علوم اعصاب رفتاری چیست؟ مغز، زیست شناسی و رفتار | EMOTIV

به اشتراک گذاری:

تعریف علوم اعصاب رفتاری

حوزه علوم اعصاب رفتاری مطالعه پایه‌های بیولوژیکی رفتار در انسان‌ها و حیوانات است. این رشته معمولاً به بررسی انتقال‌های عصبی مغز و رویدادهای روان‌شناختی مرتبط با فعالیت‌های بیولوژیکی می‌پردازد. این یک توسعه وسیع‌تر و معاصر از روان‌شناسی فیزیولوژیک است و موضوعاتی از جمله مبانی زیستی و مولکولی رفتاری، نوروسایکولوژی، یادگیری و حافظه، انگیزه و احساسات، و فرآیندهای حسی را پوشش می‌دهد.


Image showing the frontal cortex of the human brain being visualized for behavioral neuroscience research

پرسش و پاسخ‌های علوم اعصاب رفتاری

علوم اعصاب رفتاری چیست؟

علوم اعصاب رفتاری، که گاهی به عنوان روان‌شناسی زیستی نیز شناخته می‌شود، به مطالعه تعامل بین مغز، رفتار، و محیط می‌پردازد. مطالعات بر پایه داده‌های تجربی با دقت به منبع اطلاعاتی می‌پردازند که فرآیندهایی مانند ادراک، عمل، واکنش یا تصمیم‌گیری را ایجاد، کنترل و هماهنگ می‌کند. روش‌های متنوعی از مهندسی ژنتیک تا الکتروانسفالوگرافی (EEG) برای سنجش فعالیت در سیستم عصبی ارگانیسم و ارتباط آن با متغیر رفتاری (علوم اعصاب و رفتار) به‌کار می‌رود.

چرا علوم اعصاب رفتاری مهم است؟

مطالعات تحقیقاتی در زمینه علوم رفتاری ابزارهایی در اختیار ما می‌گذارد تا به مسائل مختلفی که جامعه ما با آن مواجه است بپردازیم، با پیشرفت در توانایی ارزیابی، فهمیدن، پیش‌بینی، بهبود و کنترل رفتار انسانی. تحقیقات علوم اعصاب رفتاری درک ما از موضوعات مختلفی مانند زیست‌شناسی عصبی اعتیاد، پیری، خواب، تروما، اضطراب، اختلال طیف اوتیسم، اختلال دوقطبی، صرع، و اختلالات سیستم ایمنی را بهبود بخشیده است.

برای مثال، فناوری پیشرفته علوم اعصاب رفتاری داده‌های درمانی مهمی در زیست‌شناسی عصبی اعتیاد به‌دست آورده است. مطالعات تصویربرداری مغزی از افراد معتاد به مواد مخدر نشان‌دهنده تغییرات فیزیکی در نواحی از مغز است که برای قضاوت، تصمیم‌گیری، یادگیری و حافظه و کنترل رفتاری حیاتی هستند. تکنیک‌های تصویربرداری مغزی مانند MRI، fMRI، MRS، PET، و SPECT کاهش در ارتباط بین هسته دم‌دار مغز (تکانش) و قشر پیش‌پیشانی (کنترل خود) در حضور مواد مخدر یا محرک‌های دیگر را شناسایی کرده‌اند.

بینش بیشتر به علوم اعصاب رفتاری در پس این شرایط و اختلالات گسترده می‌تواند به توسعه راه‌کارهای درمانی کارآمدتر و مؤثرتر کمک کند.

روش‌های علوم اعصاب رفتاری

روش‌های تحقیق در علوم اعصاب رفتاری از روش‌های تهاجمی بسیار تا تکنیک‌های کاملاً غیرتهاجمی مختلف است. روش‌های تحقیق در زیست‌شناسی عصبی معمولاً تحت دسته‌های تکنیک‌های ژنتیکی، غیرفعال کردن یا کاهش عملکرد عصبی، تقویت عملکرد عصبی یا اندازه‌گیری فعالیت عصبی قرار می‌گیرند. اندازه‌گیری فعالیت عصبی می‌تواند از طریق تکنولوژی‌هایی مانند پت اسکن توموگرافی تابش پوزیشن (PET)، تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI)، و مانیتورینگ الکتروانسفالوگرافی (EEG) انجام شود.

