موضوعات دیگر را جستجو کنید…

موضوعات دیگر را جستجو کنید…

با چالش‌های شناختی روزمره روبرو هستید؟ یاد بگیرید که چگونه «Brainwear» از تمرکز شخصی و الگوهای آرامش شما در طول زمان پشتیبانی می‌کند.

حالا که اینجا هستید، شاید مایل باشید بدانید که چگونه Brainwear توجه و تمرکز شما را افزایش می‌دهد.

تشخیص تفاوت بین دیسگرافیا و دیسلکسیا می‌تواند دشوار باشد، به‌ویژه از آنجا که آنها اغلب به‌صورت مشترک ظاهر می‌شوند.

هر دو می‌توانند کارهای مدرسه را سخت کنند، اما بر مهارت‌های مختلف تأثیر می‌گذارند. دیسلکسیا عمدتاً درباره خواندن است، در حالی که دیسگرافیا درباره نوشتن است.

این مقاله به روشن شدن موضوعات کمک خواهد کرد و به بررسی اینکه هر یک چیست، چگونه متفاوت هستند و چگونه می‌توان از کمک‌های صحیح بهره‌مند شد، می‌پردازد.

با چالش‌های شناختی روزمره روبرو هستید؟ یاد بگیرید که چگونه «Brainwear» از تمرکز شخصی و الگوهای آرامش شما در طول زمان پشتیبانی می‌کند.

حالا که اینجا هستید، شاید مایل باشید بدانید که چگونه Brainwear توجه و تمرکز شما را افزایش می‌دهد.

چگونه خوانش‌پریشی (Dyslexia) و نویسش‌پریشی (Dysgraphia) در مشکلات نوشتن با هم همپوشانی دارند؟

خوانش‌پریشی عمدتاً مربوط به خواندن است. افراد مبتلا به خوانش‌پریشی ممکن است در تلفظ کلمات، روان خواندن یا درک آنچه خوانده‌اند با مشکل مواجه شوند.

از سوی دیگر، نویسش‌پریشی در درجه اول به نوشتن مربوط می‌شود. این مشکل می‌تواند خود را به صورت دست‌خط ناخوانا، مشکل در هجی کردن یا دشواری در پیاده کردن ایده‌ها روی کاغذ نشان دهد.

بزرگترین دلیل برای سردرگمی این است که نوشتن به مهارت‌های زیادی نیاز دارد و مشکلات در بخش‌های مختلف می‌توانند شبیه به هم به نظر برسند.

به عنوان مثال، هم خوانش‌پریشی و هم نویسش‌پریشی می‌توانند منجر به هجی کردن ضعیف شوند. یک کودک مبتلا به خوانش‌پریشی ممکن است کلمات را اشتباه هجی کند چون در اتصال صداها به حروف مشکل دارد. یک کودک مبتلا به نویسش‌پریشی ممکن است به دلیل مشکلات حافظه در توالی حروف یا برنامه‌ریزی حرکتیِ مورد نیاز برای نوشتن آن‌ها، کلمات را اشتباه هجی کند.

اینگونه به آن نگاه کنید:

  • خوانش‌پریشی (Dyslexia): در درجه اول بر توانایی پردازش زبان، به ویژه در خواندن تأثیر می‌گذارد. این امر شامل رمزگشایی کلمات، روانی خواندن و گاهی اوقات هجی کردن می‌شود. مغز در مطابقت دادن صداهای گفتاری با حروف و کلمات مکتوب زمان سخت‌تری را سپری می‌کند.

  • نویسش‌پریشی (Dysgraphia): در درجه اول بر عمل فیزیکی نوشتن و فرآیندهای شناختی که مستقیماً به بیان مکتوب مرتبط هستند تأثیر می‌گذارد. این کار می‌تواند شامل مهارت‌های حرکتی ظریف برای دست‌نویسی، هجی کردن، سازماندهی افکار برای نوشتن و مکانیک قرار دادن کلمات روی کاغذ باشد.

کالبدشکافی فرآیند نوشتن: مقایسه شانه به شانه

چرا کنترل حرکتی ظریف برای دست‌نویسی ضروری است؟

دست‌نویسی به کنترل حرکتی ظریف زیادی نیاز دارد. این به معنای استفاده از عضلات کوچک دست و انگشتان برای شکل دادن به حروف است.

