چالش حافظه خود را امتحان کنید! بازی جدید N-Back را در برنامه Emotiv انجام دهید
چالش حافظه خود را امتحان کنید! بازی جدید N-Back را در برنامه Emotiv انجام دهید
وایرد: کنترل ذهن: چگونه یک هدست عصبی ۲۰۰ پوندی در حال redefining تعامل مغز با کامپیوتر است.
نوری جاوید
به اشتراک گذاری:

تودههای مانیتورها در اتاق جلویی دفاتر Emotiv Systems در مرکز شهر سانفرانسیسکو شبیه به یک فروشگاه الکترونیکی هستند که در حال فروش برای بستن کسبوکار است. یک اتاق پشتی که شامل ایستگاههای کاری است، سازمانیافتهتر است، اما دقیقاً کندوی فعالیت نیست: حتی در اواسط روز، فقط چند کارمند مشغول کار با سختافزار هستند. اینجا شبیه به مقر شرکتی نیست که در آستانه تغییر روش تعامل مردم با کامپیوترها قرار دارد.
اتاق کنفرانس جایی است که تان له، مدیر عامل مغناطیسی و باهوش Emotiv در آن فعالیت میکند. در اینجا، او به بازدیدکنندگان محصول نوآورانه Emotiv را نشان میدهد: هدست Epoc، که یک هدست الکتروانسفالوگرافی (EEG) با سنسورهای ۱۴گانه است که به مردم اجازه میدهد بدون لمس کردن کلید، کامپیوترهای خود را کنترل کنند. اگرچه این تنها محصول مشابه در بازار نیست، Epoc به دستگاهی تبدیل شده که در کنفرانسها و آزمایشگاههای فناوری در سراسر جهان بیشترین تحسین و توجه را جلب کرده است. اما، در حین نمایش آن، تان ۳۲ ساله همیشه به این نکته اشاره میکند که این نسخه نهایی نیست.
او میگوید: «من نمیخواهم این فناوری یک مد شود و سپس برود». «ایده داشتن یک کامپیوتر مغزی جدید نیست. مردم مدتهاست که میخواهند این کار را انجام دهند. ما میخواهیم اطمینان حاصل کنیم که تجربهای که دریافت میکنید، با هر چیزی که با آن سعی در انجام دارید، به بهترین حالت ممکن باشد. این کار زمان میبرد. سریع نخواهد بود.» کمپانیهای فناوری متعددی تحقیقات خود را برای عرضه دستگاههای قابل حمل که امواج مغزی را مطالعه میکنند، به روشی مشابه به دستگاههای EEG بیمارستان ادامه میدهند، اما با هزینه بسیار پایینتر. دستگاههای بازی ارزانقیمت شروع به ظهور کردهاند. Mattel بازی Mindflex با قیمت ۸۰ دلاری خود را با استقبال زیادی در سال گذشته عرضه کرد.
NeuroSky به ورود نسل جدیدی از فناوری بازی کمک میکند که از یک «سنسور خشک» روی پیشانی بازیکن استفاده میکند.
در همین حال، تلاشی برای ایجاد هدستهای EEG کارآمدتر - با این حال پیچیده - در حال انجام است. طراحی یک چالش باقیمانده است. یک دستگاه، که امسال در مؤسسه فناوری فدرال در لوزان سوئیس برای یک صندلی چرخدار تحت تأثیر ذهن آزمایش شد، کاربر را شبیه به یک شخصیت از تولید تئاتر اجتماعی فیلم Sleeper وودی آلن میکند.
تنها Emotiv تصمیم گرفته که محصول خود را به صورت منبع باز ارائه دهد. سال گذشته، بهجای در دسترس قرار دادن هدست به مصرفکنندگان، شرکت تصمیم گرفت آن را به توسعهدهندگان و محققان عرضه کند. تان میگوید به این طریق، زمانی که Emotiv کمپین خود را به صورت عمومی بخش کرد، به جای دو یا سه برنامه کاربردی تنها، هزاران برنامه خواهد داشت. وقتی از او پرسیده میشود که چه مدت طول میکشد، او میگوید: «دوازده تا هجده ماه.»
