میزبان جوان پادکست در حالی که از طریق یک لپ‌تاپ در حال ضبط است، درون یک میکروفون استودیویی صحبت می‌کند. او با هدفون و در حال اشاره و حرکت دست در طول گفتگو، در یک جلسه صوتی از راه دور در یک فضای کاری مدرن و روشن مشارکت دارد.

چگونه EEG اندازه‌گیری توجه را در تبلیغات پادکست بهبود می‌بخشد

اچ. بی. دوران

به‌روزرسانی در

۲۱ خرداد ۱۴۰۵

میزبان جوان پادکست در حالی که از طریق یک لپ‌تاپ در حال ضبط است، درون یک میکروفون استودیویی صحبت می‌کند. او با هدفون و در حال اشاره و حرکت دست در طول گفتگو، در یک جلسه صوتی از راه دور در یک فضای کاری مدرن و روشن مشارکت دارد.

چگونه EEG اندازه‌گیری توجه را در تبلیغات پادکست بهبود می‌بخشد

اچ. بی. دوران

به‌روزرسانی در

۲۱ خرداد ۱۴۰۵

میزبان جوان پادکست در حالی که از طریق یک لپ‌تاپ در حال ضبط است، درون یک میکروفون استودیویی صحبت می‌کند. او با هدفون و در حال اشاره و حرکت دست در طول گفتگو، در یک جلسه صوتی از راه دور در یک فضای کاری مدرن و روشن مشارکت دارد.

چگونه EEG اندازه‌گیری توجه را در تبلیغات پادکست بهبود می‌بخشد

اچ. بی. دوران

به‌روزرسانی در

۲۱ خرداد ۱۴۰۵

با افزایش بودجه تبلیغات پادکست، آژانس‌ها و ناشران رسانه‌ای با فشار فزاینده‌ای برای اثبات این موضوع مواجه هستند که مخاطبان نه‌تنها تبلیغات را می‌شنوند، بلکه به طور فعال به آن‌ها توجه می‌کنند. معیارهای سنتی کمپین مانند تعداد دانلود، تعداد بازدید (impressions)، نرخ تکمیل و مطالعات یادآوری برند، اطلاعات ارزشمندی را پس از قرار گرفتن در معرض تبلیغ ارائه می‌دهند، اما اغلب در ثبت آنچه در طول خود تجربه شنیدن اتفاق می‌افتد، ناکام هستند.

این شکاف اندازه‌گیری، چالش‌هایی را برای بهینه‌سازی خلاقانه، ارزش‌گذاری حامیان مالی و برنامه‌ریزی کمپین ایجاد می‌کند. درک اینکه توجه در چه زمانی در طول یک تبلیغ صوتی افزایش، کاهش یا تغییر می‌یابد، می‌تواند به بازاریابان کمک کند تا پیام‌رسانی، سرعت انتقال، ادغام‌های خوانده‌شده توسط میزبان و استراتژی‌های تعامل با مخاطب را قبل از ارائه نهایی کمپین‌ها بهبود بخشند. آزمایش‌های مبتنی بر EEG راهی برای اندازه‌گیری مستمر و عینی توجه ارائه می‌دهند و لایه عمیق‌تری از محتوا را فراهم می‌کنند که مکمل آنالیزهای مرسوم تبلیغات پادکست است.

برای آژانس‌ها و ناشرانی که به دنبال شواهد قوی‌تری از اثربخشی خلاقانه هستند، آزمایش‌های مبتنی بر علوم اعصاب می‌توانند نشان دهند که مخاطبان چگونه به تبلیغات پادکست در لحظه واکنش نشان می‌دهند و به تیم‌ها کمک می‌کنند تا تصمیمات مطمئن‌تری در مورد محتوا، جایگذاری و بهینه‌سازی بگیرند.

EEG testing used to measure audience attention during podcast advertising exposure

در بالا: یک تست A/B برای تبلیغات پادکست با استفاده از یک قالب مبتنی بر گره در Emotiv Studio ساخته شده است.

یافته‌های کلیدی

  • روش EEG اندازه‌گیری مستمر توجه را در طول مواجهه با تبلیغات پادکست فراهم می‌کند.

  • داده‌های مربوط به پاسخ مخاطب در لحظه به بهینه‌سازی اجرای خلاقانه قبل از راه‌اندازی کمک می‌کند.

  • الگوهای توجه می‌توانند لحظاتی را که شنوندگان تعامل خود را قطع می‌کنند یا دوباره درگیر می‌شوند، شناسایی کنند.

  • آزمایش‌های مبتنی بر علوم اعصاب مکمل معیارهای سنتی عملکرد و یادآوری هستند.

  • آژانس‌ها و ناشران می‌توانند از بینش‌های حاصل از EEG برای بهبود اثربخشی کمپین و ارزش اسپانسرینگ استفاده کنند.

چالش توجه در تبلیغات پادکست

مخاطبان پادکست اغلب به شدت با محتوا درگیر هستند، که این امر این کانال را برای تبلیغ‌کنندگان جذاب می‌کند. با این حال، درگیری با خود پادکست به طور خودکار به درگیری با بخش‌های تبلیغاتی منجر نمی‌شود. شنوندگان ممکن است به طور همزمان چند کار را انجام دهند، در طول خواندن اسپانسرینگ به صورت ذهنی از توجه خارج شوند یا تمرکز خود را در طول پیام‌های تبلیغاتی طولانی از دست بدهند.

بسیاری از ارزیابی‌های کمپین به نظرسنجی‌های پس از مواجهه یا معیارهای انتساب (attribution metrics) متکی هستند. اگرچه این رویکردها مفید هستند، اما نتایج را پس از مواجهه اندازه‌گیری می‌کنند، نه فرآیندهای شناختی را که در حین مواجهه رخ می‌دهند. در نتیجه، بازاریابان ممکن است بدانند که آیا یک تبلیغ عملکرد خوبی داشته است یا خیر، اما متوجه نمی‌شوند که چرا لحظات خاصی موفق بوده یا با شکست مواجه شده‌اند.

این محدودیت به ویژه در هنگام مقایسه تبلیغات خوانده‌شده توسط میزبان (host-read)، آگهی‌های سناریونویسی شده، تبلیغاتی که به صورت پویا درج شده‌اند یا بخش‌های محتوای اسپانسر شده اهمیت پیدا می‌کند. درک توجه مخاطبان در سطح لحظه به لحظه می‌تواند راهنمایی‌های کاربردی را برای بهینه‌سازی خلاقانه ارائه دهد.

