تبیین نوروبیولوژی: سیستم عصبی چگونه کار می کند
به اشتراک گذاری:
زیستشناسی عصبی
زیستشناسی عصبی مطالعهی سیستم عصبی و چگونگی عملکرد مغز است. این حوزه، عملکردهای سیستم عصبی، عملکرد مغز و ساختارهای مرتبط مانند نخاع را بررسی میکند. زیستشناسی عصبی زیر مجموعهای از فیزیولوژی و علوم عصبی است.

پرسشهای متداول در مورد زیستشناسی عصبی
زیستشناسی عصبی چیست؟
زیستشناسی عصبی یک رشته علمی است که در آن پژوهشگران سیستم عصبی و عملکرد مغز را مطالعه میکنند. هم علوم عصبی و هم فیزیولوژی از یافتههای تحقیقاتی در زیستشناسی عصبی بهرهمند میشوند. سیستم عصبی کامل مهرهداران شامل سیستمهای عصبی مرکزی و محیطی است. سیستم عصبی مرکزی شامل مغز، شبکیه و نخاع است. سیستم عصبی محیطی شامل اعصابی است که در خارج از سیستم عصبی مرکزی قرار دارند و آن را به بقیه بدن متصل میکنند.
زیستشناسی عصبی چگونه کار میکند؟
زیستشناسی عصبی پایهای در سطح بافتی از نورونها، سلولهای گلیال و ماتریکس خارج سلولی تشکیل شده است. نورونها، سلولهای سیستم عصبی هستند که اطلاعات را پردازش میکنند. سلولهای گلیال تغذیه، حفاظت و حمایت ساختاری به نورونها ارائه میدهند. ماتریکس خارج سلولی در مغز حمایت در سطح مولکولی برای نورونها و سلولهای گلیال فراهم میکند. یک نوع تخصصی از سلول گلیال، آستروسیتها، تحقیقات ویژهای را به خود جذب کردهاند. این سلولها و ماتریکس خارج سلولی اعصاب و نواحی مغز را تشکیل میدهند. تحقیقات علوم عصبی تعاملات بین هر یک از اینها را مطالعه میکند.
زیستشناسی عصبی چگونه بر رفتار تأثیر میگذارد؟
هر ناحیه از مغز یک بخش متفاوت از رفتار را تحت تأثیر قرار میدهد و زیستشناسی عصبی به دنبال درک این رفتارها و ارتباط آنها با بخشهای مختلف مغز است. مطالعات علوم عصبی نقش لوب پیشانی را در شکلدهی به شخصیت، احساسات، قضاوت، حل مسأله، تفکر انتزاعی، توجه و برنامهریزی شناسایی کردهاند. یک عملکرد متمایز که در لوب پیشانی یافت میشود، گفتار است، به لطف ناحیه بروکا. لوب جداری و لوب پسسری هرکدام در تفسیر نقش دارند. لوب جداری به تفسیر زبان، سیگنالهای بصری و ادراک فضایی کمک میکند، در حالی که لوب پسسری میزبان مناطق بصری ما است. لوب گیجگاهی شامل ناحیه ورنیکه است که بخش کلیدی مغز برای درک زبان است. لوب گیجگاهی همچنین میزبان قشر شنوایی ماست و بنابراین برای شنیدن اهمیت دارد.
نوروترانسمیترها مسئول یکی از سه عملکرد هستند: تحریک، مهار یا تنظیم نورونها. بیشتر اختلالات زیستشناسی عصبی به دلیل نوسانات در این سطوح رخ میدهد. این اختلالات همچنین میتوانند به دلیل مشکلات در نحوه ارسال یا دریافت نوروترانسمیترها ایجاد شوند. نوسانات میتوانند به دلیل تولید بیش از حد یا کمتر از حد نوروترانسمیترها ناشی شوند. آنها همچنین میتوانند ناشی از آسیب به خود نورونها باشند.
زیستشناسی عصبی و EEG؟
الکتروآنسفالوگرافی (EEG) برای مطالعه الگوهای شلیک نورونها و فعالیتهای دیگر مغز توسط گروههای تحقیقاتی زیستشناسی عصبی استفاده میشود. EEG به عنوان یک ابزار بالینی مهم برای درک روابط بین عملکردهای مغز و رفتار شناخته میشود. EEG به طور گستردهای توسط پژوهشگران برای مطالعههای غیرتهاجمی مغزی استفاده میشود. فعالیتهای شناختی، ادراکی و حرکتی مرتبط با پردازش اطلاعات میتواند با استفاده از EEG ارزیابی شود.
