فردی که با شور و هیجان فراوان در جایگاه ویژه یک ورزشگاه مشرف به یک مسابقه فوتبال شلوغ در حال جشن گرفتن است

علوم اعصاب می‌تواند به توضیح رفتار هواداران فوتبال کمک کند

Emotiv

به‌روزرسانی در

۳ مرداد ۱۳۹۷

فردی که با شور و هیجان فراوان در جایگاه ویژه یک ورزشگاه مشرف به یک مسابقه فوتبال شلوغ در حال جشن گرفتن است

علوم اعصاب می‌تواند به توضیح رفتار هواداران فوتبال کمک کند

Emotiv

به‌روزرسانی در

۳ مرداد ۱۳۹۷

فردی که با شور و هیجان فراوان در جایگاه ویژه یک ورزشگاه مشرف به یک مسابقه فوتبال شلوغ در حال جشن گرفتن است

علوم اعصاب می‌تواند به توضیح رفتار هواداران فوتبال کمک کند

Emotiv

به‌روزرسانی در

۳ مرداد ۱۳۹۷

اولیویر اولیر می‌نویسد: هورمون‌های استرس هنگام تماشای یک بازی به شدت فعال می‌شوند – و این می‌تواند مرز بین لذت و پرخاشگری را تعیین کند.یکشنبه گذشته، من به کشورم فرانسه پرواز کردم تا پیروزی ۴ بر ۲ تیم ملی فوتبال فرانسه (Les Bleus) در برابر کرواسی را در فینال جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه تماشا کنم. دختران من در سال ۱۹۹۸، زمانی که فرانسه برای اولین بار قهرمان جام جهانی شد، هنوز به دنیا نیامده بودند و من می‌خواستم آن لحظه را با آنها شریک شوم و خودم نیز بخشی از خاطره‌ای باشم که ممکن است مغز آنها تا دهه‌های آینده حفظ کند. فوتبال برای من شگفت‌انگیز است. نه فقط به عنوان یک ورزش، بلکه بیش از هر چیز، به خاطر آنچه در وجود مردم برمی‌انگیزد، در همه ما که عاشق این بازی هستیم. شما می‌توانید آنها را در هر بخش از جامعه پیدا کنید، از کارگران کارخانه گرفته تا سران کشورها، همانطور که در تصویرِ اکنون نمادین امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، که با مشت‌های گره‌کرده از روی شادی در جریان فینال یکشنبه گذشته به هوا می‌پرید، به زیبایی به تصویر کشیده شده است. تا جایی که من می‌دانم، آنها تنها افرادی هستند که حاضرند روزهای کاری خود را مرخصی بگیرند، ۱۵ ساعت سوار اتوبوس شوند تا از تیم خود در یک بازی مبهم در سرما حمایت کنند و به موقع برگردند تا پشت میز کار خود در دفتر حضور یابند. آنها همچنین قادرند یک روز بازیکنی را ستایش کنند و دو هفته بعد به او توهین کنند. در مغز و بدن هواداران فوتبال چه می‌گذرد که می‌تواند رفتار آنها را توضیح دهد؟ حمایت از یک تیم فوتبال تصویر فوق‌العاده‌ای از روانشناسی ائتلافی و وفاداری درون‌گروهی است که بین گروه‌های هواداران در جریان است و منجر به لذت فراوان – و البته گاهی اوقات به پرخاشگری – می‌شود. در سال ۲۰۱۵، گروهی از پژوهشگران دپارتمان روانشناسی اجتماعی و سازمانی در دانشگاه وی‌یو (VU) در آمستردام به سرپرستی لیندر فان در می، هواداران را به تماشای مسابقه‌ای نشاندند که در آن تیم محبوبشان از رقیب دیرینه خود شکست می‌خورد. پژوهشگران متوجه شدند که وقتی هواداران نتیجه بازی را ناعادلانه می‌دانستند، به ویژه زمانی که تصور می‌کردند داور مسئول این نتیجه است، خشم و رفتار پرخاشگرانه در آنها افزایش می‌یافت. با این حال، اگر احساس می‌کردند که