سازمان‌هایی که آزمایش‌های مخاطب مبتنی بر علوم اعصاب را بررسی می‌کنند، اغلب EEG را با رویکردهای گسترده‌تر اندازه‌گیری تعامل، مانند موارد مورد بحث در تحقیقات بازاریابی عصبی Emotiv ترکیب می‌کنند تا به تیم‌ها در ارزیابی چگونگی واکنش مصرف‌کنندگان در قالب‌های مختلف رسانه‌ای کمک کنند.

چرا معیارهای سنتی اغلب سیگنال‌های حیاتی را نادیده می‌گیرند

آنالیزهای پادکست به طور قابل توجهی تکامل یافته‌اند، اما بیشتر چارچوب‌های اندازه‌گیری هنوز به جای توجه، بر روی مواجهه (exposure) تمرکز دارند. تعداد دانلود نشان‌دهنده دسترسی است. نرخ تکمیل نشان‌دهنده مصرف محتواست. مطالعات ارتقاء برند نتایج نهایی را نشان می‌دهند. هیچ‌یک از این معیارها به طور مستقیم اندازه‌گیری نمی‌کنند که آیا شنوندگان در لحظات کلیدی توجه داشته‌اند یا خیر.

سناریویی را در نظر بگیرید که در آن دو تبلیغ پادکست امتیازات یادآوری مشابهی را ایجاد می‌کنند. یکی از تبلیغات ممکن است توجه را در سراسر پیام به طور مداوم حفظ کرده باشد، در حالی که دیگری ممکن است قبل از بهبود در اواخر تبلیغ، افت شدید توجه را تجربه کرده باشد. گزارش‌های سنتی ممکن است علی‌رغم تجربیات اساساً متفاوت مخاطبان، نتایج مشابهی را نشان دهند.

برای آژانس‌هایی که چندین نسخه خلاقانه را مدیریت می‌کنند، این تمایز اهمیت دارد. درک پویایی توجه می‌تواند از تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در مورد ساختار متن، سبک اجرای میزبان، جایگذاری پیشنهادها، ارجاعات برند و زمان‌بندی دعوت به اقدام (call-to-action) پشتیبانی کند.

تیم‌هایی که از آزمایش مخاطبین مبتنی بر EEG استفاده می‌کنند، اغلب یافته‌ها را در کنار روش‌های گسترده‌تر تحقیقات مصرف‌کننده، که از طریق چارچوب‌های اندازه‌گیری مخاطب مبتنی بر علوم اعصاب توصیف شده‌اند، ادغام می‌کنند تا دید کامل‌تری از عملکرد کمپین به دست آورند.

چگونه EEG توجه را در لحظه در طول تبلیغات صوتی اندازه‌گیری می‌کند

روش EEG فعالیت الکتریکی تولید شده توسط مغز را از طریق حسگرهای غیرتهاجمی قرار گرفته روی پوست سر اندازه‌گیری می‌کند. در برنامه‌های تحقیقاتی بازاریابی، EEG می‌تواند به شناسایی الگوهای مرتبط با توجه، تعامل، بار شناختی و پاسخ عاطفی در طول مواجهه با رسانه کمک کند.

برخلاف نظرسنجی‌هایی که پس از پایان تجربه به حافظه متکی هستند، EEG پاسخ‌ها را به طور مستمر در حالی که شنوندگان در معرض محتوا قرار دارند ثبت می‌کند. این امر محققان را قادر می‌سازد تا تغییرات ثانیه به ثانیه را در طول یک تبلیغ پادکست بررسی کنند.

به عنوان مثال، اندازه‌گیری‌های توجه ممکن است موارد زیر را نشان دهد:

  • آیا زمانی که میزبان یک بخش اسپانسرینگ را شروع می‌کند، توجه افزایش می‌یابد یا خیر.

  • مخاطبان چگونه به مزایای محصول در مقایسه با پیشنهادهای تبلیغاتی پاسخ می‌دهند.

  • کدام عناصر داستان‌پردازی تمرکز شنونده را حفظ می‌کنند.

  • در کجای تبلیغات طولانی‌تر، میزان توجه کاهش می‌یابد.

  • آیا ارجاعات برند در لحظات با توجهِ بالا رخ می‌دهند یا خیر.

این بینش‌ها به تیم‌های خلاق اجازه می‌دهد تا به جای تکیه بر نتایج کلی کمپین، فرصت‌های خاصی را برای بهینه‌سازی شناسایی کنند.

سازمان‌هایی که از پلتفرم‌هایی مانند Emotiv Studio استفاده می‌کنند، می‌توانند داده‌های EEG را در جریان‌های کاری ساختاریافته آزمایش بگنجانند که از ارزیابی رسانه و آنالیز پاسخ مخاطب پشتیبانی می‌کند.

نمونه‌های واقعی از اندازه‌گیری تبلیغات مبتنی بر EEG

تحقیقات EEG ارزش خود را در انواع قالب‌های رسانه‌ای، از جمله محیط‌های صوتی و تبلیغاتی نشان داده است. به عنوان مثال، تحقیقی که توسط Leeuwis et al. (2021) در Frontiers in Neuroscience منتشر شد، نشان داد که چگونه معیارهای حاصل از EEG می‌توانند بینش‌هایی درباره تعامل و توجه در طول تجربیات رسانه‌ای ارائه دهند و فرصت‌هایی را برجسته کنند که روش‌های سنتی خود-گزارش‌دهی ممکن است آن‌ها را نادیده بگیرند.

به طور مشابه، محققان تبلیغات به طور فزاینده‌ای روش‌های علوم اعصاب را برای درک اثربخشی خلاقانه مورد بررسی قرار داده‌اند. بر اساس تحقیق Kalaganis et al. (2017)، اندازه‌گیری‌های EEG می‌تواند تفاوت‌هایی را در پاسخ مخاطبان به محرک‌های صوتی نشان دهد که شناسایی آن‌ها تنها از طریق تکنیک‌های نظرسنجی مرسوم دشوار است. این یافته‌ها استفاده از اندازه‌گیری مستمر توجه را در هنگام ارزیابی محتوای رسانه‌ای و پیام‌های تبلیغاتی تأیید می‌کنند.