در حال حاضر، Emotiv تعداد 10,000 هدست Epoc را تحویل داده است. تیم توسعهای در روسیه به ایجاد نرمافزاری که به کاربران اجازه میدهد براساس یادآوری بصری تصاویر بهصورت آنلاین جستجو کنند، مشغول به کار بوده است. بخش تحقیقاتی وزارت دفاع آمریکا تلاشهایی را برای آزمایش پروتزهای کنترلشده با ذهن و چیزی که به آن «دوچشمیهای امواج مغزی» میگوید، تأمین مالی میکند. علاوه بر صندلیهای چرخدار تحت تأثیر ذهن، بازوهای رباتیک و تعداد زیاد بازیها در دست انجام است - تقریباً به اندازه خلاقیت ذهنی هر کسی برای کنترل مغزی.
برای گردآورندگان دادهها، Epoc فرصتهای جدیدی را برای مطالعه پاسخهای مغزی ارائه میدهد - چه برای تحقیقات بازار یا برای درک اسکیزوفرنی. متیو اوییر، یک علاقهمند به تکنولوژی در پرینستون نیوجرسی، یک کلاه مخصوص برای اندازهگیری امواج مغزی سگ خود طراحی کرده است، که میگوید الهام گرفته از سگی صحبتوجه در فیلم Up پیکسار است. در استرالیا، کارن کیسی هنرمند اجرایی این هدست را برای پروژهای که شامل «تعامل در زمان واقعی برای هنر ویدئویی تولید شده توسط EEG» بود، پذیرش کرد. او قبلاً نرمافزار خود را توسعه داده بود که به اجراکنندگان اجازه میدهد به صورت دورکاری یک کیبورد را اجرا کنند، یا در یک مورد «خاموشی حال صدایی به بررسی شناخت با استفاده از پرده مجازًا شخصیتی در واقعیت مجازی.» او میگوید: «هدستهای Emotiv Epoc واقعاً فناوری بودند که ما منتظر آن بودیم.»
بازخورد اولیه بسیار مثبت است. رابرت اوشلر، توسعهدهنده مستقل نرمافزار در فلوریدا، یکی از اولین پذیرندگان Epoc بود، بیشتر به عنوان کنجکاوی تا باور واقعی به کارایی آن. او میگوید: «من شک داشتم.» او برنامهای نوشت تا یک ربات Rovio را از طریق اتصال اسکایپ کنترل کند و به شدت خودش به تعجب افتاد که به زیبایی کار میکرد.
«اولین باری که رباتهایم را تنظیم کردم و آنها به مانند تلهربوتیک به دنبالم آمدند، ذهنم را منفجر کرد. من یک واکنش احساسی قوی داشتم. فهمیدم که همه چیزهایی که به عنوان بازارگرمی به نظر میآمدند واقعاً واقعی بودند.» او فهمید. اوشلر شروع به کار بر روی یک برنامهای کرد که میتوانست احساسات در زمان واقعی را اندازهگیری کند. ظرف چند هفته، او به گفته خودش، «شکلات و کره بادام زمینی را با هم ترکیب کرده» و یک دموی یوتیوب بارگذاری کرد.
در حالی که یک تریلر کارتون را تماشا میکرد، اوشلر چهار احساس اساسی را آهنگیابی کرد: شادی، غم، ترس و هیجان. سپس، وقتی ویدیو به پایان میرسد، او آن احساسات را به یاد میآورد، و تریلر به طور خودکار به لحظهای که او آن احساس را قویترین احساس را داشت، برمیگردد. او میگوید Epoc «بازهای از تعاملات با کامپیوترها را باز میکند که در غیر این صورت ممکن نخواهند بود.»
در یک مثال پژوهشی دیگر، یک سری چهار ویدیو یک زن جوان به نام «کورا» (اسم واقعی او نیست) را نشان میدهد که به یک مانیتور خیره شده است. یک حادثه خودرو او را فلج کرده بود، بدون کنترل بر روی اندامهایش یا حتی گردنش. تنها عضلات صورتش کار میکنند. او Epoc را روی سر خود میپوشد. در ویدیوها، کورا با یک تراپیست کار میکند در حالی که بازی کامپیوتری به نام «کوه روح» را بازی میکند که با دستگاه آمدن است. در یک محیط دوژو نیمهمعنوی، بازیکن باید با یک «استاد» کار کند که «مغز» او را برای تعامل با کامپیوتر تعلیم دهد. پس از آموزش، اگر کاربر به یک عمل مانند «بلند کردن» فکر کند، برنامه باید پاسخ دهد. اما هنگامی که ویدیو پیشرفت میکند و کورا تمرین میکند، او به نظر میرسد که در بهترین حالت بیتوجه و عمدتاً بیحوصله است. ویدیو با تماشاچیای که درست همچنان بیحوصله است، پایان مییابد، wondering چه که شلوغی است.
