داستان تغییر جهانی خود را بنویسید تا احساسات را درگیر کرده و تأثیر ایجاد کنید
مهول نیات
۲۶ مرداد ۱۴۰۲
به اشتراک گذاری:


آیا تا به حال در یک ارائه نشستید که در آن، اسلاید پس از اسلاید، سعی میکنید متمرکز بمانید، بفهمید و دادههای ارائه شده را جذب کنید؟ با اسلاید بعد از اسلاید از کلمات نقطهای، اعداد و تصاویر پشتیبان، ذهن شما به مسائل دیگر منحرف میشود. مطمئنم این را تجربه کردهاید. همه ما تجربه کردهایم.
احتمالاً اصطلاح «مرگ با پاورپوینت» را شنیدهاید! افراد تمایل دارند از همان رویکرد پیروی کنند وقتی که یک ارائه را فرموله میکنند؛ تحقیق خود را انجام میدهند، دادهها را جمع آوری میکنند، و سپس آن دادهها را به صورت اسلاید به اسلاید قرار میدهند، بدون اینکه واقعاً در نظر بگیرند چگونه باید واقعاً مخاطبان خود را جذب و قانع کنند. با این حال، پشت هر اسلاید، پشت تمام دادهها، یک داستان وجود دارد. و این داستانی است که به صورت احساسی با مخاطب ارتباط برقرار خواهد کرد.
داستانها هم از نظر احساسی و هم از نظر عقلانی با مردم ارتباط برقرار میکنند. وقتی داستانی را تعریف میکنید، احتمال بیشتری وجود دارد که مخاطبان شما به سفر شما بپیوندند؛ نه فقط درک بلکه پیام شما را به طور کامل بپذیرند. دستیابی به نتایج از طریق یک ارائه زمانی رخ میدهد که افراد از این سفر لذت ببرند.
اگر بتوانید این را یک قدم جلوتر ببرید و به طور کامل با احساسات مردم در حین تعریف داستان به تعامل بپردازید چه؟ و اگر بتوانید داستانی بگویید که به آن علاقه دارید و تأثیر جهانی دارد، امکانات نامحدود خواهد بود! اگر یک کارگردان فیلم بشناسید، میتوانید یک فیلم پرفروش برنده جایزه داشته باشید!
هوش احساسی: توضیحی اساسی
هوش احساسی (که به عنوان ضریب احساسی یا EQ نیز شناخته میشود) توانایی درک، استفاده و مدیریت احساسات خودتان به روشهای مثبت برای کاهش استرس، ارتباط مؤثر، همدردی با دیگران، غلبه بر چالشها و کاهش درگیری است.
فیلم درون و بیرون
درون و بیرون فهم احساسی بیشتری را به فیلمها آورد. از طریق این فیلم، دریافته شد که میتوانیم با مدیریت احساسات خود، آگاهی و تغییر بیشتری در مردم ایجاد کنیم. در طول تولید، فیلمسازان با روانشناسان و عصبشناسان مشورت کردند تا در نمایش ذهن دقت بیشتری داشته باشند.
«همیشه فضایی برای یک داستان وجود دارد که میتواند مردم را به جایی دیگر منتقل کند.» — جی.کی. رولینگ
فیلمها به ما اجازه میدهند تا باورمان را به چیزی که ممکن است رها کنیم، و درون و بیرون نیز متفاوت نیست. وقتی این فیلم را تماشا میکنیم، به خودمان اجازه میدهیم با شخصیتها در یک دنیای تخیلی درگیر شویم که به ما کمک میکند مسیرهای عصبی جدید بسازیم و به رفاه ذهنیمان سود برسانیم.
مغز توانایی شگفتانگیزی دارد که در طول زندگی ما تغییر کند و به ما اجازه دهد با تجربیات جدید، چیزهای جدید یاد بگیریم. با درگیر شدن کامل در یک فیلم، مغز ما با تجربیات جدید سازگار میشود، اطلاعات بیشتری یاد میگیرد و خاطرات جدیدی ایجاد میکند: ترکیبی برنده برای همه ما!
در طول زندگی خود، ما میتوانیم درجات مختلفی از هوش احساسی را بسته به پیشینه و تجربه خود نشان دهیم. تجربه کردن تمام طیف احساسات مانند فیلم ممکن است ممکن نبوده باشد. چرا نمیتوان تجربه زندگی خودمان مانند درون و بیرون باشد؟
شخصیتهای درون و بیرون به ما کمک کردند پنج احساس مختلف را تجربه کنیم: شادی، غم، ترس، خشم و تنفر. تصور کنید اگر همیشه بتوانید باور را معوق کنید! شما میتوانید همه احساسات خود را تجربه و مدیریت کنید و ستاره فیلم خود باشید. این فیلم جدید و هیجانانگیز میتواند داستان و پیامی به جهان ارائه دهد که احساسات همه را درگیر کند: میتواند یک فیلم اکشن، ماجراجویی یا کمدی باشد.
داستانهای واقعی که افکار را تغییر دادهاند
مطمئنم در طول زندگی کاریتان ممکن است در برخی مراحل زود شروع کرده باشید و متوجه شده باشید که چه کسی دیگر همزمان در دفتر است، مثلاً یک نظافتچی. با صرف وقت برای شناخت این شخص، کارهایی که انجام میدهد و اینکه روزشان چگونه بوده است، با گذشت زمان، این برای شخصی که نظافت میکند ارزشمند و به یاد ماندنی میشود.
نکته کلیدی در اینجا این است که داستانی توسعه یافته و فردی مورد توجه قرار گیرد: شما در زندگی آنها تأثیرگذار هستید. وقتی این را به مقیاس وسیعتری میبرید، میتوانید از طریق داستانگویی تغییرات بزرگی ایجاد کنید!
