حالت چهره، بسته ماندن لبها |
IX, X (حلقی-زبانی/واگ) | بلع، صدا، راه هوایی |
XII (زیرزبانی) | حرکت زبان، تکلم |
XI (فرعی) | قدرت سر و گردن |
دژنراسیون مسیرهای کورتیکوبولبار چگونه به علائم ALS بولبار کمک میکند؟
دژنراسیون نورونهای حرکتی فوقانی در مسیرهای کورتیکوبولبار باعث ایجاد دیسآرتری اسپاستیک میشود که با تکلم کند و دشوار همراه با کیفیت صدای تحت فشار و خفه مشخص میگردد. این وضعیت با دیسآرتری شل ناشی از درگیری نورونهای حرکتی تحتانی که باعث صداسازی ضعیف و همراه با نفسنفس زدن میشود، متفاوت است. بسیاری از بیماران با شروع بولبار، دیسآرتری مختلط را نشان میدهند که منعکسکننده پاتولوژی ترکیبی نورونهای حرکتی فوقانی و تحتانی است.
دژنراسیون مسیر کورتیکوبولبار همچنین زمینهساز عاطفه شبهبولبار (pseudobulbar affect) است؛ دورههای نامناسب و غیرارادی خنده یا گریه که بسیاری از بیماران مبتلا به ALS را تحت تأثیر قرار میدهد. این پدیده نشاندهنده از دست رفتن مهار قشری بر روی مدارهای ابراز احساسات در ساقه مغز است.
در حالی که این وضعیت برای بیماران و خانوادهها ناراحتکننده است، عاطفه شبهبولبار به عنوان یک شاخص بالینی مهم برای درگیری نورونهای حرکتی فوقانی در نواحی بولبار عمل میکند.
ماهیت دوطرفه بیشتر عصبدهیهای کورتیکوبولبار در ابتدا با بروز پاتولوژی یکطرفه، جبران عملکردی را فراهم میکند. با این حال، همین افزونگی میتواند پیشرفت زودهنگام بیماری را پنهان کند و منجر به تاخیر در تشخیص درگیری بولبار شود.
هنگامی که پاتولوژی دوطرفه به آستانههای بحرانی میرسد، افت عملکردی به سرعت شتاب میگیرد که این امر توجیهکننده منحنیهای پیشرفت تند و مشخصی است که در بیماران با شروع بولبار مشاهده میشود.
پاتولوژی کورتیکوبولبار همچنین بر مدارهای کنترل تنفسی در ساقه مغز تأثیر میگذارد و به اختلال تنفسی زودهنگام مشاهده شده در بسیاری از بیماران با شروع بولبار کمک میکند.
چرا هسته عصب زیرزبانی در ALS بولبار به طور ویژهای آسیبپذیر است؟
هسته عصب زیرزبانی آسیبپذیری انتخابی را در ALS نشان میدهد که حتی از سایر هستههای اعصاب جمجمهای نیز بیشتر است. این هدفگیری ترجیحی نشاندهنده چندین ویژگی منحصر به فرد آناتومیک و فیزیولوژیک است.
نورونهای حرکتی زیرزبانی از بزرگترین نورونها در ساقه مغز هستند که دارای درختهای دندریتی گسترده و نیازهای متابولیکی بالا میباشند. این ویژگیها با آسیبپذیری انتخابی نورونهای حرکتی نخاعی بزرگ در ALS با شروع اندام همخوانی دارد.
نورونهای حرکتی زیرزبانی ویژگیهای منحصر به فردی در مدیریت کلسیم نشان میدهند که ممکن است به آسیبپذیری آنها کمک کند. این نورونها برای مدیریت هموستاز کلسیم درونسلولی در حین شلیکهای با فرکانس بالا، به شدت به پروتئینهای اتصالدهنده به کلسیم متکی هستند.
اختلال در هموستاز کلسیم یک مکانیسم بیماریزای کلیدی در ALS است و نورونهای زیرزبانی ممکن است به طور ویژهای مستعد سمیت تحریکی ناشی از کلسیم باشند.
هسته عصب زیرزبانی همچنین ورودیهای همگرایی را از چندین ناحیه قشری و زیرقشری درگیر در تکلم، بلع و کنترل تنفسی دریافت میکند. این ارتباط گسترده ممکن است انتشار پروتئینهای پاتولوژیک یا سایر عوامل سمی را از نواحی آسیبدیده تسهیل کند.