مانیتورینگ EEG فعالیت الکتریکی مغز را از طریق الکترودهایی که بر روی پوست سر قرار داده می‌شود، شناسایی و ضبط می‌کند. تغییرات ولتاژ از جریان یونی درون و میان نورون‌ها حاصل می‌شود — دستگاه EEG می‌تواند این سیگنال‌ها را تقویت و دیجیتالی کند تا برای پردازش زیستی‌متریک بر روی دستگاه کامپیوتر یا موبایل، جایی که افراد می‌توانند فرآیندهای شناختی خود را بررسی کنند، به منظور بهبود بهره‌وری و سلامت استفاده شود.

نوروسایکولوژی یک رشته خاص مرتبط با علوم اعصاب رفتاری است. علوم اعصاب سنتی درباره عملکرد و زوال سیستم عصبی انسانی نگران است، در حالی که نوروسایکولوژی یک میدان تجربی‌تر است که هدف آن درک این است که چگونه رفتار در اثر عملکرد (نامناسب) مغز، به‌ویژه پس از تشخیص ترومای عصبی یا اختلال تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

علوم اعصاب رفتاری در برابر علوم اعصاب شناختی

شناختی به افکار اشاره دارد. رفتاری به اعمال اشاره دارد. علوم اعصاب شناختی مطالعه پایه بیولوژیکی شناخت است. این حوزه زیست‌شناسی عصبی بر روی عوامل عصبی که زیرچگونگی مغز افکار را تشکیل و کنترل می‌کند، تمرکز دارد، شامل ولی نه محدود به موضوعاتی همچون شناخت اجتماعی، آگاهی، یادگیری، حافظه، زبان، ادراک و احساسات.

فناوری EEG مانند هدست‌ها و کلاه‌های EEG با استفاده از الگوریتمی به‌نام تبدیل سریع فوریه (FFT) سیگنال‌های خام EEG را می‌خوانند و آن‌ها را به‌عنوان امواج تتا، دلتا، بتا یا آلفا دسته‌بندی می‌کنند — EEG می‌تواند در علوم اعصاب شناختی با اطلاعات زیستی‌متریکی که از تغییرات در این الگوهای موجی بدست می‌آید، استفاده شود. این بازخورد عصبی می‌تواند برای آموزش مغز استفاده شود و قدرت پلاستیسیتیه عصبی را بهره‌برداری کند.

پلاستیسیتیه عصبی یا تغییرپذیری مغز، توانایی مغز برای تقویت مسیرهای عصبی از طریق تکرار مداوم افکار و رفتارها است. مغز مانند هر عضله دیگری در بدن، می‌تواند ضعیف یا قوی شود بر اساس چگونگی استفاده از آن. با انجام اسکرینینگ زیستی‌متریک دقیق و تمرین‌های پیوستهٔ پلاستیسیتیه عصبی، مغز می‌تواند در حوزه‌های مختلفی، از جمله عملکرد پروتزهای حسی، درمان آسیب مغزی، مدیتیشن، تناسب اندام و پیری، بازسازی شود.

روش‌های مطالعه علوم اعصاب شناختی شامل الکتروانسفالوگرافی، مدل‌سازی محاسباتی، الکتروکورتیکوگرافی، تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی، روان‌فیزیک، و تحریک مغناطیسی فراجمجمه‌ای می‌باشد.

علوم اعصاب سازمانی

بهبود سلامت، ایمنی و بهره‌وری در محیط کار می‌تواند یک تلاش کارآمد و مبتنی بر داده باشد. تجزیه و تحلیل فعالیت عصبی کارکنان می‌تواند بینش‌های بی‌سابقه‌ای در عناصر محیط کار که حواس‌پرت هستند، مؤثرترین انوع جلسات، و سطوح استرس کلی اعضای تیم شما ارائه دهد. سازمان‌ها می‌توانند تعادلی بین بهره‌وری و سلامت و تندرستی مغزی و روانی، با مانیتورینگ EEG از الگوهای عصبی و تعیین روش‌هایی که به یک جامعه حرفه‌ای با انگیزه، ایمن و سالم کمک می‌کند، پیدا کنند.