در محیط‌های تحقیقاتی تجاری مخاطب، شرکت‌هایی که از روش‌های بازاریابی عصبی مبتنی بر EEG استفاده می‌کنند، از معیارهای توجه و تعامل برای مقایسه اجراهای خلاقانه، شناسایی گزینه‌های محتوایی با عملکرد قوی‌تر و بهبود تصمیم‌گیری قبل از انجام سرمایه‌گذاری‌های رسانه‌ای در مقیاس بزرگ استفاده کرده‌اند.

اعمال بینش‌های EEG در بهینه‌سازی خلاقانه پادکست

برای آژانس‌های بازاریابی و ناشران، ارزش EEG صرفاً در اندازه‌گیری نیست، بلکه در بهینه‌سازی است. داده‌های توجه زمانی بیشترین کاربرد را دارند که مستقیماً به تصمیمات خلاقانه مرتبط شوند.

هنگام ارزیابی تبلیغات پادکست، تیم‌ها می‌توانند موارد زیر را بررسی کنند:

  • عملکرد تبلیغ خوانده‌شده توسط میزبان در مقایسه با تبلیغ از پیش ضبط‌شده.

  • تفاوت‌های توجه در طول زمان‌های مختلف اسپانسرینگ.

  • تأثیر داستان‌پردازی در مقایسه با پیام‌رسانی با پاسخ مستقیم.

  • محل قرارگیری نام برند در طول تبلیغ.

  • پاسخ مخاطبان به رویکردهای مختلف دعوت به اقدام (call-to-action).

از آنجا که داده‌های EEG با مواجهه با محتوا همگام‌سازی زمانی شده‌اند، محققان می‌توانند لحظات دقیقی را که تغییرات توجه در آنها رخ می‌دهد، جداسازی کنند. این سطح از جزئیات به تیم‌های خلاق کمک می‌کند تا فراتر از فرضیات حرکت کرده و بهبودهای مبتنی بر شواهد را شناسایی کنند.

ناشران همچنین می‌توانند از این بینش‌ها برای تقویت روابط با تبلیغ‌کنندگان استفاده کنند. اثبات اینکه چگونه قالب‌های اسپانسرینگ بر توجه تأثیر می‌گذارند، می‌تواند از موقعیت‌یابی ویژه جایگاه‌های تبلیغاتی و توصیه‌های آگاهانه‌تر برای کمپین پشتیبانی کند.

ایجاد یک چارچوب اندازه‌گیری کامل‌تر

روش EEG نباید به عنوان جایگزینی برای معیارهای موجود تبلیغات پادکست در نظر گرفته شود. در عوض، این روش یک لایه مکمل را اضافه می‌کند که به توضیح رفتار مخاطب در طول مواجهه کمک می‌کند.

یک چارچوب ارزیابی جامع می‌تواند موارد زیر را ترکیب کند:

  • معیارهای دسترسی به مخاطب و دانلود.

  • مطالعات ارتقاء و یادآوری برند.

  • داده‌های انتساب و نرخ تبدیل (conversion).

  • اندازه‌گیری‌های توجه و تعامل از طریق EEG.

  • بازخوردهای کیفی مخاطبان.

این منابع داده با هم، درک کامل‌تری از اثربخشی خلاقانه ارائه می‌دهند و به بازاریابان کمک می‌کنند تا هم نتایج و هم فرآیندهای شناختی را که به آن نتایج کمک می‌کنند، شناسایی کنند.

نتیجه‌گیری

همان‌طور که تبلیغات پادکست به بلوغ خود ادامه می‌دهد، بازاریابان به رویکردهای اندازه‌گیری نیاز دارند که فراتر از مواجهه و یادآوری به‌تنهایی حرکت کنند. اندازه‌گیری توجه در لحظه، درک عمیق‌تری از نحوه تجربه محتوای تبلیغاتی توسط مخاطبان، در همان زمان وقوع آن، به آژانس‌ها و ناشران می‌دهد.

آزمایش‌های مبتنی بر EEG با نشان دادن نوسانات توجه در سراسر یک تبلیغ، به تیم‌ها کمک می‌کند تا فرصت‌های بهبود اجرای خلاقانه، بهینه‌سازی قالب‌های اسپانسرینگ و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در مورد کمپین را شناسایی کنند. بازاریابان به جای تکیه انحصاری بر نتایج پس از کمپین، می‌توانند بینش‌های کاربردی را در مراحل اولیه فرآیند به دست آورند و قبل از سرمایه‌گذاری قابل‌توجه در رسانه‌ها، محتوا را اصلاح کنند.

تیم‌هایی که به دنبال ارزیابی توجه، تعامل و پاسخ مخاطبان قبل از راه‌اندازی هستند، می‌توانند قابلیت‌های Emotiv Studio را به عنوان بخشی از جریان کاری تست مبتنی بر علوم اعصاب بررسی کنند.

منابع
  • Leeuwis, N., Pistone, D., Flick, N., & Van Bommel, T. (2021). A sound prediction: EEG-Based neural synchrony predicts online music streams. Frontiers in Psychology, 12, 672980. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2021.672980l

  • Kalaganis, F., Adamos, D. A., & Laskaris, N. (2017, September 4). Musical NeuroPicks: a consumer-grade BCI for on-demand music streaming services. arXiv.org. https://arxiv.org/abs/1709.01116

با افزایش بودجه تبلیغات پادکست، آژانس‌ها و ناشران رسانه‌ای با فشار فزاینده‌ای برای اثبات این موضوع مواجه هستند که مخاطبان نه‌تنها تبلیغات را می‌شنوند، بلکه به طور فعال به آن‌ها توجه می‌کنند. معیارهای سنتی کمپین مانند تعداد دانلود، تعداد بازدید (impressions)، نرخ تکمیل و مطالعات یادآوری برند، اطلاعات ارزشمندی را پس از قرار گرفتن در معرض تبلیغ ارائه می‌دهند، اما اغلب در ثبت آنچه در طول خود تجربه شنیدن اتفاق می‌افتد، ناکام هستند.

این شکاف اندازه‌گیری، چالش‌هایی را برای بهینه‌سازی خلاقانه، ارزش‌گذاری حامیان مالی و برنامه‌ریزی کمپین ایجاد می‌کند. درک اینکه توجه در چه زمانی در طول یک تبلیغ صوتی افزایش، کاهش یا تغییر می‌یابد، می‌تواند به بازاریابان کمک کند تا پیام‌رسانی، سرعت انتقال، ادغام‌های خوانده‌شده توسط میزبان و استراتژی‌های تعامل با مخاطب را قبل از ارائه نهایی کمپین‌ها بهبود بخشند. آزمایش‌های مبتنی بر EEG راهی برای اندازه‌گیری مستمر و عینی توجه ارائه می‌دهند و لایه عمیق‌تری از محتوا را فراهم می‌کنند که مکمل آنالیزهای مرسوم تبلیغات پادکست است.

