
چرا شناخت مغزتان اهمیت دارد؟
مهول نایاک
بهروزرسانی در
۱۱ فروردین ۱۴۰۱

چرا شناخت مغزتان اهمیت دارد؟
مهول نایاک
بهروزرسانی در
۱۱ فروردین ۱۴۰۱

چرا شناخت مغزتان اهمیت دارد؟
مهول نایاک
بهروزرسانی در
۱۱ فروردین ۱۴۰۱
مغز ما پیچیدهترین بخش از بدن ماست که همه چیز، از هوش و شناخت گرفته تا مدیریت رفتار را کنترل میکند. اگرچه وزن آن تنها سه پوند (حدود ۱.۳ کیلوگرم) است، اما مغز برج مراقبت برای بقیه بخشهای بدن به شمار میرود.
مغز برای عملکرد بدن آنقدر ضروری است که بلوغ آن پیش از تولد آغاز میشود. جالب اینجاست که مغز در همه افراد با سرعت یکسانی رشد و تکامل نمییابد. با این حال، این موضوع نباید چندان غافلگیرکننده باشد.
بدنهای ما به شکلهای متفاوتی رشد میکنند. از بلوغ عاطفی گرفته تا بلوغ جنسی، ما در زمانها و با سرعتهای متفاوتی به مراحل مختلف میرسیم. بنابراین، کاملاً منطقی است که مغزهای ما نیز با یکدیگر تفاوت داشته باشند. این امر قطعاً شما را در مورد عملکرد مغزتان و اینکه چگونه ممکن است با مغز فردی دیگر متفاوت باشد، کنجکاو خواهد کرد.
در اینجا مروری داریم بر اینکه چرا شناخت مغزتان اهمیت دارد و چگونه این دانش میتواند به شما قدرت ببخشد.
چرا در مورد مغز خود یاد بگیریم؟
سیستم عصبی ما از تعدادی سلول به نام نورون تشکیل شده است که واحدهای عملکردی اصلی مغز را میسازند. تمام خاطرات، احساسات، حواس و حرکات در بدن ناشی از عبور سیگنالها از میان نورونهایی با عملکردها، شکلها و اندازههای مختلف است.
به طور متوسط، مغز انسان شامل ۸۰ تا ۹۰ میلیارد نورون است. علاوه بر نورونها، مغز دارای گلیال نیز میباشد؛ سلولهای تخصصی که وظیفه محافظت از نورونها را بر عهده دارند.

تمام خاطرات، احساسات، حواس و حرکات در بدن ناشی از عبور سیگنالها از میان نورونهایی با عملکردها، شکلها و اندازههای مختلف است.
دانشمندان در چند قرن گذشته اطلاعات زیادی در مورد مغز، از جمله بسیاری از ساختارها و عملکردهای آن به دست آوردهاند. این کشفیات نشان دادهاند که آناتومی پایهای مغز در همه افراد مشابه است.
با این حال، الگوی اتصالات نورونی و تعاملات آنها از فردی به فرد دیگر متفاوت است. تفاوت در رفتار انسانها نیز از همینجا سرچشمه میگیرد. مدارهای مغزی ما با هر تجربه جدید بازسازی میشوند و ما را به کسانی که هستیم تبدیل میکنند.
چگونه هنوز اتفاقی مربوط به بیست سال پیش را به یاد میآوریم؟ چگونه مردم یاد میگیرند که باله برقصند یا چندین توپ را همزمان در هوا نگه دارند و بازی کنند؟ تمام این تجربههای شگفتانگیز را میتوان به مغز نسبت داد.
با این حال، مغز آنقدر پیچیده است که درک کامل آن کار دشواری است. پژوهشگران همچنان در تلاشند تا بخشهای مختلف مغز و چگونگی نقشآفرینی آنها در احساسات، حافظه، هوش و دیگر ادراکات را درک کنند.
برای درک واقعی مغز، ما نیاز داریم که سلولهای تشکیلدهنده آن را شناسایی کرده و آنها را بر اساس میزان ارتباط و کارکردشان دستهبندی کنیم. در واقع، بسیاری از درمانهای جدید بر پایه همین درک بنیادی از نحوه تعامل نورونها در بدن به دست میآیند.
یکی از اولین روشهای مطالعه مغز، الکتروانسفالوگرافی (EEG) بود. در سال ۱۹۲۹، هانس برگر حسگرهایی را روی پوست سر قرار داد تا پتانسیلهای الکتریکی تولید شده توسط نورونها را ثبت کند. این کار اولین Insight را در مورد فعالیت مغز ارائه داد. اگرچه این EEG اولیه شامل ثبتهای آنالوگ ابتدایی بود، اما این فناوری پیشرفت کرده است تا امکان دیجیتالی کردن دادههای امواج مغزی را فراهم کند و هنوز هم به طور گسترده در سناریوهای متنوعی استفاده میشود. امروزه، روانشناسی شناختی و علوم مغز بیشتر مبتنی بر زمینه و متن هستند. ما اکنون ابزارهایی داریم که به ما اجازه میدهند مجموعه دادهها را برای درک عملکرد مغز در رابطه با شرایط، محیطها، محرکها و فعالیتهای خاص مطالعه کنیم - چیزی که در گذشته امکانپذیر نبود.
زمینه محور کردن مطالعات مغزی، شرایطی را فراهم میکند تا خودمان را بهتر بشناسیم و مطالعه کنیم که چگونه مغز ما در تعامل ما با محیط اطرافمان نقش ایفا میکند.
با در نظر گرفتن این موضوع، دلایل زیادی وجود دارد که شما درباره مغز خود آموزش ببینید.
بهبود تواناییهای یادگیری
در طول سالها، تحقیقات پیرامون توانایی «یادگیری» مغز به مربیان کمک کرده است تا محیطهای آموزشی را طراحی کنند که نه تنها برای دانشآموزان مناسب باشد، بلکه یادگیری مؤثر را نیز تسهیل کند.
با این حال، این دانش صرفاً برای معلمان مفید نیست. شما نیز میتوانید به صورت فردی از آن برای بهبود سلامت شناختی خود استفاده کنید و در نهایت کیفیت زندگی خود را ارتقا دهید.
بیایید برای توضیح دقیقتر این موضوع، از مثالِ یادگیری چیزهای جدید استفاده کنیم.
زمانی که چیز جدیدی یاد میگیرید، تغییرات زیادی در مغز شما رخ میدهد. در میان آنها، بارزترین تغییر، شکلگیری اتصالات جدید بین نورونها است؛ پدیدهای که انعطافپذیری عصبی نام دارد.
اگر یک کار را بارها و بارها تمرین کنید، این اتصالات قویتر میشوند. در نتیجه، پیامها بین نورونها با سرعت بالا منتقل خواهند شد. این امر چطور به شما کمک میکند؟ به شما این امکان را میدهد تا آنچه را که آموختهاید با روشی بسیار سریعتر و کارآمدتر به یاد آورید.
چگونه عملکرد شناختی خود را بهبود ببخشیم؟
فرض کنید در حال یادگیری خیاطی هستید. زمانی که مبتدی هستید، یادگیری یک نوع دوخت خاص و به کمال رساندن آن ساعتها، اگر نگوییم روزها، از شما زمان میبرد. با تمرین، این کار برای شما به ماهیت دوم تبدیل خواهد شد (ملکه ذهن شما میشود).
جالب اینجاست که عکس این موضوع نیز صادق است. وقتی تمرین را متوقف کنید، اتصالات ضعیفتر میشوند و دیگر در انجام آن کار کارآمد نخواهید بود.
یک مقاله Frontiers این موضوع را با استفاده از مثال یک مسیر مالرو در جنگلی پر از پوشش گیاهی توضیح میدهد. اولین باری که از آن عبور میکنید، کنار زدن شاخهها و گیاهان از مسیر برایتان دشوار خواهد بود.
اما هرچه بیشتر از آن عبور کنید، مسیر هموارتر میشود زیرا هر بار که رد میشوید، شاخهها را از مسیر خود کنار میزنید. پس از مدتی، زمانی فرا میرسد که دیگر نیازی به کنار زدن چیزی ندارید زیرا از قبل مسیر باز شده است و به شما اجازه میدهد به راحتی از آن عبور کنید.

شما میتوانید به خود قدرت دهید تا تواناییهای یادگیریتان را بهبود بخشید.
با این حال، اگر عبور از این پیادهراه را برای چند ماه یا چند سال متوقف کنید، پوشش گیاهی دوباره رشد میکند. اگر بخواهید به آن مسیر برگردید، باید دوباره از نقطه صفر شروع کنید.
با این حال، توجه به این نکته مهم است که برخی از اتصالات عصبی در مغز به قدری قوی میشوند که هرگز به طور کامل از بین نمیروند، حتی زمانی که به طور مکرر از آنها استفاده نشود.
با دانستن این اطلاعات درباره مغز خود، میتوانید به خود قدرت دهید تا تواناییهای یادگیریتان را بهبود بخشید. شما حالا میدانید که برای به کمال رساندن یک مهارت یا کار جدید، نیاز به تمرین دارید.
حتی بهتر از آن، اگر از خود امتحان بگیرید، احتمالاً اطلاعاتی را که یاد گرفتهاید راحتتر به یاد خواهید آورد. یک مطالعه نشان داد زمانی که امتحان یا تست میدهید، اطلاعات بیشتری را در مقایسه با زمانی که صرفاً مطالعه میکنید به خاطر میآورید. یعنی تلاش برای بازیابی اطلاعات به شما کمک میکند تا آن را بهتر از زمانی که صرفاً آن را روخوانی و مروز میکنید، به یاد بسپارید.
فرض کنید در حال یادگیری یک زبان برنامهنویسی جدید هستید. مطمئناً تمرین کردن به شما کمک میکند سریعتر و بهتر یاد بگیرید. اما اگر تمرینهای کدنویسی آنلاین انجام دهید یا روی پروژهای کار کنید که در آن به طور فعال اطلاعات را بازیابی و استفاده میکنید، در این صورت احتمال بیشتری وجود دارد که اطلاعات آموختهشده را حفظ کنید.
ایجاد تابآوری
درک نحوه کارکرد مغز به شما در ایجاد تابآوری نیز کمک خواهد کرد. جالب است بدانید که تابآوری ویژگیای نیست که با آن متولد شده باشید. این یک فرآیند فکری و مجموعهای از رفتارهاست که میتوانید با گذشت زمان آنها را یاد بگیرید و توسعه دهید.
تابآوری مهم است زیرا به شما قدرت میدهد تا بر سختیهای زندگی غلبه کرده و آنها را پردازش کنید. افرادی که فاقد تابآوری هستند، احتمال بیشتری دارد که کنترل خود را از دست داده و به مکانیسمهای مقابلهای ناسالم روی آورند.
در همین حال، افراد با تابآوری بالاتر میتوانند از سیستمهای حمایتی و نقاط قوت خود برای یافتن راهی جهت برونرفت از مشکلات و غلبه بر تراژدیها یا چالشهای زندگی استفاده کنند.
خیر، شعارهای اینستاگرامی که روی پسزمینههای عجیب نوشته شدهاند در اینجا به شما کمکی نخواهند کرد. در عوض، میتوانید از ویژگی انعطافپذیری عصبی مغز خود برای ساختن ذهنی تابآور استفاده کنید. با انجام این کار، میزان توانایی خود در مدیریت استرس را بهبود میبخشید.
ابتدا بیایید درک کنیم که تابآوری واقعاً به چه معناست. تابآوری به معنای بیتفاوتی نسبت به هر جنایت، تراژدی یا دردی که به سمت شما میآید نیست. این در واقع فرآیند سازگاری در زمان تروما، مصیبت یا ناملایمات است.
به زبان ساده، این کار عملِ «بازگشت به حالت اولیه» پس از یک حادثه ناگوارِ بزرگ در زندگی شماست، مانند مرگ یکی از عزیزان یا یک چالش سلامتی. اما تابآوری متناسب با تعداد سخنرانان انگیزشی که به آنها گوش میدهید یا میزان دعای شما نیست - اگرچه آن چیزها میتوانند مفید باشند.
تابآوری ارتباط زیادی با فعالسازی قشر پیشپیشانیِ سمت چپ مغز شما دارد.
تحقیقات درباره تابآوری و مغز
طبق گفته ریچارد دیویدسون، استاد روانشناسی و روانپزشکی در دانشگاه ویسکانسین-مدیسن، میزان فعالسازی این ناحیه از مغز در یک فرد تابآور میتواند تا سی برابر بیشتر از کسی باشد که تابآور نیست.
دیویدسون در تحقیقات اولیه خود دریافت که تعداد سیگنالهای ارسالی از قشر پیشپیشانی به آمیگدال، سرعت بهبود مغز از حالت ناراحتی و آشفتگی را تعیین میکند.
The amygdala is a region in the brain that detects threats and activates the fight-or-flight response. When there's heightened activity in the prefrontal cortex, it shortens the time the amygdala takes to be activated.
به عبارتی آمیگدال ناحیهای در مغز است که تهدیدها را شناسایی کرده و واکنش جنگ یا گریز را فعال میکند. وقتی فعالیت در قشر پیشپیشانی افزایش مییابد، زمان فعال شدن آمیگدال کوتاهتر میشود.
در همین حال، اگر فعالسازی کمتری در سمت چپ قشر پیشپیشانی وجود داشته باشد، پاسخ آمیگدال زمان بیشتری طول میکشد. بعدها، دیویدسون تحقیقات گستردهتری را با استفاده از اسکنهای MRI انجام داد و دریافت که میزان ماده سفید - اکسونهایی که نورونها را به هم متصل میکنند - بین آمیگدال و قشر پیشپیشانی با میزان تابآوری رابطه مستقیم دارد.
به زبان ساده، این یعنی اگر ماده سفید بیشتر یا ارتباط بهتری بین این دو ناحیه داشته باشید، تابآورتر هستید. عکس این موضوع نیز صادق است.
چگونه مغزی تابآور بسازیم؟
پژوهش پروفسور دیویدسون نمونهای عالی از این است که چگونه میتوانیم از دانش مربوط به مغزمان برای بهبود خود استفاده کنیم. تا الان، شما میدانید که ایجاد اتصالات قویتر بین آمیگدال و قشر پیشپیشانی به شما کمک میکند تا تابآورتر شوید.