در اینجا برخی از داستانهای عالی TEDx وجود دارد که بر پتانسیل درگیر شدن با دیگران از طریق داستانگویی تاکید میکند، نه فقط استفاده از دادهها:
کارن ایبر نشان میدهد که داستانگویی کار میکند، نه فقط داده! وقتی داستانگویی و داده با هم بیایند، شما به اطلاعات به شکل متفاوتی متصل میشوید. از طریق این، شما همدردی کسب میکنید، اکسیتوسین را افزایش میدهید و اعتماد ایجاد میکنید. با یک بالاد قوی که از دادهها استفاده میکند، شما ایدهای میسازید، افراد را تغییر میدهید و ارزش اضافه میکنید: مردم احساس میکنند که بخشی از داستان هستند.
آندریا اولسن تاکید میکند که شما اذهان افراد را از طریق تغییرات در فاصلههای درک و احساسات تغییر میدهید نه از طریق منطق. مهم است که تفکر خود را از اعداد به شناختهای شناختی تغییر دهید، فرد را درک کنید و ارتباط برقرار کنید.
کریس اولسن تاکید میکند که داستانها مانند داده با روح هستند که جوامع بهتری میسازند با دانش بیشتر.
با اتصال دادهها و اطلاعات خود به یک داستان، افراد را درگیر میکنید، آنها را به سفری میبرید و امکانات ناشناخته را ایجاد میکنید!
داستانگویی با احساسات افکار را تغییر خواهد داد
ما در زمانی زندگی میکنیم که نه تنها از فناوری به عنوان یک کمک استفاده میکنیم، بلکه به دست آن هدایت میشویم. متاسفانه، محصول جانبی این است که از خود جدا میشویم. این جدایی به تأثیرات زیر منجر شده است—افراد ادراکات را مدیریت میکنند، روابط دشوار است، استرس افزایش مییابد و ما خودمان و یکدیگر را نمیشناسیم. این گونه است که ما در سراسر یک پلتفرم مصنوعی که توسط فناوری ایجاد شده در حال فعالیت هستیم. وقتی با افراد واقعی صحبت میکنیم، بسیار سخت میشود زیرا به برقراری ارتباط فقط در سطح «پلتفرم» عادت کردهایم.
در زمانهای اخیر، رسانههای اجتماعی نیاز به نشان دادن جنبههای آسیبپذیر ما و ارائه فرصتهای اشتراک داستانهای ما را تشخیص دادهاند. به عبارت دیگر، افراد با درک احساسات ما بیشتر ما را میشناسند.
آگاهی بیشتر از خود منجر به بهبود حالات احساسی ما و نتایج فردی قدرتمند میشود.
رمزگشایی مغز: رویکرد EMOTIV "از بیرون به درون"
EMOTIV چرخها را بر روی چگونگی استفاده ما از فناوری چرخانده است، به ما اجازه میدهد از آن به سود خود استفاده کنیم و با خودمان ارتباط برقرار کنیم. ما دیگر با فناوری هدایت نمیشویم؛ ما اکنون در صندلی راننده هستیم! درست مانند شخصیتهای درون و بیرون، اکنون میتوانیم مغز و احساسات خود را بهتر درک کنیم و اینکه چگونه به کارهایی که هر روز انجام میدهیم مرتبط است.
EMOTIV به ما اجازه میدهد خودمان را بهتر بشناسیم و امکانات علوم اعصاب را درک کنیم، نه تنها در یک آزمایشگاه تحقیقاتی بلکه در زندگی روزمرهمان.
با توسعه فناوری برای کاربردهای شخصی، پژوهشی و توسعه، ما یک رویکرد بیتطاوع در طراحی و توسعه هدستهای EEG موبایل خود حفظ کردهایم.
رزولوشن فضایی—تشخیص فعالیت در سراسر کورتکسهای اصلی مغز—برای به دست آوردن دادههای با کیفیت بالا بسیار حیاتی است. ثروتی از دادههای مغزی که ما جمعآوری و تحلیل کردهایم و الگوریتمهای تشخیص ما، معتقدیم که بینظیر هستند.
هدستهای EEG EMOTIV شش معیار عملکرد ذهنی را که مستقیماً از فعالیت مغزی شما استخراج میشود، شناسایی میکنند: استرس، درگیری، علاقه، هیجان، تمرکز و آرامش. با استفاده از این اطلاعات، سپس بیشتر در مورد تواناییهای خود میفهمید، درست مانند داشتن یک مربی مجازی خود.
EMOTIV به شما مربی مجازی خود را داده تا مغزتان را دنبال، آموزش و بهینهسازی کنید، عملکرد خود را جلا دهید و ظرفیت و جریان ذهنی خود را تقویت کنید. بینشهای عصبی شخصیسازی شده میتواند به شما کمک کند رفتار خود را تغییر دهید، انطباق پیدا کنید و یاد بگیرید. علم عصبی به درک چگونگی عملکرد سیستم عصبی، بر روی آنچه که مغز چگونگی رفتار شناختی و عملکرد را تأثیر میگذارد، تمرکز دارد.
با EMOTIV، شما و تیمتان میتوانید در محیط کار همکاری کنید، نتایج را در زمینههای ارزشمند تحت تأثیر قرار دهید و در حین انجام این کار از این روند لذت ببرید! EMOTIV میتواند درکهای خارجی را استفاده کند و این را به فهم داخلی برای تغییر جهانی تبدیل کند. فرصت فیلم "از بیرون به درون" برای شما وجود دارد!