ویدیوی دوم، ساخته شده بلافاصله پس از آن، کورا را نشان میدهد که بازی را به صورت کامل مشغول است، اما به وضوح تلاش میکند که Epoc را در ترکیب با ذهنش کار کند. زمانی که او بالاخره هدست را برای انتقال قصدش مجبور میکند، صورت او از خوشحالی خالص روشن میشود. ویدیوی سوم او را به صورت کامل در تعامل و نگه داشتن دستورات برای ۳۰ ثانیه یا بیشتر و بازی را با مهارت نشان میدهد. با چهارمین و نهایی ویدیو، او فقط به بازی نامطلوب نمیکند بلکه برای اولین بار در یک دهه سر خود را به صورت عمودی نگه میدارد. هنگامی که تیم در Emotiv این را دیدند، آنها میدانستند که به چیزی رسیدهاند. تان میگوید: «فکر میکنم که جهان به نقطهای میرسد که همهچیز بر اساس ریموت کنترلی اجرا خواهد شود که بر اساس سیگنالهای زیستی از یک فرد قرار دارد.»
«این چیزی نیست که محیطی و خارج از بدنتان باشد که باید به آن بگویید چه کاری انجام دهد. این کافی نیست، زیرا دنیای ما در حال انفجار از نظر اطلاعات و محتوا است و اطلاعات و محتوا بهطور رادیکالی تغییر میکنند.»
دیگر محققان بیشتر انتقادی بودهاند. تیمی در دانشگاه ماساچوست دارتموث از Epoc برای کمک به توسعه نخستین نسخه «NeuroPhone» استفاده کرد، که میتواند، در میان چیزهای دیگر، شمارهای را تنها با دیدن عکس شخصی که میخواهند تماس بگیرند، شمارهگیری کند. اندرو کمپبل، استادی که روی آن کار کرد، میگوید عملکرد آن مناسب بود. اما هشدار میدهد که Epoc هنوز در مرحله آزمایشی است و بهترین استفاده آن در آزمایشگاه است. او میگوید: «زمانی که مردم از هدستهای Epoc استفاده میکنند، در مقابل کامپیوتر نشستهاند.» او میگوید: «در شرایط ایدهآل به زیبایی کار میکند. اما اگر در جهان بیرون میگویید، مشکل بیشتری دارد.»
تان به خوبی از این موضوع آگاه است که Epoc هنوز به پتانسیل کامل خود نرسیده است. او سرتاسر روز و اغلب تا شب دیرتر، تماسها را رسیدگی میکند، نظارت بر امکانات تولیدی خود در فیلیپین دارد و طرحهای طراحان بازیهای ویدیویی را بررسی میکند. برنامه روزانه او شامل تماس با شرکتهای بزرگ، ارتش آمریکا و توسعهدهندگان کوچک نرمافزار با سؤالات فنی مبهم است. او به طور مداوم Epoc را آزمایش میکند و آگاه است که محصول او به روشهایی استفاده میشود که هرگز نمیتوانست تصور کند. او میگوید: "Emotiv نمیتواند به تنهایی یک انقلاب را به وجود آورد، اما ما میتوانیم یک پلتفرم ایجاد کنیم که به این امکان اجازه دهد تا رخ دهد."

تودههای مانیتورها در اتاق جلویی دفاتر Emotiv Systems در مرکز شهر سانفرانسیسکو شبیه به یک فروشگاه الکترونیکی هستند که در حال فروش برای بستن کسبوکار است. یک اتاق پشتی که شامل ایستگاههای کاری است، سازمانیافتهتر است، اما دقیقاً کندوی فعالیت نیست: حتی در اواسط روز، فقط چند کارمند مشغول کار با سختافزار هستند. اینجا شبیه به مقر شرکتی نیست که در آستانه تغییر روش تعامل مردم با کامپیوترها قرار دارد.
اتاق کنفرانس جایی است که تان له، مدیر عامل مغناطیسی و باهوش Emotiv در آن فعالیت میکند. در اینجا، او به بازدیدکنندگان محصول نوآورانه Emotiv را نشان میدهد: هدست Epoc، که یک هدست الکتروانسفالوگرافی (EEG) با سنسورهای ۱۴گانه است که به مردم اجازه میدهد بدون لمس کردن کلید، کامپیوترهای خود را کنترل کنند. اگرچه این تنها محصول مشابه در بازار نیست، Epoc به دستگاهی تبدیل شده که در کنفرانسها و آزمایشگاههای فناوری در سراسر جهان بیشترین تحسین و توجه را جلب کرده است. اما، در حین نمایش آن، تان ۳۲ ساله همیشه به این نکته اشاره میکند که این نسخه نهایی نیست.