شما میتوانید با اتخاذ عادتها و رفتارهایی که به ساخت مغزی تابآور کمک میکنند، به طور فعال در جهت این هدف تلاش کنید.
بنابراین، شما میتوانید با اتخاذ عادتها و رفتارهایی که به ساخت مغزی تابآور کمک میکنند، به طور فعال در جهت این هدف تلاش کنید. در اینجا چند نمونه آورده شده است:
تمرین شفقت ورزی: شفقت نسبت به خود نباید با غرور، خودپسندی یا ترحم به خود اشتباه گرفته شود. در واقع، این کار پذیرش مثبت اشتباهات و رنجهایتان است که در نهایت به شما کمک میکند با درک و دلسوزی به آنها پاسخ دهید. تحقیقات نشان دادهاند که شفقت به خود عامل مهمی در تعیین این موضوع است که آیا حوادث ناگوار زندگی به موانع تبدیل میشوند یا به پلههایی برای حرکت رو به جلو در زندگی.
تمرین ذهنآگاهی: ذهنآگاه بودن به سادگی به این معنی است که شما از اتفاقاتی که در همان لحظه رخ میدهند آگاه هستید. در ذهنآگاهی، باید آگاهی خود را روی لحظه حال متمرکز کنید. تحقیقات نشان میدهند که ذهنآگاهی میتواند تغییرات ساختاری بر اثر تجربه (انعطافپذیری عصبی) در مغز ایجاد کند. در نتیجه، میتواند تخریب مغزی ناشی از افزایش سن را کاهش دهد، بازه توجه را بهبود بخشد، حافظه فعال شما را تقویت کند و عملکردهای شناختی را بهبود بخشد.
استفاده از شکرگزاری: ما انسانها تمایلی ذاتی برای توجه و تمرکز روی نکات منفی داریم - پدیدهای که سوگیری منفی نامیده میشود. متأسفانه، این ویژگی ذاتی اغلب میتواند تابآوری در برابر سختیها را برای ما دشوار کند. اما شکرگزاری روشی علمی برای عبور از این سوگیری منفی و درونی کردن خوبیهای زندگی است. نتیجه تحقیقات نشان میدهد که شکرگزاری نه تنها سلامت عمومی شما را بهبود میبخشد، بلکه کیفیت و مدت زمان خواب را نیز افزایش میدهد.
اگرچه اینها تنها راههای ساختن مغزی تابآور نیستند، اما این روشها به مرور زمان به شما کمک میکنند تا ارتباطات درون مغز خود را تقویت کنید. همچنین میتوانید کارهای دیگری مانند سخاوتمندی، انگیزه داشتن و یادگیری را برای بهبود تابآوری خود تمرین کنید.
بهبود عملکرد مغز
هنگامی که درک چگونگی عملکرد مغز خود را آغاز کنید، در واقع میتوانید عملکرد کلی آن را بهبود ببخشید. با تمرین، میتوانید مهارتهای برنامهریزی، سازماندهی، حافظه و توجه را توسعه دهید.
حافظه فعال
حافظه فعال شما توانایی مغز برای حفظ اطلاعات در حین حل یک مسئله است. برای مثال، شما شمارهای را از دفترچه تلفن میخوانید و میتوانید آن را به اندازه کافی در ذهن نگه دارید تا آن را در تلفن خود شمارهگیری کنید.
با این حال، یک ساعت دیگر آن را فراموش خواهید کرد.
تحقیقات پیرامون مغز نشان میدهد که حافظه فعال مکانیسم پایهای دارد که میتوان آن را از طریق سه مرحله توضیح داد: ذخیرهسازی، توجه و کنترل.
روشهای مختلف مطالعه مغز اثبات میکنند که هر سه این مکانیسمها در توضیح چگونگی تفاوت ظرفیت حافظه فعال در افراد مهم هستند. میزان حافظه فعال فرد نیز با بلوغ مغز در ارتباط است.
برای نمونه، کودکان دبستانی فقط میتوانند یک یا دو دستورالعمل را به طور همزمان دنبال کنند. در همین حال، معلمان میتوانند لیستی از کارها را به دانشآموزان دبیرستانی بدهند و مغز آنها آن را به خاطر خواهد سپرد.
در اینجا چند نمونه وجود دارد که نشان میدهد ممکن است حافظه فعال ضعیفی داشته باشید:
میخواهید در یک گفتگو شرکت کنید، اما تا زمانی که نفر قبلی صحبتش تمام میشود، یادتان میرود چه میخواستید بگویید.
مداوم کیف پول، کلیدها و تلفن خود را گم میکنید.
برنامهریزی میکنید تا کاری را انجام دهید اما فراموش میکنید ابزار لازم برای آن را بیاورید؛ حتی با وجود اینکه چند دقیقه پیش به شما یادآوری شده بود.
باید یک پاراگراف را چندین بار بخوانید تا اطلاعات آن در ذهنتان بماند.
اگر هر یک از این موارد را تجربه کردهاید، احتمالاً حافظه فعال ضعیفی دارید. چگونه آن را بهبود ببخشید؟ با یادگیری بیشتر درباره مغز خود و درک این موضوع که مغز منحصربهفرد شما چطور کار میکند.

با تمرین، میتوانید مهارتهای برنامهریزی، سازماندهی، حافظه و توجه را توسعه دهید.
هنگامی که این اطلاعات را به دست آوردید، میتوانید از آن برای آموزش دادن به خود استفاده کنید. به عنوان مثال، میتوانید از پدیدهای به نام بخشبندی اطلاعات (بستهبندی) برای بهبود حافظه فعال خود بهره ببرید.
بخشبندی به فرآیند بازنویسی بخشهای کوچکتر اطلاعات در واحدهای بزرگتر اشاره دارد. گمان میرود که روش بخشبندی اطلاعات میتواند محدودیتهای ظرفیت حافظه فعال فرد را دور بزند.
بخشبندی بار روی حافظه فعال را کاهش میدهد. این کار نه تنها یادآوری بهتر اطلاعات بخشبندی شده را ممکن میسازد، بلکه سبب یادآوری اطلاعات بخشبندی نشده در حافظه فعال نیز میشود. با این حال، توجه به این نکته مهم است که مزایای این روش در مواردی که بخشها متشکل از مجموعههای متداخل از عناصر هستند، به اندازه هر بخش بستگی دارد.
چگونگی استفاده از روش بخشبندی اطلاعات به این شرح است. فرض کنید میخواهید به خرید خواربار بروید و لیست شما حاوی ۲۰ قلم کالا است. به جای تلاش برای به خاطر سپردن مستقل ۲۰ کالا، آنها را در واحدهای بزرگتر، یعنی دستهبندیها گروهبندی کنید.
به عنوان مثال، میتوانید دستهبندیهای مجزایی برای کالاهای فاسدشدنی، نوشیدنیها، مواد شوینده، لبنیات، غلات و غیره ایجاد کنید.
همچنین اگر موارد را در حافظه خود به هم مرتبط کنید، ممکن است کمککننده باشد. مثلاً اگر لیست را به این فکر مرتبط کنید که امشب قرار است شیرینی درست کنید، احتمال اینکه تخممرغ، شکلات چیپسی و بیکینگپودر را به یاد بیاورید بیشتر است.
عملکردهای اجرایی
عملکردهای اجرایی را میتوان به عنوان سیستم مدیریتی مغز توصیف کرد. به این دلیل که به ما کمک میکنند کارها را برنامهریزی و اجرا کنیم، تمرکز داشته باشیم و احساسات خود را تنظیم کنیم. اگرچه کارشناسان نظرات متفاوتی در مورد تعداد عملکردهای اجرایی ضروری دارند، اما در اینجا به برخی از موارد مهم اشاره میکنیم:
مدیریت زمان
حافظه فعال
خودکنترلی
خود-نظارتی
برنامهریزی
تفکر منعطف سازگار
سازماندهی
این کارکردها به شما اجازه میدهند تا رفتار خود را با موقعیتهای مختلف تطبیق دهید. به عنوان مثال، شما نیاز دارید برای لباسی که قرار است امشب برای شام بپوشید برنامهریزی کنید. اما همچنین باید برای مسیر تحصیلی یا آینده شغلی خود نیز برنامهریزی داشته باشید.
به همین ترتیب، شما باید اتاق یا خانه خود را مرتب نگه دارید. اما در عین حال، به سازماندهی کل زندگی خود، مانند روابط عاطفی و پیوندهای خانوادگی نیز نیاز دارید.
وقتی مغز خود را درک کنید، میتوانید مهارتهای کارکرد اجرایی خود را ارتقا دهید. این مهارتها برای موفقیت روزمره و طولانیمدت شما ضروری هستند. شما اکنون میدانید که انعطافپذیری عصبی نیروی محرک در یادگیری چیزهای جدید، از جمله عادتها و الگوها است.
با انجام کارهای زیر میتوانید این دانش را به کار بگیرید و عملکردهای اجرایی خود را بهبود بخشید:
یادگیری مدیریت زمان: یکی از نشانههای اصلی عملکردهای اجرایی ضعیف، مدیریت زمان نامناسب است. چطور با این مشکل مبارزه میکنید؟ وظایف خود را به سه دسته «غیرضروری»، «مهم» و «فوری» تقسیم کنید تا آنها را بر اساس اولویت و فوریتشان دستهبندی کنید. در درازمدت، قادر خواهید بود این روش را برای همه بخشهای زندگی، حتی خارج از محیط کار اعمال کنید.
استفاده از یادآورها: ما خوششانس هستیم که در دورانی زندگی میکنیم که همیشه گوشیهای هوشمندمان همراه ما هستند. روی گوشی خود آلارم و یادآور تنظیم کنید تا کارهایی را که باید انجام دهید به شما گوشزد کنند.
سادهسازی امور: کاهش تعداد کارهایی که باید انجام دهید به شما کمک میکند منظم بمانید و زمان را به خوبی مدیریت کنید. در عین حال، بهتر میتوانید برنامهریزی کنید و از تفکر خلاق و منعطف برای تعیین نحوه انجام کارهای «فوری» در زمان مقرر استفاده کنید.
ابطال باورهای غلط درباره مغز
شناخت مغز همچنین به شما در ابطال باورهای نادرست پیرامون نحوه کارکرد آن کمک میکند. اغلب، ما در نهایت قربانی اطلاعات نادرست در اینترنت میشویم. با این حال، اگر اطلاعات خود را از منابع معتبر مانند مجلات علمی دریافت کنید، متوجه خواهید شد که مغز شما واقعاً چگونه کار میکند.
بیایید دو باور غلط را که مطمئناً در مقطعی از زندگی خود شنیدهاید، رمزگشایی و رد کنیم.
باور غلط اول: میتوانید بخشهای خاصی از مغز خود را تقویت کنید
اگر پای صحبتهای «شبهمبلغان اینترنتی» نشسته باشید، حتماً با شخصی مواجه شدهاید که میگوید میتوان بخشهای خاصی از مغز را برای بهبود عملکرد آنها آموزش داد.
اجازه دهید این تصور واهی را با این واقعیت که این ادعا صحت ندارد، از بین ببریم. مغز دارای اتصالات پیچیدهای است و هر ناحیه برای اطمینان از عملکرد بهینه مغز با بقیه نواحی تعامل و ارتباط دارد. بنابراین، شما نمیتوانید به طور وبژه یک بخش واحد از مغز خود را برای کارایی بهتر آموزش دهید.
بله، شما میتوانید مهارت خاصی را از طریق تمرین و یادگیری توسعه دهید. اما نمیتوانید صرفاً بر روی یک ناحیه تمرکز کرده و آن را به طور مستقل تقویت کنید. در حال حاضر، اطلاعات کافی برای درک اینکه مغز این اطلاعات را دقیقاً کجا ذخیره میکند یا یادگیری چگونه اتفاق میافتد، وجود ندارد.
در حقیقت، تحقیقاتی روی قربانیان آسیب مغزی نشان میدهد که آسیب به یک ناحیه یکسان در مغز افراد مختلف، منجر به از دست رفتن کارکردهای متفاوتی شده است. از این نظر، میتوانیم مغز را مانند اثر انگشت در نظر بگیریم.
همه ما اثر انگشت داریم، اما اثر انگشت هر کس با دیگری متفاوت است.
باور غلط دوم: شما با تواناییهای خاصی متولد میشوید که در طول زندگی تغییر نمیکنند
اغلب مردم به اشتباه ضربالمثل «نرود میخ آهنین در سنگ» را برای مغز انسان به کار میبرند. اگرچه ممکن است یادگیری یک چیز جدید در سنین بالاتر کمی دشوارتر شود، اما مغز شما همچنان تواناییهای شگفتانگیزی برای یادگیری و کسب مهارتهای جدید دارد.
تحقیقات مدرن شکلپذیری ساختاری مغز بر اثر یادگیری را نشان دادهاند، به این معنی که رشد و تجربه، ساختار مغز را تغییر میدهد.
در گذشته اعتقاد بر این بود که رشد مغز در دوران کودکی متوقف میشود. اما اکنون میدانیم که رشد و بلوغ برخی از نواحی مغز ممکن است تا سن ۲۵ سالگی نیز ادامه یابد.
به عنوان مثال، در برخی افراد، لوب پیشانی تا سن ۱۸ یا ۱۹ سالگی رشد میکند. در برخی دیگر، ممکن است زودتر رشد کند. به همین دلیل است که برخی از نوجوانان برای سازگاری با دانشگاه به زمان نیاز دارند در حالی که برخی دیگر در سنین پایینتر از نظر شناختی برای آن آماده هستند.
این نتایج نشان میدهند که نیاز بیشتری به درک مغز در سطح فردی وجود دارد، نه اینکه یافتهها را برای همه به طور یکسان تعمیم داد. سرعتی که مغز شما به بلوغ میرسد ممکن است با دوست یا خواهرتان متفاوت باشد.
با در نظر گرفتن این موضوع، قابل درک است که چرا ممکن است کنجکاو باشید تا از عملکرد واقعی مغز منحصربهفرد خودتان باخبر شوید تا فقط مطالعه کلی در مورد ویژگیهای زیستی مغز انسان.
چگونه درباره مغز خود اطلاعات کسب کنیم؟
اکنون که از اهمیت شناخت مغز خود مطلع شدید، سوال اساسی این است: چطور این کار را انجام میدهید؟ چگونه مغز خود را میشناسید؟