امکانات با تأثیر
محدوده عظیمی برای همکاری با EMOTIV وجود دارد. هدستهای EEG EMOTIV به شما اجازه میدهد احساسات مردم را درک و با آنها درگیر شوید. شما میتوانید داستانی درباره امکانات برای مردم و سیاره در آینده از طریق تغییر رفتاری خلق کنید. با آوردن آگاهی احساسی بیشتر به فیلمها، کار از ادراکات خارجی تا این که بدانید همگی چگونه داخلی احساس میکنیم، میتوانیم آگاهی و تغییر در مردم ایجاد کنیم.
تحقیقات رابطه بین سیگنالهای EEG و احساسات انسانی را مشخص کرده است. هدست EPOC EMOTIV از این امضاها در تشخیص احساسات به صورت همزمان بهره میبرد.
نقاط کلیدی که میتوانید در نظر بگیرید تا در آینده تفاوت ایجاد کنید عبارتند از:
زمان بگذارید تا بفهمید در بیرون با مردم چه میگذرد—انعکاسی مستقیم از آنچه در درون است.
این فرصت هیجانانگیز را بگیرید تا با EMOTIV تعهد، ارتباط و خلقت کنید و دنیای جدیدی که قبلاً ندیدهاید ایجاد کنید!
"از بیرون به درون" میتواند فرصتی شگفتانگیز برای شما باشد تا جهانی را از طریق یک رویداد پرفروش ایجاد و تغییر دهید.
برای تأکید بیشتر بر این نکته که داستانها از طریق فیلمها تغییر ایجاد میکنند، فیلم بیداریها یک فیلم درام آمریکایی در سال ۱۹۹۰ بود که بر اساس خاطرات الیور ساکس در سال ۱۹۷۳ با همان نام ساخته شد. الیور ساکس، M.D,. FRCP، پزشک، نویسنده پرفروش و استاد نورولوژی در دانشکده پزشکی دانشگاه NYU بود. نیویورک تایمز به او لقب «شاعر طب» را داده بود. کتاب او در مورد یک گروه از بیماران بود که از اپیدمی بزرگ انسفالیت لتارژیک اوایل قرن بیستم جان سالم به در برده بودند. کتاب ساکس الهام بخش فیلم بلند اسکار کاندیدای ۱۹۹۰ بود که رابرت دنیرو و رابین ویلیامز بازی میکردند.
به عنوان یک پزشک و نویسنده، دکتر ساکس به سطحی از شهرت عمومی دست یافت که در میان دانشمندان نادر است. بیش از یک میلیون نسخه از کتابهای او تنها در ایالات متحده به چاپ رسیده است. کارهای او برای فیلم و صحنه اقتباس شده و سالانه حدود ۱۰,۰۰۰ نامه دریافت میکرد.
دکتر ساکس کتابها و مقالات خود را به صورت تاریخچههای موردی، پاتوفراقیها، داستانهای بالینی یا «رمانهای عصبی» توصیف میکرد. دکتر ساکس با توصیف مبارزات بیماران خود و گاهی استعدادهای شگفتانگیز آنها، به معرفی سندرومهایی مانند تورت یا آسپرگر به یک مخاطب عمومی کمک کرد. اما او شخصیت آنها را به اندازه شرایط آنها روشن کرد؛ او آنها را انسانی و رمزگشایی کرد.
پتانسیل در دستان شماست تا تغییر واقعی ایجاد کنید و پایهای برای نسلهای آینده ایجاد کنید. EMOTIV یک پیشگام و رهبر بازار شناخته شده در زمینه راهحلهای BCI و فناوری EEG است. هدست برنده جایزه EPOC+ EMOTIV و نسخهٔ ویژه سالگرد ۱۰ سالگی EPOC X دادههای BCI حرفهای را برای تحقیقات دانشگاهی و استفاده تجاری فراهم میکنند (رابط مغز و کامپیوتر EMOTIV EPOC X).
آیا تا به حال در یک ارائه نشستید که در آن، اسلاید پس از اسلاید، سعی میکنید متمرکز بمانید، بفهمید و دادههای ارائه شده را جذب کنید؟ با اسلاید بعد از اسلاید از کلمات نقطهای، اعداد و تصاویر پشتیبان، ذهن شما به مسائل دیگر منحرف میشود. مطمئنم این را تجربه کردهاید. همه ما تجربه کردهایم.
احتمالاً اصطلاح «مرگ با پاورپوینت» را شنیدهاید! افراد تمایل دارند از همان رویکرد پیروی کنند وقتی که یک ارائه را فرموله میکنند؛ تحقیق خود را انجام میدهند، دادهها را جمع آوری میکنند، و سپس آن دادهها را به صورت اسلاید به اسلاید قرار میدهند، بدون اینکه واقعاً در نظر بگیرند چگونه باید واقعاً مخاطبان خود را جذب و قانع کنند. با این حال، پشت هر اسلاید، پشت تمام دادهها، یک داستان وجود دارد. و این داستانی است که به صورت احساسی با مخاطب ارتباط برقرار خواهد کرد.
داستانها هم از نظر احساسی و هم از نظر عقلانی با مردم ارتباط برقرار میکنند. وقتی داستانی را تعریف میکنید، احتمال بیشتری وجود دارد که مخاطبان شما به سفر شما بپیوندند؛ نه فقط درک بلکه پیام شما را به طور کامل بپذیرند. دستیابی به نتایج از طریق یک ارائه زمانی رخ میدهد که افراد از این سفر لذت ببرند.