او میگوید: «من نمیخواهم این فناوری یک مد شود و سپس برود». «ایده داشتن یک کامپیوتر مغزی جدید نیست. مردم مدتهاست که میخواهند این کار را انجام دهند. ما میخواهیم اطمینان حاصل کنیم که تجربهای که دریافت میکنید، با هر چیزی که با آن سعی در انجام دارید، به بهترین حالت ممکن باشد. این کار زمان میبرد. سریع نخواهد بود.» کمپانیهای فناوری متعددی تحقیقات خود را برای عرضه دستگاههای قابل حمل که امواج مغزی را مطالعه میکنند، به روشی مشابه به دستگاههای EEG بیمارستان ادامه میدهند، اما با هزینه بسیار پایینتر. دستگاههای بازی ارزانقیمت شروع به ظهور کردهاند. Mattel بازی Mindflex با قیمت ۸۰ دلاری خود را با استقبال زیادی در سال گذشته عرضه کرد.
NeuroSky به ورود نسل جدیدی از فناوری بازی کمک میکند که از یک «سنسور خشک» روی پیشانی بازیکن استفاده میکند.
در همین حال، تلاشی برای ایجاد هدستهای EEG کارآمدتر - با این حال پیچیده - در حال انجام است. طراحی یک چالش باقیمانده است. یک دستگاه، که امسال در مؤسسه فناوری فدرال در لوزان سوئیس برای یک صندلی چرخدار تحت تأثیر ذهن آزمایش شد، کاربر را شبیه به یک شخصیت از تولید تئاتر اجتماعی فیلم Sleeper وودی آلن میکند.
تنها Emotiv تصمیم گرفته که محصول خود را به صورت منبع باز ارائه دهد. سال گذشته، بهجای در دسترس قرار دادن هدست به مصرفکنندگان، شرکت تصمیم گرفت آن را به توسعهدهندگان و محققان عرضه کند. تان میگوید به این طریق، زمانی که Emotiv کمپین خود را به صورت عمومی بخش کرد، به جای دو یا سه برنامه کاربردی تنها، هزاران برنامه خواهد داشت. وقتی از او پرسیده میشود که چه مدت طول میکشد، او میگوید: «دوازده تا هجده ماه.»
در حال حاضر، Emotiv تعداد 10,000 هدست Epoc را تحویل داده است. تیم توسعهای در روسیه به ایجاد نرمافزاری که به کاربران اجازه میدهد براساس یادآوری بصری تصاویر بهصورت آنلاین جستجو کنند، مشغول به کار بوده است. بخش تحقیقاتی وزارت دفاع آمریکا تلاشهایی را برای آزمایش پروتزهای کنترلشده با ذهن و چیزی که به آن «دوچشمیهای امواج مغزی» میگوید، تأمین مالی میکند. علاوه بر صندلیهای چرخدار تحت تأثیر ذهن، بازوهای رباتیک و تعداد زیاد بازیها در دست انجام است - تقریباً به اندازه خلاقیت ذهنی هر کسی برای کنترل مغزی.
برای گردآورندگان دادهها، Epoc فرصتهای جدیدی را برای مطالعه پاسخهای مغزی ارائه میدهد - چه برای تحقیقات بازار یا برای درک اسکیزوفرنی. متیو اوییر، یک علاقهمند به تکنولوژی در پرینستون نیوجرسی، یک کلاه مخصوص برای اندازهگیری امواج مغزی سگ خود طراحی کرده است، که میگوید الهام گرفته از سگی صحبتوجه در فیلم Up پیکسار است. در استرالیا، کارن کیسی هنرمند اجرایی این هدست را برای پروژهای که شامل «تعامل در زمان واقعی برای هنر ویدئویی تولید شده توسط EEG» بود، پذیرش کرد. او قبلاً نرمافزار خود را توسعه داده بود که به اجراکنندگان اجازه میدهد به صورت دورکاری یک کیبورد را اجرا کنند، یا در یک مورد «خاموشی حال صدایی به بررسی شناخت با استفاده از پرده مجازًا شخصیتی در واقعیت مجازی.» او میگوید: «هدستهای Emotiv Epoc واقعاً فناوری بودند که ما منتظر آن بودیم.»