فناوری Emotiv دادههای الکتروانسفالوگرافی (EEG) را از مغز اندازهگیری و آنها را برای دستیابی به بینشهایی درباره عملکرد مغز تحلیل میکند.
خوشبختانه فناوری به حدی پیشرفت کرده است که اکنون به تکنولوژی دسترسی داریم که میتواند به ما در درک بهتر مغزمان کمک کند. شرکت Emotiv یک کمپانی در زمینه بیوانفورماتیک است که به افراد قدرت میدهد تا با دریافت یک «تصویر درونی از مغز»، ساختار سیستم عصبی خود را بشناسند.
فناوری Emotiv دادههای الکتروانسفالوگرافی (EEG) را از مغز اندازهگیری و آنها را برای دستیابی به بینشهایی درباره عملکرد مغز تحلیل میکند. از آنجایی که این بینشها بر اساس زمینه و شرایط هستند، اطلاعات محوری برای درک معنای رویدادها و وضعیتهای خاص ارائه میدهند.
به طور اساسی، شما یک هدست Emotiv را روی سر خود قرار میدهید و این دستگاه سیگنالهای مغزتان را اندازهگیری میکند. سپس، این سیگنالها را به بینشها و آمارهای معنادار مغزی تبدیل میکند.
بهرهگیری از قدرت مغز با استفاده از یک پلتفرم فناوری عصبی مانند Emotiv کاملاً امکانپذیر است. با درک ویژگیهای انفرادی مغز خود، میتوانید مهارتها و تواناییهای خاص خود را در دنیای واقعی به کار بگیرید.
چگونه از این اطلاعات استفاده کنیم؟
وقتی درباره مغز خود اطلاعاتی به دست آوردید، نوبت به آن میرسد که این اطلاعات را به نحو احسن استفاده کنید. اگر درک واضحی از نحوه یادگیری، حفظ اطلاعات، پردازش خاطرات و برخورد با مشکلات داشته باشید، میتوانید با دنبال کردن روشهایی که برای شما کارآمد هستند، مغز خود را همواره فعال و پویا نگه دارید.
در اینجا چند روش ساده برای فعال نگه داشتن مغز آورده شده است:
حل کردن پازلهای جیگسا (جورچین)
پازلها فقط برای کودکان نیستند. کار روی یک پازل ۱۰۰۰ تکه از تصویر یک ساختمان یا اتصال ۵۰۰ تکه برای ساخت پوستر یک فیلم دیزنی به شما کمک میکند مغز خود را تقویت کنید.
تحقیقات نشان دادهاند که وقتی پازلهای جیگسا حل میکنید، از مغز خود در برابر پیر شدن شناختی فضایی-دیداری محافظت میکنید. حافظه فعال فضایی-دیداری شما تعیینکننده زمانی است که برای هماهنگ کردن پاسخهای چشم و لامسه نیاز دارید.
برخی نمونههای متداول این مهارت شامل بستن دکمههای پیراهن، نقاشی کشیدن، یا سرهم کردن قطعات مبلمان دمونتاژ شده است. حتی مرتب کردن رختخواب نیز نمونهای از کاربرد حافظه فعال فضایی-دیداری است.
وقتی روی یک پازل کار میکنید، باید بفهمید هر تکه کجا قرار میگیرد. اگرچه ممکن است این کار برای آن فعالیتی که انجام میدهید ناچیز به نظر برسد، اما مزایای آن در مقیاس بزرگتر بسیار حیاتی خواهد بود.
دایره لغات خود را افزایش دهید
چندزبانه بودن صرفاً راهی برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران یا برقراری ارتباط مؤثرتر با همه نیست. این کار به تحریک مغز شما نیز کمک میکند. تحقیقات نشان میدهند که بسیاری از بخشهای مغز که معمولاً در پردازش شنیداری و دیداری درگیر هستند، در کارهای مربوط به واژگان نیز نقش ایفا میکنند.
هنگامی که کلمات جدیدی را در زبان خود یا زبان غریبه یاد میگیرید، در نهایت ارتباطات را در تمام این نواحی مغز تقویت میکنید.
شما لزوماً مجبور نیستید یک زبان جدید را از صفر یاد بگیرید تا این فعالیت تقویتکننده شناخت را تمرین کنید. اگر در حال مطالعه کتاب هستید یا حتی در حال گشتوگذار در شبکههای اجتماعی متوجه کلمهای شدید که با آن آشنایی ندارید، معنی آن را در گوگل جستجو کنید.
آن را یادداشت کنید، یا فقط چند بار در روز آن را در ذهن خود مرور کنید. همچنین میتوانید سعی کنید از آن کلمه در مکالمات خود استفاده کنید. در نهایت، با این کار قادر خواهید بود کلمات جدید را سریعتر یاد بگیرید.
رقصیدن
چیزی به سادگی و جذابیتِ رقصیدن میتواند به بهبود حافظه مغز و سرعت پردازش اطلاعات کمک کند. احتمال دارد که این موضوع به دلیل سطح هماهنگی مورد نیاز در حرکت و رقص باشد. اگر در کلاس سالسا یا زومبا شرکت کنید، باید گامها را برای هر ضرب آهنگ به خاطر بسپارید.
با گذشت زمان، این کار به بهبود تواناییهای یادگیری شما کمک میکند. علاوه بر این، میتوانید دوستان خود را در دورهمی بعدی شگفتزده کنید.
آموزش یک مهارت به دیگران
پیش از این در همین مقاله توضیح دادیم که چگونه یادگیری یک مهارت، اتصالات را در مغز شما تقویت میکند. همین موضوع برای زمانی که مهارت را به شخص دیگری آموزش میدهید نیز صادق است.
برای مثال، اگر نواختن پیانو را بلد هستید، میتوانید آن را به یک دوست آموزش دهید. با انجام این کار، آنچه را که از قبل میدانید تمرین خواهید کرد و اتصالات نورونی را در مغز خود قویتر میکنید. در عین حال، اشتباهاتی که دوستتان مرتکب میشود را نیز خواهید دید.
سپس قادر خواهید بود اشتباهات آنها را تصحیح کنید که در نهایت دانش شما را در مورد آن مهارت خاص تثبیت میکند.
مدیتیشن (مراقبه)
اگر دائماً استرس دارید و به نظر میرسد مغز شما در تمام مدت در حال دویدن در مسابقه ماراتن است، مدیتیشن متحد اصلی شماست. مدیتیشن به آرامش بدن و کاهش استرس کمک میکند. این کار همچنین تنفس شما را آرام میکند که این امر نیز در پایین نگه داشتن سطح استرس نقش مهمی دارد.
میخواهید بخش فوقالعاده داستان را بشنوید؟ مدیتیشن همچنین برای افزایش توانایی پردازش اطلاعات مغز شما شناخته شده است. علاوه بر این، حافظه شما را تقویت میکند و باعث میشود مسائل را به درستی و به سرعت به یاد آورید.
اگر میخواهید از مدیتیشن بهرهمند شوید، این نکات را به دقت دنبال کنید:
وقتی مدیتیشن را شروع میکنید، انتظار نداشته باشید که زندگی شما را به طور کامل متحول کند. قدم به قدم پیش بروید. به خود بگویید برای آرام کردن تنفستان مدیتیشن میکنید. هفته بعد، با هدف کاهش استرس خود به سراغ مدیتیشن بروید.
به برنامه مدیتیشن خود پایبند باشید. تعیین زمان مناسب برای مدیتیشن به این فرآیند کمک میکند.
فضایی را برای مدیتیشن اختصاص دهید. مکانی ساکت در خانه یا هر جایی در فضای باز انتخاب کنید و روزانه در آنجا مراقبه کنید. در صورت تغییر مکان در هر روز، ممکن است بدنتان برای سازگاری با محیط جدید به سختی بیفتد.
چند نفس عمیق بکشید و بدن خود را آرام کنید.
مرکز کنترل خود را بشناسید

شما میتوانید خود را برای حفظ اطلاعات، به دست آوردن تابآوری، بهبود حافظه و در کل غنیسازی زندگیتان آموزش دهید.
مغز شما بدون شک ارزشمندترین عضو بدن است. با وجود اندازه کوچکش، همه چیز - از حافظه و ادراک گرفته تا شناخت و احساسات - را هماهنگ و کنترل میکند.
بنابراین، یادگیری در مورد مغزتان روشی فوقالعاده برای توانمند ساختن خود است. اگر بدانید چگونه میتوانید مهارتهای جدید یاد بگیرید یا احساسات خود را مدیریت کنید، برای شروع یک یادگیری جدید یا مقابله با یک تجربه آسیبزا در زندگیتان، آمادگی بیشتری خواهید داشت.
به همین ترتیب، اگر مفاهیمی مانند انعطافپذیری عصبی و حافظه فعال را درک کنید، قادر خواهید بود خود را برای حفظ اطلاعات، به دست آوردن تابآوری، بهبود حافظه و در کل غنیسازی زندگیتان آموزش دهید.
دکتر جان ان. موریس، مدیر تحقیقات سیاستهای بهداشتی و اجتماعی در موسسه تحقیقات پیری، میگوید که مهارتهای شناختی و حافظه شما با گذشت زمان کاهش میابد. بنابراین، باید از همین حالا شروع به ساختن ذخایر مغزی خود کنید.
شناخت مغزتان به شما کمک میکند دقیقاً همین کار را انجام دهید و به شما قدرت تصمیمگیریهایی را میدهد که در نهایت در سنین پیری به نفع شما خواهد بود و فرآیند پیری و تحلیل سیستم عصبی را در بدنتان به تاخیر میاندازد.
مغز ما پیچیدهترین بخش از بدن ماست که همه چیز، از هوش و شناخت گرفته تا مدیریت رفتار را کنترل میکند. اگرچه وزن آن تنها سه پوند (حدود ۱.۳ کیلوگرم) است، اما مغز برج مراقبت برای بقیه بخشهای بدن به شمار میرود.
مغز برای عملکرد بدن آنقدر ضروری است که بلوغ آن پیش از تولد آغاز میشود. جالب اینجاست که مغز در همه افراد با سرعت یکسانی رشد و تکامل نمییابد. با این حال، این موضوع نباید چندان غافلگیرکننده باشد.
بدنهای ما به شکلهای متفاوتی رشد میکنند. از بلوغ عاطفی گرفته تا بلوغ جنسی، ما در زمانها و با سرعتهای متفاوتی به مراحل مختلف میرسیم. بنابراین، کاملاً منطقی است که مغزهای ما نیز با یکدیگر تفاوت داشته باشند. این امر قطعاً شما را در مورد عملکرد مغزتان و اینکه چگونه ممکن است با مغز فردی دیگر متفاوت باشد، کنجکاو خواهد کرد.
در اینجا مروری داریم بر اینکه چرا شناخت مغزتان اهمیت دارد و چگونه این دانش میتواند به شما قدرت ببخشد.
چرا در مورد مغز خود یاد بگیریم؟
سیستم عصبی ما از تعدادی سلول به نام نورون تشکیل شده است که واحدهای عملکردی اصلی مغز را میسازند. تمام خاطرات، احساسات، حواس و حرکات در بدن ناشی از عبور سیگنالها از میان نورونهایی با عملکردها، شکلها و اندازههای مختلف است.
به طور متوسط، مغز انسان شامل ۸۰ تا ۹۰ میلیارد نورون است. علاوه بر نورونها، مغز دارای گلیال نیز میباشد؛ سلولهای تخصصی که وظیفه محافظت از نورونها را بر عهده دارند.