اگر بتوانید این را یک قدم جلوتر ببرید و به طور کامل با احساسات مردم در حین تعریف داستان به تعامل بپردازید چه؟ و اگر بتوانید داستانی بگویید که به آن علاقه دارید و تأثیر جهانی دارد، امکانات نامحدود خواهد بود! اگر یک کارگردان فیلم بشناسید، میتوانید یک فیلم پرفروش برنده جایزه داشته باشید!
هوش احساسی: توضیحی اساسی
هوش احساسی (که به عنوان ضریب احساسی یا EQ نیز شناخته میشود) توانایی درک، استفاده و مدیریت احساسات خودتان به روشهای مثبت برای کاهش استرس، ارتباط مؤثر، همدردی با دیگران، غلبه بر چالشها و کاهش درگیری است.
فیلم درون و بیرون
درون و بیرون فهم احساسی بیشتری را به فیلمها آورد. از طریق این فیلم، دریافته شد که میتوانیم با مدیریت احساسات خود، آگاهی و تغییر بیشتری در مردم ایجاد کنیم. در طول تولید، فیلمسازان با روانشناسان و عصبشناسان مشورت کردند تا در نمایش ذهن دقت بیشتری داشته باشند.
«همیشه فضایی برای یک داستان وجود دارد که میتواند مردم را به جایی دیگر منتقل کند.» — جی.کی. رولینگ
فیلمها به ما اجازه میدهند تا باورمان را به چیزی که ممکن است رها کنیم، و درون و بیرون نیز متفاوت نیست. وقتی این فیلم را تماشا میکنیم، به خودمان اجازه میدهیم با شخصیتها در یک دنیای تخیلی درگیر شویم که به ما کمک میکند مسیرهای عصبی جدید بسازیم و به رفاه ذهنیمان سود برسانیم.
مغز توانایی شگفتانگیزی دارد که در طول زندگی ما تغییر کند و به ما اجازه دهد با تجربیات جدید، چیزهای جدید یاد بگیریم. با درگیر شدن کامل در یک فیلم، مغز ما با تجربیات جدید سازگار میشود، اطلاعات بیشتری یاد میگیرد و خاطرات جدیدی ایجاد میکند: ترکیبی برنده برای همه ما!
در طول زندگی خود، ما میتوانیم درجات مختلفی از هوش احساسی را بسته به پیشینه و تجربه خود نشان دهیم. تجربه کردن تمام طیف احساسات مانند فیلم ممکن است ممکن نبوده باشد. چرا نمیتوان تجربه زندگی خودمان مانند درون و بیرون باشد؟
شخصیتهای درون و بیرون به ما کمک کردند پنج احساس مختلف را تجربه کنیم: شادی، غم، ترس، خشم و تنفر. تصور کنید اگر همیشه بتوانید باور را معوق کنید! شما میتوانید همه احساسات خود را تجربه و مدیریت کنید و ستاره فیلم خود باشید. این فیلم جدید و هیجانانگیز میتواند داستان و پیامی به جهان ارائه دهد که احساسات همه را درگیر کند: میتواند یک فیلم اکشن، ماجراجویی یا کمدی باشد.
داستانهای واقعی که افکار را تغییر دادهاند
مطمئنم در طول زندگی کاریتان ممکن است در برخی مراحل زود شروع کرده باشید و متوجه شده باشید که چه کسی دیگر همزمان در دفتر است، مثلاً یک نظافتچی. با صرف وقت برای شناخت این شخص، کارهایی که انجام میدهد و اینکه روزشان چگونه بوده است، با گذشت زمان، این برای شخصی که نظافت میکند ارزشمند و به یاد ماندنی میشود.
نکته کلیدی در اینجا این است که داستانی توسعه یافته و فردی مورد توجه قرار گیرد: شما در زندگی آنها تأثیرگذار هستید. وقتی این را به مقیاس وسیعتری میبرید، میتوانید از طریق داستانگویی تغییرات بزرگی ایجاد کنید!
در اینجا برخی از داستانهای عالی TEDx وجود دارد که بر پتانسیل درگیر شدن با دیگران از طریق داستانگویی تاکید میکند، نه فقط استفاده از دادهها:
کارن ایبر نشان میدهد که داستانگویی کار میکند، نه فقط داده! وقتی داستانگویی و داده با هم بیایند، شما به اطلاعات به شکل متفاوتی متصل میشوید. از طریق این، شما همدردی کسب میکنید، اکسیتوسین را افزایش میدهید و اعتماد ایجاد میکنید. با یک بالاد قوی که از دادهها استفاده میکند، شما ایدهای میسازید، افراد را تغییر میدهید و ارزش اضافه میکنید: مردم احساس میکنند که بخشی از داستان هستند.
آندریا اولسن تاکید میکند که شما اذهان افراد را از طریق تغییرات در فاصلههای درک و احساسات تغییر میدهید نه از طریق منطق. مهم است که تفکر خود را از اعداد به شناختهای شناختی تغییر دهید، فرد را درک کنید و ارتباط برقرار کنید.
کریس اولسن تاکید میکند که داستانها مانند داده با روح هستند که جوامع بهتری میسازند با دانش بیشتر.
با اتصال دادهها و اطلاعات خود به یک داستان، افراد را درگیر میکنید، آنها را به سفری میبرید و امکانات ناشناخته را ایجاد میکنید!
داستانگویی با احساسات افکار را تغییر خواهد داد
ما در زمانی زندگی میکنیم که نه تنها از فناوری به عنوان یک کمک استفاده میکنیم، بلکه به دست آن هدایت میشویم. متاسفانه، محصول جانبی این است که از خود جدا میشویم. این جدایی به تأثیرات زیر منجر شده است—افراد ادراکات را مدیریت میکنند، روابط دشوار است، استرس افزایش مییابد و ما خودمان و یکدیگر را نمیشناسیم. این گونه است که ما در سراسر یک پلتفرم مصنوعی که توسط فناوری ایجاد شده در حال فعالیت هستیم. وقتی با افراد واقعی صحبت میکنیم، بسیار سخت میشود زیرا به برقراری ارتباط فقط در سطح «پلتفرم» عادت کردهایم.