انواع پژوهشهای زیستشناسی عصبی کدامند؟
A. زیستشناسی عصبی رفتاری: یک شاخه بینالمللی از علوم عصبی رفتاری. همچنین به عنوان روانشناسی زیستی، زیستروانشناسی، روانزیستشناسی، یا نورواتولوژی شناخته میشود. پژوهشگران در این زمینه بررسی میکنند که چگونه سیستم عصبی مرکزی محرکهای بیولوژیکی مرتبط را به رفتار طبیعی ترجمه میکنند. تخصصهای این حوزه بررسی میکنند که چگونه مکانیسمهای زیستشناسی عصبی رفتار را کنترل میکنند، مانند یادگیری و حافظه.
B. زیستشناسی عصبی تکاملی: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه فرآیندهایی را بررسی میکنند که به توسعه و عملکرد مغز کمک میکنند. این کار از چند سلول جنینی تخصصی آغاز میشود که به سیستم عصبی تبدیل میشوند. تخصصها بررسی میکنند که چگونه سلولها به نقشهای خود در سیستم عصبی تبدیل و مهاجرت میکنند، قبل از اینکه سیستم عصبی عملکردی بشکنند. این تحقیقات به درک ما از اختلالات زیستشناسی عصبی کمک میکند.
C. زیستشناسی عصبی مولکولی: یکی دیگر از شاخههای تخصصی علوم عصبی. همچنین به عنوان علوم عصبی مولکولی شناخته میشود. پژوهشگران در این زمینه نوروآناتومی را در سطح مولکولی مطالعه میکنند و چگونگی عملکرد سیگنالینگ مولکولی مکانیکی در سیستم عصبی را بررسی میکنند. همچنین اثرات ژنتیک بر توسعه نورونها و پایه مولکولی نوروپلاستیسیته و بیماریهای نورودژنراتیو را بررسی میکنند. این یک حوزه جدید و پویا است.
D. زیستشناسی عصبی اعتیاد: پژوهشگران در این شاخه تخصصی از علوم عصبی بررسی میکنند که چگونه مدارهای عصبی نقش در اعتیاد دارند. همچنین بیولوژی مولکولی اهداف اعتیاد در مغز را بررسی میکنند. مطالعههای تصویربرداری مغزی انسانی نقش مهمی در شناخت تغییرات کلیدی در این نواحی که باعث اعتیاد میشوند ایفا میکند.
E. زیستشناسی عصبی پیری: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه بررسی میکنند که چگونه پیری طبیعی مغز عمل میکند. این پژوهشگران اغلب زیستشناسی عصبی عادی را با اختلالات عصبی مانند صرع، آلزایمر و اختلال حافظه مرتبط با سن مقایسه میکنند. تحقیقات تخصصی شامل نرخ مرگ نورونها و تغییرات در اتصالات سیناپسی است. پژوهشگران همچنین تغییرات در غدد درونریز و غلظتهای عنصری مغز را بررسی میکنند.
F. زیستشناسی عصبی اضطراب: یکی دیگر از شاخههای تخصصی علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه تغییرات در فعالیت نورونها، نورواندوکرین و نوروترانسمیترها را در اضطراب و افسردگی بررسی میکنند. پژوهشگران نواحی خاصی از مغز را مطالعه میکنند که بیشترین تغییرات در آنها رخ میدهد. این پژوهش به درک ما از درمان اختلالات اضطرابی کمک میکند.
G. زیستشناسی عصبی اوتیسم: پژوهشگران در این شاخه تخصصی از علوم عصبی عوامل نوروتکاملی که به اختلال طیف اوتیسم (ASD) کمک میکنند را مطالعه میکنند. علایق پژوهشی ویژه شامل تأثیرات ژنتیکی، توسعه مغز و شبکههای مغزی است. پژوهشگران همچنین رابطه بین نواحی نوروآناتومیکی مغز و شروع ASD را بررسی میکنند.
H. زیستشناسی عصبی اختلالات روانی: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه در تلاشاند تا نقشهای نوروترانسمیترها در اختلالات روانی را درک کنند. ژنتیک مولکولی نقش مهمی در درک پژوهشگران از این حوزه ایفا میکند. یکی از چالشهای پژوهشگران در درک کامل این حوزه، یافتن سوژههای کنترلی مؤثر است که در حال حاضر داروهای روانگردان مصرف نمیکنند.