بازخورد اولیه بسیار مثبت است. رابرت اوشلر، توسعهدهنده مستقل نرمافزار در فلوریدا، یکی از اولین پذیرندگان Epoc بود، بیشتر به عنوان کنجکاوی تا باور واقعی به کارایی آن. او میگوید: «من شک داشتم.» او برنامهای نوشت تا یک ربات Rovio را از طریق اتصال اسکایپ کنترل کند و به شدت خودش به تعجب افتاد که به زیبایی کار میکرد.
«اولین باری که رباتهایم را تنظیم کردم و آنها به مانند تلهربوتیک به دنبالم آمدند، ذهنم را منفجر کرد. من یک واکنش احساسی قوی داشتم. فهمیدم که همه چیزهایی که به عنوان بازارگرمی به نظر میآمدند واقعاً واقعی بودند.» او فهمید. اوشلر شروع به کار بر روی یک برنامهای کرد که میتوانست احساسات در زمان واقعی را اندازهگیری کند. ظرف چند هفته، او به گفته خودش، «شکلات و کره بادام زمینی را با هم ترکیب کرده» و یک دموی یوتیوب بارگذاری کرد.
در حالی که یک تریلر کارتون را تماشا میکرد، اوشلر چهار احساس اساسی را آهنگیابی کرد: شادی، غم، ترس و هیجان. سپس، وقتی ویدیو به پایان میرسد، او آن احساسات را به یاد میآورد، و تریلر به طور خودکار به لحظهای که او آن احساس را قویترین احساس را داشت، برمیگردد. او میگوید Epoc «بازهای از تعاملات با کامپیوترها را باز میکند که در غیر این صورت ممکن نخواهند بود.»
در یک مثال پژوهشی دیگر، یک سری چهار ویدیو یک زن جوان به نام «کورا» (اسم واقعی او نیست) را نشان میدهد که به یک مانیتور خیره شده است. یک حادثه خودرو او را فلج کرده بود، بدون کنترل بر روی اندامهایش یا حتی گردنش. تنها عضلات صورتش کار میکنند. او Epoc را روی سر خود میپوشد. در ویدیوها، کورا با یک تراپیست کار میکند در حالی که بازی کامپیوتری به نام «کوه روح» را بازی میکند که با دستگاه آمدن است. در یک محیط دوژو نیمهمعنوی، بازیکن باید با یک «استاد» کار کند که «مغز» او را برای تعامل با کامپیوتر تعلیم دهد. پس از آموزش، اگر کاربر به یک عمل مانند «بلند کردن» فکر کند، برنامه باید پاسخ دهد. اما هنگامی که ویدیو پیشرفت میکند و کورا تمرین میکند، او به نظر میرسد که در بهترین حالت بیتوجه و عمدتاً بیحوصله است. ویدیو با تماشاچیای که درست همچنان بیحوصله است، پایان مییابد، wondering چه که شلوغی است.
ویدیوی دوم، ساخته شده بلافاصله پس از آن، کورا را نشان میدهد که بازی را به صورت کامل مشغول است، اما به وضوح تلاش میکند که Epoc را در ترکیب با ذهنش کار کند. زمانی که او بالاخره هدست را برای انتقال قصدش مجبور میکند، صورت او از خوشحالی خالص روشن میشود. ویدیوی سوم او را به صورت کامل در تعامل و نگه داشتن دستورات برای ۳۰ ثانیه یا بیشتر و بازی را با مهارت نشان میدهد. با چهارمین و نهایی ویدیو، او فقط به بازی نامطلوب نمیکند بلکه برای اولین بار در یک دهه سر خود را به صورت عمودی نگه میدارد. هنگامی که تیم در Emotiv این را دیدند، آنها میدانستند که به چیزی رسیدهاند. تان میگوید: «فکر میکنم که جهان به نقطهای میرسد که همهچیز بر اساس ریموت کنترلی اجرا خواهد شود که بر اساس سیگنالهای زیستی از یک فرد قرار دارد.»
«این چیزی نیست که محیطی و خارج از بدنتان باشد که باید به آن بگویید چه کاری انجام دهد. این کافی نیست، زیرا دنیای ما در حال انفجار از نظر اطلاعات و محتوا است و اطلاعات و محتوا بهطور رادیکالی تغییر میکنند.»