برای آژانس‌ها و ناشرانی که به دنبال شواهد قوی‌تری از اثربخشی خلاقانه هستند، آزمایش‌های مبتنی بر علوم اعصاب می‌توانند نشان دهند که مخاطبان چگونه به تبلیغات پادکست در لحظه واکنش نشان می‌دهند و به تیم‌ها کمک می‌کنند تا تصمیمات مطمئن‌تری در مورد محتوا، جایگذاری و بهینه‌سازی بگیرند.

EEG testing used to measure audience attention during podcast advertising exposure

در بالا: یک تست A/B برای تبلیغات پادکست با استفاده از یک قالب مبتنی بر گره در Emotiv Studio ساخته شده است.

یافته‌های کلیدی

  • روش EEG اندازه‌گیری مستمر توجه را در طول مواجهه با تبلیغات پادکست فراهم می‌کند.

  • داده‌های مربوط به پاسخ مخاطب در لحظه به بهینه‌سازی اجرای خلاقانه قبل از راه‌اندازی کمک می‌کند.

  • الگوهای توجه می‌توانند لحظاتی را که شنوندگان تعامل خود را قطع می‌کنند یا دوباره درگیر می‌شوند، شناسایی کنند.

  • آزمایش‌های مبتنی بر علوم اعصاب مکمل معیارهای سنتی عملکرد و یادآوری هستند.

  • آژانس‌ها و ناشران می‌توانند از بینش‌های حاصل از EEG برای بهبود اثربخشی کمپین و ارزش اسپانسرینگ استفاده کنند.

چالش توجه در تبلیغات پادکست

مخاطبان پادکست اغلب به شدت با محتوا درگیر هستند، که این امر این کانال را برای تبلیغ‌کنندگان جذاب می‌کند. با این حال، درگیری با خود پادکست به طور خودکار به درگیری با بخش‌های تبلیغاتی منجر نمی‌شود. شنوندگان ممکن است به طور همزمان چند کار را انجام دهند، در طول خواندن اسپانسرینگ به صورت ذهنی از توجه خارج شوند یا تمرکز خود را در طول پیام‌های تبلیغاتی طولانی از دست بدهند.

بسیاری از ارزیابی‌های کمپین به نظرسنجی‌های پس از مواجهه یا معیارهای انتساب (attribution metrics) متکی هستند. اگرچه این رویکردها مفید هستند، اما نتایج را پس از مواجهه اندازه‌گیری می‌کنند، نه فرآیندهای شناختی را که در حین مواجهه رخ می‌دهند. در نتیجه، بازاریابان ممکن است بدانند که آیا یک تبلیغ عملکرد خوبی داشته است یا خیر، اما متوجه نمی‌شوند که چرا لحظات خاصی موفق بوده یا با شکست مواجه شده‌اند.

این محدودیت به ویژه در هنگام مقایسه تبلیغات خوانده‌شده توسط میزبان (host-read)، آگهی‌های سناریونویسی شده، تبلیغاتی که به صورت پویا درج شده‌اند یا بخش‌های محتوای اسپانسر شده اهمیت پیدا می‌کند. درک توجه مخاطبان در سطح لحظه به لحظه می‌تواند راهنمایی‌های کاربردی را برای بهینه‌سازی خلاقانه ارائه دهد.

سازمان‌هایی که آزمایش‌های مخاطب مبتنی بر علوم اعصاب را بررسی می‌کنند، اغلب EEG را با رویکردهای گسترده‌تر اندازه‌گیری تعامل، مانند موارد مورد بحث در تحقیقات بازاریابی عصبی Emotiv ترکیب می‌کنند تا به تیم‌ها در ارزیابی چگونگی واکنش مصرف‌کنندگان در قالب‌های مختلف رسانه‌ای کمک کنند.

چرا معیارهای سنتی اغلب سیگنال‌های حیاتی را نادیده می‌گیرند

آنالیزهای پادکست به طور قابل توجهی تکامل یافته‌اند، اما بیشتر چارچوب‌های اندازه‌گیری هنوز به جای توجه، بر روی مواجهه (exposure) تمرکز دارند. تعداد دانلود نشان‌دهنده دسترسی است. نرخ تکمیل نشان‌دهنده مصرف محتواست. مطالعات ارتقاء برند نتایج نهایی را نشان می‌دهند. هیچ‌یک از این معیارها به طور مستقیم اندازه‌گیری نمی‌کنند که آیا شنوندگان در لحظات کلیدی توجه داشته‌اند یا خیر.

سناریویی را در نظر بگیرید که در آن دو تبلیغ پادکست امتیازات یادآوری مشابهی را ایجاد می‌کنند. یکی از تبلیغات ممکن است توجه را در سراسر پیام به طور مداوم حفظ کرده باشد، در حالی که دیگری ممکن است قبل از بهبود در اواخر تبلیغ، افت شدید توجه را تجربه کرده باشد. گزارش‌های سنتی ممکن است علی‌رغم تجربیات اساساً متفاوت مخاطبان، نتایج مشابهی را نشان دهند.

برای آژانس‌هایی که چندین نسخه خلاقانه را مدیریت می‌کنند، این تمایز اهمیت دارد. درک پویایی توجه می‌تواند از تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در مورد ساختار متن، سبک اجرای میزبان، جایگذاری پیشنهادها، ارجاعات برند و زمان‌بندی دعوت به اقدام (call-to-action) پشتیبانی کند.

تیم‌هایی که از آزمایش مخاطبین مبتنی بر EEG استفاده می‌کنند، اغلب یافته‌ها را در کنار روش‌های گسترده‌تر تحقیقات مصرف‌کننده، که از طریق چارچوب‌های اندازه‌گیری مخاطب مبتنی بر علوم اعصاب توصیف شده‌اند، ادغام می‌کنند تا دید کامل‌تری از عملکرد کمپین به دست آورند.