یافتههای ژنتیکی و پاتولوژیک درباره ALS با شروع بولبار چه چیزی را نشان میدهند؟
ژنتیک ALS با شروع بولبار الگوهای متمایزی را نشان میدهد که آن را از بیماری با شروع اندام متمایز میکند. این ارتباطهای ژنتیکی بینشهای حیاتی را در مورد مکانیسمهای بیولوژیکی زمینهساز آسیبپذیری بولبار ارائه میدهند و به توضیح روند تهاجمیتر بیماری که مشخصه این نوع تظاهر است، کمک میکنند.
مطالعات پاتولوژیک نشان میدهند که ALS با شروع بولبار الگوهای منحصربهفردی از تجمع پروتئین و دژنراسیون سلولی را نشان میدهد. توزیع و ویژگیهای رسوبات پروتئین پاتولوژیک بین موارد شروع بولبار و اندام متفاوت است که نشاندهنده مسیرهای بیماریزای متمایز است.
علاوه بر این، ارتباط قوی بین ALS با شروع بولبار و اختلال شناختی، نشاندهنده ویژگیهای ژنتیکی و پاتولوژیک مشترک با زوال عقل فرونتوتمپورال است.
درک این ارتباطات، بینشهایی را درباره طیف گستردهتری از علوم اعصاب زمینهساز بیماریهای نورون حرکتی ارائه میدهد.
چگونه انبساط ژن C9orf72 با شروع بولبار همبستگی دارد؟
ژن C9orf72 حاوی یک توالی تکراری هگزانوکلئوتیدی (GGGGCC) است که در صورت انبساط غیرطبیعی، شایعترین علت ژنتیکی شناختهشده ALS به شمار میرود.
بیمارانی که حامل انبساطهای پاتولوژیک C9orf72 هستند، در مقایسه با سایر اشکال ژنتیکی یا تکگیر (اسپورادیک) ALS، احتمال بسیار بیشتری برای تظاهر با علائم بولبار نشان میدهند.
این ارتباط ژنتیکی فراتر از الگوهای شروع ساده است. ناقلان انبساط C9orf72 با شروع بولبار در مقایسه با ناقلان C9orf72 با شروع اندام، پیشرفت سریعتر بیماری و زمان بقای کوتاهتری را نشان میدهند. مکانیسم زمینهساز این ارتباط احتمالاً شامل آسیبپذیری ترجیحی هستههای حرکتی ساقه مغز نسبت به اثرات سمی پاتولوژی C9orf72 است.
آیا تفاوتی در پاتولوژی TDP-43 بین ALS با شروع بولبار و شروع اندام وجود دارد؟
پروتئین ۴۳ اتصالدهنده به آرانآ/دیانآ (TDP-43) پاتولوژیکترین پروتئین اولیه در حدود ۹۷٪ از موارد ALS است. این پروتئین به طور طبیعی در هسته سلول ساکن است، جایی که متابولیسم RNA را تنظیم میکند، اما در ALS، به سیتوپلاسم منتقل شده و تجمعهای مشخصی را تشکیل میدهد.
موارد ALS با شروع بولبار در مقایسه با موارد شروع اندام، پاتولوژی گستردهتری از TDP-43 را در هستههای حرکتی ساقه مغز نشان میدهند. این امر نه تنها شامل درگیری واضح هستههای اعصاب جمجمهای میشود، بلکه پاتولوژی گستردهتر ساقه مغز را نیز در بر میگیرد که بر مراکز کنترل تنفس، شبکه تورینهای (رتیکولار) و سایر ساختارهای حیاتی ساقه مغز تأثیر میگذارد.
ارتباط بین پاتولوژی TDP-43 و نوروایستیج (التهاب عصبی) نیز تفاوتهای ساختاری منطقهای را نشان میدهد. نواحی بولبار در بیماران مبتلا به ALS فعالسازی میکروگلیا و مارکرهای التهابی برجستهتری را در مقایسه با نواحی نخاع نشان میدهند.
این پاسخ التهابی عصبی تقویتشده ممکن است پاتولوژی TDP-43 را تسریع کند و به روند تهاجمیتر بیماری در بیماران با شروع بولبار کمک نماید.
ارتباط بالینی بین ALS با شروع بولبار و زوال عقل فرونتوتمپورال (FTD) چیست؟
این شرایط دارای عوامل خطر ژنتیکی مشترک، مکانیسمهای پاتولوژیک و نواحی مغزی آسیبدیده یکسانی هستند که نشان میدهد آنها تظاهرات متفاوتی از یک طیف بیماری مشترک زمینهای هستند.
