مردم اغلب درباره شیوع اسکلروز جانبی آمیوتروفیک کنجکاو هستند و میپرسند: «ALS چقدر شایع است؟»
این مقاله میکوشد با بررسی اینکه چه کسانی به آن مبتلا میشوند، در کجا رخ میدهد و چگونه با سایر بیماریها مقایسه میشود، تا حدی این آمار را روشن کند.
نرخهای بروز و شیوع چگونه به ما در درک آمار ALS کمک میکنند؟
تفاوت بین بروز ALS و شیوع ALS چیست؟
وقتی درباره این صحبت میکنیم که اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) چقدر شایع است، مهم است که دو اصطلاح کلیدی را درک کنیم: بروز و شیوع. این دو مشابه به نظر میرسند، اما درباره بیماری چیزهای متفاوتی به ما میگویند.
بروز به تعداد موارد جدید ALS اشاره دارد که در یک بازه زمانی مشخص، معمولاً یک سال، تشخیص داده میشوند. میتوان آن را بهصورت تصویری از اینکه هر سال چند نفر تازه تشخیص میگیرند در نظر گرفت.
شیوع، از سوی دیگر، به تعداد کل افرادی اشاره دارد که در یک زمان مشخص با ALS زندگی میکنند. این شامل هم افرادی است که بهتازگی تشخیص گرفتهاند و هم کسانی که مدتی است با این بیماری زندگی میکنند.
در سطح جهانی، بروز ALS بهطور تخمینی بین ۱ تا ۲ مورد جدید در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در سال است. ارقام شیوع معمولاً بالاتر هستند و اغلب از ۴ تا ۵ نفر در هر ۱۰۰٬۰۰۰ متغیرند.
این اعداد میتوانند بر اساس عواملی مانند سن، موقعیت جغرافیایی و دقت روشهای گردآوری داده متفاوت باشند.
چرا جمعآوری دادههای آماری دقیق درباره ALS دشوار است؟
گردآوری آمار دقیق درباره ALS همیشه ساده نیست. چندین عامل میتوانند جمعآوری داده را چالشبرانگیز کنند:
پیچیدگی تشخیص: تشخیص قطعی ALS میتواند دشوار باشد، بهویژه در مراحل اولیه. علائم میتوانند با سایر اختلالات عصبی همپوشانی داشته باشند و باعث تأخیر یا تشخیص نادرست شوند. این یعنی ممکن است برخی موارد در دادههای بروز ثبت نشوند.
سیستمهای گزارشدهی متفاوت: کشورها و حتی مناطق مختلف داخل کشورها، سیستمهای متفاوتی برای ردیابی بیماریها دارند. برخی ممکن است ثبتهای ملی قدرتمندی داشته باشند، در حالی که برخی دیگر به روشهایی کمتر متمرکز یا کمتر جامع تکیه میکنند. این ناهماهنگی مقایسه دادهها در سطح جهانی را دشوار میکند.
تحرک بیماران و جزیرههای داده: افراد ممکن است بین سامانههای مختلف مراقبت سلامت یا مناطق جغرافیایی جابهجا شوند و این کار ردیابی مداوم تشخیص و وضعیت آنان را دشوار میکند. دادهها همچنین ممکن است در سامانههای جداگانهای نگهداری شوند که بهراحتی با یکدیگر ارتباط ندارند.
تشخیصندادن در برخی مناطق: در مناطقی با منابع محدود مراقبت سلامت یا دسترسی اندک به مراقبت تخصصی نورولوژی، ممکن است ALS کمتر از واقع تشخیص داده شود یا به علل دیگر نسبت داده شود. این موضوع میتواند به کمبرآورد شدن شیوع و بروز واقعی منجر شود.
این چالشها یعنی هرچند ما تصویر کلیای از آمار ALS داریم، اما اعداد دقیق همیشه برآوردی هستند و تلاشهای مداومی برای بهبود دقت و یکنواختی دادهها انجام میشود.
الگوی جمعیتی بیماران ALS چه چیزی را نشان میدهد؟
وقتی درباره ALS صحبت میکنیم، درک اینکه این بیماری چه کسانی را تحت تأثیر قرار میدهد، به همان اندازه مهم است که خود بیماری را بشناسیم. اگرچه ALS میتواند هر کسی را درگیر کند، اما وقتی به آمار نگاه میکنیم، الگوهای خاصی آشکار میشوند.