دیگر محققان بیشتر انتقادی بودهاند. تیمی در دانشگاه ماساچوست دارتموث از Epoc برای کمک به توسعه نخستین نسخه «NeuroPhone» استفاده کرد، که میتواند، در میان چیزهای دیگر، شمارهای را تنها با دیدن عکس شخصی که میخواهند تماس بگیرند، شمارهگیری کند. اندرو کمپبل، استادی که روی آن کار کرد، میگوید عملکرد آن مناسب بود. اما هشدار میدهد که Epoc هنوز در مرحله آزمایشی است و بهترین استفاده آن در آزمایشگاه است. او میگوید: «زمانی که مردم از هدستهای Epoc استفاده میکنند، در مقابل کامپیوتر نشستهاند.» او میگوید: «در شرایط ایدهآل به زیبایی کار میکند. اما اگر در جهان بیرون میگویید، مشکل بیشتری دارد.»
تان به خوبی از این موضوع آگاه است که Epoc هنوز به پتانسیل کامل خود نرسیده است. او سرتاسر روز و اغلب تا شب دیرتر، تماسها را رسیدگی میکند، نظارت بر امکانات تولیدی خود در فیلیپین دارد و طرحهای طراحان بازیهای ویدیویی را بررسی میکند. برنامه روزانه او شامل تماس با شرکتهای بزرگ، ارتش آمریکا و توسعهدهندگان کوچک نرمافزار با سؤالات فنی مبهم است. او به طور مداوم Epoc را آزمایش میکند و آگاه است که محصول او به روشهایی استفاده میشود که هرگز نمیتوانست تصور کند. او میگوید: "Emotiv نمیتواند به تنهایی یک انقلاب را به وجود آورد، اما ما میتوانیم یک پلتفرم ایجاد کنیم که به این امکان اجازه دهد تا رخ دهد."

تودههای مانیتورها در اتاق جلویی دفاتر Emotiv Systems در مرکز شهر سانفرانسیسکو شبیه به یک فروشگاه الکترونیکی هستند که در حال فروش برای بستن کسبوکار است. یک اتاق پشتی که شامل ایستگاههای کاری است، سازمانیافتهتر است، اما دقیقاً کندوی فعالیت نیست: حتی در اواسط روز، فقط چند کارمند مشغول کار با سختافزار هستند. اینجا شبیه به مقر شرکتی نیست که در آستانه تغییر روش تعامل مردم با کامپیوترها قرار دارد.
اتاق کنفرانس جایی است که تان له، مدیر عامل مغناطیسی و باهوش Emotiv در آن فعالیت میکند. در اینجا، او به بازدیدکنندگان محصول نوآورانه Emotiv را نشان میدهد: هدست Epoc، که یک هدست الکتروانسفالوگرافی (EEG) با سنسورهای ۱۴گانه است که به مردم اجازه میدهد بدون لمس کردن کلید، کامپیوترهای خود را کنترل کنند. اگرچه این تنها محصول مشابه در بازار نیست، Epoc به دستگاهی تبدیل شده که در کنفرانسها و آزمایشگاههای فناوری در سراسر جهان بیشترین تحسین و توجه را جلب کرده است. اما، در حین نمایش آن، تان ۳۲ ساله همیشه به این نکته اشاره میکند که این نسخه نهایی نیست.
او میگوید: «من نمیخواهم این فناوری یک مد شود و سپس برود». «ایده داشتن یک کامپیوتر مغزی جدید نیست. مردم مدتهاست که میخواهند این کار را انجام دهند. ما میخواهیم اطمینان حاصل کنیم که تجربهای که دریافت میکنید، با هر چیزی که با آن سعی در انجام دارید، به بهترین حالت ممکن باشد. این کار زمان میبرد. سریع نخواهد بود.» کمپانیهای فناوری متعددی تحقیقات خود را برای عرضه دستگاههای قابل حمل که امواج مغزی را مطالعه میکنند، به روشی مشابه به دستگاههای EEG بیمارستان ادامه میدهند، اما با هزینه بسیار پایینتر. دستگاههای بازی ارزانقیمت شروع به ظهور کردهاند. Mattel بازی Mindflex با قیمت ۸۰ دلاری خود را با استقبال زیادی در سال گذشته عرضه کرد.
NeuroSky به ورود نسل جدیدی از فناوری بازی کمک میکند که از یک «سنسور خشک» روی پیشانی بازیکن استفاده میکند.
در همین حال، تلاشی برای ایجاد هدستهای EEG کارآمدتر - با این حال پیچیده - در حال انجام است. طراحی یک چالش باقیمانده است. یک دستگاه، که امسال در مؤسسه فناوری فدرال در لوزان سوئیس برای یک صندلی چرخدار تحت تأثیر ذهن آزمایش شد، کاربر را شبیه به یک شخصیت از تولید تئاتر اجتماعی فیلم Sleeper وودی آلن میکند.