در زمانهای اخیر، رسانههای اجتماعی نیاز به نشان دادن جنبههای آسیبپذیر ما و ارائه فرصتهای اشتراک داستانهای ما را تشخیص دادهاند. به عبارت دیگر، افراد با درک احساسات ما بیشتر ما را میشناسند.
آگاهی بیشتر از خود منجر به بهبود حالات احساسی ما و نتایج فردی قدرتمند میشود.
رمزگشایی مغز: رویکرد EMOTIV "از بیرون به درون"
EMOTIV چرخها را بر روی چگونگی استفاده ما از فناوری چرخانده است، به ما اجازه میدهد از آن به سود خود استفاده کنیم و با خودمان ارتباط برقرار کنیم. ما دیگر با فناوری هدایت نمیشویم؛ ما اکنون در صندلی راننده هستیم! درست مانند شخصیتهای درون و بیرون، اکنون میتوانیم مغز و احساسات خود را بهتر درک کنیم و اینکه چگونه به کارهایی که هر روز انجام میدهیم مرتبط است.
EMOTIV به ما اجازه میدهد خودمان را بهتر بشناسیم و امکانات علوم اعصاب را درک کنیم، نه تنها در یک آزمایشگاه تحقیقاتی بلکه در زندگی روزمرهمان.
با توسعه فناوری برای کاربردهای شخصی، پژوهشی و توسعه، ما یک رویکرد بیتطاوع در طراحی و توسعه هدستهای EEG موبایل خود حفظ کردهایم.
رزولوشن فضایی—تشخیص فعالیت در سراسر کورتکسهای اصلی مغز—برای به دست آوردن دادههای با کیفیت بالا بسیار حیاتی است. ثروتی از دادههای مغزی که ما جمعآوری و تحلیل کردهایم و الگوریتمهای تشخیص ما، معتقدیم که بینظیر هستند.
هدستهای EEG EMOTIV شش معیار عملکرد ذهنی را که مستقیماً از فعالیت مغزی شما استخراج میشود، شناسایی میکنند: استرس، درگیری، علاقه، هیجان، تمرکز و آرامش. با استفاده از این اطلاعات، سپس بیشتر در مورد تواناییهای خود میفهمید، درست مانند داشتن یک مربی مجازی خود.
EMOTIV به شما مربی مجازی خود را داده تا مغزتان را دنبال، آموزش و بهینهسازی کنید، عملکرد خود را جلا دهید و ظرفیت و جریان ذهنی خود را تقویت کنید. بینشهای عصبی شخصیسازی شده میتواند به شما کمک کند رفتار خود را تغییر دهید، انطباق پیدا کنید و یاد بگیرید. علم عصبی به درک چگونگی عملکرد سیستم عصبی، بر روی آنچه که مغز چگونگی رفتار شناختی و عملکرد را تأثیر میگذارد، تمرکز دارد.
با EMOTIV، شما و تیمتان میتوانید در محیط کار همکاری کنید، نتایج را در زمینههای ارزشمند تحت تأثیر قرار دهید و در حین انجام این کار از این روند لذت ببرید! EMOTIV میتواند درکهای خارجی را استفاده کند و این را به فهم داخلی برای تغییر جهانی تبدیل کند. فرصت فیلم "از بیرون به درون" برای شما وجود دارد!
امکانات با تأثیر
محدوده عظیمی برای همکاری با EMOTIV وجود دارد. هدستهای EEG EMOTIV به شما اجازه میدهد احساسات مردم را درک و با آنها درگیر شوید. شما میتوانید داستانی درباره امکانات برای مردم و سیاره در آینده از طریق تغییر رفتاری خلق کنید. با آوردن آگاهی احساسی بیشتر به فیلمها، کار از ادراکات خارجی تا این که بدانید همگی چگونه داخلی احساس میکنیم، میتوانیم آگاهی و تغییر در مردم ایجاد کنیم.
تحقیقات رابطه بین سیگنالهای EEG و احساسات انسانی را مشخص کرده است. هدست EPOC EMOTIV از این امضاها در تشخیص احساسات به صورت همزمان بهره میبرد.
نقاط کلیدی که میتوانید در نظر بگیرید تا در آینده تفاوت ایجاد کنید عبارتند از:
زمان بگذارید تا بفهمید در بیرون با مردم چه میگذرد—انعکاسی مستقیم از آنچه در درون است.
این فرصت هیجانانگیز را بگیرید تا با EMOTIV تعهد، ارتباط و خلقت کنید و دنیای جدیدی که قبلاً ندیدهاید ایجاد کنید!
"از بیرون به درون" میتواند فرصتی شگفتانگیز برای شما باشد تا جهانی را از طریق یک رویداد پرفروش ایجاد و تغییر دهید.
برای تأکید بیشتر بر این نکته که داستانها از طریق فیلمها تغییر ایجاد میکنند، فیلم بیداریها یک فیلم درام آمریکایی در سال ۱۹۹۰ بود که بر اساس خاطرات الیور ساکس در سال ۱۹۷۳ با همان نام ساخته شد. الیور ساکس، M.D,. FRCP، پزشک، نویسنده پرفروش و استاد نورولوژی در دانشکده پزشکی دانشگاه NYU بود. نیویورک تایمز به او لقب «شاعر طب» را داده بود. کتاب او در مورد یک گروه از بیماران بود که از اپیدمی بزرگ انسفالیت لتارژیک اوایل قرن بیستم جان سالم به در برده بودند. کتاب ساکس الهام بخش فیلم بلند اسکار کاندیدای ۱۹۹۰ بود که رابرت دنیرو و رابین ویلیامز بازی میکردند.
