علم پشت Emotiv

علم پشت Emotiv

Emotiv از EEG غیرتهاجمی، پردازش سیگنال، یادگیری ماشین و نرم‌افزار آماده برای توسعه‌دهندگان استفاده می‌کند تا فعالیت مغز را به insight قابل‌استفاده تبدیل کند.

Emotiv با ترکیب EEG غیرتهاجمی، پردازش سیگنال، یادگیری ماشین و نرم‌افزار آماده برای توسعه‌دهندگان، فعالیت مغزی را به insight قابل استفاده تبدیل می‌کند.

Emotiv با ترکیب EEG غیرتهاجمی، پردازش سیگنال، یادگیری ماشین و نرم‌افزار آماده برای توسعه‌دهندگان، فعالیت مغزی را به insight قابل استفاده تبدیل می‌کند.

وجه تمایز

EEG بی‌سیم. اندازه‌گیری فعالیت مغز در دنیای واقعی.

از سیگنال تا Insight.

پایه علمی Emotiv از پژوهش‌های علوم اعصاب، توسعه رابط مغز و رایانه، تحلیل عملکرد شناختی، نرم‌افزارهای تطبیقی و کاربردهای نسل بعدی آگاه از مغز پشتیبانی می‌کند.

آنچه EEG اندازه‌گیری می‌کند

Emotiv ترکیبی از EEG غیرتهاجمی، پردازش سیگنال، یادگیری ماشین و نرم‌افزار آماده برای توسعه‌دهندگان را به‌کار می‌گیرد تا فعالیت مغزی را به insight قابل‌استفاده تبدیل کند. این بنیان علمی از پژوهش‌های علوم اعصاب، توسعه رابط مغز و رایانه، تحلیل عملکرد شناختی، نرم‌افزارهای تطبیقی و کاربردهای نسل بعدیِ آگاه از مغز پشتیبانی می‌کند.

چرا طراحی اندازه‌گیری مغز اهمیت دارد

ارزش EEG فقط به کیفیت سیگنال بستگی ندارد. همچنین به این بستگی دارد که فعالیت مغزی چگونه اندازه‌گیری می‌شود، سیگنال‌ها کجا ثبت می‌شوند و آیا فرم‌فاکتور با زمینهٔ استفاده سازگار است یا نه.

برخی کاربردها از پوشش فضایی گسترده‌تر در چندین ناحیهٔ مغز بهره می‌برند. برخی دیگر به راحتی، سرعت و توانایی جمع‌آوری داده‌های مغزی در محیط‌های طبیعی با کمترین اصطکاک وابسته‌اند. کاربردهای مختلف، مصالحه‌های متفاوتی میان پوشش، قابلیت پوشیدن، سهولت استفاده، زمان راه‌اندازی و تناسب با شرایط واقعی می‌طلبند.

تفکیک‌پذیری فضایی - حسگری کل مغز

مغز یک سیستم بسیار پیچیده است. قشر پیشانی، ناحیه‌ای که بیشتر افکار آگاهانه و تصمیم‌گیری‌های شما در آن انجام می‌شود، کمتر از یک‌دهمِ کل فعالیت مغز را انجام می‌دهد.

برنامه‌ریزی، مدل‌سازی محیط اطراف شما، تفسیر ورودی‌های حسی تا حد و شامل ادراک شما از واقعیت، پردازش و ذخیره‌سازی حافظه و محرک‌های بنیادی خلق‌وخو و احساسات شما در بسیاری از نواحی عملکردیِ توزیع‌شده در سراسر مغز رخ می‌دهند؛ از جمله قشر بینایی در بخش پشتی، قشر گیجگاهی در طرفین، قشر آهیانه‌ای پشت تاج سر و دستگاه لیمبیک در عمق مغز. دستگاه لیمبیک خلق‌وخوها و احساسات پایه شما، پاسخ جنگ/گریز شما و رمزگذاری عمیق‌تر حافظه بلندمدت را کنترل می‌کند و همچنین بر کارکردهای اساسی بدن مانند تنفس و ضربان قلب نیز نظارت دارد.

بیشتر این عملکردهای عمیق‌تر با بخش‌های مختلف قشر مغز (لایه بیرونی که برای اندازه‌گیری‌های EEG قابل دسترسی است) تعاملی بسیار نزدیک دارند، اما این تعامل بسیار پیچیده و توزیع‌شده است. برای ترسیم فعالیت واقعی مغز، بسیار مهم است که سیگنال‌ها از ساختارهای متعدد قشری که در سراسر سطح مغز قرار دارند اندازه‌گیری شوند. ترسیم این سیگنال‌ها صرفاً از نواحی پیشانی و گیجگاهی ممکن نیست. تعیین وضعیت ذهنی کامل کاربر، مگر آن‌که سیگنال‌های بخش پشتی مغز نیز در نظر گرفته شوند، به‌طور بسیار ضعیفی قابل تقریب است.