تیم محبوب خودشان مقصر این شکست است، پرخاشگری به میزان قابل‌توجهی کمتر بود. مورد دوم با مطالعه‌ای همسو است که توسط دانشمندان اهل توبینگن آلمان منتشر شد و نشان داد که هواداری (تعصب تیمی) منجر به سوگیری در درک آنچه روی زمین مسابقه رخ می‌دهد، نمی‌شود. با این حال، قضاوت‌های گذشته‌نگر درباره بازی به وضوح تحت تأثیر تعصب تیمی منحرف می‌شوند. یکی از دلایل این امر، تغییر برخی هورمون‌ها در بدن هواداران هنگام تماشای بازی است. مطالعه دیگری که فان در می و همکارانش روی هواداران اسپانیایی در جریان فینال جام جهانی ۲۰۱۰ (زمانی که تیم ملی اسپانیا هلند را شکست داد) انجام دادند، جنبه‌های بیشتری از این نقش را بر رفتار هواداران فوتبال روشن می‌کند. به‌طور دقیق‌تر، آنها تغییرات کورتیزول و تستوسترون، دو هورمون استروئیدی که به ترتیب با استرس و رفتار پرخاشگرانه مرتبط هستند را بررسی کردند. اولین مشاهده این بود که سطح کورتیزول با میزان شدت هواداری رابطه مستقیم دارد. به عبارت دیگر، هواداران پر و پا قرص‌تر، استرس بیشتری را تجربه می‌کنند. این مطالعه همچنین نشان داد که سطح تستوسترون هوادارانی که بازی را تماشا می‌کردند افزایش یافته است، در حالی که «ترشح کورتیزول در میان طرفداران جوان‌تر و جدی‌تر فوتبال نشان می‌دهد که آنها تصور می‌کردند نتیجه منفی مسابقه، عزت نفس اجتماعی خودِ آنها را تهدید می‌کند». عزت نفس و احساس مالکیت در هواداری ورزشی بسیار مهم هستند، همانطور که تمایل هواداران به استفاده از ضمایر اول شخص برای صحبت درباره پیروزی‌ها و ضمایر سوم شخص هنگام بحث درباره شکست‌ها این موضوع را آشکار می‌سازد؛ بنابراین می‌گویند: «ما بردیم» اما «آنها باختند». ما به عنوان انسان، نیاز شدیدی به تعلق داریم. هوادار فوتبال بودن این نیاز را برای بسیاری از مردم برآورده می‌کند، با این حال این تعصب اغلب ریشه در هیچ چیز منطقی ندارد. وفاداری‌های خودسرانه به تیم‌ها هسته اصلی هواداری است. یکی از دلایلی که بسیاری از مردم از یک تیم فوتبال حمایت می‌کنند ربطی به نحوه بازی آنها ندارد، بلکه به این دلیل است که آن هوادار در شهر همان تیم متولد شده است. اگر به زودی گذرتان به فرانسه افتاد، یا دفعه بعدی که با مردم فرانسه ملاقات کردید، از آنها بپرسید که در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۸، روزی که فرانسه برای اولین بار در تاریخ خود قهرمان جام جهانی شد، چه کار می‌کردند. تصور می‌کنم آنها آن لحظه را به وضوح به یاد خواهند آورد. در آن زمان، به دلیل اینکه خودم را برای مقطع کارشناسی ارشد آماده می‌کردم، کاملاً از آن لذت نبردم. اما یکشنبه گذشته، وقتی تیم فوتبال فرانسه برای دومین بار قهرمان جهان شد، قضیه فرق می‌کرد. من در کنار دخترانم هیاهو می‌کردم و فریاد شادی سر می‌دادم و حتی بیشتر از همیشه از آنها آغوش و بوسه هدیه گرفتم. من نیز مانند میلیون‌ها انسان دیگر، از هیچ آسیب هواداری رنج نبردم: من فقط از سرایت عاطفی ناشی از پیروزی در جام جهانی بهره‌مند شدم، یکی از معدود رویدادهای مثبتی که به سرخط خبرهای جهانی تبدیل می‌شود.مشاهده مقاله اصلی