بیماران مبتلا به ALS با شروع بولبار، تغییرات شناختی و رفتاری را با نرخهای بسیار بالاتر از بیماران مبتلا به بیماری با شروع اندام نشان میدهند. این تغییرات شناختی به طور مکرر شامل عملکرد اجرایی، پردازش زبان و شناخت اجتماعی میشود؛ حوزههایی که به طور مشخص در FTD آسیب میبینند.
علاوه بر این، انبساط C9orf72 قویترین ارتباط ژنتیکی را بین ALS بولبار و FTD فراهم میکند. این جهش عامل اصلی حدود ۴۰٪ از موارد FTD خانوادگی و ۲۵٪ از موارد ALS خانوادگی است.
خانوادههای حامل انبساطهای C9orf72 اغلب فنوتیپهای مختلطی نشان میدهند، به طوری که برخی از اعضا به ALS خالص، برخی دیگر به FTD خالص مبتلا میشوند و برخی دیگر تظاهرات ترکیبی ALS-FTD را نشان میدهند. ALS با شروع بولبار نشاندهنده یک فنوتیپ میانی است که به طور مکرر پیشرفت میکند تا ویژگیهای شناختی و رفتاری را نیز شامل شود.
پزشکان چگونه روند بیماری را در ALS با شروع بولبار پیشبینی میکنند؟
ارزیابی پروگنوز (پیشآگهی) در ALS با شروع بولبار نیازمند یکپارچهسازی چندین متغیر بالینی است که ویژگیهای منحصر به فرد این نوع تظاهر بیماری را منعکس میکنند.
برخلاف ALS با شروع اندام، که در آن افت عملکردی از الگوهای نسبتاً قابل پیشبینی پیروی میکند، بیماری با شروع بولبار مسیرهای متغیرتری را نشان میدهد که نیازمند مدلسازیهای پیشآگهی پیشرفته است.
چرا سن شروع یک عامل پروگنوستیک حیاتی در ALS بولبار است؟
سن در زمان شروع علائم به طور مداوم به عنوان یکی از قویترین عوامل پیشآگهی در ALS با شروع بولبار مطرح میشود، به طوری که بیماران مسنتر پیشرفت سریعتر بیماری و زمان بقای کوتاهتری را نشان میدهند. این ارتباط در شروع بولبار در مقایسه با شروع اندام برجستهتر به نظر میرسد، که نشاندهنده آسیبپذیریهای مرتبط با سن به طور خاص در مدارهای حرکتی ساقه مغز است.
مکانیسمهای زمینهساز تفاوتهای پیشآگهی مرتبط با سن احتمالاً شامل چندین عامل است. بیماران مسنتر دارای ذخایر فیزیولوژیک کمتری هستند که توانایی آنها را برای جبران از دست رفتن تدریجی نورونهای حرکتی محدود میکند.
به عنوان مثال، تغییرات مرتبط با سن در هموستاز پروتئین، عملکرد میتوکندری و ظرفیت ترمیم DNA ممکن است فرآیندهای پاتولوژیک را در نورونهای حرکتی آسیبپذیر تسریع کند.
کاهش سرعت تکلم چگونه به عنوان یک مارکر پیشآگهی برای ALS بولبار استفاده میشود؟
تخریب تکلم یکی از قابلاعتمادترین شاخصهای پیشآگهی در ALS با شروع بولبار است که نشاندهنده از دست رفتن تدریجی کنترل حرکتی در سیستم پیچیده عصبی عضلانی پشتیبان گفتار است. ارزیابی کمی کاهش تکلم، معیارهای عینی را ارائه میدهد که با پیشرفت کلی بیماری و بقا همبستگی قوی دارد.
کاهش سریع نرخ تکلم معمولاً نشاندهنده پیشرفت کلی سریعتر بیماری است.
آنالیز آکوستیک پیشرفته میتواند تغییرات پیشبالینی را در کیفیت صدا، دقت گفتار و پشتیبانی تنفسی قبل از آشکار شدن بالینی آنها تشخیص دهد.
از دست دادن سریع تکلم قابل فهم در عرض ۱۲ ماه پس از شروع، نشاندهنده بیماری تهاجمی با درگیری تنفسی زودهنگام است.
الگوهای کاهش تکلم همبستگی قوی با وضعیت تغذیه، عملکرد تنفسی و معیارهای کیفیت زندگی دارند.
