EEG نشان میدهد که چقدر یک خلبان زیرمداری تحت استرس است
های دی دوران
۱۷ بهمن ۱۴۰۲
به اشتراک گذاری:


انتظار میرود با افزایش تعداد پروازهای زیرمداری با سرنشین، نیاز به درک تأثیر آنها بر مغز انسان نیز افزایش یابد. به هر حال، خلبان یک فضاپیمای زیرمداری بودن کار آسانی نیست، بهویژه زمانی که مشکلات پیش میآید. این مطالعه جدید از دانشگاه هوافضایی Embry-Riddle به بررسی این احتمال میپردازد که از هدستهای EEG بیسیم برای نظارت بر عملکرد شناختی خلبانان زیرمداری در جریان پرواز استفاده شود. فعالیت امواج مغزی در طول شبیهسازیهای پرواز زیرمداری، عملکرد شناختی در مواقع اضطراری را نشان داد و مطالعات آینده را برای بهبود ایمنی خلبانان هدایت کرد.
یافتهها در مجله آموزش و پژوهش هوانوردی و هوافضا دانشگاه Embry-Riddle منتشر شد. نویسنده، دکتر اریک سیدهاوس، بر اهمیت عوامل انسانی در ایمنی خلبان هنگام پرواز با یک فضاپیمای زیرمداری (2024) تأکید میکند.
چهار شرکتکننده، سه مرد و یک زن از کالج هوانوردی دانشگاه Embry-Riddle (ERAU) استخدام شدند. شرکتکنندگان بهطور متوسط 20.4 سال سن داشتند. بهعنوان مقایسه، نویسنده اشاره میکند که هیچکدام از خلبانان SpaceShipTwo در سال 2023 زیر 40 سال نبودند. هر دانشجوی کالج با یک هدست EEG 14 کاناله سری EMOTIV EPOC تجهیز شد و تحت شرایط عادی روز و شب یک سری شبیهسازیهای پرواز را اجرا کردند. این شبیهسازی با احتمالهای اضافی مانند نقص HUD یا خرابی موتور دوباره اجرا شد. نویسنده توجه ویژهای به باندهای تتا که نشاندهنده خستگی ذهنی و بار کاری ذهنی در هر جلسه بودند، داشت.
«وضعیت شناختی خلبان یک عامل مهم است که ممکن است بر عملکرد آنها هنگام پرواز با یک فضاپیمای زیرمداری تأثیر بگذارد، بهخصوص هنگام واکنش به یک وضعیت اضطراری»، سیدهاوس مینویسد (2024). «در چنین وضعیتی، واکنشهای خلبان، تصمیمگیریها و کنترل فضاپیما ممکن است تحت تأثیر وضعیت شناختی آنها قرار گیرد.»
نتایج به سیدهاوس اجازه داد تا بخشهایی از هر شبیهسازی پرواز زیرمداری را که به لحاظ روانی بیشترین نیاز را داشتند شناسایی کند. آنها اهمیت EEG زمینهمند را در پژوهش عوامل انسانی، بهویژه در آموزش برای وضعیتهای اضطراری، نشان دادند.
سیدهاوس (2024) امیدوار است این پژوهش گامی به سمت توسعه یک «رویه نظارت شناختی و نورومتریک که به بررسی بار کار نوروفیزیولوژیک خلبانان زیرمداری و احتمالاً برای خلبانان در حال آموزش کمک میکند» باشد.

شکل 2. یادداشت. شبیهساز پرواز زیرمداری توسط E. Seedhouse، بدون تاریخ. حق نشر بدون تاریخ توسط اریک سیدهاوس.
«پژوهش در مورد کاربرد نورو فیزیولوژی و فضاپیما ناقص است و مطالعات کمی به شناسایی نورومتریکهای کاندیدا برای عملکرد شناختی خلبان پرداختهاند» گفت سیدهاوس (2024)، و پیشنهاد کرد که پژوهش بیشتری در شبیهسازهای پویا و محیطهای واقعیت مجازی صورت گیرد.
