
مدلسازی انتخاب و مغز: مطالعهای بر روی الکتروانسفالوگرافی (EEG) ترجیحات
نوری جاوید
بهروزرسانی در
۲۶ آبان ۱۳۹۱

مدلسازی انتخاب و مغز: مطالعهای بر روی الکتروانسفالوگرافی (EEG) ترجیحات
نوری جاوید
بهروزرسانی در
۲۶ آبان ۱۳۹۱

مدلسازی انتخاب و مغز: مطالعهای بر روی الکتروانسفالوگرافی (EEG) ترجیحات
نوری جاوید
بهروزرسانی در
۲۶ آبان ۱۳۹۱
رامی ان. خوشاباء، لوک گریناکرب، سارات کوداگوداا، جوردن لووییرب، ساندرا بورکب، گامینی دیسانایاکعا،
چکیده
انتخاب، ایده یک گزینش جهتدار از یک عمل یا شیء مطلوب را تداعی میکند که برانگیخته از علایق و بیزاریهای درونی، یا دیگر ترجیحات اینچنینی است. با این حال، چنین فرآیندهای درونی صرفاً در حوزه فیزیولوژی انسانی ما قرار دارند. درک فرآیندهای فیزیولوژیکی تصمیمگیری در انواع زمینهها، یک هدف اصلی در علم تصمیمگیری است، زیرا پتانسیل بالایی برای پیشرفت بیشتر در تحقیقات تصمیمگیری دارد. این مقاله به عنوان یک مطالعه آزمایشی در این زمینه، با بررسی فعالیت مغزی مرتبط، یعنی الکتروانسفالوگرام (EEG)، به بررسی ماهیت تصمیمگیری در افراد میپردازد تا درک کند که مغز چگونه در زمان انجام انتخابهایی که برای برانگیختن ترجیحات آزمودنیها طراحی شدهاند، پاسخ میدهد. برای تسهیل این مطالعه، از سیستم ردیاب چشم Tobii-Studio برای ثبت ترجیحات مبتنی بر انتخاب شرکتکنندگان در حین مشاهده هفتاد و دو مجموعه از اشیاء استفاده شد. این مجموعههای انتخاب شامل سه تصویر بودند که پسزمینههای بالقوه رایانههای شخصی را ارائه میدادند. ترجیحات مبتنی بر انتخاب با کلیک کردن پاسخدهنده بر روی گزینه مورد نظر خود شناسایی شدند. علاوه بر این، یک واسط مغز و رایانه (BCI) که توسط هدست بیسیم تجاری Emotiv EPOC EEG با 14 کانال ارائه میشد، برای ثبت فعالیتهای مغزی مرتبط در طول دوره آزمایشها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) برای پیشپردازش دادههای EEG قبل از تحلیل آن با تبدیل فوریه سریع (FFT) به منظور مشاهده تغییرات در باندهای فرکانسی اصلی شامل دلتا (0.5–4 هرتز)، تتا (4–7 هرتز)، آلفا (8–12 هرتز)، بتا (13–30 هرتز) و گاما (30–40 هرتز) استفاده شد. سپس از یک معیار اطلاعات متقابل (MI) برای مطالعه تفاوتهای نیمکره چپ به راست و همچنین تفاوت جلو به عقب استفاده شد. هجده شرکتکننده برای انجام آزمایشها به خدمت گرفته شدند که نتایج متوسط تغییرات واضح و معنیداری را در فعالیت طیفی در نواحی پیشانی (F3 و F4)، آهیانهای (P7 و P8) و پسسری (O1 و O2) در حالی که شرکتکنندگان ترجیحات خود را نشان میدادند، نشان داد. نتایج نشان میدهد که هنگام در نظر گرفتن میزان تبادل اطلاعات بین نیمکرههای چپ و راست، باندهای تتا حداقل افزونگی و حداکثر ارتباط را با وظیفه مورد نظر در هنگام استخراج از نواحی متقارن پیشانی، آهیانهای و پسسری نشان دادند، در حالی که آلفا در نواحی پیشانی و آهیانهای غالب بود و بتا عمدتاً در نواحی پسسری و گیجگاهی تسلط داشت.برای گزارش کامل اینجا کلیک کنید.
رامی ان. خوشاباء، لوک گریناکرب، سارات کوداگوداا، جوردن لووییرب، ساندرا بورکب، گامینی دیسانایاکعا،
چکیده
انتخاب، ایده یک گزینش جهتدار از یک عمل یا شیء مطلوب را تداعی میکند که برانگیخته از علایق و بیزاریهای درونی، یا دیگر ترجیحات اینچنینی است. با این حال، چنین فرآیندهای درونی صرفاً در حوزه فیزیولوژی انسانی ما قرار دارند. درک فرآیندهای فیزیولوژیکی تصمیمگیری در انواع زمینهها، یک هدف اصلی در علم تصمیمگیری است، زیرا پتانسیل بالایی برای پیشرفت بیشتر در تحقیقات تصمیمگیری دارد. این مقاله به عنوان یک مطالعه آزمایشی در این زمینه، با بررسی فعالیت مغزی مرتبط، یعنی الکتروانسفالوگرام (EEG)، به بررسی ماهیت تصمیمگیری در افراد میپردازد تا درک کند که مغز چگونه در زمان انجام انتخابهایی که برای برانگیختن ترجیحات آزمودنیها طراحی شدهاند، پاسخ میدهد. برای تسهیل این مطالعه، از سیستم ردیاب چشم Tobii-Studio برای ثبت ترجیحات مبتنی بر انتخاب شرکتکنندگان در حین مشاهده هفتاد و دو مجموعه از اشیاء استفاده شد. این مجموعههای انتخاب شامل سه تصویر بودند که پسزمینههای بالقوه