برای برخی افراد، این عمل فیزیکی نوشتن می‌تواند یک مانع بزرگ باشد. این مشکل ممکن است به صورت حروف ناخوانا، اندازه نامنظم یا کلماتی که با فاصله‌های عجیب روی صفحه قرار گرفته‌اند ظاهر شود.

گاهی اوقات، ممکن است دست دچار گرفتگی عضلانی شود و نوشتن برای طولانی‌مدت را سخت کند. این دشواری در مکانیک فیزیکی نوشتن، یکی از نشانه‌های بارز نویسش‌پریشی است.

مشکلات رایج عبارتند از:

  • شکل‌دهی ناخوانا یا نامنظم حروف

  • فاصله‌گذاری ضعیف بین حروف و کلمات

  • مشکل در گرفتن مداد و خستگی دست

  • ترکیب ناخواسته سبک‌های خط چاپی و سرهم‌نویسی

خوانش‌پریشی و نویسش‌پریشی چگونه به شکلی متفاوت روی هجی کردن تأثیر می‌گذارند؟

در کنار هم قرار دادن درست کلمات روی صفحه مستلزم دانستن قوانین هجی کردن و نحوه تطابق صداها با حروف است. هم خوانش‌پریشی و هم نویسش‌پریشی می‌توانند بر هجی کردن تأثیر بگذارند، اما اغلب به دلایل متفاوت.

در خوانش‌پریشی، این چالش ممکن است ناشی از دشواری در پردازش صداهای کلمات یا به خاطر سپردن الگوهای رایج هجی کردن باشد. در نویسش‌پریشی، مشکل هجی کردن ممکن است بیشتر به عمل حرکتی نوشتن حروف با توالی صحیح، یا یک مشکل کلی در پردازش املایی مرتبط باشد که هم بر خواندن و هم بر نوشتن تأثیر می‌گذارد.

چالش‌های شناختی بیان ایده‌ها به صورت مکتوب چیست؟

فراتر از دست‌نویسی و هجی کردن، نوشتن همچنین شامل سازماندهی افکار، ساختاربندی جملات و انتقال واضح ایده‌ها می‌شود. اینجاست که ابعاد شناختی نوشتن وارد عمل می‌شوند.

افراد مبتلا به خوانش‌پریشی ممکن است به دلیل چالش‌های پردازش زبان در سازماندهی افکار خود دچار مشکل شوند، در حالی که افراد مبتلا به نویسش‌پریشی ممکن است به دلیل تلاش مورد نیاز برای عمل فیزیکی نوشتن، پیاده کردن ایده‌های خود روی کاغذ را سخت ببینند. تلاش برای تبدیل افکار به متن مکتوب منسجم می‌تواند مانع بزرگی برای موفقیت تحصیلی باشد.

ریشه‌های مغزی این چالش‌ها چیست؟

وقتی کودکان در نوشتن با مشکل مواجه می‌شوند، می‌تواند گیج‌کننده باشد، به خصوص که خوانش‌پریشی و نویسش‌پریشی اغلب با هم یکی در نظر گرفته می‌شوند. اما وقتی به آنچه در مغز رخ می‌دهد نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که آن‌ها در واقع کاملاً متفاوت هستند.

ریشه‌های واج‌شناختی مشکلات نوشتن در خوانش‌پریشی چیست؟

برای یک فرد مبتلا به خوانش‌پریشی، مشکلات نوشتن اغلب ناشی از پردازش واج‌شناختی است. این یعنی ممکن است در اتصال صداها به حروف و درک ساختار کلمات گفتاری مشکل وجود داشته باشد. در زمینه نوشتن، این موضوع می‌تواند به صورت غلط‌های املایی، حتی برای کلمات رایج، و تقلا برای تلفظ صحیح کلمات در هنگام تلاش برای نوشتن آن‌ها ظاهر شود.

مطالعات تصویربرداری مغز مبتنی بر علوم اعصاب به تفاوت‌هایی در نحوه عملکرد بخش‌های خاصی از نیمکره چپ اشاره کرده‌اند که برای پردازش زبان مهم هستند. این تفاوت‌های پردازشی می‌توانند هم بر خواندن و هم بر هجی کردن تأثیر بگذارند.

کدام بخش‌های مغز با چالش‌های حرکتی نویسش‌پریشی مرتبط هستند؟

از سوی دیگر، نویسش‌پریشی به طور مستقیم‌تری با مهارت‌های حرکتی درگیر در نوشتن و سازماندهی فضایی حروف و کلمات روی یک صفحه مرتبط است.