I. زیستشناسی عصبی اختلال دوقطبی: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی و تحقیقات در پردازش اختلالات روانی. ماهیت پیچیده نوسانات اختلال دوقطبی بین حالتهای جنون و افسردگی پیدا کردن علل را برای پژوهشگران دشوار میکند. پژوهشگران مدارهای مغزی متصل به هم و سیستمهای نوروترانسمیتری که به این اختلال کمک میکنند را مطالعه میکنند.
J. زیستشناسی عصبی تروما: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه نقشهای متصل به هم مناطق مختلف مغز، پاسخهای غدد درونریز و پاسخهای نوروترانسمیتر را بررسی میکنند. این تأثیرات در سلامت کوتاهمدت و بلندمدت مغز در سطوح مولکولی، سلولی و رفتاری مطالعه میشوند. تحقیقات در این زمینه با زیستشناسی عصبی تکاملی در مورد تروما یا تجربیات نامطلوب کودکی (ACEs) همپوشانی دارد.
K. زیستشناسی عصبی خواب: یک حوزه چندرشتهای علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه خواب و نورونهای ترویجدهنده بیداری، عوامل ژنتیکی مؤثر و عوامل رفتاری که خواب را تنظیم میکنند، مطالعه میکنند. کشفیات در این حوزه به درک ما و درمانهای موجود برای اختلالات خواب و ساعتهای بیولوژیکی کمک میکند.
آیا EMOTIV راهحلهای زیستشناسی عصبی ارائه میدهد؟
EMOTIV چندین راهحل برای تصویربرداری که به تحقیقات زیستشناسی عصبی و علوم عصبی کمک میکنند، ارائه میدهد. مطالعه از طریق EEG، یا الکتروآنسفالوگرافی، با دستگاههای Brainwear EMOTIV مقرون به صرفه است. بخش زیستشناسی عصبی شما میتواند به مجموعهای گسترده از تجهیزات گردآوری و تصویربرداری دادهها دسترسی پیدا کند که بهطور اقتصادی به صرفه است. راهحلهای EMOTIV در مطالعات علمی، پزشکی و بالینی منتشر شده در مقالات معتبر برای علوم عصبی، سلامت و ایمنی در محیط کار، عملکرد شناختی، نورومارکتینگ و کاربردهای فناوری تحت کنترل مغز تایید شده است.
هدست EMOTIV EPOC X دادههای مغزی در سطح حرفهای برای تحقیقات آکادمیک در زیستشناسی عصبی و استفادههای تجاری فراهم میکند. هدست EMOTIV Insight حداقل زمان راهاندازی و الکترونیک بهینهسازی شده برای تولید سیگنالهای تمیز از هر کجا دارد، که آن را برای ردیابی عملکرد و سلامت بسیار مناسب میسازد. کلاه EMOTIV EPOC FLEX پوشش با تراکم بالا و سنسورهای الکتروآنسفالوگرافی قابل جابجایی بهینه برای حرفهایهای تحقیقات ارائه میدهد.
زیستشناسی عصبی
زیستشناسی عصبی مطالعهی سیستم عصبی و چگونگی عملکرد مغز است. این حوزه، عملکردهای سیستم عصبی، عملکرد مغز و ساختارهای مرتبط مانند نخاع را بررسی میکند. زیستشناسی عصبی زیر مجموعهای از فیزیولوژی و علوم عصبی است.

پرسشهای متداول در مورد زیستشناسی عصبی
زیستشناسی عصبی چیست؟
زیستشناسی عصبی یک رشته علمی است که در آن پژوهشگران سیستم عصبی و عملکرد مغز را مطالعه میکنند. هم علوم عصبی و هم فیزیولوژی از یافتههای تحقیقاتی در زیستشناسی عصبی بهرهمند میشوند. سیستم عصبی کامل مهرهداران شامل سیستمهای عصبی مرکزی و محیطی است. سیستم عصبی مرکزی شامل مغز، شبکیه و نخاع است. سیستم عصبی محیطی شامل اعصابی است که در خارج از سیستم عصبی مرکزی قرار دارند و آن را به بقیه بدن متصل میکنند.