با پوشش مناسب و پیکربندی صحیح الکترودها، می‌توان یک مدل منبع از تمام نواحی مهم مغز بازسازی کرد و تعامل میان آن‌ها را مشاهده نمود. سیستم‌های جایگزینی که این سیگنال‌های حیاتی را ندارند، کمتر از نیمی از ماجرا را روایت می‌کنند. به طور کلی، آن‌ها به تعیین سطح هوشیاری، میزان و شدت پردازش و (در برخی موارد) عدم‌تعادل نیمکرهٔ چپ/راست در سیگنال‌های پیشانی محدود می‌شوند. هرچند این موارد در بعضی زمینه‌ها مفید هستند، اما تصویری بسیار محدود و نادقیق از وضعیت ذهنی کاربر ارائه می‌دهند.

از EEG در سطح پژوهشی تا حسگری روزمرهٔ مغز

رویکرد Emotiv طیف گسترده‌ای از قالب‌های پوشیدنی EEG را در بر می‌گیرد؛ از سیستم‌های تحقیقاتی پیشرفته تا ابزارهای پوشیدنی مغزی مناسب مصرف‌کنندگان.

در بخش پژوهشی، Flex از EEG چندکاناله قابل‌پیکربندی برای علوم اعصاب پیشرفته و پژوهش‌های ERP پشتیبانی می‌کند، در حالی که Epoc X EEG بی‌سیم ۱۴ کاناله را برای پژوهش، BCI و مطالعات کاربردی ارائه می‌دهد. Insight یک هدست EEG بی‌سیم ۵ کاناله ساده‌تر را برای پژوهش، عملکرد شناختی و فعال‌سازی‌های دنیای واقعی ارائه می‌کند. در بخش استفاده روزمره، MN8 و MW20 حسگرهای مغزی را به فرم‌فاکتورهای صوتی پوشیدنی و نامحسوس گسترش می‌دهند که برای استفاده با اصطکاک کمتر فراتر از محیط‌های سنتی آزمایشگاهی طراحی شده‌اند.

در بخش پژوهشی، Flex از EEG چندکاناله قابل‌پیکربندی برای علوم اعصاب پیشرفته و پژوهش‌های ERP پشتیبانی می‌کند، در حالی که Epoc X EEG بی‌سیم ۱۴ کاناله را برای پژوهش، BCI و مطالعات کاربردی ارائه می‌دهد. Insight یک هدست EEG بی‌سیم ۵ کاناله ساده‌تر را برای پژوهش، عملکرد شناختی و فعال‌سازی‌های دنیای واقعی ارائه می‌کند. در بخش استفاده روزمره، MN8 و MW20 حسگرهای مغزی را به فرم‌فاکتورهای صوتی پوشیدنی و نامحسوس گسترش می‌دهند که برای استفاده با اصطکاک کمتر فراتر از محیط‌های سنتی آزمایشگاهی طراحی شده‌اند.

این بازه اهمیت دارد زیرا اهداف مختلف اندازه‌گیری، الزامات متفاوتی را در بر می‌گیرد. سامانه‌های چندکاناله می‌توانند پوشش گسترده‌تری از مغز فراهم کنند و نمایی دقیق‌تر از فعالیت عصبیِ توزیع‌شده ارائه دهند. فرم‌فاکتورهای پوشیدنیِ سبک‌تر می‌توانند اصطکاک را کاهش دهند، زمان و مکان جمع‌آوری داده را گسترش دهند و اندازه‌گیری غیرتهاجمی مغز را در محیط‌های روزمره عملی‌تر کنند.

Emotiv به‌جای تحمیلِ انتخاب میان عمق پژوهش و کاربردپذیری روزمره، از هر دو در یک اکوسیستم فناوری واحد پشتیبانی می‌کند.

پشتیبانی شده توسط علم

فناوری Emotiv در مجموعه‌ای بزرگ و رو‌به‌رشد از پژوهش‌های علمی و کاربردی به کار گرفته شده است. سیستم‌های ما از فعالیت‌ها در حوزه علوم اعصاب، تعامل انسان و رایانه، عملکرد شناختی، دسترس‌پذیری، و توسعه رابط مغز و رایانه پشتیبانی می‌کنند.