تحقیقات نشان می‌دهد مناطقی از مغز که در برنامه‌ریزی و اجرای حرکتی و همچنین پردازش بصری-فضایی دخیل هستند، ممکن است در افراد مبتلا به نویسش‌پریشی عملکرد متفاوتی داشته باشند. این امر می‌تواند منجر به دست‌خطی شود که خواندن آن سخت است، حتی اگر فرد بداند چگونه کلمه را هجی کند. گاهی اوقات، مشکل در تبدیل افکار به زبان مکتوب است که فرآیندهای شناختی متفاوتی را نسبت به هجی کردن یا دست‌نویسیِ صرف شامل می‌شود.

اگرچه هر دو اختلال می‌توانند بر خروجی مکتوب تأثیر بگذارند، اما علت‌های ریشه‌ای در عملکرد مغز متمایز هستند و بر چالش‌های خاصی که یک فرد با آن‌ها روبرو می‌شود تأثیر می‌گذارند.

هنگامی که هر دو اختلال با هم رخ می‌دهند چه چالش‌هایی وجود دارد؟

غیرمعمول نیست که خوانش‌پریشی و نویسش‌پریشی همزمان ظاهر شوند. این را مانند مواجهه با دو چالش متفاوت بدانید که می‌تواند تکالیف مدرسه، به ویژه هر چیزی که شامل خواندن و نوشتن است را بسیار سخت‌تر کند. هنگامی که هر دو اختلال وجود دارند، مشکلات می‌توانند تشدید شوند و همگام شدن با دیگران را برای افراد دشوارتر سازند.

همپوشانی علائم، به ویژه در مورد هجی کردن و بیان مکتوب، گاهی اوقات می‌تواند تعیین دقیق اینکه کدام وضعیت مغزی باعث کدام مشکل شده است را دشوار کند.

به عنوان مثال، هجی کردن ضعیف می‌تواند به دلیل مشکلات پردازش واج‌شناختی، از ویژگی‌های بارز خوانش‌پریشی باشد، اما در نویسش‌پریشی نیز یک چالش رایج است که ناشی از مشکلات حافظه حرکتی برای توالی حروف یا سازماندهی بصری-فضایی است.

چگونه همزمانی خوانش‌پریشی و نویسش‌پریشی می‌تواند یکدیگر را پنهان کند؟

گاهی اوقات، یک اختلال می‌تواند اختلال دیگر را کمتر شدید نشان دهد یا علائم آن را پیچیده کند.

به عنوان مثال، دانش‌آموزی که خوانش‌پریشی دارد ممکن است در هجی کردن مشکل داشته باشد، اما اگر نویسش‌پریشی هم داشته باشد، دست‌خط او ممکن است آنقدر ضعیف باشد که حتی خواندن تلاش‌های او برای هجی کردن سخت باشد. این امر می‌تواند مربیان یا والدین را وادار کند که صرفاً روی مسئله دست‌نویسی تمرکز کنند و احتمالاً چالش‌های اساسی خواندن و پردازش زبان مربوط به خوانش‌پریشی را نادیده بگیرند.

برعکس، دانش‌آموزی با نویسش‌پریشی ممکن است ایده‌های واضحی داشته باشد اما به دلیل مشکلات کنترل حرکتی یا دشواری‌های سازماندهی، در پیاده کردن آن‌ها روی کاغذ با مشکل مواجه شود. اگر مهارت‌های خواندن او سالم باشد، ممکن است بتواند دستورالعمل‌ها را بخواند و مفاهیم را درک کند، اما خروجی مکتوب او ممکن است نشان‌دهنده درک واقعی او نباشد. این موضوع می‌تواند منجر به دست‌کم گرفتن توانایی‌های شناختی او شود.

در اینجا نگاهی می‌اندازیم به اینکه چگونه برخی از حوزه‌های مشترک در صورت وجود هر دو اختلال تحت تأثیر قرار می‌گیرند:

  • روانی خواندن: اگرچه خوانش‌پریشی عامل اصلی مشکلات خواندن است، تلاش مورد نیاز برای دست‌نویسی در نویسش‌پریشی نیز می‌تواند کارهای مربوط به خواندن را کندتر کند، چرا که مغز در حال مدیریت چندین فرآیند دشوار است.

  • هجی کردن: این یک حوزه مشترک از دشواری برای هر دو است. خوانش‌پریشی بر توانایی اتصال صداها به حروف تأثیر می‌گذارد، در حالی که نویسش‌پریشی می‌تواند بر حافظه توالی حروف و برنامه‌ریزی حرکتیِ مورد نیاز برای نوشتن صحیح آن‌ها تأثیر بگذارد.