مطالعه به این نتیجه رسید که سیستم EEG سری EPOC «بدون مزاحمت، راحت برای استفاده و با دقت مناسب بار کاری شناختی ارائه میدهد.» علاوه بر این، شرکتکنندگان گزارش کردند که هدست برای استفاده راحت بود.
دکتر نیک ویلیامز، دانشمند تحقیقاتی ارشد EMOTIV در مورد اهمیت این مطالعه پایلوت و پیامدهای آن برای آینده نظر داد.
«این مطالعه پایلوت، قابلیت تلفیق فناوری EEG در صنعت هوافضا را بهعنوان ابزاری برای توسعه روشهای هوانوردی ایمنتر و سازگارتر پشتیبانی میکند»، ویلیامز گفت. «با ارائه آموزشهای شخصیسازی شده برای دانشجویان و آگاهی وضعیت پیشرفته برای خلبانان حرفهای، فناوری EEG بدون مداخله نقشی کلیدی در شکلدهی به آینده این صنعت ایفا خواهد کرد.
«مشتاقانه منتظر مطالعات بعدی هستم که این یافتهها را با نمونه بزرگتر از شرکتکنندگان، اندازهگیریهای عصبی دقیقتر از بار کاری ذهنی، و طراحی تجربی بهبود یافته بیشتر روشن کنند.»
سیدهاوس، E. (2024). ارزیابی پتانسیل استفاده از EEG برای نظارت بر بار کاری شناختی در پرواز شبیهسازی شده زیرمداری. Journal of Aviation/Aerospace Education & Research, 33(1). DOI: https://doi.org/10.58940/2329-258X.1989
انتظار میرود با افزایش تعداد پروازهای زیرمداری با سرنشین، نیاز به درک تأثیر آنها بر مغز انسان نیز افزایش یابد. به هر حال، خلبان یک فضاپیمای زیرمداری بودن کار آسانی نیست، بهویژه زمانی که مشکلات پیش میآید. این مطالعه جدید از دانشگاه هوافضایی Embry-Riddle به بررسی این احتمال میپردازد که از هدستهای EEG بیسیم برای نظارت بر عملکرد شناختی خلبانان زیرمداری در جریان پرواز استفاده شود. فعالیت امواج مغزی در طول شبیهسازیهای پرواز زیرمداری، عملکرد شناختی در مواقع اضطراری را نشان داد و مطالعات آینده را برای بهبود ایمنی خلبانان هدایت کرد.
یافتهها در مجله آموزش و پژوهش هوانوردی و هوافضا دانشگاه Embry-Riddle منتشر شد. نویسنده، دکتر اریک سیدهاوس، بر اهمیت عوامل انسانی در ایمنی خلبان هنگام پرواز با یک فضاپیمای زیرمداری (2024) تأکید میکند.
چهار شرکتکننده، سه مرد و یک زن از کالج هوانوردی دانشگاه Embry-Riddle (ERAU) استخدام شدند. شرکتکنندگان بهطور متوسط 20.4 سال سن داشتند. بهعنوان مقایسه، نویسنده اشاره میکند که هیچکدام از خلبانان SpaceShipTwo در سال 2023 زیر 40 سال نبودند. هر دانشجوی کالج با یک هدست EEG 14 کاناله سری EMOTIV EPOC تجهیز شد و تحت شرایط عادی روز و شب یک سری شبیهسازیهای پرواز را اجرا کردند. این شبیهسازی با احتمالهای اضافی مانند نقص HUD یا خرابی موتور دوباره اجرا شد. نویسنده توجه ویژهای به باندهای تتا که نشاندهنده خستگی ذهنی و بار کاری ذهنی در هر جلسه بودند، داشت.
«وضعیت شناختی خلبان یک عامل مهم است که ممکن است بر عملکرد آنها هنگام پرواز با یک فضاپیمای زیرمداری تأثیر بگذارد، بهخصوص هنگام واکنش به یک وضعیت اضطراری»، سیدهاوس مینویسد (2024). «در چنین وضعیتی، واکنشهای خلبان، تصمیمگیریها و کنترل فضاپیما ممکن است تحت تأثیر وضعیت شناختی آنها قرار گیرد.»