اعتبارسنجی مستقل کمک کرده است نشان دهد که سیستم‌های Emotiv می‌توانند از پژوهش‌های EEG و ERP در سطح کیفی پژوهشی پشتیبانی کنند. اعتبارسنجی اولیه EPOC نشان داد که می‌توان از آن برای شاخص‌گذاری قله‌های دیرهنگام ERP شنیداری و مؤلفه‌های ناهماهنگی منفی در کودکان استفاده کرد، و نتایج در آن مطالعه با یک سیستم پژوهشی قابل مقایسه بود. یک مطالعه اعتبارسنجی بعدی نشان داد که EPOC Flex saline داده‌هایی مشابه یک سیستم EEG با درجه پژوهشی ثبت می‌کند و می‌تواند ERPهای شنیداری و دیداری قابل‌اعتماد را اندازه‌گیری کند، امضاهای SSVEP را شاخص‌گذاری کند و تغییرات در نوسانات آلفا را تشخیص دهد.

خط لوله سیگنال Emotiv

تبدیل EEG به خروجی‌های قابل‌استفاده، بیش از صرفاً حسگرها را می‌طلبد. Emotiv گردآوری سیگنال را با پردازش بلادرنگ، مدیریت آرتیفکت‌ها، یادگیری ماشین و لایه‌های نرم‌افزاری ترکیب می‌کند تا به تبدیل EEG خام به خروجی‌هایی کمک کند که می‌توان از آن‌ها در آزمایش‌ها، برنامه‌ها و سیستم‌های تعاملی استفاده کرد.

در مرکز این جریان کاری، Cortex قرار دارد که به‌عنوان یک لایهٔ ترجمه میان داده‌های خام مغزی و تفسیر عملی عمل می‌کند. سیگنال‌ها پردازش، پاک‌سازی و سازمان‌دهی می‌شوند تا بتوان از آن‌ها به‌صورت مؤثرتری در محیط‌های پژوهشی و کاربردی استفاده کرد.

EmotivPRO این جریان کاری را به ضبط، مصورسازی و تحلیل گسترش می‌دهد و از دریافت EEG خام، نشانگرهای رویداد، گزینه‌های خروجی و استریم بلادرنگ از طریق LSL پشتیبانی می‌کند. همچنین از طریق یکپارچه‌سازی با ابزارهایی مانند MATLAB، PsychoPy و EEGLAB به جریان‌های کاری پژوهشی گسترده‌تر متصل می‌شود و از جریان‌های کاری EEG سازگار، از جمله X-trodes، پشتیبانی می‌کند.

الگوریتم‌های تشخیص

در یک نگاه آماری

سیستم‌های Emotiv از چندین دسته خروجی بلادرنگ که از EEG و سیگنال‌های مرتبط مشتق می‌شوند پشتیبانی می‌کنند.
تحقیق سنتی اغلب فاقد عینیتی است که برای تأیید محصولات، تجربیات یا کمپین‌ها لازم است، علیرغم توسعه اولیه.
معیارهای شناختی و عاطفی
فرمان‌های ذهنی
تشخیص حالات چهره و حرکت چشم

رابط‌های مغز-رایانه با Emotiv

رابط‌های مغز و رایانه الگوهای فعالیت عصبی را به فرمان‌هایی تبدیل می‌کنند که به افراد اجازه می‌دهد با استفاده از سیگنال‌های مغزی با نرم‌افزار یا دستگاه‌ها تعامل داشته باشند.

Emotiv این را از طریق حسگرهای EEG، یادگیری ماشین، مدل‌های تعامل آموزش‌دیده، و دسترسی توسعه‌دهندگان از طریق APIها و SDKهای Cortex پشتیبانی می‌کند. این به پژوهشگران و توسعه‌دهندگان روشی عملی می‌دهد تا برنامه‌هایی بسازند که به فرمان‌های ذهنی، وضعیت شناختی، و ورودی‌های مرتبط در ابزارهای دسترس‌پذیری، رسانه‌های تعاملی، رابط‌های آزمایشی، و پژوهش کاربردی BCI پاسخ دهند.

پوشیدنی‌ها، هوش مصنوعی و آیندهٔ حسگری مغز

با پوشیدنی‌تر و کم‌مزاحمت‌تر شدن فناوری‌های عصبی غیرتهاجمی، فرصت اندازه‌گیری فعالیت مغز در محیط‌های روزمره همچنان در حال گسترش است.