زیستشناسی عصبی چگونه کار میکند؟
زیستشناسی عصبی پایهای در سطح بافتی از نورونها، سلولهای گلیال و ماتریکس خارج سلولی تشکیل شده است. نورونها، سلولهای سیستم عصبی هستند که اطلاعات را پردازش میکنند. سلولهای گلیال تغذیه، حفاظت و حمایت ساختاری به نورونها ارائه میدهند. ماتریکس خارج سلولی در مغز حمایت در سطح مولکولی برای نورونها و سلولهای گلیال فراهم میکند. یک نوع تخصصی از سلول گلیال، آستروسیتها، تحقیقات ویژهای را به خود جذب کردهاند. این سلولها و ماتریکس خارج سلولی اعصاب و نواحی مغز را تشکیل میدهند. تحقیقات علوم عصبی تعاملات بین هر یک از اینها را مطالعه میکند.
زیستشناسی عصبی چگونه بر رفتار تأثیر میگذارد؟
هر ناحیه از مغز یک بخش متفاوت از رفتار را تحت تأثیر قرار میدهد و زیستشناسی عصبی به دنبال درک این رفتارها و ارتباط آنها با بخشهای مختلف مغز است. مطالعات علوم عصبی نقش لوب پیشانی را در شکلدهی به شخصیت، احساسات، قضاوت، حل مسأله، تفکر انتزاعی، توجه و برنامهریزی شناسایی کردهاند. یک عملکرد متمایز که در لوب پیشانی یافت میشود، گفتار است، به لطف ناحیه بروکا. لوب جداری و لوب پسسری هرکدام در تفسیر نقش دارند. لوب جداری به تفسیر زبان، سیگنالهای بصری و ادراک فضایی کمک میکند، در حالی که لوب پسسری میزبان مناطق بصری ما است. لوب گیجگاهی شامل ناحیه ورنیکه است که بخش کلیدی مغز برای درک زبان است. لوب گیجگاهی همچنین میزبان قشر شنوایی ماست و بنابراین برای شنیدن اهمیت دارد.
نوروترانسمیترها مسئول یکی از سه عملکرد هستند: تحریک، مهار یا تنظیم نورونها. بیشتر اختلالات زیستشناسی عصبی به دلیل نوسانات در این سطوح رخ میدهد. این اختلالات همچنین میتوانند به دلیل مشکلات در نحوه ارسال یا دریافت نوروترانسمیترها ایجاد شوند. نوسانات میتوانند به دلیل تولید بیش از حد یا کمتر از حد نوروترانسمیترها ناشی شوند. آنها همچنین میتوانند ناشی از آسیب به خود نورونها باشند.
زیستشناسی عصبی و EEG؟
الکتروآنسفالوگرافی (EEG) برای مطالعه الگوهای شلیک نورونها و فعالیتهای دیگر مغز توسط گروههای تحقیقاتی زیستشناسی عصبی استفاده میشود. EEG به عنوان یک ابزار بالینی مهم برای درک روابط بین عملکردهای مغز و رفتار شناخته میشود. EEG به طور گستردهای توسط پژوهشگران برای مطالعههای غیرتهاجمی مغزی استفاده میشود. فعالیتهای شناختی، ادراکی و حرکتی مرتبط با پردازش اطلاعات میتواند با استفاده از EEG ارزیابی شود.
انواع پژوهشهای زیستشناسی عصبی کدامند؟
A. زیستشناسی عصبی رفتاری: یک شاخه بینالمللی از علوم عصبی رفتاری. همچنین به عنوان روانشناسی زیستی، زیستروانشناسی، روانزیستشناسی، یا نورواتولوژی شناخته میشود. پژوهشگران در این زمینه بررسی میکنند که چگونه سیستم عصبی مرکزی محرکهای بیولوژیکی مرتبط را به رفتار طبیعی ترجمه میکنند. تخصصهای این حوزه بررسی میکنند که چگونه مکانیسمهای زیستشناسی عصبی رفتار را کنترل میکنند، مانند یادگیری و حافظه.
B. زیستشناسی عصبی تکاملی: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه فرآیندهایی را بررسی میکنند که به توسعه و عملکرد مغز کمک میکنند. این کار از چند سلول جنینی تخصصی آغاز میشود که به سیستم عصبی تبدیل میشوند. تخصصها بررسی میکنند که چگونه سلولها به نقشهای خود در سیستم عصبی تبدیل و مهاجرت میکنند، قبل از اینکه سیستم عصبی عملکردی بشکنند. این تحقیقات به درک ما از اختلالات زیستشناسی عصبی کمک میکند.