نتایج به سیدهاوس اجازه داد تا بخشهایی از هر شبیهسازی پرواز زیرمداری را که به لحاظ روانی بیشترین نیاز را داشتند شناسایی کند. آنها اهمیت EEG زمینهمند را در پژوهش عوامل انسانی، بهویژه در آموزش برای وضعیتهای اضطراری، نشان دادند.
سیدهاوس (2024) امیدوار است این پژوهش گامی به سمت توسعه یک «رویه نظارت شناختی و نورومتریک که به بررسی بار کار نوروفیزیولوژیک خلبانان زیرمداری و احتمالاً برای خلبانان در حال آموزش کمک میکند» باشد.

شکل 2. یادداشت. شبیهساز پرواز زیرمداری توسط E. Seedhouse، بدون تاریخ. حق نشر بدون تاریخ توسط اریک سیدهاوس.
«پژوهش در مورد کاربرد نورو فیزیولوژی و فضاپیما ناقص است و مطالعات کمی به شناسایی نورومتریکهای کاندیدا برای عملکرد شناختی خلبان پرداختهاند» گفت سیدهاوس (2024)، و پیشنهاد کرد که پژوهش بیشتری در شبیهسازهای پویا و محیطهای واقعیت مجازی صورت گیرد.
مطالعه به این نتیجه رسید که سیستم EEG سری EPOC «بدون مزاحمت، راحت برای استفاده و با دقت مناسب بار کاری شناختی ارائه میدهد.» علاوه بر این، شرکتکنندگان گزارش کردند که هدست برای استفاده راحت بود.
دکتر نیک ویلیامز، دانشمند تحقیقاتی ارشد EMOTIV در مورد اهمیت این مطالعه پایلوت و پیامدهای آن برای آینده نظر داد.
«این مطالعه پایلوت، قابلیت تلفیق فناوری EEG در صنعت هوافضا را بهعنوان ابزاری برای توسعه روشهای هوانوردی ایمنتر و سازگارتر پشتیبانی میکند»، ویلیامز گفت. «با ارائه آموزشهای شخصیسازی شده برای دانشجویان و آگاهی وضعیت پیشرفته برای خلبانان حرفهای، فناوری EEG بدون مداخله نقشی کلیدی در شکلدهی به آینده این صنعت ایفا خواهد کرد.
«مشتاقانه منتظر مطالعات بعدی هستم که این یافتهها را با نمونه بزرگتر از شرکتکنندگان، اندازهگیریهای عصبی دقیقتر از بار کاری ذهنی، و طراحی تجربی بهبود یافته بیشتر روشن کنند.»
سیدهاوس، E. (2024). ارزیابی پتانسیل استفاده از EEG برای نظارت بر بار کاری شناختی در پرواز شبیهسازی شده زیرمداری. Journal of Aviation/Aerospace Education & Research, 33(1). DOI: https://doi.org/10.58940/2329-258X.1989
انتظار میرود با افزایش تعداد پروازهای زیرمداری با سرنشین، نیاز به درک تأثیر آنها بر مغز انسان نیز افزایش یابد. به هر حال، خلبان یک فضاپیمای زیرمداری بودن کار آسانی نیست، بهویژه زمانی که مشکلات پیش میآید. این مطالعه جدید از دانشگاه هوافضایی Embry-Riddle به بررسی این احتمال میپردازد که از هدستهای EEG بیسیم برای نظارت بر عملکرد شناختی خلبانان زیرمداری در جریان پرواز استفاده شود. فعالیت امواج مغزی در طول شبیهسازیهای پرواز زیرمداری، عملکرد شناختی در مواقع اضطراری را نشان داد و مطالعات آینده را برای بهبود ایمنی خلبانان هدایت کرد.
یافتهها در مجله آموزش و پژوهش هوانوردی و هوافضا دانشگاه Embry-Riddle منتشر شد. نویسنده، دکتر اریک سیدهاوس، بر اهمیت عوامل انسانی در ایمنی خلبان هنگام پرواز با یک فضاپیمای زیرمداری (2024) تأکید میکند.