این جزئیات جمعیتی به پژوهشگران و ارائهدهندگان خدمات درمانی کمک میکند تا عوامل خطر را بهتر درک کنند و شاید پشتیبانی را متناسبتر طراحی کنند.
بیشتر تشخیصهای ALS در چه سنی رخ میدهند؟
سن شاید مهمترین عامل مرتبط با ALS باشد. این بیماری معمولاً در میانسالی تا اواخر بزرگسالی ظاهر میشود. بیشتر تشخیصها در افراد ۴۰ تا ۸۰ ساله رخ میدهد. تشخیص ALS در افراد زیر ۲۰ سال بسیار نادر است و موارد این گروه سنی اغلب با اشکال ژنتیکی خاصی از بیماری مرتبط هستند.
با افزایش سن، احتمال ابتلا به ALS بیشتر میشود. این روند وابسته به سن در بیشتر جمعیتهای مورد مطالعه مشاهده شده است.
آیا مردان بیشتر از زنان به ALS مبتلا میشوند؟
از نظر تاریخی، مطالعات نشان دادهاند که بروز ALS در مردان کمی بیشتر از زنان است. این نسبت معمولاً حدود ۱٫۲ تا ۱٫۵ ذکر میشود، یعنی مردان بیشتر از زنان تشخیص میگیرند.
با این حال، به نظر میرسد این تفاوت در گروههای سنی بالاتر کمتر میشود. دلایل این تفاوت جنسیتیِ مشاهدهشده بهطور کامل روشن نیست و یکی از حوزههای پژوهشهای جاری است.
ممکن است عوامل هورمونی، مواجهههای محیطی یا زمینههای ژنتیکی نقشی داشته باشند، اما به بررسی بیشتری نیاز است.
شیوع ALS در نژادها و قومیتهای مختلف چگونه متفاوت است؟
ALS افراد را از همه نژادها و قومیتها تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، بیشتر مطالعات اپیدمیولوژیک در مقیاس بزرگ روی جمعیتهای با تبار اروپایی انجام شدهاند. این یعنی دادههای مربوط به شیوع ALS در سایر گروههای نژادی و قومی ممکن است کمتر جزئی باشند.
برخی پژوهشها تفاوتهای احتمالی در بروز یا نرخ بقا را میان گروههای مختلف پیشنهاد کردهاند، اما این یافتهها همیشه سازگار نیستند و به مطالعه بیشتری نیاز دارند. مهم است که پژوهشها و کارآزماییهای بالینی جمعیتهای متنوع را دربر بگیرند تا تصویر کاملتری از بیماری به دست آید.
ALS در کدام مناطق جغرافیایی در جهان شایعتر است؟
نقاط داغ و نقاط سرد جهانی چه چیزی درباره نرخ ALS نشان میدهند؟
وقتی به تصویر جهانی اسکلروز جانبی آمیوتروفیک نگاه میکنیم، اعداد میتوانند از یک منطقه به منطقه دیگر بهطور قابلتوجهی متفاوت باشند. برخی مناطق به نظر میرسد نرخ تشخیص بالاتری نسبت به دیگر مناطق دارند، هرچند تعیین دلایل دقیق این موضوع پیچیده است.
پژوهشگران همیشه این دادهها را بررسی میکنند تا ببینند آیا الگوهایی مرتبط با ژنتیک، محیط یا حتی میزان خوبِ ردیابی بیماری در کشورهای مختلف وجود دارد یا نه. درک این تفاوتهای جغرافیایی به ما کمک میکند تا به فهم علت ALS نزدیکتر شویم.
نرخهای بروز و شیوع ALS در آمریکای شمالی و اروپا چگونه با هم مقایسه میشوند؟
در آمریکای شمالی و اروپا، ALS بهطور کلی یک بیماری نسبتاً نادر محسوب میشود، اما نرخهای بروز و شیوع آن از جمله مواردی هستند که بهطور منظمتر مطالعه شدهاند.
برای نمونه، مطالعات اغلب نشان میدهند که نرخ بروز سالانه در این مناطق حدود ۲ مورد جدید در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر است. شیوع، یعنی تعداد کل افرادی که در یک زمان مشخص با ALS زندگی میکنند، ممکن است حدود ۵ مورد در هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر باشد.
