ارزیابی اینکه آیا کودکان میتوانند از رابطهای ساده مغز و کامپیوتر استفاده کنند
به اشتراک گذاری:


جک ژانگ، زیانا جادواجی، افریم زودیه و آدام کیرتون
پسزمینه: گزینههای موجود برای کودکان severely disabled با شناخت سالم به تعامل با محیط آنها بسیار محدود است. یک رابط مغز و کامپیوتر (BCI) این پتانسیل را دارد که به این افراد اجازه دهد تا عملکرد معنیدار، ارتباط و استقلال را به دست آورند. در حالی که جمعیت اطفال ممکن است بیشتر از فناوری BCI بهرهمند شوند، تحقیقات تا به امروز عمدتاً بر بزرگسالان متمرکز بوده است.
روشها: در این مطالعه آیندهنگر و متقابل، توانایی کودکان سالم در سن مدرسه برای انجام کارهای ساده با استفاده از یک BCI مبتنی بر EEG که بهصورت تجاری در دسترس است، کمّیسازی کردیم. کودکان بهطور معمول در سنین ۶–۱۸ سال از جامعه جذب شدند. آموزش BCI شامل یک تنظیمسازی مختصر و ضبط EEG در حین انجام کارهای خاص با استفاده از یک سیستم BCI ارزان قیمت و تجاری در دسترس (EMOTIV EPOC) بود. دو کار آموزش داده شد (راندن یک ماشین کنترلی و حرکت دادن نشانگر کامپیوتر) که هرکدام از دو استراتژی (حرکتی و تصویرسازی بصری) استفاده کردند. نتیجهی اصلی ضریب کاپا بین عملکرد درخواست شده و به دست آمده بود. اثرات کار، استراتژی، سن و یادگیری نیز بررسی شد.
نتایج: بیست و شش از سی کودک مطالعه را تکمیل کردند (میانگین سن ۱۳.۲ ± ۳.۶ سال، ۲۷٪ زن). قابلیت تحمل بسیار خوب بود و بیش از ۹۰٪ تجربه را خنثی یا خوشایند گزارش کردند. کودکان بزرگتر به عملکرد قابل مقایسه با مطالعات بزرگسالان دست یافتند، اما سن پایینتر با عملکرد کمتر، هرچند همچنان خوب، همراه بود. کار ماشین عملکرد بالاتری را نسبت به کار نشانگر نشان داد (p= ۰.۰۲۷). استراتژی تفکری همچنین با عملکرد مرتبط بود بهطوریکه استراتژیهای تصویرسازی بصری از رویکردهای حرکتی برتر بودند (p = ۰.۰۳۱).
نتیجهگیری: کودکان میتوانند به سرعت کنترل را به دست آورده و چندین کار را با استفاده از سیستمهای BCI مبتنی بر EEG ساده اجرا کنند. عملکرد به استراتژی، کار و سن بستگی دارد. چنین موفقیتی در مغز در حال توسعه نیاز به اکتشاف چنین سیستمهای عملی در کودکان severely disabled دارد.
جک ژانگ، زیانا جادواجی، افریم زودیه و آدام کیرتون
پسزمینه: گزینههای موجود برای کودکان severely disabled با شناخت سالم به تعامل با محیط آنها بسیار محدود است. یک رابط مغز و کامپیوتر (BCI) این پتانسیل را دارد که به این افراد اجازه دهد تا عملکرد معنیدار، ارتباط و استقلال را به دست آورند. در حالی که جمعیت اطفال ممکن است بیشتر از فناوری BCI بهرهمند شوند، تحقیقات تا به امروز عمدتاً بر بزرگسالان متمرکز بوده است.
روشها: در این مطالعه آیندهنگر و متقابل، توانایی کودکان سالم در سن مدرسه برای انجام کارهای ساده با استفاده از یک BCI مبتنی بر EEG که بهصورت تجاری در دسترس است، کمّیسازی کردیم. کودکان بهطور معمول در سنین ۶–۱۸ سال از جامعه جذب شدند. آموزش BCI شامل یک تنظیمسازی مختصر و ضبط EEG در حین انجام کارهای خاص با استفاده از یک سیستم BCI ارزان قیمت و تجاری در دسترس (EMOTIV EPOC) بود. دو کار آموزش داده شد (راندن یک ماشین کنترلی و حرکت دادن نشانگر کامپیوتر) که هرکدام از دو استراتژی (حرکتی و تصویرسازی بصری) استفاده کردند. نتیجهی اصلی ضریب کاپا بین عملکرد درخواست شده و به دست آمده بود. اثرات کار، استراتژی، سن و یادگیری نیز بررسی شد.