چگونه EEG توجه را در لحظه در طول تبلیغات صوتی اندازه‌گیری می‌کند

روش EEG فعالیت الکتریکی تولید شده توسط مغز را از طریق حسگرهای غیرتهاجمی قرار گرفته روی پوست سر اندازه‌گیری می‌کند. در برنامه‌های تحقیقاتی بازاریابی، EEG می‌تواند به شناسایی الگوهای مرتبط با توجه، تعامل، بار شناختی و پاسخ عاطفی در طول مواجهه با رسانه کمک کند.

برخلاف نظرسنجی‌هایی که پس از پایان تجربه به حافظه متکی هستند، EEG پاسخ‌ها را به طور مستمر در حالی که شنوندگان در معرض محتوا قرار دارند ثبت می‌کند. این امر محققان را قادر می‌سازد تا تغییرات ثانیه به ثانیه را در طول یک تبلیغ پادکست بررسی کنند.

به عنوان مثال، اندازه‌گیری‌های توجه ممکن است موارد زیر را نشان دهد:

  • آیا زمانی که میزبان یک بخش اسپانسرینگ را شروع می‌کند، توجه افزایش می‌یابد یا خیر.

  • مخاطبان چگونه به مزایای محصول در مقایسه با پیشنهادهای تبلیغاتی پاسخ می‌دهند.

  • کدام عناصر داستان‌پردازی تمرکز شنونده را حفظ می‌کنند.

  • در کجای تبلیغات طولانی‌تر، میزان توجه کاهش می‌یابد.

  • آیا ارجاعات برند در لحظات با توجهِ بالا رخ می‌دهند یا خیر.

این بینش‌ها به تیم‌های خلاق اجازه می‌دهد تا به جای تکیه بر نتایج کلی کمپین، فرصت‌های خاصی را برای بهینه‌سازی شناسایی کنند.

سازمان‌هایی که از پلتفرم‌هایی مانند Emotiv Studio استفاده می‌کنند، می‌توانند داده‌های EEG را در جریان‌های کاری ساختاریافته آزمایش بگنجانند که از ارزیابی رسانه و آنالیز پاسخ مخاطب پشتیبانی می‌کند.

نمونه‌های واقعی از اندازه‌گیری تبلیغات مبتنی بر EEG

تحقیقات EEG ارزش خود را در انواع قالب‌های رسانه‌ای، از جمله محیط‌های صوتی و تبلیغاتی نشان داده است. به عنوان مثال، تحقیقی که توسط Leeuwis et al. (2021) در Frontiers in Neuroscience منتشر شد، نشان داد که چگونه معیارهای حاصل از EEG می‌توانند بینش‌هایی درباره تعامل و توجه در طول تجربیات رسانه‌ای ارائه دهند و فرصت‌هایی را برجسته کنند که روش‌های سنتی خود-گزارش‌دهی ممکن است آن‌ها را نادیده بگیرند.

به طور مشابه، محققان تبلیغات به طور فزاینده‌ای روش‌های علوم اعصاب را برای درک اثربخشی خلاقانه مورد بررسی قرار داده‌اند. بر اساس تحقیق Kalaganis et al. (2017)، اندازه‌گیری‌های EEG می‌تواند تفاوت‌هایی را در پاسخ مخاطبان به محرک‌های صوتی نشان دهد که شناسایی آن‌ها تنها از طریق تکنیک‌های نظرسنجی مرسوم دشوار است. این یافته‌ها استفاده از اندازه‌گیری مستمر توجه را در هنگام ارزیابی محتوای رسانه‌ای و پیام‌های تبلیغاتی تأیید می‌کنند.

در محیط‌های تحقیقاتی تجاری مخاطب، شرکت‌هایی که از روش‌های بازاریابی عصبی مبتنی بر EEG استفاده می‌کنند، از معیارهای توجه و تعامل برای مقایسه اجراهای خلاقانه، شناسایی گزینه‌های محتوایی با عملکرد قوی‌تر و بهبود تصمیم‌گیری قبل از انجام سرمایه‌گذاری‌های رسانه‌ای در مقیاس بزرگ استفاده کرده‌اند.

اعمال بینش‌های EEG در بهینه‌سازی خلاقانه پادکست

برای آژانس‌های بازاریابی و ناشران، ارزش EEG صرفاً در اندازه‌گیری نیست، بلکه در بهینه‌سازی است. داده‌های توجه زمانی بیشترین کاربرد را دارند که مستقیماً به تصمیمات خلاقانه مرتبط شوند.

هنگام ارزیابی تبلیغات پادکست، تیم‌ها می‌توانند موارد زیر را بررسی کنند:

  • عملکرد تبلیغ خوانده‌شده توسط میزبان در مقایسه با تبلیغ از پیش ضبط‌شده.

  • تفاوت‌های توجه در طول زمان‌های مختلف اسپانسرینگ.

  • تأثیر داستان‌پردازی در مقایسه با پیام‌رسانی با پاسخ مستقیم.

  • محل قرارگیری نام برند در طول تبلیغ.

  • پاسخ مخاطبان به رویکردهای مختلف دعوت به اقدام (call-to-action).

از آنجا که داده‌های EEG با مواجهه با محتوا همگام‌سازی زمانی شده‌اند، محققان می‌توانند لحظات دقیقی را که تغییرات توجه در آنها رخ می‌دهد، جداسازی کنند. این سطح از جزئیات به تیم‌های خلاق کمک می‌کند تا فراتر از فرضیات حرکت کرده و بهبودهای مبتنی بر شواهد را شناسایی کنند.

ناشران همچنین می‌توانند از این بینش‌ها برای تقویت روابط با تبلیغ‌کنندگان استفاده کنند. اثبات اینکه چگونه قالب‌های اسپانسرینگ بر توجه تأثیر می‌گذارند، می‌تواند از موقعیت‌یابی ویژه جایگاه‌های تبلیغاتی و توصیه‌های آگاهانه‌تر برای کمپین پشتیبانی کند.

ایجاد یک چارچوب اندازه‌گیری کامل‌تر

روش EEG نباید به عنوان جایگزینی برای معیارهای موجود تبلیغات پادکست در نظر گرفته شود. در عوض، این روش یک لایه مکمل را اضافه می‌کند که به توضیح رفتار مخاطب در طول مواجهه کمک می‌کند.

یک چارچوب ارزیابی جامع می‌تواند موارد زیر را ترکیب کند:

  • معیارهای دسترسی به مخاطب و دانلود.

  • مطالعات ارتقاء و یادآوری برند.