  • بیان مکتوب: اینجاست که همزمانی هر دو بیش از همه مشهود است. چالش‌های مربوط به سازماندهی افکار، ساختار جمله، گرامر و عمل فیزیکی نوشتن همگی می‌توانند وجود داشته باشند و مانع بزرگی برای کارهای آکادمیک ایجاد کنند.

  • حافظه کاری: هر دو اختلال اغلب با چالش‌های حافظه کاری همراه هستند. این یعنی نگه‌داشتن اطلاعات در ذهن برای تکمیل یک کار، مانند به خاطر سپردن ساختار یک جمله در حالی که تلاش می‌شود حروف به صورت خوانا شکل بگیرند، بسیار سخت‌تر می‌شود.

راهبردهای حمایتی اولیه برای هر اختلال چیست؟

روش‌های آموزشی برای خوانش‌پریشی و نویسش‌پریشی چه تفاوتی با هم دارند؟

برای خوانش‌پریشی، تمرکز اغلب بر بهبود خواندن و پردازش زبان است. این امر ممکن است شامل برنامه‌های ساختاریافته سوادآموزی باشد که صداها و ساختارهای زبان را تجزیه می‌کنند. به آن مانند یادگیری یک کد، بخش به بخش، نگاه کنید.

برای نویسش‌پریشی، توجه بیشتر به سمت مکانیک نوشتن معطوف می‌شود. این کار می‌تواند شامل کاردرمانی برای کار روی مهارت‌های حرکتی ظریف مورد نیاز برای دست‌نویسی، یا راهبردهایی برای کمک به سازماندهی افکار قبل از نوشتن باشد.

در اینجا نگاهی کلی به رویکردهای رایج داریم:

  • برای خوانش‌پریشی:

  • آموزش خواندن مبتنی بر آواشناسی

  • تکنیک‌های زبانی چندحسی

  • تمرین با رمزگشایی و رمزگذاری کلمات

  • برای نویسش‌پریشی:

  • تمرین دست‌نویسی و ابزارهای کمکی تطبیقی

  • راهبردهایی برای ایده‌پردازی و سازماندهی

  • توسعه مهارت‌های کار با کیبورد

هنگامی که هر دو اختلال وجود دارند، برنامه حمایتی باید به هر دو مجموعه چالش بپردازد.

فناوری‌های حمایتی چگونه به این تفاوت‌های یادگیری کمک می‌کنند؟

برای خوانش‌پریشی، ابزارهایی مانند نرم‌افزارهای تبدیل متن به گفتار می‌توانند متن را با صدای بلند بخوانند و به دانش‌آموزان کمک کنند تا به اطلاعاتی دسترسی پیدا کنند که ممکن است در خواندن مستقل آن‌ها مشکل داشته باشند. کتاب‌های صوتی نیز بسیار مفید هستند.

برای نویسش‌پریشی، نرم‌افزارهای تبدیل گفتار به متن می‌توانند کمک بزرگی باشند و به دانش‌آموزان اجازه دهند به جای تقلا با دست‌نویسی، افکار خود را دیکته کنند. نرم‌افزارهای پیش‌بینی کلمات نیز می‌توانند به هجی کردن و ساختن جمله کمک کنند. علاوه بر این، سازمان‌دهنده‌های گرافیکی دیجیتال می‌توانند به برنامه‌ریزی کارهای مکتوب کمک کنند.

کلید کار، یافتن ابزارهای مناسبی است که با نیازهای خاص سلامت مغز فرد سازگار باشد و به او کمک کند چالش‌های خود را دور بزند، نه اینکه صرفاً از روی آن‌ها بپرد.

جمع‌بندی: درک خوانش‌پریشی و نویسش‌پریشی

بنابراین، ما در مورد خوانش‌پریشی و نویسش‌پریشی صحبت کردیم و کاملاً واضح است که آن‌ها یک چیز نیستند، حتی اگر گاهی اوقات شبیه به هم به نظر برسند یا حتی با هم اتفاق بیفتند.

خوانش‌پریشی بیشتر در مورد خواندن است - درک کلمات، تلفظ آن‌ها و فهمیدن آنچه خوانده‌اید. از سوی دیگر، نویسش‌پریشی بیشتر در مورد عمل فیزیکی نوشتن است، مانند شکل دادن به حروف، هجی کردن و پیاده کردن افکار روی کاغذ به روشی سازمان‌یافته.