فرم‌فاکتورهای سبک‌تر و کم‌اصطکاک‌تر می‌توانند زمان‌ها و مکان‌های جمع‌آوری داده‌های عصبی را گسترده‌تر کنند. هم‌زمان، پیشرفت‌های هوش مصنوعی امکان مدل‌سازی سیگنال‌های مغزی را به شیوه‌هایی منعطف‌تر و مقیاس‌پذیرتر فراهم می‌کنند.

در مجموع، این تغییرات به آینده‌ای اشاره دارند که در آن حسگرهای پوشیدنی مغز نه‌تنها دسترس‌پذیرتر هستند، بلکه در میان وظایف، دستگاه‌ها و محیط‌های مختلف نیز تفسیرپذیرترند.

ارتقای مدل‌های پایه EEG

پژوهش Emotiv فراتر از ثبت سیگنال و تفسیر بلادرنگ، به نسل بعدی مدل‌سازی EEG گسترش می‌یابد.

این شامل کار در زمینهٔ یادگیری خودنظارتی، یادگیری بازنمایی EEG و رویکردهای مبتنی بر مدل‌های بنیادین است که برای بهبود نحوهٔ مدل‌سازی، تعمیم و انطباق سیگنال‌های عصبی در میان دستگاه‌ها و موارد استفاده طراحی شده‌اند.

آثار منتشرشدهٔ اخیر شامل EEG2Rep: تقویت بازنمایی EEG به‌صورت خودنظارتی از طریق ورودی‌های ماسک‌شدهٔ اطلاعاتی است که برای ارائه در KDD 2024 پذیرفته شده است؛ SpellerSSL: یادگیری خودنظارتی با تجمیع P300 برای BCIهای املاگر؛ و EEG-X: مدل پایهٔ مستقل از دستگاه و مقاوم در برابر نویز برای EEG. این تلاش‌ها در مجموع بازتاب‌دهندهٔ حرکت گسترده‌تری به‌سوی بازنمایی‌های EEG انتقال‌پذیرتر و مدل‌های مقاوم‌تر برای داده‌های عصبی دنیای واقعی هستند.

پیوندهای پژوهشی پیشنهادی

بهبود بازنمایی EEG خودنظارتی از طریق ورودی‌های ماسک‌شدهٔ اطلاع‌بخش

یادگیری خودنظارتی با تجمیع P300 برای BCIهای هجی‌کننده

مدل پایه مستقل از دستگاه و مقاوم در برابر نویز برای EEG

ساخته‌شده برای پژوهش و توسعهٔ کاربردی

فناوری Emotiv برای پشتیبانی از هر دو حوزهٔ پژوهش کنترل‌شده و توسعهٔ کاربردی طراحی شده است؛ از ثبت سیگنال خام و مطالعات دارای نشانگر رویداد گرفته تا تشخیص‌های بلادرنگ و یکپارچه‌سازی نرم‌افزار.

این امر پلتفرم را در حوزه‌های علوم اعصاب، تعامل انسان و رایانه، عملکرد شناختی، BCI کاربردی، دسترس‌پذیری، پژوهش محصول، و برنامه‌های نوظهور آگاه از مغز مفید می‌کند.

فناوری Emotiv چگونه کار می‌کند

فناوری Emotiv سه لایهٔ به‌هم‌پیوسته را در کنار هم قرار می‌دهد.

سیستم‌های EEG پوشیدنی و غیرتهاجمی که برای ثبت فعالیت مغز در زمان واقعی طراحی شده‌اند.

سیستم‌های EEG پوشیدنی و غیرتهاجمی که برای ثبت فعالیت مغز در زمان واقعی طراحی شده‌اند.

پردازش سیگنال، مدیریت آرتیفکت‌ها، یادگیری ماشین و لایه‌های تفسیر که به تبدیل EEG خام به خروجی‌های قابل استفاده کمک می‌کنند.

پردازش سیگنال، مدیریت آرتیفکت‌ها، یادگیری ماشین و لایه‌های تفسیر که به تبدیل EEG خام به خروجی‌های قابل استفاده کمک می‌کنند.

نرم‌افزارها، APIها و محیط‌های توسعه‌ای که آن خروجی‌ها را برای پژوهش، آزمایش و برنامه‌های تعاملی در دسترس قرار می‌دهند.

نرم‌افزارها، APIها و محیط‌های توسعه‌ای که آن خروجی‌ها را برای پژوهش، آزمایش و برنامه‌های تعاملی در دسترس قرار می‌دهند.

در مجموع، این لایه‌ها کمک می‌کنند کار با داده‌های عصبی در هر دو فضای علمی و کاربردی، عملی‌تر شود.