  • داده‌های انتساب و نرخ تبدیل (conversion).

  • اندازه‌گیری‌های توجه و تعامل از طریق EEG.

  • بازخوردهای کیفی مخاطبان.

این منابع داده با هم، درک کامل‌تری از اثربخشی خلاقانه ارائه می‌دهند و به بازاریابان کمک می‌کنند تا هم نتایج و هم فرآیندهای شناختی را که به آن نتایج کمک می‌کنند، شناسایی کنند.

نتیجه‌گیری

همان‌طور که تبلیغات پادکست به بلوغ خود ادامه می‌دهد، بازاریابان به رویکردهای اندازه‌گیری نیاز دارند که فراتر از مواجهه و یادآوری به‌تنهایی حرکت کنند. اندازه‌گیری توجه در لحظه، درک عمیق‌تری از نحوه تجربه محتوای تبلیغاتی توسط مخاطبان، در همان زمان وقوع آن، به آژانس‌ها و ناشران می‌دهد.

آزمایش‌های مبتنی بر EEG با نشان دادن نوسانات توجه در سراسر یک تبلیغ، به تیم‌ها کمک می‌کند تا فرصت‌های بهبود اجرای خلاقانه، بهینه‌سازی قالب‌های اسپانسرینگ و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در مورد کمپین را شناسایی کنند. بازاریابان به جای تکیه انحصاری بر نتایج پس از کمپین، می‌توانند بینش‌های کاربردی را در مراحل اولیه فرآیند به دست آورند و قبل از سرمایه‌گذاری قابل‌توجه در رسانه‌ها، محتوا را اصلاح کنند.

تیم‌هایی که به دنبال ارزیابی توجه، تعامل و پاسخ مخاطبان قبل از راه‌اندازی هستند، می‌توانند قابلیت‌های Emotiv Studio را به عنوان بخشی از جریان کاری تست مبتنی بر علوم اعصاب بررسی کنند.

منابع
  • Leeuwis, N., Pistone, D., Flick, N., & Van Bommel, T. (2021). A sound prediction: EEG-Based neural synchrony predicts online music streams. Frontiers in Psychology, 12, 672980. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2021.672980l

  • Kalaganis, F., Adamos, D. A., & Laskaris, N. (2017, September 4). Musical NeuroPicks: a consumer-grade BCI for on-demand music streaming services. arXiv.org. https://arxiv.org/abs/1709.01116

با افزایش بودجه تبلیغات پادکست، آژانس‌ها و ناشران رسانه‌ای با فشار فزاینده‌ای برای اثبات این موضوع مواجه هستند که مخاطبان نه‌تنها تبلیغات را می‌شنوند، بلکه به طور فعال به آن‌ها توجه می‌کنند. معیارهای سنتی کمپین مانند تعداد دانلود، تعداد بازدید (impressions)، نرخ تکمیل و مطالعات یادآوری برند، اطلاعات ارزشمندی را پس از قرار گرفتن در معرض تبلیغ ارائه می‌دهند، اما اغلب در ثبت آنچه در طول خود تجربه شنیدن اتفاق می‌افتد، ناکام هستند.

این شکاف اندازه‌گیری، چالش‌هایی را برای بهینه‌سازی خلاقانه، ارزش‌گذاری حامیان مالی و برنامه‌ریزی کمپین ایجاد می‌کند. درک اینکه توجه در چه زمانی در طول یک تبلیغ صوتی افزایش، کاهش یا تغییر می‌یابد، می‌تواند به بازاریابان کمک کند تا پیام‌رسانی، سرعت انتقال، ادغام‌های خوانده‌شده توسط میزبان و استراتژی‌های تعامل با مخاطب را قبل از ارائه نهایی کمپین‌ها بهبود بخشند. آزمایش‌های مبتنی بر EEG راهی برای اندازه‌گیری مستمر و عینی توجه ارائه می‌دهند و لایه عمیق‌تری از محتوا را فراهم می‌کنند که مکمل آنالیزهای مرسوم تبلیغات پادکست است.

برای آژانس‌ها و ناشرانی که به دنبال شواهد قوی‌تری از اثربخشی خلاقانه هستند، آزمایش‌های مبتنی بر علوم اعصاب می‌توانند نشان دهند که مخاطبان چگونه به تبلیغات پادکست در لحظه واکنش نشان می‌دهند و به تیم‌ها کمک می‌کنند تا تصمیمات مطمئن‌تری در مورد محتوا، جایگذاری و بهینه‌سازی بگیرند.

EEG testing used to measure audience attention during podcast advertising exposure

در بالا: یک تست A/B برای تبلیغات پادکست با استفاده از یک قالب مبتنی بر گره در Emotiv Studio ساخته شده است.

یافته‌های کلیدی

  • روش EEG اندازه‌گیری مستمر توجه را در طول مواجهه با تبلیغات پادکست فراهم می‌کند.

  • داده‌های مربوط به پاسخ مخاطب در لحظه به بهینه‌سازی اجرای خلاقانه قبل از راه‌اندازی کمک می‌کند.

  • الگوهای توجه می‌توانند لحظاتی را که شنوندگان تعامل خود را قطع می‌کنند یا دوباره درگیر می‌شوند، شناسایی کنند.

  • آزمایش‌های مبتنی بر علوم اعصاب مکمل معیارهای سنتی عملکرد و یادآوری هستند.

  • آژانس‌ها و ناشران می‌توانند از بینش‌های حاصل از EEG برای بهبود اثربخشی کمپین و ارزش اسپانسرینگ استفاده کنند.

چالش توجه در تبلیغات پادکست

مخاطبان پادکست اغلب به شدت با محتوا درگیر هستند، که این امر این کانال را برای تبلیغ‌کنندگان جذاب می‌کند. با این حال، درگیری با خود پادکست به طور خودکار به درگیری با بخش‌های تبلیغاتی منجر نمی‌شود. شنوندگان ممکن است به طور همزمان چند کار را انجام دهند، در طول خواندن اسپانسرینگ به صورت ذهنی از توجه خارج شوند یا تمرکز خود را در طول پیام‌های تبلیغاتی طولانی از دست بدهند.