تمام خاطرات، احساسات، حواس و حرکات در بدن ناشی از عبور سیگنالها از میان نورونهایی با عملکردها، شکلها و اندازههای مختلف است.
دانشمندان در چند قرن گذشته اطلاعات زیادی در مورد مغز، از جمله بسیاری از ساختارها و عملکردهای آن به دست آوردهاند. این کشفیات نشان دادهاند که آناتومی پایهای مغز در همه افراد مشابه است.
با این حال، الگوی اتصالات نورونی و تعاملات آنها از فردی به فرد دیگر متفاوت است. تفاوت در رفتار انسانها نیز از همینجا سرچشمه میگیرد. مدارهای مغزی ما با هر تجربه جدید بازسازی میشوند و ما را به کسانی که هستیم تبدیل میکنند.
چگونه هنوز اتفاقی مربوط به بیست سال پیش را به یاد میآوریم؟ چگونه مردم یاد میگیرند که باله برقصند یا چندین توپ را همزمان در هوا نگه دارند و بازی کنند؟ تمام این تجربههای شگفتانگیز را میتوان به مغز نسبت داد.
با این حال، مغز آنقدر پیچیده است که درک کامل آن کار دشواری است. پژوهشگران همچنان در تلاشند تا بخشهای مختلف مغز و چگونگی نقشآفرینی آنها در احساسات، حافظه، هوش و دیگر ادراکات را درک کنند.
برای درک واقعی مغز، ما نیاز داریم که سلولهای تشکیلدهنده آن را شناسایی کرده و آنها را بر اساس میزان ارتباط و کارکردشان دستهبندی کنیم. در واقع، بسیاری از درمانهای جدید بر پایه همین درک بنیادی از نحوه تعامل نورونها در بدن به دست میآیند.
یکی از اولین روشهای مطالعه مغز، الکتروانسفالوگرافی (EEG) بود. در سال ۱۹۲۹، هانس برگر حسگرهایی را روی پوست سر قرار داد تا پتانسیلهای الکتریکی تولید شده توسط نورونها را ثبت کند. این کار اولین Insight را در مورد فعالیت مغز ارائه داد. اگرچه این EEG اولیه شامل ثبتهای آنالوگ ابتدایی بود، اما این فناوری پیشرفت کرده است تا امکان دیجیتالی کردن دادههای امواج مغزی را فراهم کند و هنوز هم به طور گسترده در سناریوهای متنوعی استفاده میشود. امروزه، روانشناسی شناختی و علوم مغز بیشتر مبتنی بر زمینه و متن هستند. ما اکنون ابزارهایی داریم که به ما اجازه میدهند مجموعه دادهها را برای درک عملکرد مغز در رابطه با شرایط، محیطها، محرکها و فعالیتهای خاص مطالعه کنیم - چیزی که در گذشته امکانپذیر نبود.
زمینه محور کردن مطالعات مغزی، شرایطی را فراهم میکند تا خودمان را بهتر بشناسیم و مطالعه کنیم که چگونه مغز ما در تعامل ما با محیط اطرافمان نقش ایفا میکند.
با در نظر گرفتن این موضوع، دلایل زیادی وجود دارد که شما درباره مغز خود آموزش ببینید.
بهبود تواناییهای یادگیری
در طول سالها، تحقیقات پیرامون توانایی «یادگیری» مغز به مربیان کمک کرده است تا محیطهای آموزشی را طراحی کنند که نه تنها برای دانشآموزان مناسب باشد، بلکه یادگیری مؤثر را نیز تسهیل کند.
با این حال، این دانش صرفاً برای معلمان مفید نیست. شما نیز میتوانید به صورت فردی از آن برای بهبود سلامت شناختی خود استفاده کنید و در نهایت کیفیت زندگی خود را ارتقا دهید.
بیایید برای توضیح دقیقتر این موضوع، از مثالِ یادگیری چیزهای جدید استفاده کنیم.
زمانی که چیز جدیدی یاد میگیرید، تغییرات زیادی در مغز شما رخ میدهد. در میان آنها، بارزترین تغییر، شکلگیری اتصالات جدید بین نورونها است؛ پدیدهای که انعطافپذیری عصبی نام دارد.
اگر یک کار را بارها و بارها تمرین کنید، این اتصالات قویتر میشوند. در نتیجه، پیامها بین نورونها با سرعت بالا منتقل خواهند شد. این امر چطور به شما کمک میکند؟ به شما این امکان را میدهد تا آنچه را که آموختهاید با روشی بسیار سریعتر و کارآمدتر به یاد آورید.
چگونه عملکرد شناختی خود را بهبود ببخشیم؟
فرض کنید در حال یادگیری خیاطی هستید. زمانی که مبتدی هستید، یادگیری یک نوع دوخت خاص و به کمال رساندن آن ساعتها، اگر نگوییم روزها، از شما زمان میبرد. با تمرین، این کار برای شما به ماهیت دوم تبدیل خواهد شد (ملکه ذهن شما میشود).
جالب اینجاست که عکس این موضوع نیز صادق است. وقتی تمرین را متوقف کنید، اتصالات ضعیفتر میشوند و دیگر در انجام آن کار کارآمد نخواهید بود.
یک مقاله Frontiers این موضوع را با استفاده از مثال یک مسیر مالرو در جنگلی پر از پوشش گیاهی توضیح میدهد. اولین باری که از آن عبور میکنید، کنار زدن شاخهها و گیاهان از مسیر برایتان دشوار خواهد بود.
اما هرچه بیشتر از آن عبور کنید، مسیر هموارتر میشود زیرا هر بار که رد میشوید، شاخهها را از مسیر خود کنار میزنید. پس از مدتی، زمانی فرا میرسد که دیگر نیازی به کنار زدن چیزی ندارید زیرا از قبل مسیر باز شده است و به شما اجازه میدهد به راحتی از آن عبور کنید.

شما میتوانید به خود قدرت دهید تا تواناییهای یادگیریتان را بهبود بخشید.
با این حال، اگر عبور از این پیادهراه را برای چند ماه یا چند سال متوقف کنید، پوشش گیاهی دوباره رشد میکند. اگر بخواهید به آن مسیر برگردید، باید دوباره از نقطه صفر شروع کنید.
با این حال، توجه به این نکته مهم است که برخی از اتصالات عصبی در مغز به قدری قوی میشوند که هرگز به طور کامل از بین نمیروند، حتی زمانی که به طور مکرر از آنها استفاده نشود.
با دانستن این اطلاعات درباره مغز خود، میتوانید به خود قدرت دهید تا تواناییهای یادگیریتان را بهبود بخشید. شما حالا میدانید که برای به کمال رساندن یک مهارت یا کار جدید، نیاز به تمرین دارید.
حتی بهتر از آن، اگر از خود امتحان بگیرید، احتمالاً اطلاعاتی را که یاد گرفتهاید راحتتر به یاد خواهید آورد. یک مطالعه نشان داد زمانی که امتحان یا تست میدهید، اطلاعات بیشتری را در مقایسه با زمانی که صرفاً مطالعه میکنید به خاطر میآورید. یعنی تلاش برای بازیابی اطلاعات به شما کمک میکند تا آن را بهتر از زمانی که صرفاً آن را روخوانی و مروز میکنید، به یاد بسپارید.
فرض کنید در حال یادگیری یک زبان برنامهنویسی جدید هستید. مطمئناً تمرین کردن به شما کمک میکند سریعتر و بهتر یاد بگیرید. اما اگر تمرینهای کدنویسی آنلاین انجام دهید یا روی پروژهای کار کنید که در آن به طور فعال اطلاعات را بازیابی و استفاده میکنید، در این صورت احتمال بیشتری وجود دارد که اطلاعات آموختهشده را حفظ کنید.
ایجاد تابآوری
درک نحوه کارکرد مغز به شما در ایجاد تابآوری نیز کمک خواهد کرد. جالب است بدانید که تابآوری ویژگیای نیست که با آن متولد شده باشید. این یک فرآیند فکری و مجموعهای از رفتارهاست که میتوانید با گذشت زمان آنها را یاد بگیرید و توسعه دهید.
تابآوری مهم است زیرا به شما قدرت میدهد تا بر سختیهای زندگی غلبه کرده و آنها را پردازش کنید. افرادی که فاقد تابآوری هستند، احتمال بیشتری دارد که کنترل خود را از دست داده و به مکانیسمهای مقابلهای ناسالم روی آورند.
در همین حال، افراد با تابآوری بالاتر میتوانند از سیستمهای حمایتی و نقاط قوت خود برای یافتن راهی جهت برونرفت از مشکلات و غلبه بر تراژدیها یا چالشهای زندگی استفاده کنند.
خیر، شعارهای اینستاگرامی که روی پسزمینههای عجیب نوشته شدهاند در اینجا به شما کمکی نخواهند کرد. در عوض، میتوانید از ویژگی انعطافپذیری عصبی مغز خود برای ساختن ذهنی تابآور استفاده کنید. با انجام این کار، میزان توانایی خود در مدیریت استرس را بهبود میبخشید.
ابتدا بیایید درک کنیم که تابآوری واقعاً به چه معناست. تابآوری به معنای بیتفاوتی نسبت به هر جنایت، تراژدی یا دردی که به سمت شما میآید نیست. این در واقع فرآیند سازگاری در زمان تروما، مصیبت یا ناملایمات است.
به زبان ساده، این کار عملِ «بازگشت به حالت اولیه» پس از یک حادثه ناگوارِ بزرگ در زندگی شماست، مانند مرگ یکی از عزیزان یا یک چالش سلامتی. اما تابآوری متناسب با تعداد سخنرانان انگیزشی که به آنها گوش میدهید یا میزان دعای شما نیست - اگرچه آن چیزها میتوانند مفید باشند.
تابآوری ارتباط زیادی با فعالسازی قشر پیشپیشانیِ سمت چپ مغز شما دارد.
تحقیقات درباره تابآوری و مغز
طبق گفته ریچارد دیویدسون، استاد روانشناسی و روانپزشکی در دانشگاه ویسکانسین-مدیسن، میزان فعالسازی این ناحیه از مغز در یک فرد تابآور میتواند تا سی برابر بیشتر از کسی باشد که تابآور نیست.
دیویدسون در تحقیقات اولیه خود دریافت که تعداد سیگنالهای ارسالی از قشر پیشپیشانی به آمیگدال، سرعت بهبود مغز از حالت ناراحتی و آشفتگی را تعیین میکند.
The amygdala is a region in the brain that detects threats and activates the fight-or-flight response. When there's heightened activity in the prefrontal cortex, it shortens the time the amygdala takes to be activated.
به عبارتی آمیگدال ناحیهای در مغز است که تهدیدها را شناسایی کرده و واکنش جنگ یا گریز را فعال میکند. وقتی فعالیت در قشر پیشپیشانی افزایش مییابد، زمان فعال شدن آمیگدال کوتاهتر میشود.
در همین حال، اگر فعالسازی کمتری در سمت چپ قشر پیشپیشانی وجود داشته باشد، پاسخ آمیگدال زمان بیشتری طول میکشد. بعدها، دیویدسون تحقیقات گستردهتری را با استفاده از اسکنهای MRI انجام داد و دریافت که میزان ماده سفید - اکسونهایی که نورونها را به هم متصل میکنند - بین آمیگدال و قشر پیشپیشانی با میزان تابآوری رابطه مستقیم دارد.
به زبان ساده، این یعنی اگر ماده سفید بیشتر یا ارتباط بهتری بین این دو ناحیه داشته باشید، تابآورتر هستید. عکس این موضوع نیز صادق است.
چگونه مغزی تابآور بسازیم؟
پژوهش پروفسور دیویدسون نمونهای عالی از این است که چگونه میتوانیم از دانش مربوط به مغزمان برای بهبود خود استفاده کنیم. تا الان، شما میدانید که ایجاد اتصالات قویتر بین آمیگدال و قشر پیشپیشانی به شما کمک میکند تا تابآورتر شوید.

شما میتوانید با اتخاذ عادتها و رفتارهایی که به ساخت مغزی تابآور کمک میکنند، به طور فعال در جهت این هدف تلاش کنید.
بنابراین، شما میتوانید با اتخاذ عادتها و رفتارهایی که به ساخت مغزی تابآور کمک میکنند، به طور فعال در جهت این هدف تلاش کنید. در اینجا چند نمونه آورده شده است:
تمرین شفقت ورزی: شفقت نسبت به خود نباید با غرور، خودپسندی یا ترحم به خود اشتباه گرفته شود. در واقع، این کار پذیرش مثبت اشتباهات و رنجهایتان است که در نهایت به شما کمک میکند با درک و دلسوزی به آنها پاسخ دهید. تحقیقات نشان دادهاند که شفقت به خود عامل مهمی در تعیین این موضوع است که آیا حوادث ناگوار زندگی به موانع تبدیل میشوند یا به پلههایی برای حرکت رو به جلو در زندگی.
تمرین ذهنآگاهی: ذهنآگاه بودن به سادگی به این معنی است که شما از اتفاقاتی که در همان لحظه رخ میدهند آگاه هستید. در ذهنآگاهی، باید آگاهی خود را روی لحظه حال متمرکز کنید. تحقیقات نشان میدهند که ذهنآگاهی میتواند تغییرات ساختاری بر اثر تجربه (انعطافپذیری عصبی) در مغز ایجاد کند. در نتیجه، میتواند تخریب مغزی ناشی از افزایش سن را کاهش دهد، بازه توجه را بهبود بخشد، حافظه فعال شما را تقویت کند و عملکردهای شناختی را بهبود بخشد.
استفاده از شکرگزاری: ما انسانها تمایلی ذاتی برای توجه و تمرکز روی نکات منفی داریم - پدیدهای که سوگیری منفی نامیده میشود. متأسفانه، این ویژگی ذاتی اغلب میتواند تابآوری در برابر سختیها را برای ما دشوار کند. اما شکرگزاری روشی علمی برای عبور از این سوگیری منفی و درونی کردن خوبیهای زندگی است. نتیجه تحقیقات نشان میدهد که شکرگزاری نه تنها سلامت عمومی شما را بهبود میبخشد، بلکه کیفیت و مدت زمان خواب را نیز افزایش میدهد.
اگرچه اینها تنها راههای ساختن مغزی تابآور نیستند، اما این روشها به مرور زمان به شما کمک میکنند تا ارتباطات درون مغز خود را تقویت کنید. همچنین میتوانید کارهای دیگری مانند سخاوتمندی، انگیزه داشتن و یادگیری را برای بهبود تابآوری خود تمرین کنید.
بهبود عملکرد مغز
هنگامی که درک چگونگی عملکرد مغز خود را آغاز کنید، در واقع میتوانید عملکرد کلی آن را بهبود ببخشید. با تمرین، میتوانید مهارتهای برنامهریزی، سازماندهی، حافظه و توجه را توسعه دهید.
حافظه فعال
حافظه فعال شما توانایی مغز برای حفظ اطلاعات در حین حل یک مسئله است. برای مثال، شما شمارهای را از دفترچه تلفن میخوانید و میتوانید آن را به اندازه کافی در ذهن نگه دارید تا آن را در تلفن خود شمارهگیری کنید.
با این حال، یک ساعت دیگر آن را فراموش خواهید کرد.
تحقیقات پیرامون مغز نشان میدهد که حافظه فعال مکانیسم پایهای دارد که میتوان آن را از طریق سه مرحله توضیح داد: ذخیرهسازی، توجه و کنترل.
روشهای مختلف مطالعه مغز اثبات میکنند که هر سه این مکانیسمها در توضیح چگونگی تفاوت ظرفیت حافظه فعال در افراد مهم هستند. میزان حافظه فعال فرد نیز با بلوغ مغز در ارتباط است.
برای نمونه، کودکان دبستانی فقط میتوانند یک یا دو دستورالعمل را به طور همزمان دنبال کنند. در همین حال، معلمان میتوانند لیستی از کارها را به دانشآموزان دبیرستانی بدهند و مغز آنها آن را به خاطر خواهد سپرد.
در اینجا چند نمونه وجود دارد که نشان میدهد ممکن است حافظه فعال ضعیفی داشته باشید:
میخواهید در یک گفتگو شرکت کنید، اما تا زمانی که نفر قبلی صحبتش تمام میشود، یادتان میرود چه میخواستید بگویید.
مداوم کیف پول، کلیدها و تلفن خود را گم میکنید.
برنامهریزی میکنید تا کاری را انجام دهید اما فراموش میکنید ابزار لازم برای آن را بیاورید؛ حتی با وجود اینکه چند دقیقه پیش به شما یادآوری شده بود.
باید یک پاراگراف را چندین بار بخوانید تا اطلاعات آن در ذهنتان بماند.
اگر هر یک از این موارد را تجربه کردهاید، احتمالاً حافظه فعال ضعیفی دارید. چگونه آن را بهبود ببخشید؟ با یادگیری بیشتر درباره مغز خود و درک این موضوع که مغز منحصربهفرد شما چطور کار میکند.