به عنوان یک پزشک و نویسنده، دکتر ساکس به سطحی از شهرت عمومی دست یافت که در میان دانشمندان نادر است. بیش از یک میلیون نسخه از کتابهای او تنها در ایالات متحده به چاپ رسیده است. کارهای او برای فیلم و صحنه اقتباس شده و سالانه حدود ۱۰,۰۰۰ نامه دریافت میکرد.
دکتر ساکس کتابها و مقالات خود را به صورت تاریخچههای موردی، پاتوفراقیها، داستانهای بالینی یا «رمانهای عصبی» توصیف میکرد. دکتر ساکس با توصیف مبارزات بیماران خود و گاهی استعدادهای شگفتانگیز آنها، به معرفی سندرومهایی مانند تورت یا آسپرگر به یک مخاطب عمومی کمک کرد. اما او شخصیت آنها را به اندازه شرایط آنها روشن کرد؛ او آنها را انسانی و رمزگشایی کرد.
پتانسیل در دستان شماست تا تغییر واقعی ایجاد کنید و پایهای برای نسلهای آینده ایجاد کنید. EMOTIV یک پیشگام و رهبر بازار شناخته شده در زمینه راهحلهای BCI و فناوری EEG است. هدست برنده جایزه EPOC+ EMOTIV و نسخهٔ ویژه سالگرد ۱۰ سالگی EPOC X دادههای BCI حرفهای را برای تحقیقات دانشگاهی و استفاده تجاری فراهم میکنند (رابط مغز و کامپیوتر EMOTIV EPOC X).
آیا تا به حال در یک ارائه نشستید که در آن، اسلاید پس از اسلاید، سعی میکنید متمرکز بمانید، بفهمید و دادههای ارائه شده را جذب کنید؟ با اسلاید بعد از اسلاید از کلمات نقطهای، اعداد و تصاویر پشتیبان، ذهن شما به مسائل دیگر منحرف میشود. مطمئنم این را تجربه کردهاید. همه ما تجربه کردهایم.
احتمالاً اصطلاح «مرگ با پاورپوینت» را شنیدهاید! افراد تمایل دارند از همان رویکرد پیروی کنند وقتی که یک ارائه را فرموله میکنند؛ تحقیق خود را انجام میدهند، دادهها را جمع آوری میکنند، و سپس آن دادهها را به صورت اسلاید به اسلاید قرار میدهند، بدون اینکه واقعاً در نظر بگیرند چگونه باید واقعاً مخاطبان خود را جذب و قانع کنند. با این حال، پشت هر اسلاید، پشت تمام دادهها، یک داستان وجود دارد. و این داستانی است که به صورت احساسی با مخاطب ارتباط برقرار خواهد کرد.
داستانها هم از نظر احساسی و هم از نظر عقلانی با مردم ارتباط برقرار میکنند. وقتی داستانی را تعریف میکنید، احتمال بیشتری وجود دارد که مخاطبان شما به سفر شما بپیوندند؛ نه فقط درک بلکه پیام شما را به طور کامل بپذیرند. دستیابی به نتایج از طریق یک ارائه زمانی رخ میدهد که افراد از این سفر لذت ببرند.
اگر بتوانید این را یک قدم جلوتر ببرید و به طور کامل با احساسات مردم در حین تعریف داستان به تعامل بپردازید چه؟ و اگر بتوانید داستانی بگویید که به آن علاقه دارید و تأثیر جهانی دارد، امکانات نامحدود خواهد بود! اگر یک کارگردان فیلم بشناسید، میتوانید یک فیلم پرفروش برنده جایزه داشته باشید!
هوش احساسی: توضیحی اساسی
هوش احساسی (که به عنوان ضریب احساسی یا EQ نیز شناخته میشود) توانایی درک، استفاده و مدیریت احساسات خودتان به روشهای مثبت برای کاهش استرس، ارتباط مؤثر، همدردی با دیگران، غلبه بر چالشها و کاهش درگیری است.
فیلم درون و بیرون
درون و بیرون فهم احساسی بیشتری را به فیلمها آورد. از طریق این فیلم، دریافته شد که میتوانیم با مدیریت احساسات خود، آگاهی و تغییر بیشتری در مردم ایجاد کنیم. در طول تولید، فیلمسازان با روانشناسان و عصبشناسان مشورت کردند تا در نمایش ذهن دقت بیشتری داشته باشند.
«همیشه فضایی برای یک داستان وجود دارد که میتواند مردم را به جایی دیگر منتقل کند.» — جی.کی. رولینگ
فیلمها به ما اجازه میدهند تا باورمان را به چیزی که ممکن است رها کنیم، و درون و بیرون نیز متفاوت نیست. وقتی این فیلم را تماشا میکنیم، به خودمان اجازه میدهیم با شخصیتها در یک دنیای تخیلی درگیر شویم که به ما کمک میکند مسیرهای عصبی جدید بسازیم و به رفاه ذهنیمان سود برسانیم.
مغز توانایی شگفتانگیزی دارد که در طول زندگی ما تغییر کند و به ما اجازه دهد با تجربیات جدید، چیزهای جدید یاد بگیریم. با درگیر شدن کامل در یک فیلم، مغز ما با تجربیات جدید سازگار میشود، اطلاعات بیشتری یاد میگیرد و خاطرات جدیدی ایجاد میکند: ترکیبی برنده برای همه ما!