اولیویر اولیر می‌نویسد: هورمون‌های استرس هنگام تماشای یک بازی به شدت فعال می‌شوند – و این می‌تواند مرز بین لذت و پرخاشگری را تعیین کند.یکشنبه گذشته، من به کشورم فرانسه پرواز کردم تا پیروزی ۴ بر ۲ تیم ملی فوتبال فرانسه (Les Bleus) در برابر کرواسی را در فینال جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه تماشا کنم. دختران من در سال ۱۹۹۸، زمانی که فرانسه برای اولین بار قهرمان جام جهانی شد، هنوز به دنیا نیامده بودند و من می‌خواستم آن لحظه را با آنها شریک شوم و خودم نیز بخشی از خاطره‌ای باشم که ممکن است مغز آنها تا دهه‌های آینده حفظ کند. فوتبال برای من شگفت‌انگیز است. نه فقط به عنوان یک ورزش، بلکه بیش از هر چیز، به خاطر آنچه در وجود مردم برمی‌انگیزد، در همه ما که عاشق این بازی هستیم. شما می‌توانید آنها را در هر بخش از جامعه پیدا کنید، از کارگران کارخانه گرفته تا سران کشورها، همانطور که در تصویرِ اکنون نمادین امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، که با مشت‌های گره‌کرده از روی شادی در جریان فینال یکشنبه گذشته به هوا می‌پرید، به زیبایی به تصویر کشیده شده است. تا جایی که من می‌دانم، آنها تنها افرادی هستند که حاضرند روزهای کاری خود را مرخصی بگیرند، ۱۵ ساعت سوار اتوبوس شوند تا از تیم خود در یک بازی مبهم در سرما حمایت کنند و به موقع برگردند تا پشت میز کار خود در دفتر حضور یابند. آنها همچنین قادرند یک روز بازیکنی را ستایش کنند و دو هفته بعد به او توهین کنند. در مغز و بدن هواداران فوتبال چه می‌گذرد که می‌تواند رفتار آنها را توضیح دهد؟ حمایت از یک تیم فوتبال تصویر فوق‌العاده‌ای از روانشناسی ائتلافی و وفاداری درون‌گروهی است که بین گروه‌های هواداران در جریان است و منجر به لذت فراوان – و البته گاهی اوقات به پرخاشگری – می‌شود. در سال ۲۰۱۵، گروهی از پژوهشگران دپارتمان روانشناسی اجتماعی و سازمانی در دانشگاه وی‌یو (VU) در آمستردام به سرپرستی لیندر فان در می، هواداران را به تماشای مسابقه‌ای نشاندند که در آن تیم محبوبشان از رقیب دیرینه خود شکست می‌خورد. پژوهشگران متوجه شدند که وقتی هواداران نتیجه بازی را ناعادلانه می‌دانستند، به ویژه زمانی که تصور می‌کردند داور مسئول این نتیجه است، خشم و رفتار پرخاشگرانه در آنها افزایش می‌یافت. با این حال، اگر احساس می‌کردند که تیم محبوب خودشان مقصر این شکست است، پرخاشگری به میزان قابل‌توجهی کمتر بود. مورد دوم با مطالعه‌ای همسو است که توسط دانشمندان اهل توبینگن آلمان منتشر شد و نشان داد که هواداری (تعصب تیمی) منجر به سوگیری در درک آنچه روی زمین مسابقه رخ می‌دهد، نمی‌شود. با این حال، قضاوت‌های گذشته‌نگر درباره بازی به وضوح تحت تأثیر تعصب تیمی منحرف می‌شوند. یکی از دلایل این امر، تغییر برخی هورمون‌ها در بدن هواداران هنگام تماشای بازی است. مطالعه دیگری که فان در می و همکارانش روی هواداران اسپانیایی در جریان فینال جام جهانی ۲۰۱۰ (زمانی که تیم ملی اسپانیا هلند را شکست داد) انجام دادند، جنبه‌های بیشتری از این نقش را بر رفتار هواداران فوتبال روشن می‌کند. به‌طور دقیق‌تر، آنها تغییرات کورتیزول و تستوسترون، دو هورمون استروئیدی که به ترتیب با استرس و رفتار پرخاشگرانه مرتبط هستند را بررسی کردند. اولین مشاهده این بود که سطح کورتیزول با میزان شدت هواداری رابطه مستقیم دارد. به عبارت دیگر، هواداران پر و پا قرص‌تر، استرس بیشتری را تجربه می‌کنند. این مطالعه همچنین نشان داد که سطح تستوسترون هوادارانی که بازی را تماشا می‌کردند افزایش یافته است، در حالی که «ترشح کورتیزول در میان طرفداران جوان‌تر و جدی‌تر فوتبال نشان می‌دهد که آنها تصور می‌کردند نتیجه منفی مسابقه، عزت نفس اجتماعی خودِ آنها را تهدید می‌کند». عزت نفس و احساس مالکیت در هواداری ورزشی بسیار مهم هستند، همانطور که تمایل هواداران به استفاده از ضمایر اول شخص برای صحبت درباره پیروزی‌ها و ضمایر سوم شخص هنگام بحث درباره شکست‌ها این موضوع را آشکار می‌سازد؛ بنابراین می‌گویند: «ما بردیم» اما «آنها باختند». ما به عنوان انسان، نیاز شدیدی به تعلق داریم. هوادار فوتبال بودن این نیاز را برای بسیاری از مردم برآورده می‌کند، با این حال این تعصب اغلب ریشه در هیچ چیز منطقی ندارد. وفاداری‌های خودسرانه به تیم‌ها هسته اصلی هواداری است. یکی از دلایلی که بسیاری از مردم از یک تیم فوتبال حمایت می‌کنند ربطی به نحوه بازی آنها ندارد، بلکه به این دلیل است که آن هوادار در شهر همان تیم متولد شده است. اگر به زودی گذرتان به فرانسه افتاد، یا دفعه بعدی که با مردم فرانسه ملاقات کردید، از آنها بپرسید که در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۸، روزی که فرانسه برای اولین بار در تاریخ خود قهرمان جام جهانی شد، چه کار می‌کردند. تصور می‌کنم آنها آن لحظه را به وضوح به یاد خواهند آورد. در آن زمان، به دلیل اینکه خودم را برای مقطع کارشناسی ارشد آماده می‌کردم، کاملاً از آن لذت نبردم. اما یکشنبه گذشته، وقتی تیم فوتبال فرانسه برای دومین بار قهرمان جهان شد، قضیه فرق می‌کرد. من در کنار دخترانم هیاهو می‌کردم و فریاد شادی سر می‌دادم و حتی بیشتر از همیشه از آنها آغوش و بوسه هدیه گرفتم. من نیز مانند میلیون‌ها انسان دیگر، از هیچ آسیب هواداری رنج نبردم: من فقط از سرایت عاطفی ناشی از پیروزی در جام جهانی بهره‌مند شدم، یکی از معدود رویدادهای مثبتی که به سرخط خبرهای جهانی تبدیل می‌شود.مشاهده مقاله اصلی