با تمرین، میتوانید مهارتهای برنامهریزی، سازماندهی، حافظه و توجه را توسعه دهید.
هنگامی که این اطلاعات را به دست آوردید، میتوانید از آن برای آموزش دادن به خود استفاده کنید. به عنوان مثال، میتوانید از پدیدهای به نام بخشبندی اطلاعات (بستهبندی) برای بهبود حافظه فعال خود بهره ببرید.
بخشبندی به فرآیند بازنویسی بخشهای کوچکتر اطلاعات در واحدهای بزرگتر اشاره دارد. گمان میرود که روش بخشبندی اطلاعات میتواند محدودیتهای ظرفیت حافظه فعال فرد را دور بزند.
بخشبندی بار روی حافظه فعال را کاهش میدهد. این کار نه تنها یادآوری بهتر اطلاعات بخشبندی شده را ممکن میسازد، بلکه سبب یادآوری اطلاعات بخشبندی نشده در حافظه فعال نیز میشود. با این حال، توجه به این نکته مهم است که مزایای این روش در مواردی که بخشها متشکل از مجموعههای متداخل از عناصر هستند، به اندازه هر بخش بستگی دارد.
چگونگی استفاده از روش بخشبندی اطلاعات به این شرح است. فرض کنید میخواهید به خرید خواربار بروید و لیست شما حاوی ۲۰ قلم کالا است. به جای تلاش برای به خاطر سپردن مستقل ۲۰ کالا، آنها را در واحدهای بزرگتر، یعنی دستهبندیها گروهبندی کنید.
به عنوان مثال، میتوانید دستهبندیهای مجزایی برای کالاهای فاسدشدنی، نوشیدنیها، مواد شوینده، لبنیات، غلات و غیره ایجاد کنید.
همچنین اگر موارد را در حافظه خود به هم مرتبط کنید، ممکن است کمککننده باشد. مثلاً اگر لیست را به این فکر مرتبط کنید که امشب قرار است شیرینی درست کنید، احتمال اینکه تخممرغ، شکلات چیپسی و بیکینگپودر را به یاد بیاورید بیشتر است.
عملکردهای اجرایی
عملکردهای اجرایی را میتوان به عنوان سیستم مدیریتی مغز توصیف کرد. به این دلیل که به ما کمک میکنند کارها را برنامهریزی و اجرا کنیم، تمرکز داشته باشیم و احساسات خود را تنظیم کنیم. اگرچه کارشناسان نظرات متفاوتی در مورد تعداد عملکردهای اجرایی ضروری دارند، اما در اینجا به برخی از موارد مهم اشاره میکنیم:
مدیریت زمان
حافظه فعال
خودکنترلی
خود-نظارتی
برنامهریزی
تفکر منعطف سازگار
سازماندهی
این کارکردها به شما اجازه میدهند تا رفتار خود را با موقعیتهای مختلف تطبیق دهید. به عنوان مثال، شما نیاز دارید برای لباسی که قرار است امشب برای شام بپوشید برنامهریزی کنید. اما همچنین باید برای مسیر تحصیلی یا آینده شغلی خود نیز برنامهریزی داشته باشید.
به همین ترتیب، شما باید اتاق یا خانه خود را مرتب نگه دارید. اما در عین حال، به سازماندهی کل زندگی خود، مانند روابط عاطفی و پیوندهای خانوادگی نیز نیاز دارید.
وقتی مغز خود را درک کنید، میتوانید مهارتهای کارکرد اجرایی خود را ارتقا دهید. این مهارتها برای موفقیت روزمره و طولانیمدت شما ضروری هستند. شما اکنون میدانید که انعطافپذیری عصبی نیروی محرک در یادگیری چیزهای جدید، از جمله عادتها و الگوها است.
با انجام کارهای زیر میتوانید این دانش را به کار بگیرید و عملکردهای اجرایی خود را بهبود بخشید:
یادگیری مدیریت زمان: یکی از نشانههای اصلی عملکردهای اجرایی ضعیف، مدیریت زمان نامناسب است. چطور با این مشکل مبارزه میکنید؟ وظایف خود را به سه دسته «غیرضروری»، «مهم» و «فوری» تقسیم کنید تا آنها را بر اساس اولویت و فوریتشان دستهبندی کنید. در درازمدت، قادر خواهید بود این روش را برای همه بخشهای زندگی، حتی خارج از محیط کار اعمال کنید.
استفاده از یادآورها: ما خوششانس هستیم که در دورانی زندگی میکنیم که همیشه گوشیهای هوشمندمان همراه ما هستند. روی گوشی خود آلارم و یادآور تنظیم کنید تا کارهایی را که باید انجام دهید به شما گوشزد کنند.
سادهسازی امور: کاهش تعداد کارهایی که باید انجام دهید به شما کمک میکند منظم بمانید و زمان را به خوبی مدیریت کنید. در عین حال، بهتر میتوانید برنامهریزی کنید و از تفکر خلاق و منعطف برای تعیین نحوه انجام کارهای «فوری» در زمان مقرر استفاده کنید.
ابطال باورهای غلط درباره مغز
شناخت مغز همچنین به شما در ابطال باورهای نادرست پیرامون نحوه کارکرد آن کمک میکند. اغلب، ما در نهایت قربانی اطلاعات نادرست در اینترنت میشویم. با این حال، اگر اطلاعات خود را از منابع معتبر مانند مجلات علمی دریافت کنید، متوجه خواهید شد که مغز شما واقعاً چگونه کار میکند.
بیایید دو باور غلط را که مطمئناً در مقطعی از زندگی خود شنیدهاید، رمزگشایی و رد کنیم.
باور غلط اول: میتوانید بخشهای خاصی از مغز خود را تقویت کنید
اگر پای صحبتهای «شبهمبلغان اینترنتی» نشسته باشید، حتماً با شخصی مواجه شدهاید که میگوید میتوان بخشهای خاصی از مغز را برای بهبود عملکرد آنها آموزش داد.
اجازه دهید این تصور واهی را با این واقعیت که این ادعا صحت ندارد، از بین ببریم. مغز دارای اتصالات پیچیدهای است و هر ناحیه برای اطمینان از عملکرد بهینه مغز با بقیه نواحی تعامل و ارتباط دارد. بنابراین، شما نمیتوانید به طور وبژه یک بخش واحد از مغز خود را برای کارایی بهتر آموزش دهید.
بله، شما میتوانید مهارت خاصی را از طریق تمرین و یادگیری توسعه دهید. اما نمیتوانید صرفاً بر روی یک ناحیه تمرکز کرده و آن را به طور مستقل تقویت کنید. در حال حاضر، اطلاعات کافی برای درک اینکه مغز این اطلاعات را دقیقاً کجا ذخیره میکند یا یادگیری چگونه اتفاق میافتد، وجود ندارد.
در حقیقت، تحقیقاتی روی قربانیان آسیب مغزی نشان میدهد که آسیب به یک ناحیه یکسان در مغز افراد مختلف، منجر به از دست رفتن کارکردهای متفاوتی شده است. از این نظر، میتوانیم مغز را مانند اثر انگشت در نظر بگیریم.
همه ما اثر انگشت داریم، اما اثر انگشت هر کس با دیگری متفاوت است.
باور غلط دوم: شما با تواناییهای خاصی متولد میشوید که در طول زندگی تغییر نمیکنند
اغلب مردم به اشتباه ضربالمثل «نرود میخ آهنین در سنگ» را برای مغز انسان به کار میبرند. اگرچه ممکن است یادگیری یک چیز جدید در سنین بالاتر کمی دشوارتر شود، اما مغز شما همچنان تواناییهای شگفتانگیزی برای یادگیری و کسب مهارتهای جدید دارد.
تحقیقات مدرن شکلپذیری ساختاری مغز بر اثر یادگیری را نشان دادهاند، به این معنی که رشد و تجربه، ساختار مغز را تغییر میدهد.
در گذشته اعتقاد بر این بود که رشد مغز در دوران کودکی متوقف میشود. اما اکنون میدانیم که رشد و بلوغ برخی از نواحی مغز ممکن است تا سن ۲۵ سالگی نیز ادامه یابد.
به عنوان مثال، در برخی افراد، لوب پیشانی تا سن ۱۸ یا ۱۹ سالگی رشد میکند. در برخی دیگر، ممکن است زودتر رشد کند. به همین دلیل است که برخی از نوجوانان برای سازگاری با دانشگاه به زمان نیاز دارند در حالی که برخی دیگر در سنین پایینتر از نظر شناختی برای آن آماده هستند.
این نتایج نشان میدهند که نیاز بیشتری به درک مغز در سطح فردی وجود دارد، نه اینکه یافتهها را برای همه به طور یکسان تعمیم داد. سرعتی که مغز شما به بلوغ میرسد ممکن است با دوست یا خواهرتان متفاوت باشد.
با در نظر گرفتن این موضوع، قابل درک است که چرا ممکن است کنجکاو باشید تا از عملکرد واقعی مغز منحصربهفرد خودتان باخبر شوید تا فقط مطالعه کلی در مورد ویژگیهای زیستی مغز انسان.
چگونه درباره مغز خود اطلاعات کسب کنیم؟
اکنون که از اهمیت شناخت مغز خود مطلع شدید، سوال اساسی این است: چطور این کار را انجام میدهید؟ چگونه مغز خود را میشناسید؟

فناوری Emotiv دادههای الکتروانسفالوگرافی (EEG) را از مغز اندازهگیری و آنها را برای دستیابی به بینشهایی درباره عملکرد مغز تحلیل میکند.
خوشبختانه فناوری به حدی پیشرفت کرده است که اکنون به تکنولوژی دسترسی داریم که میتواند به ما در درک بهتر مغزمان کمک کند. شرکت Emotiv یک کمپانی در زمینه بیوانفورماتیک است که به افراد قدرت میدهد تا با دریافت یک «تصویر درونی از مغز»، ساختار سیستم عصبی خود را بشناسند.
فناوری Emotiv دادههای الکتروانسفالوگرافی (EEG) را از مغز اندازهگیری و آنها را برای دستیابی به بینشهایی درباره عملکرد مغز تحلیل میکند. از آنجایی که این بینشها بر اساس زمینه و شرایط هستند، اطلاعات محوری برای درک معنای رویدادها و وضعیتهای خاص ارائه میدهند.
به طور اساسی، شما یک هدست Emotiv را روی سر خود قرار میدهید و این دستگاه سیگنالهای مغزتان را اندازهگیری میکند. سپس، این سیگنالها را به بینشها و آمارهای معنادار مغزی تبدیل میکند.
بهرهگیری از قدرت مغز با استفاده از یک پلتفرم فناوری عصبی مانند Emotiv کاملاً امکانپذیر است. با درک ویژگیهای انفرادی مغز خود، میتوانید مهارتها و تواناییهای خاص خود را در دنیای واقعی به کار بگیرید.
چگونه از این اطلاعات استفاده کنیم؟
وقتی درباره مغز خود اطلاعاتی به دست آوردید، نوبت به آن میرسد که این اطلاعات را به نحو احسن استفاده کنید. اگر درک واضحی از نحوه یادگیری، حفظ اطلاعات، پردازش خاطرات و برخورد با مشکلات داشته باشید، میتوانید با دنبال کردن روشهایی که برای شما کارآمد هستند، مغز خود را همواره فعال و پویا نگه دارید.
در اینجا چند روش ساده برای فعال نگه داشتن مغز آورده شده است:
حل کردن پازلهای جیگسا (جورچین)
پازلها فقط برای کودکان نیستند. کار روی یک پازل ۱۰۰۰ تکه از تصویر یک ساختمان یا اتصال ۵۰۰ تکه برای ساخت پوستر یک فیلم دیزنی به شما کمک میکند مغز خود را تقویت کنید.
تحقیقات نشان دادهاند که وقتی پازلهای جیگسا حل میکنید، از مغز خود در برابر پیر شدن شناختی فضایی-دیداری محافظت میکنید. حافظه فعال فضایی-دیداری شما تعیینکننده زمانی است که برای هماهنگ کردن پاسخهای چشم و لامسه نیاز دارید.
برخی نمونههای متداول این مهارت شامل بستن دکمههای پیراهن، نقاشی کشیدن، یا سرهم کردن قطعات مبلمان دمونتاژ شده است. حتی مرتب کردن رختخواب نیز نمونهای از کاربرد حافظه فعال فضایی-دیداری است.
وقتی روی یک پازل کار میکنید، باید بفهمید هر تکه کجا قرار میگیرد. اگرچه ممکن است این کار برای آن فعالیتی که انجام میدهید ناچیز به نظر برسد، اما مزایای آن در مقیاس بزرگتر بسیار حیاتی خواهد بود.
دایره لغات خود را افزایش دهید
چندزبانه بودن صرفاً راهی برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران یا برقراری ارتباط مؤثرتر با همه نیست. این کار به تحریک مغز شما نیز کمک میکند. تحقیقات نشان میدهند که بسیاری از بخشهای مغز که معمولاً در پردازش شنیداری و دیداری درگیر هستند، در کارهای مربوط به واژگان نیز نقش ایفا میکنند.
هنگامی که کلمات جدیدی را در زبان خود یا زبان غریبه یاد میگیرید، در نهایت ارتباطات را در تمام این نواحی مغز تقویت میکنید.
شما لزوماً مجبور نیستید یک زبان جدید را از صفر یاد بگیرید تا این فعالیت تقویتکننده شناخت را تمرین کنید. اگر در حال مطالعه کتاب هستید یا حتی در حال گشتوگذار در شبکههای اجتماعی متوجه کلمهای شدید که با آن آشنایی ندارید، معنی آن را در گوگل جستجو کنید.
آن را یادداشت کنید، یا فقط چند بار در روز آن را در ذهن خود مرور کنید. همچنین میتوانید سعی کنید از آن کلمه در مکالمات خود استفاده کنید. در نهایت، با این کار قادر خواهید بود کلمات جدید را سریعتر یاد بگیرید.
رقصیدن
چیزی به سادگی و جذابیتِ رقصیدن میتواند به بهبود حافظه مغز و سرعت پردازش اطلاعات کمک کند. احتمال دارد که این موضوع به دلیل سطح هماهنگی مورد نیاز در حرکت و رقص باشد. اگر در کلاس سالسا یا زومبا شرکت کنید، باید گامها را برای هر ضرب آهنگ به خاطر بسپارید.
با گذشت زمان، این کار به بهبود تواناییهای یادگیری شما کمک میکند. علاوه بر این، میتوانید دوستان خود را در دورهمی بعدی شگفتزده کنید.
آموزش یک مهارت به دیگران
پیش از این در همین مقاله توضیح دادیم که چگونه یادگیری یک مهارت، اتصالات را در مغز شما تقویت میکند. همین موضوع برای زمانی که مهارت را به شخص دیگری آموزش میدهید نیز صادق است.
برای مثال، اگر نواختن پیانو را بلد هستید، میتوانید آن را به یک دوست آموزش دهید. با انجام این کار، آنچه را که از قبل میدانید تمرین خواهید کرد و اتصالات نورونی را در مغز خود قویتر میکنید. در عین حال، اشتباهاتی که دوستتان مرتکب میشود را نیز خواهید دید.
سپس قادر خواهید بود اشتباهات آنها را تصحیح کنید که در نهایت دانش شما را در مورد آن مهارت خاص تثبیت میکند.
مدیتیشن (مراقبه)
اگر دائماً استرس دارید و به نظر میرسد مغز شما در تمام مدت در حال دویدن در مسابقه ماراتن است، مدیتیشن متحد اصلی شماست. مدیتیشن به آرامش بدن و کاهش استرس کمک میکند. این کار همچنین تنفس شما را آرام میکند که این امر نیز در پایین نگه داشتن سطح استرس نقش مهمی دارد.
میخواهید بخش فوقالعاده داستان را بشنوید؟ مدیتیشن همچنین برای افزایش توانایی پردازش اطلاعات مغز شما شناخته شده است. علاوه بر این، حافظه شما را تقویت میکند و باعث میشود مسائل را به درستی و به سرعت به یاد آورید.
اگر میخواهید از مدیتیشن بهرهمند شوید، این نکات را به دقت دنبال کنید:
وقتی مدیتیشن را شروع میکنید، انتظار نداشته باشید که زندگی شما را به طور کامل متحول کند. قدم به قدم پیش بروید. به خود بگویید برای آرام کردن تنفستان مدیتیشن میکنید. هفته بعد، با هدف کاهش استرس خود به سراغ مدیتیشن بروید.
به برنامه مدیتیشن خود پایبند باشید. تعیین زمان مناسب برای مدیتیشن به این فرآیند کمک میکند.
فضایی را برای مدیتیشن اختصاص دهید. مکانی ساکت در خانه یا هر جایی در فضای باز انتخاب کنید و روزانه در آنجا مراقبه کنید. در صورت تغییر مکان در هر روز، ممکن است بدنتان برای سازگاری با محیط جدید به سختی بیفتد.
چند نفس عمیق بکشید و بدن خود را آرام کنید.
مرکز کنترل خود را بشناسید