تکنیکهای پیشرفته آنالیز گفتار میتوانند تغییرات ظریفی را که قبل از تخریب بالینی آشکار رخ میدهند، تشخیص دهند. آنالیز آکوستیک کیفیت صدا، دقت گفتار و پشتیبانی تنفسی در حین تولید گفتار، بیومارکرهای کمی را برای نظارت بر بیماری ارائه میدهد. این معیارها حساسیت بیشتری به تغییرات اولیه در مقایسه با مقیاسهای رتبهبندی بالینی سنتی نشان میدهند.
الگوی کاهش تکلم نیز اطلاعات پیشآگهی مفیدی را ارائه میدهد. بیمارانی که تکلم قابل فهم خود را به سرعت (در عرض ۱۲ ماه پس از شروع) از دست میدهند، معمولاً بیماری تهاجمیتری با درگیری تنفسی زودهنگام دارند.
برعکس، کسانی که ارتباط عملکردی را برای مدت طولانیتری حفظ میکنند، اغلب دورههای بیماری کندتری با بقای کلی بهتر دارند.
اهمیت پیشآگهی سوءتغذیه زودرس و شدید در ALS بولبار چیست؟
وضعیت تغذیه هم به عنوان یک پیامد و هم به عنوان محرک پیشرفت بیماری در ALS با شروع بولبار عمل میکند. دیسفاژی (دشواری بلع) منجر به کاهش کالری دریافتی میشود، در حالی که حالت هایپرمتابولیک مشخصه ALS، نیازهای انرژی را افزایش میدهد. این ترکیب باعث کاهش وزن سریع میشود که همبستگی قوی با نتایج بقا دارد.
زمانبندی کاهش وضعیت تغذیه اطلاعات پیشآگهی مهمی را ارائه میدهد. بیمارانی که وزن خود را در اولین سال پس از شروع علائم بولبار ثابت نگه میدارند، معمولاً زمان بقای طولانیتری در مقایسه با کسانی که کاهش وزن زودرس را تجربه میکنند، دارند. این ارتباط حتی پس از کنترل سن، عوامل ژنتیکی و سایر متغیرهای بالینی همچنان معنیدار باقی میماند.
علاوه بر این، بیومارکرهای تغذیهای، اندازهگیریهای وزن بالینی را در ارزیابی پیشآگهی تکمیل میکنند. آلبومین سرم، پریآلبومین و سایر مارکرهای پروتئینی نشاندهنده وضعیت تغذیه و تغییرات متابولیک مرتبط با بیماری هستند.
پاسخ به مداخلات تغذیهای نیز بینشهای پیشآگهی ارائه میدهد. بیمارانی که علیرغم پشتیبانی تغذیهای تهاجمی موفق به حفظ وزن خود نمیشوند، معمولاً بیماری تهاجمیتری با چشمانداز بقای ضعیف دارند.
آیا نارسایی تنفسی زودهنگام مستقیماً بر نرخ بقا در ALS بولبار تأثیر میگذارد؟
درگیری تنفسی یکی از حیاتیترین عوامل پیشآگهی در تمام اشکال ALS است، اما ظهور زودهنگام آن در بیماری با شروع بولبار پیامدهای بسیار وخیمی به همراه دارد.
نزدیکی آناتومیک هستههای حرکتی بولبار به مراکز کنترل تنفس به این معنی است که اختلال تنفسی اغلب زودتر ایجاد شده و با سرعت بیشتری در بیماران با شروع بولبار پیشرفت میکند.
کاهش ظرفیت حیاتی اجباری (FVC) به عنوان استاندارد طلایی برای نظارت بر عملکرد تنفسی در ALS عمل میکند. بیماران با شروع بولبار معمولاً نرخ کاهش FVC سریعتری را در مقایسه با بیماران با شروع اندام نشان میدهند و بسیاری از آنها در عرض ۱۸-۲۴ ماه پس از شروع علائم، اختلال تنفسی بزرگی را تجربه میکنند.
آیا بیومارکرهای EEG میتوانند به ردیابی پیشرفت بیماری یا تغییر شناختی در ALS بولبار کمک کنند؟
الکتروفیزیولوژی در سطح تحقیقاتی، به ویژه EEG کمی (qEEG)، به طور فعالی به عنوان روشی برای اندازهگیری غیرتهاجمی اختلال عملکرد قشری و کاهش شناختی پیشبالینی در ALS در حال بررسی است.