رایانههای شخصی را ارائه میدادند. ترجیحات مبتنی بر انتخاب با کلیک کردن پاسخدهنده بر روی گزینه مورد نظر خود شناسایی شدند. علاوه بر این، یک واسط مغز و رایانه (BCI) که توسط هدست بیسیم تجاری Emotiv EPOC EEG با 14 کانال ارائه میشد، برای ثبت فعالیتهای مغزی مرتبط در طول دوره آزمایشها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) برای پیشپردازش دادههای EEG قبل از تحلیل آن با تبدیل فوریه سریع (FFT) به منظور مشاهده تغییرات در باندهای فرکانسی اصلی شامل دلتا (0.5–4 هرتز)، تتا (4–7 هرتز)، آلفا (8–12 هرتز)، بتا (13–30 هرتز) و گاما (30–40 هرتز) استفاده شد. سپس از یک معیار اطلاعات متقابل (MI) برای مطالعه تفاوتهای نیمکره چپ به راست و همچنین تفاوت جلو به عقب استفاده شد. هجده شرکتکننده برای انجام آزمایشها به خدمت گرفته شدند که نتایج متوسط تغییرات واضح و معنیداری را در فعالیت طیفی در نواحی پیشانی (F3 و F4)، آهیانهای (P7 و P8) و پسسری (O1 و O2) در حالی که شرکتکنندگان ترجیحات خود را نشان میدادند، نشان داد. نتایج نشان میدهد که هنگام در نظر گرفتن میزان تبادل اطلاعات بین نیمکرههای چپ و راست، باندهای تتا حداقل افزونگی و حداکثر ارتباط را با وظیفه مورد نظر در هنگام استخراج از نواحی متقارن پیشانی، آهیانهای و پسسری نشان دادند، در حالی که آلفا در نواحی پیشانی و آهیانهای غالب بود و بتا عمدتاً در نواحی پسسری و گیجگاهی تسلط داشت.برای گزارش کامل اینجا کلیک کنید.
رامی ان. خوشاباء، لوک گریناکرب، سارات کوداگوداا، جوردن لووییرب، ساندرا بورکب، گامینی دیسانایاکعا،
چکیده
انتخاب، ایده یک گزینش جهتدار از یک عمل یا شیء مطلوب را تداعی میکند که برانگیخته از علایق و بیزاریهای درونی، یا دیگر ترجیحات اینچنینی است. با این حال، چنین فرآیندهای درونی صرفاً در حوزه فیزیولوژی انسانی ما قرار دارند. درک فرآیندهای فیزیولوژیکی تصمیمگیری در انواع زمینهها، یک هدف اصلی در علم تصمیمگیری است، زیرا پتانسیل بالایی برای پیشرفت بیشتر در تحقیقات تصمیمگیری دارد. این مقاله به عنوان یک مطالعه آزمایشی در این زمینه، با بررسی فعالیت مغزی مرتبط، یعنی الکتروانسفالوگرام (EEG)، به بررسی ماهیت تصمیمگیری در افراد میپردازد تا درک کند که مغز چگونه در زمان انجام انتخابهایی که برای برانگیختن ترجیحات آزمودنیها طراحی شدهاند، پاسخ میدهد. برای تسهیل این مطالعه، از سیستم ردیاب چشم Tobii-Studio برای ثبت ترجیحات مبتنی بر انتخاب شرکتکنندگان در حین مشاهده هفتاد و دو مجموعه از اشیاء استفاده شد. این مجموعههای انتخاب شامل سه تصویر بودند که پسزمینههای بالقوه رایانههای شخصی را ارائه میدادند. ترجیحات مبتنی بر انتخاب با کلیک کردن پاسخدهنده بر روی گزینه مورد نظر خود شناسایی شدند. علاوه بر این، یک واسط مغز و رایانه (BCI) که توسط هدست بیسیم تجاری Emotiv EPOC EEG با 14 کانال ارائه میشد، برای ثبت فعالیتهای مغزی مرتبط در طول دوره آزمایشها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) برای پیشپردازش دادههای EEG قبل از تحلیل آن با تبدیل فوریه سریع (FFT) به منظور مشاهده تغییرات در باندهای فرکانسی اصلی شامل دلتا (0.5–4 هرتز)، تتا (4–7 هرتز)، آلفا (8–12 هرتز)، بتا (13–30 هرتز) و گاما (30–40 هرتز) استفاده شد. سپس از یک معیار اطلاعات متقابل (MI) برای مطالعه تفاوتهای نیمکره چپ به راست و همچنین تفاوت جلو به عقب استفاده شد. هجده شرکتکننده برای انجام آزمایشها به خدمت گرفته شدند که نتایج متوسط تغییرات واضح و معنیداری را در فعالیت طیفی در نواحی پیشانی (F3 و F4)، آهیانهای (P7 و P8) و پسسری (O1 و O2) در حالی که شرکتکنندگان ترجیحات خود را نشان میدادند، نشان داد. نتایج نشان میدهد که هنگام در نظر گرفتن میزان تبادل اطلاعات بین نیمکرههای چپ و راست، باندهای تتا حداقل افزونگی و حداکثر ارتباط را با وظیفه مورد نظر در هنگام استخراج از نواحی متقارن پیشانی، آهیانهای و پسسری نشان دادند، در حالی که آلفا در نواحی پیشانی و آهیانهای غالب بود و بتا عمدتاً در نواحی پسسری و گیجگاهی تسلط داشت.برای گزارش کامل اینجا کلیک کنید.

به خواندن ادامه دهید