شما میتوانید خود را برای حفظ اطلاعات، به دست آوردن تابآوری، بهبود حافظه و در کل غنیسازی زندگیتان آموزش دهید.
مغز شما بدون شک ارزشمندترین عضو بدن است. با وجود اندازه کوچکش، همه چیز - از حافظه و ادراک گرفته تا شناخت و احساسات - را هماهنگ و کنترل میکند.
بنابراین، یادگیری در مورد مغزتان روشی فوقالعاده برای توانمند ساختن خود است. اگر بدانید چگونه میتوانید مهارتهای جدید یاد بگیرید یا احساسات خود را مدیریت کنید، برای شروع یک یادگیری جدید یا مقابله با یک تجربه آسیبزا در زندگیتان، آمادگی بیشتری خواهید داشت.
به همین ترتیب، اگر مفاهیمی مانند انعطافپذیری عصبی و حافظه فعال را درک کنید، قادر خواهید بود خود را برای حفظ اطلاعات، به دست آوردن تابآوری، بهبود حافظه و در کل غنیسازی زندگیتان آموزش دهید.
دکتر جان ان. موریس، مدیر تحقیقات سیاستهای بهداشتی و اجتماعی در موسسه تحقیقات پیری، میگوید که مهارتهای شناختی و حافظه شما با گذشت زمان کاهش میابد. بنابراین، باید از همین حالا شروع به ساختن ذخایر مغزی خود کنید.
شناخت مغزتان به شما کمک میکند دقیقاً همین کار را انجام دهید و به شما قدرت تصمیمگیریهایی را میدهد که در نهایت در سنین پیری به نفع شما خواهد بود و فرآیند پیری و تحلیل سیستم عصبی را در بدنتان به تاخیر میاندازد.
مغز ما پیچیدهترین بخش از بدن ماست که همه چیز، از هوش و شناخت گرفته تا مدیریت رفتار را کنترل میکند. اگرچه وزن آن تنها سه پوند (حدود ۱.۳ کیلوگرم) است، اما مغز برج مراقبت برای بقیه بخشهای بدن به شمار میرود.
مغز برای عملکرد بدن آنقدر ضروری است که بلوغ آن پیش از تولد آغاز میشود. جالب اینجاست که مغز در همه افراد با سرعت یکسانی رشد و تکامل نمییابد. با این حال، این موضوع نباید چندان غافلگیرکننده باشد.
بدنهای ما به شکلهای متفاوتی رشد میکنند. از بلوغ عاطفی گرفته تا بلوغ جنسی، ما در زمانها و با سرعتهای متفاوتی به مراحل مختلف میرسیم. بنابراین، کاملاً منطقی است که مغزهای ما نیز با یکدیگر تفاوت داشته باشند. این امر قطعاً شما را در مورد عملکرد مغزتان و اینکه چگونه ممکن است با مغز فردی دیگر متفاوت باشد، کنجکاو خواهد کرد.
در اینجا مروری داریم بر اینکه چرا شناخت مغزتان اهمیت دارد و چگونه این دانش میتواند به شما قدرت ببخشد.
چرا در مورد مغز خود یاد بگیریم؟
سیستم عصبی ما از تعدادی سلول به نام نورون تشکیل شده است که واحدهای عملکردی اصلی مغز را میسازند. تمام خاطرات، احساسات، حواس و حرکات در بدن ناشی از عبور سیگنالها از میان نورونهایی با عملکردها، شکلها و اندازههای مختلف است.
به طور متوسط، مغز انسان شامل ۸۰ تا ۹۰ میلیارد نورون است. علاوه بر نورونها، مغز دارای گلیال نیز میباشد؛ سلولهای تخصصی که وظیفه محافظت از نورونها را بر عهده دارند.

تمام خاطرات، احساسات، حواس و حرکات در بدن ناشی از عبور سیگنالها از میان نورونهایی با عملکردها، شکلها و اندازههای مختلف است.
دانشمندان در چند قرن گذشته اطلاعات زیادی در مورد مغز، از جمله بسیاری از ساختارها و عملکردهای آن به دست آوردهاند. این کشفیات نشان دادهاند که آناتومی پایهای مغز در همه افراد مشابه است.
با این حال، الگوی اتصالات نورونی و تعاملات آنها از فردی به فرد دیگر متفاوت است. تفاوت در رفتار انسانها نیز از همینجا سرچشمه میگیرد. مدارهای مغزی ما با هر تجربه جدید بازسازی میشوند و ما را به کسانی که هستیم تبدیل میکنند.
چگونه هنوز اتفاقی مربوط به بیست سال پیش را به یاد میآوریم؟ چگونه مردم یاد میگیرند که باله برقصند یا چندین توپ را همزمان در هوا نگه دارند و بازی کنند؟ تمام این تجربههای شگفتانگیز را میتوان به مغز نسبت داد.
با این حال، مغز آنقدر پیچیده است که درک کامل آن کار دشواری است. پژوهشگران همچنان در تلاشند تا بخشهای مختلف مغز و چگونگی نقشآفرینی آنها در احساسات، حافظه، هوش و دیگر ادراکات را درک کنند.
برای درک واقعی مغز، ما نیاز داریم که سلولهای تشکیلدهنده آن را شناسایی کرده و آنها را بر اساس میزان ارتباط و کارکردشان دستهبندی کنیم. در واقع، بسیاری از درمانهای جدید بر پایه همین درک بنیادی از نحوه تعامل نورونها در بدن به دست میآیند.
یکی از اولین روشهای مطالعه مغز، الکتروانسفالوگرافی (EEG) بود. در سال ۱۹۲۹، هانس برگر حسگرهایی را روی پوست سر قرار داد تا پتانسیلهای الکتریکی تولید شده توسط نورونها را ثبت کند. این کار اولین Insight را در مورد فعالیت مغز ارائه داد. اگرچه این EEG اولیه شامل ثبتهای آنالوگ ابتدایی بود، اما این فناوری پیشرفت کرده است تا امکان دیجیتالی کردن دادههای امواج مغزی را فراهم کند و هنوز هم به طور گسترده در سناریوهای متنوعی استفاده میشود. امروزه، روانشناسی شناختی و علوم مغز بیشتر مبتنی بر زمینه و متن هستند. ما اکنون ابزارهایی داریم که به ما اجازه میدهند مجموعه دادهها را برای درک عملکرد مغز در رابطه با شرایط، محیطها، محرکها و فعالیتهای خاص مطالعه کنیم - چیزی که در گذشته امکانپذیر نبود.
زمینه محور کردن مطالعات مغزی، شرایطی را فراهم میکند تا خودمان را بهتر بشناسیم و مطالعه کنیم که چگونه مغز ما در تعامل ما با محیط اطرافمان نقش ایفا میکند.
با در نظر گرفتن این موضوع، دلایل زیادی وجود دارد که شما درباره مغز خود آموزش ببینید.
بهبود تواناییهای یادگیری
در طول سالها، تحقیقات پیرامون توانایی «یادگیری» مغز به مربیان کمک کرده است تا محیطهای آموزشی را طراحی کنند که نه تنها برای دانشآموزان مناسب باشد، بلکه یادگیری مؤثر را نیز تسهیل کند.
با این حال، این دانش صرفاً برای معلمان مفید نیست. شما نیز میتوانید به صورت فردی از آن برای بهبود سلامت شناختی خود استفاده کنید و در نهایت کیفیت زندگی خود را ارتقا دهید.
بیایید برای توضیح دقیقتر این موضوع، از مثالِ یادگیری چیزهای جدید استفاده کنیم.
زمانی که چیز جدیدی یاد میگیرید، تغییرات زیادی در مغز شما رخ میدهد. در میان آنها، بارزترین تغییر، شکلگیری اتصالات جدید بین نورونها است؛ پدیدهای که انعطافپذیری عصبی نام دارد.
اگر یک کار را بارها و بارها تمرین کنید، این اتصالات قویتر میشوند. در نتیجه، پیامها بین نورونها با سرعت بالا منتقل خواهند شد. این امر چطور به شما کمک میکند؟ به شما این امکان را میدهد تا آنچه را که آموختهاید با روشی بسیار سریعتر و کارآمدتر به یاد آورید.
چگونه عملکرد شناختی خود را بهبود ببخشیم؟
فرض کنید در حال یادگیری خیاطی هستید. زمانی که مبتدی هستید، یادگیری یک نوع دوخت خاص و به کمال رساندن آن ساعتها، اگر نگوییم روزها، از شما زمان میبرد. با تمرین، این کار برای شما به ماهیت دوم تبدیل خواهد شد (ملکه ذهن شما میشود).
جالب اینجاست که عکس این موضوع نیز صادق است. وقتی تمرین را متوقف کنید، اتصالات ضعیفتر میشوند و دیگر در انجام آن کار کارآمد نخواهید بود.
یک مقاله Frontiers این موضوع را با استفاده از مثال یک مسیر مالرو در جنگلی پر از پوشش گیاهی توضیح میدهد. اولین باری که از آن عبور میکنید، کنار زدن شاخهها و گیاهان از مسیر برایتان دشوار خواهد بود.
اما هرچه بیشتر از آن عبور کنید، مسیر هموارتر میشود زیرا هر بار که رد میشوید، شاخهها را از مسیر خود کنار میزنید. پس از مدتی، زمانی فرا میرسد که دیگر نیازی به کنار زدن چیزی ندارید زیرا از قبل مسیر باز شده است و به شما اجازه میدهد به راحتی از آن عبور کنید.