C. زیستشناسی عصبی مولکولی: یکی دیگر از شاخههای تخصصی علوم عصبی. همچنین به عنوان علوم عصبی مولکولی شناخته میشود. پژوهشگران در این زمینه نوروآناتومی را در سطح مولکولی مطالعه میکنند و چگونگی عملکرد سیگنالینگ مولکولی مکانیکی در سیستم عصبی را بررسی میکنند. همچنین اثرات ژنتیک بر توسعه نورونها و پایه مولکولی نوروپلاستیسیته و بیماریهای نورودژنراتیو را بررسی میکنند. این یک حوزه جدید و پویا است.
D. زیستشناسی عصبی اعتیاد: پژوهشگران در این شاخه تخصصی از علوم عصبی بررسی میکنند که چگونه مدارهای عصبی نقش در اعتیاد دارند. همچنین بیولوژی مولکولی اهداف اعتیاد در مغز را بررسی میکنند. مطالعههای تصویربرداری مغزی انسانی نقش مهمی در شناخت تغییرات کلیدی در این نواحی که باعث اعتیاد میشوند ایفا میکند.
E. زیستشناسی عصبی پیری: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه بررسی میکنند که چگونه پیری طبیعی مغز عمل میکند. این پژوهشگران اغلب زیستشناسی عصبی عادی را با اختلالات عصبی مانند صرع، آلزایمر و اختلال حافظه مرتبط با سن مقایسه میکنند. تحقیقات تخصصی شامل نرخ مرگ نورونها و تغییرات در اتصالات سیناپسی است. پژوهشگران همچنین تغییرات در غدد درونریز و غلظتهای عنصری مغز را بررسی میکنند.
F. زیستشناسی عصبی اضطراب: یکی دیگر از شاخههای تخصصی علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه تغییرات در فعالیت نورونها، نورواندوکرین و نوروترانسمیترها را در اضطراب و افسردگی بررسی میکنند. پژوهشگران نواحی خاصی از مغز را مطالعه میکنند که بیشترین تغییرات در آنها رخ میدهد. این پژوهش به درک ما از درمان اختلالات اضطرابی کمک میکند.
G. زیستشناسی عصبی اوتیسم: پژوهشگران در این شاخه تخصصی از علوم عصبی عوامل نوروتکاملی که به اختلال طیف اوتیسم (ASD) کمک میکنند را مطالعه میکنند. علایق پژوهشی ویژه شامل تأثیرات ژنتیکی، توسعه مغز و شبکههای مغزی است. پژوهشگران همچنین رابطه بین نواحی نوروآناتومیکی مغز و شروع ASD را بررسی میکنند.
H. زیستشناسی عصبی اختلالات روانی: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه در تلاشاند تا نقشهای نوروترانسمیترها در اختلالات روانی را درک کنند. ژنتیک مولکولی نقش مهمی در درک پژوهشگران از این حوزه ایفا میکند. یکی از چالشهای پژوهشگران در درک کامل این حوزه، یافتن سوژههای کنترلی مؤثر است که در حال حاضر داروهای روانگردان مصرف نمیکنند.
I. زیستشناسی عصبی اختلال دوقطبی: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی و تحقیقات در پردازش اختلالات روانی. ماهیت پیچیده نوسانات اختلال دوقطبی بین حالتهای جنون و افسردگی پیدا کردن علل را برای پژوهشگران دشوار میکند. پژوهشگران مدارهای مغزی متصل به هم و سیستمهای نوروترانسمیتری که به این اختلال کمک میکنند را مطالعه میکنند.
J. زیستشناسی عصبی تروما: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه نقشهای متصل به هم مناطق مختلف مغز، پاسخهای غدد درونریز و پاسخهای نوروترانسمیتر را بررسی میکنند. این تأثیرات در سلامت کوتاهمدت و بلندمدت مغز در سطوح مولکولی، سلولی و رفتاری مطالعه میشوند. تحقیقات در این زمینه با زیستشناسی عصبی تکاملی در مورد تروما یا تجربیات نامطلوب کودکی (ACEs) همپوشانی دارد.
K. زیستشناسی عصبی خواب: یک حوزه چندرشتهای علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه خواب و نورونهای ترویجدهنده بیداری، عوامل ژنتیکی مؤثر و عوامل رفتاری که خواب را تنظیم میکنند، مطالعه میکنند. کشفیات در این حوزه به درک ما و درمانهای موجود برای اختلالات خواب و ساعتهای بیولوژیکی کمک میکند.