تنها Emotiv تصمیم گرفته که محصول خود را به صورت منبع باز ارائه دهد. سال گذشته، بهجای در دسترس قرار دادن هدست به مصرفکنندگان، شرکت تصمیم گرفت آن را به توسعهدهندگان و محققان عرضه کند. تان میگوید به این طریق، زمانی که Emotiv کمپین خود را به صورت عمومی بخش کرد، به جای دو یا سه برنامه کاربردی تنها، هزاران برنامه خواهد داشت. وقتی از او پرسیده میشود که چه مدت طول میکشد، او میگوید: «دوازده تا هجده ماه.»
در حال حاضر، Emotiv تعداد 10,000 هدست Epoc را تحویل داده است. تیم توسعهای در روسیه به ایجاد نرمافزاری که به کاربران اجازه میدهد براساس یادآوری بصری تصاویر بهصورت آنلاین جستجو کنند، مشغول به کار بوده است. بخش تحقیقاتی وزارت دفاع آمریکا تلاشهایی را برای آزمایش پروتزهای کنترلشده با ذهن و چیزی که به آن «دوچشمیهای امواج مغزی» میگوید، تأمین مالی میکند. علاوه بر صندلیهای چرخدار تحت تأثیر ذهن، بازوهای رباتیک و تعداد زیاد بازیها در دست انجام است - تقریباً به اندازه خلاقیت ذهنی هر کسی برای کنترل مغزی.
برای گردآورندگان دادهها، Epoc فرصتهای جدیدی را برای مطالعه پاسخهای مغزی ارائه میدهد - چه برای تحقیقات بازار یا برای درک اسکیزوفرنی. متیو اوییر، یک علاقهمند به تکنولوژی در پرینستون نیوجرسی، یک کلاه مخصوص برای اندازهگیری امواج مغزی سگ خود طراحی کرده است، که میگوید الهام گرفته از سگی صحبتوجه در فیلم Up پیکسار است. در استرالیا، کارن کیسی هنرمند اجرایی این هدست را برای پروژهای که شامل «تعامل در زمان واقعی برای هنر ویدئویی تولید شده توسط EEG» بود، پذیرش کرد. او قبلاً نرمافزار خود را توسعه داده بود که به اجراکنندگان اجازه میدهد به صورت دورکاری یک کیبورد را اجرا کنند، یا در یک مورد «خاموشی حال صدایی به بررسی شناخت با استفاده از پرده مجازًا شخصیتی در واقعیت مجازی.» او میگوید: «هدستهای Emotiv Epoc واقعاً فناوری بودند که ما منتظر آن بودیم.»
بازخورد اولیه بسیار مثبت است. رابرت اوشلر، توسعهدهنده مستقل نرمافزار در فلوریدا، یکی از اولین پذیرندگان Epoc بود، بیشتر به عنوان کنجکاوی تا باور واقعی به کارایی آن. او میگوید: «من شک داشتم.» او برنامهای نوشت تا یک ربات Rovio را از طریق اتصال اسکایپ کنترل کند و به شدت خودش به تعجب افتاد که به زیبایی کار میکرد.
«اولین باری که رباتهایم را تنظیم کردم و آنها به مانند تلهربوتیک به دنبالم آمدند، ذهنم را منفجر کرد. من یک واکنش احساسی قوی داشتم. فهمیدم که همه چیزهایی که به عنوان بازارگرمی به نظر میآمدند واقعاً واقعی بودند.» او فهمید. اوشلر شروع به کار بر روی یک برنامهای کرد که میتوانست احساسات در زمان واقعی را اندازهگیری کند. ظرف چند هفته، او به گفته خودش، «شکلات و کره بادام زمینی را با هم ترکیب کرده» و یک دموی یوتیوب بارگذاری کرد.
در حالی که یک تریلر کارتون را تماشا میکرد، اوشلر چهار احساس اساسی را آهنگیابی کرد: شادی، غم، ترس و هیجان. سپس، وقتی ویدیو به پایان میرسد، او آن احساسات را به یاد میآورد، و تریلر به طور خودکار به لحظهای که او آن احساس را قویترین احساس را داشت، برمیگردد. او میگوید Epoc «بازهای از تعاملات با کامپیوترها را باز میکند که در غیر این صورت ممکن نخواهند بود.»
