به دنبال کمک هستید؟

برای پاسخ‌ها در پایگاه دانش ما جستجو کنید

جستجو...

آیا هدست‌های EMOTIV واقعاً سیگنال‌هایی از مغز من را اندازه‌گیری می‌کنند؟

سیگنال‌های EEG که از اطراف سر ضبط می‌شوند، با سیگنال‌های حرکات عضلانی آلوده شده‌اند. به عبارت دیگر، ما (و هر سیستم EEG دیگر) سیگنال‌های مغزی را اندازه‌گیری می‌کنیم که گاهی با پتانسیل‌های فعال‌سازی عضلانی (EMG) و همچنین EOG - سیگنال‌های الکترو-چشم‌انداز، که ناشی از حرکت کره چشم هستند (یک ارگان به شدت قطبی‌شده با اتصالات الکتریکی زیاد در یک سمت و تقریباً بدون عصب در سمت دیگر) همپوشانی دارند.

تقریباً هر سیستم EEG دیگر یا کاملاً داده‌های جمع‌آوری‌شده در حین رویدادهای EMG و EOG را کنار می‌گذارد، یا حداقل سعی می‌کند آن‌ها را فیلتر کند در حالی که سیگنال‌های واقعی مغز را بازیابی می‌کند. ما تصمیم گرفتیم خیلی فراتر برویم. ما با کمال میل به سیگنال‌های عضلانی خوش‌آمد می‌گوییم و از توزیع سنسورها در اطراف صورت برای تعیین منابع عضلانی و ساخت سیستم‌های طبقه‌بندی برای شناسایی عبارات خاص چهره، مانند لبخند و پلک زدن و غیره استفاده می‌کنیم. این مجموعه شناسایی عبارات چهره است. ما هیچ رازی از این موضوع نداریم که تشخیص عبارات چهره بر اساس سیگنال‌های عضلانی است، در واقع ما خوشحالیم که به مردم بگوییم که از داده‌هایی که اکثر مردم روی توده زباله می‌ریزند، به خوبی استفاده می‌کنیم.

دستورات ذهنی و معیارهای عملکرد کاملاً متفاوت هستند. معیارهای عملکرد اندازه‌گیری حالت عاطفی شما هستند. این ورودی داده‌های عضلانی یا ابراز چهره را نمی‌پذیرد - ما به‌طور اختصاصی از سیگنال‌های مغزی استفاده می‌کنیم، وگرنه منظور چیست؟ چون ما بر عبارات چهره تسلط داریم، می‌توانیم نوع فیلتر کردن لازم برای حذف EMG و EOG از داده‌ها را مشخص کنیم و تشخیص‌های ما حتی در حین فعالیت‌های عادی ادامه می‌یابند. گاهی اوقات اگر داده‌ها به‌حدی خراب باشند که دیگر عملکرد نداشته باشند، به ویژه در موارد ناامیدی و درگیری، فقط خاموش می‌شوند.

دستورات ذهنی بر اساس آنچه برای آموزش استفاده می‌کنید کار می‌کند. ممکن است کمی فعال‌سازی عضلات صورت را در طبقه‌بند قرار دهید، اما صادقانه بگویم که این به اندازه سیگنال‌های مغزی خالص و صحیح قابل اعتماد و قابل تکرار نیست. ما ترجیح می‌دهیم کاربران ما راحت باشند و در حین آموزش دستورات ذهنی بیش از حد ثابت نایستند، و اکثر مردم بعد از مدتی که با سیستم بازی می‌کنند، یاد می‌گیرند که این کار را انجام دهند. با داده‌های آموزشی کاملاً آرام (یعنی، جایی که هیچ عضله‌ای درگیر نیست، فقط فعالیت مغز وجود دارد) می‌توان از دستورات ذهنی در فعالیت‌های عادی استفاده کرد، از جمله در حین انجام حرکات چهره، زیرا فقط سیگنال‌های مغزی مربوطه در طبقه‌بند لحاظ شده‌اند. ما یک مؤلفه کوچک از سیگنال‌های عضلانی را به سیستم آموزشی وارد کردیم تا مبتدیان بتوانند در دفعه اول شانس بهتری برای کار با سیستم داشته باشند، اما تقریباً همه در کمترین زمان یاد می‌گیرند که آن را پشت سر بگذارند. دستورات ذهنی برای موضوعات کاملاً قفل‌شده (آن‌هایی که به‌طور مطلق هیچ فعالیت عضلانی ندارند) به‌خوبی کار می‌کند - که این ثابت می‌کند سیگنال‌های مغزی باید درگیر باشند.

آیا این مقاله مفید بود؟

آیا چیزی که نیاز دارید را پیدا نمی‌کنید؟

تیم پشتیبانی ما تنها با یک کلیک در دسترس است.