این ابزارها به محققان اجازه میدهند تا تحریکپذیری بیش از حد قشر مخ را بررسی کنند؛ یک وضعیت فیزیولوژیک که در آن نورونها بیش از حد حساس شده و به طور مفرط شلیک میکنند، که اعتقاد بر این است که یک بخش مرکزی از پاتوفیزیولوژی این بیماری است.
در مطالعات ALS با شروع بولبار، qEEG نمایی با وضوح بالا از نحوه تغییر الگوهای سیگنالدهی الکتریکی با دژنراسیون نورونهای حرکتی در ساقه مغز و قشر مغز ارائه میدهد. دانشمندان با شناسایی «امضاهای» الکتریکی منحصربهفرد فعالیت بیماری، قصد دارند مدلهای پیشآگهی را که در حال حاضر به اندازهگیریهای بالینی مانند مقیاسهای رتبهبندی عملکردی و تستهای تنفسی متکی هستند، بهبود بخشند.
این دادههای نوروفیزیولوژیک برای شناسایی بیمارانی که ممکن است علائم شناختی را در کنار زوال جسمانی تجربه کنند، بسیار مهم است و امکان برنامهریزی مراقبت شخصیتری را فراهم میکند. تاکید بر این نکته ضروری است که اگرچه بیومارکرهای الکتروفیزیولوژیک نویدبخش ردیابی مکانیسمهای بیماری و پتانسیل استفاده برای پیشآگهی در آینده هستند، اما در حال حاضر به عنوان ابزار تحقیقاتی استفاده میشوند و هنوز استانداردهای مراقبتی تثبیتشده برای تشخیص یا پیشبینی بالینی نیستند.
چه جهتگیریهای تحقیقاتی آینده بر مکانیسمهای دژنراسیون بولبار متمرکز است؟
ابتکارهای تحقیقاتی فعلی رویکردهای تکمیلی متعددی را برای درک و هدف قرار دادن آسیبپذیریهای خاص مدارهای حرکتی ساقه مغز در ALS دنبال میکنند. این تلاشها از مطالعات مکانیکی پایه تا تحقیقات ترجمهای با هدف توسعه درمانهای اختصاصی بولبار را شامل میشود.
تحقیقات سلولی و مولکولی بر شناسایی عواملی تمرکز دارد که نورونهای حرکتی ساقه مغز را به طور ویژهای مستعد پاتولوژی ALS میکند.
در همین حال، تحقیقات ژنتیکی به کشف ارتباطات جدید بین جهشهای خاص و بیماری با شروع بولبار ادامه میدهد. مطالعات توالییابی کل ژنوم در گروه بازهای بزرگی از بیماران در حال شناسایی واریانتهای نادری است که ممکن است به آسیبپذیری بولبار کمک کنند. این اکتشافات میتواند منجر به استراتژیهای غربالگری ژنتیکی شود که دقت پروگنوز را بهبود بخشیده و تصمیمگیریهای درمانی را هدایت میکند.
تحقیقات حوزه سلامت مغز به طور فزایندهای اهمیت درک الگوهای آسیبپذیری منطقهای را در بیماریهای عصبی-تخریبی به رسمیت میشناسد. تکنیکهای تصویربرداری پیشرفته مغزی، از جمله qEEG، تصویربرداری تانسور انتشار و آنالیز اتصال عملکردی، در حال ترسیم نقشه پیشرفت پاتولوژی از سایتهای شروع بولبار به سایر نواحی مغز هستند.