این ارقام میتوانند بر اساس جمعیت مورد مطالعه و روشهای بهکاررفته برای گردآوری داده نوسان داشته باشند. عواملی مانند پیر شدن جمعیت و بهبود تواناییهای تشخیصی ممکن است در اعداد مشاهدهشده نقش داشته باشند.
چرا در آسیا و آفریقا دادههای آماری دقیق ALS کم است؟
وقتی توجه خود را به آسیا و آفریقا معطوف میکنیم، تصویر کمتر روشن میشود. در بسیاری از بخشهای این قارهها، کمبود قابلتوجهی از دادههای جامع درباره ALS وجود دارد.
این لزوماً به این معنا نیست که ALS در آنجا کمتر شایع است؛ بلکه بیشتر احتمال دارد بازتاب چالشهای موجود در زیرساختهای نظام سلامت، منابع تشخیصی و گردآوری نظاممند داده باشد. در برخی مناطق، ALS ممکن است به دلیل نبود مراقبت تخصصی نورولوژیک کمتر تشخیص داده شود یا اشتباه تشخیص داده شود.
تلاشهایی برای بهبود گردآوری داده در این مناطق در جریان است و این امر برای درکی واقعاً جهانی از بیماری حیاتی خواهد بود. بدون این اطلاعات، نمیتوانیم نرخها را بهدرستی مقایسه کنیم یا عوامل خاصِ بالقوهای را که در کار هستند شناسایی کنیم.
کدام جمعیتهای خاص خطر مستند بالاتری برای ALS دارند؟
ارتباط بین خدمت نظامی و افزایش خطر ALS چیست؟
پژوهشها به ارتباطی میان خدمت نظامی و افزایش خطر ابتلا به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک اشاره کردهاند. اگرچه دلایل دقیق هنوز در حال بررسی است، چندین عامل مرتبط با زندگی نظامی در دست مطالعه هستند.
این عوامل میتوانند شامل مواجهه با برخی سموم محیطی، آسیبهای مرتبط با جنگ و فشارهای جسمی و روانیِ خدمت باشند. مطالعات نرخهای بالاتری از ALS را در میان کهنهسربازان نسبت به جمعیت عمومی مشاهده کردهاند، بهویژه در کسانی که در مناقشات خاصی خدمت کردهاند یا نقشهای شغلی مشخصی در ارتش داشتهاند.
جامعه علمی همچنان به جمعآوری داده ادامه میدهد تا این ارتباط را بهتر درک کند و عناصر بالقوه دخیل را شناسایی نماید.
آیا مشارکت در ورزش و ضربههای فیزیکی تکراری خطر ALS را افزایش میدهد؟
حوزه دیگری که مورد توجه است، ارتباط احتمالی میان مشارکت در برخی ورزشها، بهویژه ورزشهایی با ضربات مکرر به سر یا آسیب فیزیکی، و خطر ALS است.
اگرچه ALS صرفاً بیماری ورزشکاران نیست، برخی مطالعات بروز بالاتری را در افرادی با سابقه حرفهای یا سطح بالای ورزشی گزارش کردهاند، بهخصوص در ورزشهای تماسی. ماهیت تکراریِ ضربهها، ضربههای مغزی یا دیگر فشارهای جسمی که ورزشکاران تجربه میکنند، بهعنوان عاملی احتمالی در حال بررسی است.
با این حال، مهم است توجه داشته باشیم که این حوزه پژوهشی پیچیده است و یک ارتباط علّیِ قطعی هنوز در دست بررسی است. عوامل بسیاری در ALS نقش دارند و همه ورزشکاران به این وضعیت دچار نمیشوند.
چگونه میتوانیم نرخهای جهانی شیوع ALS را در بستر مناسب تفسیر کنیم؟
آیا تعداد جهانی تشخیصهای جدید ALS در طول زمان در حال افزایش است؟
این پرسشی است که بسیاری میپرسند: آیا اکنون نسبت به گذشته افراد بیشتری به ALS مبتلا میشوند؟
با نگاه به اعداد، به نظر میرسد که بروز ALS، یعنی تعداد موارد جدیدی که هر سال تشخیص داده میشوند، در برخی مناطق طی دهههای اخیر اندکی افزایش یافته است.