موضوعات جاری در علوم اعصاب رفتاری

یکی از مثال‌های استفاده از هدست‌های EEG بررسی تأثیر استرس مادر بر روی توسعه عصبی در نوزادان است. یک تیم تحقیقی آزمایش‌هایی بر روی توسعه عصبی ۷۰ نوزاد دوماهه انجام داده و بر اساس داده‌های EEG تعیین کردند که استرس پرسنپید شده در مراقبت‌کنندگان با قدرت طیفی نوزاد در نوارهای فرکانسی بتا و دلتا به طور قابل توجهی و منفی مرتبط است.

محققان از این یافته‌ها نتیجه‌گیری کردند که EEG می‌تواند برای شناسایی شاخص‌های خطر و مقاومت در نوزادان استفاده شود. توانایی شناسایی کودکانی که برای خطر اختلالات در شناخت و بهداشت در آینده مستعد هستند می‌تواند فرصت برای مداخله زودهنگام با به حداقل رساندن استرس مادرانه و تخفیف تاثیر بر روی نوزاد فراهم کند.

برای گزارش کامل:

https://jamanetwork.com/journals/jamapediatrics/article-abstract/2730067

آیا EMOTIV راه‌حل‌های علوم اعصاب رفتاری ارائه می‌دهد؟

بله، چه برای تحلیل شخصی از کارکردهای شناختی خود یا برای درک Insight بر سطح شرکتی، EMOTIV فناوری EEG پویا و الگوریتم‌های ماشین‌آموزش اختصاصی ارائه می‌دهد که اطلاعات زیستی‌متریک کامل و بلادرنگ فراهم می‌کند.

ایمنی، عملکرد و تندرستی، و همچنین تحقیقات مغزی و آموزش از حوزه‌هایی هستند که محققان علمی، حرفه‌ای های پزشکی، یا افراد فعالی می‌توانند عمیق‌تر در آنها بپردازند، با کمک داده‌های تجربی قابل دسترس که با هدست‌های EEG EMOTIV گردآوری شده است.

برخی از کاربردهای عملی علوم اعصاب رفتاری شامل: تشخیص اختلالات خواب، آموزش مغز برای ADHD، تحقیقات دمانس، اندازه‌گیری درگیری در فعالیت‌های آموزشی، کمی‌سازی روزانه برای سلامت و بهره‌وری، و توسعه تکنیک‌های مدیتیشن است.

تعریف علوم اعصاب رفتاری

حوزه علوم اعصاب رفتاری مطالعه پایه‌های بیولوژیکی رفتار در انسان‌ها و حیوانات است. این رشته معمولاً به بررسی انتقال‌های عصبی مغز و رویدادهای روان‌شناختی مرتبط با فعالیت‌های بیولوژیکی می‌پردازد. این یک توسعه وسیع‌تر و معاصر از روان‌شناسی فیزیولوژیک است و موضوعاتی از جمله مبانی زیستی و مولکولی رفتاری، نوروسایکولوژی، یادگیری و حافظه، انگیزه و احساسات، و فرآیندهای حسی را پوشش می‌دهد.


Image showing the frontal cortex of the human brain being visualized for behavioral neuroscience research

پرسش و پاسخ‌های علوم اعصاب رفتاری

علوم اعصاب رفتاری چیست؟

علوم اعصاب رفتاری، که گاهی به عنوان روان‌شناسی زیستی نیز شناخته می‌شود، به مطالعه تعامل بین مغز، رفتار، و محیط می‌پردازد. مطالعات بر پایه داده‌های تجربی با دقت به منبع اطلاعاتی می‌پردازند که فرآیندهایی مانند ادراک، عمل، واکنش یا تصمیم‌گیری را ایجاد، کنترل و هماهنگ می‌کند. روش‌های متنوعی از مهندسی ژنتیک تا الکتروانسفالوگرافی (EEG) برای سنجش فعالیت در سیستم عصبی ارگانیسم و ارتباط آن با متغیر رفتاری (علوم اعصاب و رفتار) به‌کار می‌رود.

