
همگامسازی مغز به مغز تعاملات گروهی پویا در دنیای واقعی را در کلاس درس دنبال میکند
دوک تران
بهروزرسانی در
۴ خرداد ۱۳۹۶

همگامسازی مغز به مغز تعاملات گروهی پویا در دنیای واقعی را در کلاس درس دنبال میکند
دوک تران
بهروزرسانی در
۴ خرداد ۱۳۹۶

همگامسازی مغز به مغز تعاملات گروهی پویا در دنیای واقعی را در کلاس درس دنبال میکند
دوک تران
بهروزرسانی در
۴ خرداد ۱۳۹۶
سوزان دیکر، لو وان، ایدو داویدسکو، لیزا کاگن، ماتیاس اوستریک، جیمز مککلینتاک، جس رولند، گئورگیوس میچالاریس، جی. جی. ون باول، مینگژو دینگ، و دیوید پوپل
چکیده: مغز انسان برای زندگی گروهی تکامل یافته است. با این حال، ما آنقدر در مورد چگونگی پشتیبانی آن از تعاملات گروهی پویا کم میدانیم که مطالعه تبادلات اجتماعی در دنیای واقعی به عنوان "ماده تاریک علوم اعصاب اجتماعی" نامگذاری شده است. اخیراً، مطالعات مختلفی با مقایسه پاسخهای مغزی چندین فرد در طول انواع وظایف (نیمه طبیعی) شروع به بررسی این سوال کردهاند. این آزمایشها نشان میدهند که چگونه ویژگیهای محرک، تفاوتهای فردی و عوامل زمینهای ممکن است زمینهساز شباهتها و تفاوتها در فعالیت عصبی در میان افراد باشند. با این حال، بیشتر مطالعات تا به امروز از محدودیتهای مختلفی رنج میبرند: آنها اغلب فاقد تعامل مستقیم چهرهبهچهره بین شرکتکنندگان هستند، معمولاً به دوگانها محدود میشوند، پویاییهای اجتماعی را در طول زمان بررسی نمیکنند و مهمتر از همه، به ندرت رفتار اجتماعی را در شرایط طبیعی مطالعه میکنند. در اینجا ما این آزمایشها را به طور چشمگیری، فراتر از دوگانها و فراتر از دیوارهای آزمایشگاه، گسترش میدهیم تا نشانگرهای عصبی مشارکت گروهی را در طول تعاملات گروهی پویا و واقعی شناسایی کنیم. ما از الکتروانسفالوگرام قابل حمل (EEG) برای ثبت همزمان فعالیت مغزی یک کلاس شامل ۱۲ دانشآموز دبیرستانی در طول یک ترم (۱۱ کلاس) در حین فعالیتهای عادی کلاس استفاده کردیم. یک روش تحلیلی نوین برای ارزیابی انسجام عصبی مبتنی بر گروه نشان میدهد که میزان همزمانی فعالیت مغزی در میان دانشآموزان، هم میزان مشارکت دانشآموزان در کلاس و هم پویاییهای اجتماعی را پیشبینی میکند. این امر نشان میدهد که همزمانی مغز به مغز یک نشانگر عصبی احتمالی برای تعاملات اجتماعی پویا است که احتمالاً توسط مکانیسمهای توجه مشترک هدایت میشود. این مطالعه یک روش جدید و نویدبخش را برای بررسی علوم اعصاب تعاملات گروهی در محیطهای طبیعی از نظر اکولوژیکی تأیید میکند.
سوزان دیکر، لو وان، ایدو داویدسکو، لیزا کاگن، ماتیاس اوستریک، جیمز مککلینتاک، جس رولند، گئورگیوس میچالاریس، جی. جی. ون باول، مینگژو دینگ، و دیوید پوپل
چکیده: مغز انسان برای زندگی گروهی تکامل یافته است. با این حال، ما آنقدر در مورد چگونگی پشتیبانی آن از تعاملات گروهی پویا کم میدانیم که مطالعه تبادلات اجتماعی در دنیای واقعی به عنوان "ماده تاریک علوم اعصاب اجتماعی" نامگذاری شده است. اخیراً، مطالعات مختلفی با مقایسه پاسخهای مغزی چندین فرد در طول انواع وظایف (نیمه طبیعی) شروع به بررسی این سوال کردهاند. این آزمایشها نشان میدهند که چگونه ویژگیهای محرک، تفاوتهای فردی و عوامل زمینهای ممکن است زمینهساز شباهتها و تفاوتها در فعالیت عصبی در میان افراد باشند. با این حال، بیشتر مطالعات تا به امروز از محدودیتهای