منابع
ایزن، اِی.، ووچیچ، اس.، و میتسوموتو، اچ. (2024). تاریخچه ALS و نظریههای رقیب در مورد پاتوژنز: فصل کتابچه راهنمای IFCN. تمرین نوروفیزیولوژی بالینی، 9، 1-12. https://doi.org/10.1016/j.cnp.2023.11.004
وانگ، ایکس.، هو، وای.، و شو، آر. (2024). مکانیسم بیماریزایی پروتئین ۴۳ اتصالدهنده به آرانآ/دیانآ (TDP-43) در اسکلروز جانبی آمیوتروفیک. تحقیقات بازسازی عصبی، 19(4)، 800–806. https://doi.org/10.4103/1673-5374.382233
یانگ، کیو.، جیائو، بی.، و شن، ال. (2020). توسعه اختلالات اسکلروز جانبی آمیوتروفیک و زوال عقل فرونتوتمپورال مرتبط با C9orf72. مرزها در ژنتیک، 11، 562758. https://doi.org/10.3389/fgene.2020.562758
دوکیچ، اس.، مکماکین، آر.، بوکسو، تی.، فاسانو، آ.، چیپیکا، آر.، پینتو-گراو، ام.، ... و ناصرالاسلامی، بی. (2019). اختلال سازمانیافته شبکه عملکردی در اسکلروز جانبی آمیوتروفیک. نگاشت مغز انسان، 40(16)، 4827-4842. https://doi.org/10.1002/hbm.24740
پرسشهای متداول
چه چیزی باعث میشود ALS با شروع بولبار سریعتر از شروع اندام پیشرفت کند؟
ALS با شروع بولبار شامل هستههای حرکتی ساقه مغز است که به طور فشرده قرار گرفتهاند و نیازهای متابولیکی فوقالعاده بالایی دارند که آنها را ذاتاً نسبت به دژنراسیون آسیبپذیرتر میکند. افزونگی دوطرفه مسیرهای کورتیکوبولبار در ابتدا آسیب اولیه را پنهان میکند، اما هنگامی که از آستانههای عملکردی عبور میشود، زوال به شدت شتاب میگیرد.
کدام اعصاب جمجمهای در درجه اول در ALS بولبار تحت تاثیر قرار میگیرند؟
هسته حرکتی عصب سهقلو جویدن را کنترل میکند و ضعف هسته عصب چهرهای عملکرد بسته ماندن لبها را در حین صحبت کردن و بلع مختل میکند. هستههای حلقی-زبانی و واگ، بلع و صدا را هماهنگ میکنند، در حالی که آسیب به هسته زیرزبانی باعث آتروفی زبان و فاسیکولاسیون میشود؛ درگیری هسته فرعی نیز به افتادگی سر و ضعف گردن کمک میکند.
انبساطهای ژنی C9orf72 چگونه با ALS با شروع بولبار ارتباط دارند؟
انبساطهای تکراری C9orf72 شایعترین علت ژنتیکی ALS هستند و ارتباط قوی با شروع علائم بولبار دارند. این جهش باعث تولید پروتئینهای تکراری دیپپتیدی سمی و کانونهای RNA میشود که به طور نامتناسبی به نورونهای حرکتی ساقه مغز فشار میآورند و منجر به پیشرفت سریعتر بیماری میشوند.
تفاوت در پاتولوژی TDP-43 بین ALS با شروع بولبار و شروع اندام چیست؟
موارد با شروع بولبار تجمع گستردهتر و زودهنگامتر رسوبات پروتئین TDP-43 را در هستههای حرکتی ساقه مغز و مراکز کنترل تنفس نشان میدهند. سویههای ساختاری متفاوت TDP-43 ممکن است ترجیحاً نورونهای ساقه مغز را هدف قرار دهند و به روند تهاجمی بیماری کمک کنند.
ارتباط بالینی بین ALS بولبار و زوال عقل فرونتوتمپورال (FTD) چیست؟
این دو بیماری دارای محرکهای ژنتیکی مشترک مانند انبساطهای C9orf72 و آتروفی مغزی همپوشان در نواحی زبانی فرونتال و تمپورال هستند. در نتیجه، اختلال شناختی و تغییرات رفتاری با نرخهای بالاتری در ALS با شروع بولبار رخ میدهد که منعکسکننده طیفی از تخریب عصبی مشترک است.
چرا سن در زمان شروع به شدت پیشآگهی را در ALS با شروع بولبار پیشبینی میکند؟
بیماران مسنتر ذخیره فیزیولوژیک کمتر و از بین رفتن نورونهای حرکتی مرتبط با سن از قبل موجود در ساقه مغز دارند، بنابراین پاتولوژی ALS سریعتر از آستانههای عملکردی عبور میکند. این آسیبپذیری مبتنی بر سن، منجر به افت سریعتر و بقای کوتاهتر میشود، حتی پس از در نظر گرفتن سایر عوامل.
کاهش سرعت تکلم چگونه به عنوان یک مارکر پیشآگهی استفاده میشود؟
کاهش سرعت تکلم که با تعداد هجاها در ثانیه در طول وظایف استاندارد اندازهگیری میشود، منعکسکننده از دست رفتن تدریجی کنترل حرکتی است و افت عملکردی آینده را پیشبینی میکند. بیمارانی که تکلم قابل فهم خود را زود، معمولاً در عرض یک سال از دست میدهند، تمایل به بیماری تهاجمیتری با درگیری تنفسی زودهنگام دارند.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستین بورگوس