در طول زندگی خود، ما میتوانیم درجات مختلفی از هوش احساسی را بسته به پیشینه و تجربه خود نشان دهیم. تجربه کردن تمام طیف احساسات مانند فیلم ممکن است ممکن نبوده باشد. چرا نمیتوان تجربه زندگی خودمان مانند درون و بیرون باشد؟
شخصیتهای درون و بیرون به ما کمک کردند پنج احساس مختلف را تجربه کنیم: شادی، غم، ترس، خشم و تنفر. تصور کنید اگر همیشه بتوانید باور را معوق کنید! شما میتوانید همه احساسات خود را تجربه و مدیریت کنید و ستاره فیلم خود باشید. این فیلم جدید و هیجانانگیز میتواند داستان و پیامی به جهان ارائه دهد که احساسات همه را درگیر کند: میتواند یک فیلم اکشن، ماجراجویی یا کمدی باشد.
داستانهای واقعی که افکار را تغییر دادهاند
مطمئنم در طول زندگی کاریتان ممکن است در برخی مراحل زود شروع کرده باشید و متوجه شده باشید که چه کسی دیگر همزمان در دفتر است، مثلاً یک نظافتچی. با صرف وقت برای شناخت این شخص، کارهایی که انجام میدهد و اینکه روزشان چگونه بوده است، با گذشت زمان، این برای شخصی که نظافت میکند ارزشمند و به یاد ماندنی میشود.
نکته کلیدی در اینجا این است که داستانی توسعه یافته و فردی مورد توجه قرار گیرد: شما در زندگی آنها تأثیرگذار هستید. وقتی این را به مقیاس وسیعتری میبرید، میتوانید از طریق داستانگویی تغییرات بزرگی ایجاد کنید!
در اینجا برخی از داستانهای عالی TEDx وجود دارد که بر پتانسیل درگیر شدن با دیگران از طریق داستانگویی تاکید میکند، نه فقط استفاده از دادهها:
کارن ایبر نشان میدهد که داستانگویی کار میکند، نه فقط داده! وقتی داستانگویی و داده با هم بیایند، شما به اطلاعات به شکل متفاوتی متصل میشوید. از طریق این، شما همدردی کسب میکنید، اکسیتوسین را افزایش میدهید و اعتماد ایجاد میکنید. با یک بالاد قوی که از دادهها استفاده میکند، شما ایدهای میسازید، افراد را تغییر میدهید و ارزش اضافه میکنید: مردم احساس میکنند که بخشی از داستان هستند.
آندریا اولسن تاکید میکند که شما اذهان افراد را از طریق تغییرات در فاصلههای درک و احساسات تغییر میدهید نه از طریق منطق. مهم است که تفکر خود را از اعداد به شناختهای شناختی تغییر دهید، فرد را درک کنید و ارتباط برقرار کنید.
کریس اولسن تاکید میکند که داستانها مانند داده با روح هستند که جوامع بهتری میسازند با دانش بیشتر.
با اتصال دادهها و اطلاعات خود به یک داستان، افراد را درگیر میکنید، آنها را به سفری میبرید و امکانات ناشناخته را ایجاد میکنید!
داستانگویی با احساسات افکار را تغییر خواهد داد
ما در زمانی زندگی میکنیم که نه تنها از فناوری به عنوان یک کمک استفاده میکنیم، بلکه به دست آن هدایت میشویم. متاسفانه، محصول جانبی این است که از خود جدا میشویم. این جدایی به تأثیرات زیر منجر شده است—افراد ادراکات را مدیریت میکنند، روابط دشوار است، استرس افزایش مییابد و ما خودمان و یکدیگر را نمیشناسیم. این گونه است که ما در سراسر یک پلتفرم مصنوعی که توسط فناوری ایجاد شده در حال فعالیت هستیم. وقتی با افراد واقعی صحبت میکنیم، بسیار سخت میشود زیرا به برقراری ارتباط فقط در سطح «پلتفرم» عادت کردهایم.
در زمانهای اخیر، رسانههای اجتماعی نیاز به نشان دادن جنبههای آسیبپذیر ما و ارائه فرصتهای اشتراک داستانهای ما را تشخیص دادهاند. به عبارت دیگر، افراد با درک احساسات ما بیشتر ما را میشناسند.
آگاهی بیشتر از خود منجر به بهبود حالات احساسی ما و نتایج فردی قدرتمند میشود.
رمزگشایی مغز: رویکرد EMOTIV "از بیرون به درون"
EMOTIV چرخها را بر روی چگونگی استفاده ما از فناوری چرخانده است، به ما اجازه میدهد از آن به سود خود استفاده کنیم و با خودمان ارتباط برقرار کنیم. ما دیگر با فناوری هدایت نمیشویم؛ ما اکنون در صندلی راننده هستیم! درست مانند شخصیتهای درون و بیرون، اکنون میتوانیم مغز و احساسات خود را بهتر درک کنیم و اینکه چگونه به کارهایی که هر روز انجام میدهیم مرتبط است.
EMOTIV به ما اجازه میدهد خودمان را بهتر بشناسیم و امکانات علوم اعصاب را درک کنیم، نه تنها در یک آزمایشگاه تحقیقاتی بلکه در زندگی روزمرهمان.
با توسعه فناوری برای کاربردهای شخصی، پژوهشی و توسعه، ما یک رویکرد بیتطاوع در طراحی و توسعه هدستهای EEG موبایل خود حفظ کردهایم.