چرا علوم اعصاب رفتاری مهم است؟

مطالعات تحقیقاتی در زمینه علوم رفتاری ابزارهایی در اختیار ما می‌گذارد تا به مسائل مختلفی که جامعه ما با آن مواجه است بپردازیم، با پیشرفت در توانایی ارزیابی، فهمیدن، پیش‌بینی، بهبود و کنترل رفتار انسانی. تحقیقات علوم اعصاب رفتاری درک ما از موضوعات مختلفی مانند زیست‌شناسی عصبی اعتیاد، پیری، خواب، تروما، اضطراب، اختلال طیف اوتیسم، اختلال دوقطبی، صرع، و اختلالات سیستم ایمنی را بهبود بخشیده است.

برای مثال، فناوری پیشرفته علوم اعصاب رفتاری داده‌های درمانی مهمی در زیست‌شناسی عصبی اعتیاد به‌دست آورده است. مطالعات تصویربرداری مغزی از افراد معتاد به مواد مخدر نشان‌دهنده تغییرات فیزیکی در نواحی از مغز است که برای قضاوت، تصمیم‌گیری، یادگیری و حافظه و کنترل رفتاری حیاتی هستند. تکنیک‌های تصویربرداری مغزی مانند MRI، fMRI، MRS، PET، و SPECT کاهش در ارتباط بین هسته دم‌دار مغز (تکانش) و قشر پیش‌پیشانی (کنترل خود) در حضور مواد مخدر یا محرک‌های دیگر را شناسایی کرده‌اند.

بینش بیشتر به علوم اعصاب رفتاری در پس این شرایط و اختلالات گسترده می‌تواند به توسعه راه‌کارهای درمانی کارآمدتر و مؤثرتر کمک کند.

روش‌های علوم اعصاب رفتاری

روش‌های تحقیق در علوم اعصاب رفتاری از روش‌های تهاجمی بسیار تا تکنیک‌های کاملاً غیرتهاجمی مختلف است. روش‌های تحقیق در زیست‌شناسی عصبی معمولاً تحت دسته‌های تکنیک‌های ژنتیکی، غیرفعال کردن یا کاهش عملکرد عصبی، تقویت عملکرد عصبی یا اندازه‌گیری فعالیت عصبی قرار می‌گیرند. اندازه‌گیری فعالیت عصبی می‌تواند از طریق تکنولوژی‌هایی مانند پت اسکن توموگرافی تابش پوزیشن (PET)، تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI)، و مانیتورینگ الکتروانسفالوگرافی (EEG) انجام شود.

مانیتورینگ EEG فعالیت الکتریکی مغز را از طریق الکترودهایی که بر روی پوست سر قرار داده می‌شود، شناسایی و ضبط می‌کند. تغییرات ولتاژ از جریان یونی درون و میان نورون‌ها حاصل می‌شود — دستگاه EEG می‌تواند این سیگنال‌ها را تقویت و دیجیتالی کند تا برای پردازش زیستی‌متریک بر روی دستگاه کامپیوتر یا موبایل، جایی که افراد می‌توانند فرآیندهای شناختی خود را بررسی کنند، به منظور بهبود بهره‌وری و سلامت استفاده شود.