آیا EMOTIV راهحلهای زیستشناسی عصبی ارائه میدهد؟
EMOTIV چندین راهحل برای تصویربرداری که به تحقیقات زیستشناسی عصبی و علوم عصبی کمک میکنند، ارائه میدهد. مطالعه از طریق EEG، یا الکتروآنسفالوگرافی، با دستگاههای Brainwear EMOTIV مقرون به صرفه است. بخش زیستشناسی عصبی شما میتواند به مجموعهای گسترده از تجهیزات گردآوری و تصویربرداری دادهها دسترسی پیدا کند که بهطور اقتصادی به صرفه است. راهحلهای EMOTIV در مطالعات علمی، پزشکی و بالینی منتشر شده در مقالات معتبر برای علوم عصبی، سلامت و ایمنی در محیط کار، عملکرد شناختی، نورومارکتینگ و کاربردهای فناوری تحت کنترل مغز تایید شده است.
هدست EMOTIV EPOC X دادههای مغزی در سطح حرفهای برای تحقیقات آکادمیک در زیستشناسی عصبی و استفادههای تجاری فراهم میکند. هدست EMOTIV Insight حداقل زمان راهاندازی و الکترونیک بهینهسازی شده برای تولید سیگنالهای تمیز از هر کجا دارد، که آن را برای ردیابی عملکرد و سلامت بسیار مناسب میسازد. کلاه EMOTIV EPOC FLEX پوشش با تراکم بالا و سنسورهای الکتروآنسفالوگرافی قابل جابجایی بهینه برای حرفهایهای تحقیقات ارائه میدهد.
زیستشناسی عصبی
زیستشناسی عصبی مطالعهی سیستم عصبی و چگونگی عملکرد مغز است. این حوزه، عملکردهای سیستم عصبی، عملکرد مغز و ساختارهای مرتبط مانند نخاع را بررسی میکند. زیستشناسی عصبی زیر مجموعهای از فیزیولوژی و علوم عصبی است.

پرسشهای متداول در مورد زیستشناسی عصبی
زیستشناسی عصبی چیست؟
زیستشناسی عصبی یک رشته علمی است که در آن پژوهشگران سیستم عصبی و عملکرد مغز را مطالعه میکنند. هم علوم عصبی و هم فیزیولوژی از یافتههای تحقیقاتی در زیستشناسی عصبی بهرهمند میشوند. سیستم عصبی کامل مهرهداران شامل سیستمهای عصبی مرکزی و محیطی است. سیستم عصبی مرکزی شامل مغز، شبکیه و نخاع است. سیستم عصبی محیطی شامل اعصابی است که در خارج از سیستم عصبی مرکزی قرار دارند و آن را به بقیه بدن متصل میکنند.
زیستشناسی عصبی چگونه کار میکند؟
زیستشناسی عصبی پایهای در سطح بافتی از نورونها، سلولهای گلیال و ماتریکس خارج سلولی تشکیل شده است. نورونها، سلولهای سیستم عصبی هستند که اطلاعات را پردازش میکنند. سلولهای گلیال تغذیه، حفاظت و حمایت ساختاری به نورونها ارائه میدهند. ماتریکس خارج سلولی در مغز حمایت در سطح مولکولی برای نورونها و سلولهای گلیال فراهم میکند. یک نوع تخصصی از سلول گلیال، آستروسیتها، تحقیقات ویژهای را به خود جذب کردهاند. این سلولها و ماتریکس خارج سلولی اعصاب و نواحی مغز را تشکیل میدهند. تحقیقات علوم عصبی تعاملات بین هر یک از اینها را مطالعه میکند.
زیستشناسی عصبی چگونه بر رفتار تأثیر میگذارد؟
هر ناحیه از مغز یک بخش متفاوت از رفتار را تحت تأثیر قرار میدهد و زیستشناسی عصبی به دنبال درک این رفتارها و ارتباط آنها با بخشهای مختلف مغز است. مطالعات علوم عصبی نقش لوب پیشانی را در شکلدهی به شخصیت، احساسات، قضاوت، حل مسأله، تفکر انتزاعی، توجه و برنامهریزی شناسایی کردهاند. یک عملکرد متمایز که در لوب پیشانی یافت میشود، گفتار است، به لطف ناحیه بروکا. لوب جداری و لوب پسسری هرکدام در تفسیر نقش دارند. لوب جداری به تفسیر زبان، سیگنالهای بصری و ادراک فضایی کمک میکند، در حالی که لوب پسسری میزبان مناطق بصری ما است. لوب گیجگاهی شامل ناحیه ورنیکه است که بخش کلیدی مغز برای درک زبان است. لوب گیجگاهی همچنین میزبان قشر شنوایی ماست و بنابراین برای شنیدن اهمیت دارد.