مختلفی رنج میبرند: آنها اغلب فاقد تعامل مستقیم چهرهبهچهره بین شرکتکنندگان هستند، معمولاً به دوگانها محدود میشوند، پویاییهای اجتماعی را در طول زمان بررسی نمیکنند و مهمتر از همه، به ندرت رفتار اجتماعی را در شرایط طبیعی مطالعه میکنند. در اینجا ما این آزمایشها را به طور چشمگیری، فراتر از دوگانها و فراتر از دیوارهای آزمایشگاه، گسترش میدهیم تا نشانگرهای عصبی مشارکت گروهی را در طول تعاملات گروهی پویا و واقعی شناسایی کنیم. ما از الکتروانسفالوگرام قابل حمل (EEG) برای ثبت همزمان فعالیت مغزی یک کلاس شامل ۱۲ دانشآموز دبیرستانی در طول یک ترم (۱۱ کلاس) در حین فعالیتهای عادی کلاس استفاده کردیم. یک روش تحلیلی نوین برای ارزیابی انسجام عصبی مبتنی بر گروه نشان میدهد که میزان همزمانی فعالیت مغزی در میان دانشآموزان، هم میزان مشارکت دانشآموزان در کلاس و هم پویاییهای اجتماعی را پیشبینی میکند. این امر نشان میدهد که همزمانی مغز به مغز یک نشانگر عصبی احتمالی برای تعاملات اجتماعی پویا است که احتمالاً توسط مکانیسمهای توجه مشترک هدایت میشود. این مطالعه یک روش جدید و نویدبخش را برای بررسی علوم اعصاب تعاملات گروهی در محیطهای طبیعی از نظر اکولوژیکی تأیید میکند.
سوزان دیکر، لو وان، ایدو داویدسکو، لیزا کاگن، ماتیاس اوستریک، جیمز مککلینتاک، جس رولند، گئورگیوس میچالاریس، جی. جی. ون باول، مینگژو دینگ، و دیوید پوپل
چکیده: مغز انسان برای زندگی گروهی تکامل یافته است. با این حال، ما آنقدر در مورد چگونگی پشتیبانی آن از تعاملات گروهی پویا کم میدانیم که مطالعه تبادلات اجتماعی در دنیای واقعی به عنوان "ماده تاریک علوم اعصاب اجتماعی" نامگذاری شده است. اخیراً، مطالعات مختلفی با مقایسه پاسخهای مغزی چندین فرد در طول انواع وظایف (نیمه طبیعی) شروع به بررسی این سوال کردهاند. این آزمایشها نشان میدهند که چگونه ویژگیهای محرک، تفاوتهای فردی و عوامل زمینهای ممکن است زمینهساز شباهتها و تفاوتها در فعالیت عصبی در میان افراد باشند. با این حال، بیشتر مطالعات تا به امروز از محدودیتهای مختلفی رنج میبرند: آنها اغلب فاقد تعامل مستقیم چهرهبهچهره بین شرکتکنندگان هستند، معمولاً به دوگانها محدود میشوند، پویاییهای اجتماعی را در طول زمان بررسی نمیکنند و مهمتر از همه، به ندرت رفتار اجتماعی را در شرایط طبیعی مطالعه میکنند. در اینجا ما این آزمایشها را به طور چشمگیری، فراتر از دوگانها و فراتر از دیوارهای آزمایشگاه، گسترش میدهیم تا نشانگرهای عصبی مشارکت گروهی را در طول تعاملات گروهی پویا و واقعی شناسایی کنیم. ما از الکتروانسفالوگرام قابل حمل (EEG) برای ثبت همزمان فعالیت مغزی یک کلاس شامل ۱۲ دانشآموز دبیرستانی در طول یک ترم (۱۱ کلاس) در حین فعالیتهای عادی کلاس استفاده کردیم. یک روش تحلیلی نوین برای ارزیابی انسجام عصبی مبتنی بر گروه نشان میدهد که میزان همزمانی فعالیت مغزی در میان دانشآموزان، هم میزان مشارکت دانشآموزان در کلاس و هم پویاییهای اجتماعی را پیشبینی میکند. این امر نشان میدهد که همزمانی مغز به مغز یک نشانگر عصبی احتمالی برای تعاملات اجتماعی پویا است که احتمالاً توسط مکانیسمهای توجه مشترک هدایت میشود. این مطالعه یک روش جدید و نویدبخش را برای بررسی علوم اعصاب تعاملات گروهی در محیطهای طبیعی از نظر اکولوژیکی تأیید میکند.

به خواندن ادامه دهید