© 2026 EMOTIV, کلیه حقوق محفوظ است.

به دنبال کمک هستید؟

جستجو...

پایگاه دانش

آیا هدست‌های EMOTIV واقعاً سیگنال‌هایی از مغز من را اندازه‌گیری می‌کنند؟

سیگنال‌های EEG که از اطراف سر ضبط می‌شوند، با سیگنال‌های حرکات عضلانی آلوده شده‌اند. به عبارت دیگر، ما (و هر سیستم EEG دیگر) سیگنال‌های مغزی را اندازه‌گیری می‌کنیم که گاهی با پتانسیل‌های فعال‌سازی عضلانی (EMG) و همچنین EOG - سیگنال‌های الکترو-چشم‌انداز، که ناشی از حرکت کره چشم هستند (یک ارگان به شدت قطبی‌شده با اتصالات الکتریکی زیاد در یک سمت و تقریباً بدون عصب در سمت دیگر) همپوشانی دارند.

تقریباً هر سیستم EEG دیگر یا کاملاً داده‌های جمع‌آوری‌شده در حین رویدادهای EMG و EOG را کنار می‌گذارد، یا حداقل سعی می‌کند آن‌ها را فیلتر کند در حالی که سیگنال‌های واقعی مغز را بازیابی می‌کند. ما تصمیم گرفتیم خیلی فراتر برویم. ما با کمال میل به سیگنال‌های عضلانی خوش‌آمد می‌گوییم و از توزیع سنسورها در اطراف صورت برای تعیین منابع عضلانی و ساخت سیستم‌های طبقه‌بندی برای شناسایی عبارات خاص چهره، مانند لبخند و پلک زدن و غیره استفاده می‌کنیم. این مجموعه شناسایی عبارات چهره است. ما هیچ رازی از این موضوع نداریم که تشخیص عبارات چهره بر اساس سیگنال‌های عضلانی است، در واقع ما خوشحالیم که به مردم بگوییم که از داده‌هایی که اکثر مردم روی توده زباله می‌ریزند، به خوبی استفاده می‌کنیم.

دستورات ذهنی و معیارهای عملکرد کاملاً متفاوت هستند. معیارهای عملکرد اندازه‌گیری حالت عاطفی شما هستند. این ورودی داده‌های عضلانی یا ابراز چهره را نمی‌پذیرد - ما به‌طور اختصاصی از سیگنال‌های مغزی استفاده می‌کنیم، وگرنه منظور چیست؟ چون ما بر عبارات چهره تسلط داریم، می‌توانیم نوع فیلتر کردن لازم برای حذف EMG و EOG از داده‌ها را مشخص کنیم و تشخیص‌های ما حتی در حین فعالیت‌های عادی ادامه می‌یابند. گاهی اوقات اگر داده‌ها به‌حدی خراب باشند که دیگر عملکرد نداشته باشند، به ویژه در موارد ناامیدی و درگیری، فقط خاموش می‌شوند.

دستورات ذهنی بر اساس آنچه برای آموزش استفاده می‌کنید کار می‌کند. ممکن است کمی فعال‌سازی عضلات صورت را در طبقه‌بند قرار دهید، اما صادقانه بگویم که این به اندازه سیگنال‌های مغزی خالص و صحیح قابل اعتماد و قابل تکرار نیست. ما ترجیح می‌دهیم کاربران ما راحت باشند و در حین آموزش دستورات ذهنی بیش از حد ثابت نایستند، و اکثر مردم بعد از مدتی که با سیستم بازی می‌کنند، یاد می‌گیرند که این کار را انجام دهند. با داده‌های آموزشی کاملاً آرام (یعنی، جایی که هیچ عضله‌ای درگیر نیست، فقط فعالیت مغز وجود دارد) می‌توان از دستورات ذهنی در فعالیت‌های عادی استفاده کرد، از جمله در حین انجام حرکات چهره، زیرا فقط سیگنال‌های مغزی مربوطه در طبقه‌بند لحاظ شده‌اند. ما یک مؤلفه کوچک از سیگنال‌های عضلانی را به سیستم آموزشی وارد کردیم تا مبتدیان بتوانند در دفعه اول شانس بهتری برای کار با سیستم داشته باشند، اما تقریباً همه در کمترین زمان یاد می‌گیرند که آن را پشت سر بگذارند. دستورات ذهنی برای موضوعات کاملاً قفل‌شده (آن‌هایی که به‌طور مطلق هیچ فعالیت عضلانی ندارند) به‌خوبی کار می‌کند - که این ثابت می‌کند سیگنال‌های مغزی باید درگیر باشند.

آیا این مقاله مفید بود؟

آیا چیزی که نیاز دارید را پیدا نمی‌کنید؟

تیم پشتیبانی ما تنها با یک کلیک در دسترس است.

© 2026 EMOTIV, کلیه حقوق محفوظ است.