بسیاری از ارزیابی‌های کمپین به نظرسنجی‌های پس از مواجهه یا معیارهای انتساب (attribution metrics) متکی هستند. اگرچه این رویکردها مفید هستند، اما نتایج را پس از مواجهه اندازه‌گیری می‌کنند، نه فرآیندهای شناختی را که در حین مواجهه رخ می‌دهند. در نتیجه، بازاریابان ممکن است بدانند که آیا یک تبلیغ عملکرد خوبی داشته است یا خیر، اما متوجه نمی‌شوند که چرا لحظات خاصی موفق بوده یا با شکست مواجه شده‌اند.

این محدودیت به ویژه در هنگام مقایسه تبلیغات خوانده‌شده توسط میزبان (host-read)، آگهی‌های سناریونویسی شده، تبلیغاتی که به صورت پویا درج شده‌اند یا بخش‌های محتوای اسپانسر شده اهمیت پیدا می‌کند. درک توجه مخاطبان در سطح لحظه به لحظه می‌تواند راهنمایی‌های کاربردی را برای بهینه‌سازی خلاقانه ارائه دهد.

سازمان‌هایی که آزمایش‌های مخاطب مبتنی بر علوم اعصاب را بررسی می‌کنند، اغلب EEG را با رویکردهای گسترده‌تر اندازه‌گیری تعامل، مانند موارد مورد بحث در تحقیقات بازاریابی عصبی Emotiv ترکیب می‌کنند تا به تیم‌ها در ارزیابی چگونگی واکنش مصرف‌کنندگان در قالب‌های مختلف رسانه‌ای کمک کنند.

چرا معیارهای سنتی اغلب سیگنال‌های حیاتی را نادیده می‌گیرند

آنالیزهای پادکست به طور قابل توجهی تکامل یافته‌اند، اما بیشتر چارچوب‌های اندازه‌گیری هنوز به جای توجه، بر روی مواجهه (exposure) تمرکز دارند. تعداد دانلود نشان‌دهنده دسترسی است. نرخ تکمیل نشان‌دهنده مصرف محتواست. مطالعات ارتقاء برند نتایج نهایی را نشان می‌دهند. هیچ‌یک از این معیارها به طور مستقیم اندازه‌گیری نمی‌کنند که آیا شنوندگان در لحظات کلیدی توجه داشته‌اند یا خیر.

سناریویی را در نظر بگیرید که در آن دو تبلیغ پادکست امتیازات یادآوری مشابهی را ایجاد می‌کنند. یکی از تبلیغات ممکن است توجه را در سراسر پیام به طور مداوم حفظ کرده باشد، در حالی که دیگری ممکن است قبل از بهبود در اواخر تبلیغ، افت شدید توجه را تجربه کرده باشد. گزارش‌های سنتی ممکن است علی‌رغم تجربیات اساساً متفاوت مخاطبان، نتایج مشابهی را نشان دهند.

برای آژانس‌هایی که چندین نسخه خلاقانه را مدیریت می‌کنند، این تمایز اهمیت دارد. درک پویایی توجه می‌تواند از تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در مورد ساختار متن، سبک اجرای میزبان، جایگذاری پیشنهادها، ارجاعات برند و زمان‌بندی دعوت به اقدام (call-to-action) پشتیبانی کند.

تیم‌هایی که از آزمایش مخاطبین مبتنی بر EEG استفاده می‌کنند، اغلب یافته‌ها را در کنار روش‌های گسترده‌تر تحقیقات مصرف‌کننده، که از طریق چارچوب‌های اندازه‌گیری مخاطب مبتنی بر علوم اعصاب توصیف شده‌اند، ادغام می‌کنند تا دید کامل‌تری از عملکرد کمپین به دست آورند.

چگونه EEG توجه را در لحظه در طول تبلیغات صوتی اندازه‌گیری می‌کند

روش EEG فعالیت الکتریکی تولید شده توسط مغز را از طریق حسگرهای غیرتهاجمی قرار گرفته روی پوست سر اندازه‌گیری می‌کند. در برنامه‌های تحقیقاتی بازاریابی، EEG می‌تواند به شناسایی الگوهای مرتبط با توجه، تعامل، بار شناختی و پاسخ عاطفی در طول مواجهه با رسانه کمک کند.

برخلاف نظرسنجی‌هایی که پس از پایان تجربه به حافظه متکی هستند، EEG پاسخ‌ها را به طور مستمر در حالی که شنوندگان در معرض محتوا قرار دارند ثبت می‌کند. این امر محققان را قادر می‌سازد تا تغییرات ثانیه به ثانیه را در طول یک تبلیغ پادکست بررسی کنند.

به عنوان مثال، اندازه‌گیری‌های توجه ممکن است موارد زیر را نشان دهد:

  • آیا زمانی که میزبان یک بخش اسپانسرینگ را شروع می‌کند، توجه افزایش می‌یابد یا خیر.

  • مخاطبان چگونه به مزایای محصول در مقایسه با پیشنهادهای تبلیغاتی پاسخ می‌دهند.

  • کدام عناصر داستان‌پردازی تمرکز شنونده را حفظ می‌کنند.

  • در کجای تبلیغات طولانی‌تر، میزان توجه کاهش می‌یابد.

  • آیا ارجاعات برند در لحظات با توجهِ بالا رخ می‌دهند یا خیر.

این بینش‌ها به تیم‌های خلاق اجازه می‌دهد تا به جای تکیه بر نتایج کلی کمپین، فرصت‌های خاصی را برای بهینه‌سازی شناسایی کنند.

سازمان‌هایی که از پلتفرم‌هایی مانند Emotiv Studio استفاده می‌کنند، می‌توانند داده‌های EEG را در جریان‌های کاری ساختاریافته آزمایش بگنجانند که از ارزیابی رسانه و آنالیز پاسخ مخاطب پشتیبانی می‌کند.

نمونه‌های واقعی از اندازه‌گیری تبلیغات مبتنی بر EEG

تحقیقات EEG ارزش خود را در انواع قالب‌های رسانه‌ای، از جمله محیط‌های صوتی و تبلیغاتی نشان داده است. به عنوان مثال، تحقیقی که توسط Leeuwis et al. (2021) در Frontiers in Neuroscience منتشر شد، نشان داد که چگونه معیارهای حاصل از EEG می‌توانند بینش‌هایی درباره تعامل و توجه در طول تجربیات رسانه‌ای ارائه دهند و فرصت‌هایی را برجسته کنند که روش‌های سنتی خود-گزارش‌دهی ممکن است آن‌ها را نادیده بگیرند.