نوروترانسمیترها مسئول یکی از سه عملکرد هستند: تحریک، مهار یا تنظیم نورونها. بیشتر اختلالات زیستشناسی عصبی به دلیل نوسانات در این سطوح رخ میدهد. این اختلالات همچنین میتوانند به دلیل مشکلات در نحوه ارسال یا دریافت نوروترانسمیترها ایجاد شوند. نوسانات میتوانند به دلیل تولید بیش از حد یا کمتر از حد نوروترانسمیترها ناشی شوند. آنها همچنین میتوانند ناشی از آسیب به خود نورونها باشند.
زیستشناسی عصبی و EEG؟
الکتروآنسفالوگرافی (EEG) برای مطالعه الگوهای شلیک نورونها و فعالیتهای دیگر مغز توسط گروههای تحقیقاتی زیستشناسی عصبی استفاده میشود. EEG به عنوان یک ابزار بالینی مهم برای درک روابط بین عملکردهای مغز و رفتار شناخته میشود. EEG به طور گستردهای توسط پژوهشگران برای مطالعههای غیرتهاجمی مغزی استفاده میشود. فعالیتهای شناختی، ادراکی و حرکتی مرتبط با پردازش اطلاعات میتواند با استفاده از EEG ارزیابی شود.
انواع پژوهشهای زیستشناسی عصبی کدامند؟
A. زیستشناسی عصبی رفتاری: یک شاخه بینالمللی از علوم عصبی رفتاری. همچنین به عنوان روانشناسی زیستی، زیستروانشناسی، روانزیستشناسی، یا نورواتولوژی شناخته میشود. پژوهشگران در این زمینه بررسی میکنند که چگونه سیستم عصبی مرکزی محرکهای بیولوژیکی مرتبط را به رفتار طبیعی ترجمه میکنند. تخصصهای این حوزه بررسی میکنند که چگونه مکانیسمهای زیستشناسی عصبی رفتار را کنترل میکنند، مانند یادگیری و حافظه.
B. زیستشناسی عصبی تکاملی: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه فرآیندهایی را بررسی میکنند که به توسعه و عملکرد مغز کمک میکنند. این کار از چند سلول جنینی تخصصی آغاز میشود که به سیستم عصبی تبدیل میشوند. تخصصها بررسی میکنند که چگونه سلولها به نقشهای خود در سیستم عصبی تبدیل و مهاجرت میکنند، قبل از اینکه سیستم عصبی عملکردی بشکنند. این تحقیقات به درک ما از اختلالات زیستشناسی عصبی کمک میکند.
C. زیستشناسی عصبی مولکولی: یکی دیگر از شاخههای تخصصی علوم عصبی. همچنین به عنوان علوم عصبی مولکولی شناخته میشود. پژوهشگران در این زمینه نوروآناتومی را در سطح مولکولی مطالعه میکنند و چگونگی عملکرد سیگنالینگ مولکولی مکانیکی در سیستم عصبی را بررسی میکنند. همچنین اثرات ژنتیک بر توسعه نورونها و پایه مولکولی نوروپلاستیسیته و بیماریهای نورودژنراتیو را بررسی میکنند. این یک حوزه جدید و پویا است.
D. زیستشناسی عصبی اعتیاد: پژوهشگران در این شاخه تخصصی از علوم عصبی بررسی میکنند که چگونه مدارهای عصبی نقش در اعتیاد دارند. همچنین بیولوژی مولکولی اهداف اعتیاد در مغز را بررسی میکنند. مطالعههای تصویربرداری مغزی انسانی نقش مهمی در شناخت تغییرات کلیدی در این نواحی که باعث اعتیاد میشوند ایفا میکند.
E. زیستشناسی عصبی پیری: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه بررسی میکنند که چگونه پیری طبیعی مغز عمل میکند. این پژوهشگران اغلب زیستشناسی عصبی عادی را با اختلالات عصبی مانند صرع، آلزایمر و اختلال حافظه مرتبط با سن مقایسه میکنند. تحقیقات تخصصی شامل نرخ مرگ نورونها و تغییرات در اتصالات سیناپسی است. پژوهشگران همچنین تغییرات در غدد درونریز و غلظتهای عنصری مغز را بررسی میکنند.