اولیویر اولیر می‌نویسد: هورمون‌های استرس هنگام تماشای یک بازی به شدت فعال می‌شوند – و این می‌تواند مرز بین لذت و پرخاشگری را تعیین کند.یکشنبه گذشته، من به کشورم فرانسه پرواز کردم تا پیروزی ۴ بر ۲ تیم ملی فوتبال فرانسه (Les Bleus) در برابر کرواسی را در فینال جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه تماشا کنم. دختران من در سال ۱۹۹۸، زمانی که فرانسه برای اولین بار قهرمان جام جهانی شد، هنوز به دنیا نیامده بودند و من می‌خواستم آن لحظه را با آنها شریک شوم و خودم نیز بخشی از خاطره‌ای باشم که ممکن است مغز آنها تا دهه‌های آینده حفظ کند. فوتبال برای من شگفت‌انگیز است. نه فقط به عنوان یک ورزش، بلکه بیش از هر چیز، به خاطر آنچه در وجود مردم برمی‌انگیزد، در همه ما که عاشق این بازی هستیم. شما می‌توانید آنها را در هر بخش از جامعه پیدا کنید، از کارگران کارخانه گرفته تا سران کشورها، همانطور که در تصویرِ اکنون نمادین امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، که با مشت‌های گره‌کرده از روی شادی در جریان فینال یکشنبه گذشته به هوا می‌پرید، به زیبایی به تصویر کشیده شده است. تا جایی که من می‌دانم، آنها تنها افرادی هستند که حاضرند روزهای کاری خود را مرخصی بگیرند، ۱۵ ساعت سوار اتوبوس شوند تا از تیم خود در یک بازی مبهم در سرما حمایت کنند و به موقع برگردند تا پشت میز کار خود در دفتر حضور یابند. آنها همچنین قادرند یک روز بازیکنی را ستایش کنند و دو هفته بعد به او توهین کنند. در مغز و بدن هواداران فوتبال چه می‌گذرد که می‌تواند رفتار آنها را توضیح دهد؟ حمایت از یک تیم فوتبال تصویر فوق‌العاده‌ای از روانشناسی ائتلافی و وفاداری درون‌گروهی است که بین گروه‌های هواداران در جریان است و منجر به لذت فراوان – و البته گاهی اوقات به پرخاشگری – می‌شود. در سال ۲۰۱۵، گروهی از پژوهشگران دپارتمان روانشناسی اجتماعی و سازمانی در دانشگاه وی‌یو (VU) در آمستردام به سرپرستی لیندر فان در می، هواداران را به تماشای مسابقه‌ای نشاندند که در آن تیم محبوبشان از رقیب دیرینه خود شکست می‌خورد. پژوهشگران متوجه شدند که وقتی هواداران نتیجه بازی را ناعادلانه می‌دانستند، به ویژه زمانی که تصور می‌کردند داور مسئول این نتیجه است، خشم و رفتار پرخاشگرانه در آنها افزایش می‌یافت. با این حال، اگر احساس می‌کردند که تیم محبوب خودشان مقصر این شکست است، پرخاشگری به میزان قابل‌توجهی کمتر بود. مورد دوم با مطالعه‌ای همسو است که توسط دانشمندان اهل توبینگن آلمان منتشر شد و نشان داد که هواداری (تعصب تیمی) منجر به سوگیری در درک آنچه روی زمین مسابقه رخ می‌دهد، نمی‌شود. با این حال، قضاوت‌های گذشته‌نگر درباره بازی به وضوح تحت تأثیر تعصب تیمی منحرف می‌شوند. یکی از دلایل این امر، تغییر برخی هورمون‌ها در