نوروسایکولوژی یک رشته خاص مرتبط با علوم اعصاب رفتاری است. علوم اعصاب سنتی درباره عملکرد و زوال سیستم عصبی انسانی نگران است، در حالی که نوروسایکولوژی یک میدان تجربی‌تر است که هدف آن درک این است که چگونه رفتار در اثر عملکرد (نامناسب) مغز، به‌ویژه پس از تشخیص ترومای عصبی یا اختلال تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

علوم اعصاب رفتاری در برابر علوم اعصاب شناختی

شناختی به افکار اشاره دارد. رفتاری به اعمال اشاره دارد. علوم اعصاب شناختی مطالعه پایه بیولوژیکی شناخت است. این حوزه زیست‌شناسی عصبی بر روی عوامل عصبی که زیرچگونگی مغز افکار را تشکیل و کنترل می‌کند، تمرکز دارد، شامل ولی نه محدود به موضوعاتی همچون شناخت اجتماعی، آگاهی، یادگیری، حافظه، زبان، ادراک و احساسات.

فناوری EEG مانند هدست‌ها و کلاه‌های EEG با استفاده از الگوریتمی به‌نام تبدیل سریع فوریه (FFT) سیگنال‌های خام EEG را می‌خوانند و آن‌ها را به‌عنوان امواج تتا، دلتا، بتا یا آلفا دسته‌بندی می‌کنند — EEG می‌تواند در علوم اعصاب شناختی با اطلاعات زیستی‌متریکی که از تغییرات در این الگوهای موجی بدست می‌آید، استفاده شود. این بازخورد عصبی می‌تواند برای آموزش مغز استفاده شود و قدرت پلاستیسیتیه عصبی را بهره‌برداری کند.

پلاستیسیتیه عصبی یا تغییرپذیری مغز، توانایی مغز برای تقویت مسیرهای عصبی از طریق تکرار مداوم افکار و رفتارها است. مغز مانند هر عضله دیگری در بدن، می‌تواند ضعیف یا قوی شود بر اساس چگونگی استفاده از آن. با انجام اسکرینینگ زیستی‌متریک دقیق و تمرین‌های پیوستهٔ پلاستیسیتیه عصبی، مغز می‌تواند در حوزه‌های مختلفی، از جمله عملکرد پروتزهای حسی، درمان آسیب مغزی، مدیتیشن، تناسب اندام و پیری، بازسازی شود.

روش‌های مطالعه علوم اعصاب شناختی شامل الکتروانسفالوگرافی، مدل‌سازی محاسباتی، الکتروکورتیکوگرافی، تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی، روان‌فیزیک، و تحریک مغناطیسی فراجمجمه‌ای می‌باشد.

علوم اعصاب سازمانی

بهبود سلامت، ایمنی و بهره‌وری در محیط کار می‌تواند یک تلاش کارآمد و مبتنی بر داده باشد. تجزیه و تحلیل فعالیت عصبی کارکنان می‌تواند بینش‌های بی‌سابقه‌ای در عناصر محیط کار که حواس‌پرت هستند، مؤثرترین انوع جلسات، و سطوح استرس کلی اعضای تیم شما ارائه دهد. سازمان‌ها می‌توانند تعادلی بین بهره‌وری و سلامت و تندرستی مغزی و روانی، با مانیتورینگ EEG از الگوهای عصبی و تعیین روش‌هایی که به یک جامعه حرفه‌ای با انگیزه، ایمن و سالم کمک می‌کند، پیدا کنند.

موضوعات جاری در علوم اعصاب رفتاری

یکی از مثال‌های استفاده از هدست‌های EEG بررسی تأثیر استرس مادر بر روی توسعه عصبی در نوزادان است. یک تیم تحقیقی آزمایش‌هایی بر روی توسعه عصبی ۷۰ نوزاد دوماهه انجام داده و بر اساس داده‌های EEG تعیین کردند که استرس پرسنپید شده در مراقبت‌کنندگان با قدرت طیفی نوزاد در نوارهای فرکانسی بتا و دلتا به طور قابل توجهی و منفی مرتبط است.

محققان از این یافته‌ها نتیجه‌گیری کردند که EEG می‌تواند برای شناسایی شاخص‌های خطر و مقاومت در نوزادان استفاده شود. توانایی شناسایی کودکانی که برای خطر اختلالات در شناخت و بهداشت در آینده مستعد هستند می‌تواند فرصت برای مداخله زودهنگام با به حداقل رساندن استرس مادرانه و تخفیف تاثیر بر روی نوزاد فراهم کند.