این لزوماً به این دلیل نیست که خود بیماری از نظر علل زیستیِ زمینهای در حال شایعتر شدن است. در عوض، چندین عامل احتمالاً در این افزایش مشاهدهشده نقش دارند.
یکی از عوامل مهم، بهبود تواناییهای تشخیصی و افزایش آگاهی است. متخصصان پزشکی معمولاً بهتر میتوانند ALS را شناسایی کنند و معیارهای تشخیصی نیز دقیقتر شدهاند.
علاوه بر این، افزایش آگاهی عمومی و حمایتگری بیماران باعث میشود افراد زودتر به دنبال مراقبت پزشکی بروند و در نتیجه تشخیصها زودتر و دقیقتر انجام شوند. پیشرفت در تصویربرداری پزشکی و آزمونهای نورولوژیک نیز در تمایز ALS از سایر بیماریهایی که ممکن است علائم اولیه مشابهی داشته باشند، نقش دارد.
بنابراین، افزایش ظاهری در نرخ تشخیص ممکن است بازتابِ شناسایی بهتر باشد، نه جهش واقعی در بروز بیماری.
توزیع آماری میان موارد ALS پراکنده و خانوادگی چگونه است؟
وقتی درباره ALS صحبت میکنیم، مهم است که میان دو شکل اصلی آن تمایز بگذاریم: پراکنده و خانوادگی.
ALS پراکنده شایعترین نوع است و حدود ۹۰٪ تا ۹۵٪ از همه موارد را شامل میشود. این یعنی در این موارد، سابقه خانوادگی شناختهشدهای برای بیماری وجود ندارد و علت آن ترکیبی از جهشهای ژنتیکیِ رخداده بهطور تصادفی و عوامل محیطی دانسته میشود.
ALS خانوادگی، از سوی دیگر، ۵٪ تا ۱۰٪ باقیمانده موارد را تشکیل میدهد. در این وضعیتها، یک پیوند ژنتیکی روشن وجود دارد، یعنی بیماری در خانوادهها منتقل میشود.
اگرچه این درصد کم است، اما درک ALS خانوادگی برای پژوهش ژنتیک و شناسایی جهشهای ژنیِ خاصی که ممکن است در پیشرفت بیماری نقش داشته باشند، حیاتی است. پژوهش درباره این اشکال ژنتیکی گاهی میتواند به روشنشدن سازوکارهای دخیل در ALS پراکنده نیز کمک کند.
نادر بودن ALS در مقایسه با سایر بیماریهای عصبی چگونه است؟
ALS اغلب بهعنوان یک بیماری نادر توصیف میشود و وقتی شیوع آن را با سایر اختلالات عصبی مقایسه میکنیم، این موضوع درست است.
برای مثال، بیماری آلزایمر میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد و نرخهای شیوع آن بهمراتب بالاتر از ALS است. به همین ترتیب، بیماریهایی مانند پارکینسون و مولتیپل اسکلروزیس نیز، هرچند جدی هستند، اما معمولاً ارقام بروز و شیوع بالاتری نسبت به ALS دارند.
نادر بودن ALS یعنی بودجه پژوهشی و حمایت از بیماران، هرچند در حال رشد است، با چالشهای منحصربهفردی نسبت به اختلالات عصبی گستردهتر روبهروست. با این حال، همین نادر بودن اهمیت هر مورد و هر تلاش پژوهشی برای درک و درمان این وضعیت پیچیده را برجسته میکند.
نتیجهگیریهای کلیدی درباره شیوع و آمار جهانی ALS چیست؟
اگرچه ALS یک شرکت جهانی با دامنهای گسترده است، اما مهم است به یاد داشته باشیم که ALS، یا اسکلروز جانبی آمیوتروفیک، یک بیماری نادر است. آمار نشان میدهد که این بیماری هر سال تعداد کمی از افراد را تحت تأثیر قرار میدهد، هرچند اعداد دقیق میتوانند بسته به منطقه و شیوه گردآوری داده متفاوت باشند.
این بیماری معمولاً در برخی گروههای سنی بیشتر دیده میشود و ممکن است سلامت مغز مردان را کمی بیشتر از زنان تحت تأثیر قرار دهد. درک این اعداد به ما کمک میکند گستره چالش و اهمیت ادامه پژوهشهای مبتنی بر علوم اعصاب و حمایت از افراد درگیر با این وضعیت را بهتر بفهمیم.