F. زیستشناسی عصبی اضطراب: یکی دیگر از شاخههای تخصصی علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه تغییرات در فعالیت نورونها، نورواندوکرین و نوروترانسمیترها را در اضطراب و افسردگی بررسی میکنند. پژوهشگران نواحی خاصی از مغز را مطالعه میکنند که بیشترین تغییرات در آنها رخ میدهد. این پژوهش به درک ما از درمان اختلالات اضطرابی کمک میکند.
G. زیستشناسی عصبی اوتیسم: پژوهشگران در این شاخه تخصصی از علوم عصبی عوامل نوروتکاملی که به اختلال طیف اوتیسم (ASD) کمک میکنند را مطالعه میکنند. علایق پژوهشی ویژه شامل تأثیرات ژنتیکی، توسعه مغز و شبکههای مغزی است. پژوهشگران همچنین رابطه بین نواحی نوروآناتومیکی مغز و شروع ASD را بررسی میکنند.
H. زیستشناسی عصبی اختلالات روانی: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه در تلاشاند تا نقشهای نوروترانسمیترها در اختلالات روانی را درک کنند. ژنتیک مولکولی نقش مهمی در درک پژوهشگران از این حوزه ایفا میکند. یکی از چالشهای پژوهشگران در درک کامل این حوزه، یافتن سوژههای کنترلی مؤثر است که در حال حاضر داروهای روانگردان مصرف نمیکنند.
I. زیستشناسی عصبی اختلال دوقطبی: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی و تحقیقات در پردازش اختلالات روانی. ماهیت پیچیده نوسانات اختلال دوقطبی بین حالتهای جنون و افسردگی پیدا کردن علل را برای پژوهشگران دشوار میکند. پژوهشگران مدارهای مغزی متصل به هم و سیستمهای نوروترانسمیتری که به این اختلال کمک میکنند را مطالعه میکنند.
J. زیستشناسی عصبی تروما: یک شاخه تخصصی از علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه نقشهای متصل به هم مناطق مختلف مغز، پاسخهای غدد درونریز و پاسخهای نوروترانسمیتر را بررسی میکنند. این تأثیرات در سلامت کوتاهمدت و بلندمدت مغز در سطوح مولکولی، سلولی و رفتاری مطالعه میشوند. تحقیقات در این زمینه با زیستشناسی عصبی تکاملی در مورد تروما یا تجربیات نامطلوب کودکی (ACEs) همپوشانی دارد.
K. زیستشناسی عصبی خواب: یک حوزه چندرشتهای علوم عصبی. پژوهشگران در این زمینه خواب و نورونهای ترویجدهنده بیداری، عوامل ژنتیکی مؤثر و عوامل رفتاری که خواب را تنظیم میکنند، مطالعه میکنند. کشفیات در این حوزه به درک ما و درمانهای موجود برای اختلالات خواب و ساعتهای بیولوژیکی کمک میکند.
آیا EMOTIV راهحلهای زیستشناسی عصبی ارائه میدهد؟
EMOTIV چندین راهحل برای تصویربرداری که به تحقیقات زیستشناسی عصبی و علوم عصبی کمک میکنند، ارائه میدهد. مطالعه از طریق EEG، یا الکتروآنسفالوگرافی، با دستگاههای Brainwear EMOTIV مقرون به صرفه است. بخش زیستشناسی عصبی شما میتواند به مجموعهای گسترده از تجهیزات گردآوری و تصویربرداری دادهها دسترسی پیدا کند که بهطور اقتصادی به صرفه است. راهحلهای EMOTIV در مطالعات علمی، پزشکی و بالینی منتشر شده در مقالات معتبر برای علوم عصبی، سلامت و ایمنی در محیط کار، عملکرد شناختی، نورومارکتینگ و کاربردهای فناوری تحت کنترل مغز تایید شده است.
هدست EMOTIV EPOC X دادههای مغزی در سطح حرفهای برای تحقیقات آکادمیک در زیستشناسی عصبی و استفادههای تجاری فراهم میکند. هدست EMOTIV Insight حداقل زمان راهاندازی و الکترونیک بهینهسازی شده برای تولید سیگنالهای تمیز از هر کجا دارد، که آن را برای ردیابی عملکرد و سلامت بسیار مناسب میسازد. کلاه EMOTIV EPOC FLEX پوشش با تراکم بالا و سنسورهای الکتروآنسفالوگرافی قابل جابجایی بهینه برای حرفهایهای تحقیقات ارائه میدهد.