برای گزارش کامل:

https://jamanetwork.com/journals/jamapediatrics/article-abstract/2730067

آیا EMOTIV راه‌حل‌های علوم اعصاب رفتاری ارائه می‌دهد؟

بله، چه برای تحلیل شخصی از کارکردهای شناختی خود یا برای درک Insight بر سطح شرکتی، EMOTIV فناوری EEG پویا و الگوریتم‌های ماشین‌آموزش اختصاصی ارائه می‌دهد که اطلاعات زیستی‌متریک کامل و بلادرنگ فراهم می‌کند.

ایمنی، عملکرد و تندرستی، و همچنین تحقیقات مغزی و آموزش از حوزه‌هایی هستند که محققان علمی، حرفه‌ای های پزشکی، یا افراد فعالی می‌توانند عمیق‌تر در آنها بپردازند، با کمک داده‌های تجربی قابل دسترس که با هدست‌های EEG EMOTIV گردآوری شده است.

برخی از کاربردهای عملی علوم اعصاب رفتاری شامل: تشخیص اختلالات خواب، آموزش مغز برای ADHD، تحقیقات دمانس، اندازه‌گیری درگیری در فعالیت‌های آموزشی، کمی‌سازی روزانه برای سلامت و بهره‌وری، و توسعه تکنیک‌های مدیتیشن است.

تعریف علوم اعصاب رفتاری

حوزه علوم اعصاب رفتاری مطالعه پایه‌های بیولوژیکی رفتار در انسان‌ها و حیوانات است. این رشته معمولاً به بررسی انتقال‌های عصبی مغز و رویدادهای روان‌شناختی مرتبط با فعالیت‌های بیولوژیکی می‌پردازد. این یک توسعه وسیع‌تر و معاصر از روان‌شناسی فیزیولوژیک است و موضوعاتی از جمله مبانی زیستی و مولکولی رفتاری، نوروسایکولوژی، یادگیری و حافظه، انگیزه و احساسات، و فرآیندهای حسی را پوشش می‌دهد.


Image showing the frontal cortex of the human brain being visualized for behavioral neuroscience research

پرسش و پاسخ‌های علوم اعصاب رفتاری

علوم اعصاب رفتاری چیست؟

علوم اعصاب رفتاری، که گاهی به عنوان روان‌شناسی زیستی نیز شناخته می‌شود، به مطالعه تعامل بین مغز، رفتار، و محیط می‌پردازد. مطالعات بر پایه داده‌های تجربی با دقت به منبع اطلاعاتی می‌پردازند که فرآیندهایی مانند ادراک، عمل، واکنش یا تصمیم‌گیری را ایجاد، کنترل و هماهنگ می‌کند. روش‌های متنوعی از مهندسی ژنتیک تا الکتروانسفالوگرافی (EEG) برای سنجش فعالیت در سیستم عصبی ارگانیسم و ارتباط آن با متغیر رفتاری (علوم اعصاب و رفتار) به‌کار می‌رود.

چرا علوم اعصاب رفتاری مهم است؟

مطالعات تحقیقاتی در زمینه علوم رفتاری ابزارهایی در اختیار ما می‌گذارد تا به مسائل مختلفی که جامعه ما با آن مواجه است بپردازیم، با پیشرفت در توانایی ارزیابی، فهمیدن، پیش‌بینی، بهبود و کنترل رفتار انسانی. تحقیقات علوم اعصاب رفتاری درک ما از موضوعات مختلفی مانند زیست‌شناسی عصبی اعتیاد، پیری، خواب، تروما، اضطراب، اختلال طیف اوتیسم، اختلال دوقطبی، صرع، و اختلالات سیستم ایمنی را بهبود بخشیده است.