منابع
Brotman, R. G., Moreno-Escobar, M. C., Joseph, J., Munakomi, S., & Pawar, G. (2025). اسکلروز جانبی آمیوتروفیک. In StatPearls. StatPearls Publishing. https://www.ncbi.nlm.nih.gov/books/NBK556151/
Ingre, C., Roos, P. M., Piehl, F., Kamel, F., & Fang, F. (2015). عوامل خطر برای اسکلروز جانبی آمیوتروفیک. Clinical epidemiology, 7, 181–193. https://doi.org/10.2147/CLEP.S37505
Liu, X., He, J., Gao, F. B., Gitler, A. D., & Fan, D. (2018). همهگیرشناسی و ژنتیک اسکلروز جانبی آمیوتروفیک در چین. Brain research, 1693(Pt A), 121–126. https://doi.org/10.1016/j.brainres.2018.02.035
McKay, K. A., Smith, K. A., Smertinaite, L., Fang, F., Ingre, C., & Taube, F. (2021). خدمت نظامی و عوامل خطر مرتبط برای اسکلروز جانبی آمیوتروفیک. Acta neurologica Scandinavica, 143(1), 39–50. https://doi.org/10.1111/ane.13345
Blecher, R., Elliott, M. A., Yilmaz, E., Dettori, J. R., Oskouian, R. J., Patel, A., ... & Chapman, J. R. (2019). ورزشهای تماسی بهعنوان یک عامل خطر برای اسکلروز جانبی آمیوتروفیک: یک مرور نظاممند. Global spine journal, 9(1), 104-118. https://doi.org/10.1177/219256821881391
سؤالات متداول
آیا ALS در مردان شایعتر است یا زنان؟
ALS کمی بیشتر در مردان نسبت به زنان دیده میشود. به ازای هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر، سالانه حدود ۲ مرد و ۱٫۶ زن تشخیص میگیرند.
سن معمول هنگام تشخیص ALS چیست؟
بیشتر افراد بین ۴۰ تا ۸۰ سالگی به ALS مبتلا تشخیص داده میشوند. با این حال، افراد جوانتر هم میتوانند به این بیماری مبتلا شوند، هرچند کمتر شایع است.
آیا ALS افراد را از همه نژادها و گروههای قومی تحت تأثیر قرار میدهد؟
بله، ALS میتواند افراد را از همه پیشینههای نژادی و قومی درگیر کند. مطالعات فعلی نشان میدهند که در افراد سفیدپوست نسبت به سایر گروهها کمی شایعتر به نظر میرسد.
آیا جاهایی وجود دارد که ALS در آنها شایعتر باشد؟
اگرچه ALS در سراسر جهان رخ میدهد، برخی مناطق کوچک نرخهای بالاتری نشان دادهاند، اما دانشمندان هنوز در حال بررسی این هستند که چرا چنین است.
آیا بین خدمت نظامی و ALS ارتباطی وجود دارد؟
مطالعات نشان دادهاند که کهنهسربازان خطر بیشتری برای ابتلا به ALS دارند. دلایل دقیق هنوز در حال پژوهش است.
آیا ورزشکاران میتوانند به ALS مبتلا شوند؟
برخی پژوهشها نشان میدهد که ورزشکاران، بهویژه کسانی که در ورزشهایی با ضربههای مکرر به سر یا فعالیت بدنی شدید شرکت میکنند، ممکن است کمی بیشتر در معرض ابتلا به ALS باشند. به مطالعه بیشتری نیاز است.
آیا ALS ارثی است؟
در بیشتر موارد، ALS «پراکنده» در نظر گرفته میشود، یعنی بهصورت تصادفی رخ میدهد. با این حال، حدود ۵ تا ۱۰٪ از موارد ALS «خانوادگی» هستند، یعنی به دلیل یک تغییر ژنی در خانوادهها منتقل میشوند.
ALS در مقایسه با سایر بیماریهای مغزی چقدر شایع است؟
ALS یک بیماری نادر محسوب میشود. این بیماری افراد بسیار کمتری را نسبت به اختلالات عصبی شایعتری مانند بیماری آلزایمر یا پارکینسون تحت تأثیر قرار میدهد.
Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و دادههای مغزی به پیشبرد پژوهشهای علوم اعصاب کمک میکند.
کریستیان بورگوس