شما میتوانید به خود قدرت دهید تا تواناییهای یادگیریتان را بهبود بخشید.
با این حال، اگر عبور از این پیادهراه را برای چند ماه یا چند سال متوقف کنید، پوشش گیاهی دوباره رشد میکند. اگر بخواهید به آن مسیر برگردید، باید دوباره از نقطه صفر شروع کنید.
با این حال، توجه به این نکته مهم است که برخی از اتصالات عصبی در مغز به قدری قوی میشوند که هرگز به طور کامل از بین نمیروند، حتی زمانی که به طور مکرر از آنها استفاده نشود.
با دانستن این اطلاعات درباره مغز خود، میتوانید به خود قدرت دهید تا تواناییهای یادگیریتان را بهبود بخشید. شما حالا میدانید که برای به کمال رساندن یک مهارت یا کار جدید، نیاز به تمرین دارید.
حتی بهتر از آن، اگر از خود امتحان بگیرید، احتمالاً اطلاعاتی را که یاد گرفتهاید راحتتر به یاد خواهید آورد. یک مطالعه نشان داد زمانی که امتحان یا تست میدهید، اطلاعات بیشتری را در مقایسه با زمانی که صرفاً مطالعه میکنید به خاطر میآورید. یعنی تلاش برای بازیابی اطلاعات به شما کمک میکند تا آن را بهتر از زمانی که صرفاً آن را روخوانی و مروز میکنید، به یاد بسپارید.
فرض کنید در حال یادگیری یک زبان برنامهنویسی جدید هستید. مطمئناً تمرین کردن به شما کمک میکند سریعتر و بهتر یاد بگیرید. اما اگر تمرینهای کدنویسی آنلاین انجام دهید یا روی پروژهای کار کنید که در آن به طور فعال اطلاعات را بازیابی و استفاده میکنید، در این صورت احتمال بیشتری وجود دارد که اطلاعات آموختهشده را حفظ کنید.
ایجاد تابآوری
درک نحوه کارکرد مغز به شما در ایجاد تابآوری نیز کمک خواهد کرد. جالب است بدانید که تابآوری ویژگیای نیست که با آن متولد شده باشید. این یک فرآیند فکری و مجموعهای از رفتارهاست که میتوانید با گذشت زمان آنها را یاد بگیرید و توسعه دهید.
تابآوری مهم است زیرا به شما قدرت میدهد تا بر سختیهای زندگی غلبه کرده و آنها را پردازش کنید. افرادی که فاقد تابآوری هستند، احتمال بیشتری دارد که کنترل خود را از دست داده و به مکانیسمهای مقابلهای ناسالم روی آورند.
در همین حال، افراد با تابآوری بالاتر میتوانند از سیستمهای حمایتی و نقاط قوت خود برای یافتن راهی جهت برونرفت از مشکلات و غلبه بر تراژدیها یا چالشهای زندگی استفاده کنند.
خیر، شعارهای اینستاگرامی که روی پسزمینههای عجیب نوشته شدهاند در اینجا به شما کمکی نخواهند کرد. در عوض، میتوانید از ویژگی انعطافپذیری عصبی مغز خود برای ساختن ذهنی تابآور استفاده کنید. با انجام این کار، میزان توانایی خود در مدیریت استرس را بهبود میبخشید.
ابتدا بیایید درک کنیم که تابآوری واقعاً به چه معناست. تابآوری به معنای بیتفاوتی نسبت به هر جنایت، تراژدی یا دردی که به سمت شما میآید نیست. این در واقع فرآیند سازگاری در زمان تروما، مصیبت یا ناملایمات است.
به زبان ساده، این کار عملِ «بازگشت به حالت اولیه» پس از یک حادثه ناگوارِ بزرگ در زندگی شماست، مانند مرگ یکی از عزیزان یا یک چالش سلامتی. اما تابآوری متناسب با تعداد سخنرانان انگیزشی که به آنها گوش میدهید یا میزان دعای شما نیست - اگرچه آن چیزها میتوانند مفید باشند.
تابآوری ارتباط زیادی با فعالسازی قشر پیشپیشانیِ سمت چپ مغز شما دارد.
تحقیقات درباره تابآوری و مغز
طبق گفته ریچارد دیویدسون، استاد روانشناسی و روانپزشکی در دانشگاه ویسکانسین-مدیسن، میزان فعالسازی این ناحیه از مغز در یک فرد تابآور میتواند تا سی برابر بیشتر از کسی باشد که تابآور نیست.
دیویدسون در تحقیقات اولیه خود دریافت که تعداد سیگنالهای ارسالی از قشر پیشپیشانی به آمیگدال، سرعت بهبود مغز از حالت ناراحتی و آشفتگی را تعیین میکند.
The amygdala is a region in the brain that detects threats and activates the fight-or-flight response. When there's heightened activity in the prefrontal cortex, it shortens the time the amygdala takes to be activated.
به عبارتی آمیگدال ناحیهای در مغز است که تهدیدها را شناسایی کرده و واکنش جنگ یا گریز را فعال میکند. وقتی فعالیت در قشر پیشپیشانی افزایش مییابد، زمان فعال شدن آمیگدال کوتاهتر میشود.
در همین حال، اگر فعالسازی کمتری در سمت چپ قشر پیشپیشانی وجود داشته باشد، پاسخ آمیگدال زمان بیشتری طول میکشد. بعدها، دیویدسون تحقیقات گستردهتری را با استفاده از اسکنهای MRI انجام داد و دریافت که میزان ماده سفید - اکسونهایی که نورونها را به هم متصل میکنند - بین آمیگدال و قشر پیشپیشانی با میزان تابآوری رابطه مستقیم دارد.
به زبان ساده، این یعنی اگر ماده سفید بیشتر یا ارتباط بهتری بین این دو ناحیه داشته باشید، تابآورتر هستید. عکس این موضوع نیز صادق است.
چگونه مغزی تابآور بسازیم؟
پژوهش پروفسور دیویدسون نمونهای عالی از این است که چگونه میتوانیم از دانش مربوط به مغزمان برای بهبود خود استفاده کنیم. تا الان، شما میدانید که ایجاد اتصالات قویتر بین آمیگدال و قشر پیشپیشانی به شما کمک میکند تا تابآورتر شوید.

شما میتوانید با اتخاذ عادتها و رفتارهایی که به ساخت مغزی تابآور کمک میکنند، به طور فعال در جهت این هدف تلاش کنید.
بنابراین، شما میتوانید با اتخاذ عادتها و رفتارهایی که به ساخت مغزی تابآور کمک میکنند، به طور فعال در جهت این هدف تلاش کنید. در اینجا چند نمونه آورده شده است:
تمرین شفقت ورزی: شفقت نسبت به خود نباید با غرور، خودپسندی یا ترحم به خود اشتباه گرفته شود. در واقع، این کار پذیرش مثبت اشتباهات و رنجهایتان است که در نهایت به شما کمک میکند با درک و دلسوزی به آنها پاسخ دهید. تحقیقات نشان دادهاند که شفقت به خود عامل مهمی در تعیین این موضوع است که آیا حوادث ناگوار زندگی به موانع تبدیل میشوند یا به پلههایی برای حرکت رو به جلو در زندگی.
تمرین ذهنآگاهی: ذهنآگاه بودن به سادگی به این معنی است که شما از اتفاقاتی که در همان لحظه رخ میدهند آگاه هستید. در ذهنآگاهی، باید آگاهی خود را روی لحظه حال متمرکز کنید. تحقیقات نشان میدهند که ذهنآگاهی میتواند تغییرات ساختاری بر اثر تجربه (انعطافپذیری عصبی) در مغز ایجاد کند. در نتیجه، میتواند تخریب مغزی ناشی از افزایش سن را کاهش دهد، بازه توجه را بهبود بخشد، حافظه فعال شما را تقویت کند و عملکردهای شناختی را بهبود بخشد.
استفاده از شکرگزاری: ما انسانها تمایلی ذاتی برای توجه و تمرکز روی نکات منفی داریم - پدیدهای که سوگیری منفی نامیده میشود. متأسفانه، این ویژگی ذاتی اغلب میتواند تابآوری در برابر سختیها را برای ما دشوار کند. اما شکرگزاری روشی علمی برای عبور از این سوگیری منفی و درونی کردن خوبیهای زندگی است. نتیجه تحقیقات نشان میدهد که شکرگزاری نه تنها سلامت عمومی شما را بهبود میبخشد، بلکه کیفیت و مدت زمان خواب را نیز افزایش میدهد.
اگرچه اینها تنها راههای ساختن مغزی تابآور نیستند، اما این روشها به مرور زمان به شما کمک میکنند تا ارتباطات درون مغز خود را تقویت کنید. همچنین میتوانید کارهای دیگری مانند سخاوتمندی، انگیزه داشتن و یادگیری را برای بهبود تابآوری خود تمرین کنید.
بهبود عملکرد مغز
هنگامی که درک چگونگی عملکرد مغز خود را آغاز کنید، در واقع میتوانید عملکرد کلی آن را بهبود ببخشید. با تمرین، میتوانید مهارتهای برنامهریزی، سازماندهی، حافظه و توجه را توسعه دهید.
حافظه فعال
حافظه فعال شما توانایی مغز برای حفظ اطلاعات در حین حل یک مسئله است. برای مثال، شما شمارهای را از دفترچه تلفن میخوانید و میتوانید آن را به اندازه کافی در ذهن نگه دارید تا آن را در تلفن خود شمارهگیری کنید.
با این حال، یک ساعت دیگر آن را فراموش خواهید کرد.
تحقیقات پیرامون مغز نشان میدهد که حافظه فعال مکانیسم پایهای دارد که میتوان آن را از طریق سه مرحله توضیح داد: ذخیرهسازی، توجه و کنترل.
روشهای مختلف مطالعه مغز اثبات میکنند که هر سه این مکانیسمها در توضیح چگونگی تفاوت ظرفیت حافظه فعال در افراد مهم هستند. میزان حافظه فعال فرد نیز با بلوغ مغز در ارتباط است.
برای نمونه، کودکان دبستانی فقط میتوانند یک یا دو دستورالعمل را به طور همزمان دنبال کنند. در همین حال، معلمان میتوانند لیستی از کارها را به دانشآموزان دبیرستانی بدهند و مغز آنها آن را به خاطر خواهد سپرد.
در اینجا چند نمونه وجود دارد که نشان میدهد ممکن است حافظه فعال ضعیفی داشته باشید:
میخواهید در یک گفتگو شرکت کنید، اما تا زمانی که نفر قبلی صحبتش تمام میشود، یادتان میرود چه میخواستید بگویید.
مداوم کیف پول، کلیدها و تلفن خود را گم میکنید.
برنامهریزی میکنید تا کاری را انجام دهید اما فراموش میکنید ابزار لازم برای آن را بیاورید؛ حتی با وجود اینکه چند دقیقه پیش به شما یادآوری شده بود.
باید یک پاراگراف را چندین بار بخوانید تا اطلاعات آن در ذهنتان بماند.
اگر هر یک از این موارد را تجربه کردهاید، احتمالاً حافظه فعال ضعیفی دارید. چگونه آن را بهبود ببخشید؟ با یادگیری بیشتر درباره مغز خود و درک این موضوع که مغز منحصربهفرد شما چطور کار میکند.