در یک مثال پژوهشی دیگر، یک سری چهار ویدیو یک زن جوان به نام «کورا» (اسم واقعی او نیست) را نشان میدهد که به یک مانیتور خیره شده است. یک حادثه خودرو او را فلج کرده بود، بدون کنترل بر روی اندامهایش یا حتی گردنش. تنها عضلات صورتش کار میکنند. او Epoc را روی سر خود میپوشد. در ویدیوها، کورا با یک تراپیست کار میکند در حالی که بازی کامپیوتری به نام «کوه روح» را بازی میکند که با دستگاه آمدن است. در یک محیط دوژو نیمهمعنوی، بازیکن باید با یک «استاد» کار کند که «مغز» او را برای تعامل با کامپیوتر تعلیم دهد. پس از آموزش، اگر کاربر به یک عمل مانند «بلند کردن» فکر کند، برنامه باید پاسخ دهد. اما هنگامی که ویدیو پیشرفت میکند و کورا تمرین میکند، او به نظر میرسد که در بهترین حالت بیتوجه و عمدتاً بیحوصله است. ویدیو با تماشاچیای که درست همچنان بیحوصله است، پایان مییابد، wondering چه که شلوغی است.
ویدیوی دوم، ساخته شده بلافاصله پس از آن، کورا را نشان میدهد که بازی را به صورت کامل مشغول است، اما به وضوح تلاش میکند که Epoc را در ترکیب با ذهنش کار کند. زمانی که او بالاخره هدست را برای انتقال قصدش مجبور میکند، صورت او از خوشحالی خالص روشن میشود. ویدیوی سوم او را به صورت کامل در تعامل و نگه داشتن دستورات برای ۳۰ ثانیه یا بیشتر و بازی را با مهارت نشان میدهد. با چهارمین و نهایی ویدیو، او فقط به بازی نامطلوب نمیکند بلکه برای اولین بار در یک دهه سر خود را به صورت عمودی نگه میدارد. هنگامی که تیم در Emotiv این را دیدند، آنها میدانستند که به چیزی رسیدهاند. تان میگوید: «فکر میکنم که جهان به نقطهای میرسد که همهچیز بر اساس ریموت کنترلی اجرا خواهد شود که بر اساس سیگنالهای زیستی از یک فرد قرار دارد.»
«این چیزی نیست که محیطی و خارج از بدنتان باشد که باید به آن بگویید چه کاری انجام دهد. این کافی نیست، زیرا دنیای ما در حال انفجار از نظر اطلاعات و محتوا است و اطلاعات و محتوا بهطور رادیکالی تغییر میکنند.»
دیگر محققان بیشتر انتقادی بودهاند. تیمی در دانشگاه ماساچوست دارتموث از Epoc برای کمک به توسعه نخستین نسخه «NeuroPhone» استفاده کرد، که میتواند، در میان چیزهای دیگر، شمارهای را تنها با دیدن عکس شخصی که میخواهند تماس بگیرند، شمارهگیری کند. اندرو کمپبل، استادی که روی آن کار کرد، میگوید عملکرد آن مناسب بود. اما هشدار میدهد که Epoc هنوز در مرحله آزمایشی است و بهترین استفاده آن در آزمایشگاه است. او میگوید: «زمانی که مردم از هدستهای Epoc استفاده میکنند، در مقابل کامپیوتر نشستهاند.» او میگوید: «در شرایط ایدهآل به زیبایی کار میکند. اما اگر در جهان بیرون میگویید، مشکل بیشتری دارد.»
تان به خوبی از این موضوع آگاه است که Epoc هنوز به پتانسیل کامل خود نرسیده است. او سرتاسر روز و اغلب تا شب دیرتر، تماسها را رسیدگی میکند، نظارت بر امکانات تولیدی خود در فیلیپین دارد و طرحهای طراحان بازیهای ویدیویی را بررسی میکند. برنامه روزانه او شامل تماس با شرکتهای بزرگ، ارتش آمریکا و توسعهدهندگان کوچک نرمافزار با سؤالات فنی مبهم است. او به طور مداوم Epoc را آزمایش میکند و آگاه است که محصول او به روشهایی استفاده میشود که هرگز نمیتوانست تصور کند. او میگوید: "Emotiv نمیتواند به تنهایی یک انقلاب را به وجود آورد، اما ما میتوانیم یک پلتفرم ایجاد کنیم که به این امکان اجازه دهد تا رخ دهد."
به خواندن ادامه دهید