دانستن این تفاوت بسیار حیاتی است زیرا به این معنی است که یک فرد به انواع مختلفی از کمک نیاز دارد. دریافت حمایت مناسب در مراحل اولیه می‌تواند تفاوت شگرفی در نحوه عملکرد آن‌ها در مدرسه و احساس آن‌ها نسبت به یادگیری ایجاد کند.

منابع

  1. مارین، پی.، د اسمت، ای.، دی اسمت، اچ. جی.، واکنیر، پی.، دوبلیر، ای.، و ورهوون، جی. (۲۰۱۳).

با چالش‌های شناختی روزمره روبرو هستید؟ یاد بگیرید که چگونه «Brainwear» از تمرکز شخصی و الگوهای آرامش شما در طول زمان پشتیبانی می‌کند.

حالا که اینجا هستید، شاید مایل باشید بدانید که چگونه Brainwear توجه و تمرکز شما را افزایش می‌دهد.

Emotiv یک شرکت پیشرو در فناوری عصبی است که با ابزارهای در دسترس EEG و داده‌های مغزی به پیشبرد پژوهش‌های علوم اعصاب کمک می‌کند.

کریستین بورگوس

جدیدترین اخبار از ما

کنترل‌کننده اخذ داده و پردازش سیگنال PCI

یک کنترل‌کننده ثبت داده (DAQ) تحت پایانه PCI، واسطی است که سیگنال‌های زیستی آنالوگ مانند EEG را با سرعت بالا نمونه‌برداری می‌کند، آن‌ها را به مقادیر دیجیتال تبدیل می‌نماید و در برخی طراحی‌ها، پیش از اینکه داده‌ها به نرم‌افزار تحلیل برسند، اولین مرحله پردازش دیجیتال را روی آن‌ها انجام می‌دهد.

این مقاله در همان لایه سخت‌افزار باقی می‌ماند. این مطلب به بررسی نرخ نمونه‌برداری، رزولوشن دامنه، تأخیر ارتباطی باس و قابلیت پیش‌پردازش روی برد می‌پردازد.

مطالب را بخوانید

تحلیل مؤلفه‌های اصلی

تحلیل مؤلفه‌های اصلی که معمولاً به اختصار PCA نامیده می‌شود، یکی از ابزارهای ریاضی پیشنهادی است که روشی را برای ساده‌سازی ثبت‌های EEG چندکاناله، کاهش حجم داده‌های مورد نیاز برای پردازش و نشانه‌گذاری بلندترین و مزاحم‌ترین آرتیفکت‌ها ارائه می‌دهد؛ همگی این‌ها بدون نیاز به اعمال برخی از فرضیات آماری سخت‌گیرانه‌تری که سایر روش‌های حذف آرتیفکت به آن‌ها نیاز دارند، انجام می‌شود.

این مقاله توضیح می‌دهد که PCA در عمل چه کاری روی داده‌های EEG انجام می‌دهد، پژوهشگران چگونه از آن در خطوط لوله پیش‌پردازش واقعی استفاده کرده‌اند، و شواهد فعلی که هنوز هم محدود هستند، درباره اینکه آیا این روش همان‌طور که تبلیغ می‌شود کارایی دارد یا خیر، چه می‌گویند.

مطالب را بخوانید

پردازش سیگنال

یک الکتروانسفالوگرام، فعالیت الکتریکی تولید شده توسط نورون‌ها را از طریق الکترودهایی که روی پوست سر قرار گرفته‌اند ثبت می‌کند. اما سیگنالی که در واقع به آن الکترودها می‌رسد به ندرت بدون نویز است.

در زیر تمام آن نویزها، سیگنال عصبی واقعی که محققان به آن اهمیت می‌دهند معمولاً کوچک است و به راحتی پنهان می‌شود. پردازش سیگنال، رشته علمی ضروری است که تبدیل داده‌های فیزیکی به فرمت‌های قابل تفسیر را برای تجزیه و تحلیل و فناوری‌های مدرن امکان‌پذیر می‌سازد.

مطالب را بخوانید

تحلیل مؤلفه‌های مستقل

تحلیل مؤلفه‌های مستقل یک روش محاسباتی قدرتمند برای جداسازی کور منابع است که در حوزه‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این روش به‌طور مؤثری سیگنال‌های ترکیبی EEG را که از نظر آماری مستقل و غیرگوسی هستند، از هم تفکیک می‌کند.

مطالب را بخوانید