چهار شرکتکننده، سه مرد و یک زن از کالج هوانوردی دانشگاه Embry-Riddle (ERAU) استخدام شدند. شرکتکنندگان بهطور متوسط 20.4 سال سن داشتند. بهعنوان مقایسه، نویسنده اشاره میکند که هیچکدام از خلبانان SpaceShipTwo در سال 2023 زیر 40 سال نبودند. هر دانشجوی کالج با یک هدست EEG 14 کاناله سری EMOTIV EPOC تجهیز شد و تحت شرایط عادی روز و شب یک سری شبیهسازیهای پرواز را اجرا کردند. این شبیهسازی با احتمالهای اضافی مانند نقص HUD یا خرابی موتور دوباره اجرا شد. نویسنده توجه ویژهای به باندهای تتا که نشاندهنده خستگی ذهنی و بار کاری ذهنی در هر جلسه بودند، داشت.
«وضعیت شناختی خلبان یک عامل مهم است که ممکن است بر عملکرد آنها هنگام پرواز با یک فضاپیمای زیرمداری تأثیر بگذارد، بهخصوص هنگام واکنش به یک وضعیت اضطراری»، سیدهاوس مینویسد (2024). «در چنین وضعیتی، واکنشهای خلبان، تصمیمگیریها و کنترل فضاپیما ممکن است تحت تأثیر وضعیت شناختی آنها قرار گیرد.»
نتایج به سیدهاوس اجازه داد تا بخشهایی از هر شبیهسازی پرواز زیرمداری را که به لحاظ روانی بیشترین نیاز را داشتند شناسایی کند. آنها اهمیت EEG زمینهمند را در پژوهش عوامل انسانی، بهویژه در آموزش برای وضعیتهای اضطراری، نشان دادند.
سیدهاوس (2024) امیدوار است این پژوهش گامی به سمت توسعه یک «رویه نظارت شناختی و نورومتریک که به بررسی بار کار نوروفیزیولوژیک خلبانان زیرمداری و احتمالاً برای خلبانان در حال آموزش کمک میکند» باشد.

شکل 2. یادداشت. شبیهساز پرواز زیرمداری توسط E. Seedhouse، بدون تاریخ. حق نشر بدون تاریخ توسط اریک سیدهاوس.
«پژوهش در مورد کاربرد نورو فیزیولوژی و فضاپیما ناقص است و مطالعات کمی به شناسایی نورومتریکهای کاندیدا برای عملکرد شناختی خلبان پرداختهاند» گفت سیدهاوس (2024)، و پیشنهاد کرد که پژوهش بیشتری در شبیهسازهای پویا و محیطهای واقعیت مجازی صورت گیرد.
مطالعه به این نتیجه رسید که سیستم EEG سری EPOC «بدون مزاحمت، راحت برای استفاده و با دقت مناسب بار کاری شناختی ارائه میدهد.» علاوه بر این، شرکتکنندگان گزارش کردند که هدست برای استفاده راحت بود.
دکتر نیک ویلیامز، دانشمند تحقیقاتی ارشد EMOTIV در مورد اهمیت این مطالعه پایلوت و پیامدهای آن برای آینده نظر داد.
«این مطالعه پایلوت، قابلیت تلفیق فناوری EEG در صنعت هوافضا را بهعنوان ابزاری برای توسعه روشهای هوانوردی ایمنتر و سازگارتر پشتیبانی میکند»، ویلیامز گفت. «با ارائه آموزشهای شخصیسازی شده برای دانشجویان و آگاهی وضعیت پیشرفته برای خلبانان حرفهای، فناوری EEG بدون مداخله نقشی کلیدی در شکلدهی به آینده این صنعت ایفا خواهد کرد.
«مشتاقانه منتظر مطالعات بعدی هستم که این یافتهها را با نمونه بزرگتر از شرکتکنندگان، اندازهگیریهای عصبی دقیقتر از بار کاری ذهنی، و طراحی تجربی بهبود یافته بیشتر روشن کنند.»
سیدهاوس، E. (2024). ارزیابی پتانسیل استفاده از EEG برای نظارت بر بار کاری شناختی در پرواز شبیهسازی شده زیرمداری. Journal of Aviation/Aerospace Education & Research, 33(1). DOI: https://doi.org/10.58940/2329-258X.1989