برای مثال، فناوری پیشرفته علوم اعصاب رفتاری داده‌های درمانی مهمی در زیست‌شناسی عصبی اعتیاد به‌دست آورده است. مطالعات تصویربرداری مغزی از افراد معتاد به مواد مخدر نشان‌دهنده تغییرات فیزیکی در نواحی از مغز است که برای قضاوت، تصمیم‌گیری، یادگیری و حافظه و کنترل رفتاری حیاتی هستند. تکنیک‌های تصویربرداری مغزی مانند MRI، fMRI، MRS، PET، و SPECT کاهش در ارتباط بین هسته دم‌دار مغز (تکانش) و قشر پیش‌پیشانی (کنترل خود) در حضور مواد مخدر یا محرک‌های دیگر را شناسایی کرده‌اند.

بینش بیشتر به علوم اعصاب رفتاری در پس این شرایط و اختلالات گسترده می‌تواند به توسعه راه‌کارهای درمانی کارآمدتر و مؤثرتر کمک کند.

روش‌های علوم اعصاب رفتاری

روش‌های تحقیق در علوم اعصاب رفتاری از روش‌های تهاجمی بسیار تا تکنیک‌های کاملاً غیرتهاجمی مختلف است. روش‌های تحقیق در زیست‌شناسی عصبی معمولاً تحت دسته‌های تکنیک‌های ژنتیکی، غیرفعال کردن یا کاهش عملکرد عصبی، تقویت عملکرد عصبی یا اندازه‌گیری فعالیت عصبی قرار می‌گیرند. اندازه‌گیری فعالیت عصبی می‌تواند از طریق تکنولوژی‌هایی مانند پت اسکن توموگرافی تابش پوزیشن (PET)، تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI)، و مانیتورینگ الکتروانسفالوگرافی (EEG) انجام شود.

مانیتورینگ EEG فعالیت الکتریکی مغز را از طریق الکترودهایی که بر روی پوست سر قرار داده می‌شود، شناسایی و ضبط می‌کند. تغییرات ولتاژ از جریان یونی درون و میان نورون‌ها حاصل می‌شود — دستگاه EEG می‌تواند این سیگنال‌ها را تقویت و دیجیتالی کند تا برای پردازش زیستی‌متریک بر روی دستگاه کامپیوتر یا موبایل، جایی که افراد می‌توانند فرآیندهای شناختی خود را بررسی کنند، به منظور بهبود بهره‌وری و سلامت استفاده شود.

نوروسایکولوژی یک رشته خاص مرتبط با علوم اعصاب رفتاری است. علوم اعصاب سنتی درباره عملکرد و زوال سیستم عصبی انسانی نگران است، در حالی که نوروسایکولوژی یک میدان تجربی‌تر است که هدف آن درک این است که چگونه رفتار در اثر عملکرد (نامناسب) مغز، به‌ویژه پس از تشخیص ترومای عصبی یا اختلال تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

علوم اعصاب رفتاری در برابر علوم اعصاب شناختی

شناختی به افکار اشاره دارد. رفتاری به اعمال اشاره دارد. علوم اعصاب شناختی مطالعه پایه بیولوژیکی شناخت است. این حوزه زیست‌شناسی عصبی بر روی عوامل عصبی که زیرچگونگی مغز افکار را تشکیل و کنترل می‌کند، تمرکز دارد، شامل ولی نه محدود به موضوعاتی همچون شناخت اجتماعی، آگاهی، یادگیری، حافظه، زبان، ادراک و احساسات.

فناوری EEG مانند هدست‌ها و کلاه‌های EEG با استفاده از الگوریتمی به‌نام تبدیل سریع فوریه (FFT) سیگنال‌های خام EEG را می‌خوانند و آن‌ها را به‌عنوان امواج تتا، دلتا، بتا یا آلفا دسته‌بندی می‌کنند — EEG می‌تواند در علوم اعصاب شناختی با اطلاعات زیستی‌متریکی که از تغییرات در این الگوهای موجی بدست می‌آید، استفاده شود. این بازخورد عصبی می‌تواند برای آموزش مغز استفاده شود و قدرت پلاستیسیتیه عصبی را بهره‌برداری کند.