رزولوشن فضایی—تشخیص فعالیت در سراسر کورتکسهای اصلی مغز—برای به دست آوردن دادههای با کیفیت بالا بسیار حیاتی است. ثروتی از دادههای مغزی که ما جمعآوری و تحلیل کردهایم و الگوریتمهای تشخیص ما، معتقدیم که بینظیر هستند.
هدستهای EEG EMOTIV شش معیار عملکرد ذهنی را که مستقیماً از فعالیت مغزی شما استخراج میشود، شناسایی میکنند: استرس، درگیری، علاقه، هیجان، تمرکز و آرامش. با استفاده از این اطلاعات، سپس بیشتر در مورد تواناییهای خود میفهمید، درست مانند داشتن یک مربی مجازی خود.
EMOTIV به شما مربی مجازی خود را داده تا مغزتان را دنبال، آموزش و بهینهسازی کنید، عملکرد خود را جلا دهید و ظرفیت و جریان ذهنی خود را تقویت کنید. بینشهای عصبی شخصیسازی شده میتواند به شما کمک کند رفتار خود را تغییر دهید، انطباق پیدا کنید و یاد بگیرید. علم عصبی به درک چگونگی عملکرد سیستم عصبی، بر روی آنچه که مغز چگونگی رفتار شناختی و عملکرد را تأثیر میگذارد، تمرکز دارد.
با EMOTIV، شما و تیمتان میتوانید در محیط کار همکاری کنید، نتایج را در زمینههای ارزشمند تحت تأثیر قرار دهید و در حین انجام این کار از این روند لذت ببرید! EMOTIV میتواند درکهای خارجی را استفاده کند و این را به فهم داخلی برای تغییر جهانی تبدیل کند. فرصت فیلم "از بیرون به درون" برای شما وجود دارد!
امکانات با تأثیر
محدوده عظیمی برای همکاری با EMOTIV وجود دارد. هدستهای EEG EMOTIV به شما اجازه میدهد احساسات مردم را درک و با آنها درگیر شوید. شما میتوانید داستانی درباره امکانات برای مردم و سیاره در آینده از طریق تغییر رفتاری خلق کنید. با آوردن آگاهی احساسی بیشتر به فیلمها، کار از ادراکات خارجی تا این که بدانید همگی چگونه داخلی احساس میکنیم، میتوانیم آگاهی و تغییر در مردم ایجاد کنیم.
تحقیقات رابطه بین سیگنالهای EEG و احساسات انسانی را مشخص کرده است. هدست EPOC EMOTIV از این امضاها در تشخیص احساسات به صورت همزمان بهره میبرد.
نقاط کلیدی که میتوانید در نظر بگیرید تا در آینده تفاوت ایجاد کنید عبارتند از:
زمان بگذارید تا بفهمید در بیرون با مردم چه میگذرد—انعکاسی مستقیم از آنچه در درون است.
این فرصت هیجانانگیز را بگیرید تا با EMOTIV تعهد، ارتباط و خلقت کنید و دنیای جدیدی که قبلاً ندیدهاید ایجاد کنید!
"از بیرون به درون" میتواند فرصتی شگفتانگیز برای شما باشد تا جهانی را از طریق یک رویداد پرفروش ایجاد و تغییر دهید.
برای تأکید بیشتر بر این نکته که داستانها از طریق فیلمها تغییر ایجاد میکنند، فیلم بیداریها یک فیلم درام آمریکایی در سال ۱۹۹۰ بود که بر اساس خاطرات الیور ساکس در سال ۱۹۷۳ با همان نام ساخته شد. الیور ساکس، M.D,. FRCP، پزشک، نویسنده پرفروش و استاد نورولوژی در دانشکده پزشکی دانشگاه NYU بود. نیویورک تایمز به او لقب «شاعر طب» را داده بود. کتاب او در مورد یک گروه از بیماران بود که از اپیدمی بزرگ انسفالیت لتارژیک اوایل قرن بیستم جان سالم به در برده بودند. کتاب ساکس الهام بخش فیلم بلند اسکار کاندیدای ۱۹۹۰ بود که رابرت دنیرو و رابین ویلیامز بازی میکردند.
به عنوان یک پزشک و نویسنده، دکتر ساکس به سطحی از شهرت عمومی دست یافت که در میان دانشمندان نادر است. بیش از یک میلیون نسخه از کتابهای او تنها در ایالات متحده به چاپ رسیده است. کارهای او برای فیلم و صحنه اقتباس شده و سالانه حدود ۱۰,۰۰۰ نامه دریافت میکرد.
دکتر ساکس کتابها و مقالات خود را به صورت تاریخچههای موردی، پاتوفراقیها، داستانهای بالینی یا «رمانهای عصبی» توصیف میکرد. دکتر ساکس با توصیف مبارزات بیماران خود و گاهی استعدادهای شگفتانگیز آنها، به معرفی سندرومهایی مانند تورت یا آسپرگر به یک مخاطب عمومی کمک کرد. اما او شخصیت آنها را به اندازه شرایط آنها روشن کرد؛ او آنها را انسانی و رمزگشایی کرد.
پتانسیل در دستان شماست تا تغییر واقعی ایجاد کنید و پایهای برای نسلهای آینده ایجاد کنید. EMOTIV یک پیشگام و رهبر بازار شناخته شده در زمینه راهحلهای BCI و فناوری EEG است. هدست برنده جایزه EPOC+ EMOTIV و نسخهٔ ویژه سالگرد ۱۰ سالگی EPOC X دادههای BCI حرفهای را برای تحقیقات دانشگاهی و استفاده تجاری فراهم میکنند (رابط مغز و کامپیوتر EMOTIV EPOC X).