نتایج: بیست و شش از سی کودک مطالعه را تکمیل کردند (میانگین سن ۱۳.۲ ± ۳.۶ سال، ۲۷٪ زن). قابلیت تحمل بسیار خوب بود و بیش از ۹۰٪ تجربه را خنثی یا خوشایند گزارش کردند. کودکان بزرگتر به عملکرد قابل مقایسه با مطالعات بزرگسالان دست یافتند، اما سن پایینتر با عملکرد کمتر، هرچند همچنان خوب، همراه بود. کار ماشین عملکرد بالاتری را نسبت به کار نشانگر نشان داد (p= ۰.۰۲۷). استراتژی تفکری همچنین با عملکرد مرتبط بود بهطوریکه استراتژیهای تصویرسازی بصری از رویکردهای حرکتی برتر بودند (p = ۰.۰۳۱).
نتیجهگیری: کودکان میتوانند به سرعت کنترل را به دست آورده و چندین کار را با استفاده از سیستمهای BCI مبتنی بر EEG ساده اجرا کنند. عملکرد به استراتژی، کار و سن بستگی دارد. چنین موفقیتی در مغز در حال توسعه نیاز به اکتشاف چنین سیستمهای عملی در کودکان severely disabled دارد.
جک ژانگ، زیانا جادواجی، افریم زودیه و آدام کیرتون
پسزمینه: گزینههای موجود برای کودکان severely disabled با شناخت سالم به تعامل با محیط آنها بسیار محدود است. یک رابط مغز و کامپیوتر (BCI) این پتانسیل را دارد که به این افراد اجازه دهد تا عملکرد معنیدار، ارتباط و استقلال را به دست آورند. در حالی که جمعیت اطفال ممکن است بیشتر از فناوری BCI بهرهمند شوند، تحقیقات تا به امروز عمدتاً بر بزرگسالان متمرکز بوده است.
روشها: در این مطالعه آیندهنگر و متقابل، توانایی کودکان سالم در سن مدرسه برای انجام کارهای ساده با استفاده از یک BCI مبتنی بر EEG که بهصورت تجاری در دسترس است، کمّیسازی کردیم. کودکان بهطور معمول در سنین ۶–۱۸ سال از جامعه جذب شدند. آموزش BCI شامل یک تنظیمسازی مختصر و ضبط EEG در حین انجام کارهای خاص با استفاده از یک سیستم BCI ارزان قیمت و تجاری در دسترس (EMOTIV EPOC) بود. دو کار آموزش داده شد (راندن یک ماشین کنترلی و حرکت دادن نشانگر کامپیوتر) که هرکدام از دو استراتژی (حرکتی و تصویرسازی بصری) استفاده کردند. نتیجهی اصلی ضریب کاپا بین عملکرد درخواست شده و به دست آمده بود. اثرات کار، استراتژی، سن و یادگیری نیز بررسی شد.
نتایج: بیست و شش از سی کودک مطالعه را تکمیل کردند (میانگین سن ۱۳.۲ ± ۳.۶ سال، ۲۷٪ زن). قابلیت تحمل بسیار خوب بود و بیش از ۹۰٪ تجربه را خنثی یا خوشایند گزارش کردند. کودکان بزرگتر به عملکرد قابل مقایسه با مطالعات بزرگسالان دست یافتند، اما سن پایینتر با عملکرد کمتر، هرچند همچنان خوب، همراه بود. کار ماشین عملکرد بالاتری را نسبت به کار نشانگر نشان داد (p= ۰.۰۲۷). استراتژی تفکری همچنین با عملکرد مرتبط بود بهطوریکه استراتژیهای تصویرسازی بصری از رویکردهای حرکتی برتر بودند (p = ۰.۰۳۱).
نتیجهگیری: کودکان میتوانند به سرعت کنترل را به دست آورده و چندین کار را با استفاده از سیستمهای BCI مبتنی بر EEG ساده اجرا کنند. عملکرد به استراتژی، کار و سن بستگی دارد. چنین موفقیتی در مغز در حال توسعه نیاز به اکتشاف چنین سیستمهای عملی در کودکان severely disabled دارد.