با تمرین، میتوانید مهارتهای برنامهریزی، سازماندهی، حافظه و توجه را توسعه دهید.
هنگامی که این اطلاعات را به دست آوردید، میتوانید از آن برای آموزش دادن به خود استفاده کنید. به عنوان مثال، میتوانید از پدیدهای به نام بخشبندی اطلاعات (بستهبندی) برای بهبود حافظه فعال خود بهره ببرید.
بخشبندی به فرآیند بازنویسی بخشهای کوچکتر اطلاعات در واحدهای بزرگتر اشاره دارد. گمان میرود که روش بخشبندی اطلاعات میتواند محدودیتهای ظرفیت حافظه فعال فرد را دور بزند.
بخشبندی بار روی حافظه فعال را کاهش میدهد. این کار نه تنها یادآوری بهتر اطلاعات بخشبندی شده را ممکن میسازد، بلکه سبب یادآوری اطلاعات بخشبندی نشده در حافظه فعال نیز میشود. با این حال، توجه به این نکته مهم است که مزایای این روش در مواردی که بخشها متشکل از مجموعههای متداخل از عناصر هستند، به اندازه هر بخش بستگی دارد.
چگونگی استفاده از روش بخشبندی اطلاعات به این شرح است. فرض کنید میخواهید به خرید خواربار بروید و لیست شما حاوی ۲۰ قلم کالا است. به جای تلاش برای به خاطر سپردن مستقل ۲۰ کالا، آنها را در واحدهای بزرگتر، یعنی دستهبندیها گروهبندی کنید.
به عنوان مثال، میتوانید دستهبندیهای مجزایی برای کالاهای فاسدشدنی، نوشیدنیها، مواد شوینده، لبنیات، غلات و غیره ایجاد کنید.
همچنین اگر موارد را در حافظه خود به هم مرتبط کنید، ممکن است کمککننده باشد. مثلاً اگر لیست را به این فکر مرتبط کنید که امشب قرار است شیرینی درست کنید، احتمال اینکه تخممرغ، شکلات چیپسی و بیکینگپودر را به یاد بیاورید بیشتر است.
عملکردهای اجرایی
عملکردهای اجرایی را میتوان به عنوان سیستم مدیریتی مغز توصیف کرد. به این دلیل که به ما کمک میکنند کارها را برنامهریزی و اجرا کنیم، تمرکز داشته باشیم و احساسات خود را تنظیم کنیم. اگرچه کارشناسان نظرات متفاوتی در مورد تعداد عملکردهای اجرایی ضروری دارند، اما در اینجا به برخی از موارد مهم اشاره میکنیم:
مدیریت زمان
حافظه فعال
خودکنترلی
خود-نظارتی
برنامهریزی
تفکر منعطف سازگار
سازماندهی
این کارکردها به شما اجازه میدهند تا رفتار خود را با موقعیتهای مختلف تطبیق دهید. به عنوان مثال، شما نیاز دارید برای لباسی که قرار است امشب برای شام بپوشید برنامهریزی کنید. اما همچنین باید برای مسیر تحصیلی یا آینده شغلی خود نیز برنامهریزی داشته باشید.
به همین ترتیب، شما باید اتاق یا خانه خود را مرتب نگه دارید. اما در عین حال، به سازماندهی کل زندگی خود، مانند روابط عاطفی و پیوندهای خانوادگی نیز نیاز دارید.
وقتی مغز خود را درک کنید، میتوانید مهارتهای کارکرد اجرایی خود را ارتقا دهید. این مهارتها برای موفقیت روزمره و طولانیمدت شما ضروری هستند. شما اکنون میدانید که انعطافپذیری عصبی نیروی محرک در یادگیری چیزهای جدید، از جمله عادتها و الگوها است.
با انجام کارهای زیر میتوانید این دانش را به کار بگیرید و عملکردهای اجرایی خود را بهبود بخشید:
یادگیری مدیریت زمان: یکی از نشانههای اصلی عملکردهای اجرایی ضعیف، مدیریت زمان نامناسب است. چطور با این مشکل مبارزه میکنید؟ وظایف خود را به سه دسته «غیرضروری»، «مهم» و «فوری» تقسیم کنید تا آنها را بر اساس اولویت و فوریتشان دستهبندی کنید. در درازمدت، قادر خواهید بود این روش را برای همه بخشهای زندگی، حتی خارج از محیط کار اعمال کنید.
استفاده از یادآورها: ما خوششانس هستیم که در دورانی زندگی میکنیم که همیشه گوشیهای هوشمندمان همراه ما هستند. روی گوشی خود آلارم و یادآور تنظیم کنید تا کارهایی را که باید انجام دهید به شما گوشزد کنند.
سادهسازی امور: کاهش تعداد کارهایی که باید انجام دهید به شما کمک میکند منظم بمانید و زمان را به خوبی مدیریت کنید. در عین حال، بهتر میتوانید برنامهریزی کنید و از تفکر خلاق و منعطف برای تعیین نحوه انجام کارهای «فوری» در زمان مقرر استفاده کنید.
ابطال باورهای غلط درباره مغز
شناخت مغز همچنین به شما در ابطال باورهای نادرست پیرامون نحوه کارکرد آن کمک میکند. اغلب، ما در نهایت قربانی اطلاعات نادرست در اینترنت میشویم. با این حال، اگر اطلاعات خود را از منابع معتبر مانند مجلات علمی دریافت کنید، متوجه خواهید شد که مغز شما واقعاً چگونه کار میکند.
بیایید دو باور غلط را که مطمئناً در مقطعی از زندگی خود شنیدهاید، رمزگشایی و رد کنیم.
باور غلط اول: میتوانید بخشهای خاصی از مغز خود را تقویت کنید
اگر پای صحبتهای «شبهمبلغان اینترنتی» نشسته باشید، حتماً با شخصی مواجه شدهاید که میگوید میتوان بخشهای خاصی از مغز را برای بهبود عملکرد آنها آموزش داد.
اجازه دهید این تصور واهی را با این واقعیت که این ادعا صحت ندارد، از بین ببریم. مغز دارای اتصالات پیچیدهای است و هر ناحیه برای اطمینان از عملکرد بهینه مغز با بقیه نواحی تعامل و ارتباط دارد. بنابراین، شما نمیتوانید به طور وبژه یک بخش واحد از مغز خود را برای کارایی بهتر آموزش دهید.
بله، شما میتوانید مهارت خاصی را از طریق تمرین و یادگیری توسعه دهید. اما نمیتوانید صرفاً بر روی یک ناحیه تمرکز کرده و آن را به طور مستقل تقویت کنید. در حال حاضر، اطلاعات کافی برای درک اینکه مغز این اطلاعات را دقیقاً کجا ذخیره میکند یا یادگیری چگونه اتفاق میافتد، وجود ندارد.
در حقیقت، تحقیقاتی روی قربانیان آسیب مغزی نشان میدهد که آسیب به یک ناحیه یکسان در مغز افراد مختلف، منجر به از دست رفتن کارکردهای متفاوتی شده است. از این نظر، میتوانیم مغز را مانند اثر انگشت در نظر بگیریم.
همه ما اثر انگشت داریم، اما اثر انگشت هر کس با دیگری متفاوت است.
باور غلط دوم: شما با تواناییهای خاصی متولد میشوید که در طول زندگی تغییر نمیکنند
اغلب مردم به اشتباه ضربالمثل «نرود میخ آهنین در سنگ» را برای مغز انسان به کار میبرند. اگرچه ممکن است یادگیری یک چیز جدید در سنین بالاتر کمی دشوارتر شود، اما مغز شما همچنان تواناییهای شگفتانگیزی برای یادگیری و کسب مهارتهای جدید دارد.
تحقیقات مدرن شکلپذیری ساختاری مغز بر اثر یادگیری را نشان دادهاند، به این معنی که رشد و تجربه، ساختار مغز را تغییر میدهد.
در گذشته اعتقاد بر این بود که رشد مغز در دوران کودکی متوقف میشود. اما اکنون میدانیم که رشد و بلوغ برخی از نواحی مغز ممکن است تا سن ۲۵ سالگی نیز ادامه یابد.
به عنوان مثال، در برخی افراد، لوب پیشانی تا سن ۱۸ یا ۱۹ سالگی رشد میکند. در برخی دیگر، ممکن است زودتر رشد کند. به همین دلیل است که برخی از نوجوانان برای سازگاری با دانشگاه به زمان نیاز دارند در حالی که برخی دیگر در سنین پایینتر از نظر شناختی برای آن آماده هستند.
این نتایج نشان میدهند که نیاز بیشتری به درک مغز در سطح فردی وجود دارد، نه اینکه یافتهها را برای همه به طور یکسان تعمیم داد. سرعتی که مغز شما به بلوغ میرسد ممکن است با دوست یا خواهرتان متفاوت باشد.
با در نظر گرفتن این موضوع، قابل درک است که چرا ممکن است کنجکاو باشید تا از عملکرد واقعی مغز منحصربهفرد خودتان باخبر شوید تا فقط مطالعه کلی در مورد ویژگیهای زیستی مغز انسان.
چگونه درباره مغز خود اطلاعات کسب کنیم؟
اکنون که از اهمیت شناخت مغز خود مطلع شدید، سوال اساسی این است: چطور این کار را انجام میدهید؟ چگونه مغز خود را میشناسید؟

فناوری Emotiv دادههای الکتروانسفالوگرافی (EEG) را از مغز اندازهگیری و آنها را برای دستیابی به بینشهایی درباره عملکرد مغز تحلیل میکند.
خوشبختانه فناوری به حدی پیشرفت کرده است که اکنون به تکنولوژی دسترسی داریم که میتواند به ما در درک بهتر مغزمان کمک کند. شرکت Emotiv یک کمپانی در زمینه بیوانفورماتیک است که به افراد قدرت میدهد تا با دریافت یک «تصویر درونی از مغز»، ساختار سیستم عصبی خود را بشناسند.
فناوری Emotiv دادههای الکتروانسفالوگرافی (EEG) را از مغز اندازهگیری و آنها را برای دستیابی به بینشهایی درباره عملکرد مغز تحلیل میکند. از آنجایی که این بینشها بر اساس زمینه و شرایط هستند، اطلاعات محوری برای درک معنای رویدادها و وضعیتهای خاص ارائه میدهند.
به طور اساسی، شما یک هدست Emotiv را روی سر خود قرار میدهید و این دستگاه سیگنالهای مغزتان را اندازهگیری میکند. سپس، این سیگنالها را به بینشها و آمارهای معنادار مغزی تبدیل میکند.
بهرهگیری از قدرت مغز با استفاده از یک پلتفرم فناوری عصبی مانند Emotiv کاملاً امکانپذیر است. با درک ویژگیهای انفرادی مغز خود، میتوانید مهارتها و تواناییهای خاص خود را در دنیای واقعی به کار بگیرید.
چگونه از این اطلاعات استفاده کنیم؟
وقتی درباره مغز خود اطلاعاتی به دست آوردید، نوبت به آن میرسد که این اطلاعات را به نحو احسن استفاده کنید. اگر درک واضحی از نحوه یادگیری، حفظ اطلاعات، پردازش خاطرات و برخورد با مشکلات داشته باشید، میتوانید با دنبال کردن روشهایی که برای شما کارآمد هستند، مغز خود را همواره فعال و پویا نگه دارید.
در اینجا چند روش ساده برای فعال نگه داشتن مغز آورده شده است:
حل کردن پازلهای جیگسا (جورچین)
پازلها فقط برای کودکان نیستند. کار روی یک پازل ۱۰۰۰ تکه از تصویر یک ساختمان یا اتصال ۵۰۰ تکه برای ساخت پوستر یک فیلم دیزنی به شما کمک میکند مغز خود را تقویت کنید.
تحقیقات نشان دادهاند که وقتی پازلهای جیگسا حل میکنید، از مغز خود در برابر پیر شدن شناختی فضایی-دیداری محافظت میکنید. حافظه فعال فضایی-دیداری شما تعیینکننده زمانی است که برای هماهنگ کردن پاسخهای چشم و لامسه نیاز دارید.
برخی نمونههای متداول این مهارت شامل بستن دکمههای پیراهن، نقاشی کشیدن، یا سرهم کردن قطعات مبلمان دمونتاژ شده است. حتی مرتب کردن رختخواب نیز نمونهای از کاربرد حافظه فعال فضایی-دیداری است.
وقتی روی یک پازل کار میکنید، باید بفهمید هر تکه کجا قرار میگیرد. اگرچه ممکن است این کار برای آن فعالیتی که انجام میدهید ناچیز به نظر برسد، اما مزایای آن در مقیاس بزرگتر بسیار حیاتی خواهد بود.
دایره لغات خود را افزایش دهید
چندزبانه بودن صرفاً راهی برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران یا برقراری ارتباط مؤثرتر با همه نیست. این کار به تحریک مغز شما نیز کمک میکند. تحقیقات نشان میدهند که بسیاری از بخشهای مغز که معمولاً در پردازش شنیداری و دیداری درگیر هستند، در کارهای مربوط به واژگان نیز نقش ایفا میکنند.
هنگامی که کلمات جدیدی را در زبان خود یا زبان غریبه یاد میگیرید، در نهایت ارتباطات را در تمام این نواحی مغز تقویت میکنید.
شما لزوماً مجبور نیستید یک زبان جدید را از صفر یاد بگیرید تا این فعالیت تقویتکننده شناخت را تمرین کنید. اگر در حال مطالعه کتاب هستید یا حتی در حال گشتوگذار در شبکههای اجتماعی متوجه کلمهای شدید که با آن آشنایی ندارید، معنی آن را در گوگل جستجو کنید.
آن را یادداشت کنید، یا فقط چند بار در روز آن را در ذهن خود مرور کنید. همچنین میتوانید سعی کنید از آن کلمه در مکالمات خود استفاده کنید. در نهایت، با این کار قادر خواهید بود کلمات جدید را سریعتر یاد بگیرید.
رقصیدن
چیزی به سادگی و جذابیتِ رقصیدن میتواند به بهبود حافظه مغز و سرعت پردازش اطلاعات کمک کند. احتمال دارد که این موضوع به دلیل سطح هماهنگی مورد نیاز در حرکت و رقص باشد. اگر در کلاس سالسا یا زومبا شرکت کنید، باید گامها را برای هر ضرب آهنگ به خاطر بسپارید.
با گذشت زمان، این کار به بهبود تواناییهای یادگیری شما کمک میکند. علاوه بر این، میتوانید دوستان خود را در دورهمی بعدی شگفتزده کنید.
آموزش یک مهارت به دیگران
پیش از این در همین مقاله توضیح دادیم که چگونه یادگیری یک مهارت، اتصالات را در مغز شما تقویت میکند. همین موضوع برای زمانی که مهارت را به شخص دیگری آموزش میدهید نیز صادق است.
برای مثال، اگر نواختن پیانو را بلد هستید، میتوانید آن را به یک دوست آموزش دهید. با انجام این کار، آنچه را که از قبل میدانید تمرین خواهید کرد و اتصالات نورونی را در مغز خود قویتر میکنید. در عین حال، اشتباهاتی که دوستتان مرتکب میشود را نیز خواهید دید.
سپس قادر خواهید بود اشتباهات آنها را تصحیح کنید که در نهایت دانش شما را در مورد آن مهارت خاص تثبیت میکند.
مدیتیشن (مراقبه)
اگر دائماً استرس دارید و به نظر میرسد مغز شما در تمام مدت در حال دویدن در مسابقه ماراتن است، مدیتیشن متحد اصلی شماست. مدیتیشن به آرامش بدن و کاهش استرس کمک میکند. این کار همچنین تنفس شما را آرام میکند که این امر نیز در پایین نگه داشتن سطح استرس نقش مهمی دارد.
میخواهید بخش فوقالعاده داستان را بشنوید؟ مدیتیشن همچنین برای افزایش توانایی پردازش اطلاعات مغز شما شناخته شده است. علاوه بر این، حافظه شما را تقویت میکند و باعث میشود مسائل را به درستی و به سرعت به یاد آورید.
اگر میخواهید از مدیتیشن بهرهمند شوید، این نکات را به دقت دنبال کنید:
وقتی مدیتیشن را شروع میکنید، انتظار نداشته باشید که زندگی شما را به طور کامل متحول کند. قدم به قدم پیش بروید. به خود بگویید برای آرام کردن تنفستان مدیتیشن میکنید. هفته بعد، با هدف کاهش استرس خود به سراغ مدیتیشن بروید.
به برنامه مدیتیشن خود پایبند باشید. تعیین زمان مناسب برای مدیتیشن به این فرآیند کمک میکند.
فضایی را برای مدیتیشن اختصاص دهید. مکانی ساکت در خانه یا هر جایی در فضای باز انتخاب کنید و روزانه در آنجا مراقبه کنید. در صورت تغییر مکان در هر روز، ممکن است بدنتان برای سازگاری با محیط جدید به سختی بیفتد.
چند نفس عمیق بکشید و بدن خود را آرام کنید.
مرکز کنترل خود را بشناسید

شما میتوانید خود را برای حفظ اطلاعات، به دست آوردن تابآوری، بهبود حافظه و در کل غنیسازی زندگیتان آموزش دهید.
مغز شما بدون شک ارزشمندترین عضو بدن است. با وجود اندازه کوچکش، همه چیز - از حافظه و ادراک گرفته تا شناخت و احساسات - را هماهنگ و کنترل میکند.
بنابراین، یادگیری در مورد مغزتان روشی فوقالعاده برای توانمند ساختن خود است. اگر بدانید چگونه میتوانید مهارتهای جدید یاد بگیرید یا احساسات خود را مدیریت کنید، برای شروع یک یادگیری جدید یا مقابله با یک تجربه آسیبزا در زندگیتان، آمادگی بیشتری خواهید داشت.
به همین ترتیب، اگر مفاهیمی مانند انعطافپذیری عصبی و حافظه فعال را درک کنید، قادر خواهید بود خود را برای حفظ اطلاعات، به دست آوردن تابآوری، بهبود حافظه و در کل غنیسازی زندگیتان آموزش دهید.
دکتر جان ان. موریس، مدیر تحقیقات سیاستهای بهداشتی و اجتماعی در موسسه تحقیقات پیری، میگوید که مهارتهای شناختی و حافظه شما با گذشت زمان کاهش میابد. بنابراین، باید از همین حالا شروع به ساختن ذخایر مغزی خود کنید.
شناخت مغزتان به شما کمک میکند دقیقاً همین کار را انجام دهید و به شما قدرت تصمیمگیریهایی را میدهد که در نهایت در سنین پیری به نفع شما خواهد بود و فرآیند پیری و تحلیل سیستم عصبی را در بدنتان به تاخیر میاندازد.

به خواندن ادامه دهید