به دنبال کمک هستید؟

جستجو...

پایگاه دانش

آیا هدست‌های EMOTIV واقعاً سیگنال‌هایی از مغز من را اندازه‌گیری می‌کنند؟

سیگنال‌های EEG که از اطراف سر ضبط می‌شوند، با سیگنال‌های حرکات عضلانی آلوده شده‌اند. به عبارت دیگر، ما (و هر سیستم EEG دیگر) سیگنال‌های مغزی را اندازه‌گیری می‌کنیم که گاهی با پتانسیل‌های فعال‌سازی عضلانی (EMG) و همچنین EOG - سیگنال‌های الکترو-چشم‌انداز، که ناشی از حرکت کره چشم هستند (یک ارگان به شدت قطبی‌شده با اتصالات الکتریکی زیاد در یک سمت و تقریباً بدون عصب در سمت دیگر) همپوشانی دارند.

تقریباً هر سیستم EEG دیگر یا کاملاً داده‌های جمع‌آوری‌شده در حین رویدادهای EMG و EOG را کنار می‌گذارد، یا حداقل سعی می‌کند آن‌ها را فیلتر کند در حالی که سیگنال‌های واقعی مغز را بازیابی می‌کند. ما تصمیم گرفتیم خیلی فراتر برویم. ما با کمال میل به سیگنال‌های عضلانی خوش‌آمد می‌گوییم و از توزیع سنسورها در اطراف صورت برای تعیین منابع عضلانی و ساخت سیستم‌های طبقه‌بندی برای شناسایی عبارات خاص چهره، مانند لبخند و پلک زدن و غیره استفاده می‌کنیم. این مجموعه شناسایی عبارات چهره است. ما هیچ رازی از این موضوع نداریم که تشخیص عبارات چهره بر اساس سیگنال‌های عضلانی است، در واقع ما خوشحالیم که به مردم بگوییم که از داده‌هایی که اکثر مردم روی توده زباله می‌ریزند، به خوبی استفاده می‌کنیم.

دستورات ذهنی و معیارهای عملکرد کاملاً متفاوت هستند. معیارهای عملکرد اندازه‌گیری حالت عاطفی شما هستند. این ورودی داده‌های عضلانی یا ابراز چهره را نمی‌پذیرد - ما به‌طور اختصاصی از سیگنال‌های مغزی استفاده می‌کنیم، وگرنه منظور چیست؟ چون ما بر عبارات چهره تسلط داریم، می‌توانیم نوع فیلتر کردن لازم برای حذف EMG و EOG از داده‌ها را مشخص کنیم و تشخیص‌های ما حتی در حین فعالیت‌های عادی ادامه می‌یابند. گاهی اوقات اگر داده‌ها به‌حدی خراب باشند که دیگر عملکرد نداشته باشند، به ویژه در موارد ناامیدی و درگیری، فقط خاموش می‌شوند.

دستورات ذهنی بر اساس آنچه برای آموزش استفاده می‌کنید کار می‌کند. ممکن است کمی فعال‌سازی عضلات صورت را در طبقه‌بند قرار دهید، اما صادقانه بگویم که این به اندازه سیگنال‌های مغزی خالص و صحیح قابل اعتماد و قابل تکرار نیست. ما ترجیح می‌دهیم کاربران ما راحت باشند و در حین آموزش دستورات ذهنی بیش از حد ثابت نایستند، و اکثر مردم بعد از مدتی که با سیستم بازی می‌کنند، یاد می‌گیرند که این کار را انجام دهند. با داده‌های آموزشی کاملاً آرام (یعنی، جایی که هیچ عضله‌ای درگیر نیست، فقط فعالیت مغز وجود دارد) می‌توان از دستورات ذهنی در فعالیت‌های عادی استفاده کرد، از جمله در حین انجام حرکات چهره، زیرا فقط سیگنال‌های مغزی مربوطه در طبقه‌بند لحاظ شده‌اند. ما یک مؤلفه کوچک از سیگنال‌های عضلانی را به سیستم آموزشی وارد کردیم تا مبتدیان بتوانند در دفعه اول شانس بهتری برای کار با سیستم داشته باشند، اما تقریباً همه در کمترین زمان یاد می‌گیرند که آن را پشت سر بگذارند. دستورات ذهنی برای موضوعات کاملاً قفل‌شده (آن‌هایی که به‌طور مطلق هیچ فعالیت عضلانی ندارند) به‌خوبی کار می‌کند - که این ثابت می‌کند سیگنال‌های مغزی باید درگیر باشند.

آیا این مقاله مفید بود؟

آیا چیزی که نیاز دارید را پیدا نمی‌کنید؟

تیم پشتیبانی ما تنها با یک کلیک در دسترس است.

© 2026 EMOTIV, کلیه حقوق محفوظ است.