پلاستیسیتیه عصبی یا تغییرپذیری مغز، توانایی مغز برای تقویت مسیرهای عصبی از طریق تکرار مداوم افکار و رفتارها است. مغز مانند هر عضله دیگری در بدن، می‌تواند ضعیف یا قوی شود بر اساس چگونگی استفاده از آن. با انجام اسکرینینگ زیستی‌متریک دقیق و تمرین‌های پیوستهٔ پلاستیسیتیه عصبی، مغز می‌تواند در حوزه‌های مختلفی، از جمله عملکرد پروتزهای حسی، درمان آسیب مغزی، مدیتیشن، تناسب اندام و پیری، بازسازی شود.

روش‌های مطالعه علوم اعصاب شناختی شامل الکتروانسفالوگرافی، مدل‌سازی محاسباتی، الکتروکورتیکوگرافی، تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی، روان‌فیزیک، و تحریک مغناطیسی فراجمجمه‌ای می‌باشد.

علوم اعصاب سازمانی

بهبود سلامت، ایمنی و بهره‌وری در محیط کار می‌تواند یک تلاش کارآمد و مبتنی بر داده باشد. تجزیه و تحلیل فعالیت عصبی کارکنان می‌تواند بینش‌های بی‌سابقه‌ای در عناصر محیط کار که حواس‌پرت هستند، مؤثرترین انوع جلسات، و سطوح استرس کلی اعضای تیم شما ارائه دهد. سازمان‌ها می‌توانند تعادلی بین بهره‌وری و سلامت و تندرستی مغزی و روانی، با مانیتورینگ EEG از الگوهای عصبی و تعیین روش‌هایی که به یک جامعه حرفه‌ای با انگیزه، ایمن و سالم کمک می‌کند، پیدا کنند.

موضوعات جاری در علوم اعصاب رفتاری

یکی از مثال‌های استفاده از هدست‌های EEG بررسی تأثیر استرس مادر بر روی توسعه عصبی در نوزادان است. یک تیم تحقیقی آزمایش‌هایی بر روی توسعه عصبی ۷۰ نوزاد دوماهه انجام داده و بر اساس داده‌های EEG تعیین کردند که استرس پرسنپید شده در مراقبت‌کنندگان با قدرت طیفی نوزاد در نوارهای فرکانسی بتا و دلتا به طور قابل توجهی و منفی مرتبط است.

محققان از این یافته‌ها نتیجه‌گیری کردند که EEG می‌تواند برای شناسایی شاخص‌های خطر و مقاومت در نوزادان استفاده شود. توانایی شناسایی کودکانی که برای خطر اختلالات در شناخت و بهداشت در آینده مستعد هستند می‌تواند فرصت برای مداخله زودهنگام با به حداقل رساندن استرس مادرانه و تخفیف تاثیر بر روی نوزاد فراهم کند.

برای گزارش کامل:

https://jamanetwork.com/journals/jamapediatrics/article-abstract/2730067

آیا EMOTIV راه‌حل‌های علوم اعصاب رفتاری ارائه می‌دهد؟

بله، چه برای تحلیل شخصی از کارکردهای شناختی خود یا برای درک Insight بر سطح شرکتی، EMOTIV فناوری EEG پویا و الگوریتم‌های ماشین‌آموزش اختصاصی ارائه می‌دهد که اطلاعات زیستی‌متریک کامل و بلادرنگ فراهم می‌کند.

ایمنی، عملکرد و تندرستی، و همچنین تحقیقات مغزی و آموزش از حوزه‌هایی هستند که محققان علمی، حرفه‌ای های پزشکی، یا افراد فعالی می‌توانند عمیق‌تر در آنها بپردازند، با کمک داده‌های تجربی قابل دسترس که با هدست‌های EEG EMOTIV گردآوری شده است.

برخی از کاربردهای عملی علوم اعصاب رفتاری شامل: تشخیص اختلالات خواب، آموزش مغز برای ADHD، تحقیقات دمانس، اندازه‌گیری درگیری در فعالیت‌های آموزشی، کمی‌سازی روزانه برای سلامت و بهره‌وری، و توسعه تکنیک‌های مدیتیشن است.