بدن هواداران هنگام تماشای بازی است. مطالعه دیگری که فان در می و همکارانش روی هواداران اسپانیایی در جریان فینال جام جهانی ۲۰۱۰ (زمانی که تیم ملی اسپانیا هلند را شکست داد) انجام دادند، جنبه‌های بیشتری از این نقش را بر رفتار هواداران فوتبال روشن می‌کند. به‌طور دقیق‌تر، آنها تغییرات کورتیزول و تستوسترون، دو هورمون استروئیدی که به ترتیب با استرس و رفتار پرخاشگرانه مرتبط هستند را بررسی کردند. اولین مشاهده این بود که سطح کورتیزول با میزان شدت هواداری رابطه مستقیم دارد. به عبارت دیگر، هواداران پر و پا قرص‌تر، استرس بیشتری را تجربه می‌کنند. این مطالعه همچنین نشان داد که سطح تستوسترون هوادارانی که بازی را تماشا می‌کردند افزایش یافته است، در حالی که «ترشح کورتیزول در میان طرفداران جوان‌تر و جدی‌تر فوتبال نشان می‌دهد که آنها تصور می‌کردند نتیجه منفی مسابقه، عزت نفس اجتماعی خودِ آنها را تهدید می‌کند». عزت نفس و احساس مالکیت در هواداری ورزشی بسیار مهم هستند، همانطور که تمایل هواداران به استفاده از ضمایر اول شخص برای صحبت درباره پیروزی‌ها و ضمایر سوم شخص هنگام بحث درباره شکست‌ها این موضوع را آشکار می‌سازد؛ بنابراین می‌گویند: «ما بردیم» اما «آنها باختند». ما به عنوان انسان، نیاز شدیدی به تعلق داریم. هوادار فوتبال بودن این نیاز را برای بسیاری از مردم برآورده می‌کند، با این حال این تعصب اغلب ریشه در هیچ چیز منطقی ندارد. وفاداری‌های خودسرانه به تیم‌ها هسته اصلی هواداری است. یکی از دلایلی که بسیاری از مردم از یک تیم فوتبال حمایت می‌کنند ربطی به نحوه بازی آنها ندارد، بلکه به این دلیل است که آن هوادار در شهر همان تیم متولد شده است. اگر به زودی گذرتان به فرانسه افتاد، یا دفعه بعدی که با مردم فرانسه ملاقات کردید، از آنها بپرسید که در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۸، روزی که فرانسه برای اولین بار در تاریخ خود قهرمان جام جهانی شد، چه کار می‌کردند. تصور می‌کنم آنها آن لحظه را به وضوح به یاد خواهند آورد. در آن زمان، به دلیل اینکه خودم را برای مقطع کارشناسی ارشد آماده می‌کردم، کاملاً از آن لذت نبردم. اما یکشنبه گذشته، وقتی تیم فوتبال فرانسه برای دومین بار قهرمان جهان شد، قضیه فرق می‌کرد. من در کنار دخترانم هیاهو می‌کردم و فریاد شادی سر می‌دادم و حتی بیشتر از همیشه از آنها آغوش و بوسه هدیه گرفتم. من نیز مانند میلیون‌ها انسان دیگر، از هیچ آسیب هواداری رنج نبردم: من فقط از سرایت عاطفی ناشی از پیروزی در جام جهانی بهره‌مند شدم، یکی از معدود رویدادهای مثبتی که به سرخط خبرهای جهانی تبدیل می‌شود.مشاهده مقاله اصلی

کمک‌هزینه جدید برای ساده‌سازی تحویل آزمایشگاهی - Emotiv

به خواندن ادامه دهید

کمک‌هزینه جدید برای تسهیل و سرعت‌بخشی به تحویل خدمات آزمایشگاهی