به طور مشابه، محققان تبلیغات به طور فزاینده‌ای روش‌های علوم اعصاب را برای درک اثربخشی خلاقانه مورد بررسی قرار داده‌اند. بر اساس تحقیق Kalaganis et al. (2017)، اندازه‌گیری‌های EEG می‌تواند تفاوت‌هایی را در پاسخ مخاطبان به محرک‌های صوتی نشان دهد که شناسایی آن‌ها تنها از طریق تکنیک‌های نظرسنجی مرسوم دشوار است. این یافته‌ها استفاده از اندازه‌گیری مستمر توجه را در هنگام ارزیابی محتوای رسانه‌ای و پیام‌های تبلیغاتی تأیید می‌کنند.

در محیط‌های تحقیقاتی تجاری مخاطب، شرکت‌هایی که از روش‌های بازاریابی عصبی مبتنی بر EEG استفاده می‌کنند، از معیارهای توجه و تعامل برای مقایسه اجراهای خلاقانه، شناسایی گزینه‌های محتوایی با عملکرد قوی‌تر و بهبود تصمیم‌گیری قبل از انجام سرمایه‌گذاری‌های رسانه‌ای در مقیاس بزرگ استفاده کرده‌اند.

اعمال بینش‌های EEG در بهینه‌سازی خلاقانه پادکست

برای آژانس‌های بازاریابی و ناشران، ارزش EEG صرفاً در اندازه‌گیری نیست، بلکه در بهینه‌سازی است. داده‌های توجه زمانی بیشترین کاربرد را دارند که مستقیماً به تصمیمات خلاقانه مرتبط شوند.

هنگام ارزیابی تبلیغات پادکست، تیم‌ها می‌توانند موارد زیر را بررسی کنند:

  • عملکرد تبلیغ خوانده‌شده توسط میزبان در مقایسه با تبلیغ از پیش ضبط‌شده.

  • تفاوت‌های توجه در طول زمان‌های مختلف اسپانسرینگ.

  • تأثیر داستان‌پردازی در مقایسه با پیام‌رسانی با پاسخ مستقیم.

  • محل قرارگیری نام برند در طول تبلیغ.

  • پاسخ مخاطبان به رویکردهای مختلف دعوت به اقدام (call-to-action).

از آنجا که داده‌های EEG با مواجهه با محتوا همگام‌سازی زمانی شده‌اند، محققان می‌توانند لحظات دقیقی را که تغییرات توجه در آنها رخ می‌دهد، جداسازی کنند. این سطح از جزئیات به تیم‌های خلاق کمک می‌کند تا فراتر از فرضیات حرکت کرده و بهبودهای مبتنی بر شواهد را شناسایی کنند.

ناشران همچنین می‌توانند از این بینش‌ها برای تقویت روابط با تبلیغ‌کنندگان استفاده کنند. اثبات اینکه چگونه قالب‌های اسپانسرینگ بر توجه تأثیر می‌گذارند، می‌تواند از موقعیت‌یابی ویژه جایگاه‌های تبلیغاتی و توصیه‌های آگاهانه‌تر برای کمپین پشتیبانی کند.

ایجاد یک چارچوب اندازه‌گیری کامل‌تر

روش EEG نباید به عنوان جایگزینی برای معیارهای موجود تبلیغات پادکست در نظر گرفته شود. در عوض، این روش یک لایه مکمل را اضافه می‌کند که به توضیح رفتار مخاطب در طول مواجهه کمک می‌کند.

یک چارچوب ارزیابی جامع می‌تواند موارد زیر را ترکیب کند:

  • معیارهای دسترسی به مخاطب و دانلود.

  • مطالعات ارتقاء و یادآوری برند.

  • داده‌های انتساب و نرخ تبدیل (conversion).

  • اندازه‌گیری‌های توجه و تعامل از طریق EEG.

  • بازخوردهای کیفی مخاطبان.

این منابع داده با هم، درک کامل‌تری از اثربخشی خلاقانه ارائه می‌دهند و به بازاریابان کمک می‌کنند تا هم نتایج و هم فرآیندهای شناختی را که به آن نتایج کمک می‌کنند، شناسایی کنند.

نتیجه‌گیری

همان‌طور که تبلیغات پادکست به بلوغ خود ادامه می‌دهد، بازاریابان به رویکردهای اندازه‌گیری نیاز دارند که فراتر از مواجهه و یادآوری به‌تنهایی حرکت کنند. اندازه‌گیری توجه در لحظه، درک عمیق‌تری از نحوه تجربه محتوای تبلیغاتی توسط مخاطبان، در همان زمان وقوع آن، به آژانس‌ها و ناشران می‌دهد.

آزمایش‌های مبتنی بر EEG با نشان دادن نوسانات توجه در سراسر یک تبلیغ، به تیم‌ها کمک می‌کند تا فرصت‌های بهبود اجرای خلاقانه، بهینه‌سازی قالب‌های اسپانسرینگ و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در مورد کمپین را شناسایی کنند. بازاریابان به جای تکیه انحصاری بر نتایج پس از کمپین، می‌توانند بینش‌های کاربردی را در مراحل اولیه فرآیند به دست آورند و قبل از سرمایه‌گذاری قابل‌توجه در رسانه‌ها، محتوا را اصلاح کنند.

تیم‌هایی که به دنبال ارزیابی توجه، تعامل و پاسخ مخاطبان قبل از راه‌اندازی هستند، می‌توانند قابلیت‌های Emotiv Studio را به عنوان بخشی از جریان کاری تست مبتنی بر علوم اعصاب بررسی کنند.

منابع
  • Leeuwis, N., Pistone, D., Flick, N., & Van Bommel, T. (2021). A sound prediction: EEG-Based neural synchrony predicts online music streams. Frontiers in Psychology, 12, 672980. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2021.672980l

  • Kalaganis, F., Adamos, D. A., & Laskaris, N. (2017, September 4). Musical NeuroPicks: a consumer-grade BCI for on-demand music streaming services. arXiv.org. https://arxiv.org/abs/1709.01116

فردی که در حال استراحت در فضای باز روی یک چمنزار سرسبز است و مجله‌ای چاپی را ورق می‌زند، نمای از بالا، که نشان‌دهنده تعامل با تبلیغات چاپی و محتوای سرمقاله‌ای در یک محیط طبیعی و بدون حواس‌پرتی است.

به خواندن ادامه دهید

چگونه EEG واکنش‌های مصرف‌کننده را نسبت به تبلیغات چاپی اندازه‌گیری می‌کند